مراحل تحولی در درمان مبتنی بر تصویر سازی ارتباطی

مراحل تحولی در درمان مبتنی بر تصویر سازی ارتباطی

حسینی(1390) مراحل تحولی در درمان مبتنی بر تصویر سازی ارتباطی را به پنج بخش تقسیم می کند:

دلبستگی[1]، اکتشاف[2]، هویت[3]، قدرت و شایستگی[4]، ارتباط[5] (دوست یابی).

1)دلبستگی (تولد تا 2 سالگی). کودکان نیاز دارند که به یک مراقب دل بندند. در این مرحله لازم است که والدین در دسترس و گرم باشند(حسینی، 1390). کودکی که از زخم های دلبستگی گرم نامطمئن[6] رنج کشیده، ممکن است ترس از دست دادن[7] را رشد دهد، به دلیل اینکه دلبستگی صمیمی به ندرت تجزیه شده است. ما وفاداری عمیقی به تجارب دلبستگی[8] دوران کودکی مان داریم و در درون روابط مان، شبیه به رفتارهای دوران کودکی مان که حاصل پیسوتیگ با والدین بوده است رفتار می کنیم(فلمک، 2003).

2) اکتشاف(2 تا 3 سالگی). در این مرحله کودکان نیاز دارند که کشف کردن و ماجراجویی را تجربه کنند. در این مرحله والدین باید به فرزندشان اجازه اکتشاف گری بدهند و پس از بازگشتن کودک و زمانی که او هیجاناتش را بازگو می کند، در کنارش باشند. انعکاس گری، بازگرداندن تجارب شنیده شده به کودک مانند یک آیینه، در این مرحله اهمیت اساسی دارد.

3) هویت(3 تا 4 سالگی). در این مرحله کودکان کشف بخش های مختلف شخصیت خود را آغاز می کنند. مثلا آن ها وانمود می کنند که گربه، سگ و یا شخصیت های کارتونی هستند؛ لازم است والدین، وانمود سازی کودک را به او منعکس کنند(انعکاس گری ؛ تو یه پیشی با مزه ای) تا او احساس کند دیگران وی را همانطور که وانمود می کند می بینند.

4) قدرت و شایستگی (4 تا 6 سالگی) کودکان در این سن، وارد دنیای خارج از خانه می شوند. در این مرحله کودک به شدت نیاز دارد که در فضاهای اجتماعی باشند چرا که در حال پرورش احساس شایستگی خود هستند. در این مقطع حساس، مهم ترین وظایف والدین تحسین، تایید و آیینه سازی است.

مطلب مرتبط :   الگوهای چند بعدی تعهد سازمانی

5)ارتباط (6 تا 9 سالگی) کودکان در این مرحله کاملا به محیط بیرون از خانه خو گرفته اند و بخشی از اوقات روز را با دوستان شان می گذرانند. نیازهای تحولی آن ها عبارتند از دوست یابی، یافتن دوست صمیمی و آموختن پیچیدگی ها و تجربه ی حسادت هایی که در روند داشتن و حفظ روابط دوستانه ایجاد می شود. وظیفه والدین، پرورش و ترغیب دوستیابی در کودکان و نیز الگو بودن در این زمینه برای آنان است.

پیش فرض این دیدگاه این است که مراحل رشد دوران کودکی به خصوص روابط اولیه فرد با والدین بر روابط زناشویی تاثیر دارد(هندریکس، 1993، لیپتروت، 1994 ؛ به نقل از اعتمادی و همکاران، 1385). حسینی (1390) شرح می دهد که الگوهای تحولی در درمان مبتنی بر تصورسازی ارتباطی یک فرایند ادواری و چرخه ای است که در دوره های بعد، مثلا نوجوانی هم تکرار می شود و در دوره بزرگسالی نیز خود را نمایان می سازد. زوج ها به یکدیگر دلبسته می شوند، شروع به کشف یکدیگر می کنند و اگر اوضاع خوب پیش برود، در کنار هم به تشکیل هویت زوجی می پردازند. در صورت موفقیت آمیز بودن هویت زوجی، همسران احساس قدرت و شایستگی را هم در زندگی شخصی و هم در زندگی حرفه ای پرورش خواهند داد.

در واقع حسینی(1390) معتقد است غالب افراد مراحل پنج گانه رشدی را با موفقت سپری نمی کنند و علت اینکه در نوجوانی یا اوایل بزرگسالی نمی توانیم سیکل را کامل کنیم، برآورده نشدن نیازهای تحولی مان در کودکی است. فلمک (2003) در این زمینه اشاره دارد به ترس های مربوط به دوران کودکی و این امر که رها کردن ترس ها ممکن است بعدا در یک ارتباط رمانتیک ابراز شود. این اغلب نتیجه ی محروم سازی[9] و برآشفتگی است. در بطن این برآشفتگی، آسیبی[10] عمیق نهفته است، که به مخفی ماندن جراحت دوران کودکی کمک می کند. بنابراین انتخاب همسر و روابط زناشویی تنها یک فرایند آگاهانه نیست، بلکه بخش مهمی از آن ناخودآگاه بوده و نتیجه نیاز به تکمیل مراحل ناتمام دوران کودکی و التیام زخم های عاطفی است(هندریکس، 1993؛ لیپتروت، 1994؛ به نقل از اعتمادی و همکاران، 1385). در حقیقت موضوعات ناتمام از مرحله دلبستگی، اکتشاف، هویت و شایستگی اغلب محل هایی اند برای اینکه زوج ها در بازنگری روابط شان دچار وقفه شوند(براینرد[11] و لاکوئت، 1998؛ به نقل از فلمک، 2003). بیات(1386) پژوهشی با هدف بررسی اثر بخشی ایماگوتراپی بر نگرش عشقی دانشجویان دختر دانشگاه اصفهان انجام داد، نتایج تحقیق حاکی از آن بود که مداخله ایماگوتراپی بر نگرشهای عشقی دختران اثر معنی داری دارد.

مطلب مرتبط :   تعریف مدیریت کیفیت فراگیر

اعتمادی (1384) پژوهشی با هدف بررسی تأثیر زوج درمانی به شیوۀ ایماگوتراپی بر افزایش صمیمیت زوجین انجام داد. نتایج تحقیق نشان داد که آموزش مبتنی بر نظریۀ ایماگوتراپی میزان صمیمیت زوجین را افزایش داده است. همچنین کاربرد تکنیک های ایماگوتراپی میزان صمیمیت عاطفی، عقلانی، جسمی و جنسی زوجین را افزایش داده است.

اویسی (1388) در تحقیق خود بدین نتیجه دست یافت که زوج درمانی به شیوۀ ایماگوتراپیبر افزایش رضایت زناشویی تاثیر گذار می باشد.

[1] – Attachment

[2] – Exploration

[3] – Identify

[4] – Power & Cometence

[5] – Concern

[6] – unreliable

[7] – fear of abandonmen

[8] – attachment

[9] – frustration

[10] – hurt

[11] – Brainerd