منابع مقاله با موضوع پژوهشگران، حرکات موزون، مدت استفاده

احساسی، فعالانه درگیر هستند”( استریتر40، 2005، به نقل از طباطبای فر،1389).
2-1-6 موسیقی درمانی و عصبشناختی
عملکرد موزون دستگاه عصبی، در سه سطح مختلف اعمال میگردد:
1- الگوی موزون: این الگو در ارسال سیگنالهای عصبی مشاهده میشود.
2- ادراکاتی که از محرکهای موزون محیطی و فعالیتهای موزون درونی حاصل میشود مانند نور یا امواج صوتی با حرکات موزون، مثل تکلم و تنفس.
3- میان کنش بین سیستم عصبی و سایر دستگاههای بدن که دارای وزن بیولوژیکی هستند. شاید این فعالیت موزون سیستم عصبی است که حس درک و وزن را در ما پدید میآورد(ناظم پور،1388). مطالعاتی که در زمینه کاربرد موسیقی در کار بالینی است بر نمایش نوع و قدرتمندی تغییرات فیزیولوژیک ایجاد شده در ارگانیسم انسانی متمرکز است که با تغییر در محرکهای موسیقیایی ظاهر میشود. چنین مطالعهای تازه نیست. در اواسط دهه1930، بعد از بازبینی پیشینه توسط جربی در ارتباط با اثرات موسیقی بر فرایندهای فیزیولوژیک دسیرنرو فاین41 نتیجه گرفتند که موسیقی:
1-انرژی عضلانی را کاهش یا افزایش میدهد.
2-تنفس را تشدید کرده و نظم آن را کاهش میدهد.
3-اثر مشخص اما متغیر روی نبض و فشارخون دارد.
4-آستانه محرکات حسی را کاهش میدهد.
5-ترشحات درونی را تحت تأثیر قرار میدهد.
6-سوخت و ساز بدن را افزایش میدهد.
موسیقی این توانایی را دارد که اثرات فیزیولوژیک مختلف ایجاد کند و آنها را به اثرات هیجانی تبدیل نماید. ارتعاشات شنوایی و ریتم موسیقیایی، ریتمهای زیستی را تحت تأثیر قرار داده و میتواند تعادل زیست – شیمیایی، سوخت و ساز و تعادل حیاتی موجود زنده را تجدید کرده یا آن را مختل کند(فلاح، سهرابی، زاده محمدی؛ 1390). “سیستم اعصاب مرکزی (مغز) طـوری ساخته شده است که به محرکهای موزیکال پاسخهای مثبت و مناسب میدهد و موجبات استفاده از این روش درمانی را فراهم میسازد، تحقیقات متعدد نشانگر آن است که تالامـوس مهمترین غـده مستقر در مغـز محرکهای موسیقیایی را دریافت میکند و این علائم را بهوسیله سیستم عصبی به مغز انتقال میدهد و بهصورت یک کارکرد خودکار بهطور اعم روی مغز و بهطور اخص روی هوش، حافظه و تخیل نفوذ میکند. این عملکرد مغز در مقابل موسیقی، بهدلیل پاسخ غده صنوبری یا هیپوفیز است. این غده از تالاموس فرمان دریافت میکند و به محرکهای موزیکال و ریتم موزن موسیقی پاسخ مثبت میدهد و موجب ترشحاتی میگردد که نقاط مختلف بدن انسان را جهت کارکرد طبیعی رهنمون میسازد. وقتی محرکهای موزیکال به مغز میرسد، غده هیپوفیز به آن پاسخ مثبت یا بهعبارتی پاسخ آرامش بخش میدهد که نتیجه این پاسخ آزادسازی آندروفین است. آندرفین آرامشبخشی است طبیعی که درد را تسکین میدهد. لذا موجب میگردد نیاز بیماران در حال دریافت موسیقی به داروها، درد را تسکین دهد. این ماده در زمان آرامشی که توسط موسیقی بدست میآید در تمام نقاط بدن ترشح میگردد. همچنین به هنگام ترس، بیقراری و اضطراب مادهای به نام کتکولامینها و یا بهعبارتی آدرنالین و نورآدرنالین از غدد فوق کلیوی ترشح میشود که این ماده موجب بالا رفتن فشار خون و ضربان قلب میگردد و شگفت انگیز است که موسیقی آزادسازی این ماده اضطرابزا را کاهش میدهد و در نتیجهی عملکرد آن در بدن، فشار خون و ضربان قلب پایین میآید”( به نقل از؛ فلاح و همکاران،1390).
2-1-7 کاربرد موسیقی درمانی
عمومیترین کاربرد موسیقی درمانی احتمالاً برای کاهش تنشهای روانی میباشد. این نکته بسیاری مهمی است. چون تنشهای روحی و روانی عمدهترین عامل بوجود آمدن مشکلات و اختلالات بهداشتی میباشند. موسیقی درمانی همچنین کاربرد وسیع و شایعی در سطوح اجتماعی دارا میباشد؛ بهگونهای که بیمارستانها، مؤسسات آموزشی، آسایشگاهها و سایـر قشرهای جامعـه از آن استفاده میکنند. نیز بهدلیل خاصیت مؤثر آن در تسکین دردهای جسمانی، در منزل و بیمارستان در کمک به زایمان، در تعادل خلق و خو و تعادل روانی به توانبخشی جسمی و کمک به آرامش و خوابیدن، آسان کردن یادگیـری و در کل، برای کمک به افـراد تقریباً در تمامـی زمینههای زندگـی استفاده میشود. در تحقیقات اخیر کاربرد موسیقی درمانی در توانبخشی جسمی، ایمنی شناسی، روان رنجوری و موارد دیگر نیز به اثبات رسیده است (تد- اندروز42،1380). به هر حال هر فردی، سالم یا ناسالم، میتواند از موسیقی درمانی بهره ببرد. مردم روزانه دچار تنشهای زیادی میشوند و موسیقی درمانی میتواند باعث از بین رفتن این تنشها شود. روشهای مورد استفاده میتواند ترکیبی از موسیقی و تصورات هدایت شونده، شنیدن موسیقی بهطور غیرارادی، یا حتی شرکت فعال در ساختن موسیقی باشد ( تد- اندروز، 1380).
اثرات موسیقی بر سیستم عصبی و بر تمامی ارگانهای بدن موجب استفاده وسیعی ازآن برای درمان شده است. بهطور مثال آثار مثبت موسیقی درمانی در ایجاد هنجارهای رفتاری دانشآموزان مبتلا به اتیسم (برنال43، 1999) و نقش گوش دادن ملایم در کاهش تنش عصبی، به اثبات رسیده است.
در مجموع موسیقی کاربردهای فراوانی دارد که از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1- پیشگیری، آموزش و یادگیری
2- کاهش دردهای گوناگون پزشکی
3- کاهش تنشها و نگرانیهای ناشی از جراحی، آسیبها و بیماریها
4- توانبخشی بعد از جراحی، آسیبها و تصادفات
5- کاهش خستگی حاصل از گرفتگی عضلانی و کارکرد ماهیچهها
6- کاهش عوارض جانبی داروها
7- کاهش مدت استفاده از داروها
2- راحت کردن تنفسی و شل کردن حرکات و اندامهای تولید صدا
3- استفاده از صدای بم
4- آرام و شمرده صحبت کردن
5-ذخیر داشتن اکسیژن، هنگام شروع به صحبت
6- تمرکز بر انقباض شکم
7-انتقال سریع از تولید گفتار به صوت، با تکیه بر آهنگ آن
9- صحبت بدون جمله مکث در قالب”(دهقانی هشتجین، 1374: 15).
2-2-6-4 روش جویدن تنفس
فروشلز62 در تعریف این روش چنین عنوان میکند که “نخست درمورد ماهیت جویدن و حرکات گفتاری برای بیمار توضیحاتی داه میشود. سپس از او خواسته میشود که بهطور عادی، با لبان بسته و دهان خالی به جویدن بپردازد و در همان حال به حرکات زبانش توجه کند. سپس با گشودن دهان و استفاده از حرکات زبان و لبها، عمل جویدن را انجام دهد و در همان حین به صداسازی بپردازد. با انجام این روش، تصوری از یک زبان بیگانه پدید میآید و بدین ترتیب، بیمار یاد میگیرد که روانتر صحبت کند.” (همان منبع).
2-2-6-5 روش آرامسازی
“آرامسازی، ترسهای موقعیتی را از بین برده و از بروز اختلالات گفتار و واکنشهای اولیه و ثانویه همراه آن جلوگیری میکند. به هرحال، آرامسازی به تنهایی کافی نیست، همچنان که آموختن چگونگی تنفس صحیح به تنهایی کفایت نمیکند. در اینجا ما با زنجیرهای از پاسخها درگیر هستیم که با ترس از موقعیت شروع شده و با بروز اختلال در آهنگ و عملکرد تنفس، به صورت تکرار و گیر ادامه مییابد. احساس گناه و اضطراب در موقعیتهای آینده، به این سیکل معیوب مربوط میشود”(همان منبع).
2-2-6-6 خواب درمانی
روسها براساس نظریههای پاولوف63 معتقدند که خواب درمانی برای درمان لکنت مفید است. از دید پاولوف، بیماریهای روانتنی نتیجه خستگی زیاد دستگاه اعصاب شخصی بر اثر تکالیف سنگین است. بنابراین خواب درمانی با ذخیره سازی انرژی مورد نیاز، سبب بهبود بیماری میشود (همان منبع).
2-2-6-7 رفتار درمانی
ولپ64 در تأیید رفتار درمانی میگوید: “لکنتیها در تمام موارد دچار لکنت نمیشوند. آنها معمولاً در هنگام تنهایی و یا در بین اشخاص خاص، به خوبی صحبت میکنند. مشکل آنها زمانی آغاز میشود که مضطرب باشند (دهقانی هشتجین،1374).
2-2-6-8 درمانها تنبیهی و تشویقی
در کشورهای مختلف اشکال مختلفی از تنبیه نظیر ضربه زدن به سر و استفاده از شوک الکتریکی در مورد لکنتیها به کار گرفته شده است. در گذشته چنین تصور میشد که لکنت ناهنجاری و انحراف رفتاری و نشانهای از شرارت شیطانی است و چنین تصور میشد که این عارضه، با به کار بردن تنبیهات دردناک از بین میرود. تجربیات گوناگون نشان داده است که تشویق میتواند تغییرات قابل توجه در تناوب لکنت ایجاد کند(همان منبع)
2-2-6-9 درمانهای عامیانه
حجم زیادی از داروهای محلی و خانگی برای درمان لکنت توصیه شده است. سوزاندن و بریدن زبان لکنتی، خوردن داروها و مواد مختلف از قدیم رایج بوده است. درمانهای لکنت در فرهنگهای مختلف، متفاوت است. لکنتیهای قبیله بانتو سیر میجوند و قبایل دیگر از انواع مختلف گیاهان استفاده میکنند. برای رفع لکنت، فرد را وا میدارند تا در نیمه شب زمستانی در هوای آزاد، آب سرد روی خودشان بریزند و خود را در معرض باد قرار دهند. در مواردی نیز سوزنهای تیز و درازی در داخل بدن فرو میکنند و با سوزاندن علف، پوست را داغ میکنند. در بعضی سرزمینها لکنتیها را وا میدارند تا جوشانده خرمالو و تخم مرغ خام و یا کباب زبان قورباغه بخورد(همان).
2-2-6-10 درمان جراحی
در تاریخ درمان لکنت، فصل طولانی و غمانگیزی در رابطه با کوششهای بیفرجام جراحی وجود دارد. عمل جراعی شامل بریدن عضلات زبان و از بین بردن تنش عضلانی آن بوده است. البته نباید از بهبودهای احتمالی متعاقب این گونه اعمال متعجب شد. زیرا کسی که حاضر به چنین عملی میشود، بیشک متقاعد شده است که به زودی بهبود مییابد. بعضی از جرحان ترجیح میدادند بعضی از عضلات زبانی را ببرند. خوشبختانه ابراز احساسات در مورد این نوع درمانها خیلی زود فروکش کرد، تعدادی از بیمارانی که از این نوع درمانها استفاده کرده بودند جان خود را از دست دادند (دهقانی هشتجین، 1374).
2-2-6-11 استفاده از شوک الکتریکی
استفاده از شوک الکتریکی در گذشته جزء درمانهای لکنت بهشمار میآمده و متأسفانه هنوز هم برخی مراکز درمانی در اروپا همچنان از آن استفاده میکنند. و این در حالی است که پژوهشگرانی مانند لوگزینگر و آرنولد بیان داشتند که استفاده از الکتروتراپی موضعی در درمان لکنت بیارزش است؛ چون برآنند که لکنت ربطی به ضایعات عضوی ندارد. حرکات در لکنت معمولاً با تنش و فشار زیاد صورت میگیرد، بنابراین بیمعناست که از شوک الکتریکی که تونوس عضلانی را زیاد میکند استفاده شود(همان)
2-2-6-12 درمان تنبیهی مدرن
استفاده از تنبیه براساس قانون اثر میباشد. طبق این قانون چنانچه رفتار یا فعالیتی موجب تقویت مثبت شود آن رفتار ادامه پیدا خواهد کرد. ولی در صورتی که آن رفتار پیامد تنبیهی در پی داشته باشد تکرار نخواهد شد. درمانگران جدید فرد را به خاطر لکنت تنبیه نمیکنند بلکه در واقع از تنبیه به عنوان نتیجه و پیامد لکنت استفاده میکنند. جمعی از پژوهشگران نظیر اشمیز65 از این روش حمایت میکنند و گروه دیگر مانند شیهان مخالف این روش برای افراد لکنتی هستند(همان منبع).
بخش سوم: اضطراب
2-3-1 تعریف اضطراب66
یکی از شایعترین اختلالات روانی عصر حاضر اضطراب است، بهطوریکه قرن بیستم را عصر اضطراب خواندهاند(انجمن روانپزشکی آمریکا67، 2001). اضطراب یک واکنش طبیعی و عادی به فشارهای روانی است و دارای مؤلفههای جسمی و روانی است. زمانی اضطراب به شکل یک مشکل یا عارضه در میآید که یک پاسخ غیر واقع بینانه و بیدلیل به این فشارها داشته باشد. در بعضی از موارد اضطراب خود منبع پریشانی میشود و فرد مضطرب به اضطراب دوباره دچار میشود(هلن کنرلی68،1384: 15).
“در واقع اضطراب یک مفهوم چند بعدی است که دارای سطوح مختلف بدنی، شناختی، عاطفی، و بین فردی میباشد. این پدیده در واقع یک علامت هشدار دهنده است. وجود حدی از اضطراب برای حفظ بقا و ادامه حیات فرد لازم و ضروری است و حالت انگیزشی برای فرد دارد؛ اما اگر مقدار آن از حدّ لازم بگذرد موجب بههم ریختگی سازمان فکری و رفتاری فرد خواهد شد. بنابراین ممکن است ما را از مسیر زندگی خارج

مطلب مرتبط :   پایان نامه رایگان دربارهتحت درمان، بیماران همودیالیزی، سطح تحصیلات

دیدگاهتان را بنویسید