دانلود پایان نامه ارشد درمورد محمد بن سنان، ظاهر و باطن

القرآن آورده است:
این آیه از نشانه‌های نبوت حضرت محمد? زیرا پیامبر آن‌ها را به مباهله فرا خواند و آن‌ها إبا کردند و بعد از آنکه بزرگ آن‌ها فهمید که اگر مباهله کنند دودمانشان بر باد خواهد رفت به پرداخت جزیه راضی شدند.126
زمخشری در الکشاف بیان نموده:
فإن قلت. ما کان دعاؤه إلى المباهله إلا لیتبین الکاذب منه و من خصمه و ذلک أمر یختص به و بمن یکاذبه، فما معنى ضم الأبناء و النساء؟ قلت: ذلک آکد فی الدلاله على ثقته بحاله و استیقانه بصدقه، حیث استجرأ على تعریض أعزته و أفلاذ کبده‏ “3” و أحب الناس إلیه لذلک و لم یقتصر على تعریض نفسه له، و على ثقته بکذب خصمه حتى یهلک خصمه مع أحبته و أعزته هلاک الاستئصال إن تمت المباهله. و خص الأبناء و النساء لأنهم أعز الأهل و ألصقهم بالقلوب، و ربما فداهم الرجل بنفسه و حارب دونهم حتى یقتل. و من ثمه کانوا یسوقون مع أنفسهم الظعائن فی الحروب لتمنعهم من الهرب، و یسمون الذاده عنها بأرواحهم حماه الحقائق. و قدمهم‏.127
قاضی بیضاوی در انوارالتنزیل ذکر کرده است: “و هو دلیل على نبوته و فضل من أتى بهم من أهل بیته.”128 (این آیه کریمه دلیلی بر نبوت رسول گرامی و فضیلت افرادی از اهل بیت آن حضرت است که پیامبر? آن‌ها را همراه خود آورد.)
اما نکته‌ای که از دید این اندیشمندان پنهان مانده یا این‌که نخواسته‌اند بدان اعتراف کنند این است که با وجود این دلالت مطابقی، مقام امامت و ولایت نیز اثبات می‌گردد.
این اختلاف مبنایی و جدال علمی به جهت برداشت متفاوت به لحاظ مصداق در واژه “انفسنا” است، عموم مفسران شیعه یک برداشت و تفسیر روشن از مفهوم کلی آیه کریمه مباهله دارند و در آن هیچ گونه اختلافی ندارند وبیان می‌کنند که معنای مصداقی این لفظ، شخصیت والای امام علی? و بیانگر ولایت و امامت وی می‌باشد ولی اهل سنت مفهوم مصداقی “انفسنا” را شخصیت حضرت رسول اکرم? تصور کرده‌اند و به محور اصلی بحث که امامت و ولایت امام علی? است نپرداختند.
دیدگاه طبری و دلایل آن
طبری پس از بیان آیه و این‌که مباهله بخاطر اعتقادات اهل نجران نسبت به حضرت عیسی بوده، پنج حدیث برای اصل مباهله پیامبر? با اهل نجران به صورت کلی بیان می‌کند و برای تفسیر این آیه به این احادیث بسنده می‌کند و هیچ اشاره‌ای به فضیلت پیامبر اکرم? و اهل بیت? ایشان نمی‌کند. این احادیث عبارتند از:
1- ابن حمید از عیسی بن فرقد از ابی جارود نقل می‌کند که زید بن علی می‌گوید: در آیه “تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکمْ‏ إلى قوله: عَلَى الْکاذِبِینَ‏” مباهله کنندگان، پیامبر?، علی?، فاطمه، حسن، حسین بودند.
2- محمد بن حسین از احمد بن مفضل از اسباط از سدی روایت می‌کند که با نزول آیه “فَمَنْ حَاجک فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَک مِنَ الْعِلْمِ‏” پیامبر?، دست، حسن، حسین و فاطمه? را گرفت و به علی? گفت در پی ما بیا.
3- حسن بن یحیی از عبدالرزاق از معمر از قتاده چنین روایت می‌کند: به ماخبر رسید که با نزول آیه “فَمَنْ حَاجک فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَک مِنَ الْعِلْمِ‏” پیامبر اکرم? شبانه به سمت مسیحیان نجران حرکت کرد و چون آن حضرت را مشاهده کردند ترسیدند و باز گشتند.
4- محمد بن سنان از ابوبکر حنفی از منذربن ثعلبه از علباءبن احمر یشکری چنین نقل شده:
وقتی آیه نازل شد رسول خدا? فردی را در پی علی، فاطمه و دو پسرشان حسن و حسین فرستاد تا ایشان را خبر کنند.
5- یونس از ابن وهب از ابن درید چنین نقل می‌کند:
به رسول خدا? گفتند: اگر مباهله می‌کردید با گفتن “ابناءنا و أبناءکم” چه کسانی را با خود می‌بردید؟ فرمود: حسن و حسین? را.129
نقد و بررسی
1- اشکال عمده و اساسی وارد به طبری در این آیه و سایر آیاتی که به گونه‌ای بر فضیلت و امامت اهل بیت? دلالت می‌کند این است که ایشان در مواجهه با این آیات به صورت کلی و گذرا آیات را بیان می‌کند و از کنار آن‌ها می‌گذرد و از این وضوح تاریخی و نص سایر علمای اهل سنت چشم پوشی می‌کند.
2- طبری در انتخاب روایات حاکی بر جریان مباهله، به روایاتی با مضمون کوتاه بسنده کرده است در حالیکه می‌بینیم سایر مفسرین اهل سنت به بیان روایات مفصل و دقیق ماجرای مباهله پرداخته‌اند.
3- روش طبری در تفسیر، این است که در ابتدای بحث پس از بیان آیه به بررسی لغات مشکل و مهم می‌پردازد اما در این آیه برخلاف روش تفسیری خود عمل نموده است و این نوع عمل از یک مفسر متبحر قبیح است.130
جمع بندی
– لغت نگاران ریشه لفظ مباهله را از “بهل” به معنای رها کردن دانسته‌اند.
– مباهله به معنای ملاعنه یعنی لعن و نفرین دو گروه در برابر یکدیگر است.
– اندیشمندان شیعه معتقدند که مصداق حقیقی لفظ انفسنا در آیه شریفه، امیرمؤمنان? است و از آن‌جایی که وحدت و عینیت دو وجود مقدس ممکن نیست، تعبیر به انفسنا دلالت دارد بر این‌که هر مسئولیت و وظیفه‌ای بر دوش پیامبر اکرم? در هدایتگری و رهبری و اداره امور زندگی مردم بوده است، همان مسئولیت و ماموریت بر عهده امام? نیز می‌باشد.
– عموم اندیشمندان اهل سنت آیه مباهله را فضیلتی برای اهل بیت? به خصوص پیامبر اکرم? می‌دانند ولی به جهت اختلاف مبنا، مصداق لفظ انفسنا را خود پیامبر? می‌دانند.
– طبری در آیه مذکور به اصل ماجرای مباهله پیامبر اکرم? با مسیحیای نجران اشاره می‌کند و بدون هیچ تحلیلی از آیه می‌گذرد.
فصل سوم
آیات دلالت کننده بر امامت امام علی? و اهل بیت? به دلالت التزامی
درآمد
یکی از مهم ترین مسائل دنیای اسلام که از دیر باز تا کنون محور بحث و گفتگو میان علمای شیعه و اهل سنت بوده ، مسأله امامت و ولایت است .خداوند متعال این مسأله را در قرآن کریم در آیات متعددی مطرح نموده تا زمینه هدایت و خوشبختی بشر هموار گردد.
در این فصل ما به سه آیه از آیات امامت و ولایت امیر مومنان? (آیات امامت ، اطاعت ، صادقین) که به دلالت التزامی بر امامت و ولایت امیر مومنان? دلالت دارند ، اشاره نموده و به بیان آراء مفسران شیعه و اهل سنت به همراه نقد و بررسی آراء عالم برجسته اهل سنت یعنی محمد بن جریر طبری می‌پردازیم.
گفتار اول: آیه اطاعت
از سرفصل‌ها و محور‌های ترسیم‌گر خط کلی ولایت و امامت اهل بیت? در قرآن کریم آیه معروف به “اطاعت” یا “اولی الامر” است. خدای متعال در این آیه می‌فرماید:
“یا أَیهَا الذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا الله وَ أَطِیعُوا الرسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِی شَی‏ءٍ فَرُدوهُ إِلَى الله وَ الرسُولِ إِنْ کنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِالله وَ الْیوْمِ الْآخِرِ ذلِک خَیرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِیلاً”131
“اى مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانى که از شمایند فرمانبردارى کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزى با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است.”
معنای واژه اولی الامر
مهم‌ترین محور بحث‌ها و برداشت‌ها و اختلاف دید گاه‌ها درباره اطاعت میان عالمان شیعه وسنی به لحاظ مفهومی و مصداقی به معنای واژه “اولی الامر” باز می‌گردد.
این واژه ترکیبی از دو لفظ “اولی” و “امر” است. “اولی” به معنای صاحب و دارنده است که همیشه به صورت جمع و مضاف آورده می‌شود مانند “اولوا الالباب” و “اولوا العلم” .
مصطفوی در التحقیق فی کلمات القرآن نوشته است:
“فرق این لفظ با هم معنایش یعنی “ذو” در این است که “اولوا” دلالت بر شدت مصاحبت با مضاف خود دارد و نشانه درجه و حالت مشخصی را می‌رساند ولی لفظ ذو چنین دلالتی را ندارد.”132
اما لفظ امر در معانی ذیل کاربرد دارد: نشانه، هر کار مهم، موضوعی بزرگ و شگفت آور، دستور به انجام کار. 133
برخی لغت نگاران با تأثیر پذیری از روایات صحابیان و تابعان به بیان مصداق اولی الامر پرداخته‌اند. راغب در مفردات مصادیق زیر را نوشته است:
1- پیامبران خدا که احکامشان بر ظاهر و باطن عموم مردم جارى است.
2- والیان و حکام که احکامشان تنها بر ظاهر مردم نافذ است.
3- حکماء و دانشمندان که حکمشان بر باطن و اندیشه‏هاى خواص مردم مؤثر است.
4- وعاظ که حکمشان بر باطن عامه مردم نفوذ دارد غیر از ظاهرشان‏.134
بنابراین اولی الامر کسانی هستند که متولی و متصدی اداره امور زندگی مردم هستند و مردم کار دین و دنیای شان را به آن‌ها واگذار کرده‌اند.
آیه اطاعت و نگرش کلی مفسران امامیه
آیه اطاعت به همراه آیات قبل و بعد، از یک پیوستگی معنایی و یک پارچگی محتوایی برخوردار است و درباره یکى از مهم‌ترین مسائل اسلامى، یعنى مسئله رهبرى بحث مى‏کند و مراجع واقعى مسلمین را در مسائل مختلف دینى و اجتماعى مشخص مى‏سازد.
نخست به مردم با ایمان دستور مى‏دهد که از خداوند اطاعت کنند، بدیهى است براى یک فرد با ایمان همه اطاعتها باید به اطاعت پروردگار منتهى شود، و هر گونه رهبرى باید از ذات پاک او سرچشمه گیرد، و طبق فرمان او باشد، زیرا حاکم و مالک تکوینى جهان هستى او است، و هر گونه حاکمیت و مالکیت باید به فرمان او باشد (یا أَیهَا الذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا الله‏).
در مرحله بعد، فرمان به پیروى از پیامبر? مى‏دهد، پیامبرى که معصوم است و هرگز از روى هوى و هوس، سخن نمى‏گوید، پیامبرى که نماینده خدا در میان مردم است و سخن او سخن خدا است، و این منصب و موقعیت را خداوند به او داده است، بنابراین اطاعت از خداوند، مقتضاى خالقیت و حاکمیت ذات او است، ولى اطاعت از پیامبر? مولود فرمان پروردگار است و به تعبیر دیگر خداوند واجب الاطاعه بالذات است، و پیامبر? واجب الاطاعه بالغیر و شاید تکرار اطیعوا در آیه اشاره به همین موضوع یعنى تفاوت دو اطاعت دارد (و اطیعوا الرسول).
در مرحله سوم فرمان به اطاعت از اولی الامر مى‏دهد و بر مردم واجب می‌داند که از اولی الامر اطاعت کنند135 و پیروی از آنان مانند پیروی و فرمانبرداری از رسول اکرم? به شمار می‌رود این بیان می‌رساند که اولی الامر مانند پیامبر گرامی هم قانون گذار دین و شریعت اند هم، والی و قاضی و حاکم دینی اند با این تفاوت که تشریع قوانین و احکام دینی از ناحیه اولی الامر از طریق وحی الهی نیست. پس در حقیقت اولی الامر به عنوان مفسر و مبین قانون و حکم دینی هستند و از آن جهت اطاعت آنان همچون اطاعت پیامبر گرامی اسلام? در یک ردیف و رتبه قرار گرفته و بر مردم واجب شمرده شده است.136
در نگاه اندیشمندان شیعه مراد از اولی الامر بنا به قرائن و شواهد درونی آیه مورد بحث و آیات دیگر قرآن و نیز تفسیری از پیامبر? و ائمه? رسیده، تنها امامان معصوم اند که اطاعتشان در این آیه هم ردیف اطاعت خدا و رسول آمده است و برای اثبات این مطلب از دو راه استفاده کرده‌اند:
1- تحلیل درونی از آیه: همانطور که بیان شد در این آیه، اطاعت خدا و رسول واجب شمرده شده است، اطاعت خدا عمل به آموزه‌های قرآن است و اطاعت از رسول?، اطاعت در ابلاغ وحی و بیان جزییات احکام و تفسیر آیات و نیز در منصب رهبری و حاکمیت جامعه و داوری بین مردم است و اطاعت ایشان هم اکنون که در قید حیات نیستند، عمل به سنت رسول خداست سنتی که صحت آن احراز شده باشد، خداوند در این آیه امر به اطاعت خود را با تعبیر “اطیعوا” و پس از آن امر به اطاعت اولی الامر را با عطف به اطاعت رسول تنها با یک تعبیر اطیعوا بدون آنکه آن را تکرار کند آورده است. از این رو شرایط و آثاری که قرآن برای اطاعت رسول بر شمرده برای اطاعت اولی الامر نیز مطرح است.
با بررسی اطاعت رسول خدا?

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه ارشد درموردقصاص

دیدگاهتان را بنویسید