اصول پیشگیری از رفتارهای پرخاشگرانه

اصول پیشگیری از رفتارهای پرخاشگرانه

2-30-1- شناخت وضعیت روانی کودک و عدم تشدید پرخاشگری طبیعی

کودکان در سن معینی بطور طبیعی پرخاشگری می کنند. مثلاً در 12 ماهگی، وقتی که با هم هستند رفتار پرخاشگرانه از خود نشان می دهند و غالباً این رفتارهای پرخاشگرانه به خاطر اسباب بازی ها و متعلقات دیگر است. این نوع پرخاشگری در برخی متون علمی به عنوان «جرأت درونی» تعبیر شده است که دفاع از حقوق یا متعلقات مانند ممانعت کودک از اینکه کسی اسباب بازی او را بگیرد و یا امیال و آرزوها را در بر می گیرد و کودکان خود مدار شده و خواسته و میل خود را محور و مرکز همه چیز می دانند. مثلاً کودک چهارساله غذا را از جلوی خواهر کوچکتر خود بر می دارد، وقتی سؤال می کنند که چرا اینکار را کردی؟ پاسخ می دهد که او آن غذا را دوست ندارد. چون که خودش آن را دوست نداشت خیال می کرد که همه کودکان از آن غذا بدشان می آید. حال اگر پدر، مادر و یا بزرگسال دیگری از این ویژگی روانی کودک آگاهی نداشته باشد. این جلوه رفتاری کودک را که از طبیعت کودکانه او بر می خیزد به رفتار پرخاشگرانه تعبیر می کند. بزرگسالان ناآگاه، پرخاشگری طبیعی کودک را از «طبیعت کودکانه» به «خشونت تشدید شونده»، می کشانند. لذا نخستین شرط پیشگیری از بروز پرخاشگری این است که مربی و والدین از ویژگی های هر مرحله از رشد کودکان اطلاع داشته باشند.

2-30-2- تقویت رفتارهای جامعه پسند

پرخاشگری و رفتارهای مشابه آن، رفتارهای ضداجتماعی هستند. تقویت رفتارهای اجتماعی مانند همکاری کردن، مشارکت کردن، ابراز همدردی و همدلی و امثال اینها اگر از ابتدای دوران کودکی در شخص تقویت شوند، زمینه کمتری برای پرخاشگری، در رفتار شخص باقی می ماند. لذا اگر یک نظام تربیتی قادر باشد کودکان جامعه خود را جامعه پذیر کند، درواقع جلوی بروز رفتارهای ضداجتماعی در آنها را گرفته است. کودکی که از سن حدود یک سال و نیم، برای خود یک سری هنجار می سازد و برای رفتارهای خود ضوابطی تعیین می کند، اگر در مسیر تربیت اجتماعی قرار بگیرد، بتدریج رعایت موازین دیگران جزء شخصیت او می شود. در این کار تربیتی، مدرسه، خانه، وسایل ارتباط جمعی و سایر عوامل تربیتی مشترکاً اثرگذار هستند. برای کاهش پرخاشگری باید مجموعه ای از استدلال های منطقی و الگوهای مناسب را ساخت و برای کودکان و نوجوانان بطور کلامی، تصویری و عملی نشان داد که پرخاشگری، و پریشانی حاصل از آن، نه تنها در قربانیان پرخاشگری بلکه در خود پرخاشگران، وابستگان آنها و حتی در جوامع اثر منفی می گذارد. اشخاص پرخاشگر خود با پرخاشگری اشخاص دیگر روبرو خواهند شد (لواف پور نوری و همکاران، 1391).

مطلب مرتبط :   تعریف مدیریت کیفیت فراگیر