دانلود پایان نامه ارشد درمورد فخر رازى، نهج البلاغه، غزوه تبوک

اهل سنت
مفسران اهل سنت عموماً در این مسأله دو گروه شده‏اند؛ برخى از آنان خیلى ساده از کنار این آیه گذشته‏اند و بحث چندانى روى کلمه “صادقین” ننموده‏اند!
مثلا مراغی در تفسیرش آیه را چنین تفسیر نموده است:
“یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ کونُوا مَعَ الصَّادِقین” یعنی ای کسانی که به خدا و رسولش ایمان آورده‌اید تقوای الهی پیشه کنید و مشتاق به أداء واجبات و ترک گناهان باشید و در دنیا از اهل ولایت و اطاعت باشید تا در روز قیامت همراه صادقین باشید و از منافقین نباشید آنهایی که دروغ می‌گویند و با قسم دروغ خود را تأیید می‌کنند.242
زحیلی در تفسیر الوسیط بعد از بیان ماجرای مخالف سه نفر از رفتن به غزوه تبوک آیه راچنین تفسیر کرده است: “خداوند متعال مومنین را امر به تقوای الهی و صدق در قول و عمل کرد. تقوا همان انجام واجبات و ترک محرمات است و صدق ثبات در دین خدا و شرع و انجام دستورات و اطاعت از رسول? است.”243
حجازی در تفسیر الواضح مانند سایر مفسیرین بعد از نقل ماجرای تبوک چنین می‌نویسد:
ثم تاب اللّه علیهم و وفقهم للتوبه المقبوله لیتوبوا و یرجعوا إلیه رجوعا خالصا إن اللّه هو التواب الرحیم. و قد کان للصدق أثر کبیر فی قبول توبه هؤلاء الثلاثه، و لذا أردف اللّه توبتهم بقوله: یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا الله وَ کونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ‏ المخلصین. و إنى أختم الکلام على هذه الآیه الکریمه.244
برخى دیگر مباحث مختلفى مطرح کرده‏اند و حتى تا آن‌جا پیش رفته‏اند که “صادقین” باید معصوم باشند، چون اطاعت مطلق جز از معصوم صحیح نیست؛ ولى پیش داوری‌ها به این دسته اجازه نداده است که به حقیقت برسند،
فخر رازى از جمله مفسران گروه دوم است، او علاوه بر این که معتقد است “صادقین” باید معصوم باشند، اعتقاد دارد که آیه اختصاص به عصر و زمان پیامبر? ندارد، بلکه در هر زمانى “صادقین معصوم” وجود دارد و اطاعت از آن‌ها واجب است.
تقریر استدلال ایشان این است: جمله “یا ایها الذین ءامنوا اتقوا الله” مؤمنان را به رعایت تقوای الهی دستور داده است و از آنان خواسته است که با صادقین باشند؛ یعنی از آنان الگو بگیرند و پیروی نمایند. از این جا روشن می‌شود که مؤمنان معصوم نیستند و احتمال خطا در آنان می‌رود. بدین جهت برای آنکه از خطا مصون بمانند باید از کسانی پیروی نمایند که از خطا مصون باشند و آنان همان صادقین هستند و چون این مطلب (مؤمنان خطاپذیر)در همه زمان‌ها هستند پس در همه زمان‌ها باید معصوم وجود داشته باشد تا مؤمنان از او پیروی کنند.
ولى به هنگام مشخص کردن مصداق “صادقین” دچار پیش داوری‌ها و تفسیر به رأى مى‏شود و مى‏گوید: “نمى‏توانیم شخص خاصى را براى صادقین معین کنیم، پس ناچاریم آن را به مجموع امت اسلامى تفسیر کنیم” یعنى اگر امت اسلامى در یک مسأله اتفاق نظر داشت و بر مطلبى اجماع کرد، بر همه واجب است تبعیت کنند. نتیجه این که “کونُوا مَعَ الصادِقِینَ” به اعتقاد فخر رازى یعنى “در هر عصر و زمان با مجموعه امت اسلامى” باشید.245
دیدگاه طبری و دلایل آن
طبری آیه صادقین را این طور تفسیر کرده است:
– ای کسانی که به خدا و رسولش ایمان آورده اید تقوای الهی پیشه کنید و با انجام واجبات به سمت خدا بروید و از حرام‌های او دوری کنید و در دنیا از اهل ولایت خدا و اطاعت کنندگان او باشید تا در بهشت همراه با صادقین باشید و صادقین کسانی اند که خداوند ایمان را به آن‌ها عطا کرد و آن‌ها قولشان با عملشان یکی است و از اهل نفاق (کسانی که قولشان با فعلشان مغایر است) نبودند.
به عبارت دیگر: بارعایت تقوای الهی در دنیا، در آخرت جزء صادقین می‌شوید.
– اهل تأویل، در توجیه آن چه ما بیان کردیم، صادقین را این گونه تفسیر نموده‌اند:
الف: کونوا مع الصادقین یعنی همراه بودن با ابوبکر و عمر أو همراهی با نبی اکرم? و مهاجرین
– ابن حمید، از یعقوب، از زید بن أسلم، از نافع‏، نقل می‌کند: “اتقُوا الله وَ کونُوا مَعَ الصادِقِینَ‏” یعنی با نبی اکرم? و أصحاب ایشان
– مثنی، از إسحاق بن إسماعیل، از عبد الرحمن المحاربی، از جویبر، از ضحاک‏، درباره آیه: “وَ کونُوا مَعَ الصادِقِینَ”‏ گفت همراه با أبو بکر و عمر و أصحاب این دو.
قال: محمد بن یحیى، از إسحاق بن بشر کاهلی از خلف بن خلیفه، از أبی هاشم رمانی، از سعیدبن جبیر، فی قول الله: اتَّقُوا الله وَ کونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ‏ گفت: با أبو بکر و عمر. 246
ابن وکیع، از حبویه أبو یزید، از یعقوب قمی، از زید بن أسلم، از نافع‏، قال: قیل للثلاثه الذین خلفوا: یا أَیهَا الذِینَ آمَنُوا اتقُوا الله وَ کونُوا مَعَ الصادِقِینَ‏ محمد و أصحابه.
ب: کونوا مع الصادقین أی کونوا من الصادقین و این در واقع نهی از جانب خداوند نسبت به انجام کذب است.
حدثنی المثنی قال: ثنا محمد بن جعفر، قال: ثنا شعبه، عن عمرو بن مره، قال: سمعت أبا عبیده یحدث، عن عبد الله‏ قال: الکذب لا یصلح منه جد و لا هزلا، اقرءوا إن شئتم. “یا أیها الذین آمنوا اتقوا الله و کونوا من الصادقین” وهی کذلک فی قراءه عبد الله، فهل ترون من رخص فی الکذب؟
حدثنی المثنی، قال: ثنا آدم العسقلانی، قال: ثنا شعبه، عن عمرو بن مره، قال: سمعت أبا عبیده بن عبد الله بن مسعود یقول: قال ابن مسعود: إن الکذب لا یحل منه جد و لا هزل، اقرءوا إن شئتم: “یا أیها الذین آمنوا اتقوا الله و کونوا من مع الصادقین” قال: و کذلک هی قراءه ابن مسعود: “من الصادقین”، فهل ترون فی الکذب رخصه؟
نظر صحیح، روایات صادره از ضحاک و نافع است. زیرا رسم الخط قرآن‌ها اجتماع بر کونوا مع الصادقین دارند.247
نقد و بررسی
همان طور که بیان شد ایشان مصداق صادقین را ابوبکر و عمر می‌داند و روایات صادره از نافع و ضحاک را به عنوان رأی خود انتخاب نموده است. بر این نظر و رأی نقد‌هایی وارد است که عبارتند از:
الف: در سند روایتی که از ضحاک مطرح نموده، شخصی به نام جویبر بن سعید ازدی وجود دارد که ابن حجر عسقلانی در “تهذیب التهذیب” از افراد بسیاری از بزرگان رجال مانند: ابن معین و ابی داود و ابن عدی و نسائی تضعیف او را نقل کرده کرده است. به عنوان نمونه عبارات برخی از آن‌ها را نقل می‌کنیم:
قال النسائی: جویبر لیس بثقه
قال الآجری عن ابی داوود: جویبر علی ضعفه
قال ابن عدی: والضعف علی حدیث جویبر و روایاته بین.248
و رازی در الجرح والتعدیل نوشته است: “سمعت ابازرعه یقول: اسحاق ابن بشر کاهلی کان یکذب”249
ب: در سند دیگری اسحاق بن بشر کاهلی واقع است که ذهبی به نقل از أبی شیبه و موسی بن هارون و ابو زرعه و دار القطنی، او را دروغگو و جعل کننده حدیث معرفی کرده است.250
ج: در بحث از دلالت حدیث دانستیم که مقصود از صادقین در آیه، افراد معصومند، و با مراجعه به سیره این دو نفر پی خواهیم برد که آن دو معصوم نبوده‌اند. 251
جمع بندی
– ریشه لفظ صادقین، صدق است و صدق در اصل وصف گفتاری است ولی بر عقیده، نیت و اراده هم قول اطلاق می‌شود.
– صادق به کسی می‌گویند که در سه حوزه عقیده، قول وعمل او هماهنگ با معیار‌های حق است.
– صدق در قرآن کریم صفت اموری مانند: ورود و خروج، قدم، جایگاه، برخورداری از نیکی در ابعاد مختلف، راست گویی، و عمل بر طبق وعده قرار گرفته است.
– عالمان شیعه معتقدند منظور از صادقین، اهل بیت? هستند و برای اثبات ادعای خود به طریق محتوای آیه و روایات تمسک کرده‌اند.
– همانطور که در لغت بیان شد از یک طرف معنای صادق کسی است که قول، فعل و عملش با معیار‌های حق مطابقت دارد و از طرفی هم آیه به صورت مطلق و بدون هیچ قید و شرط امر به تبعیت و بودن با صادقین کرده است. از دو نکته برداشت می‌شود که صادقین باید معصوم باشند.
– روایات صادره از پیامبر اکرم? و معصومین? اثبات کننده این مطلب است که مراد از صادقین علی بن ابی طالب? و فرزندان ایشان است.
– مفسران اهل سنت در مواجهه با آیه صادقین به دو گروه تقسیم شدند: گروهی که به سادگی از کنار آیه گذشتند و بحث چندانی درباره آیه مطرح نکردند و گروهی که قائل به عصمت در آیه صادقین شدند اما در تطبیق بر مصداق راه خطا را رفتند.
– طبری قائل است که کونوا مع الصادقین یعنی در بهشت همراه صادقین باشید و مصداق صادقین را بر اساس روایات ضحاک و نافع، ابوبکر و عمر می‌داند
– در نقد نظر طبری بیان گردید که اولا در بحث سند، بعضی از راویان دو روایت مثل جویبر بن سعید و اسحاق بن بشر کاهلی ضعیف هستند ثانیا در بحث دلالت بیان شد که مراد از صادقین معصومین هستند و حال آنکه ابوبکر و عمر از این صفت محروم بودند.
نتیجه گیری
با نظر به این‌که هدف از تحریر این پایان نامه بررسی دیدگاه طبری حول ولایت و امامت امام علی? و اهل بیت? در آیات ولایت (ولایت، تبلیغ، مباهله، اطاعت، امامت و صادقین) بوده است، در فصل اول این نوشتار ابتدائا مختصری از زندگی نامه ایشان را بیان نموده و در ادامه به بررسی مفهومی واژگان امامت، اهل بیت، و ولایت پرداخته و به نتایج زیر دست یافتیم:
1- امامت مقامی الهی است که خدای متعال شایسته‌ترین افراد را از میان بندگانش برای هدایت گری و رهبری امور زندگی دنیوی و اخروی مردم انتخاب کرده است.
2- مراد از اهل بیت? معصومین بعد از پیامبر اکرم? می‌باشد.
3- ولایت تشریعی، نوعی سلطه و اختیار در صدور و بیان امر و نهی شرعی است که ممکن است در تبیین، تبلیغ، اعمال زعامت سیاسی و یا قضاوت و یا جعل حکمی جدید بر اساس مصلحت دائمی یا موقت باشد.
در فصل دوم به بررسی سه آیه از آیاتی که به دلالت مطابقی بر امامت و ولایت امیر مؤمنان? دلالت دارد پرداخته شد و نتایج زیر به دست آمد:
1- مفسران شیعه شأن نزول آیه ولایت را صدقه دادن انگشتر امام علی? هنگام رکوع می‌دانند.
2- از کنار هم قرار دادن انحصار ولایت در اشخاص خاص به وسیله لفظ إنما و معنای خاص ولی (سرپرستی و تصرف مادی و معنوی)و همچنین شأن نزول آیه، امامت امام علی? ثابت می‌گردد.
3- طبری نیز همانند سایر مفسران اهل سنت به قاعده سیاق تمسک نموده و معنای یاور و دوست برای ولی قرار داده‌اند.
4- به دلیل نبودن شرایط قاعده سیاق، امکان تمسک به این قاعده نبوده و معنای یاور نیز به انحصار ناسازگار است.
5- مفسران شیعه شأن نزول آیات تبلیغ و مباهله را امام علی? می‌دانند و با دلایل لفظی و محتوایی امامت امام را ثابت می‌کنند اما مفسران اهل سنت و طبری برای انحراف اذهان با توجه سیاق به بیان شأن نزول‌های دیگری پرداخته‌اند.
6- در پاسخ بیان شد ماجرای مباهله و غدیر در اکثر کتب تفسیری و روایی اهل سنت نقل شده و قطعی است و جایی برای تمسک به سیاق که ظهور است باقی نخواهد ماند.
7- در فصل سوم، از بین آیات فراوان قرآن کریم سه آیه را از جمله:
الف) آیه 59 سوره نساء معروف به اطاعت
ب) آیه 124 سوره بقره معروف به امامت
ج) آیه 119 سوره توبه معروف به صادقین
را بررسی نمودیم وبا نقل روایات مختلف از طرق عامه و خاصه و استدلال‌های درون آیه‌ای به این جمع بندی رسیدیم که تمامی آیات ذکر شده، امامت امام علی? و اهل بیت را اثبات می‌کند.
نهایتا به این نتیجه رسیدیم که خیلی از مفسرین اعم از خاصه و عامه آیات مذکور را در شأن امام علی? می‌دانند اما طبری جزء کسانی است که به سادگی از کنار آیات گذشته و هیچ اشاره‌ای به ولایت و امامت امام علی ندارد.
فهرست منابع و مؤاخذ
قرآن کریم
نهج البلاغه
1) ابن ابی

مطلب مرتبط :   منبع مقاله دربارهسلسله مراتب

دیدگاهتان را بنویسید