پایان نامه رایگان درباره احساس درد، تصویر سازی، فیزیولوژی

عوامل اجتماعی :
توجه : توجهی که فرد بر درد خود درد بر ادراک وی از درد تاثیر گذار است. افزایش توجه به درد موجب افزایش احساس درد خواهد شد و بالعکس . این مسئله اساس استفاده از برخی روش های غیر دارویی تسکین درد مانند آرام سازی، ماساژو تمرکز فکر است.
تجارب قبلی : داشتن تجربه قبلی از درد الزاما به معنی پذیرش راحت تر درد نیست ، بلکه فردی که تجربه درد شدید قبلی را بدون اقدامات تسکینی داشته باشد می تواند درد شدیدتری را تجربه نماید و اضطرابش در مقایسه با فرد دیگر بیشتر است. بالعکس در صورتی که تجربه قبلی مددجو خوشایند باشد، می تواند موجب کاهش اضطراب وی در تجارب مشابه بعدی شود. در شرایطی که بیمار هیچ گونه تجربه مشابه قبلی نداشته باشد، اولین تجربه وی از درد می تواند توانایی تطابق وی با درد را دچار اختلال نماید. در صورتی که در این شرایط، زمینه ذهنی قبلی برای بیمار فراهم نشود می تواند تحمل وی را نسبت به درد کاهش دهد. بنابراین آموزش به بیماری که، قرار است جراحی شود یا یک روش دردناک را تجربه نماید دارای اهمیت است.
حمایت خانواده و جامعه : غالبا بیماری که درد می کشد نیازمند حمایت افراد خانواده یا افراد نزدیک و دوستان است. این امر سبب دلگرمی و کاهش ترس و اضطراب انها می شود . حضور والدین، به خصوص در مورد کودکان بیمار دارای اهمیت زیادی است.
عوامل روحی _ روانی : این عامل ارتباط نزدیکی با مذهب و اعتقادات افراد دارد و شامل جستجوی فعالانه افراد برای یافتن معنای موفقیت های خاص است[28و64].
عوامل روانی
اضطراب : درجه وکیفیت ادراک فرد بستگی به معنای درد برای خود دارد . ارتباط دو عامل اضطراب و درد پیچیده است. معمولا اضطراب موجب افزایش حس درد می شود ، اما درد نیز خود می تواند سبب افزایش اضطراب شود. در واقع جدا کردن این دو احساس از یکدیگر مشکل است. محرکات دردناک سبب فعال شدن بخشی از سیستم لیمبیک که مسئول کنترل هیجانات و اضطراب است می شود. این سیستم می تواند موجب واکنش های هیجانی و یا تسکینی و تطابقی با درد شود. بیماران بد حال که کنترل ناچیزی روی محیط و مراقبت از خود دارند ممکن است اضطراب بیشتری را در ارتباط با درد تجربه نمایند. این مسئله در صورت عدم کنترل می تواند سبب بروز مشکلاتی برای بیماران بخش های ویژه شود. اگرچه راهکار های دارویی و غیر دارویی مختلفی برای کنترل اضطراب بیماران در حال درد وجود دارد ، اما باید توجه داشت که داروهای ضد اضطراب نمی تواند جانشین داروهای ضد درد برای بیماری که از درد رنج می کشد محسوب شود.
روش تطابق با درد : روشی که افراد برای کنار امدن و تطابق با درد انتخاب می نمایند بر توانایی انها برای سازش با موقعیت های دردناک تاثیر گذار است. این برداشت که بیمار خود را یا فرد دیگری را مسئول کنترل درد خود بداند نیز برشدت درد وی موثر است از این مفهوم برای استفاده داروهای ضد درد توسط خود بیمار استفاده می شود[28].
عوامل فرهنگی :
معنای درد : مفهومی که درد برای فرد دارد، می تواند بر چگونگی تطابق وی با درد موثر باشد. این امر عمدتا مرتبط با زمینه فرهنگی فرد باشد. درجه و کیفیت درک درد توسط فرد با مفهوم درد برای او مرتبط است.
قومیت : اعتقادات فرهنگی و ارزش های فردی برچگونگی کنار آمدن فرد با درد تاثیر گذار است. همسان بودن پرستار و مددجو از نظر ارزش های فرهنگی سبب افزایش هماهنگی آنان می شود. در شرایطی که پرستار و مددجو دارای زمینه های فرهنگی متفاوتی هستند پرستار باید این وضعیت را در نظر داشته باشد و به آن توجه نماید. چگونگی بیان درد از طرف افراد نیز متاثر از زمینه های فرهنگی افراد می باشد. البته صرفا آگاه بودن از وجود اختلافات فرهنگی برای کنترل و درمان درد کافی نیست. پرستاران باید به تاثیر این تفاوت ها و الگوهای فرهنگی آشنا بوده و انها را در برنامه مراقبتی منظور نمایند. به منظور کنترل بهتر درد پرستار، مددجو و خانوادهی وی باید تعامل نزدیکی با یکدیگر داشته باشند. یافتن ابزارهای بررسی مناسب و معرفی آن به دیگر اعضا گروه از اثر خدمات، از ضروریات محسوب می شود[28و64].
2-1-6. اثرات درد بر مددجویان :
پاسخ های فردی : با شروع درد چرخه ای از وقایع شروع می شود که در صورت عدم کنترل می توانند برکیفیت زندگی فرد تاثیر گذار باشند. آگاهی از این جزئیات می تواند به ما در کنترل و تسکین درد کمک کند. درد می تواند بر عملکرد فیزیکی و روانی فرد تاثیر گذار باشد. بعضی افراد ممکن است به دلیل عقاید خود مدت ها درد های شدید را تحمل نمایند. برعکس برخی بیماران قبل از وقوع درد ممکن است درخواست مسکن کنند به هر حال با توجه به اینکه درد یک علامت ذهنی است پرستار باید اهمیت گزارش ان را برای بیمار توضیح دهد. غالبا وضعیت های بدن مانند حالت چهره ، فشار دادن دندان ها ، نگه داشتن عضو دردناک ، حالت خمیده بدن و در هم فرو رفتن ابروها بیانگر احساس درد بیمار است. پرستار باید به حالت های مددجو که می تواند ناشی از احساس درد باشد اگاه باشد. به خصوص این موضوع در بیمارانی که به علت مشکلات شناختی قادر به بیان درد نیستند از اهمیت برخوردار است. باید واقف بود که عدم بیان کلامی وجود درد توسط مددجو به معنی عدم درد نیست.
درد یک وضعیت تنش زا است که می تواند برالگوی زندگی و سلامت روانی فرد اثر گذار باشد. با علم به اثرات درد بر زندگی بیماران پرستار می تواند با دید بهتری به بیمار کمک نماید. در شرایطی که پرستار با مددجوی دارای درد حاد مواجه می شود باید اقدام به بررسی علائم حیاتی، وضعیت سلامت و پاسخ های غیر کلامی مددجو به درد نماید. غالبا در شروع حمله درد حاد ضربان قلب، تنفس و فشار خون بیمار افزایش می یابد. با این حال بدن به سرعت خود را با شرایط جدید تطبیق داده و علائم حیاتی به محدوده نرمال بر می گردد. پرستار باید آگاه باشد که این تغییرات علائم حیاتی را بدون دلیل به وضعیت ها و بیماری های دیگر ارتباط ندهد، زیرا این تغییرات در واکنش بدن نسبت به درد به وجود آمده است.
اثرات درد بر رفتار : در برخورد با مددجوی دچار درد پرستار باید وضعیت تکلم ، حالت چهره و حرکات و وضعیت بدن بیمار را بررسی نماید. بیان کلامی درد از جانب بیمار یک جزء حیاتی در بررسی درد می باشد. بنابراین پرستار باید به دقت به اظهارات بیمار خود توجه نماید. برخی از بیماران به دلیل عدم توانایی و شرایط وخیم جسمانی قادر به بیان کلامی درد خود نیستند. نوزادان ، بیماران بیهوش، بیماران خواب آلود و گیج ، بیماران دچار اختلال تکلم و افرادی که با زبان دیگر تکلم می کنند نیز مشمول این مسئله هستند. تحت این شرایط پرستار باید با توجه به معیار های دیگر تشخیص درد (حالت چهره ، وضعیت بدن و غیره) در بیمار خود تشخیص دهد. فریاد ، ناله و گریه نمونه هایی از واکنش های صوتی نسبت به درد هستند. البته این نوع واکنش ها تا حدی بستگی به زمینه فرهنگی افراد دارند و از دید انها الزاما به معنی شدن درد نیست.
اثرات درد بر فعالیت های روزمره زندگی : مددجویانی که همواره از درد جسمی رنج می برند توانایی کمتری جهت مشارکت در فعالیت های روزمره زندگی دارند. با بررسی این افراد می توان به سطح ناتوانی آنها و میزان تطابق فرد با آن پی برد. توانایی کار و انجام امور حرفه ای نیز می تواند شدیدا تحت تاثیر قرارر بگیرد. مشاغلی که تنش زا هستند بر وخامت و شدت این عوارض می افزاید. توجه به مقدار تاثیری که درد بر فعالیت های بیمار گذاشته است دارای اهمیت می باشد. ممکن است شدت درد بیمار به شکلی باشد که سبب انزوای اجتماعی وی شده باشد. پرستار باید سطح فعالیت اجتماعی، مشارکت و تمایل تداوم ان را در مددجو بررسی نماید[28].
2-1-7. اقدامات کنترل درد
جهت کنترل درد دو دسته اقدامات دارویی و غیر دارویی وجود دارد که در ذیل به توضیح در مورد آن ها می پردازیم.
2-7-1-1. اقدامات غیر دارویی برای کنترل درد :
اقدامات غیر دارویی متعددی وجود دارد که می توان به همراه اقدامات دارویی از انها به منظور کنترل درد استفاده نمود. اقدامات غیر دارویی کنترل درد مشتمل بر رویکرد های فیزیکی و رفتاری است. اهداف رفتاری _ شناختی اقدامات کنترل درد عبارتند از : تغییر در درک افراد از درد، تغییر رفتار درد، افزایش قدرت تمرکز و کنترل مددجو بر شرایط خود. تمرینات تن آرامی و تصویر سازی ذهنی نمونه هایی از اقدامات غیر دارویی کنترل درد می باشند. هدف از به کارگیری اقدامات فیزیکی در خصوص کنترل درد عبارت است از : ایجاد راحتی، تصحیح اختلال عملکرد جسمی، تعدیل پاسخ های فیزیولوژیکی در جهت مثبت و کاهش ترس مرتبط با بی حرکتی ناشی از درد.
تن آرامی و تصویر سازی ذهنی : مددجویان با بکار گیری این روش ها می توانند درد های خود را کاهش دهند. تن ارامی عبارت است از رهایی جسمی و فکری از تنش ها ویا فشارهای روحی. این روش ها امکان خود کنترلی مددجو بر درد های خود را فراهم می آورد. روش های تن آرامی را می توان در هر مرحله از سلامت و بیماری به کار برد. مددجویانی که از این روش استفاده میکنند، تغییرات مختلف فیزیولوژیک و رفتاری را در خود مشاهده می نمایند، نظیر کاهش تعداد نبض، فشار خون و تنفس ، افزایش تمرکز ، کاهش نیاز به اکسیژن ، آرامش و کاهش انقباضات عضلانی و سرعت متابولیسم. از میان روش های تن آرامی می توان به مراقبه ، یوگا و تصویر سازی اشاره نمود. به منظور انجام تن آرامی ، مشارکت و هماهنگی ضروری است . این تمرینات در شرایطی که مددجو دچار درد حاد نیست قابل انجام است، زیرا در موقعیتی که مددجو دچار درد شدید است توانایی تمرکز ذهنی وی کاهش می یابد. قبل از انجام این روش ها بهتر است مزایای آن برای مددجو شرح داده شود. در تمرینات تن ارامی مددجو از تمرینات تنفسی و انقباضات و انبساط متناوب عضلات استفاده می نماید. در تمرینات تن ارامی باید فرد از تنفس های شمرده شکمی استفاده نماید. همزمان پرستار مددجو را تشویق می نماید که فکر خود را متمرکز کرده و به صورت متناوب عضلات خود را منقبض و منبسط نماید. با تداوم این تمرینات ، مددجو قادر خواهد بود که به صورت ارادی عضلات خود را به حالت شل و راحت درآورد. در تصویر سازی ذهنی مددجو یک تصویر را در ذهن خود مجسم نموده و بر آن تمرکز می نماید و به تدریج فکر خود را از درد منحرف می نماید[28].
انحراف فکر : سیستم فعال سازی شبکه ای در شرایطی که فرد تحت تحریکات مداوم محرک می باشد می تواند سبب مهار تحریکات دردناک شود . با استفاده از محرک های معنادار می تواند توجه فرد را از محرک دردناک دور نماید. محرک های مناسب و قابل تحمل موجب ترشح اندورفین می شوند . تمرکز فرد بر درد خود و افزایش توجه به ان سبب افزایش احساس درد می شود، اما انحراف فکر از محرک دردناک سبب کاهش احساس آن می گردد. این روش برای درد های کوتاه مدت و گذرا (مثل انجام پروسه های تشخیصی ودرمانی) موثر می باشد. پرستار از قبل به بررسی فعالیت های مورد علاقه و لذت بخش مددجو می پردازد که بتواند از انها به عنوان عوامل انحراف فکر استفاده نماید . این عوامل می تواند : آواز خواندن، دعا کردن، توجه به عکس یا فیلم مورد علاقه، گوش دادن به موسیقی و یا بازی کردن باشد. از بسیاری از این روش ها می توان در بیمارستان و منزل استفاده کرد. موسیقی یکی از روش های موثر به منظور انحراف توجه مددجو از درد می باشد. گوش کردن به موسیقی سبب تقویت پاسخ ها و عکس العمل های آرام سازی می شود. نکته مهم در این زمینه دادن حق انتخاب به مددجو برای انتخاب نوع موسیقی است.
تحریک پوستی : این روش عبارت است از تحریک پوست به منظور تسکین درد. ماساژ، کمپرس گرم یا سرد و

مطلب مرتبط :   پایان نامه رایگان با موضوعقانون اساسی، محیط زیست، استاندارد، عدالت اجتماعی

دیدگاهتان را بنویسید