منابع مقاله درمورد بورس اوراق بهادار، عملکرد شرکت، ترازنامه

به دست آمده به کل جامعـهی آماری، تعمیم داده میشود.
3-4-1 جامعهی آماری
مجموعه واحدهایی که حداقل در یک صفت مشترک باشند، یک جامعه آماری مشخص میسازند (خاکی 1388، 89). جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است که تا پایان سال 1390 در بورس حضور داشتهاند. تعداد شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در پایان سال 1390 برابر 448 شرکت بوده است.
دلایل انتخاب شرکتها از بورس اوراق بهادار تهران به شرح موارد زیر است:
1- دسترسی به اطلاعات مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار آسانتر است. به خصوص که برخی از اطلاعات به صورت بانکهای اطلاعاتی بر روی لوحهای فشرده موجوداند.
2- با توجه به اینکه اطلاعات مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تحت بررسی و نظارت قرار میگیرند، به نظر میرسد اطلاعات مندرج در صورتهای مالی این شرکتها از کیفیت بیشتری برخوردار باشند.
3-با توجه به لازم الاجراء بودن ضوابط، مقـررات و استانـداردهای حسابداری مالی در تهیـهی صورتهای مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار، به نظر میرسد اطلاعات مندرج در گزارشات مالی این شرکتها همگنتر بوده و قابلیت مقایسه بیشتری داشته باشند.
3-4-2 نمونهی آماری
نمونه عبارتست از مجموعهای از نشانهها از یک قسمت، گروه یا جامعهای بزرگتر انتخاب میشود، بطوریکه این مجموعه معرف کیفیات و ویژگیهای آن قسمت، گروه یا جامعه بزرگتر باشد. نمونهگیری فرآیندی است که طی آن تعدادی از واحدها به گونهای برگزیده میشوند که معرف جامعه بزرگتری که از آن انتخاب شدهاند باشند (خاکی 1388، 90).
برای انتخاب نمونه آماری، که نماینده مناسبی برای جامعه آماری مورد نظر باشد در ابتدا شرکتهای جامعه آماری مورد بررسی قرار گرفت و نمونه آماری این پژوهش به روش حذف سیستماتیک و با توجه به شرایط زیر، تعیین گردیده است.
1- سال مالی شرکت منتهی به پایان اسفند ماه هرسال باشد.
2- طی سالهای 1383 تا 1390 تغییر سال مالی نداده باشد.
3- از ابتدای سال 1383 تا پایان سال1390 در بورس حضور داشته باشد.
4- اطلاعات مورد نیاز به منظور استخراج دادهها در دسترس باشد.
5- بانکها، شرکتهای سرمایهگذاری مالی و شرکتهای مادر (بدلیل ماهیت متفاوت فعالیت آنها از سایر واحدهای تجاری) از نمونه حذف شده اند.
که با در نظر گرفتن ویژگیهای عنوان شده، جمعاً تعداد 71 شرکت به عنوان نمونه آماری این تحقیق انتخاب گردید. نمونه آماری این تحقیق را 20 صنعت مختلف از مجموع 36 صنعت حاضر در بورس اوراق بهادار تهران تشکیل داده است. تعداد حضور اعضای نمونه از هر بخش صنعت در جدول ضمیمه الف-1 و اسامی شرکتهای عضو در نمونه آماری تحقیق در جدول ضمیمه الف-2 ارایه شده است.
در تحقیق حاضر دوره زمانی جمع آوری دادهها از ابتدای فروردین ماه سال 1383 تا پایان اسفندماه سال 1390 میباشد و اعضای جامعه آماری طی یک دوره 8 ساله مورد بررسی قرار گرفتهاند.
3-5- متغیرهای تحقیق
در این تحقیق با استفاده از اطلاعات گذشته مربوط به شرکتهای نمونه آماری، ارتباط بین سودآوری عملکرد شرکت ها به عنوان متغیر مستقل با سیاست سرمایهگذاری و تامین مالی سرمایه درگردش به عنوان دو متغیر وابسته مورد بررسی قرار گرفته اند.برای اندازه گیری سودآوری از دو نسبت بازده داراییها (21ROA) و کیو توبین (Tobin’s q) استفاده میشود. در پژوهش حاضر متغیرهای اندازه، رشد، اهرم مالی شرکت به عنوان متغیرهای کنترلی مورد استفاده قرار گرفته شدهاند.
3-5-1 متغیرهای وابسته
تاثیر سیاستهای مدیریت سرمایه در گردش بر سودآوری شرکتها از طریق روش حسابداری (نسبت بازده داراییها) جهت اندازهگیری سودآوری و روش بازار (نسبت کیو توبین) جهت اندازهگیری عملکرد مورد بررسی قرار گرفت. در این تحقیق، سودآوری به عنوان متغیر وابسته، با استفاده از نسبت بازده دارائیها و نسبت کیو توبین اندازهگیری میشود. صورت سود و زیان برای اندازهگیری پیشرفت یک شرکت جهت دستیابی به اهداف سودآوری استفاده میشود. تطبیق بین درآمد و هزینه در صورت سود وزیان یک شرکت سود شرکت را برای یک دوره کسب و کار ایجاد میکند. بازده دارائیها (ROA) از تقسیم سودهای خالص پس از کسر مالیات بر کل دارائیها محاسبه میشود دومین روش اندازهگیری عملکرد، نسبت کیو توبین(Tobin’s q) است. این نسبت به عنوان یک روش اندازهگیری استفاده میشود، زیرا توانایی مقایسه ارزش بازار شرکت با ارزش دفتری دارائیهای آنرا دارد. بنابراین نسبت کیو توبین به شرح زیر محاسبه میشود:کیو توبین برابر است با تقسیم ازش بازار شرکت (MVF22) بر ارزش دفتری دارائیها (BVA23).
3-5-2 متغیرهای مستقل
اولین متغیر مستقل این تحقیق سیاست سرمایهگذاری سرمایه در گردش (WCIP24) است، در صورتی سیاست سرمایه گذاری متهورانه است، که مدیریت شرکت استفاده از سرمایهگذاری کمتر در دارائیهای جاری در مقابل دارائیهای بلند مدت را حمایت کند. از طرف دیگر سیاست محافظه کارانه سرمایه گذاری این است که یک شرکت سرمایه گذاری بیشتر در دارائیهای نقد را می پذیرد. استراتژی سرمایه گذاری شرکت از طریق نسبت مالی دارائیهای جاری (CA25) بر مجموع دارائیها (26TA) اندازهگیری میشود.
رویکردهای سیاست محافظه کارانه و متهورانه سرمایه درگردش استراتژیهایی هستند که مدیریت را در استفاده از وجوه به صورت کارآمدترین شیوه توانا میسازند، هنگامی که یک شرکت داراییهای سرمایه در گردش خود را در سطح حداقل تامین مالی میکند، آن شرکت ریسک ذخیره بیش از حد موجودی کالا، سرقت و افزایش هزینه های فروش را کاهش میدهد. شرکتی که بطور موثر موجودی کالا، حسابهای دریافتی و وجه نقد خود را کنترل کند، در نتیجه فرصتی برای افزایش سودآوری خواهد داشت. در مورد رویکرد محافظهکارانه، انتظار میرود پول نقد فراوان نیازهای سرمایه در گردش شرکت را برآورده کند. محافظه کاران به وجود نقدینگی بیشتر در شرکت معتقدند، بنابراین فراموش کردن پول بیفایده است اگر نتوانند ازآن برای ایجاد فرصتهای بیشتر در رشد و شکوفایی استفاده کرد (اپتو2012، 35).
دومین متغیر مستقل سیاست تامین مالی سرمایه در گردش (WCFP27) است. سیاست متهورانه تامین مالی سرمایه در گردش یک رویکرد است که یک شرکت استفاده میکند، هنگامی که با بهرهگیری بیشتر از بدهیهای کوتاه مدت و کمتر از بدهیهای بلند مدت به دنبال اهداف مالی سرمایه در گردش میباشد (نطیر و افزا 2009، 187؛ وین رب و ویسچر 1998، 199). در مقابل آن، سیاست محافظه کارانه تامین مالی سرمایه در گردش، از بدهیهای بلند مدت و حقوق صاحبان سهام برای تامین وجوه جهت خرید بیشتر داراییهای کوتاه مدت استفاده میشود. هنگامی که شرکتی اطلاعات مالی خود را برای یک دوره ثبت میکند، سیاست تامین مالی سرمایه در گردش روی بخش بدهیهای جاری تراز نامه منعکس میشود. یک شرکت بدهیهای جاری خود را به عنوان حسابهای پرداختی، اسناد پرداختی، حق کمیسیون پرداختنی و دیگر پرداختنیها که عمر آنها کمتر از یکسال است، منعکس میکند (اپتو 2012، 36). سیاست نسبتاً متهورانه تامین مالی سرمایه در گردش یک شرکت به وسیله نسبت بدهیهای جاری (28CL) بر کل دارائیها (TA29) محاسبه میشود.
3-5-3 متغیرهای کنترلی
متغیرهای کنترلی اندازه، رشد فروش و اهرم مالی شرکت هستند که به عنوان فاکتورهای خطا روی تاثیر سیاستهای مدیریت سرمایه در گردش شرکتها در نظر گرفته میشوند.
اندازه: اندازه یک شرکت به وسیله لگاریتم مجموع داراییهای آن اندازهگیری میشود.
رشد: رشد شرکت با تقسیم تغییرات ارزش فروشهای سال جاری نسبت به فروشهای سال قبل بر فروشهای سال قبل اندازه گیری می شود.
اهرم مالی: این متغیر اینگونه توصیف میشود؛ مقدار بدهیهایی که برای تامین مالی داراییهای یک شرکت ایجاد میشوند و به وسیله نسبت جمع بدهیها بر کل داراییها محاسبه می شود.
در جدول 3-1خلاصهای از همه متغیرهای مورد استفاده در این تحقیق بر اساس نوع، نام، نماد و منابع مورد استفاده در تعیین متغیرها ارائه شده است.
جدول3-1: خلاصه متغیرها
نوع متغیر
نام متغیر
نماد
معیار سنجش
منبع مورد استفاده
وابسته
بازده دارایی
ROA
کل داراییها/ سود خالص
صورت سود وزیان، ترازنامه
کیو توبین
Tobin’s q
ارزش بازار شرکت/ارزش دفتری داراییها
ترازنامه
مستقل
سیاست سرمایه گذاری سرمایه در گردش
WCIP
کل داراییها / دارائی جاری
ترازنامه
سیاست تامین مالی سرمایه در گردش
WCFP
کل داراییها / بدهیهای جاری
ترازنامه
کنترل
اندازه
SIZE
لگاریتم کل داراییها
ترازنامه
رشد
GROWTH
فروش سال قبل/ (فروش سال قبل -فروش سال جاری)
صورت سود وزیان
اهرم مالی
LVRG
کل داراییها / کل بدهیها
ترازنامه
3-6- فرضیه های تحقیق
در این تحقیق برای بررسی رابطه سیاستهای متهورانه مدیریت سرمایه در گردش و سودآوری فرضیههای زیر با استفاده از دو مدل تحقیق تدوین و مورد آزمون قرار میگیرد.
1: بین سیاست متهورانه سرمایه گذاری سرمایه در گردش و سودآوری عملکرد شرکتها ارتباط معناداری وجود دارد.
2: بین سیاست متهورانه تامین مالی سرمایه در گردش وسودآوری عملکرد شرکتها ارتباط معناداری وجود دارد.
3: بین اندازه، رشد و اهرم مالی یک شرکت و سود آوری عملکرد شرکتها ارتباط معناداری وجود دارد.
3-6-1 فرضیه اول
فرضیه اول بیان می کند، بین سیاست متهورانه سرمایهگذاری سرمایه در گردش و سودآوری عملکرد شرکت ها ارتباط معناداری وجود دارد. هنگامی که یک مدیر مالی از رویکرد متهورانه برای سیاست سرمایهگذاری خود بهره میگیرد، در نتیجه از حداقل سطح سرمایه گذاری در دارایی های جاری استفاده کرده است. این رویکرد، همراه با سایر متغیرهای کنترلی، به مدیران برای اجتناب از اتلاف منابع و بالا نگه داشتن سود شرکت کمک میکند. رویکرد محافظه کارانه، جایگزین رویکرد متهورانه برای سیاست سرمایه گذاری است. این سیاست تاکید دارد، که سهم بیشتری از سرمایه برای داراییهای سیال قرار داده شود. این رویکرد رشد بالا در سودآوری شرکت را حمایت نمی کند (اپتو 2012، 10). بنابراین، بیانیه فوق با تجزیه و تحلیل فرضیه به شرح زیر مورد آزمون قرار گرفت:
که سودآوری، پایین ترین سطح سیاست سرمایهگذاری سرمایه در گردش شرکتها را نشان میدهد وسودآوری، بالاترین سطح سیاست سرمایه گذاری سرمایه در گردش شرکت ها را نشان می دهد. فرضیه صفر و فرضیه مقابل آزمون می کند که آیا پایین ترین سطح سیاست سرمایه گذاری سرمایه در گردش شرکت ها کمترین سود آوری را درمقایسه با بالاترین سطح سیاست سرمایه گذاری سرمایه در گردش ایجاد نمیکند.
علاوه بر این، فرضیههای بیان شده فوق با استفاده از معادلات رگرسیون چندمتغیره به عنوان یک روش آزمون ، مورد ارزیابی قرار میگیرند. این آزمون با استفاده از نرم افزار آماری Eviews6 تجزیه و تحلیل میشود. ارزیابی متغیرها ی وابسته (ROA و Tobin’s q) و همچنین متغیر مستقلWCIP، همراه با متغیرهای کنترلی از جمله، اندازه شرکت، رشد و اهرم مالی با استفاده از نرم افزار مورد استفاده در این پژوهش رگرسیون می شوند.فرضیه 1 از طریق حل معادلات رگرسیون زیر مورد آزمایش قرار گرفت:
مدل3-1
مدل3-2
3-6-2 فرضیه دوم
فرضیه دوم بیان می کند، بین سیاست متهورانه تامین مالی سرمایه در گردش و سودآوری عملکرد شرکتها ارتباط معناداری وجود دارد. نظیر و افزا (2009) برای اثبات سیاست متهورانه تامین مالی سرمایه در گردش نوشتند: زمانی ایجاد می شود که یک شرکت بیشتر از بدهیهای کوتاه مدت و کمتر از بدهی های بلند مدت استفاده می کند. به عبارت دیگر، شرکت با رویکرد متهورانه تامین

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه ارشد با موضوعمیزان، افرادی، میلیون

دیدگاهتان را بنویسید