دانلود پایان نامه ارشد درمورد ناسخ و منسوخ، جهان اسلام

ی نکرده است (کتاب ارزش آن سفر را دارد)”5
همو می‌نویسد:
ابوبکر بن بالویه نقل می‌کند که روزی محمد بن اسحاق مرا دید و گفت: درست شنیده ام که تو تفسیر محمد بم جریر را کتابت می‌کنی؟ گفتم: بله او إملا می‌کند و من تفسیر او را می‌نویسم
گفت: همیه تفسیر را؟
گفتم: بله
گفت در چند سال؟
گفتم: از سال 83 تا 90
بعد از دو سال محمد بن اسحاق مرا دید و گفت: من از اول تا آخر تفسیر او را نگاه کردم و خواندم و روی زمین شخصی عالم تر از محمد بن جریر پیدا نکردم در حالیکه حنابله به او ظلم کردند.6
داوودی نوشته است:
محمد بن جریر کتاب تفسیر خود را تمام کرد در حالیکه کتاب خوبی بود و در آن احکام قرآن، ناسخ و منسوخ،کلمات مشکل و نا مأنوس و اختلاف نظر علما در احکام و شأن نزول ها و در نهایت رأی صحیح آنها را بیان کرد. او اعراب حروف و داستان اخبار امت ها و قیامت و هر آن چه از عجایب بود کلمه کلمه و آیه آیه بیان کرد و اگر عالمی ادعا کند که از تفسیر طبری 10 کتاب می‌نویسد و هرکدام آنها حاوی یک علم باشد چیز عجیبی نیست. 7
ذهبی آورده است: “أباالعباس فرزند سریح گفت: محمد بن جریر عالم فقیه است و او در علوم کثیری متبحر است از جمله آن علوم: علم قرائات، تفسیر، حدیث، فقه و تاریخ است.”8
روش و سبک پردازش طبری در تفسیر آیات و نقد نظرات این است که ایشان ابتدا آیه را بیان می‌نماید بعد از آن به شرح کلمات نامأنوس و دارای اعراب مشکل می‌پردازد و در صورت نیاز به اشعار عرب استشهاد می‌نماید سپس به تفسیر آیه می‌پردازد به این نحو که اگر بر یک نظر واحد، حدیث یا قول مأثوری بود بیان نماید واگر اقوال ونظرات متفاوتی بود هر نظر را بصورت مستقل بیان می‌نماید و سپس به جرح و تعدیل و بررسی مرجحات می‌نماید و در پایان نظر خود را قید می‌نماید واین روش بهترین روش در تفسیر مأثور است.9
مهم‌ترین مصادر تفسیر طبری روایات رسیده از پیامبر اکرم? اقوال صحابه و تابعان است ولی غیر از آن، موارد زیر نیز می‌تواند منبع وی باشد:
1- بهره بردن از ادبیات عرب بویژه نحو
2- استفاده از لغت
3- استفاده از شعر
4- انتخاب قرائت خاص از قرائت قاریان مشهور
5- نقل و بیان آراء فقها ونقد وبررسی آن‌ها10
معنا یابی واژگان تحقیق
امامت از دیدگاه لغت نویسان و متکلمان
لغت نویسان ریشه لفظ امام را (أم) دانسته و برای آن معانی (أصل و پایه، قصد کردن، پیشوا) را بیان نموده‌اند.11
جمع امام أئمه است که در اصل (أأممه)بر وزن أمثله بوده است کسره میم به همزه منتقل و دو میم در یکدیگر ادغام شده است.12
در کتب لغت برای إمام مصادیق و کاربردهای زیر بیان شده است:
1-قرآن کریم (القرآن، إمام المسلمین)13
2- پیامبر گرامی اسلام? (و النبی إمام الأئمه)14
3- جانشین پیامبر اکرم که پیشوای امت است (والخلیفه، إمام الرعیه)15
4- راهنمای مسافران (الدلیل للمسافرین)16
5- چوب یا ریسمانی که در بنایی به کار می‌رود(خشبه أو خیط یسوی بهما البناء)17
6-راه (الطریق)18
7- دانشمندی که از او پیروی می‌شود(العالم المقتدی به)19
8- ساربان و راهنمای شتران (الحادی لإبل)20
امام کسی است که به قول، فعل و تقریرش اقتدا می‌شود چه بر حق باشد چه بر باطل و جمه امام، أئمه است.21
امام با کسره، عبارت است از هر کسی که به او اقتدا کنند از رئیس قوم گرفته تا سایر افراد، بر راه راست و مستقیم باشد یا گمراه. 22
بدین ترتیب لفظ إمام از الفاظ دارای اشتراک وصفی است یعنی هم درباره افراد ارزشی و هم ضد
ارزشی به کار می‌رود.23
دانشمندان شیعه و سنی براساس اختلاف در مبانی فکریشان تعاریف گوناگونی از امامت داده‌اند و این تعاریف به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند: دسته اول تعریف‌های عام است که نبوت را شامل می‌شود ولی دسته دوم تعریف‌های خاص است که، نبوت را شامل نمی‌شود.24
1. 1. 1 معانی عام
1- امام کسی است که ریاست عامه در دین و دنیای همگی برای اوست.25
2- امامت ریاست عام دینی است که مشتمل بر تشویق عموم مردم در حفظ مصالح دینی و دنیوی آن هاست.26
3- در شرع امام به کسی می‌گویند که ولایت بر امه و تصرف در امور آنها -به گونه‌ای که بالای دست ایشان دستی نیست- دارد.27
1. 1. 2 معانی خاص
1- امامت راست عامه بالأصاله در دین است نه نیابتا.28
2- (و هی رئاسه عامه فی أمر الدین و الدنیا خلافه عن النبی? و أحکامه فی الفروع‏.29
3- هی خلافه الرسول فی إقامه الدین و حفظ حوزه الملّه بحیث یجب اتّباعه على کافّه الأمه. 30
با نگاهی به ساختار و ترکیب لفظی تعریف‌هایی که ارائه شد مشخص می‌گردد که یک قید بسیار مهم در هیچ یک از تعریف‌های دانشمندان اهل سنت و دانشمندان قدیم امامیه بیان نشده و آن قید الهی بودن امامت است در حالیکه این قید در هویت شناختی و چیستی امامت اهمیت فراوان داشته ونشان دهنده هویت آسمانی و الهی بودن امام برحق وهدایت گر واقعی است.31 بنابراین مناسب‌ترین توصیف از امامت آن است که سید محسن خرازی در کتاب بدایه المعارف الالهیه بیان نموده است: “إن الإمامه عند الشیعه هی الخلافه الکلیه الإلهیه التی من آثارها ولایتهم التشریعیه التی منها الإماره و الخلافه الظاهریه”32 (امامت نزد شیعه عبارتست از خلافت کلی الهی و از آثار آن ولایت تشریعی اهل بیت، خلافت ظاهری می‌باشد.)
به عبارت دیگر امامت مقامی الهی است که خدای متعال شایسته‌ترین افراد را از میان بندگانش برای هدایتگری و رهبری امور زندگی دنیوی و اخروی مردم انتخاب می‌کند. با این تعریف، امامت در امتداد خط رسالت و نبوت محمدی تلقی می‌شود، و به دنبال آن می‌توان تصور کرد که به کارگیری کلماتی چون امارت، ریاست، و خلافت به همراه امامت قابل توجیه است زیرا امام شخصیتی است که در کارها پیشگام و در آگاهی از چگونه اداره کردن جامعه از همه مردم داناتر و کاردان تر است.33
اهل بیت از نظرگاه لغت دانان و قرآن پژوهان
لغت شناسان برای اهل معانی زیر را بیان نموده‌اند:
“أهل” ‏: یعنی نزدیک ترین افراد به شخص و اصل در آن قرابت و نزدیکی است.34
أَهْلُ‏ الرجُلِ: عَشیرَتُه، و ذَوُو قُرْباهُ،35 در واقع اهل در لغت به معنای انس همراه با تعلق خاطر و وابستگی است بنابراین همسر، فرزند، نوه، داماد و…. اهل انسان به حساب می‌آیند. چنانکه استعمال اهل الکتاب، اهل الانجیل، اهل المدینه، اهل الذکر، اهل التقوی، اهل النار، و امثال آن با در نظر گرفتن همین انس و وابستگی است. شدت و ضعف در اهلیت به شدت و ضعف در انس و تعلق بستگی دارد از این رو ممکن است، از کسی که وابستگی و تعلق خاطری با او نیست سلب اهلیت شود، هر چند که جزو فرزندان انسان باشد.36 لذا، قرآن کریم آنان را که با پیغمبرى هم عقیده باشند و به او ایمان آورند اهل او و ذریه او می‌داند و کسانى را که فرزند نسبى وى باشند در صورت ایمان نیاوردن از اهل او بیرون می‌داند درباره حضرت نوح آمده که: نوح بعد از طوفان و غرق شدن پسرش گفت: “رَب إِن ابْنِی مِنْ‏ أَهْلِی‏ وَ إِن وَعْدَک الْحَق”37 یعنى خدایا پسرم از اهل من است و وعده تو حق است وعده داده بودى که اهل مرا از غرق نجات دهى پس چرا پسرم غرق شد؟ خدا در جواب فرمود “إِنهُ لَیسَ مِنْ‏ أَهْلِک‏”38 یعنى او حتما از اهل تو نیست او عمل غیر صالح است. در اینجا ملاحظه می‌کنیم که فرزند نوح در اثر کفر از اهل او خارج می‌شود.39
“بیت” به معنای خانه است، جائی که انسان شبانگاه در آن‌جا پناه می‌گیرد.40
“نبوت” مصدر “نبو” به معنای رفعت است. برخی از انسان‌ها از آن رو نبی شناخته می‌شوند که از
جهت روحانی و معنوی رفعت مقام مخصوصی پیدا کرده، و بر دیگران برتری یافته‌اند، گرچه در
خصوصیات انسانی مانند سایر مردم می‌باشند.41
آن چه گذشت، معنای لغوی کلمات بود، ولیکن آن چه که در بررسی مفهومی این ترکیب باید مطرح گردد، این است که اضافه “بیت” به “النبوه” اضافه “لامیه” است یعنی “بیت للنبوه” .
بنابراین، خانه متعلق به مقام نبوت مراد است، نه خانه متعلق به محمد بن عبدالله? به عنوان یک شهروند مکی یا مدنی. از سوی دیگر، ارتباط با هر خانه، رفت و آمد، وابستگی، پیوستگی واهلیت پیدا کردن با آن از طریق اسباب و مقدمات متناسب با همان خانه امکان دارد. ارتباط با خانه مرد بزرگوار مکی یا مدنی، یعنی محمد بن عبدالله? از طریق قرابت سببی، نسبی، رفاقت، همسایگی و…. ممکن است.
از این جهت نه تنها زنهای آن حضرت و فرزندان او با خانه اش ارتباط داشتند، بلکه بستگان دیگر نیز با خانه او در ارتباط بودند. چنان که قبل از فتح مکه، ابوسفیان در حالی که هنوز در شرک به سرمی‌برد، وارد خانه دختر خود ام حبیبه همسر آن حضرت شد… .42 لکن ارتباط با بیتی که منسوب به مقام نبوت است، به اسباب مخصوصی نیاز دارد و ارتباط سببی و نسبی و… کفایت نمی‌کند.
با این ملاک، حتی کسانی همانند نه امام بعد از امام حسین?که زمان حیات پیغمبر اکرم? را درک نکردند یا احیانا خانه او را در مکه و مدینه ندیده‌اند، هم می‌توانند اهل بیت نبوت باشند. بنابراین “بیت” در آن ترکیب به معنای خانه سنگی و خشتی که در مکه و مدینه از پیامبر اکرم? به یادگار مانده نیست، بلکه بیت نبوت و رسالت مراد است؛ یعنی خانه شخصیت حقوقی پیغمبر، نه خانه شخصیت حقیقی آن حضرت. به عبارت دیگر، مراد از بیت در ترکیب بیت النبوه خانه‌ای است که رابط میان زمین و آسمان است، نه خانه‌ای که بدن ملکی پیامبر اکرم? در آن می‌زیست، و همسران آن حضرت در آن‌جا سکنی داشتند و… .
این خانه، خانه نبوت و ولایت است که مصالح آن فضائل، کمالات معنوی و سایر اموری است که با ولایت تناسب دارد، نه خانه محمد بن عبدالله? و نه خانه زنهای آن حضرت پس اهل این خانه باید کسانی باشند که با این فضائل و کمالات، ارتباط تام و کامل داشته باشند.43
به همین دلیل وقتی به قرآن مراجعه می‌کنیم می‌بینیم که کلمه‏ اهل البیت فقط دو بار آمده است یکى درباره حضرت ابراهیم? که ملائکه به همسرشان گفتند “رَحْمَتُ الله وَ بَرَکاتُهُ عَلَیکمْ‏ أَهْلَ‏ الْبَیتِ إِنهُ حَمِیدٌ مَجِیدٌ”44، دیگرى درباره اهل بیت رسول خدا? و “إِنما یرِیدُ الله لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرجْسَ‏ أَهْلَ‏ الْبَیتِ وَ یطَهرَکمْ تَطْهِیراً”45 و این همان آیه معروف تطهیر است و مراد از آن پنج تن آل عبا? هستند. مسلمانان به تبعیت از قرآن، کلمه اهل بیت را در اهل بیت حضرت رسول? استعمال کرده‏اند.46
پنهان نماند مفسران، محدثان و مورخان اسلامی به اتفاق در تفسیر آیه یاد شده گفته‌اند و نوشته‌اند: مراد از اهل بیت در آن تنها افراد خاصی هستند که عبارتند از: حضرات بزرگوار معصومین یعنی امام علی بن ابی طالب و فاطمه زهرا و دو فرزند بزرگوار آن‌ها امام حسن و امام حسین? می‌باشد.47
علامه طباطبائی در تفسیر المیزان نوشته است:
روایات در این باره از بیش از هفتاد عدد است و روایاتی که اهل سنت نقل کرده‏اند از روایات شیعه بیش‌تر است، و اهل سنت قریب به چهل روایت از امّ سلمه، عائشه، ابى سعید خدرى، سعد، وائله بن اسقع، ابى حمراء، ابن عباس، ثوبان غلام حضرت رسول?، عبد الله ابن جعفر، على، نقل نموده‌اند.48
این دسته روایات تفسیرگر معنا و مصداق واژه “اهل البیت” در آیه کریمه تطهیر در بسیاری از متون کهن روایی، تفسیری، تاریخی، و کلامی از سوی اندیشمندان جهان اسلام – شیعه و سنی – به ثبت رسیده است.49
معنا یابی واژه ولایت در آیات و انواع آن
در مورد واژه “ولایت” از نظر لغت آورده‌اند: ولایت به کسر واو به معنی نصرت است اما ولایت به فتح واو به معنی تصدی و صاحب

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه دربارهthe، of، and

دیدگاهتان را بنویسید