خشم و پرخاشگری از دیدگاه روانشناختی

خشم و پرخاشگری[1]

در بسیاری از مواقع به ویژه در بحث های معمول خشم معادل با پرخاشگری به کار می رود. هر چند رابطه این دو مفهوم به گونه ای است که عده ای از محققان آن را نوعی پرخاشگری منفعلانه می نامند، ولی این دو مؤلفه هم معنی نیستند. اسپیلبرگر به منظور متمایز ساختن این دو مؤلفه عنوان کرد که خشم یک حالت ذهنی برانگیختگی است اما پرخاشگری نوعی رفتار آشکار است که قصد آن صدمه به دیگری است. اما اصطلاح  دیگر که به نظر می رسد با این مؤلفه در ارتباط باشد، خصومت[2]  است(ریموند[3]، 2012). باس معتقد است خصومت یک نوع نگرش است و غالبا خود را به صورت بدبینی، عدم اعتماد به دیگران و ارزیابی منفی از اتفاقات نشان می دهد. بدین ترتیب او تفاوت بین خصومت با خشم و پرخاشگری را برجسته می سازد(ریموند، 2012).

 

تظاهر درونی و بیرونی خشم

زمانی که خشم احساس می شود، اغلب غریزی و غیرقابل اجتناب به نظر می رسد، خشم اصولا به دو شیوه ابراز می شود: مستقیم و غیرمستقیم. تظاهر مستقیم، نمود بیرونی پیدا می کند و خود را به صورت پرخاشگری کلامی و فیزیکی نشان می دهد. تظاهر غیر مستقیم، نمود درونی دارد، اغلب برای ناظرین بیرونی ملموس نیست این شیوه ابراز خشم اغلب به صورت افزایش فشار خون، تنفس سریع، تنش های ماهیچه ای و غیره نشان داده می شود(ویلموت[4]، 2001).

اسپیلبرگر بر اساس واکنش افراد در برابر خشم، آن ها را به دو دسته درون دهنده[5] و برون دهنده[6] خشم طبقه بندی می کند. افراد درون دهنده خشم، خشم خود را سرکوب می کنند. آن را به سمت خود برمی گردانند. بر عکس، افراد برون دهنده خشم اغلب خشم خود را به طرف اشیاء و افراد برانگیزاننده خشم متوجه می سازند و با عامل خشم برخورد می کنند(ریموند، 2012).

مطلب مرتبط :   سلامت روان ونظریه های سلامت روان

 

کنترل درونی و بیرونی خشم

همان گونه که قبلا نیز اشاره شد، خشم هیجانی است که به شمشیر دو لبه معروف است، به این معنی که برون ریزی آن باعث تخریب افراد و اشیای اطراف می شود و درون ریزی و سرکوب آن صدمات جسمانی و روانی جبران ناپذیری به بار می آورد. این مسئله نشان می دهد که بحث کنترل خشم از اهمیت خاصی برخوردار است (اکمن[7] ، 2013).

اسپیلبرگر(1999) کنترل خشم را به دو صورت ممکن می داند:کنترل درونی و کنترل بیرونی. در کنترل درونی خشم، فرد خشمگین سعی می کند از طریق آرام شدن  و سکوت از بروز بیرونی خشم جلوگیری کند، به عبارت دیگر فرد در این حالت خشم خود را سرکوب می کند. در کنترل بیرونی فرد تلاش می کند تا احساسات خشمگینانه خود را طوری جهت دهی کند که آسیبی به اشیاء و افراد وارد نشود. این تفکیک در مطالعات پزشکی و بالینی حائز اهمیت است.

پژوهشگران بر این باورند که اگر خشم به صورت سالم و کنترل شده ابراز نشود، هیجان سالمی نخواهد بود، به ویژه اینکه این هیجان می تواند موجبات رفتارهای پرخاشگرانه را فراهم آورد (لایو[8] ، 2001).

[1] Anger & Aggression

[2] Hostility

[3] Raymond

[4] Williamot

[5] Intruder

[6] Extruder

[7] Ekman

[8] Lau