رویکردهای مشکلات رفتاری– عاطفی

رویکردهای مشکلات رفتاری عاطفی

رویکردهای مختلف مشکلات رفتاری-عاطفی را به شیوه­های گوناگون تبیین می­کنند که در ادامه به برخی از مهمترین رویکردها اشاره می­کنیم:

 

 

2-1-5-1- رویکرد زیستی

رویکرد زیستی می­گوید که مشکلات رفتاری در اثر شرایط نابهنجار زیستی یا ارثی در بدن یا آسیب دستگاه عصبی مرکزی به وجود می­آیند. فرض کلی بر آن است که اختلال­های رفتاری بر اثر بیماری­ها یا نابهنجاری­های فیزیولوژیک، بیوشیمیایی یا ژنتیک به وجود می­آیند.

 

2-1-5-2- رویکرد پدیدارشناختی

در این رویکرد رفتارهای نابهنجار از احساسات، تفکرها و رویکردهای گذشته که به ادراک خویش فرد یا خودپنداره­ی او گره خورده به وجود می­آیند. ادراک یا احساس غلط علت رفتارهای غیرسازشی فرد به شمار می­آیند. در این رویکرد درمان حول محور کمک به فرد برای ایجاد ادراک­ها و رفتارهایی است که با ارزش­های خودگزیده­ی فرد مطابقت دارد (بوئر و شی[1]، 1999؛  ویکس­نلسون و ایزرایل[2]، 2000).

 

2-1-5-3- رویکرد سیستمی

در نگرش سیستمی فرض بر این است که مشکل ایجاد شده لزوماً متعلق به کودک نیست، بلکه عدم انطباق کارکرد سیستم با هدف­های فرد موجب بروز مشکل می­گردد. کودکی که مشکلات رفتاری نشان می­دهد، ممکن است در گروهی از همتایان قرار گرفته باشد که از رفتارهای ضداجتماعی حمایت می­کنند و کارکرد تحصیلی ضعیفی دارند. سیستم مدرسه نیز ممکن است تعداد زیادی از این کودکان را در یک کلاس جمع کند و همین امر موجب تقویت و تداوم مشکلات رفتاری کودکان گردد. در نگرش سیستمی نه تنها مطالعه متغیّرهای فردی، بلکه مطالعه­ی سیستم از اهمیت بسیاری برخوردار است.

 

مطلب مرتبط :   آموزش موسیقی و تأثیر آن بر پیشرفت تحصیلی

2-1-5-4- رویکرد رفتاری و یادگیری

در رویکرد رفتاری بر جنبه­های محیطی که رفتار را تولید، تقویت، کاهش یا تنبیه می­کند، تاکید می­شود. در فرایند درمان دوباره به کودکان و بزرگسالان فرصت داده می­شود تا از راه شناسایی هدف­های واقع بینانه و گرفتن تقویت برای دست­یابی به این هدف­ها، رفتار سازشی جدیدی را یاد بگیرند. بر این اساس و به تدریج، رفتارهای انحرافی از بین رفته یا رفتارهای مناسب­تری جای آنها را می­گیرد. یکی از نظریه­پردازان یادگیری آلبرت بندورا می­باشد. او عقیده دارد که رفتارهای کودکان چه هنجار و چه نابهنجار از طریق سرمشق گرفتن یا مشاهده کارهای دیکران به وجود می­آید. کودکان نشان داده­اند که با مشاهده رفتارهای دیگران می توانند رفتارهای گوناگونی نظیر پرخاشگری، خشم، همکاری و غیره یاد بگیرند. همچنین او نشان داده است که یادگیری مشاهده­ای در درمان مشکلات کودکان مفید است (شکوهی یکتا و پرند، 1384).

 

2-1-5-5- رویکرد بیولوژیکی

این رویکرد اختلال در کارکردهای بیولوژیکی را مهمترین عامل در اختلال­های رفتاری می­داند. بررسی های اولیه درباره علل بیولوژیکی بعضی از مشکلات رفتاری موجب بروز امیدواری در زمینه­ی یافتن علل مشابه برای تمام ناهنجاری­ها شد. امروزه بیشترین نقشی که برای عوامل بیولوژیک می­توان قائل شد، تعامل پیچیده بین تاثیرات بیولوژیک­، روان­شناختی و اجتماعی- فرهنگی است. عوامل بیولوژیک از طریق فرایندها و مکانیسم­های گوناگون می­تواند بر رفتار کودک تاثیرگذار باشند.

 

2-1-5-6- رویکرد روان­تحلیلی

از این رویکرد فرآیندهای نیمه­هوشیار، زمینه­سازها یا غریزه­ها و تجربه ضربه­های روانی علّت مشکلات رفتاری هستند. فرایندهای درونی رویدادهای غیرقابل مشاهده­ای هستند که در درون روان و در میان ساختارهای روانی نهاد، من و فرامن عمل می­کنند. تبیین فروید از اختلال­هایی مانند اختلال سلوک، اختلال شخصیت ضد اجتماعی بر پایه فرامن است. به اعتقاد او فرامن ضعیف با اختلال سلوکی و نظایر آن ارتباط دارد و فرامن بسار قوی و افراطی از طریق ایجاد احساس گناه با افسردگی ارتباط دارد. به هرحال آنچه در نظریه فروید برای تبیین رفتارهای فرد مهم است، تعارضات، تثبیت در مراحل رشد روانی-جنسی و تجربه­های اولیه کودکی است (کاکاوند، 1390).

مطلب مرتبط :   انواع آموزش های ضمن خدمت بر حسب ماهیت

2-1-5-7- رویکرد جامع شناختیبوم­نگری

این الگو جامع­ترین تبیین را در خصوص مشکلات رفتاری ارائه می­کند. در این رویکرد گفته می­شود که اختلال­های رفتاری در اثر تعامل و تبادل افراد دیگر به وجود می­آید. از نظر برخی رفتار انحرافی به عنوان بخشی از فرهنگ به فرد آموخته می­شود و از نظر برخی دیگر این رفتارها به علت برچسپ زدن به وجود می­آیند (بوئر و شی، 1999؛ ویکس­نلسون و ایزرایل، 2000).

[1]. Bauer & Shea

[2]. Wicks-Nelson & Israel