منابع پایان نامه ارشد درمورد بهره بردار، ارائه خدمات، اطلاعات مربوط

رقابت باقی بمانند. دانش نوآورانه، دانشی است که یک سازمان را قادر می سازد تا رهبری و هدایت صنعت و رقبایش را بدست گیرد و به طور قابل ملاحظه ای خود را از رقبایش متمایز نماید. نکته قابل توجه این است که دانش ایستا نیست، لذا آنچه که امروزه دانش خلاقانه می باشد در آیندهای نه چندان دور، دانش پیشرفته خواهد بود و دانش پیشرفته، دانش پایه خواهد شد.
2-2-5: سیستم های مدیریت دانش
سیستم های مدیریت دانش به استفاده از فناوری نوین اطلاعات (مثل اینترنت، شبکه داخلی، شبکه خارجی، فیلترهای نرم افزاری، انبارهای داده)، برای سازماندهی، ارتقاء و تسریع مدیریت دانش درون و برون سازمانی، اشاره دارند (علوی و لیدنر، 1999).
سیستمهای مدیریت دانش، در پی آن هستند که با فراهم آوردن امکان دسترسی گسترده به مهارت سرمایه انسانی سازمان، به آن در تطابق با شرایطی نظیر ریزش نیروها، تغییرات سریع و کوچک شدن اندازه سازمان، کمک کنند.
یک سیستم مدیریت دانش فعال، شش گام را در یک چرخه دنبال می کند]مطابق شکل2-2[ (توربان و افرایم، 2006) .دلیل چرخه مانند بودن سیستم، بهبود پویایی آن در طول زمان است. در یک سیستم مدیریت دانش مناسب، دانش هرگز تمام نمی شود، زیر ا با گذشت زمان، محیط تغییر میکند و دانش برای اینکه این تغییرات را منعکس کند باید به روز شود. چرخه سیستم مدیریت دانش به صورت زیر، عمل میکند:
I. خلق دانش: دانش هنگامی که افراد، روشهای نوین انجام کارها را دریافته یا مهارت جدیدی کسب می نمایند، خلق میشود. گاهی اوقات دانش خارجی، وارد سازمان میشود.
II. کسب دانش: دانش جدید باید ارزشمند تلقی شود و به صورتی معقول، ارائه گردد.
III. پالایش دانش: دانش جدید، باید با شرایط، تطبیق داده شود و بدین ترتیب کاربردی گردد. اینجاست که بینشهای انسان (قابلیتهای ضمنی) باید در راستای حقایق عینی، به کار گرفته شوند.
IV. ذخیره دانش: سپس دانش مفید باید به شکلی منطقی در یک مخزن دانش، به گونه ای ذخیره شود که دیگران نیز در سازمان بتوانند به آن، دسترسی داشته باشند.
V. مدیریت دانش: دانش، مانند یک کتابخانه، باید به روز نگه داشته شود. بررسیهای لازم جهت تأیید مرتبط بودن و صحیح بودن آن، باید دائماً انجام شود.
VI. اشاعه دانش: دانش باید همیشه و همه جا در قالبی مناسب، برای هر کسی که در سازمان به آن نیاز دارد، قابل دسترس باشد.
2-2-5: فرآیندهای مدیریت دانش
فرآیند، به معنای یکسری از رویههای به هم متصل و بهم وابسته میباشد که در همه مراحل از مجموعه منابعی همچون کارمندان، زمان، انرژی، ماشینآلات و پول برای تبدیل دادههایی همچون مواد خام و قطعات به خروجی هایی استفاده میکنند که این خروجی ها نیز به عنوان ورودی مؤثری برای مرحله بعد لحاظ میشوند تا در نهایت با دریافت خروجی آخرین مرحله، هدف اصلی کسب شود (شفیعی نیکابادی، 1390) بنابراین میتوان نتیجه گرفت که مدیریت دانش که شامل مجموعههای از فرآیندها است، قادر است با استفاده از مجموعه خروجی های بدست آمده از هر فرآیند، به هدف اصلی خود که ایجاد یک سلاح رقابتی دانش محور در سازمانها است، برسد. همچنین رویکرد فرآیند محور به مدیریت دانش، می تواند نشان دهنده این امر باشد که دانش سازمانی منبعی برای کسب مزیت رقابتی خواهد بود (لیندرمن، 2009).
جدول 1-2: انواع فرآیندهای مدیریت دانش (جمع آوری توسط شفیعی نیکابادی، 1391)
محقق
فرآیندهای مدیریت دانش
(1991Huber(
کسب، توزیع، تعبیر و تفسیر، ایجاد حافظه سازمانی
(1992Dixon (
کسب، توزیع، تعبیر و تفسیر، معناسازی، ایجاد حافظه سازمانی، بازیابی
(1999Despres andChauvel(
نقشه برداری، کسب وتسخیر و خلق، بسته بندی، ذخیره، کاربرد و اشتراک، نوآوری و تکامل وبهره برداری مجدد
(1997Bartezzaghi et al (
چکیده سازی و تولید، تجسم، توزیع، کاربرد
(1997Alle (
گردآوری، شناسایی، ساخت، اشتراک، کاربرد، سازماندهی، وفق دهی
(2001Alavi and Leidner (
خلق، ذخیره، انتقال، کاربرد
(2000Lai and Chu (
راه اندازی، تولید، مدلسازی، انبار، توزیع و انتقال، استفاده،
نگاه به گذشته
(2000) Martensson
جمع آوری اطلاعات، ذخیره سازی اطلاعات، دسترس پذیری اطلاعات، استفاده از اطلاعات
Bouthillier and Shearer (2002)
کشف، کسب، خلق، انبار و سازماندهی، اشتراک، کاربرد
(2004Stollberg et al. (
شناسایی، کسب، آماده سازی، تخصیص، توزیع، کاربرد،
نگهداری و ابقاء
(2006Deng and Yu (
شناسایی، تسخیر، انتخاب، انبار، خدمات
(2001Gold et al. (
کسب، تبدیل، حمایت، کاربرد
(2005Cui et al. (
کسب، تبدیل، کاربرد
(1997Demarest (
ساخت، تجسم، توزیع، استفاده، مدیریت و اندازه گیری
(1999Ahmed et al. (
خلق، اشتراک، اندازه گیری، یادگیری و بهبود
(2003Bose (
خلق، تسخیر، پالایش، انبار، توزیع، مدیریت
(2005Chen and Chen (
خلق، تبدیل، چرخش و توزیع، تکمیل
(2007Lee and Lee (
ایجادکردن، دستیابی و دسترسی، تسهیل سازی، ارائه، جاسازی، کاربرد، انتقال و اندازه گیری
(2010Liao et al. (
خلق، تسهیم و بهره برداری
با ملاحظه دقیقتر به جدول 1، میتوان پنج فرآیند برای مدیریت دانش تعیین کرد. شفیعی نکابادی (1391) طی مطالعه فرآیندهای موجود، چهار فرآیند اصلی و یک فرآیند مکمل تعریف کرده است که به صورت شکل 1 مشخص شده اند. بدنه چارچوب، شامل چهار فرآیند اصلی و کلیدی مدیریت دانش و یک فرآیند مکمل میباشد که نقش اصلاحی و تکمیلی برای دیگر فرآیندها را ایفا میکند. در قسمتهای بعدی نیز سعی شده است که به تعریف هر یک از فرآیندها پرداخته و در کناراین موضوع، شاخصهای کلیدی برای هر فرآیند در زنجیره تأمین مشخص شود.
چهارچوب
1- کسب، خلق و تولید دانش
خلق و تولید دانش، اشاره به میزان توسعه و یا ایجاد منابع دانش توسط سازمانها در طول مرزبندی های عملیاتی و وظیفه های سازمانها دارد و نیازمند نیرویی برای تولید کاربردهایی جدید از دانش موجود و بهرهبرداری از مهارتهایِ جدید بالقوهی کشف نشده است (لیایو، 2010).
“سدرا” و “گابل” (2010) معتقدند که مرحله خلق و تولید دانش به صورت اساسی با برنامه ریزی و پیاده سازی مراحل چرخه عمر سیستمهای سازمانی در ارتباطند و خلق و کسب دانش را محتاج به تخصص گرایی بیشتری نسبت به کاربرد دانش میدانند.
“فوگیت “و همکاران (2009) برای خلق دانش در لجستیک، شاخصهای نظرخواهی از مشتریان، مشاهده سایت های مشتریان جهت درک بهتر نیازهایشان، مشارکت در فعالیتهای فروش، کمک به مشتریان جهت حل مسائل آنها، مشارکت با کارمندان واحد ارائه خدمات جهت آشنایی با چگونگی کار آنها، مشاهده تجهیزات و تسهیلات رهبران موجود در آن صنعت، مشاهده تأمین کنندگان جهت یادگیری در مورد
جنبههای مختلف کاریشان، حضور در مجامع ایجادکننده شبکه (مانند دانشکدههای مدیریت و اقتصاد، گروههای تحقیقاتی، اتحادیه های صنعتی و…)، مطالعه گزارشات دولتی و گروههای قانونی را معرفی
کردهاند.
“هالت” و همکاران (2004) برای این فرآیند شاخص هایی همچون شناسایی منظم و دوره ای نیازهای مشتریان، ارزیابی سالانه کیفیت محصولات و خدمات زنجیره، ارزیابی تأثیر تغییرات در محیط زنجیره تأمین را معرفی کرده اند.
“لیآاو” و “وو” (2009) نیز شاخص هایی دیگر از جمله فرآیندهایی برای کسب دانش از مشتری، فرآیندهایی برای کسب دانش از تأمین کنندگان، دریافت بازخور از پروژه های انجام شده، فرآیندهایی برای تبادل معامله دانش با همکاران کسب و کار، دریافت اطلاعات از محصولات جدید در صنعت، کسب دانش رقبای موجود در صنعت، ارزیابی عملکرد الگوبرداری ها، تعیین تیم هایی برای شناسایی بهترین اقدامات موجود، معرفی نموده اند.
“ماسا” و “تستا” (2009) در تحقیق خود راجع به رابطه رویکرد مدیریت دانش با مزیت رقابتی سازمانی برای فرآیند کسب و خلق دانش، شاخص های زیر را معرفی کرده اند:
انجام تحقیقات بازار و بازارسنجی، انجام فعالیتهای تحقیق و توسعه، مطالعه رضایت مشتری، استفاده از دانش مشتری و تأمین کنندگان، بازار محوری بر اساس اطلاعات کسب شده از صنعت و مشتری، حساسیت به اطلاعات مربوط به تغییرات بازار، مشارکت با مشتریان بین المللی، ارائه ایده توسط کارمندان، استخدام و نگهداری افراد فنی، متخصص و آموزش دیده، احترام به نگرش و اعتقادت افراد با هدف ترغیب آنها برای به روزرسانی مهارتهایشان، ایجاد یک فرهنگ باز در محیط کار، وجود شرایط مناسب فرهنگی در سازمان برای معرفی مدیریت دانش و صرف زمان برای مطالعه مقالات علمی و تجاری.
“گلدونی” و “الیویرا” (2010) شاخصهایی همچون تعداد گروه های بحث و گفتگو راجع به نوآوری در محصول و فرآیند و میزان مشارکت ارزشمند برای ذخیره های دانشی سازمانی و اینترانتی را برای فرآیند خلق دانش لحاظ میکنند.
“دانایی فرد” و “سلسله” (2010) نیز برای فرآیند خلق دانش، شاخصهایی از جمله اشتیاق برای ترفیع و بهبود دانش افراد، وجود مزایایی نقدی برای کسب دانش بیشتر، تمایل افراد به یادگیری مستمر و استفاده از فرصتهای یادگیری، وجود سیستمهای آموزش کارمندان، آگاهی شرکتها از متخصصین خود در حوزههای مختلف، وجود حساسیت سازمانی برای جذب و حفظ کارمندان دانش محور، رضایت افراد دانشی از سیاستهای منابع انسانی، سرمایه گذاری شخصی کارمندان برای یادگیری، میزان تشویق مدیران ارشد از کارمندان برای کسب دانش معرفی کرده اند. با توجه به مرور صورت گرفته، شاخصهای این فرآیند در زنجیره تأمین، انتخاب شده اند که در جدول 2 تبیین گردیده اند.
جدول 2-2: شاخصهای فرآیند کسب، خلق و تولید دانش در زنجیره تأمین (جمع آوری توسط شفیعی نیکابادی 1391)
شاخص
محققین
مشارکت مستمر با تمامی مشتریان داخلی و بین المللی در جهت نیازسنجی آنان
Fugate et al. 2009; Hult et al. 200?;
Liao and Wu 2009; Massa and Testa2009
مشارکت مستمر با شرکت های همکار در جهت ارزیابی مستمر تغییرات و تحولات در میان اعضای زنجیره
Fugate et al. 2009; Hult et al. 2004;Liao and Wu 2009; Massa and Testa 2009
حساسیت به تغییرات بازار و ارزیابی مستمر تحولات انجام شده درمیان رقبای موجود در صنعت
Fugate et al. 2009; Liao and Wu
2009; Massa and Testa 2009
حضور در مجامع صنعتی، علمی – تحقیقاتی و مطالعه مستمر نتایجت حقیقات علمی مرتبط با صنعت جهت شناسایی بهترین استانداردها و الگوها
Fugate et al. 2009; Liao and Wu2009; Massa and Testa 2009
وجود گروه های مختلف بحث و گفتگو جهت ارائه ایده با هدف ایجاد نوآوری در محصول و فرآیند تولید
Massa and Testa 2009; Goldoni andOliviera 2010; DanaeeFard andSelseleh 2010
ایجاد فرصت های تصمیم گیری توسط سیستم های آموزشی جهت ارتقا و به روز رسانی مهارتهای افراد
Massa and Testa 2009; DanaeeFardand Selseleh 2010
جذب و حفظ کارمندان دانش محور و متخصص در هر حوزه
Massa and Testa 2009; DanaeeFardand Selseleh 2010
آگاهی شرکت از انواع متخصصین خود در حوزه های مختلف کاری خود
DanaeeFard and Selseleh 2010
ایجاد تشویق های مادی و غیر مادی برای ارتقا و به روز رسانی دانش و مهارتها توسط افراد
DanaeeFard and Selseleh 2010
دریافت بازخور از پروژه های انجام شده
Liao and Wu 2009
2- سازماندهی، نگهداری و انبار
حفظ دانش، شامل جاسازی دانش در یک مخزن دانشی است به طوری که نشان دهنده نوعی ماندگاری در گذر زمان است. این مخزن دانشی میتواند یک فرد و یا یک سیستم اطلاعاتی باشد. دانشِ حفظ شده، از طریق مشاهدات، تجارب و اقدامات افراد حاصل میشود (سدرا و گابل، 2010).
این مرحله به دنبال

مطلب مرتبط :   منبع مقاله دربارهرگرسیون، مورفولوژی، عوامل موثر

دیدگاهتان را بنویسید