تفاوت‌های جنسیتی در جهت‌‌گیری‌های هدف

تفاوت های جنسیتی در جهت گیری های هدف

 

در پژوهشی که توسط آندرمن و میدگلی (1997)، در مورد رابطه ی جهت گیری های هدف پیشرفت، احساس شایستگی تحصیلی و نمرات درسی، انجام گرفته است، عنوان شده که میان اهداف پیشرفت دختران و پسران تفاوت وجود دارد. دختران در درس انگلیسی بیشتر از پسران، تکلیف مدار بودند و نمرات پسران در اهداف عملکردی بیشتر از دختران بود.

به پژوه، افروز، ساداتی و ملتفت (1389)، در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که نمرات دختران و پسران در ابعاد جهت گیری هدف، تفاوت معناداری با هم دارند. بدین صورت که نمرات دختران در زیر مقیاس های عملکردی-گرایشی و تسلطی- اجتنابی بالاتر از پسران بوده است.

گرنت و دوئک[1] (2003)، در پژوهش خود با عنوان “شفاف سازی اهداف پیشرفت و تاثیرات آن ها” به این نتیجه رسیدند که هیچ اثر تعاملی میان اهداف پیشرفت و جنسیت وجود ندارد و اهداف عملکردی و تسلطی اثر یکسانی در هر دو جنس دارند.

کوری، الیوت، سارازین، فونسکا و روفو[2] (2002)، نیز در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که جنسیت، دارای هیچ گونه اثری اعم از اصلی یا تعاملی در جهت گیری های هدف، نیست.

همچنین مشتاقی (1391)، در پژوهشی که بر روی 609 دانش آموز مقطع راهنمایی، در مورد بررسی جهت گیری های هدف انجام داد، از معنادار نبودن تفاوت میانگین نمرات دختران و پسران در جهت گیری های هدف، خبر داد.

بخشی از یافته های پژوهش شیخ الاسلامی و احمدی (1390)، حاکی از آن است که دانشجویان دختر از جهت گیری تسلطی و عملکردی بیشتری نسبت به دانشجویان پسر برخوردار هستند. آن ها علت این امر را شرایط فرهنگی، اجتماعی کشور ایران و تمایل و آمار بیشتر حضور دختران برای ادامه ی تحصیل می دانند.

به نظر می رسد هر چه تحقیقات در خلال سال ها پیش می روند، نتایج، از عدم تفاوت میانگین نمرات دختران و پسران در جهت گیری های هدف، حکایت دارد. علت این امر را می توان کمابیش یکسان شدن شرایط رشد و پیشرفت برای زنان و مردان در همه ی عرصه ها و در اکثر جوامع دانست.

 

 

1-1-2- تفاوت های جنسیتی در راهبردهای مقابله ای

 

مقابله را می توان پدیده ای پیچیده دانست که با عوامل متعدد وابسته به موقعیت، عوامل شخصی و جمعیت شناختی همبستگی دارد و جنسیت، تقریبا همیشه به عنوان شاخص روش های مقابله ای مطرح می شود (فرایدنبرگ[3]، 1994؛ به نقل از حاجی زادگان، 1386). مطالعات مختلف نشانگر این واقعیت هستند که مردان، مستقیم تر از زنان با مشکل و منبع ایجاد کننده ی آن برخورد می کنند. همچنین مردان بیشتر از راهبردهای مسأله مدار و زنان بیشتر از راهبردهای هیجان مدار استفاده می کنند (علیپور، هاشمی، باباپور و طوسی، 1389).

مطلب مرتبط :   شیوع و ویژگی های جمعیت شناختی خود جرحی

ثمری، لعلی فاز و عسکری (1385)، در پژوهش خود عنوان کردند که استفاده از شیوه های هیجان مدار نزد دانشجویان دختر مشهود تر است اما در مورد استفاده از شیوه ی مقابله ی مسأله مدار تفاوت چندانی وجود ندارد.

همچنین نتایج پژوهش لارنس، اشفورد و دنت[4] (2006)، در مورد تفاوت های جنسیتی در راهبردهای مقابله ای و تاثیر آن بر دستیابی به هدف و عزت نفس دانشجویان ، نشان داد که مردان کمتر از راهبردهای مقابله ای هیجان مدار استفاده می کنند، در مقابل، در مورد زنان استفاده از راهبرد هیجان مدار، غالب است.

گودرزی و رودبالی (1385)، پژوهشی را بر روی 180دانش آموز کلاس دوم دبیرستان، با هدف بررسی رابطه ی سبک های مقابله ای و سلامت روانی در دانش آموزان دبیرستانی انجام دادند. نتایج این پژوهش بیانگر آن بود که میانگین به کارگیری هر سه سبک مقابله ای مسئله مدار، مقابله ی گرایشی و هیجان مدار در دختران بیش تر از پسران است. نتایج این پژوهش همچنین نشان می دهد که هرچند توانایی به کارگیری هر سه سبک مقابله ای در دختران بهتر از پسران است، وضعیت سلامت روانی پسران نسبت به دختران بهتر است. نویسندگان یکی از علل این مطلب را این دانسته اند که دختران فقط در سبک مقابله ای مسئله مدار یا منطقی نسبت به پسران برتر نبوده اند، بلکه در سایر سبک های مقابله ای نیز برتر بوده اند. ممکن است این وضعیت بر سلامت روانی آن ها تاثیر منفی داشته باشد.

طبق نتایج پژوهش حاجی زادگان (1386)، با هدف بررسی تفاوت های جنسیتی در مقابله با تنیدگی، دخترها در مقابله با استرس، بیشتر از راهبردهای نگرانی پذیری، تلاش، پیشاپیش نگری و مذهب گرایی و پسرها از راهبردهای انکار و فعالیت های بدنی سود می جویند. دخترها با به کار بردن این سبک ها از سطوح سازشی بالاتری بهره مند هستند. می توان چنین پنداشت که استفاده از راهبرد مذهب گرایی در دختران، مبین فرهنگ اجتماعی و ملزم کردن آن ها به کاربرد راهبردهایی است که آن ها را به سوی سازش یافتگی فعل پذیر سوق می دهد. بالاتر بودن میانگین آزمودنی های دختر در به کارگیری راهبرد نگرانی پذیری، نیز با توسل به دلایل اجتماعی و موقعیت این جنس در جامعه توجیه شدنی است. اما کاربرد مکانیزم انکار از سوی پسرها به منزله ی عدم پذیرش و یک راهبرد سازشی سطح پایین است و فعالیت بدنی نیز که فعالیتی اجتماعی است، به منظور جهت دهی به هیجان های منفی ناشی از امیال تعارض آمیز است.

مطلب مرتبط :   ارتباط بین نیمکره های مغز و هیجان

 

 

1-1-3- تفاوت های جنسیتی در تاب آوری

 

حجازی و سلیمانی (1388)، در نتایج پژوهش خود بر روی 250 دانش آموز دختر و پسر مقطع متوسطه، عنوان کرده اند که بین دختران و پسران در متغیر تاب آوری تفاوت معناداری وجود دارد و این تفاوت به نفع دختران است.

در یافته های پژوهش پنگ[5] و همکاران (2012)،که در بررسی تاثیر تاب آوری، شخصیت و حمایت های اجتماعی بر سلامت روانی 2069 دانشجوی علوم پزشکی انجام شد، عنوان شده است که نمره ی تاب آوری مردان بیشتر از زنان است.

در پژوهش جلیلی و حسین چاری (1389)، در تبیین تاب آوری روانشناختی بر اساس خودکارآمدی، تفاوت معناداری بین افراد مونث و مذکر در زمینه ی تاب آوری وجود ندارد و در توجیه آن، نویسندگان، سخن از تشابه میزان تحصیلات آزمودنی های دو جنس که هر دو دارای تحصیلات عالی و تجربه ی حضور در دانشگاه بوده اند، سخن به میان آورده اند.

همچنین خلعتبری و بهاری (1388)، در بیان رابطه ی میان تاب آوری و رضایت از زندگی، به نتیجه ای مشابه دست یافته و عنوان کرده اند اختلاف معناداری بین میزان تاب آوری زنان و مردان وجود ندارد.

در نتایج پژوهش کمپل سیلز و همکاران (2006)، که جهت بررسی رابطه ی میان تاب آوری با شخصیت، مقابله و علائم روانی، بر روی 132 دانشجوی دختر و پسر، انجام شد، بیان شده که هیچ یک از مقایسه های جنسیتی در متغیرهای پژوهش، معنادار نبوده و دختران و پسران در تاب آوری نمرات مشابهی کسب کرده اند.

همچنین سیدمحمدی، رحیمی و محمدی (2011)، در پژوهشی در باب تاب آوری و جهت گیری مذهبی، عنوان کرده اند که بعضی خرده مقیاس های تاب آوری، می توانند رشد پس ضربه ای را در آزمودنی های ایرانی پیش بینی کنند، ولی هیچ تفاوتی از لحاظ جنسیتی میان تاب آوری زنان و مردان وجود ندارد.

در پژوهش حمید، کیخسروانی، بابامیری و دهقانی (1391) نیز که برای بررسی رابطه ی سلامت روان و هوش معنوی با تاب آوری بر روی دانشجویان علوم پزشکی انجام شد، بیان شده است که بین دانشجویان دختر و پسر از لحاظ تاب آوری تفاوت معناداری وجود ندارد.

در پژوهش دیگری که توسط بردمن، بلالوک و باتون[6](2009)، صورت پذیرفت، به عنوان یک یافته ی مهم عنوان شده است که تاب آوری مردان، در مقایسه با زنان بالاتر است.

 

[1]. Grant & Dweck

[2]. Cury, Elliot, Sarrazin, Fonseca & Rufo

[3]. Fridenberg

[4]. Lawrence, Ashford & Dent

[5]. Peng

[6]. Bordman, Blalock & Button