دانلود پایان نامه ارشد درمورد امر به معروف، طلاق

برقراری عدالت در داوری و قضاوت سفارش و دستور داده است، در آیه مورد بحث مردم را به اطاعت و فرمان برداری از خویش و رسولش فرمان می‌دهد و می‌فرماید: “اطیعوا الله واطیعوا الرسول” مفاد این آیه آن است که بر مسلمانان واجب است تا اوامر و نواهی الهی و همچنین آن چه را پیامبر از احکام به آنان امر و نهی کرده است، اطاعت نمایند.156 این اندیشمندان تا این بخش از آیه شریفه اختلاف نظر ندارند و بلکه عموم آنان یک مطلب را در تفسیر این بخش یاد کرده‌اند آما آنچه مورد اختلاف رای آنان قرار گرفته، تفسیر و تعیین مصداق “اولی الامر” است.
مصادیق اولی الامر از نگاه اهل سنت عبارت است از:
1- حاکمان و والیان
ابن کثیر می‌نویسد: ” اولی الامر منکم یعنی آن امری که طاعت خداوند در آن است نه آن امری که معصیت خداوند است زیرا از مخلوق در آن جایی که امر به معصیت خداوند می‌کند اطاعتی نیست.”157 زمخشری می‌نویسد: منظور از اولی الامر، امراء بر حق است زیرا به دور است که خدا و رسولش از امراء جور باشند و کلام خداوند معطوف به اطاعت از آن‌ها نمی‌باشد.158
قرطبی تصرح کرده است: مراد از اولی الامر پادشاهان است و اطاعت از پادشاهان تا زمانی که فرمان آن‌ها اطاعت از خدا باشد واجب است و در فرمانی که معصیت خداست اطاعت از آن‌ها واجب نیست.159
آلوسی نوشته است:
“شکی نیست حمل اولی الامر برحاکمان، ملائمت دارد و حمل اولی الامر بر علما ملائمت ندارد زیرا مردم در بعضی فرمان حاکمان نزاع و اختلاف دارند در حالیکه بین علما اختلافی نیست چون مراد از علما مجتهدان هستند و مردم که غیر از علما می‌باشند هیچ اختلافی در تبعیت از احکام آن ها ندارند.”160
2- فرماندهان سپاه در سرایا در عصر پیامبر?
این گروه اولی الامر را به این فرماندهان تطبیق کرده و به کلامی از پیامبر استدلال می‌کنند: ” هر کس مرا اطاعت کند قطعا خداوند را اطاعت کرده است و هر کس امیر و فرمانده مرا اطاعت کند قطعا مرا اطاعت کرده و هر کس امیرم را عصیان کند قطعا مرا عصیان کرده است.‏”
ابن کثیر می‌نویسد: “قال: نزلت فی عبد الله بن حذافه بن قیس بن عدی إذ بعثه رسول الله? فی سریه”161
طبری نوشته است: “نزلت فی رجل بعثه النبی? على سریه. و در جای دیگر می‌نویسد: أصحاب السرایاعلى عهد النبی?”162
3- فقیهان و عالمان دینی
عده‌ای از این اندیشمندان مصداق اولی الامر را علما بیان کرده‌اند.
زمخشری بیان کرده است: ” اولی الامر علماء دینی هستند کسانی که دین را به مردم آموزش می‌دهند و آنها را امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند.”163
سیوطی آورده است: ” اولی الامر یعنی اهل فقه و دین و اطاعت خداوند، کسانی که معانی ومفاهیم دین را به مردم آموزش می‌دهند و امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند به همین سبب خداوند اطاعت از آنها را بر مردم واجب نمود.”164
فخر رازی ذکر کرده: ” اولی الامر کسانی اند که در احکام شرعی فتوا می‌دهند و دین مردم را به آنها می‌آموزند.‏”165
4- خلفای راشدین یا ابوبکر وعمر
سیوطی می‌نویسد: “هم أبو بکر و عمر و عثمان و على و ابن مسعود”166
طبری بیان نموده: “هم أبو بکر و عمر رضی الله عنهما ذکر”167
5- افراد اهل حل و عقد
فخر رازی می‌نوسید: “المراد بقوله اولی الامر اهل الحل و العقد من الامه”168
دیدگاه طبری و دلایل آن
طبری نوشته است: ای کسانی که ایمان آوردید خدا را در آن چه، شما را بدان امر کرده و از آن چه شما را از آن نهی کرده اطاعت کنید و از پیامبر نیز اطاعت کنید چرا که اطاعت او اطاعت خداست و در ادامه به بررسی اقوال در معنای “اطیعوا الله و اطیعوا الرسول” می‌پردازد و این جمع بندی را می‌پذیرد که اطاعت از پیامبر مخصوص زمان حیات ایشان نیست بلکه اطیعوا الرسول در زمان حیات، به معنای پیروی از امر و نهی‌های ایشان، و بعد از رحلت نیز اطیعوا الرسول به معنای پیروی از سنت ایشان است.
در پایان طبری با استناد به روایات 4 قول برای اولی الامر بیان می‌کند:
1- فرماندهان نظامی و امراء (فقال بعضهم هم الأمراء): برای این قول پنج روایت بیان می‌کند که به عنوان نمونه به دو مورد اشاره می‌نماییم:
الف: حدثنی أبو السائب سلم بن جناده، قال: ثنا أبو معاویه، عن الأعمش، عن أبی صالح، عن أبی هریره فی قوله: أَطِیعُوا الله وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکمْ‏ قال: هم الأمراء.
ب: حدثنا القاسم، قال: ثنا الحسین، قال: ثنی حجاج، عن ابن جریج، عن عبید الله بن مسلم بن هرمز، عن سعید بن جبیر، عن ابن عباس‏: أن هذه الآیه نزلت فی عبد الله بن حذافه بن قیس السهمی إذ بعثه النبی? فی السریه.169
2- اهل علم و فقه (هم أولی الأمر أهل العلم و الفقه): برای این قول یازده روایت بیان می‌کند که به عنوان نمونه به دو مورد اشاره می‌نماییم:
الف: حدثنی سفیان بن وکیع، قال: ثنا أبی، عن علی بن صالح، عن عبد الله بن محمد بن عقیل، عن جابر بن عبد الله… قال: ثنا جابر بن نوح، عن الأعمش، عن مجاهد، فی قوله: أَطِیعُوا الله وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکمْ‏ قال: أولی الفقه منکم.
ب: حدثنی المثنى، قال: ثنا عبد الله بن صالح، قال: ثنی معاویه بن صالح، عن علی بن أبی طلحه، عن ابن عباس‏، قوله: أَطِیعُوا الله وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکمْ‏ یعنی: أهل الفقه و الدین. 170
3- اصحاب پیامبر اکرم? (هم أصحاب محمد? برای این قول یک روایت بیان می‌کند.
حدثنی یعقوب بن إبراهیم، قال: ثنا ابن علیه، قال: ثنا ابن أبی نجیح، عن مجاهد، فی قوله: أَطِیعُوا الله وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکمْ‏ قال: کان مجاهد یقول: أصحاب محمد?
4- ابوبکر و عمر (هم أبو بکر و عمر) برای این قول یک روایت بیان می‌کند:
حدثنا أحمد بن عمرو البصری، قال: ثنا حفص بن عمر العدنی، قال: ثنا الحکم بن أبان، عن عکرمه: أَطِیعُوا الله وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکمْ‏ قال: أبو بکر و عمر
پس از مطرح کردن 4 قول بیان میکند، آن قولی که صحیح است همان مورد اول به این استدلال که با روایات رسیده از پیامبر اکرم? هماهنگ تر و همخوان تر است ومصلحت مسلمین در عمل به آن است در پایان برای تاکید قول خود سه روایت زیر را بیان می‌کند:
الف: حدثنی علی بن مسلم الطوسی قال: ثنا ابن أبی فدیک، قال: ثنی عبد الله بن محمد بن عروه، عن هشام بن عروه، عن أبی صالح السمان، عن أبی هریره، أن النبی?‏ قال: “بعد از من حاکمانی می‌آیند، حاکم خوب با خوبی اش و حاکم بد با بدیش می‌آید. کلام آنها را بشنوید و در آنچه که حق است از آنها اطاعت کنید و پشت سر آنها نماز بخوانید. اگر کار خیری کنند برای خودتان است و اگر بدی کنند باز برای خودتان است.”
ب: حدثنا ابن المثنى، قال: ثنا یحیى عن عبید الله، قال:
أخبرنی نافع، عن عبد الله، عن النبی?‏، قال: “بر مسلمان اطاعت از آن چه که دوست و آنچه که اکراه دارد واجب است مگر اینکه او را به معصیتی فرمان دهد و اگر به معصیتی فرمان داد اطاعت از او واجب نیست.”
ج: حدثنی ابن المثنى، قال: ثنی خالد عن عبید الله، عن نافع، عن ابن عمر، عن النبی?، نحوه. فإذا کان معلوما أنه لا طاعه واجبه لأحد غیر الله أو رسوله أو إمام عادل، و کان الله قد أمر بقوله: أَطِیعُوا الله وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکمْ‏ بطاعه ذوی أمرنا، کان معلوما أن الذین أمر بطاعتهم تعالى ذکره من ذوی أمرنا هم الأئمه و من ولاه المسلمون دون غیرهم من الناس، و إن کان فرضا القبول من کل من أمر بترک معصیه الله، و دعا إلى طاعه الله، و أنه لا طاعه تحب لأحد فیما أمر و نهى فیما لم تقم حجه وجوبه إلا للأئمه الذین ألزم الله عباده طاعتهم فیما أمروا به رعیتهم مما هو مصلحه لعامه الرعیه، فإن على من أمروه بذلک طاعتهم، و کذلک فى کل ما لم یکن لله معصیه. و إذ کان ذلک کذلک کان معلوما بذلک صحه ما اخترنا من التأویل دون غیره.171
نقد و بررسی
آن چه که در تفاسیر اهل سنت و طبری، از مصادیق اولی الامر بیان شده را می‌توان با دو ملاک جواب داد و بیان داشت مقصود از اولی الامر فقط معصومانند و آن دو ملاک عبارتند از:
الف: تناقض دلالی اخبار
در اینجا بحث از صحت و ضعف این اخبار نمی‌باشد – زیرا مبانی عالمان حدیث شناس شیعه و سنی مبنی بر حجیت و اعتبار احادیث صحابه و تابعان مختلف است – بلکه آن چه درباره این اخبار قابل توجه است موضوع دلالت آ نها در بیان معنای مصداقی لفظ اولی الامر است، زیرا همان گونه که صحابیان وتابعان مصداق این لفظ را والیان و حاکمان بیان کرده‌اند در اخبار دیگر افراد صحابی و تابعی، مصادیق دیگری مانند: فرماندهان نظامی، عالمان دینی، خافای راشدین و … یاد کرده‌اند و تعیین هر یک از این مصادیق برای اولی الامر سبب تناقض در بیان صحابیان و تابعان است و مورد اجماعی برای این اخبار وجود ندارد تا بتوان این تناقض و تنافی را برداشت و میان ایم معانی مصداقی مختلف و متعارضه نقطه اشتراک واجتماعی را پیدا کرد. پس روایاتی که دارای دلالت معنایی متناقض باشد از درجه اعتبار و اعتماد ساقط است.172
ب: نبود امتیاز عصمت برای مصادیق ذکر شده
مفاد اطلاق آیه شریفه مورد بحث نشان می‌دهد که اولی الامر افرادی هستند که برخوردار از صفت عصمت هستند، حال آنکه خود طبری نیز معتقد و ملتزم به دارا بودن وصف عصمت برای مصادیق یاد شده نبوده و نیست.
در پایان به کلام فخر رازی یکی از اندیشمندان و مفسران اهل سنت اشاره می‌کنیم که می‌نویسد:
خداوند تعالی به طور جزم و قطع، امر به اطاعت از اولی الامر کرده است و هر کس که این چنین امری برای او شده، باید از هر خطا و اشتباهی معصوم باشد. زیرا در غیر این صورت در فرض اقدامش بر اشتباه و خطا از آن جهت که خطا است مورد نهی است. نتیجه این که در صورت عدم عصمت اولی الامر در آیه فوق، لازم می‌آید که امر و نهی در یک فعل و به یک اعتبار با یک دیگر جمع شود که این به طور حتم محال است.173
جمع بندی
– محوری‌ترین واژه در آیه اطاعت لفظ اولی الامر می‌باشد، اولی الامر یعنی صاحب و امر نیز به معانی کار مهم، نشانه و موضوعی بزرگ آمده است.
– اولی الامر کسانی هستند که متولی و متصدی اداره امور زندگی مردم هستند و مردم کار دین و دنیایشان را به آن‌ها واگذار کرده‌اند.
– عالمان شیعه بر اساس قرائن و شواهد و تحلیل درونی آیه و روایات تفسیر گر آیه، تنها مصداق اولی الامر را اهل بیت? می‌دانند.
– اطاعت از اولی الامر مثل اطاعت از رسول به صورت مطلق و بدون قید و شرط آمده، از این رو باید تمام اموری که برای رسول است برای اولی الامر نیز باشد و چنین اطاعتی جز با مقام عصمت سازگار نیست.
– عالمان سنی، در اطاعت از خدا و رسول? اتفاق نظر دارند ولی در تعیین مصداق اولی الامر اختلاف نظر دارند. و مصادیق ذیل را برای اولی الامر بیان کرده‌اند: حاکمان و والیان، فرماندهان سپاه، فقیهان و عالمان، خلفای راشدین و اهل حل و عقد
– طبری نوشته است اطیعوا الرسول در زمان حیات پیامبر اکرم? به معنای پیروی از امر و نهی‌های ایشان است. و اطیعوا الرسول بعد از رحلت ایشان نیز به معنای پیروی از سنت اوست.
– طبری در پایان به بیان چهار مصداق فرماندهان سپاه، اهل علم وفقه، اصحاب پیامبر? و ابوبکر و عمر برای لفظ اولی الامر می‌پردازد و پس از یررسی روایات، قول اول یعنی فرماندهان سپاه را به عنوان مصداق صحیح از اولی الامر انتخاب می‌نماید.
– در نقد و بررسی باید اشاره نمود اولا: مصادیق بیان شده از طریق اهل سنت با

مطلب مرتبط :   منبع مقاله دربارهصفات کیفی، اندازه گیری، حداکثر درست نمایی

دیدگاهتان را بنویسید