پایان نامه رایگان با موضوع قانون اساسی، ساختار سیاسی، عراق جدید، خاورمیانه

بنابراین شیعیان عراق، در دوره اخیر برای کسب قدرت و جایگاه مناسب در ساختار سیاسی نوین، بیش از هر چیز دیگر، بر توسل به قواعد و شیوه‌های دموکراتیک به منظور پیشبرد روند سیاسی عراق تأکید کرده‌اند. عامل اصلی گرایش و تأکید رهبران شیعی بر قواعد و راهکارهای دموکراتیک بیش از آنکه ناشی از اعتقاد و باور آنها به دموکراسی و هنجارهای دموکراتیک باشد، ناشی از ساختار جمعیتی عراق و سهم شیعیان در این ساختار و در نتیجه بهره‌برداری راهبردی از آن به منظور دستیابی به حقوق و منافع تاریخی‌شان می‌باشد۳۶۰. شیعیان به این باور رسیدهاند که اکثریت باید سیاسی باشند، نه مذهبی باشد. این امر نیازمند کاهش تعصبات مذهبی و در پیش گرفتن سیاست بازی در مقابل بقیه عناصر تشکیل دهنده جامعه عراق است. چنین سیاستی تنها راه ممکن و درست در این وضعیت است و به نوبه خود بر مواضع عربهای سنی تأثیر خواهد گذاشت و آنها خواهند دید مجرای امور روند طبیعی و ملی خود را طی میکند. این امر نقش آنها را به عنوان شریکی فعال در اداره دولت، تشکیل ائتلافهای سیاسی و کنترل تأثیرات یکجانبه منفی آن، پر کردن شکاف مفهوم هویت ملی پس از تعریف مجدد آن بر اساس اصول جدید و مشارکت فعال در انجام مأموریتهای دیگر، مطرح خواهد کرد.
با سرنگونی صدام حسین اولین شورای حکومتی در تیرماه ۱۳۸۲ هجری تشکیل شد که دارای ۲۵ عضو (۱۳ نفر شیعه، ۵ نفر سنی، ۵ نفر کرد، ۱ نفر ترکمن و ۱ نفر مسیحی)بود. ریاست یک ماهه این شورا اولین بار بر اساس حروف الفبایی به ابراهیم جعفری رسید. در ۱۰ می ۲۰۰۵م تعداد ۵۵ نفر که ۲۸ نفرشان از لیست شیعیان بودند، برای تدوین قانون اساسی تعیین شدند. چالشهایی بر سر پیشنویس قانون اساسی که در آگوست ۲۰۰۵ تسلیم مجلس ملی انتقالی گردید وجود داشت. در این قانون اساسی اسلام به عنوان منبع اصلی قانونگذاری مشخص شد. ماده‌ای در قانون اساسی موقت تصویب شد که بر اساس آن قانون تابعیت که سابق? ۸ دهه‌ای داشت را لغو، و بر اساس آن به افرادی که حق شهروندی‌شان باطل شده بود این حق بازگردانده شد. این قانون نماد اولین تلاش شیعیان عراق در تأثیر گذاری بر نهادهای قدرت در عراق جدید بود. در نسخ? نهایی قانون اساسی عراق طبق ماده ۱۸ (تبصر? ۱، ۲ و ۳) از بخش دوم که مربوط به حقوق و آزادی‌های حقوق مدنی و سیاسی است آمده است: “هرکس پدر یا مادر عراقی داشته باشد عراقی محسوب می‌شود، ملیت عراقی حق هر عراقی است واساس شهروندی وی به شمار می رود. سلب ملیت عراقی از کسی که درعراق متولد شده به هر دلیلی که باشد ممنوع است و کسی که این حق از وی سلب شده است می تواند اعاده حق خود را خواستار شود. این امر براساس قانون مشخص می شود.”
در قانون اساسی مذکور همچنین در بر گیرنده زبانی بود که بتواند منجر به ایجاد یک منطقه بزرگ خود مختار تحت حاکمیت شیعه گردد. لذا تجلی قدرت‌گیری شیعیان در تدوین قانون اساسی جدید عراق به اوج خود رسید و تحرکات مخالفین باعث ایجاد بزرگترین صدمات به بدن? شیعی عراق شدند. طی حمل? تروریستی جسرالائمه در ۲۵ رجب آن سال، بیش از هزار نفر از شیعیان به شهادت رسیدند. مسئولیت انجام این عملیات تروریستی را، القاعده شاخ? عراق به رهبری ابو مصعب الزرقاوی به عهده گرفت.
موفقیت حزب الدعوه در ساختار سیاسی و رقابت‌های قدرت در عراق را مرهون عواملی چون: روابط و تعاملات با مرجعیت شیعه، بهره‌گیری از فضای روابط گروه‌های شیعی به خصوص سه گروه عمد? دیگر یعنی مجلس اعلای اسلامی عراق، جریان صدر و حزب فضیلت، درک شرایط سیاسی و اجتماعی عراق و از جمله تلاش برای کارآمد و فرافرقه‌ای نشان دادن خود، انعطاف پذیری و تعاملات مثبت با گروه‌های داخلی و بازیگران خارجی را می‌توان از عوامل عمد? نفوذ حزب الدعوه بر ساختارهای قدرت عراق دانست. این عوامل تاکنون حزب الدعوه را در رأس هرم نظام سیاسی عراق قرار داده است.۳۶۱ مجلس اعلای اسلامی، حزب الدعوه و گروه صدر از احزاب شیعی عمده عراق هستند که در کنار رهبران مذهبی چون آیت‌الله سیستانی، در ساختار سیاسی جدید عراق دارای بیشترین تأثیرگذاری می‌باشند. این احزاب در قالب ائتلاف عراق یکپارچه، قدرتمندترین بلوک سیاسی در پارلمان عراق را تشکیل می‌دادند و در دولت نیز پست نخست‌وزیری و بخش عمده‌ای از پست‌های وزارتی را به خود اختصاص دادند. اما با وجود این، رهبران شیعی در خصوص مسائل عراق دارای دیدگاه‌ها و رویکردهای متفاوت و حتی متناقضی هستند. این مسئله استحکام ائتلاف شیعی را تحت تأثیر قرار داده و در قالب‌هایی چون خروج صدریون از دولت و پارلمان و حتی درگیری جیش‌المهدی با دولت مالکی نمودار شده است. در انتخابات اخیر عراق بدون شک جریان‌های شیعی بیش از گذشته بر مبنای این اصول گره‌گشا، سیاست خویش را تنظیم نمودند، که محور و مدار امور، رای و خواست مردم است. این واقعیت از نگاه جانشین رهبر فقید مجلس اعلا دور نخواهد ماند که جریان سیاسی اسلام‌گرای شیعیان در نهمین سال تجرب? دولت‌داری خود در حلقه‌ای از فشارها، رقابت‌ها وخصومت‌های بازیگران داخلی وخارجی احاطه شده است و وضعیت سیاسی امروز جریان شیعه، یک وضعیت استثنایی وغیر قابل قیاس با کل ادوار تاریخ عراق است. می‌توان مختصات این شرایط سخت را چنین ترسیم کرد: بدن? اجتماعی و آحاد جمعیت غیرنظامی شیعه، آماج بی‌رحمانه‌ترین حملات شبکه خشونت‌گران واقع شده است. پیکره سیاسی جریان‌های عمد? شیعه، که در سه طیف بزرگ ـ حزب الدعوه، مجلس اعلا وگروه صدریون ـ در ائتلافی نیرومند گرد هم آمده بود با دو وظیفه سنگین؛ یعنی حفظ ائتلاف لرزان حکومت مرکزی در بغداد و حفظ انسجام احزاب و جریان‌های شیعه در جنوب ازیک سو و رقابت با حریفان سرسخت داخلی ومنطقه‌ای ازسوی دیگر روبه رو است. همین شرایط موجب شد رهبران عمد? شیعی و در رأس آن مرجع با نفوذ و مقتدر این جریان ـ آیت الله سیستانی ـ کادر سیاسی این ائتلاف را بارها به شور و مشورت در نجف فراخوانند. رهبری مجلس اعلا اعلام کرده که در این وضعیت به توصیه‌های مراد خویش، گوش خواهد سپرد تا عفریت خشونت را از نواحی شیعه‌نشین که رنگی از تراژدی نسل‌کشی به خود گرفته است دور سازد. رجال سیاسی شیعه در یافته‌اند که شبکه خشونت‌گرایان به سازوبرگ جدیدی از جانب حریفان منطقه‌ای شیعه و برخی دولت‌های عربی تجهیز شده‌اند و برای ساقط کردن دولت شیعه این بار ائتلافی بس وسیع‌تر از جناح بندی گذشته شکل گرفته است. ائتلافی که در یک سوی آن دولت های محافظه کار و متعصب عرب و در سوی دیگر برخی ازطرف‌های به اصطلاح “دوستان غربی بغداد” قرار گرفته‌اند و همین ائتلاف نامیمون است که رسالت جریان‌های عمد? شیعی در عراق جدید را، خطیرتر از گذشته نشان می‌دهد. از مهمترین منابع قدرت حزب فضیلت در جنوب عراق می‌توان به کنترل این حزب بر بخشی از منابع نفتی در بصره اشاره کرد. جایی که به تنهایی حدود ۷۱ % نفت عراق را در خود جای داده‌است.۳۶۲ بنابراین نفت بصره و منافع نفتی نقش مهمی در سیاست طرفداران ایجاد منطق? فدرالی در جنوب عراق از جمله مجلس اعلای اسلامی عراق و حزب فضیلت در تأکید بر تسلط بر این منطقه دارند. لذا گماردن ۱۵ هزار نیروی حفاظت از نفت جهت حفاظت از تأسیسات نفتی در بصره از سوی حزب فضیلت، اهمیت این متغیر را در سپهر سیاسی جریان‌های شیعی می‌رساند.
در کنار رقابت میان جریان‌های عمد? شیعی در عراق جهت تأثیرگذاری بیشتر بر ساختارهای قدرت عراق، این جریان‌ها متوجه رقابت سایر جریان‌های فعال سیاسی در صحنه قدرت عراق نیز هستند. سهم‌خواهی سایر گروه‌ها از جمله کردها از یک سو و العراقیه از سوی دیگر که در درون عراق حضور دارند. آنها سعی می‌کنند با توجه به مشکلاتی که نخست‌وزیر شیعی و بالتبع جریان شیعه در ادار? عراق جدید دارد، جایگاه و سهم‌خواهی خود را افزایش دهند. بنابراین جریان‌های شیعی عراق در عین حال که دچار نوعی رقابت داخلی هستند، اما اینکه در این رقابت جایگاه شیعه آسیب ببیند را نمی‌پذیرند. به عنوان مثال یکی از مخالفان نوری المالکی، عمار حکیم، رئیس مجلس اعلای عراق است، اما در مراسم نهمین سالگرد (۱۳۹۱ش/ ۱۴۳۳ق /۲۰۱۲م )شهادت آیت الله سید محمد باقر حکیم اعلام کرد که خط قرمز برای ما این است که جایگاه شیعه در [ساختار جدید قدرت] عراق متزلزل نشود.
بنابراین با وجود رقابت شیعی در عرص? دستیابی به قدرت، ثروت و منزلت بیشتر در عراق اینگونه نیست که به صورت مطلق باشد و یا اینکه حتی شیعه حاضر باشد به قیمت متزلزل شدن جایگاه خود به رقابت‌ ادامه دهد.
دیدگاه جریانها در باره هلال شیعی
طرح خطر “ایجاد یک هلال شیعی” بعد از دستیابی شیعیان به قدرت در عراقی که عمدتاً تحت سلط? اقلیت حاکم سنی مذهب بود را می‌توان، دو دلیل عمده دانست:
الف). دیدگاه اهل سنت درباره زمینه‌های تاریخی پیدایش شیعه و توهم اهدافی مانند ایجاد تفرقه و بر هم زدن اتحاد امّت اسلامی برای شیعیان از سوی سنی مذهبان که نتیجتاً شیعه را گروهی طرد شده باید انگاشت که راه هرگونه دسترسی‌شان به قدرت را باید محدود کرد و آنها باید ناگزیر از پذیرش نظریه سیاسی غالب در اسلام باشند.
ب). اساساً تشیع متهم است که ایدئولوژی و جنبشی غیر عربی است که موالی(غیر عرب‌ها و مخصوصاً ایرانی‌ها) آن‌را ساخته و پرداخته‌اند۳۶۳ که قدرت اسلام و عربیّت آنرا به خطر بیاندازند. این اتهام در تاریخ معاصر کشورهای عربی به وضوح دیده می‌شود. در دهه‌های میانی قرن بیستم نظریه‌ پردازان پان‌عرب و ملّی‌گرا در کشورهای عربی مبارزه با شئونات دینی عموماً، و جلوه‌های فکری-عقیدتی شیعه خصوصاً، را در دستور کار خود داشتند؛ اما امروزه با توجه به کم رنگ شدن روح عصبیت‌ در جوامع عرب زبان و ناتوانی جهت مبارزه علنی و آشکار با شیعه به عنوان یک تهدید، از یک سو و قدرت گیری شیعیان عراق از سوی دیگر حاکمان سنی عرب‌زبان منطقه در اولین دهه از قرن بیست‌ویکم برآن داشت که تحت تأثیر کشورهای غربی بویژه ایالات متحده آمریکا، طرح جدیدی موسوم به “هلال شیعی”۳۶۴ را کلید زنند؛ این اصطلاح بیشتر از سوی کسانی که در صدد القای خطر شدت یافتن روابط شیعیان عراق با شیعیان خارج از عراق خصوصاً ایران استفاده می‌شود. عبدالله دوم، پادشاه اردن، در کاربردی “شیعه هراسانه” از آن برای بیان تمایلات ایران دوستانه شیعیان عراق استفاده نمود. از دیدگاه مدعیان این پدیده، نفوذ تاریخی ایران بر شیعیان خاورمیانه را عاملی برای اختلال امنیت سیاسی منطقه خاورمیانه می‌دانند، و باورمندان به این اندیشه، به‌شدت بر استفاده از این واژه اصرار دارند. با وجود این پیشینه اندیشمندان اجتماعی تمایل چندانی به استفاده از این واژه ندارند.۳۶۵
جریانهای عمده شیعی این ایده را رد و در برابر آن ایستادگی کردند. هم روحانیون ارشد شیعه در نجف و هم رهبران احزاب اصلی آن، نقشههایی

مطلب مرتبط :   منابع پایان نامه ارشد درموردthe، of، and

دیدگاهتان را بنویسید