منابع مقاله درمورد کوتاه مدت، صاحبان سهام، حقوق صاحبان سهام

(2006) تاثیر سرمایه در گردش در یک کسب و کار را به تامین کردن خون در بدن تشبیه کرد، خون یک عنصر اساسی برای بقای انسان است و همچنین استراتژیهای موثر سرمایه در گردش برای بقای یک شرکت مهم هستند. مطالعات سرمایه در گردش در میان محققان امور مالی و حسابداری نقاط مختلف جهان رایج می باشند و اغلب مطالعات مربوط به توازن میان اجزای داراییهای جاری است.
منظور از سیاست سرمایه گذاری سرمایه در گردش همان نسبت داراییهای جاری به کل داراییها میباشد. این نسبت ابزاری است که می توان با استفاده از آن، حدود یا میزانی را تعیین کرد که شرکت وجوه خود را در اقلام داراییهای جاری (و نه دارییهای ثابت) سرمایه گذاری کرده است. مقدار این نسبت در گرو تغییراتی است که در دارایی های جاری رخ می دهد (البته در واکنشی که نسبت به فروش از خود نشان می دهد) و در عین حال، به میزان دارایی های ثابتی که مورد نیاز شرکت است بستگی دارد (جهانخانی و پارسائیان 1389، 11).
شرکتها میتوانند با توجه به مزایای نسبی دو استرتژی اصلی مدیریت سرمایه درگردش، یکی را انتخاب کنند. آنها می توانند با اتخاذ سیاست جسورانه، سرمایه گذاری در اجزای سرمایه در گردش را درحداقل ممکن، حفظ کنند و یا با اتخاذ سیاست محافظهکارانه فقط به فکر افزایش فروش باشند و دغدغه تناسب سرمایهگذاری در سرمایه در گردش با سود آروری نداشته باشند (حیدریان و رضازاده 1389، 3). مبالغ سرمایهگذاری شده در سرمایه در گردش اغلب نسبت بالایی از کل دارایی های یک شرکت را تشکیل میدهد و بکار گیری این مبالغ سرمایه گذاری شده به یک شیوه کارا و اثربخش امری حیاتی است (پاداچی2006، 45).
نظیر وافرا (2009) سیاست سرمایه گذاری را اندازهگیری کردند و بیان کردند هنگامی که یک شرکت از درجه کمتری دارائیهای کوتاه مدت نسبت به مجموع دارائیها استفاده کند، گفته میشود در شرکت رویکرد متهورانه بر مدیریت دارائیهای سرمایه در گردش حاکم است. به همین ترتیب نظیر وافرا استدلال کردند، هنگامی که یک شرکت از بدهیهای کوتاه مدت برای خرید دارائیهای کوتاه مدت استفاده کند سیاست متهورانه تامین مالی نامیده میشود نظیر وافرا بیشتر بیان کرد که یک خط نازک بین رویکردهای متهورانه و محافظه کارانه مدیریت سرمایه در گردش وجود دارد از اینرو، رویکردهای محافظه کارانه و متهورانه اصطلاحات نسبی هستند به این معنا که هیچ درصد واضحی وجود ندارد که اشاره به تعیین یک سیاست متهورانه و محافظه کارانه داشته باشد.
بنابراین بدلیل کاهش ارزش (استهلاک) داراییهای دائمی، یک دارائی بلند مدت (ثابت) بعد از یک دوره استفاده نیاز به تعمیر و نگهداری دارد، تا در سطح مطلوبی قابل استفاده باشند.تعمیر و نگهداری داراییها تابع هزینههای عملیاتی شرکت است برای اینکه بطور منظم نیازمند تامین مالی است (اپتو2012، 30). هزینههای عملیاتی، هزینههای جاری شرکت هستند که یک شرکت منابعی را جهت حفظ تداوم کسب و کار صرف این هزینهها میکند. آپوهامی (2008) در مورد هزینههای عملیاتی توضیح می دهد و تاکید دارد که هزینههای عملیاتی در جریان کار روزانه یک شرکت ایجاد میشوند. یک شرکت نیازمند تامین وجوه هزینههای عملیاتی مثل پرداخت حقوق و دستمزد، هزینه تجهیزات، هزینه اجاره، هزینههای آب و برق و هزینه نگهداری اموال یک شرکت است. بیشتر اوقات، وجه نقد برای پرداخت هزینههای عملیاتی ممکن است برراحتی در دسترس نباشد، شرکت میتواند با استقراض کوتاه مدت از طریق بدهیهای کوتاه مدت مثل حسابهای پرداختنی و اسناد پرداختنی (کوتاه مدت) برای تصفیه این نوع هزینهها استفاده کند. تامین مالی از طریق بدهیهای کوتاه مدت معمولا کم هزینه است، زیرا دوره زمانی پرداخت بدهی به بستانکار کوتاه است. هزینه مالی پائین بر سودآوری شرکت تاثیرمیگذارد، این تاثیر با مقایسه ، استفاده از بدهی بلند مدت با هزینه مالی بالا و بدهی کوتاه مدت با هزینه مالی پائین نشان داده میشود. هنگامی که از بدهی کوتاه مدت استفاده شود سود خالص بیشتر از هنگامی که بدهی بلند مدت استفاده میشود افزایش مییابد (آپوهامی 2008، 147). لذا استفاده از مجموع داراییها برای اندازهگیری سیاستهای سرمایه در گردش (سیاست سرمایهگذاری و سیاست تامین مالی) با پذیرش مفاهیم سرمایه و هزینههای عملیاتی در افزایش سودآوری یک شرکت را همراه می باشد (اپتو 2012، 30).
شرکتها می توانند سرمایه گذاری در سرمایه در گردش خود را به حداقل برسانند، یعنی یک سیاست جسورانه را در پیش گیرند ویا این که یک سیاست محافظهکارانه را انتخا ب کنند. بنابراین، مدیریت شرکت مجبور است قبل از انتخاب سیاست سرمایه در گردش خو د، در مورد موازنه ی ریسک و بازده تصمیم گیری نماید. حداقل کردن سرمایهگذاری در سرمایه در گردش (سیاست تهاجمی) ممکن است به طور مثبت بر روی سودآوری شرکت تاثیر بگذارد. از سوی دیگر سرمایه گذاری سنگین در سرمایه در گردش (سیاست محافظه کارانه) نیز ممکن است منجر به سودآوری گردد (مالکی نیا و همکاران 1390، 147).
سرمایه گذاری در سرمایه در گردش یک موقعیت نقدینگی خوب برای شرکت ایجاد می کند، که برای بقای آن حیاتی است. نکته مهم این است که این نقدینگی باید به خوبی مدیریت شود و در حد بهینه قرار گیرد. پس میتوان چنین نتیجه گرفت که برای رسیدن به نقد ینگی بهینه به عنوان معیاری برای عمکرد، سازمانها باید چرخه نقدینگی خود را در حداقل ممکن نگه دارند و نگه داشتن چرخه نقدینگی در حداقل بهینه مستلزم کاهش مدت زمان وصول مطالبات، مدت زمان پرداخت حساب های پرد اختنی و کاهش تعداد روزهای نگه داری موجودی کالا می باشد(فتحی و توکلی1388، 110). شرکت ها استراتژی های مدیریت وجوه نقد خود رابر محور دو هدف تعیین می کنند: ?)تهیه و تأمین وجه نقد برای انجام پرداختهای شرکت. ?) به حداقل رساندن موجودیهایی که در شرکت به صورت راکد باقی میماند (جهانخانی و پارساییان 1389، 147).
انتخاب سیاست جسورانه و به حداقل رساندن سرمایه گذاری در سرمایه در گردش می تواند تاثیر مثبتی برسودآوری شرکت ها داشته باشد، زیرا بدین ترتیب می توان کل داراییها و بطور متناسب خالص داراییهای جاری را کاهش داد (حیدریان و رضازاده 1389، 3). در مقابل کاهش سطح سرمایهگذاری در دارائیهای جاری، محافظه کاران معتقدند؛ موجودیها برای فروش کافی خواهند بود تا زمانیکه دارائیهای جاری به حداقل نرسند (وینرب و ویسچر 1998، 12).
در رویکرد محافظه کارانه با حفظ نقدینگی یک حس امنیت ایجاد می شود، به این معنی که کالاهای بسیاری برای فروش در دسترس است و در نهایت پول نقد برای کالاها رد و بدل میشود. با این حال داراییهای جاری بیش از حد زیاد مشکلات انباشتگی موجودی کالا، افزایش بدهیهای غیرقابل وصول و افزایش حسابهای پرداختنی، سرقت و در نهایت کاهش سودآوری را دنبال دارد. به همین ترتیب، استراتژیهای متهورانه تامین مالی میتواند سودآوری شرکت را بالا ببرد. این وضعیت هنگامی ایجاد می شود که شرکت یک قانونی را ایجاد میکند، مبنی بر اینکه اکثر دارائیهای جاری باید بیشتر از طریق بدهیهای جاری در مقابل بدهیهای بلند مدت خریداری شوند (نظیر و افزا 2009، 20). این رویکرد هزینه انتقال دارائیهای جاری را کاهش و هزینه نگهداشتن بدهیهای بلندمدت را کاهش و در نهایت سود شرکت را افزایش میدهد (اپتو 2012، 27).
پاداچی (2006) نشان داد که سرمایهگذاری در موجودی کالا لازم است. زیرا، برای عملیات جاری مورد نیاز میباشد. بنابراین مدیریت مناسب موجودی کالا باید تاثیر مطلوبی روی سودآوری بدهد. همچنین نظیر وافزا (2009) بیان کردند که تامین مالی بیش از حد زیاد یا کم روی موجودی کالا پیامدهایی به همراه دارد. همچون سطح بهینه تامین مالی دارایی های سرمایه در گردش که سودآوری را بهبود خواهد بخشید.در نتیجه، یک منبع کامل وجوه، شرکت را به خرید کالا و ارائه خدمات قادر میسازد، که بطور یکنواخت (به گونهای که همه عوامل برابر باشند) درآمد شرکت را افزایش و هزینهها را کاهش و سودآوری را افزایش میدهد (اپتو2012، 33).
دفعات کم گردش کالا، به معنای سرمایه گذاری نسبتا زیاد در موجودی کالا است (درمقایسه با مبلغ فروش)، نگهداری کالا بیش از سطح لازم، باعث حبس منابع مالی در موارد غیر مولد خواهد شد. از طرف دیگر، چنانچه دفعات گردش کالا خیلی زیاد باشد، به معنای آن است که موجودی کالا در سطحی نسبتا کم و غیر کافی نگهداشته می شود و می تواند به طور مکرر موجب اتمام موجودی و از دست دادن مشتریان بشود. هدف واحد انتفاعی قاعدتا باید این باشد که سطح موجودی کالا را در حدی مطلوب نگهدارد که نه باعث به کار گیری منابع مالی در موارد غیر مولد و نه باعث از دست دادن مشتریان شود (محمدی 1388، 82).
2-3-2-2 سیاست تامین مالی سرمایه در گردش
شرکت های کوچک ومتوسط، منابع حیاتی سرشار از پویایی، خلاقیت و انعطاف پذیری در کشورهای صنعتی و در حال توسعه هستند. این شرکت ها نقش انکارناپذیری در توسعه اشتغال جهانی دارند. تحقیقات به عمل آمده نشان می دهد که کمبود منابع مالی از مهمترین مشکلات شرکتهای کوچک ومتوسط است؛ لذا مدیریت آنها باید تصمیمهای تامین مالی بگیرد که از یک طرف نقدینگی مورد نیاز برای تداوم فعالیت شرکت فراهم شود و از طرف دیگر، کمترین هزینه را برای شرکت داشته باشد. از روشهای مناسب و کم هزینه برای تامین مالی کوتاه مدت، “مدیریت بهینه سرمایه در گردش” است (جان نثاری1391، 8).
منظور از سیاست تامین مالی سرمایه در گردش همان نسبت بدهیهای جاری به کل داراییها میباشد. این نسبت نشاندهنده درجه اتکای شرکت به منابع مالی کوتاه مدت برای تحصیل داراییهای شرکت است. مقدار این نسبت تحت تاثیر بدهیهای جاری ومنابع دائمی وجوه (مثل حقوق صاحبان سهام) قرار میگیرد. در عین حال، مقدار این نسبت نشاندهنده ی این است که مدیریت مالی شرکت خواسته است تا چه حد از بدهیهای جاری (مثل وامهای بانکی و اوراق تجاری) به عنوان منابع تامین سرمایه استفاده کند. بنابراین، برای ارزیابی وقضاوت در مورد سیاستهایی که شرکت در خصوص مدیریت سرمایه در گردش اتخاذ کرده است، میتوان از این نسبت استفاده کرد (جهانخانی و پارسائیان 1389، 11).
داراییهای یک شرکت میتواند با افزایش ادعای مالکان یا افزایش ادعای اعتبار دهندگان، تأمین مالی شود. ادعای مالکان زمانی افزایش پیدا می کند که بنگاه وجوه مورد نیاز را با انتشار سهام عادی یا سود انباشته تأمین کند؛ ادعای اعتبار دهندگان به وسیلهی استقراض افزایش پیدا می کند. ابزارهای گوناگون تأمین مالی، “ساختار مالی” یک موسسه را تشکیل میدهد. مفهوم ساختار سرمایه، درجه ی نسبت بین بدهی و حقوق صاحبان سهام را نشان می دهد. حقوق صاحبان سهام شامل سرمایهی سهم پرداخت شده، صرف سهام، اندوخته ها و اقلام مازاد(سود تقسیم نشده) میباشند (اعرابی و عابدی 1390، 12). اپوهامی (2008) هزینه سرمایه را به مدیریت موفق سرمایه در گردش مرتبط میداند.
جزء دیگر سرمایه در گردش حسابهای پرداختنی است، به تعویق انداختن پرداختها به عرضه کنندگان این امکان را برای واحد تجاری فراهم میسازد تا کیفیت محصولات خریداری شده را مورد ارزیابی قرار دهد و میتواند یک منبع انعطاف پذیر و ارزان تامین مالی برای شرکتها باشد .از طرف دیگر، اگر عرضه کننده به منظور پرداخت پیش از موعد،تخفیف پیشنهاد نماید تاخیر در پرداخت صورتحساب می تواند بسیار هزینه بر باشد (یعقوب نژاد و همکاران 1389،120).
استراتژیهای متهورانه سرمایه در گردش برای بهرهوری شرکت از مدیریت سرمایه در گردش نسبت به بسیاری از راهها مفیدتر هستند.برخی از فایدههای این رویکرد شامل الف) انعطاف پذیری در نیازهای تامین وجوه باعث می شود یک شرکت به جای استقراض بلند مدت

مطلب مرتبط :   پایان نامه رایگان با موضوععراق جدید، سیاست خارجی، خاورمیانه، منافع ملی

دیدگاهتان را بنویسید