نکته های سلامت روانی- 2

نحوه تربیت فرزندان از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و این امر سبب شکل گیری آینده آنها می شود؛ یکی از نکاتی که در رابطه با رفتار با فرزند و تربیت آنها بسیار مد توجه است عدم تفاوت قائل شدن میان فرزندان است.

متخصصین معتقدند که تفاوت قائل شدن بین فرزندان تاثیرات بسیار مخربی را در آینده آنها خواهد داشت.

معمولا والدین ادعا می‌کنند بین فرزندانشان فرق نمی‌گذارند. در حالی که نظر فرزندان اغلب به‌گونه‌ای دیگر است و فکر می‌کنند پدر و مادرشان همیشه به یکی از خواهرها یا برادرهای‌شان بیشتر توجه دارند.

گاهی توجه ما به فرزند بزرگ‌تر بیشتر است؛ فقط با این توجیه که او بیشتر ما را به یاد گذشته خودمان می‌اندازد. زمانی هم با فرزند کوچک ارتباط بهتری داریم، چون با‌مزه‌تر به نظر می‌رسد، گاهی به‌نظرمان یکی از بچه‌هایمان زیباتر از بقیه است و …

متاسفانه گاهی جنسیت هم باعث می‌شود ما برخورد متفاوتی با آنها داشته باشیم؛ این‌گونه رفتارها در روحیه فرزندانمان در مقاطع مختلف زندگی آسیب‌های فراوانی در پی خواهد داشت که گاهی جبران آن بسیار سخت و تا حدودی غیرممکن می‌نماید.

آسیب‌های دوطرفه

والدین معمولا بچه‌های خود را به یک میزان دوست دارند، ولی گاهی نمی‌توانند رفتار مشابهی با همه آنها داشته باشند. همین موضوع، هم باعث بروز مشکلات زیادی در ارتباط تک‌تک فرزندان با پدر و مادرهایشان می‌شود و هم تاثیر ناخوشایندی بر روابط بچه‌ها با یکدیگر می‌گذارد. ضمن این‌که بعضی اختلالات رفتاری را هم برای خود بچه‌ها به‌وجود می‌آورد.

توجه داشته باشیم که این آسیب دوطرفه است یعنی هم فرزندی که بیشتر به او توجه می‌شود دچار مشکلات خواهد شد و در آینده نمی‌تواند در روابط مختلف کاری و عاطفی و مناسبات اجتماعی موفق باشد و هم فرزندی که به او بی‌توجهی شده است آسیب می‌بیند و معمولا اعتماد به نفس لازم را نخواهد داشت یا عزت نفس پایینی خواهد داشت و اجازه می‌دهد دیگران براحتی رفتار توهین‌آمیزی با او داشته باشند.

توجه به تفاوت‌ها

توجه به این نکته بسیار مهم است که والدین هم نباید بین فرزندان خود تفاوتی قائل شوند، البته به آن معنا نیست که با همه آنها هم باید یک گونه رفتار کرد. زیرا با توجه به عوامل مختلف با هر کدام از آنها باید به گونه‌ای که لازم است و باتوجه به جنسیت، سن، موقعیت در خانواده و‌… رفتار‌های متفاوتی داشت. مثلا آیا پاداش یا تنبیهی که برای هریک از فرزندانمان قائل می‌شویم به یک شکل باشد؟

در واقع ما باید حتما به یک اندازه به فرزندانمان توجه نشان دهیم ولی این توجه می‌تواند به گونه‌های مختلف ابراز شود . وجود این‌گونه تفاوت‌ها در تربیت و پرورش فرزندان هیچ مشکلی به وجود نمی‌آورد، اما وقتی بین آنها فرق می‌گذاریم استعداد‌ های آنها به خوبی رشد نمی‌کند.

پدر و مادر نیز ضمن آگاهی از تمام این عوامل باید سعی کنند بین فرزندانشان فرق نگذارند، اما حتما با توجه به نیازهای هرکدام، رفتار درستی را با آنها در پیش بگیرند.

گاهی بچه‌ها رفتارهای همدیگر را تقلید می‌کنند تا بتوانند توجه بیشتری از طرف والدین خود دریافت کنند. همین موضوع باعث می‌شود آنها نتوانند خلاقیت داشته باشند. ضمن این‌که تفاوت قائل شدن بین فرزندان باعث حس ناامنی و حسادت نیز در آنها می‌شود.

پیامدهای تفاوت قائل شدن بین فرزندان

عوامل ایجاد تفاوت

ترتیب تولد بچه‌ها

یکی از عوامل مهم ترتیب تولد فرزندان است. این موضوع باعث به وجود آمدن بعضی تفاوت‌ها در رفتار و نحوه کنار آمدن بچه‌ها با مشکلات‌شان می‌شود. مثلا بچه‌های اول خانواده اغلب با والدین ارتباط بیشتری دارند و والدین هم معمولا وقت زیادی را به آنها اختصاص می‌دهند، اما این در مورد بچه‌های دوم کمتر دیده می‌شود و شاید در بسیاری از موارد حتی حقشان هم ضایع شود .

حوادث و اتفاقات ناگهانی

نوع اتفاقاتی که در خانه می‌افتد نیز در چگونگی رفتار والدین با فرزندانشان موثر است، مثلا وقتی که والدین جوان‌تر هستند رفتار آنها با زمانی که سن و سالشان بالا می‌رود متفاوت است. با بالا رفتن سن حوصله زیادی ندارند و نمی‌توانند برای فرزندانشان وقت زیادی بگذارند.

جنسیت و ظاهر بچه‌ها

جنسیت بچه‌ ها نیز یکی دیگر از عواملی است که باعث می‌شود توجه والدین به فرزندانشان به یک اندازه نباشد که این نوع تفاوت‌گذاری را شاید بتوان بسیار شکننده دانست، از طرفی گاهی نیز پدر و مادر با توجه به ظاهر فرزندانشان با آنها برخورد می‌کنند. مثلا وقتی قیافه فرزندشان شبیه یکی از والدین یا خانواده‌هایشان باشد انگار آنها بیشتر وجود خود را در او می‌بینند و ناخودآگاه هم توجه بیشتری به او نشان خواهند داد.
بهترین سن آموزش زبان دوم به کودکان
بهترین سن آموزش زبان دوم به کودکان
آموزش زبان دوم به کودکان در سنین پایین از اهمیت ویژه ای برخوردار است برخی از 6 ماهگی به بعد کم کم زبان مادری را می آموزند.

مهارت‌های لازم برای یادگیری زبان دوم

کودک باید تا حدی از بهره ‌هوشی لازم برخوردار باشد و همچنین بررسی های لازم در مورد وی صورت گرفته باشد تا در صورتی که کودک به تاخیر در رشد گفتار و زبان دچار است، ابتدا به او کمک شود تا پایه‌های زبان و گفتار درمانی در ذهن وی تقویت شود و سپس به آموزش زبان دیگر بپردازد.

بهترین راه برای آموزش زبان مادری در یک جامعه بیگانه، صحبت کردن در خانه به زبان مادری است. والدین باید در خانه به زبان خودشان صحبت کنند و اجازه بدهند کودک زبان دوم را از طریق تلویزیون، مدرسه و ارتباط با همسالان کشور بیگانه بیاموزد.

از چه سالی باید آموزش زبان دوم به کودکان را شروع کرد؟

اکثر کارشناسان معتقدند بهتر است آموزش زبان دوم از همان دوران کودکی صوت بگیرد زیرا اگر از دوران کودکی به شحضی یک زبان آموزش داده شود آن شخص در سنین بالاتر در یادگیری آن زبان موفق تر خواهد بود و آن زبان را بهتر می آمورد. در سال ۱۹۹۶ یک مقاله در روزنامه نیوزویک منتشر شد که نتایج یک تحقیق را بررسی می‌کرد.

بر اساس این تحقیق، کودکی که بعد از 10 سالگی شروع به آموختن زبان دوم کند با احتمال کمتری ممکن است بتواند بعدها این زبان را مانند کسانی که آن زبان، زبان مادری‌شان است، صحبت کند.

نتایج این تحقیق توسط زبان‌شناسان زیادی تایید شده است و به دنبال این تحقیق، تحقیقات بسیار دیگری هم انجام شد که بر همین موضوع تاکید داشت.

بررسی‌های بیشتر در مورد یادگیری زبان در سنین پایین نشان داد کودک نه تنها با یادگیری زبان، برخورد اجتماعی‌اش تقویت می‌شود و در ارتباط با دیگر بچه‌ها موفق‌تر عمل می‌کند، بلکه این مسئله می‌تواند باعث پیشرفت عملکرد کلی کودک در بقیه دروس در مدرسه نیز بشود.

در تحقیقی روی بچه‌های مدارس یکی از کشورهای غیرانگلیسی زبان، کودکانی که بیش از ۴ سال به یادگیری زبان دوم (اغلب زبان انگلیسی) پرداخته بودند نسبت به بچه‌هایی که زمان کمتری آن زبان را آموزش دیده بودند یا اصلا زبان دومی را یاد نگرفته بودند، در امتحان جامع و تست‌های مورد نظر تحقیق نتایج بهتری کسب کردند.

طبق این تحقیق بچه‌هایی که زبان دوم یاد گرفته بودند حتی از بچه‌هایی که به یادگیری ریاضی پرداخته بودند هم موفق‌تر عمل کرده بودند. نتایج بررسی‌های متخصصان آموزش کودک نشان داده است کودکانی که زبان دوم می‌آموزند در حل مسائل پیچیده خلاقیت و تبحر بیشتری دارند.

بررسی‌های بروک لمبرت و تاکر، در سال ۱۹۷۴ نشان داده است بچه‌هایی که توانایی یاد گرفتن بیش از یک زبان را دارند هوش بالاتری دارند. لمبرت این‌طور استدلال می‌کند که شاید یادگیری زبان دوم و زبان‌های بیشتر باعث پیشرفت توانایی ذهنی و قوه درک فرد شده است.

بهترین زمان آموزش زبان به کودک

چگونه به کودک زبان دوم را بیاموزیم؟

کودکانی که پس از فراگیری زبان اول در معرض یادگیری زبان دوم قرار می گیرند عموماً موارد زیر را تجربه می کند.

در ابتدا ممکن است برای مدت کوتاهی از زبان خانه شان استفاده کند.

وقتی که برای اولین بار در معرض زبان دوم قرار می گیرد ممکن است وارد فاز “خاموشی” یا “غیرشفاهی” شود. این فاز از چند هفته تا چند ماه طول می کشد و در این مدت کودک درک خود از زبان را می سازد.

کودکان کم سن تر معمولاً بیشتر از کودکان بزرگتر در این فاز می مانند. کودک می تواند در این مدت از ایما و اشاره استفاده کند و از چند کلمه به زبان دوم استفاده کند.

او شروع به استفاده از جملات کوتاه یا تقلیدی می کند. او از برچسب های تک کلمه ای یا جملات حفظی مانند “نمیدونم” یا “این چیه؟” استفاده می کند. این جملات از واژگان یا دانش زبانی خود کودک ساخته نشده اند. بلکه جملاتی هستند که او جائی شنیده و حفظ کرده است.

بالاخره کودک شروع به ساختن جملات خودش می کند. این جملات کاملاً حفظی نیستند و از بعضی از واژگانی که کودک تازه یاد گرفته ساخته شده اند. کودک در ابتدا به هنگام ساختن جمله از یک “فرمول” استفاده می کند و کلمه خودش را در یک جمله معمولی می گذارد مانند “من … می خواهم”.

بالاخره کودک به تدریج در زبان روان و سلیس می شود و دائماً خطاهای گرامری انجام می دهد یا جملاتی می سازد که مخفف به نظر می آیند زیرا او بعضی از قواعد گرامر را نمی داند. بعضی از این خطاها به خاطر تأثیر زبان اول او هستند. ولی بیشتر خطاهای او مانند همان خطاهایی هستند که کودکان تک زبانه به هنگام یادگیری آن زبان انجام می دهند.

اهمیت آموزش زبان دوم به کودک

سخن گفتن با کودک به زبان دوم در اوقاتی معین به تفکیک ذهنی کودکتان کمک می کند.

اگر زبانی که تصمیم به آموزش آن به فرزند خود گرفته اید زبان مادری خودتان نیست، سعی کنید برای آموزش آن اوقاتی را تعیین کنید که برای حفظ هماهنگی و پیشگیری از سردرگمی در آن اوقات فقط به یک زبان صحبت کنید.

درست است که تکلم به زبانی که دیگران قادر به فهم آن نیستند بی ادبی محسوب می شود اما در این مورد این کار برای سازگاری کودک لازم است.

کودک دانش آموز نیست! آموزش دادن برایش مضر است! تنها باید اورا در معرض زبان دوم قرار دهید نه اینکه برایش کلاس زبان برگزار کنید.

لازم نیست به طور رسمی به او “آموزش” دهید. استفاده از زبان در مکالمه های روزمره براحتی موجب انتقال آن به کودک خواهد شد. اگر می خواهید کودکتان زبان را بهتر بیاموزد یا علاوه بر زبان مادری زبان دیگری را نیز بیاموزند، می توانید از فیلم و موسیقی نیز بهره بگیرید.

آموزش همزمان سه زبان به کودک- زبان مادر، زبان پدر و زبان رسمی- دشوار و نامعقول به نظر می رسد. برای حل این مشکل هر کدام از پدر یا مادر باید فقط با کودک به زبان خود صحبت کنند.

اگر پدر و مادر در خانه به یک زبان صحبت می کنند و این زبان با زبان رسمی متفاوت است، به صحبت کردن به زبان خود در خانه ادامه دهید. در این کار ثبات قدم داشته باشید و از اینکه او نتواند زبان رسمی را یاد بگیرد نگران نباشید.

هنگامی که کودکان در مدرسه یا اجتماع حاضر می شوند به سرعت زبان رسمی را می آمورند. کودکی که مجبور به تکلم به یک زبان باشد آن زبان را با سرعت زیادی خواهد آموخت. کودکان در به کاربردن یک زبان جدید شجاعت بیشتری از بزرگسالان دارند و از تلفظ نا صحیح کلامت ترسی ندارند.

آیا بین هوش و استرس ارتباطی وجود دارد ؟
آیا بین هوش و استرس ارتباطی وجود دارد ؟
از نظر روانشناسی افراد باهوش وقتی در شرایط استرس زا قرار میگیرند عکس العمل بیشتری نسبت به کسانی از خود نشان میدهند که از بهره هوشی کمتری برخوردار هستند و در واقع این افراد استرس و اضطراب بیشتری را تجربه میکنند.

یک روانشناس بالینی با اشاره به مهم‌ترین مولفه در تعریف هوش که توانایی سازگاری است، بیان کرد: تحقیقات نشان داده است که افراد باهوش در شرایط اضطرابی، عملکردی متفاوت با افرادی که از هوش کمتری برخوردار هستند، دارند.

دکتر مسعود عارف‌نظری با اشاره به سه حالت که منجر به اضطراب در افراد می‌شود، افزود: اضطراب ممکن است در هنگام مواجه شدن با موقعیتی ناشناخته، به هنگام تعارض شناختی و یا به عبارتی وقتی که شناخته‌ها با واقعیت تطابق ندارد و در سومین حالت در موقعیت‌های تهدید آمیز ایجاد شود.

وی با ذکر مثالی درباره عکس‌العمل فرد باهوش در مقایسه با افرادی با بهره هوشی کمتر، اظهار کرد: افرادی که از هوش بیشتری برخوردارند در برابر موقعیت‌های اضطرابی، مؤثرتر و سریع‌تر به راه حل می‌رسند.

این روانشناس بالینی افزود: به عنوان مثال ممکن است یک فرد با بهره هوشی بالا به منظور قرار ملاقاتی که دارد، منتظر قطاری باشد که با تاخیر مواجه شده است، در چنین موقعیتی اگرچه اضطراب در او ایجاد خواهد شد اما در مقایسه با فردی که بهره هوشی پایین‌تری دارد سازگاری بیشتری با شرایط پیش آمده پیدا کرده و ممکن است در عرض ده دقیقه راه حل مناسبی را پیدا کند اما فردی که از بهره هوشی کمتری برخوردار است، احتمال دارد در عرض نیم ساعت موفق به یافتن یک راه حل شود.

عارف‌نظری با بیان این‌که اضطراب می‌تواند بر عملکرد هوش، تاثیر منفی بگذارد، تصریح کرد: قرار گرفتن در شرایط اضطراب آفرین مانند زلزله، کارکرد هوش فرد با ضریب ۱۴۴را به ۱۳۸ می‌رساند، عملکرد افرادی که بهره هوشی کمتری دارند نیز در برابر اضطراب همین‌گونه است، بدین معنی که فرد با بهره هوشی ۱۰۰ نیز با کارکرد هوش ۹۰ در برابر اضطراب مواجه خواهد شد.

به گفته این روانشناس بالینی، یک فرد باهوش به دلیل هوش بالاتر، درگیری‌های ذهنی بیشتری نسبت به فرد معمولی دارد و قطعا به دلیل مشغله‌های فراوان، میزان اضطراب در او افزایش خواهد یافت، در حقیقت بین هوش و اضطراب یک رابطه همبستگی وجود دارد و اگر جایگاه یک فرد با بهره هوشی پایین نیز عوض شود و در شرایط فرد مقابل قرار گیرد مسلما اضطراب بیشتری او را در برمی‌گیرد، اما به طور کلی، رابطه مستقیمی در این‌که افراد باهوش مضطرب‌تر باشند، وجود ندارد

تاثیر کم خوابی در درمان افسردگی
دانشمندان در پژوهشی جدید اثبات کرده‌اند که کم خوابی یا همان محرومیت از خواب باعث کاهش علائم افسردگی در افراد می‌شود.

شاید این موضوع کمی غیرمنطقی و عجیب به نظر برسد، اما سال‌هاست که پژوهشگران شاهد تاثیرات کم خوابی بر روی کاهش سریع نشانه‌های افسردگی هستند. سرانجام هم محققانی از دانشگاه پنسیلوانیا (University of Pennsylvania) آمریکا، با بررسی داده‌هایی که در طی سی سال مطالعه جمع‌آوری‌ شده بودند، به صورت رسمی اثر ضدافسردگی خواب کم بر روی 50 درصد افراد را تایید کردند.

در حدود دویست سال پیش، روانپزشکی آلمانی به نام یوهان کریستین آگوست هینروث (Johann Christian August Heinroth) محرومیت از خواب را به عنوان درمانی برای بیماری مالیخولیا تجویز می‌کرد. در طول دهه‌های اخیر هم این پدیده در مقیاس بزرگ‌تری توسط روانشناسان موردمطالعه قرار گرفته و از فرایندی نوپا به نام «بیدار درمانی» (Wake Therapy) برای مقابله‌ی سریع با علائم شدید افسردگی و مقدمه‌چینی برای استفاده از داروهای ضدافسردگی استفاده شده است.

یلیپ گرمن (Philip Gehrman)، نویسنده اصلی مقاله درمان افسردگی به کمک کم خوابی در این رابطه می‌گوید که پس از گذشت سی سال از کشف این روش درمانی توسط پزشکی نوین، هنوز اطلاعات دقیقی در مورد میزان تاثیر این فرآیند و طریقه دستیابی به بهترین نتایج درمانی وجود ندارد.

در فراتحیلیل (meta-analysis) انجام‌شده، تیم گرمن برای درک بهتر عواملی که باعث کاهش یا افزایش تاثیرات ضدافسردگی کم خوابی می‌شوند، 66 مطالعه انجام‌شده در میان بیش از 2 هزار تحقیق موجود را به دقت بررسی کردند. برای دستیابی به نتایج مقاله چاپ‌شده هم تمامی فاکتورها مانند سن، جنسیت، مصرف دارو و نوع کم خوابی بیماران در نظر گرفته شد.

در نهایت مطالعات نشان دادند که محرومیت از خواب به صورت کلی افسردگی را بهبود می‌بخشد؛ در شرایطی که تعدادی داوطلب به عنوان گروه کنترل در آزمایش حضور داشتند، 45 درصد مواقع نتایج موردنظر به دست آمدند و در حالت نبود گروه کنترل هم نیمی از افراد مورد آزمایش کاهش علائم افسردگی به کمک کم خوابی را از خود نشان دادند.

گرمن در این رابطه اظهار کرد است که صرف‌نظر از نحوه اندازه‌گیری نتایج مثبت گزارش‌شده، طریقه محروم کردن داوطلب از خواب و یا نوع افسردگی فرد، نرخ موثر بودن این روش درمانی تقریبا در حدود 50 درصد است.

یکی از چالش‌های پیش روی محققان برای استفاده کاربردی از این پدیده‌ی عجیب و در عین حال باسابقه، جلوگیری از بازگشت علائم افسردگی به فرد در فاصله زمانی یک روز تا یک هفته بعد از کم خوابی است. از طرف دیگر با وجود پژوهش‌های گسترده انجام‌شده بر روی ظاهر شدن نشانه‌های افسردگی به واسطه ابتلا به بیماری بی‌خوابی و یا ناپیوستگی خواب، نمی‌توان کم خوابی را به چشم درمانی دائمی برای افسردگی در نظر گرفت.

با این حال تحقیق دانشگاه پنسیلوانیا حقایق شگفت‌انگیزی را در مورد مغز انسان آشکار کرده است؛ در مقاله‌ای مربوط به سال 1394 ادعا شد که محرومیت از خواب همانند داروهای ضدافسردگی، گیرنده‌های تنظیم‌کننده خلق و خوی مغز انسان را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

دانشمندان دیگری هم در حال حاضر با بررسی روش‌های زمان‌درمانی خواب به کمک تغییر برنامه استراحت افراد، بر روی طولانی‌تر کردن تاثیرات مثبت کم خوابی در خلق و خو تحقیق می‌کنند.

با وجود نتایج مثبت به دست آمده، گرمن و همکارانش توصیه می‌کنند که افراد مبتلا به افسردگی خود را از خواب محروم نکنند و روش را شخصا و بدون نظارت روانشناس مورد آزمایش قرار ندهند؛ همانطور که اشاره شد، تحقیقات بیشتری برای پی بردن به مکانیزم دقیق تاثیر کم خوابی بر روی افسردگی موردنیاز است. با این حال این امید وجود دارد که در آینده نزدیک، مطالعات دقیق‌تر در این رابطه به توسعه‌ی داروهایی منجر شوند که در عین مختل نکردن خواب افراد، افسردگی آن‌ها را از بین می‌برند.

مقاله دانشمندان دانشگاه پنسیلوانیا در ژورنال “The Journal of Clinical Psychiatry” به چاپ رسید.

چند راه برای خوشبخت بودن همیشگی
اگر به زندگی‌های دوروبرتان نگاه کنید، هزار‌ و‌ یک دلیل برای حسرت‌ خوردن پیدا می‌کنید. ممکن است شیوه محبت‌ کردن، حرف‌ زدن، حمایت‌ کردن فلانی‌ها و حتی شیوهایی که با هم وقت می‌گذرانند و تفریح می‌کنند، این احساس را در شما ایجاد کند که زندگی مشترک‌تان بیش‌ از حد یکنواخت و بی‌هیجان شده است!

گاهی هم به خودتان نگاهی می‌اندازید و فکر می‌کنید کیلومترها با آنچه از خود انتظار داشته‌اید، فاصله دارید و به همین دلیل ازدواج و همسرتان را به‌ عنوان اولین مقصرها معرفی می‌کنید، اما واقعیت چیز دیگری است.

شاید شما زیاد از حد خودتان را به دست سرنوشت سپرده‌اید و به‌ جای این که فکری به حال زندگی‌تان کنید، منتظر هستید عشق و آرامش از آسمان به شما برسد. اگر فکر می‌کنید در زندگی دیگران چیزی برای حسرت‌ خوردن وجود دارد، دست‌ روی‌ دست نگذارید و یک‌بار دیگر نگاهی به اشتباهات کوچکی که هر روز در زندگی‌تان اتفاق می‌افتد، بیندازید.

1- با خوشحال‌ها وقت بگذرانید

فقط یک هفته امتحان کنید؛ با شادترین خانواده‌هایی که دوروبرتان می‌شناسید، معاشرت کنید و تأثیرش را روی زندگی مشترک‌تان ببینید. محققان راست می‌گویند، خنده مسری است! آن‌ها معتقدند اگر با آدم‌های شاد وقت بگذرانید، خودتان هم شاد و سرزنده می‌شوید و اگر با آدم‌های سیاه‌بین و کج‌خلق معاشرت کنید، خودتان هم منتقد زمین و زمان می‌شوید و اگر هم با زن و شوهرهایی که مدام با هم بحث می‌کنند زیاد رفت‌ و آمد کنید، به‌ مرور خودتان هم به یک زن و شوهر غرغرو تبدیل می‌شوید. این ادعا به نظرتان عجیب‌ و غریب می‌آید و باورش نمی‌کنید؟ توصیه ما این است که تنها مدتی امتحانش کنید و بعد در مورد مؤثر یا بی‌اثر‌بودنش قضاوت کنید.

مطلب مرتبط :   فاصله­ ی روانشناختی و ابعاد ان

روابط زناشویی مستحکم

2- خودتان را رها نکنید

فکر می‌کنید چه کاری درست است و چه کاری اشتباه؟ از نظر شما کدام کار عادلانه است و کدام نه؟ چه باورهایی برای شما ارزشمندترند و از کدام‌ یک می‌توانید بگذرید؟ به تمام این سؤال‌ها فکر کنید و جواب هیچ‌کدام‌شان را نادیده نگیرید. اگر برای قضاوت در مورد هر موضوعی منتظر نظر دیگران باشید، هیچ‌ وقت خوشبخت نخواهید شد. سعی کنید بیشتر در مورد باورهایتان فکر کنید و وقتی در موردشان به ثبات رسیدید، دیگر نگذارید کسی برای تغییر‌ دادن این ارزش‌های ارزشمند به شما فشار بیاورد، حتی اگر این فرد همسرتان باشد. قرار نیست میان شما و همسرتان یک جنگ خانوادگی راه بیندازیم، اما شما با نهایت آرامش و عشق باید او را با مرزبندی‌های‌تان آشنا کنید و از او بخواهید به آن‌ها احترام بگذارد.

3- آسان کنار نکشید

اگر برای زندگی‌تان حتی بعد از ازدواج برنامه‌ای دارید، آرزویتان را جدی بگیرید. نگذارید مشکلات زندگی شما را از اهداف‌تان دور نگه‌دارد، اما اجازه ندهید اهداف دوران مجردی‌تان هم زندگی مشترک‌تان را تحت‌تأثیر قرار دهد. برای این که هر دوی این ابعاد را در کنار هم داشته باشید، باید اهداف‌تان را با توجه به وضعیت موجود، شرایط مالی، زمانی و محدودیت‌های بعد از زندگی مشترک تعدیل‌ کرده و بدون کنار‌ کشیدن مسیری را تعریف کنید که در شرایط فعالیت‌تان هم بتوانید به آن برسید. باز هم می‌گوییم جنس موفقیت، هدف‌گذاری و مسیری که برای رسیدن به موفقیت انتخاب می‌کنید، قطعا با دوران مجردی‌تان تفاوت دارد. شاید راه‌تان کمی سخت‌تر، طولانی‌تر و اهداف‌تان کمی محدود‌تر شده باشد، اما باز‌هم اگر با شجاعت برای رسیدن به آن‌ها قدم برندارید، خیلی زود از سبک زندگی‌ که انتخاب کرده‌اید، پشیمان خواهید شد.

4- خانه‌نشین نشوید

مدام در خانه و کنار هم ماندن یکی از آرزوهایی است که خیلی از زن و شوهرها در ماه‌های قبل از ازدواج‌شان برای رسیدن به آن لحظه‌شماری می‌کنند، اما بعد از رفتن زیر یک سقف، این آرزو هم شکل دیگری به خود می‌گیرد. خانه‌نشین‌بودن بعد از ازدواج می‌تواند به‌ مرور شما را از هم دورتر کند. پس سعی کنید هر هفته یک پیک‌نیک کوچک برپا کنید و از مسافرت‌های ساده و هرازگاهی هم نگذرید. قبول داریم که هزینه‌های امروز کمرشکن شده‌اند، اما نباید به این بهانه معاشرت‌های‌تان را کمتر کنید. سعی کنید سادگی را به مهمانی‌های‌تان بیاورید تا بتوانید هرچه بیشتر از این تنهایی دونفره فاصله بگیرید و برای زندگی مشترک‌تان زنگ تفریح قائل شوید.

احساس خوشبختی همیشگی

5- از خودتان راضی شوید

تصور این که زندگی بعد از ازدواج یکنواخت و خسته‌کننده شده باشد و این که شما فکر کنید در این زندگی آن‌قدر حل شده‌اید که از آن لذتی نمی‌برید، تصور رایجی است اما به‌ هیچ‌ وجه طبیعی نیست. خیلی از زن و شوهرها نمی‌دانند که چطور ازدواج‌شان را از هیجان و تجربه‌های تازه پر کنند و به همین دلیل در چنین باتلاقی می‌افتند. اگر نمی‌خواهید درگیر چنین حسی شوید، به‌ جای این که به عادت‌های موجود تن بدهید، سعی کنید گاهی از آن‌ها فرار کنید و از راه‌های تازه‌ای به‌دنبال عشق و شادی بگردید. اگر احساس می‌کنید پیشرفت شغلی‌تان حس کسالتی را به زندگی‌تان وارد‌کرده، کمی از کارتان فاصله بگیرید و اگر فکر می‌کنید دور‌بودن‌تان از دوست‌های قدیمی یا تجربه‌هایی که به زندگی‌تان معنا می‌دهد، شما را به این حس دچار‌ کرده، خودتان را از لاک این زندگی بیرون بیاورید و کمی هیجان به خودتان تزریق کنید.

6- دیگران را مقصر ندانید

فکر نکنید که دیگران مسئول احساسات شما هستند و اگر احساس خوشبختی نمی‌کنید، همسرتان گناهکار است. شما هم او را می‌شناسید و هم اوضاع زندگی‌تان را می‌دانید، پس سعی کنید با توجه به امکانات موجود به سمت خوشبختی بروید. جمله‌هایی مثل تو خواستی، تو نگذاشتی، تو نتوانستی و… هیچ کمکی به خوشبخت‌تر‌شدن شما نخواهند کرد، پس به‌جای این که همسرتان را متهم کنید، خودتان دست‌به‌کار شوید و بگویید من می‌خواهم، من می‌توانم! حق با شماست؛ شما نمی‌توانید در تمام این مسیر تنهایی تصمیم بگیرید و تنهایی پیش بروید، پس به همسرتان بگویید که به چه کمکی احتیاج دارید و برایش توضیح دهید که چطور می‌تواند از شما حمایت کند.

روشهای خوشبختی در زندگی زوجین

7- از تغییر نترسید

شاید دوست داشته باشید اوضاع همین‌طور که هست، بماند و اصلا به‌ دلیل این که وضعیت زندگی، احساسات و اهداف‌تان تغییر‌کرده و در مورد احساسی که به همسرتان دارید، دچار تردید شده باشید، اما باور کنید تغییر همیشه بد نیست. شمایی که ۱۰ سال است با هم زندگی می‌کنید، قطعا نمی‌توانید و نباید هم بتوانید ارتباطی مثل روزهای نامزدی‌تان داشته باشید. از تغییراتی که به‌ مرور در احساسات و سبک زندگی‌تان ایجاد می‌شود، نترسید و تنها سعی کنید آن‌ها را به دلپذیرترین شیوه ممکن پیش ببرید. هر مرحله از زندگی مشترک می‌تواند زندگی، احساسات و اهداف شما را زمین تا آسمان تغییر دهد، پس بی‌گدار به آب نزنید و بدون آمادگی برای این تغییرات، وارد یک مرحله جدید نشوید.

دنبال اتفاق خارق‌العادهای نگردید. خوشبختی همین اتفاقات روزمره دوروبرتان است. همین که در کمال سکوت کنار هم بنشینید و تلویزیون ببینید و برای رفتن به سفر، طول یک جاده را با هم رانندگی کنید و همین که وقتی یکی از شما از راه می‌رسد و دیگری چایی گذاشته باشد. به زندگی‌های اطراف‌تان نگاه نکنید؛ زیرا ارتباطی که شما از راه دور می‌بینید، واقعا آن چیزی نیست که در یک زندگی می‌گذرد، پس برای خوشبخت‌ بودن به‌دنبال یک آرامش هر روزه بگردید و از هر راه که می‌توانید آن را به زندگی‌تان بیاورید.

جند روش کارآمد برای داشتن زندگی آرام
کارکرد ذهن ما یک فرآیند خودکار است، فرآیندی که انرژی بسیار زیادی می‌سوزاند. از این انرژی می‌توان جای بهتری استفاده کرد؛ مثلا در رسیدن به یک زندگی خوب.

آنی دیلارد (Annie Dillard) در کتاب خود، زندگی نامه (The Writing Life) می‌گوید:

میان‌بری برای رسیدن به یک زنگی خوب وجود ندارد، اما کارها و تمرین‌هایی در این رابطه هست که به ما در رسیدن به این هدف کمک می‌کنند.

اِریک زیمر (Eric Zimmer) در مجموعه The One You Feed می‌گوید:

این حق ما است که نحوه زندگی، کردار و فکر‌های خود را انتخاب کنیم و تمرکزمان را بر روی اهداف اصلی و مهم زندگی‌مان بگذاریم.

زیمر با بیش از 200 روانشناس در رابطه با غلبه بر ترس و رسیدن به یک زندگی خوب صحبت کرده و درنهایت به این نتیجه رسیده که رسیدن به شادی نیازمند چیزی بیشتر از به دست آوردن یک خط فکری مثبت است؛ رسیدن به این هدف نیازمند خواسته قوی و استواری در این راه است.

امروز با این سه استراتژی می‌توانید رسیدن به یک زندگی خوب را تمرین کنید:

1. مراقبه یا مدیتیشن (Meditation)

حتی اگر به مدت دو یا سه دقیقه در طول روز این تمرین را انجام دهید به حضور، تمرکز و شور و اشتیاق شما افزوده می‌شود. مراقبه برای شما موقعیتی را فراهم می‌کند که از نحوه کارکرد ذهن خود مطلع شوید و به مرور از فرآیند خودکار آن جلوگیری کنید.

زیمر می‌گوید:

شادی با حضور شما رقم می‌خورد، و برای رسیدن به یک زندگی خوب باید حضور را یاد گرفت.

اگر در کار مراقبه مبتدی هستید با این آموزش ساده شروع کنید: ساعت ثابتی در طول روز انتخاب کنید و در این ساعت در گوشه‌ای خلوت و ساکت بنشینید، تنها برای چند دقیقه از دویدن بی‌وقفه باز ایستید، این مدت زمان کوتاه به هیچ کدام از کارهای مهم شما آسیبی وارد نمی‌کند. در این چند دقیقه بر روی تنفس خود تمرکز کنید، افکار خودکار ذهن و تمرکز بر تنفس در این چند دقیقه در رفت و آمد هستند، نیازی به فشار آوردن نیست، برای یک بار در زندگی خود ساده بگیرید، هیچ کاری انجام ندهید و اجازه دهید تنفس و تفکر شما باهم به جنگ بروند. لازم است که در روزهای اول تنفس خود در طول این پروسه عمدا به یاد آورید اما بعد از چند روز، این یادآوری به صورت ناخواسته اتفاق می‌افتد. در این بین، پس از رفت و آمدهای فراوان، لحظه‌ای می‌رسد که نه فکر هست و نه تمرکز بر روی نفس‌ها. در آن لحظه شما هستید. با گذشت چند هفته از این تمرین، کارکرد ذهن شما تغییر خواهد کرد، دیگر ذهن یک ماشین خودکار نیست که در طول روز، شما را به این سو و آن سو بکشاند. ذهن خوراک زیادی می‌سوزاند، و این خوراک می‌تواند در جای بهتری خرج شود، مثل دیدن و دوست داشتن افراد مهم زندگی‌تان، آن‌هایی که مدت‌ها است تصاویر و صداهایی یکنواخت و تکراری شده‌اند، آن‌قدر عادت کرده‌اید که دیگر نمی‌بینید. دلیل تمام افسردگی‌ها کمبود انرژی است، انرژی که ذهن از ما می‌خورد، با جمع کردن این انرژی و رام کردن ذهن، قطعا بزرگترین قدم در رسیدن به آرامش واقعی و داشتن یک زندگی خوب برداشته شده است.

روش های داشتن زندگی آرام و خوب

2. زمان‌بندی کردن استفاده از فضای مجازی برای ساختن یک زندگی خوب

فیسبوک، اینستاگرام و تلگرام طوری طراحی شده‌اند که شما را تا ابد درون خود نگاه دارند! درون محتوای آن‌ها بالا و پایین می‌روید و لحظه به لحظه زندگی پر ارزش خود را در این دنیای خیالی از دست می‌دهید.

زیمر می‌گوید:

این یک میل طبیعی است که دوست داریم زمان زیادی درون گوشی همراه خود غرق شویم، که البته همیشه چیز بدی نیست، اما بهتر است مزاحم زمان شما برای مسائل مهم نشود. هرچه هوشیاری بیشتری در رابطه با زمان مصرفی خود در این شبکه‌های اجتماعی داشته باشیم، بهتر می‌توانیم بر روی کارهای مهم و سازنده زندگی خود تمرکز کنیم.

پیش از وارد شدن به شبکه‌های اجتماعی تصمیم گیرید که چه زمانی را می‌خواهید درون آن‌ها بگذرانید؛ 10 دقیقه؟ 30 دقیقه؟ هرچه لازم دارید انتخاب کنید و بر اساس انتخاب خود آلارم گوشی هوشمندتان را تنظیم کنید تا شما را بیدار کند؛ بیرون آمدن از شبکه‌های اجتماعی مانند بیدار شدن است، نه؟

می‌توانید از آلارم گوشی خود در طول روز هم استفاده کنید؛ زنگ گوشی به صدا در می‌آید و حالا از خودتان بپرسید که کجا هستم؟ چکار می‌کنم؟ کاری که مشغول آن هستم اهمیت دارد یا نه؟

3. برای دور کردن افکار منفی از بازی الفبا استفاده کنید

اگر متوجه افکار و احساسات منفی خود شدید پیشنهاد زیمر به شما بازی الفبا است.

حروف الفبا را به ترتیب مرور کنید و با رسیدن به هر یک در ذهن خود به دنبال کلمه‌ای بگردید که حرف آغازین‌اش، حرف الفبایی باشد که به آن رسیده‌اید. این کار برای خروج شما از چرخه افکار منفی بهترین تمرین است؛ ذهن شما را به زمان حال آورده و با گذشت زمان، نحوه داشتن یک زندگی خوب را به شما می‌آموزد. بدون شک مهم‌ترین تمرین این مقاله مراقبه است، در صورتی که سوالای در این رابطه داشتید از ما بپرسید.

آیا همسرتان در حال خیانت به شماست ؟
در صورتیکه نشانه های خیانت ذکر شده در این مطلب را در همسرتان دیدید، هر چه سریع تر با او در این رابطه صحبت کنید.

از نگاه دیگران شما در یک رابطه سال و ایده آل به سر می برید اما خودتان احساس می کنید که یک جای کار می لنگد. احساس می کنید اشکالی وجود دارد، و ناگهان خود را در حال بررسی موبایل و جیب های او می یابید. در همین زمان است که تلخی واقعیت شما را غافلگیر می کند: بله! او به شما خیانت می کند. بسیاری از ما این تجربه دردناک را داشته ایم. در این مواقع از خود می پرسیم: آیا اشتباهی از من سر زده است؟ آیا به اندازه کافی خوب نبوده ام؟ آیا نشانه هایی وجود داشت که آنها را نادیده رفتم؟

از آنجا که این موضوع در رابطه عاطفی بسیار حساس است، بهتر است که تنها با دیدن یک یا دو نشانه زود قضاوت نکنید. اگر بیش از 3 نشانه خیانت را به طور مکرر در همسرتان دیدید، آنوقت باید هر چه سریع تر با او در این رابطه صحبت کنید.

تلفن همراه اش را از شما دور می کند

تلفن همراه یکی از خصوصی ترین اشیا هر فرد است. اگر همسرتان در حال خیانت به شما باشد، مطمئنا رد پای آن را در تلفن همراهش خواهید دید. بنابراین اگر همسرتان در نشان دادن تلفن همراهش به شما خودداری کرد، باید به او شک کنید.

این روزها کار کردن زیاد با تلفن همراه امری طبیعی است که تقریبا تمام افراد به آن دچارند اما زمانی که شما در اطراف همسرتان هستید و او گوشی خود را کنار می گذارد یا آن را خاموش می کند، پس بی شک او در حال پنهان کردن چیزی از شماست.

اکانت شبکه های اجتماعی اش را غیرفعال یا شما را از آن حذف می کند

گاهی ممکن است که شبکه های اجتماعی حوصله همسرتان را سر برده باشد و بخواهد که مدتی از آن دور شود، در اینصورت ایرادی ندارد و نباید خیلی به دلیل آن گیر دهید اما زمانی که او شما را از لیست دوستانش حذف می کند، باید به او شک کنید. مطمئنا این کار او طبیعی نیست و او چیزی یا کسی را از شما پنهان می کند.

در کنار شما عصبی است

آدمها به دلایل مختلف ناراحت و عصبی می شوند اما اگر دیدید که شریک زندگی تان تنها در زمان هایی که کنار شماست بداخلاق، عصبی و بهانه گیر می شود، آنوقت به دنبال دلیل اصلی آن باشید. شاید که او بخواهد در مورد موضوعی با شما صحبت کند.

ناگهان به سفر می رود

دلایل زیادی برای سفر وجود دارد، سفرهای کاری، سفرهای تفریحی برای دور شدن از استرس زندگی روزمره و… هیچکدام از اینها جای نگرانی ندارد اما اگر همسر شما بدون برنامه ریزی قبلی و هماهنگی با شما ناگهان چمدان سفر خود را بست، توصیه ما به شما این است که پیگیر دلیل آن باشید.

البته احتمال این که او شما را نیز تشویق به سفر کند نیز وجود دارد. در این شرایط اگر که او بر این کار اصرار کرد، بدون این که ذره ای از دوری شما دلتنگ و ناراحت باشد، باید به این رفتار او شک کنید. شاید او به دنبال پیدا کردن فضایی برای خیانت به شما است.

شما را به خیانت متهم می کند

اگر همسر شما در حال خیانت به شما باشد، احتمال این که این موضوع را برعکس ببیند و بی دلیل شما را به این کار متهم کند، نیز وجود دارد. در واقع او با این کار می خواهد که کارهای خودش را پنهان و حواس شما را به جای دیگری پرت کند. افراد خیانت کار و دروغگو همه را به چشم خودشان می بینند.

بی دلیل خوشحال است

شما از دور می ببینید که همسرتان گلی را بویید و لبخند زد یا که بی دلیل خوشحال است، در این شرایط باید منتظر باشید تا او خبر خوبش را به گوش شما نیز برساند اما اگر چنین اتفاقی نیافتد، باید به دنبال دلیل شادی او باشید. مطمئنا او دلیلی جز شما برای شادی اش پیدا کرده است.

رابطه جنسی شما کم شده است

اگر تا به حال همسرتان بود که به سمت تان می آمد اما حال نیازهای شما را، زمانی که به سمت اش دست دراز می کنید، پس می زند، باید دلیلش را بپرسید. شاید دلیل آن استرس کاری، اختلال هورمونی یا حتی بیماری های روانی باشد اما دلایل دیگری هم وجود دارد که ممکن است رابطه شما را به اتمام برساند، پس هر چه سریع تر به دنبال علتش باشید.

با شما سر سازش ندارد

افراد خیانتکار به هیچ صراطی مستقیم نیستند. زمانی که بحثی بین شما بوجود می آید، آنها کوچک ترین تلاشی برای حل آن نمی کنند و احساسات شما را کاملا نادیده می گیرند. اگر شما نیز احساس کردید که همسرتان ناگهان لجباز شده و به حرف های شما کوچک ترین اهمیتی نمی دهد، هوشیار باشید زیرا اینها نشانه ای از خیانت است. مسلما بحث و دعوا در هر رابطه ای طبیعی است اما اگر یک طرف رابطه تلاشی برای حل آن نکرد یا به بیانی سر سازش نداشت، باید به آن شک کنید.

از نقشه هایش عقب می کشد

اگر با همسرتان برنامه ای ریخته اید و منتظر او نشسته اید تا بدان عمل کنید اما او ذره ای تمایل به آنها را ندارد یا آنها را کنسل می کند، باید به طور جدی با او گفتگو کنید. کنسل کردن برنامه ها یا کنار کشیدن از آنها نه تنها توهین به رابطه عاشقانه شماست بلکه بی احترامی نیز محسوب می شود.

در برنامه های آینده اش جایی ندارید

اگر شریک زندگی تان بدون شما به میهمانی رفت یا که برای رفتن به خانه پدر و مادر خود تنهایی را ترجیح داد، احتمال این که در آینده اش نیز شما جایی نداشته باشید، زیاد است. در واقع او برنامه زندگی اش را، مهم نیست که کوتاه مدت است یا بلند مدت، بدون شما می بیند و دوست ندارد که شما را در آن شریک کند. آیا فکر کرده اید که شاید پای فرد دیگری در میان است؟

خبر خیانت‌اش را از دیگران شنیده اید

اگر دوست، آشنا یا حتی غریبه ای برای اولین بار به شما پیغام و خبر داد که همسرتان در حال خیانت به شماست، بهتر است که از همسرتان دفاع و گوشی را قطع کنید اما اگر این پیغام ها تکرار شد باید فکر دیگری کنید. از آنجا که این موضوع جای نگرانی دارد، بهتر است که هر چه سریع تر با همسرتان گفتگو کنید.

در نهایت، اگر چه همسرتان با اعتمادترین فرد زندگی شماست اما اگر تعدادی از نشانه های بالا را به طور مکرر در رفتارهای او دیدید، تا دیر نشده وارد عمل شوید.

عوامل اصلی افسردگی در زنان جوان
عوامل اصلی افسردگی در زنان جوان
شاید یک شب کم خوابی باعث کاهش افسردگی روز بعد شود، ولی بنا بر مطالعه ای جدید، کم خوابی مزمن رابطه ای مستقیم و جدی با افزایش شدت افسردگی در زنان جوان دارد.

به گفته دیوید کالمباخ از دانشگاه پزشکی میشیگان و مسئول اصلی این تحقیق، «رسیدن به این نتیجه که خوابِ کم و بی کیفیت منجر به بدخلقی و بدتر شدن خوابیدن می شود، چندان دور از ذهن نیست.» به گفته این محقق این ارتباط نه فقط در افراد مبتلا به بی خوابی یا افسردگی، بلکه در زنان جوان سالم هم دیده شده است.

محققان 171 دختر محصل در مقطع پیش دانشگاهی را زیر نظر گرفته به مدت دو هفته روی آنها مطالعه انجام دادند. این مطالعه با ارائه پرسش نامه ای برای بررسی میزان اضطراب و افسردگی هر فرد شروع شد. در ادامه، افراد شرکت کننده باید گزارشی روزانه از میزان بدخلقی و اضطراب خود تهیه می کردند. این دختران جوان باید کل ساعات خواب، مدتی که طول کشیده تا به خواب روند و میزان کیفیت خوابِ هر شب خود را گزارش می دادند.

رابطه افسردگی زنان جوان با کمبود خواب

این افراد به طور میانگین هر شب 7 ساعت و 22 دقیقه خوابیده بودند. 21 دقیقه طول کشیده بود تا به خواب بروند. به طور کلی کیفیت خواب شان را نسبتا خوب گزارش کرده بودند. در ابتدا یک سوم خانم ها از نظر افسردگی در سطح «در خطر» بودند و 17 درصدشان اضطراب بالینیِ قابل ملاحظه داشتند. در زنانی که در طول شب های این دو هفته کم تر خوابیده بودند علائم افسردگی که به صورت عدم درک لذت نمودداشت بیشتر مشاهده شد. در عین حال این علائم بیشتر روز بعد از شبی که بیشتر خوابیده بودند بروز کرده بود.

مطلب مرتبط :   الگوهای چند بعدی تعهد سازمانی

به گفته کالمباخ، «یک شب کم خوابی شاید حال روز بعد فرد را بهتر کند ولی تاثیرات درمانی یک شب کم خوابی کوتاه مدت است و چون بی خوابی مزمن احتمال بروز افسردگیرا افزایش می دهد، در بهترین حالت نیز فواید آن برای کاهش افسردگی، نسبتا کم است.»

وقتی این دختران جوان احساس رنج بیشتری داشتند، بیشتر طول می کشید تا به خواب روند و کیفیت خواب شان نیز پایین تر بود. علائم افسردگی شدیدتر معمولا قبل از شبی ظاهر می شد که مرحله خوابیدن طولانی تر بوده، ساعات خواب کم تر و کیفیت خواب پایین تر بوده است. کالمباخ در مصاحبه با رویترز گفت: «با توجه به دلایل مشکلات خواب، درمان افسردگی و اضطراب می تواند منجر به بهبود کیفیت خواب شود.»

مناسب ترین زمان برای ترک سیگار

محققان دریافته اند اگر شروع دوره ترک سیگار یا «روز ترک» در طول مرحله فعالیت فولیکول یا نیمه اول چرخه عادات ماهانه باشد، ترک سیگار چندان موفقیت آمیز نخواهدبود. به گفته رِان وتِریل، نویسنده اصلی این مطالعه و استادیار روان شناسی در دانشگاه پنسیلوانیا، «درک چگونگی تاثیر دوره ماهانه بر فرآیندهای عصبی، شناختی و رفتاری می تواند گامی مهم در دستیابی به درمان های موثرتر و انتخاب بهترین و فردی ترین روش ها برای کمک به ترک سیگار باشد.»

بنابر مطالعه ای دیگر از سوی همین محققان، در مرحله فولیکولی، نواحی مربوط به پاداش در مغز زنان، به هر چیزی که به سیگار کشیدن رمبوط است، واکنش قدرتمندتری نشان می دهد. در مطالعه اخیر، 38 زن سیگاری در محدوده سنی 21 تا 51 سال شرکت داشتند که داروهای ضدبارداری هورمونی مصرف نمی کردند.
از آن ها اسکن هایی گرفته شد تا چگونگی ارتباط مناطقی از مغز که به کنترل رفتار کمک می کنند با بخش های مربوط به سیگنال پاداش بررسی شود. بعضی از این زنان در مرحله فولیکولی از دوره ماهانه بودند و برخی دیگر در شرایط بعد از تخمک گذاری. در افرادی که در مرحله فولیکولی بودند- فاصله زمانی بین عادت ماهانه و تخمم گذاری- پیوند عملکرد میان این دو بخش کلیدی در مغز کاهش یافت. به همین علت نه گفتن به سیگار برای آنها سخت تر می شد.

زنان سیگاری 25 درصد بیشتر از مردهای سیگاری در معرض ابتلا به بیماری های قلبی و بیماری مزمن انسداد ریه اند. به- گفته این محققان شاید به همین علت ترک سیگار برای زنان سخت تر است. ترزا فرانکلین، استادیار ارشد علوم اعصاب در دانشگاه پنسیلوانیا می گوید، «وقتی می فهمیم شناخت زمانِ ترک سیگار، چه تاثیری بر موفقیت در این راه دارد، می توانیم درمان های فردی تر مناسبی برای افراد درگیر با ترک سیگار به کار ببریم.» این تحقیق 31 مه امسال در مجله بیولوژی تفاوت جنسیتی به صورت آنلاین منتشر شد.

چاقی و افسردگی در زنان

چاقی یکی از جدی ترین عواملی است که سلامت انسان را تهدید می کند. چاقی می تواند مشکلات بلندمدتی را برایتان ایجاد کند، مگر این که بتوانید احساسات و هیجانات پنهان در پسِ پرخوری تان را کشف کرده و جلوی تداوم این مشکلات را بگیرید. اگر شاخص توده بدنی شما (BMI) بالا باشد- یعنی وزن تان به نسبت قدتان بسیار بیشتر باشد- خطر بروز بیماری های جدی مثل فشار خون بالا، بیماری های قلبی و سکته، دیابت نوع 2، مشکلات کیسه صفرا، خستگی مزمن، آسم و برخی انواع سرطان ها برای شما افزایش می یابد.

چاقی در خانم ها ممکن است منجر به بروز مشکلاتی در سیستم تولید مثل شود. طبق تحقیقات انجام شده، در برخی مواردِ چاقی مفرط به ویژه اگر در سنین جوانی باشید، ممکن است منجر به کاهش امکان بارداری شود. چاقی اغلب با افسردگی همراه است و این دو تاثیر متقابل بر یکدیگر دارند. با اینکه زنان بیش از مردان در معرض ابتلا به شاخص توده بدنی ناسالم اند، بیش از مردها در برابر سیکل افسردگی چاقی آسیب پذیرند. بنا بر مطالعات انجام شده، افسردگی حاد در خانم های چاق رشد 37 درصدی داشته است. همچنین در خانم ها رابطه ای جدی میان شاخص توده بدنی ناسالم و تمایل به خودکشی وجوددارد.

دلابل افسردگی در زنان

رابطه افسردگی زنان جوان با کمبود خواب

همچنین افسردگی می تواند ناشی از استرس بوده یا حتی باعث بروز آن باشد و ممکن است تغییراتی را در عادات غذایی و فعالیت بدنی تان ایجاد کند. بسیاری از افرادی که به سختی از پس ضربه های عاطفی (مثل مرگ دوستی صمیمی یا افراد خانواده، از دست دادن شغل یا مواجهه با بیماری جدی) بر می آیند، بی آن که متوجه باشند در خوردن غذاهای نادرست افراط می کنند و ورزش را رها می کنند.

کاهش ابتلا به سرطان دهانه رحم با ورزش

بنابر تحقیق دانشمندان موسسه سرطان رُزوِل پارک، حتی 30 دقیقه ورزش در هفته ممکن است خطر ابتلا به سرطان دهانه رحم را به میزان قابل توجهی کاهش دهد. در این مطالعه 128 بیمار مبتلا به سرطان دهانه رحم و 512 فرد مشکوک به ابتلا به این سرطان شرکت کردند. براساس این تحقیق، شرکت در کمتر از چهار جلسه ورزشی، نوبد فعالیت فیزیکی تعریف شد. میزان عدم فعالیت ورزشی در بیماران مبتلا به سرطان دهانه رحم 31.1% و در گروه دیگر 26.1% گزارش شد. حتی با در نظر گرفتن تفاوت هایی بالقوه مثل سیگار کشیدن، مصرف الکل، سابقه ابتلا به این بیماری در افراد خانواده و شاخص توده بدنی، باز هم این میزان اختلاف میان این دو گروه حفظ شد.

نتایج به دست آمده حاکی از این است که زنانی که هیچ فعالیت ورزشی نداشتند، دو برابر و نیم بیشتر از زنانی که ورزش می کردند در معرض ابتلا به سرطان دهانه رحم هستند. به گفته دکتر کرستن مویسیچ، استاد انکولوژی در دپارتمان کنترل سرطان و پیشگیری در موسسه سرطان رُزوِل پارک «ما فکر می کنیم این مطالعه پیامی مهم در مورد سلامت عمومی دارد و ورزش نکردن به طور مطلق، ارتباطی جدی با ابتلا به بیماری های خطرناک دارد. یافته های مان نشان می دهند هر میزان ورزش می تواند خطر ابتلا به سرطان دهانه رحم را کاهش دهد. علاوه بر ترک سیگار و معاینه مرتب که در کاهش امکان ابتلا به این بیماری موثرند، ما در این تحقیق به عامل اصلاحی دیگری دست یافتیم.»

افسردگی پس از زایمان

براساس پژوهشی که چکیده ای از آن در نشریه «نقد و بررسی روان پزشکی در هاروارد» چاپ شده، زنانی که به تازگی مادر شده اند باید تا یک سال و به صورت مستمر در مراکز درمانی برای تشخیص بروز یا عدم بروز افسردگی پس از زایمان معاینه شوند.

براساس مطالعات انجام شده حدود 14.5 درصد از زنان فصل تازه ای از افسردگی را در طول بارداری یا در ماه های اولیه بعدِ زایمان تجربه می کنند. با این حال موارد فراوانی از افسردگی پس از زایمان تشخیص داده نمی شود و تقریبا نیمی از موارد تشخیص داده شده درمان نمی شود. افسردگی پس از زایمان مانع ایجاد پیوند بین مادر و نوزاد شده و اثری منفی بر رشد عاطفی و رفتاری نوزاد می گذارد.

بیشتر گروه های متخصص زایمان و اطفال معاینه پس از زایمان را توصیه می کنند. گرچه تحقیقات زیادی در این زمینه انجام شده ولی تمرکز این مطالعات بیشتر بر پزشکانی است که مراقبت های اولیه از مادر و نوزاد به عهده آن ها است. بروز علائم افسردگی حاد در اولین ماه بعد زایمان، افسردگی پس از زایمان به حساب می آید ولی خطر ابتلا به آن تا مدت ها وجود دارد. نکته کلیدی، تشخیص افسردگی بعد زایمان و اندوه بعد زایمان است.

اندوه بعد زایمان به دوره کوتاهی از اختلالات خلقی همراه با گریه و افسردگی خفیف اطلاق می شود که 80 درصد مادران معمولا در اولین هفته بعد زایمان تجربه اش می کنند. به همین علت است که نمی توان به راحتی زمان و تعداد دفعات معاینه را مشخص کرد. نتایج معاینه بلافاصله بعد از زایمان چندان دقیق نیست ولی شاید دسترسی به مراقبت های روان پزشکی را راحت تر کند. حتی خانم هایی که پس از اولین زایمان شان مبتلا به این نوع از افسردگی نشوند، در زایمان های بعدی باید تحت نظر قرار بگیرند.

منبع : برترین ها

چگونه عذرخواهی کنیم؟
همه ما در روابط میان فردى و یا زندگى مشترکمان دچار اشتباهاتى شده ایم که باعث ناراحتى دوستان، همسر و … شده است. شوخى بی مزه در جمع، انتقاد بی موقع، توهین، بى احترامى ، زیر قول زدن…همین اشتباهات و دلخوریها ریشه ى اغلب تعارضات است.

اگر فکر مى کنید که تنها با گفتن “ببخشید” قائله ختم خواهد شد و طرفتان موظف است که اشتباه شما را ببخشد و فراموش کند و همه چیز تمام شود سخت در اشتباه هستید! اگر خواهان سر و سامان دادن رابطه تان هستید، لازم است که یک عذرخواهى خوب را یاد بگیرید.

اینکه وقتى اشتباهى مى کنیم، دلى را مى شکنیم، حرفى مى زنیم که کدورت ایجاد مى کند چطور برخورد مى کنیم؟ چگونه عذرخواهى مى کنیم؟! اگر فکر مى کنید که تنها با گفتن “ببخشید” قائله ختم خواهد شد و طرفتان موظف است که اشتباه شما را ببخشد و فراموش کند و همه چیز تمام شود سخت در اشتباه هستید!

یک عذرخواهى خوب داراى ۶جزء مهم است که عبارتست از:

١- بیان تأسف

٢- توضیح اینکه چطور اینگونه شد

٣- قبول مسئولیت

۴- بیان پشیمانى

۵- پیشنهادى براى جبران

۶- درخواست بخشش

چگونه از طرف مقابل عذر خواهی کنیم ؟

اگر زمان کمى دارید و یا بنا به دلایلی نمى توانید تمام اجزاء آنرا انجام دهید، تحقیقات نشان داده که مهم ترین بخش عذرخواهى “قبول مسئولیت” است. پذیرش اینکه اشتباه کرده اید بسیار مهم است.

هیچوقت به خاطر احساس فرد مورد نظر عذرخواهى نکنید، بلکه به خاطر رفتار خودتان معذرت بخواهید.

به جاى اینکه بگویید: ” از اینکه با حرفام ناراحتت کردم عذر مى خوام” بگویید:”متأسفم من جملات دردناکى بهت گفتم “.

دومین جزء مهم دیگر پیشنهاد جبران است. وقتى قادر نیستید آسیبى که به طرف مقابلتان زده اید برگردانید، پس لازم است کارى بکنید که آسیب وارده کم شود

جزء مهم دیگر، ابراز تأسف ، توضیح اینکه چرا چنین شد و بیان پشیمانى است.

آخرین مرحله عذرخواهى “درخواست بخشش” است.

پر واضح است که مضمون عذرخواهى نیمى از راه است، جریانات وارده بیشتر از این حرفاست. با من من کردن، اجتناب از نگاه مستقیم، دست به سینه گوشه اى ایستادن ، هنوز در مرحله عصبانیت بودن تأثیر کلام شما را بسیار کم مى کند.

اگر واقعاً قصد عذرخواهى دارید رو در رو عذرخواهى کنید ، اس ام اسی و ایمیلى تأثیر کمى دارد. طرف شما دوست دارد ببیند و یا بشنود که در ابراز تأسف خود پشیمان هستید و مى تواند براى بقیه دوستی به شما اعتماد کند.

منبع : سلامتیسم

راهکارهای مؤثر در ترک وابستگی نا سالم
حتما در زندگی شما پیش آمده که خودتان را بیش از حد به چیزی، شخصی یا جایی وابسته دیده اید و ترک کردن آن برایتان امکان پذیر نباشد یا حتی فکرکردن به کنار گذاشتنش در شما ایجاد وحشت و هراس کند.

صحبت از وابستگی بیمارگونه ای است که تعادل احساسی ما را رد زندگی از بین می برد و باعث نابودی اعتماد به نفس در فرد می شود. در این مطلب به انواع وابستگی، عوارض و راهکارهای درمانی برای وابستگی ناسالم پرداخته ایم.

چرا وابسته می شویم؟

شکست های ما یکی از مهم ترین علل وابستگی هستند. همه ما در ناخودآگاه مان از این که به تنهایی کافی و کامل نیستیم در عذابیم. گاهی فرد در دوران کودکی به این نتیجه می رسد که به تنهایی قادر به انجام کاری نیست و همواره به دیگران نیازمند است. چنین فردی در بزرگسالی نیز به این باور می رسد که برای بقا و ادامه زندگی وابسته به دیگران است و همواره به کمک دیگران نیازمند است. چنین باوری معمولا در نتیجه حمایت های بیش از حد والدین در دوران کودکی ایجاد می شود و سرچشمه شکل گیری شخصیت وابسته است.

این افراد خود را بسیار آسیب پذیر می دانند که مانند یک کودک همواره محتاج کمک و توجه دیگران هستند و به همین دلیل بسیار حساس و زودرنج اند.

وابستگی چند نوع است؟

برای آشنایی بیشتر با عوارض ناشی از وابستگی ناسالم ضرورت دارد هم وابستگی سالم و هم وابستگی ناسالم تعریف شود تا با مقایسه آنها نسبت به موضوع اشراف نسبتا کاملی پیدا کنیم.

وابستگی سالم:

در وابستگی سالم، فرد در زمان مناسب و در صورت نیاز، مستقیما درخواست کمک می کند. در روابط با دیگران احساس امنیت، اعتماد و علاقه به میزان کافی وجود دارد. روابط سالم و در حد اعتدال بوده و هر یک از طرفین در رابطه برای دیگری ارزش و اهمیت قایل هستند. طرفین در عین حال که به نیازهای خود توجه دارند، حس محبت و همدلی را نیز از طرف مقابل خود دریغ نمی کنند و خویشتن حقیقی خود را فراموش نمی کنند.

وابستگی ناسالم:

در وابستگی ناسالم فرد سعی دارد طرف مقابل را تحت کنترل و نفوذ خود قرار دهد و به دلیل ترس از طرد شدن مانند یک قربانی هرگونه تحقیری را تحمل کند.

بیماری وابستگی چه علامت هایی دارد؟

زمانی که ما آنچنان مجذوب کسی شده ایم که احساس می کنیم با نبودن او، ما نیز نابود می شویم، در این حالت دچار وابستگی بیمارگونه شده ایم. برای تجربه این وضعیت می توانیم به شخصی فکر کنیم که ما را اذیت می کند، ولی نمی توانیم آن را رها کنیم یا ارتباطی را تصور کنیم که ما را ناراحت می کند و عذاب می کشیم.

افراد وابسته تنهایی برایشان غیرقابل تحمل و ناامیدکننده است. اغلب این افراد در زندگیشان مسوولیت های اصلی را به دیگران می سپارند. این افراد به تصمیم ها و اعمال خود اعتماد ندارند و نیازمندند دایما در طول زندگی و کاردرستی اعمالشان از سوی دیگران تایید شود. فرد وابسته برای حفظ کردن افراد در کنار خود از هیچ کاری دریغ نمی کنند و حتی به اعمالی تحقیرآمیز و ناخوشایند دست می زنند.

افراد وابسته به محض جدایی از کسی که آن ها را حمایت کرده و تکیه گاه آن ها بوده است یا دچار افسردگی شده یا فورا خود را وارد رابطه دیگری می کنند تا حمایت های لازم را از طریق او کسب کنند و در چنین شرایطی احتمال ارتکاب اشتباه بسیار بالاست. فرد وابسته هنگام صحبت و بحث با دیگران حتی اگر با نظر طرف مقابل مخالف باشند او را تایید می کنند تا مبادا با ابراز مخالفت موجب ناراحتی و از دست دادن طرف مقابل شوند. افراد وابسته به شدت احساس نیاز به مراقبت دارند و از فرمانبربودن هراسی ندارند.

انواع عوارض وابستگی ناسالم چیست؟

یک رابطه مخرب ناشی از وابستگی باعث می شود که همیشه وحشتی در شخص وجود داشته باشد که مبادا طرف مقابل او را تنها بگذارد یا به او دسترسی نداشته باشد. این افراد اغلب ناامید و اندوهگین اند. وابستگی عاطفی اعتماد به نفس را «تخریب می کند» و همیشه احساس خشم، تردید نسبت به خود، ترس از طردشدن، ترس از تنهایی، حس عدم امنیت، شرم، حقارت یا ترس از این که دیگران شما را دوست نداشته باشند یا از شما قدردانی نکنند وجود دارد.

فردی که از وابستگی عاطفی رنج می برد، فقط برای دیگران زندگی می کند و خودش را نادیده می گیرد. زمانی که با دوستانش است، خودش را فراموش می کند، زمانی که مشغول کاری می شود، خودش را تمام و کمال وقف آن کار می کند تا مورد پسند و قبول دیگران قرار گیرد و یا ذره ای از او قدردانی کند. در وابستگی، فرد شروع می کند به گدایی کردن توجه و در عمق وجود خود، احساس رضایت نمی کند و نیاز به تایید و تصویب دائمی از سوی دیگران دارد.

از مطالبه حق خود خجالت می کشد و به راحتی اظهار عقیده نمی کند، به دیگران محبت می کند تا رهایش نکنند. افراد وابسته در رابطه عاطفی اکثر مشکلات را متوجه خود می دانند و «نه» گفتن برای آن ها کابوس است چون احساس شایستگی نمی کند. روابط افراد وابسته به سمت کسانی که رابطه سالم دارند نمی رود بلکه به سوی افراد باج گیر جذب می شوند.

احساس وابستگی

در وابستگی ناسالم فرد سعی دارد طرف مقابل را تحت کنترل و نفوذ خود قرار دهد‎

ویژگی های وابستگی سالم چیست؟

در وابستگی سالم، کسی در دیگری حل نمی شود و رابطه سرشار از اعتماد، اطمینان، انعطاف پذیری و خالی از اضطراب، ناامنی، سوءظن و رفتار خصمانه است. وابستگی سالم وابستگی است که هیجان هایی که دو طرف نسبت به هم دارند معقول و منطقی است. فهم یکدیگر وجود دارد اما الزامی ندارد که دو طرف عین هم بفهمند. در وابستگی سالم احساس شایستگی در زندگی، شفافیت، تغییر و پیش بینی پذیری در طرفین وجود دارد.

دلبستگی بهتر از وابستگی است

دلبستگی یعنی این که با آنچه در ارتباط قرار گرفته ایم و به آن عشق می روزیم یا دوستش داریم احساس وحدت و یگانگی کنیم و با وجود لذت شادمانی، سعادت و خوشی در آن، ما نیز خشنود شویم. در این حالت، بودن یا نبودن، او در کنار ما، احساس بسیار خوب یا بسیار بد به ما نمی دهد، بلکه وجود او باعث حس رضایت در درون ما می شود.

به عبارتی دیگر، با نبودن او باز هم احساس رضایت در ما باقی مانده و حال خوبمان را می توانیم حفظ کنیم. درواقع یک فرد بالغ قادر به تشخیص یک رابطه سالم میان خود و دیگران خواهدبود. او می تواند میان یک رابطه مبتنی بر ساختار صحیح و یک وابستگی افراطی و خاجر از تعادل را تشخیص دهد و خود را از گرفتار شدن در تله های چنین ارتباطی برهاند.

یادمان نرود بسیاری از افراد ممکن است در مقاطعی از زندگی خود دچار چنین ارتباطی شوند. این یک ایراد محسوب نمی شود. مهم این است که با مشاوره صحیح بتوانیم خود را از چنین ارتباطی برهانیم و یک رابطه متعادل با اطرافیانمان داشته باشیم.9 راهکارهایی برای از بین بردن وابستگی های مخرب

وابستگی ناسالم خود را بشناسید

آگاهی نسبت به وجود وابستگی، خود قدم بزرگی است که در این راه بر می دارید و با وجود همه مشکلاتی که دارید و همه ترس ها و نگرانی هایتان همواره روی پاهان خودتان می ایستید. شما قوی هستید و هم اکنون با استفاه از این آگاهی از وابستگی ترس هایتان را پشت سر می گذارید. همین شناخت است که به مدد آن دنیای شخصی بنا می نهید؛ دنیایی که در آن خودتان را دوست دارید و با خودتان در آرامش به سر خواهید برد.

دلایل وابستگی خود را پیدا کنید

تشویش ها، ترس ها و نرگانی ها و تمام چیزهایی که موجب عصبانیت، آزردگی و خشم شما می شوند را روی کاغذ بیاورید. این عمل باعث می شود تا چیزهایی که باعث ناراحتی شمامی شوند، فشار کمتری روی شما بیاورند. همچنین با این کار ذهنتان را رها می کنید و روشی است تا از طریق آن زباله های فکری تان را تخلیه کنید. این عمل مانع شکنجه های ذهنی شما می شود.