منابع مقاله درمورد بورس اوراق بهادار، بورس اوراق بهادار تهران، عملکرد شرکت

بدهیهای کوتاه مدت پذیرفتند.
فالوپ وآجیلر (2009) تاثیر استراتژیهای مدیریت سرمایه درگردش بر سودآوری عملکرد شرکت ها ی غیرمالی را در نیجریه برای دوره 1996 تا 2005 مورد بررسی قرار دادند. این پژوهش برای تجزیه و تحلیل دادهها و مشاهدات مقطعی رفتارهای شرکت از رگرسیون چند گانه استفاده میکند. در هر50 شرکت غیرمالی نیجریه از مجموع 694 شرکت، مشاهدات سالانه در دوره بین 1996 تا 2005 ثبت شدند. نتیجه تحقیق نشان داد که رابطه منفی و معنی داری بین سود خالص عملیاتی و نسبتهای مالی وجود دارد.
نوبانی (2009) به بررسی تحقیقی با عنوان” مدیریت سرمایه در گردش، جریان نقدی عملیاتی و عملکرد شرکت” بر روی اطلاعات 87030 شرکت-سال در دوره 1990 تا 2004 در کشور آمریکا پرداخت.با انجام این مطالعه به وجود ارتباط منفی معنیدار بین چرخه تبدیل به نقد و درآمد عملیاتی حاصل از فروش و جریان وجوه نقد عملیاتی، پیبرد. نتایج همچنین حاکی از ارتباط منفی معنیدار بین دوره وصول حسابهای دریافتنی و درآمد عملیاتی و جریان نقدی عملیاتی حاصل از فروش است. بنابراین کوتاه شدن چرخه تبدیل به نقد و دوره دریافت حسابهای دریافتنی موجب بهبود عملکرد شرکت و گردش نقدی خواهد شد.نتایج همچنین نشان میدهد که با کوتاهتر شدن دوره گردش موجودیها به جای بهبود عملکرد شرکت و گردش نقدی موجب تضعیف آن خواهد شد. این نتایج بیانگر آن است که با کوتاهتر شدن دوره گردش موجودی کالا، مدیران باید از افزایش هزینههای قابل اجتنابی جلوگیری کنند که به عملکرد و جریان نقدی شرکت آسیب وارد میکنند. نتایج همچنین حاکی از ارتباط منفی معنادار بین دوره پرداخت بدهیها و درآمد عملیاتی حاصل از فروش و جریان نقدی عملیاتی میباشند. به این ترتیب، طولانی تر شدن دوره پرداخت بدهیها با کند شدن روند پرداخت به فروشندگان می تواند به اعتبار و شهرت شرکت آسیب رساند و سوددهی وجریان نقد را کاهش دهد.
روبرت و همکاران19(2011) در تحقیقی با عنوان “مدیریت سرمایه در گردش و ثروت سهامداران” به بررسی شرکتهای آمریکایی از سال 1990 تا سال 2006 پرداختند. طبق شواهد به نتایجی دست یافتند، مبنی براینکه ارزش یک دلار اضافی سرمایهگذاری در خالص سرمایه عملیاتی(شامل؛ حسابهای دریافتنی، موجودیها و حسابهای پرداختنی میباشد) به طور ?? متوسط کمتر از یک دلار به صورت نقدی میباشد. مهمتر از همه نتایج نشان میدهد، ارزش هر دلار اضافی سرمایهگذاری در سرمایه در گردش خالص عملیاتی (برابر است با حسابهای دریافتنی بعلاوه موجودیها و منهای حسابهای پرداختنی) کمتر از ارزش دلارهای سرمایهگذاری شده است و با افزایش سرمایهگذاری نسبت به قبل در حال کاهش میباشد. این الگوها قوی هستند حتی زمانیکه انحراف شرکت از الگوهای صنعت قابل ملاحظه باشد. به همین ترتیب مسئولیت ایجاد مدیریت سرمایه درگردش کارآمد مربوط به مدیران است. دوم، ارزش یک دلار اضافی سرمایهگذاری درسرمایه در گردش خالص عملیاتی به میزان قابل توجهی بر انتظارات آینده فروش یک شرکت، بار بدهیها و محدودیتهای مالی آن، خطر ورشکستگی شرکت و انتظارات آینده تورمی تاثیر میگذارد. سوم، سرمایهگذاریهای اضافی در دادن اعتبار به یکی از مشتریان نسبت به سرمایهگذاری اضافی در موجودی کالا تاثیر بیشتری برثروت سهامداران دارد.
روتا و اریک20 (2012) به بررسی تحقیقی با عنوان “داراییهای نقدی، سرمایه در گردش، ارزش شرکت “پرداختند.پس از جمعآوری اطلاعات از شرکتهای فهرست شده فرانسوی در طول دوره 2003-2009 تجزیه و تحلیل دادهها را انجام دادند و نتایج زیر به دست آمد: 1) سرمایهگذاران در شرکتهای فرانسوی نگران افزایش پول نقد در حسابهای شرکتها هستند، اما شرکتهای ایالات متحده کمتر نگران این موضوع هستند. 2) سرمایهگذاران در شرکتهای فرانسوی، مراقبت زیادی در مورد مدیریت سرمایه در گردش دارند و ارزش یک یورو اضافی سرمایهگذاری شده در سرمایه در گردش نسبت به ارزش واقعی یک یورو کمتراست. 3) در واقع، ارزش یک یورو سرمایهگذاری به صورت نقدی یا در سرمایه در گردش خالص عملیاتی، کمتر از ارزش یک یورو است که به طور عمده بوسیله ساختار مالی توصیف میشود.
اپتو (2012) در مطالعهای رابطه بین سیاستهای متهورانه مدیریت سرمایه در گردش و سودآوری شرکتهای کوچک غیرمالی آمریکا را بین سالهای 2002 تا 2011 مورد بررسی قرار داد. در این پژوهش روابط به وسیله روشهای آماری F-test و رگرسیون با استفاده از نرمافزار Spss مورد آزمون قرار گرفتهاند. در این مطاله دریافتند، کاهش سرمایهگذاری در داراییهای جاری یک شرکت باعث کاهش سودآوری آن خواهد شد و همچنین شرکتهایی که از میزان بالایی بدهی جاری برای بهبود سودآوری استفاده میکنند، ممکن است ناامید شوند. زیرا، یک مدل محافظهکارانه با استفاده از کمترین میزان بدهی جاری اثر مثبت در این مطالعه را ثابت می کند.
2-7-2 تحقیقات داخلی
رهنمای رود پشتی و کیائی (1387) مقاله ای با عنوان” تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر سود آوری شرکتهای ایرانی” در چارچوب کلی قیاسی – استقرائی انجام دادند. با استفاده از روشهای آماری همبستگی ارتباط بین بازدهی، نقدینگی، و توان پرداخت بدهی واحد انتفاعی را با استراتژیهای مدیریت سرمایه در گردش برای دوره 6ساله (80-75) با حجم نمونه 39 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار در دو صنعت غذائی ، داروئی و شیمیایی مورد بررسی قرار داده است. نتایج تحقیق نشان میدهد که ارتباط ضعیفی بین بازدهی و استراتژی مدیریت سرمایه در گردش وجود داردکه از لحاظ آماری معنیدار نیست. اما بین نقدینگی و استراتژی مدیریت سرمایه در گردش ارتباط معناداری وجود دارد و از لحاظ اماری معنی داراست و همین ارتباط بین توان پرداخت بدهی و استراتژی مدیریت سرمایه در گردش وجود دارد.
محمدزاده و نوفرستی (1388) پژوهشی با عنوان” بررسی تأثیر سیاستهای سرمایه در گردش بر بازده سرمایهگذاری شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در صنایع شیمیایی و مواد غذایی “با حجم نمونه 43 شرکت از صنایع غذایی و 51 شرکت از صنایع شیمیایی انجام داده اند. در این تحقیق از ضریب همبستگی و رگرسیون با در نظر گرفتن اطلاعات استخراج شده از صورتهای مالی شرکتهای پذیرفته شده در بوررس اوراق بهادار تهران و نرمافزار Excel وSpss برای تجزیه و تحلیل دادهها استفاده شده است. اطلاعات مورد نیاز برای انجام تحقیق از یک دوره 5 ساله (84-80) جمعآوری شده است.با توجه به نتایج بدست آمده یک رابطه مثبت ومستقیم بین سرمایه در گردش و بازده داراییها و همین رابطه بین نسبت جاری (ریسک عدم توانایی بازپرداخت بدهیها) و بازده داراییها وجود دارد و در نهایت افزایش سرمایه در گردش بیش از متوسط صنعت باعث کسب بازده بیشتر نسبت به قبل نمیشود. به طور کلی با افزایش سرمایه در گردش و کاهش ریسک عدم توانایی باز پرداخت بدهیها بازده سرمایه گذاری افزایش می یابد ولی میزان افزایش سرمایه در گردش نباید از متوسط صنعت بیشتر باشد چون در این صورت باعث کسب بازده بالاتر نمیشود و همچنین تأثیر متغیرهای مستقل تحقیق بر روی بازده در صنعت شیمیایی بیشتراز صنعت مواد غذایی است.
حسن پور (1388) در تحقیقی که با هدف بررسی”تاثیر استراتژیهای سرمایه در گردش بر بازده سهام “با استفاده از روش های غربالگری 62 شرکت از 9 صنعت در 20 دوره فصلی(هر شرکت در یک سال 4 بار بررسی شده، که تعداد دورههای هر شرکت طی 5 سال، 20(4×5) است.) انجام میشوند. دادههای شرکتها از آمارهای بورس اوراق بهادار جمع آوری شده و از طریق آنالیز واریانس یک طرفه و دو طرفه و نیزآزمون LSD برای مقایسه چند گانه میانگین بررسی شدند و نیز از نرم افزارهای EXCELL و SPSS جهت تحلیل دادهها استفاده شده است. نتایج آزمون فرضیات نشان میدهد میانگین بازده در استراتژی های مختلف با یکدیگر تفاوت معنی دار دارد و استراتژی جسورانه بیشترین بازده را در بین سایر استراتژی ها در کل صنایع دارد. بیشترین بازده مربوط به استراتژی جسورانه در صنعت سیمان و آهک وگچ و کمترین بازده مربوط به استراتژی میانه رو در صنعت سایر محصولات کانی غیر فلزی است. همان طور که مطالعات انجام شده نشان می دهد، مدیران جسور گرایش به انتخاب حجم و ترکیبی از سرمایه در گردش را دارند که بازده را افزایش دهد و نتایج بررسی این فرضیه نشان می دهد که اتخاذ استراتژی جسورانه در میان سایر استراتژی ها بیشترین بازده را ایجاد میکند.
محمدی (1388) تحقیقی تحت عنوان “تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر سودآوری شرکتها در جامعه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران” با نمونه آماری که شامل 92 شرکت میباشد که بین سالهای 1375 تا 1384 مورد بررسی قرار گرفته اند. نتایج این تحقیق حاکی از این بود که بین سودآوری شرکتها با دوره وصول مطالبات، دوره گردش موجودیها، دوره واریز بستانکاران و چرخه تبدیل وجه نقد، رابطه معکوس معناداری وجود دارد. به عبارتی مدیران میتوانند با کاهش دوره وصول مطالبات و دوره گردش موجود یها در حد معقول سودآوری شرکتشان را افزایش دهند. همچنین نتایج این تحقیق در رابطه با دوره واریز بستانکاران میتواند بیانگر این امر باشد که شرکتهایی سودآور هستند که دوره واریز بستانکاران کوتاهتری دارند.
زهدی و همکاران (1389) در این پژوهش به دنبال بررسی” سیاستهای سرمایه در گردش و ریسک شرکت” میباشند. جامعه آماری این تحقیق شامل 44 شرکت از میان شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. برای تجزیه و تحلیل دادهها از تجزیه و تحلیل پانلی و تجزیه و تحلیل ANOVA استفاده شده است. نتایج تحقیق حاکی از آنست که بین سیاست سرمایه در گردش و ریسک شرکت رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. دیگریافتههای تحقیق نیز حاکی از آنست، که بین اندازه شرکت وریسک، یک رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. شواهد حاکی از آنست که ریسک در دو گروه شرکتهایی که سیاست سرمایه در گردش آن ها محافظه کارانه تر و جسورانه تر شده است، تفاوت دارد. اما تفاوتی بین ریسک این دو گروه با گروهی که سیاست سرمایه در گردششان نسبت به سال قبل تغییر پیدا نکرده بود، مشاهده نمیشود. شرکتهایی که سیاست سرمایه در گردش آنها نسبت به سال قبل محافظهکارانه تر شده است، ریسک بالاتری داشتهاند و بالعکس. بدین معنی که شرکتهایی که تغییرات متفاوتی در سیاست سرمایه در گردش نسبت به سال قبل داشتهاند، ریسکهای متفاوتی داشته اند. این تفاوت در بین دو گروهی که سیاست آنها محافظهکارانهتر و جسورانهتر شده است، معنی دار تر بوده است.
ایزدی نیا و تاکی (1389) به تحقیقی با عنوان “بررسی تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر قابلیت سوددهی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران” پرداختند. نمونهای از شرکتهای ایرانی با اندازههای کوچک ولیست شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی 1380الی 1387 گرفته شده است. نتایج رگرسیون نشان میدهد، هر چه دوره یا چرخه تبدیل وجه نقد بزرگتر باشد بازدهی داراییها کاهش مییابد. نشان میدهد با بزرگتر شدن اندازه شرکت، بازدهی داراییها بیشتر میشود. متغیر رشد فروش در این پژوهش رابطه مستقیمی با بازده برقرار کرده است و این رابطه در شرکتهای بزرگ، تاثیرگذاری بیشتری را نشان میدهد.
حیدریان و رضازاده (1389) در تحقیقی تحت عنوان “تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر سودآوری شرکتهای ایرانی” با مطالعه 1356شرکت پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران ودر طی سال 1377-1386 به آزمون فرضیات پرداختند. نتایج نشان دهنده:1- بین دوره پرداخت بدهیها وسودآوری

مطلب مرتبط :   منابع و ماخذ مقاله---------------، ------------------------------------------------------------، 331

دیدگاهتان را بنویسید