منابع پایان نامه ارشد درمورد کسب و کار، منابع سازمان، ارزش در سازمان

ن مجموعه ها با یکدیگر بستر مناسبی برای سازماندهی دانش فراهم نموده است (رضایی، کراری، مصطفوی 1387).
محصولات جدید از ضروریات شرکت های امروزی به شمار میروند در حقیقت محصول جدید پاسخی به بزرگترین مشکلات سازمان های امروزی است. امروزه بیشتر سازمان ها ضرورت برخورداری از عملکرد بهینهی توسعه محصول جدید را به خوبی احساس کردهاند و برای داشتن چنین عملکرد موفقی تلاشهای بسیاری انجام داده اند و هزینههای هنگفتی را متقبل شدهاند. ماهیت عملکرد توسعهی محصول جدید یک مفهوم میان رشته ایست که از چند رشته برگرفته شده است و مدیریت دانش به عنوان مهمترین روشها و ابزارهای مورد استفاده جهت بهینه کردن عملکرد توسعهی محصول جدید شناخته شده است زیرا
فعالیتهای دانشی در قلب فرایندهای محصول جدید نهفته است (جان و هانگ 2009) همچنین در اقتصاد امروز رقابت دیگر شرکت در برابر شرکت نیست بلکه این زنجیره های تأمین هستند که به رقابت با هم
میپردازند زنجیره تأمین از سه جریان عمده اطلاعاتی، فیزیکی و پول در جریان است و هدف اصلی این زنجیره را میتوان به دستیابی به حداکثر ارزش دانست (شفیعی نیکابادی 1391) و از آنجایی که شرکت عقاب افشان برای پیشرفت در بازارهای رقابتی و جهانی امروز و جذب مشتریان و وارد شدن به بازارهای جدید نیاز به مزیت رقابتی جهت پیشرفت و توسعهی شرکت ها دارند پس بنابراین شناخت عوامل تأثیرگذار فرآیندهای مدیریت دانش بر عملکرد توسعهی محصول جدید در زنجیره تأمین موجب مزیت رقابتی و حداکثر ارزش در سازمان میگردد.
در این تحقیق میتوان با استفاده از مدیریت دانش ضمن توسعه محصول جدید رشد قابل توجهی را ایجاد نمود و همچنین تأثیر هر یک از فرایندهای تشکیل دهنده مدیریت دانش (خلق، توزیع، ثبت و نگهداری، کاربرد و ارزیابی) را بر روی NPD بررسی نمود که این شناخت موجب پیاده سازی موفق مدیریت دانش در سازمان میشود و عوامل تأثیرگذار نیز شناسایی میگردد.
در سی سال اخیر پژوهشهای زیادی بر روی اثربخشی فرآیندهای توسعهی محصول جدید انجام شده و مدل های گوناگونی جهت سیستماتیک کردن این فرآیندها ارایه شده است. از طرفی شاخص هایی به عنوان عوامل کلیدی موفقیت محصولات جدید توسط پژوهشگران معرفی شده است که برخی از آنها بین نتایج این پژوهشها مشترک بوده و برخی نیز متناسب با نوع کسب و کار و محصول مورد مطالعه متفاوت است، به طوری که امروزه فهرستی گسترده از این عوامل در دسترس است. مدیریت منظم و پیوسته در مورد دانش، یک فاکتور مهم در توسعهی محصول به شمار می آید و فعالیت های دانشی در قلب فرآیندهای توسعهی محصول جدید در نظر گرفته می شود. از این رو امروزه بسیاری از مدیران و صاحبان کسب و کار تمایل به تصمیم گیری دربارهی چگونگی توانمند ساختن شرکتشان از طریق ابزارهای توسعه محصول جدید، مدیریت دانش و هماهنگ کردن فعالیت های مدیریت دانش هستند (مانیان و همکاران 1390).
حوزه ای که شرکت های خودورسازی با آن رو به رو هستند، ریشه در قابلیت استمرار در طراحی و عرضه محصول جدید به بازار، سریعتر و مؤثرتر از سایر رقبا میباشد که علت اصلی آن را می توان در چند دستهی اصلی بیان کرد که عبارتند از: عدم وجود سیستم های جمع آوری و نگهداری اطلاعات، استفاده از کالاهای کاهنده کیفیت و ارزان قیمت، حرفه ای نبودن در مطالعهی بازار و تولید مشتری مدار، سطح پایین دانش فنی، سطح پایین نوآوری در محصولات، حرفه ای نبودن در مدیریت کسب و کار، مدیریت ضعیف منابع انسانی به ویژه تشکیل پایدار تیم های کاری متخصص. بنابراین با توجه به مباحث گفته شده، می توان این مشکلات را به طور کلی در قالب فرآیند توسعهی محصول و مدیریت کردن این شرکت داراییهای دانشی ها مورد بررسی قرار داد. برای حداقل کردن نرخ شکست، صنعت خودروسازی نیاز به آگاهی بیشتر از کنترل کیفیت و استفاده از ابزارهای تخمین و برنامه ریزی و همچنین جمع آوری و نگهداری اطلاعات گذشته از پروژه های پیشین دارد از اینرو محقق در این پژوهش بدنبال بررسی وضعیت محصولات جدید از لحاظ عملکرد و موفقیت آنها در بازار و همچنین بررسی فرآیندهای مدیریت دانش در موفقیت این محصولات میباشد. و با توجه به بررسی فوق می توان این سوال را مطرح کرد که:
آیا فرآیندهای مدیریت دانش بر توسعهی محصول جدید اثر معناداری دارد؟
1-3: اهمیت و ضرورت موضوع
اغلب شرکت های پیشرو در سراسر جهان به این حقیقت کاملاً واقف هستند که مهمترین عاملی که باعث برتری آنها در بازار رقابت جهان میگردد، داشتن قابلیت استمرار در طراحی وعرضه محصول جدید به بازار، سریعتر و مؤثرتر از سایر رقباست. امروزه بقای سازمانی در گرو گرایش به سمت محصولات جدید و به کارگیری روشهایی برای ایجاد محصولات جدید موفق است. با پیشرفت فناوری، رقابتی شدن هرچه بیشتر سازمان ها و پیدایش علوم و تجهیزات جدید تولیدی، تغییرات اساسی در نیازها و سلایق مشتریان، تولید محصولات جدید با چالشهای جدیدی روبرو شده است. همچنین به دلیل مخاطراتی که در عرضه محصولات جدید وجود دارد، شرکت ها باید پیوسته در مورد بهبود فرآیند توسعه محصولات جدید تفکر کنند. متغیر بودن قوانین رقابتی در دنیای کسب و کار، فرآیند ارائه محصول جدید به بازار را با اهمیت خاصی جلوه داده است. اکثر سازمانها امروزه بیش از هر زمان دیگری دریافته اند که صرفاً تکیه و اعتماد به اهرم های رقابتی سنتی مثل افزایش کیفیت، کاهش هزینه و تمایز در ارائه محصولات و خدمات کافی نیست و در عوض مفاهیمی مثل سرعت و انعطاف پذیری در رقابت نمود قابل توجهی پیدا کرده اند و گرایش به سمت محصولات و خدمات جدید به بازار، خود دلیل موجه این تغییر نگرش است (اخباری و تقوی فرد، 1386).
ایکوجیرو نانوکا کارشناس مشهور مدیریت دانش ژاپن میگوید: در اقتصادی که تنها چیز با ثبات بیثباتی است یک منبع مطمئن و بادوام مزیت رقابتی، دانش است وقتی هر شب تقاضاها تغییر میکند، فن آوری ها توسعه مییابد و رقبا زیاد میشوند، شرکتهایی موفق هستند که همواره دانش جدید ایجاد میکنند و آن را به طور گسترده در سراسر سازمان اشاعه میدهند و به سرعت آن را به صورت فن آورانه و محصولات جدید نشان میدهد (رادینگ، 1999). ترکیب مدیریت دانش و توسعه محصول جدید در کسب و کارهایی که ماهیت آنها دانشی و فن آورانه است موضوعیت بیشتری دارد. مدیریت دانش یک نظام کارآمد برای
بهره برداری مناسب از سرمایه های فکری انسان است توسعه عملکرد محصولات جدید یک فرآیند دانش محور و انسان محور است و دسترسی افراد به دانش و اطلاعات درست و صحیح در زمان موردنیاز امری حیاتی و ضروری برای موفقیت یک فرآیند است فعالیت های مدیریت دانش انجام شده در یک پروژه هم برای موفقیت خود پروژه سودمند میباشد و هم پایه و اساس خلق دانش های بعدی و یادگیری
میباشد (راس و لیندوال، 2002).
مورد مطالعه در این تحقیق شرکت عقاب افشان تولید کننده اتوبوس های اسکانیا در ایران است در این صنعت شرکت ها با مشکلات زیادی روبرو هستند یکی مهمترین مشکلات شرکت عقاب افشان در اقتصاد امروز مواجه شدن با تحریم اقتصادی ایران است که موجب شده است واردات شاسی های اتوبوس از کشور سوئد با نرخ بالای ارز و به صورت نقدی مبادله گردد و این امر موجب افزایش قیمت تمام شده و در نتیجه افزایش قیمت فروش محصولات میگردد و از طرفی وجود رقبا در داخل و واردات اتوبوس های کشور چین به ایران و قیمت مناسبتر این محصولات مشتریان این شرکت را محدود کرده است، در نتیجه علیرغم کیفیت خوب و مشتری مداری و خدمات پس از فروش مناسب، مشتریان خود را از دست داده است. یکی از راه حلهای موجود برای حل این معضلات، صادرات محصولات به کشورهای همسایه میباشد که موجب میگردد نرخ مبادلات ارزی کاهش یابد و این امر مستلزم توسعه محصول جدید به منظور به دست آوردن بازارهای جدید است و از آنجایی که مدیریت دانش یک سرمایه نامشهود محسوب میشود میتوان از آن برای کاهش هزینه ها در جهت توسعه محصول جدید بهره برد.
با توجه به اهمیت و جایگاه توسعه محصولات جدید در سازمان و نیز کاربردی بودن آن و از همه مهمتر اعتقاد و توجه مدیران به افزایش استفاده از این رویکرد، ضرورت چنین مبحثی احساس میشود و مشخص است که مدیریت دانش به عنوان ابزاری برای توسعه محصولات جدید نتایجی را به سیستم تولید سازمان نیز تزریق مینماید و همچنین منابع سازمان را در جهت کارآمدی این ابزار برای افزایش بهرهوری مجاب مینماید تا از طریق فرایندهای مدیریت دانش و بررسی های دقیق، از آزمون و خطای بیمورد جلوگیری شود و منابع مالی صرف هزینه های بی مورد نگردد و سبب اتلاف وقت و هدر دادن نیروی انسانی و سایر منابع نشود از طرفی ضمن تغییر گرایش و روند عملکرد شرکت به سوی انطباق سازمان با مشتری حرکت مینماید، به کارایی و انجام موفق وظایف و اختیارات کمک نموده و موجب ایجاد مزیت رقابتی برای شرکت میگردد. از این رو پیاده سازی و بهره گیری از فرآیندهای مدیریت دانش در عصر حاضر و ارائه محصولات جدید موفق، مبنا واساسی برای موفقیت شرکت است.
1-4: مدل مفهومی پژوهش
الگو یا مدل یک عبارت آماری درباره روابط بین متغیرهاست (هومن، 1378). این الگوها در زمینه رویکردهای مختلف تحلیلی، شکلهای مختلفی به هم می گیرند. مدل مفهومی پژوهش حاضر در ذیل رسم شده است. مدل فرآیندهای مدیریت دانش بکار رفته در این پژوهش، مدل ارائه شده توسط شفیعی
نیکآبادی (1391) می باشد و مدل توسعه محصول جدید این مدل برگرفته از مدل ارائه شده توسط ون پای ونگ (2009) است.
9) فرهنگ سازمانی: فرهنگ سازمانی لازم است تا اشتراک دانش به خوبی صورت گیرد. فرهنگ انگیزش، احساس تعلق خاطر به سازمان، اعتماد و احترام به سازمان باید قبل از اشتراک، توسعه و استفاده از دانش صورت گیرد.
2-2-4: استراتژی های مدیریت دانش
بر اساس 2 معیار میتوان در مورد استراتژیهای مدیریت دانش قضاوت کرد. یکی محل تمرکز استراتژی است که نشان می دهد آیا استراتژی مبتنی بر دانش واضح است و یا دانش پنهان و معیار بعدی، منبع دانش مورد استفاده است، یعنی اینکه آیا بدنبال دانش درونی هستند و یا اینکه منبع دانش خود را بیرونی می دانند. مثلاً بیرلی و چاکابارتی و یا زاک مبنای تعریف استراتژی های خود را هر دو معیار فوق میدانند و کسکین و شولتز و جاب نیز تنها مبنای طراحی استراتژی های خود را محل تمرکز دانش قرار دادهاند. (شفیعی نیک آبادی و زمانلو، 2013).
استراتژی دانش، روش ویژهای است برای بهینه سازی خلق و تبدیل دانش به مزیت رقابتی در سازمان (مک درموت و کانسولتینگ فیرم، 2005). از دیدگاه آقای زاک (زاک، 1999)، استراتژی دانش برای پرکردن شکاف بین دانش موجود و دانش مورد نیاز تدوین می شود. هدف استراتژی دانش پاسخگویی به سوالات استراتژیک می باشد که بر هوشمندی رقابتی و سیستم های بازیابی دانش داخلی تأکید دارد. به محض اینکه دانش کافی در دسترس باشد، استراتژیست ها میتوانند ترکیب هماهنگی را بین نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت ها و تهدیدات سازمان به وجود آورند (کورگر و اتال، 2007). نوناکا و تاکوچی (????) چهار نوع استراتژی خلق و تبدیل دانشهای صریح و ضمنی در سازمانها را ارائه نمودهاند که عبارتند از: ?- اجتماعی سازی، ?- برونی سازی، ?- ترکیب سازی و ?- درونی سازی.
زاک (زاک، 1999) معتقد است دانش راهبردی هر سازمان را با توجه به توانمندی و قابلیت آن در پشتیبانی و حمایت از جایگاه رقابتی سازمان میتواند به سه گروه تقسیم بندی شود: دانش پایه، دانش پیشرفته و دانش نوآورانه، دانش پایه، حداقل میزان و سطح دانش موردنیاز برای فعالیت در عرصه یک کسب و کار است. دانش پیشرفته، دانشی که سازمان ها می توانند به پشتوانه آن در عرصه

مطلب مرتبط :   پایان نامه رایگان دربارههیدرولیک، اندازه گیری، نیروی کشش

دیدگاهتان را بنویسید