مزایا و شاخص های به کارگیری توانمندسازی در سازمانها

مزایا ی توانمندسازی

تحقیقات نشان داده است که سازمانهایی که توانمندسازی کارکنان را در پیش گرفته اند، به مزایای متعددی دست یافته اند، از آن جمله اند :

  • تولید کالا و خدمات با کیفیت بالا
  • افزایش سطح عملکرد و بهره وری
  • افزایش سطح رضایتمندی کارکنان، مشتریان و ارباب رجوع
  • افزایش احساس مثبت کارکنان در مورد شغلشان
  • افزایش احساس تعهد و تعلق کارکنان
  • افزایش حس خودمدیریتی و نیاز نداشتن به سرپرستی مستقیم
  • افزایش سطح دانش شغلی و مهارت کارکنان
  • تغییر نگرش کارکنان از داشتن به خواستن، یعنی همیشه به داشتن ها فکر کردن
  • بهبود ارتباط میان مدیریت و کارکنان ( که باعث می شود بسیاری از مشکلات روزمره به وسیله ارتباطات حل شود و دیگر نیازی به تشکیل جلسه نباشد. بدیهی است نیاز به تشکیل جلسه وقتی است که قرار است نکات مهمی در آن مطرح گردد(اسپریتزر1990)

به طور کلی، مزایای به کارگیری توانمندسازی را می توان در دو طبقه تقسیم بندی کرد :

  • مزایای سازمانی
  • مزایای فردی

2-3-7-1. مزایای سازمانی:

بسیاری از نویسندگانی که بر مزایای سازمانی توانمندسازی تمرکز کرده اند چنین فرض می کنند در پس تلاشهایی که موجب توانمندشدن محیط کار می شود، یک نیروی محرکه وجود دارد. امروزه رقابت جهانی و محیط محرکه تجاری، تغییرات سازمانی را برای پاسخ به فشارهای فراینده در زمینه بهبود کارآیی و عملکرد، اجتناب ناپذیر کرده است. به خصوص سازمان ها در زمینه های کنترل هزینه، انعطاف پذیری و کیفیت ناگزیر به توسعه و بهبود می باشند. درواقع سازمانها می توانند شاهد بهبودهای زیادی در زمینه عملکرد اقتصادی باشند. گرچه سنجش مزایای اقتصادی از طریق توانمندسازی بسیار مشکل است .

2-3-7-2. مزایای فردی : در حالیکه توانمندسازی دارای مزایای سازمانی است منافع زیادی نیز برای کارکنان به همراه دارد و کارکنانی که خودشان را توانمند می بینند، تضاد و ابهام در نقش کمتری را گزارش می دهندوهمچنین در محیط خود، کنترل بیشتری را بر محیط تجربه می کنند. به عقیده آنها چنین امری باعث کاهش محدودیت های عاطفی می شود. در تحقیقی نتایج به دست آمده حاکی از رضایت شغلی، انگیزش و وفاداری بیشتر به سازمان در افراد توانمند است. اندازه گیری مزایای فردی توانمندسازی، بر خلاف مزایای سازمانی که از راه عینی قابل ارزیابی است بسیار مشکل است. مزایای فردی توانمندسازی بسیار ذهنی و پیچیده است. از برخی از مقیاسها مانند نرخ جابجایی و غیبت به صورت غیر مستقیم برای چنین اهدافی استفاده می شود. به طور کلی با توجه به منافع دوطرفه ای که بر توانمندسازی کارکنان مترتب است، اما تحقیقات بر جنبه های عینی سازمانی آن بیشترتمرکز دارند واز منافع فردی آن غفلت ورزیده اند (رضوانپور، 1388، ص 45).

2-3-8. پیامدهای توانمندسازی

در حالی که توانمندسازی به صورت عملی انجام می گیرد با وجود این هنوز تردیدهایی در مورد ماهیت دقیق و اهداف آن وجود دارد. توانمندسازی پیامدهای نگرشی و رفتاری خاصی برای سازمان به همراه دارد و بر توان آنها در عرصه رقابت خارجی می افزاید .

2-3-8-1. پیامدهای نگرشی توانمندسازی

کاهش فشار روحی ناشی از کار و افزایش رضایت شغلی، دو نتیجه نگرشی پس از توانمندسازی در محیط کار است. میزان کم اختیار در طول کار روزانه یا فشار ذهنی و افزایش بیماری مزمن ارتباط دارد. تحقیقات لوکس و ساوری(2001) نشان می دهد توانمندسازی موجب کاهش میزان بیماری، غیبت از کار، نقل و انتقال و کاهش فشارهای عصبی و روحی و استرس می گردد.

مطلب مرتبط :   دیدگاه مقام معظم رهبری به نفس علم

الف) افزایش رضایت شغلی

توماس و ولتهوس (1990) در تحقیقات خود دریافتند که سطوح بالای معنادار بودن و احساس شایستگی (کفایت نفس) از طریق ایجاد علاقه در افراد در مورد مشاغلشان باعث افزایش رضایت شغلی خواهد شد(به نقل از واکاراکیات[1]، 2008، ص 34). همچنین آن دو دریافتند که آزادی عمل در شغل (حق تعیین سرنوشت ) از جمله عوامل برانگیزاننده مورد نظر هرزبرگ[2] است و نوعی پاداش درونی محسوب می شود. بنابراین همان گونه که هرز برگ پیش بینی کرده بود، آزادی عمل به افزایش رضایت شغلی منجر خواهد شد. احساس موثر بودن هم ( که ارتباط معکوسی با احساس عام عجز اکتسابی دارد) افزایش رضایت شغلی را در پی خواهد داشت. زیرا به اعتقاد آبرامسون احساس عام عجز اکتسابی با ایجاد دلسردی در افراد برای شناسایی فرصت ها، کاهش انگیزش و ایجادافسردگی، به نارضایتی شغلی منجر می گردد. از سوی دیگر افزایش رضایت شغلی به تعهد سازمانی قوی تری درافراد می انجامد و از آن جا که افزایش رضایت شغلی در ارتباط مستقیم با کاهش جابجایی کارکنان است بنابراینانتظار می رود که توانمندسازی کارکنان به کاهش جابجایی آنان منتج گردد.

ب) کاهش فشار روحی

توانمندسازی می تواند از طریق افزایش معناداربودن، شایستگی و آزادی عمل (حق تعیین سرنوشت) باعث کاهش فشار روحی یا استرس شغلی گشته و افزایش عملکرد را به دنبال خواهد داشت. افرادی که احساس شایستگی می کنند به توانایی خود برای انجام موفقیت آمیز وظایف خود اطمینان بیشتری داشته و در نتیجه رضایتمندی بیشتری در کار خود دارند(میرسون[3]، 2007، ص98 ) کاردل در تحقیقات خود دریافت که کارهای غیر چالشی و یکنواخت که فاقد ویژگی، معناداربودن هستند، استرس زا می باشند. توماس و تایمون پی بردند که احساس شایستگی و اعتماد به کفایت نفس، کاهش فشار روحی را در پی خواهد داشت. ماستن و ایوان سویچ نیز در تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که آزادی عمل امکان کنترل افراد بر برخی از عوامل بالقوه استرس زا را فراهم می آورد و به کاهش استرس در افراد می انجامد. همچنین غنی سازی شغلی در برنامه های توانمندسازی موجب کاهش استرس شغلی درسازمان می شود

2-3-8-2. پیامدهای رفتاری توانمندسازی

توانمندسازی ممکن است پیامدهای رفتاری مهمی در بر داشته باشد برای مثال گیکاس (1982)دریافت که احساس شایستگی به ابتکار عمل تلاش و ابتکار در موقعیت های چالشی منجر می شود. بر طبق تحقیقات دسی و ریان(1989) آزادی عمل کارکنان در شغلشان به واکنش سریع آنان در برابر موانع و مشکلات می انجامد، علاوه بر این  ارتباط آزادی عمل با اثربخشی (بهبود عملکرد ) از جنبه های شناختی و انگیزشی تایید شده است. نظریه پردازان رویکرد شناختی بر این باورند از آنجا که کارکنان نسبت به روسایشان از دانش و اطلاعات کاملتری در مورد کار خود برخوردارند، بنابراین در موقعیت بهتری برای برنامه ریزی کاری، شناخت موانع و حل آنها برای دستیابی به عملکرد بهتر قرار دارند. از جنبه انگیزشی، توماس و تایمون دریافتند که توانمندسازی با فراهم آوردن آزادی عمل برای کارکنان انگیره لازم را برای بهبود عملکرد در آنان به وجود می آورند. از سوی دیگر اشفورث در تحقیقات خود به این نتیجه رسید که احساس موثر بودن ناشی از توانمندسازی، این احساس را در افراد به وجود می آورد که گوش شنوایی برای شنیدن ایده هایشان در سازمان وجود دارد. به همین دلیل، آنان احساس خواهند کرد که می توانند در تعیین جهت واحد کاریشان نقش داشته باشند و بنابراین باید عملکرد بهتری از خود شان به نمایش بگذارند (اشفورث، 1989، ص 3)

مطلب مرتبط :   سلامت روان ونظریه های سلامت روان

2-3-9. شاخصهای توانمندسازی

در مورد چگونگی شناسایی سازمانهای توانمند، شاخصهایی وجود دارد که مطالعات انجام شده در راستای ارزیابی سطح توانمندسازی در سازمان به منظور بهبود سازمانی، موارد زیر را نشان می دهد ( اسکات[4] 1996،ص 12)

1- روشنی هدف ها[5] : در این بخش کارکنان می دانند در چه وضعیتی قرار دارند و چه انتظاری از آنان می رود ،وظایف و مسئولیت های افراد به طور روشن تعیین شده اند، سیستم ها و روش های کاری بی نقص هستند و علت وجود سازمان را درک می کنند.

2-روحیه : [6]ار دیگر شاخصهای توانمندسازی سازمان وجود روحیه ی بالا در کارکنان می باشد به عبارتی دیگر، انسانها مورد اعتماد هستند، خط مشی ها با توجه به نیازهای شخصی انعطاف کمی دارند، کارکنان مورد احترام هستند، به تفاوتهای فردی توجه می شود، افراد دوست دارند که در این سازمان کار کنند، روحیه مثبت در افراد دیده می شود و سازمان در حل مشکلات کارکنان کوشا است .

3- رفتار عادلانه :[7] با کارکنان به طور مناسب رفتار می شود و سازمان در حل مشکلات کارکنان کوشا است.

4- شناخت و قدردانی :[8] در سازمان توانمند به تلاشهای فردی به طور مناسب پاداش داده می شود، کار خوب افراد منظور می گردد، سازمان به توانایی افراد در انجام کار توجه دارد و انتظار دارد که افراد به بهترین وجه ممکن کار کنند.

5-  کار گروهی :[9] در سازمان توانمند انسانها به هم کمک می کنند، با هم کار می کنند تا مسائل و مشکلات را حل کنند، به یکدیگر توجه عاطفی دارند و کارکنان برای سازمان کار می کنند نه برای خودشان.

6- مشارکت :[10] در سازمان توانمند، نظر انسانها در تصمیمات موثر است. آدم ها در مسائل و مشکلات سهیم هستند، همچنین کارکنان منابع لازم را برای کار به دست می آورند.

7-  ارتباطات :[11] کارکنان از آنچه در سازمان اتفاق می افتد مطلع می شوند، ارتباطات شفاف است و به طور سریع بین انسانها انجام می شود.

8-  محیط کار سالم:[12] در این گونه سازمانها، انسانها می توانند فشارهای کاریشان را حل و فصل کنند افراد انتظار ندارند که تکالیف سنگینی را انجام دهند، تغییر به خوبی اداره می شود، کاغذ بازی و روشهای انجام کار در انجام دادن امور دخالت ندارند، افراد می توانند رشد کنند، یاد بگیرند و برای توسعه شغلی فرصت لازم به کارکنان داده می شود. در سازمانهای توانمندافراد توانمند در آرامش به سر می برند. در آرامش به سر بردن بدین معنا نیست که از خود پنهان نمی شوند و با خود در جنگ و ستیز نیستند (جهانیان، 1385، ص 32)

[1] Vakarakyat

[2]Herzberg

[3] Meyerson

[4] Scat

[5] Clear goals

[6]Spirit

[7] Fair treatment

[8] Appreciation

Teamwork [9]

[10] Partnership

[11] Communication:

[12]Healthy work environment: