منابع پایان نامه ارشد درمورد کسب و کار، بهره بردار، انتقال دانش

شناسایی دانشِ مهم و حیاتی برای گذشته و آینده سازمان و ذخیره آن به شکلی معقول و قابل دسترس برای کارمندان سازمان است (کنگپیچایانوند 2009).
برای سیستمِ ذخیره دانش، بایستی عواملی همچون وجود ساختارهایی برای ارائه سریع و صحیح اطلاعات، طبقه بندی اطلاعات مبتنی بر نیازهای یادگیری، توانایی ارائه اطلاعات به صورتی دقیق و شفاف و با محتوای به موقع، دقیق و در دسترس (علامه، 2011).
فرآیندهایی برای جایگزینی دانشهای قدیمی، بررسی و تحلیل خطاها و شکست ها در سازمان موردنیاز است (لیایو ووو 2009).
“عارف” و همکاران (2009) به ارائه یک مدل چهار فرآیندی برای حفظ و نگهداری دانش پرداختهاند و به ترتیب این فرآیندها را اجتماعی کردن، کدگذاری، ساخت دانش و بازیابی دانش معرفی کرده اند. همچنین آنها برای مدل خود، چهار سطح بلوغ در نظرگرفتهاند که سطح اول اشاره به میزان تسهیم و اشتراک دانش در سازمان داشته و سطح دوم ، سوم و چهارم به ترتیب به میزان دانش اشتراک گذاشته شده مستند شده، اثربخشی انبار دانشِ مستند شده و میزان راحتی و سادگی در دسترسی به دانش و بازیابی آن، میپردازند.
“گلدونی” و “الیویرا” (2010) شاخصهایی همچون تعداد پیامها یا اسناد ذخیره شده در سیستم، تعداد کاربران ثبت شده برای استفاده از سیستم، کیفیت دانش ذخیره شده، ارزشیابی خبرگان برای تأیید و تصدیق کیفیت داده های ذخیره شده، تعداد به روزکنندگان و یا ویراستاران سیستم، سطح به روزرسانی دانش در سیستم و دریافت بازخور از کاربران را بیان کرده اند. همچنین میتوان وجود پایگاههای داده و دسترسی همه افراد به دانش و نتایج پروژه ها را نیز اضافه کرد ( ماسا وتستا، 2009).
“دانایی فرد” و “سلسله” (2010) نیز برای فرآیند سازماندهیِ دانش، شاخص هایی از جمله بازنگری مستمر تجارب افراد، میزان ثبت تجارب فردی کارمندان، شناسایی شکافهای اطلاعاتی موجود، سازماندهی و طبقه بندی دانش شخصی کارمندان، توانایی دسترسی افراد به منابع دانش را اضافه کرده اند.
با توجه به مرور صورت گرفته، مجموعه عواملی به عنوان شاخصهای این فرآیند انتخاب گردیده و در جدول 3 ذکر شده اند:
جدول 2-3: شاخصهای فرآیند سازماندهی، نگهداری و انبار در زنجیره تأمین (جمع آوری توسط شفیعی نیکابادی 1391)
شاخص
محققین
توانایی دسترسی تمامی افراد به منابع دانش و نتایج پروژه های انجام شده
Massan and Testa; 2009،Goldoni and Oliviera 2010
ثبت، به روز رسانی و بازنگری مستمر تجاربافراد
Goldoni and Oliviera 2010;DanaeeFard and Selseleh 2010
طبقه بندی اطلاعات مبتنی بر نیازهای یادگیری
Allameh et al. 2011
تعداد پیامها و یا اسناد ذخیره شده در سیستم مدیریت دانش سازمان
Goldoni and Oliviera 2010
وجود پایگاههای داده ای منسجم برای ذخیره اطلاعات
Massan and Testa 2009
وجود کارمندان مسئول برای به روز کردن و ویراستاری اطلاعات موجود درسیستم مدیریت دانش
Goldoni and Oliviera 2010
3- انتقال، اشتراک و توزیع
اشتراک دانش، شامل تسهیم اطلاعات، ایده ها، پیشنهادات و تخصص ها میان افراد می باشد اشتراک اطلاعات، نه تنها موجب تسهیل تعاملات میان وظیفه ای شده، بلکه موجب تسهیم مخازن دانشی در میان مشارکت کنندگان در فرآیندهای سازمانی خواهد شد و همین امر، موجب مشارکت و درک عمیق از یک فرآیند به صورت جامع میشود (لیایو ،2010). توزیع دانش و انتقال دانش، غالباً نقشی جایگزین برای هم داشته و توصیف کننده فرآیندهای کسب و کاری هستند که دانش را در میان اعضای یک سازمان و یا گروه های همکار، منتقل کرده و توزیع میکنند. در این مرحله باید مراقب بود که دانشِ توزیع شده، باید به صورتی مناسب، مفید، قابل تفسیر و قابل درک ارائه شود. کانال های توزیع دانش میتوانند رسمی و یا غیر رسمی باشند، به طوریکه کانال های غیر رسمی، میتوانند فرآیند اجتماعی کردن دانش را تسریع کرده و این نوع کانالها برای سازمانهای کوچک بسیار مناسب است در حالی که توزیع دانش از طریق کانال های رسمی مانند آموزش ها، توزیع گسترده تری از دانش را تضمین می کنند و برای دانش های مفهوم محور و تخصصی محور در سازمانهای بزرگ، مناسب تر هستند (سدراو گابل، 2010).
این فرآیند را میتوان از طریق شاخص هایی همچون ایجاد ارتباط بین تسهیم دانش و استراتژی کسب و کار، نقش فعال شبکههای انسانی، نقش فعال رهبران و مدیران در تسهیم دانش، تناسب تسهیم دانش با فرهنگ سازمان، ایجاد ارتباط منسجم میان تسهیم دانش و امور کاری روزانه و نهادینه کردن اصول یادگیری و طرح ایده ها و پیشنهادات جدید از طرف کارمندان، وجود جلسات بین واحدی برای بررسی روندها در زنجیره تأمین تسهیل نمود (هالت، 2004).
“فاوست” و همکارانش (2007) نیز فرآیند اشتراک دانش در زنجیره تأمین را به دو بخش کلیدی به
نامهای ارتباط و تمایلات تقسیم میکنند. آنها برای بخش ارتباط، شاخص هایی همچون “یکپارچگی سیستمهای اطلاعاتی، یکپارچگی بالای نرم افزارهای کاربردی اطلاعات در سازمان، سیستم های اطلاعاتی مرتبط با مشتریان، سیستم های اطلاعاتی مناسب برای ایجاد ارتباطات در میان اعضای زنجیره” را معرفی کرده و برای بخش تمایلات نیز شاخصهایی همچون “ارتباطاتی منظم و با فراوانی بالا میان اعضای زنجیره، تمایل به تسهیم اطلاعات در میان اعضای زنجیره، استفاده از تیم های بین وظیفه ای، تسهیم اطلاعات تخصصی و فنی با تأمین کنندگان، تسهیم اطلاعات فنی و تخصصی با مشتریان، تعامل مدیران ارشد اعضای زنجیره با هم و استفاده از تیم های زنجیره تأمین با اعضایی از شرکتهای متعدد در طول زنجیره” را بیان کرده اند.
“فوگیت” و همکارانش (2009) نیز برای توزیع دانش در لجستیک، شاخصهای اشتراک سریع اطلاعات میان اعضای لجستیک، تسهیم سریع اطلاعات میان دیگر اعضای عملیاتی، اشتراک گذاری سریع با مدیران ارشد سازمانی، تسهیم حجم وسیعی از اطلاعات از طریق ابزاهایی غیررسمی، اشتراک حجم وسیعی از اطلاعات از طریق ابزارهایی رسمی، تسهیم اطلاعات تنها با افراد مرتبط با این اطلاعات در لجستیک (به جای همه افراد لجستیک)، تسهیم اطلاعات، تنها با افراد مرتبط با این اطلاعات در دیگر واحدهای عملیاتی( به جای همه افراد در واحدهای دیگر)، تسهیم اطلاعات تنها با مدیران ارشد مرتبط با این اطلاعات (به جای همه مدیران ارشد) را معرفی کرده اند.
همچنین میتوان شاخصهای دیگری مانند تشویق مدیریت برای تسهیم دانش، تطابق سیستمهای اطلاعاتی با تسهیم اطلاعات صحیح، وجود فرهنگ قوی تسهیم اطلاعات، تبلیغ در مورد منابع دانشی جدید برای کارمندان، تسهیم اطلاعات روان در میان بخشهای مختلف وظیفه ای، وجودشبکه های اینترنتی قوی، وجود مسیر تسهیم اطلاعات از بالای سازمان به سمت پایین سازمان، وجود مسیر تسهیم اطلاعات از پایین سازمان به سمت بالا را نیز مدنظر قرار داد (دانایی فرد و سلسله، 2010).
“لین” (2008) نیز در تحقیق خود برای بررسی تأثیر تسهیم دانش، شاخص هایی همچون توانایی مرور و به روزرسانی داده ها از طریق ابزارهای اطلاعاتی، استفاده از پایگاه های داده های متفاوت برای بهبود کیفیت فرآیندها، وجود تشویق هایی برای مبادله دانش و تجربه و مبادله دانش واحدها با هم را، معرفی کرده است.
“ماسا” و “تستا” (2009) نیز شاخصهای آمادگی سازمان برای توزیع اطلاعات مربوط به بازار در داخل سازمان، توزیع دانش در حین انجام کار، استفاده از ابزارهای تکنولوژی برای تسهیل در ارتباطات، وجود فرهنگ پذیرش مشاوره در سازمان، گفتگوهای غیر رسمی و شخصی در کار، ایجاد گروههای کاری، گروههای غیر رسمی در خارج از محیط کار، جلسات فروش و تولید، چرخش شغلی، وجود شبکه های الکترونیکی در محیط کار، ایجاد حلقههای کیفیت، نظارت، سرپرستی و تدوین گزارشات و سوابق موردهای کاری را برای فرآیند انتقال و تسهیم دانش، معرفی کرده اند.
“گلدونی” و “الیویرا” (2010) شاخصهایی همچون تعداد جوامع عملی فعال، آمار استفاده از ذخایر اینترانتی و سازمانی دانش، آگاهی همکاران در ارتباط با ابزارهای ارتباطی درونی موجود و هزینه های توزیع دانش را در فرآیند توزیع دانش، لحاظ میکنند و برخی نیز شاخص هایی همچون ارتباطات و شبکههای اجتماعی، نزدیکی فیزیکی همکاران با هم، فرهنگ پذیرش انواع سوال، جلساتی با فضای غیررسمی، علاقه افراد به مشارکت و رضایت افراد از کمک به هم را از عوامل توانمند ساز در تسهیم و اشتراک دانش در زنجیره تأمین، می دانند (لیله اور و هانسن 2011) با توجه به مرور صورت گرفته، عواملی به عنوان شاخص برای این فرآیند انتخاب شده اند، که در جدول 4 ذکر گردیده اند:
جدول 2-4: شاخصهای فرآیند انتقال، اشتراک و توزیع در زنجیره تأمین (جمع آوری توسط شفیعی نیکابادی، 1391)
شاخص
محققین
وجود تیم ها و جلسات بین وظیفه ای در جهت بررسی روندهای مختلف در بازار و زنجیره
Hult et al. 2004; Lin 2008; Fawcett etal. 2007; Massa and Testa 2009; Fugateet al.2009;DanaeeFard and Selseleh 2010; Chen and Huang 2009
وجود ابزارها، شبکه های ارتباطی و سیستم های اطلاعاتی مناسب و مرتبط جهت تسهیل ارتباطات و تسهیم اطلاعات در میان اعضای زنجیره
Fawcett et al. 2207; Massa and Testa2009; Fugate et al.2009; DanaeeFard and Selseleh 2010; Lilleoere andHansen 2011
ایجاد گروه های غیر رسمی و شبکه های انسانی (همچون حلقه های کیفیت)
Leibowitz and Chen 2001; Fugate etal.2009; Massa and Testa 2009;Lilleoere and Hansen 2011
وجود فرهنگ قوی و باز جهت تسهیم اطلاعات و پذیرش مشاوره
Leibowitz and Chen 2001; DanaeeFardand Selseleh 2010; Massa and Testa2009; Lilleoere and Hansen 2011
اشتراک اطلاعات فنی – تخصصی با تامین کنندگان و اعضای لجستیک
Fawcett et al. 2007; Fugate et al.2009;Chen and Huang 2009
تشویق و حمایت مدیریت در اشتراک و تسهیم دانش و اطلاعات
Leibowitz and Chen 2001; Lin 2008;DanaeeFard and Selseleh 2010
استفاده و بروز رسانی پایگاه های داده ای و ذخایر دانشی متفاوت جهت بهبود کیفیت فرآیند
Lin 2008; Goldoni and Oliviera 2010
وجود ارتباطا سازمانی دوطرفه میان مدیران ارشد و اعضا
Fugate et al.2009; DanaeeFard andاSelseleh 2010
ایجاد تیم های زنجیره تامین با اعضایی از شرکتهای موجود در زنجیره جهت بررسی روند فعالیت زنجیره
Fawcett et al. 2007
اشتراک اطلاعات فنی – تخصصی با مشتریان
Fawcett et al. 2007
4- استفاده، کاربرد و بهره برداری
بهره برداری و کاربرد دانش، اشاره به میزان به کارگیری دانشِ به اشتراک گذاشته شده در سازمان ها دارد (لیایو ،2010). این فرآیند، اشاره به کاربرد دانش برای شرایط جدیدی دارد که کاربران میتوانند در آن شرایط، امری را آموخته و دانشی جدید را ایجاد نمایند از طرفی، نکته کلیدی در مدیریت دانش، استفاده بهره ور از دانش معرفی شده در سازمان است و شامل حمایت از تصمیم گیری ها و حل مسئله در جهت پاسخگویی مؤثر به تغییرات محیطی خواهد بود (علامه، 2011). بنابراین میتوان این مرحله را به عنوان استفاده مؤثر از دانش معرفی کرد همچنین بسیاری معتقدند که مزیت رقابتی در دانش موجود در داخل سازمان نیست، بلکه در کاربرد آن دانش است که میتواند این مزیت را برای سازمان ایجاد نماید.
“سدرا” و “گابل” (2010) معتقدند که این مرحله از مدیریت دانش، بیشترین تأثیر را بر چرخه عمر سیستم های سازمانی و موفقیت آنها در یک کسب و کار دارد آنچه که در این مرحله مهم است، اینست که دانش انتقالی به سازمان و بین افراد، بایستی با کالاها، خدمات و فرآیندهای سازمانی یکپارچه شده و برای دریافت کننده و منتقل

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه ارشد با موضوعسطح معنادار، وجود رابطه، وجود رابط

دیدگاهتان را بنویسید