منابع و ماخذ مقاله سالمندان، زنان سالمند، زنان سالم

ی فرضیه دوم، نتایج این مطالعه همچنین نشان داد که شناختدرمانی گروهی بر کاهش اضطراب آشکار زنان سالمند تأثیر معناداری داشت. نتایج این پژوهش با مطالعات اهلرز و همکاران(2013)، مکمونز و همکاران(2010)، احمد و وِسترا(2009)، مورتبرگ و همکاران(2007)، آندرسون و همکاران(2005)، بلانچ و همکاران(2002)، لادوکر و همکاران(2000)، فوآ(1996)، هامبلین و همکاران(1993) و اسکات و استرادلینگ(1990) و خوشکنش و همکاران(1388) و محمودی عالمی و همکاران(1388) همسو میباشد. در تبیین این اثربخشی میتوان به نکاتی اشاره کرد:
-شناسایی افکار خودآیند که موجب اضطراب میشوند
-شناسایی خطاهای شناختی که موجب اضطراب میشوند و جایگزین کردن افکار منطقی
در مواجهه با رویدادهای استرسزا در یک موقعیت دو ارزیابی صورت میگیرد: ارزیابی نخست برآورد میزان تهدید است و امکان اینکه هر لحظه خطری در شرف وقوع میباشد، ارزیابی دوم برآوردی از منابع خود برای مقابله با خطر است. تعادلی که بین این دو نوع ارزیابی وجود دارد، تعیینکننده احتمال خطر ادراک شده و میزان اضطراب میباشد. از آنجایی که انواعی از خطاهای منطقی در این ارزیابی ممکن است رخ دهد، بنابراین موجب ایجاد اضطراب نابهنجار در فرد میشود. در واقع آنچه که در شناخت درمانی برای فرد رخ میدهد، این است که در درجه نخست به فرد سالمند کمک کند تا تواناییهای خود را برای فراهم کردن ارزیابیهای واقعگرایانه و دقیق از موقعیتها بکار گیرد، به عبارتی بنابر نظر هافمن331، آسمانسون332 و بک (2011) تکنیکهای شناخت درمانی از افراد نمیخواهد که مثبت فکر کنند، بلکه میخواهد که واقعنگرانه فکر کنند. در مرحله بعد موضوع مهارتهای مقابلهای فرد سالمند است. بر این اساس، فرد سالمند یاد میگیرد که با رویدادهای اضطرابزا مقابله کند و در خلال جلسات، مهارتهای مقابلهای را یاد میگیرد.
نخستین گام در مواجهه با اضطراب در رویکرد شناختی، دستیابی به افکار خودآیند است. شناخت درمانی به افراد کمک میکند تا افکار خودآیند منفی سطحی و زیربنایی اضطراب را شناسایی کنند و مهارتهایی را جهت چالش با تحریفهای شناختی به افراد میآموزد. از آنجایی که افراد مضطرب در احتمال وقوع خطر نیز اغراق میکنند، لذا این تکنیک موجب منطقی و عینی اندیشی افراد در موقعیتها و حوادث میشود.
از آنجایی که افکار خودآیند منفی با تکرار بیش از حد موجب تداوم هیجانات منفی مثل اضطراب میشود، لذا شناختدرمانی سعی میکند با آگاه کردن افراد به این افکار، هیجانات منفی در آنها را کاهش دهد. همچنین این تکنیک درمانی کمک میکند تا نشخوارهای ذهنی و حتی محتوای منفی افکار مرتبط با اضطراب کاهش یابد. در این مرحله از درمان، تغییرات ساختارهای شناختی مرکزی رخ نمیدهد، بلکه راهبردهای کنارآمدن مؤثر برای مواجهه با رویدادهای استرسزای زندگی و افکار خودآیند مرتبط با این رویدادها به فرد آموزش داده میشود.
در بررسی فرضیه سوم، نتایج این مطالعه نشان داد که شناختدرمانی گروهی بر کاهش اضطراب پنهان زنان سالمند تأثیر معناداری داشت. نتایج این پژوهش با مطالعات اهلرز و همکاران(2013)، مکمونز و همکاران(2010)، احمد و وِسترا(2009)، مورتبرگ و همکاران(2007)، آندرسون و همکاران(2005)، بلانچ و همکاران(2002)، لادوکر و همکاران(2000)، فوآ(1996)، هامبلین و همکاران(1993) و اسکات و استرادلینگ(1990) و خوشکنش و همکاران(1388) و محمودی عالمی و همکاران(1388) مبنی بر اثربخشی شناخت درمانی بر کاهش اضطراب همسو میباشد. در تبیین این اثربخشی میتوان به نکاتی اشاره کرد:
-تغییر در محتوای طرحواره و یا جایگزینی یک طرحواره به جای طرحواره دیگر
-ایجاد مهارتهای جبرانی: باورهای جدید باورهای قدیمی را منع میکنند و باعث تغییر و دگرگونی میشوند
– تغییر در باورها از طریق دادن اطلاعات جدید
زمانیکه اشخاص با یک موقعیت اضطرابزا روبرو میشوند، باورها و نگرشهای منفی که قبلاً کسب کردهاند در قالب طرحوارههای شناختی استمرار مییابند و ممکن است حتی آنان از وجود این طرحوارهها اطلاع چندانی نداشته باشند و با نوعی اضطراب پنهان مواجهه شوند، لذا شناخت درمانی با فراهمسازی اطلاعات ناسازگار با این طرحوارهها و ایجاد مهارتهای شناختی به این اشخاص کمک میکند تا طرحوارههای مناسبتری را جایگزین سازند.
دومین شیوهای که یک سبک تفکر میتواند اشتباه باشد، از طریق باورهای مرکزی منفی است که به نام طرحوارهها نیز شناخته میشوند. در حالی که افکار خودآیند اغلب خاص یک موقعیت هستند، باورهای مرکزی کلیترند و بازتاب نگرش کلی یک شخص به زندگی میباشند. طرحوارهها که از آموزشهای والدین نشأت گرفتهاند، فرد را به یکسری نتیجهگیری در مورد جهان میرساند و همچنین در انتخابها نمود پیدا میکند(فری، 1999؛ ترجمهی صاحبی و همکاران، 1382). لذا افرادی که دارای اضطراب پنهان هستند، با دریافت تکنیکهای شناخت درمانی قادر به تغییر این باورهای مرکزی منفی میباشند و میتوانند سطح اضطراب خود را کاهش دهند.
البته در کنار درمان شناختی که افراد سالمند دریافت میکنند، گروهی کردن مداخلات نیز محاسنی برای آنان دارد. از جمله اینکه بسیاری از سالمندان مبتلا به افسردگی و اضطراب به نوعی احساس منحصر به فرد بودن در زمینه مشکلات و افکار خود دارند، که این احساس باعث تشدید انزوای اجتماعی این افراد میگردد. درمان گروهی این امکان را فراهم میسازد که تعدادی از این افراد در یک مکان جمع شده، با یکدیگر رابطه برقرار کنند و مشکلات یکدیگر را بشنوند. همچنین هر فرد در گروه به افکار غیرمنطقی اعضای دیگر پی میبرد. از بین رفتن این احساس انحصار نه تنها باعث آرامش و راحتی آنان میشود بلکه به توسعهی روابط آنها در خارج از محیط درمانی کمک میکند، ضمن اینکه اعضای گروه در جریان تعامل، به یکدیگر کمک میکنند، یعنی در جریان درمان از یکدیگر حمایت میکنند، به هم اطمینان میدهند و پیشنهاد میکنند.
نتیجهگیری
رشد سریع جمعیت به ویژه در کشورهای در حال توسعه و افزایش عمر و امید به زندگی پدیده سالمندی جوامع را موجب شده است(نعمتی دهکردی، دشت بزرگی، پاک سرشت، راسخ، 1386). سالمندی دوره دگرگونی و از دست دادن است. تعداد کمی از سالمندان میتوانند خود را با این تغییرات سازگار کنند و بیشتر سالمندان با وقایع خاص یا ترکیبی از رویدادها که فراتر از تحمل یا توانایی و مهارتهای مقابله ایشان است مواجه میشوند و دچار یک حس درماندگی میشوند که در نهایت به افسردگی منتهی میشود(شعاری نژاد، 1379). یکی از حوزههای مهم در خصوص سالمندان افسردگی و اضطراب آنان است که افراد کهنسال در این سن بیشتر از هر دوره سنی با آن مواجهه میشوند. با توجه به آمارهای موجود در زمینه شیوع اختلالات در سالمندان میتوان اشاره کرد که میزان خودکشی در بین سالمندان بیش از سنین دیگر گزارش شده است(بهرامی و رمضانی فرانی، 1384). و شیوع اضطراب در سالمندان از 4% تا 6% در نوسان است(فونتس و کاکس، 1997). لذا پژوهش حاضر جهت بررسی اثربخشی شناخت درمانی گروهی بر کاهش افسردگی و اضطراب آشکار و پنهان زنان سالمند شهر کرمانشاه صورت گرفت. نتایج این مطالعه نشان داد که بعد از اجرای مداخله شناختی به روش فری(1999) در مدت 10 جلسه دو ساعته، این روش درمانی نقش پراهمیتی در کاهش میزان افسردگی، اضطراب آشکار و پنهان زنان سالمند داشت. مداخله شناختی میتواند از طریق کاهش افسردگی و اضطراب شناخت بیماران را تغییر دهد و آنها را قادر سازد که عقیده مثبتتری در کنترل خود و حوادث پیرامون داشته باشند. و شیوهی اسناددهی و ارزیابی خود در موقعیتها را دوباره بازسازی کنند و سعی کنند برداشت واقعبینانهای نسبت به مسائل و موضوعات پیشآمده داشته باشند. در مجموع به نظر میرسد کاربرد این روش به لحاظ بالینی سودمند و اثربخش و از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه و قابل توجیه است. و با آموزش این تکنیک درمانی به سالمندان میتوان بسیاری از هزینههای ناشی از درمانهای دارویی و بستری را در این قشر کاهش داد.
محدودیتهای پژوهش
با توجه به اینکه این پژوهش بر روی زنان سالمند شهر کرمانشاه صورت گرفته، لذا باید جانب احتیاط را برای تعمیم نتایح به دیگر سالمندان رعایت کرد.
با توجه به این که پرسشنامه مورد استفاده ماهیت خودگزارشی داشته و دارای تعداد سؤالات زیادی بود، همانند سایر ابزارهای خودگزارشی، نگرشها، انگیزش و شرایط محیطی میتواند بر دقت در تکمیل پرسشنامهها توسط سالمندان تأثیر گذار بوده باشد.
شرایط روحی و روانی سالمندان قبل از پاسخگویی به مقیاسها هم میتواند در نحوهی تکمیل پرسشنامه تأثیرگذار باشد.
در این پژوهش، جلسات درمان توسط خود پژوهشگر اجرا شد، لذا ممکن است برای تأیید فرضیهها، سوگیریهای ناخواسته از جانب پژوهشگر وجود داشته باشد.
نداشتن مرحله پیگیری به دلیل عدم دسترسی به برخی از شرکتکنندگان نیز یکی دیگر از محدودیتهای پژوهش حاضر است.
یکی دیگر از محدودیتهای پژوهش حاضر همگن نبودن سالمندان در زمینههای خانوادگی، سطح اجتماعی-اقتصادی و فرهنگی و . . . بود، هر چند تلاش شد در دیگر زمینهها مثل جنس، سن، عدم اختلالات روانشناختی و جسمانی همگنسازی صورت گیرد و همچنین با انتخاب و جایگزینی تصادفی تا حد زیادی این مشکل برطرف شود.
صرف زمان زیاد جهت توجیه و خواندن پرسشنامهها برای آزمودنیها به دلیل شرایط و ویژگیهای خاصی که افراد سالمند دارند، از دیگر محدودیتهای این پژوهش میباشد.
عدم کنترل کامل متغیرهای ناخواسته مثل متغیرهای شخصیتی و وضعیت روانی(حافظه، استعداد و رغبت و . . ) افراد سالمند نیز از دیگر محدودیتهای این پژوهش به شمار میرود.
پیشنهادها
الف-پیشنهادهای کاربردی
از آنجایی که بر اساس یافتههای پژوهش حاضر، شناخت درمانی گروهی در زنان سالمندی که افسردگی و اضطراب داشتند مؤثر واقع گردید. لذا به مشاوران و درمانگران توصیه میگردد که روش فوق را برای کمک به چنین افرادی مورد توجه قرار دهند و در درمان اختلالات اضطرابی و افسردگی در کنار دیگر روشهای درمانی مورد استفاده قرار دهند. همچنین پیشنهاد میشود مسئولان مراکز سالمندان به کاربرد چنین طرحهایی برای سالمندان مراکز خود اقدام نمایند و با آموزش تکنیکهای شناخت درمانی از میزان اضطراب و افسردگی این قشر بکاهند. آنها حتی میتوانند با تهیه و توزیع کتابچهها و سیدیهای آموزشی در خصوص اصول و فنون این شیوهی درمانی و با در اختیار گذاشتن سالمندان، تکنیکها را به صورت محدودتری به آنان آموزش دهند.
ب-پیشنهادهای پژوهشی
لذا با توجه به نتایج حاصله توصیه میشود در پژوهشهای آتی:
-اثربخشی شناختدرمانی جهت درمان انواع مختلف اضطراب(فوبی، اضطراب تعمیم یافته، وسواس و . . . ) مورد بررسی قرار گیرد.
-اثربخشی شناختدرمانی جهت درمان انواع مختلف افسردگی(مهاد، درونزاد، برونزاد و . . . ) مورد پژوهش قرار گیرد.
-اثربخشی این روش و شیوهی درمانی در جوامع پژوهشی دیگر همچون مردان سالمند مورد پژوهش و مطالعه قرار گیرد. و با مطالعات صورت گرفته بر روی زنان مقایسه شود.
-اثربخشی این شیوهی درمانی در سالمندانی که مقیم خانههای خود و همچنین سالمندانی که مقیم مراکز سالمندان میباشند، مورد مطالعه قرار گیرد.
-اثربخشی این شیوه مداخلهای بر جنبههای مثبت روانشناسی سالمندان مانند کیفیت زندگی، خودکارآمدی، عزت نفس و مفاهیم دیگر روانشناسی مثبت مورد توجه قرار گیرد.
-اثربخشی این شیوهی درمانی با نمونههای بزرگتر، دورههای درمان طولانیتر، ارزیابیهای حین درمان و پیگیریهای طولانیتر مورد مطالعه قرار گیرد.
-در پژوهشهای آتی، شناخت درمانی با دیگر روشهای درمانی مقایسه شود و سودمندی شناخت درمانی گروهی در درازمد

مطلب مرتبط :   منبع مقاله دربارهسلسله مراتب، کنترل هوشمند، نرم افزار

دیدگاهتان را بنویسید