منابع پایان نامه ارشد درمورد سهم بازار، عرضه کننده، اطلاعات بازار

کند.
? فرایندهای توسعه محصول
در این بخش با ایده گرفتن از چارچوب طبقه بندی فرایند ارائه شده از مرکز بهره وری و کیفیت امریکا (APQC)، فرایندهای توسعه محصول جدید در شش سطح فرایندی ارائه شده است. لازم به توضیح است که چارچوب طبقه بندی فرایند APQC از شناخته شده ترین و جامع‌ترین طبقه بندیهای فرایندهای سطح کسب و کار است که با توجه به نگاه چندگانه به صنایع مختلف تولیدی و خدماتی تهیه شده است. نسخه اولیه این طبقه بندی با مشارکت حدود هشتاد سازمان علاقه‌مند به فرایند الگوگیری در سطح امریکا و سراسر دنیا انجام پذیرفت. شرکتهای بوئینگ، فورد، آی.بی.ام صرفاً سه مورد از شرکتهای بسیار معروفی هستند که تاکنون در تدوین نسخه‌های بعدی این چارچوب مشارکت داشته اند:
فرایندهای مورد نیازی که سازمان و تیم پروژه توسعه محصول جدید در طی چرخه عمر توسعه محصول با آن درگیر هستند در شش سطح به شرح زیر طبقه بندی شده‌اند:
1- فرایندهای سطح استراتژیک سازمان
2- فرایندهای سطح فنی محصول جدید
3- فرایندهای سطح فروش و پشتیبانی فروش محصول جدید
4- فرایندهای سطح مدیریت و پشتیبانی پروژه
5- فرایندهای سطح مدیریت تأمین
6- فرایندهای سطح مدیریت زیرساخت، قابلیت و دانش.
توسعهی محصول جدید فرآیندی است که در آن محصول یا خدمتی جدید به بازار عرضه میشود. موفقیت این فرآیند را می توان با تعریف شاخصهایی که نشان دهندهی میزان این موفقیت یا عدم موفقیت است، اندازه گیری کرد. اصطلاح توسعهی محصولات جدید، هم در مورد محصولاتی که به طور کلی در دنیا جدید هستند و هم در مورد اعمال حداقل بهبود و تغییر در محصولات موجود به کار می رود. امروزه عمر بازار محصولات در حال کاهش است و پیش بینی میشود که نرخ توسعهی محصولات در هر پنج سال دو برابر شود.
در نتیجه، محصولات جدیدی که نیازها و خواسته های مشتریان را برآورده سازند و از آن فراتر روند، عاملی کلیدی در حفظ و بهبود مزیت رقابتی به شمار می روند. یکی از بیشترین تأثیرها بر نحوهی رویکرد شرکت های غربی در زمینهی توسعهی محصول، از مفهوم توسعه یافته توسط ناسا در دههی 1960 ناشی شد که به مدیریت در مقیاس بزرگ برای انجام ساده تر پروژه های پیچیده ی دفاعی می پرداخت.
نسخهی ابتدایی آن که برنامه ریزی پروژه تقسیم شده نامیده می شود به توضیح رویکردی متوالی متشکل از چهار فاز می پردازد:
(1: آنالیز اولیه) فاز اول (2: تعریف) فاز دوم (3: طراحی) فاز سوم (4: عملیات) فاز چهارم، به علاوهی ایجاد نقاط بازرسی، که انتقال نیافتن اشتباه به فاز بعدی را تضمین می نمود. یک مطالعهی تأثیرگذار دیگر، که نه تنها به فرآیند توسعه بلکه به طور کلی به محصول جدید توجه می نمود، توسط بوزآلن و همیلتون (1987) ارایه شده است. هنگامی که آنها سرگرم پژوهش در مورد نحوهی تعریف مراحل توسعهی محصول بودند، مراحل زیر را یافتند:
نمودار 1-2: فرایند توسعه محصول جدید
اگر مراحل بیشتری مدنظر باشد، میتوان مراحل بالا را ریزتر نمود. برای نمونه، کوپِر (2004) ارایه کنندهی 13 مرحله در یک مدل است که در نتیجهی جداسازی فعالیتهایی نظیر پژوهش های بازار و آنالیز کسب و کار است.
2-3-4: عوامل موفقیت پروژه های توسعه محصول جدید (NPD)
رویکردی سیستماتیک را جهت ارزیابی،NPD بسیاری از شرکت ها به منظور موفقیت فرآیند توسعهی محصولات از ابتدای شروع برنامهی توسعه تا پس از مرحلهی عرضه به بازار به طور منظم و دقیق به کار میگیرند. مسئلهی اصلی این است که چه چیزی را باید اندازه گیری و ارزیابی کرد تا بتوان نتایج معناداری از آنها استخراج نمود تا در فرآیند بهبود توسعهی محصولات قابل استفاده باشد. شناسایی موفقیت و شکست محصولات، کار آسانی نیست؛ زیرا یک محصول ممکن است در یک بخش، موفق و در عین حال، در بخش دیگر ناموفق باشد.
مطالعه های گوناگونی که در زمینهی توسعهی محصول جدید انجام گرفته است (کوپر، 1987) (مورمن، 1995) عوامل اصلی موفقیت پروژه را تعریف کرده اند. برخی از این عوامل عبارتند از:
فرآیند ساختارمند توسعهی محصول جدید، اهداف مشخص، تعریف محصول، دیدگاه بلندمدت (داشتن برنامه برای آینده)، رهبران قوی و توانمند، درک و اطلاع از بازار، پشتیبانی مدیریت ارشد و دخیل بودن مشتری در فرآیند و اهمیت دادن به او. تیم توسعه نیز در موفقیت توسعهی محصول جدید مهم است. تیم باید دارای چشم اندازی اشتراکی و شفاف باشد (مورمن، 1995). چگونگی شکل گیری تیم و ترکیب آن نیز بسیار مهم است (لین گری و همکاران، 1999) (کوپر، 1987). علاوه بر این، ارتباطات نیز فاکتوری مهم است. تیم نیاز دارد تا یک رابطهی خوب با مدیریت ارشد داشته باشد. تیم باید قابلیت انعطاف نسبت به تغییرات احتمالی را در محصول. و ویژگیهایش داشته باشد. اعضای تیم نیز باید دارای مهارت و انگیزهی کافی باشند (لین گری و همکاران، 1999).
مطالعهای دیگر که توسط کنسرسیوم وایس انجام شد 10 عامل را در موفقیت محصول شناسایی کرد. ارنست (2002) نیز طی مطالعهای بر روی پژوهشهای انجام شده شناسایی عوامل موفقیت فرآیندNPD انجام داده نشان داده شده است. نتایج این پژوهش در قالب جدول 2-2 نشان داده شده است:
جدول 2-7: پژوهش های کاربردی در زمینه فرایند توسعه محصول جدید
سال
پژوهشگر
تعداد نمونه
فاکتور موفقیت
یافته ها/نتایج
1997
رابنشتین و همکاران
103
موفقیت فنی، موفقیت اقتصادی، موفقیت فنی و اقتصادی
1. ساختار و فرایند پروژه از جنبه: سطح برنامه ریزی پروژه، شفافیت در احتیاجات عملکردی
2. دسترسی به اطلاعات فنی
3. دسترسی به اطلاعات بازارهای بالقوه
1987
کوپر و کلینشمیت
125
عملکرد مالی، پنجره فرصت، سهم بازار
شفافیت در تعیین بازار هدف، تعریف صحیح
خواسته ها و نیازهای مشتریان، تعریف صحیح مفهومی محصول، تعریف صحیح مشخصات و ملزومات
1989
دی برنتانی
276
کاهش 16 متغیر موفقیت به 4 متغیر: سهم بازار و فروش، رقابت پذیری، سایر تقویت کننده ها، عملکرد هزینه ای
رویکرد قوی به بازار و مشتری، وجود فرایند توسعه محصول جدید
1994
پاری و سونگ
258
انتخاب پروژههای موفق و ناموفق توسط میران
توسعه محصول
1- کارایی فرآیند توسعه محصول از جنبه های: توسعه محصول، تحقیقات بازار، ارزیابی اولیه بازار، آزمایش اولیه، تحلیل مالی
2- اطلاعات به دست آمده در طی فرآیند توسعه محصول جدید از جنبه های: آگاهی از نیازها، خواسته و مشخصات موردنظر مشتریان، آگاهی از اندازه بازار
1995
آتوآهن گیما
275
عملکرد بازاریابی، عملکرد پروژه
رویکرد بازار در رابطه با: جمع آوری و استفاده از اطلاعات بازار، توسعه استراتژی بازار محور،
پیادهسازی استراتژی بازار محور
1995
کوپر و کلینشمیت
103
نرخ موفقیت، نرخ سوددهی، نرخ موفقیت فنی، سهم بازار داخلی، تأثیر بر بنگاه، اثربخشی زمان، به موقع بودن پروژه
کیفیت فعالیتهای بازاریابی، کیفیت فعالیتهای فنی کیفیت ورود به بازار، فعالیتهای پیش از توسعه محصول (مقدماتی)، تعریف به موقع و سریع محصول
1997
کالانتون و همکاران
142
انتخاب پروژههای موفق و ناموفق از منظر سودآوری
توسعه فعالیتهای مقدماتی بازاریابی، توسعه فعالیتهای مقدماتی فنی، فعالیت های بازاریابی، فعالیت های فنی
1997
گریفین
383
موفققیت کلی، موفقیت نسبی، موفقیت در بازار، موفقیت مالی، دسته بندی شرکت ها به دو دسته بهترینها و مابقی بر اساس 4 شاخص
مهمترین تفاوتها میان بهترین ها و مابقی شرکتها:
وجود فرآیند رسمی توسعه محصول جدید
1997
سودر و همکاران
150
اجماع پاسخ دهندگان بر روی موفقیت یا شکست
پروژه ها از نظر تجاری
NPD کارایی فعالیت های بازاریابی در طی فرآیند NPD کارایی فعالیتهای فنی در طی فرآیند مهارتهای بازاریابی
1999
بالبونتین و همکاران
208
بیان پروژههای موفق و ناموفق توسط پاسخ دهندگان
مهارت خوب در بازاریابی و طراحی پیش بینی دقیق بازار و خواسته های مشتریان
2-3-5: عملکرد توسعه محصول جدید
عملکرد توسعه محصول جدید یک ساختار چندبعدی است. محققان با استفاده از ارزیابی عملکردها و اقدامات مختلف براساس تحقیقات مختلف تمرکز می کنند (کوپر و همکاران 1996). امروزه سرعت یافتن فرایندهاى توسعه محصول و ارائه سریعتر محصولات و خدمات در بازار مسئلهاى است که شرکتها و سازمانها توجه خاصى به آن دارند.
اگر فرایند توسعه محصول را به مسابقهاى شامل سه زمان 1) زمان تولید: مرحله توسعه ایده اولیه براى محصول جدید تا مرحله قبل ازعرضه محصول در بازار؛ 2) زمان ورود به بازار: مرحله عرضه و ارائه محصول در بازار و بازار سنجى محصول؛ 3) زمان کسب سود: مرحله گذر از نقطه سر به سر و کسب سود؛ در نظر بگیریم، شرکت و سازمانى برنده واقعى خواهد بود که در این مسابقه برنده هرسه بخش باشد. کسب چنین موفقیتى منجر به این خواهد شد که فرایند توسعه محصول را یک فرایند زمان رسیدن به موفقیت بنامیم. جالب است که هنگام عرضه و ارائه محصولات به بازار سه نوع متفاوت از رویکردهاى ارائه محصول به بازار را بین رقبا شاهد خواهیم بود.
این رویکردها عبارتند از:
1) رویکرد اولین در بازار: سازمان علاقهمند است اولین سازمانى باشد که محصول جدیدى را به بازار عرضه مى دارد.
2) رویکرد سریع ترین دنباله رو: در این رویکرد سازمان نمىخواهد همچون حالت قبل اولین عرضه کننده محصول جدید در بازار نام بگیرد، ولى راغب است سریعترین شرکتى باشد که همان محصول را به بازار عرضه مى دارد.
3) رویکرد دنباله رو عادی: سازمان اولین دنبالهرو نیست، ولى در زمره دنباله روهاى تولید کننده و عرضه کننده محصول جدید قرار خواهد گرفت. در عصر حاضر، شتاب تغییرات در علوم و فناوریهای سطح بالا به قدری فزونی یافته است که بسیاری از متفکرین بر این باورند که شتاب در نوآوری محصولات تولید شده با تکنولوژی سطح بالا و ایجاد دانش و توسعه آن از سرعت یادگیری بشر فراتر رفته است. پس سازمانهای متولی حتی اگر تمام راهبردها، زمان و سرمایههای انسانی در اختیار خود را صرف یادگیری نمایند، باز هم ممکن است از عهده رویارویی مناسب با این شتاب بر نیایند.
در پژوهشی که توسط مانیان و همکاران (1390) انجام گرفته است: منشأ اصلی موفقیت در کسب مزیت رقابتی برای شرکت ها در آینده، توسعهی موفق و مداوم محصولات جدید و بهبود یافته است. در سی سال اخیر پژوهشهای زیادی بر روی اثربخشی فرآیندهای توسعهی محصول جدید انجام شده و مدلهای گوناگونی جهت سیستماتیک کردن این فرآیندها ارائه شده است. در فرآیند توسعهی محصول مقدار زیادی از دانش سازمانی ایجاد، ذخیره، بازیابی و مورد استفاده قرار می گیرد. از اینرو بسیاری از پژوهشگران، این فرآیند را به شدت دانشی میدانند و داشتن سیستم مدیریت دانش را عامل مهمی در کاهش عدم اطمینان این فرآیند و موفقیت عملکرد محصولات جدید محسوب می کنند. در این مقاله نقش مدیریت دانش و عوامل کلیدی موفقیت در عملکرد فرآیند توسعهی محصولات جدید نرم افزاری، بر اساس مطالعه شرکت های نرمافزاری استان یزد مورد بررسی قرار گرفته است. این پژوهش نوع پیمایشی همبستگی است که بر این اساس اطلاعات جمع آوری شدهی 43 شرکت از طریق پرسشنامه، مورد تحلیل قرار گرفته است و نتایج دلیلی را مبنی بر رد فرضیههای سه گانهی این پژوهش نشان نداد. در پایان پیشنهادهایی بر اساس نتایج حاصل ارائه شده است.
با توجه به مطالعات صورت گرفته شاخص های مورد استفاده قرار گرفته شده توسط محقق به صورت زیر می باشد:
جدول 2-8 : ون پای ونگ (2009)
عملکرد توسعه محصول جدید
مبتنی بر بازار
* کیفیت و سرعت ورود به بازار
* تعداد مشتریان اصلی و عمده
* نرخ سهم بازار
*

مطلب مرتبط :   منابع پایان نامه ارشد درموردadvantages

دیدگاهتان را بنویسید