پایان نامه رایگان درباره احساس درد، درد مزمن، مدت درد

خلفی آزادند و یک اتصال و انتقال سیناپسی با رشته های عصبی آوران به اعصاب مسیر اسپینوتالامیک8 برقرار می نماید. تحریکات عصبی ناشی از یک محرک دردناک از طریق رشته های عصبی محیطی منتقل می گردد. تحریکات ناشی از درد از طریق دو دسته رشته های عصبی محیطی منتقل می گردد: سریع که رشته های میلین9دار A بوده و بسیار کوچکند، و نوع آهسته که بدون میلین بوده و به عنوان رشته های C معروفند. نوع آ یا سریع احساسات درد تیز، شدید و لوکالیزه را منتقل می نماید. به عنوان مثال آسیب رسیدن به ناخن پا ابتدا احساس درد شدید و لوکالیزه ایجاد میکند که از طریق رشته ها ی آ منتقل می شود. پس از چند ثانیه درد به صورت منتشر و غیر لوکالیزه در می آید، به صورتی که تمامی پا درد می گیرد . این امر به دلیل عصب دهی رشته های سی می باشد. تحریکات درد که از طریق
1.Transduction 2.Transmissio 3.Perception 4. Modulation
5.Neurotransmitter 6.Bradykinine 7.Histamine 8.Spinothalamic tract 9.Myelinated
رشته های آوران به طناب نخاعی رسیده اند به سمت بخش های فوقانی حرکت می نماید. پس از صعود تحریکات درد از طریق طناب نخاعی، اطلاعات به سرعت توسط تالاموس1 به بخش های بالاتر انتقال می یابد. پس از رسیدن تحریکات به قشر مغز، مغز شروع به تغییر کیفیت درد (براساس تجربیات گذشته ، آگاهی و زمینه های فرهنگی ) می نماید. ادراک نقطه ای است که فرد از درد خود آگاهی می یابد. در بخشهای مختلف قشر مغز محل، شدت و نوع احساس نسبت به درد تعیین می گردد. سلولهایی در سیستم لیمبیک2وجود دارند که مسئول کنترل هیجانات و اضطراب هستند. بنابراین سیستم لیمبیک نقشی فعال در واکنش فرد به درد دارد. پس از ادراک درد توسط مغز واسطه ای شیمیایی نظیر مخدر های داخلی اندرفین3 ، سروتونین 4، نوراپی نفرین 5، گاما امینوبوتریک اسید6 که اثر مهاری بر انتقال درد دارند، آزاد می شوند. مهار تحریکات درد چهارمین مرحله فرایند یعنی تعدیل می باشد. در واکنش به درد واکنش های بازتابی محافظتی نیز ممکن است صورت بگیرد . رشته های آ تحریکات حسی را به طناب نخاعی منتقل کرده که در آنجا نیز با نورون های حرکتی نخاعی سیناپس می شوند. ایمپالس های حرکتی از طریق رشته های عصبی حرکتی به اعصاب محیطی پیرامون محل تحریک می روند، بنابراین در واقع مغز را دور میزنند. انقباض این عضلات موجب دور شدن آن قسمت از بدن از محرک دردناک می شود. در افرادی که دچار آسیب نخاعی شده اند این رفلکس ها معمولا دچار اختلال می شوند و بااین وجود این افراد هنوز احساس درد دارند[56].
2-1-5-1. انواع درد
دردحاد7: هر فردی در طی زندگی خود درجاتی از درد را تجربه نموده است. درد حاد حفاظتی سبب حفظ فرد و دور شدن وی از محرک می شود، علت مشخصی دارد، مدت آن کمتر از6 ماه و آسیب بافتی محدود ایجاد کرده و پاسخ عاطفی محدودی دارد. درد حاد غالبا پس از ترمیم ناحیه آسیب دیده بهبود می یابد. به دلیل ماهیت خاص این نوع درد، معمولا اعضا گروه درمان سریع تر به اقدامات در این مورد می پردازند. بیان این نکته مهم است که تداوم درد حاد در صورت عدم درمان می تواند به درد مزمن تبدیل شود. درد های حاد می توانند به دلیل افزایش طول مدت بستری و افزایش خطرات و عوارض ناشی از بی حرکتی ، زمان بهبود و بازتوانی بیمار را تحت تاثیر قرار دهد . معمولا در این شرایط تا مادامی که بیمار تسکین نیابد تلاش پرستاران برای آموزش به بیمار نتیجه
1.Thalamus 2.Limbic System 3.Endorphins 4.Serotonin
5.Norepinephrine 6.Gamma-aminobutyric acid 7.Acute Pain
بخش نخواهد بود. بنابراین تحت این شرایط یکی از اهداف اولیه پرستاری باید تسکین یا تخفیف درد این بیماران باشد.
درد مزمن1: یکی از مهمترین تفاوت های درد حاد و مزمن در این است که درد مزمن حفاظتی بوده و بنابراین گاهی نمی توان آن را مستقیما به عامل مشخص و خاصی ارتباط داد . درد مزمن مدت زمان بیشتری طول می کشد، ممکن است علت مشخص و واضحی نداشته باشد و در نهایت منجر به تاثیرات بیشتری بر فرد شود. درد مزمن می تواند به علت سرطان ویا علل دیگری ایجاد شود. درد های غیر سرطانی مزمن میتواند آرتریت 2، کمردرد ، درد عضلانی صورت ، سردرد و نوروپاتی های محیطی3 باشد. این درد ها معمولا مخاطره امیز نیستند. ممکن است ضایعه اصلی مدت ها پیش بهبود یافته باشد ، اما بیمار هنوز احساس درد داشته باشد.نامشخص بودن علت اصلی این دردها و مزمن بودن انها می تواند به تدریج سبب تضعیف روحیه بیمار شده و وی را به سمت افسردگی و حتی خود کشی بکشاند. درد های مزمن غیر سرطانی علت اصلی ناتوانی های جسمی و روانی به شمار می رود که می تواند منجر به بروز مسائلی چون از دست دادن شغل، ناتوانی در انجام امور روزمره، ناتوانی های جنسی و گوشه گیری اجتماعی افراد شود. افرادی که مبتلا به درد های مزمن غیر سرطانی هستند، غالبا علائم خیلی واضح و آشکاری ندارند و در حالی که به تدریج قوای جسمی انها نیز تحلیل می رود، تطابق موثری با بیماریشان ندارند. نشانگان درد های مزمن غیر سرطانی شامل : خستگی، بی خوابی، بی اشتهایی، کاهش وزن، ناامیدی و عصبانیت می باشد. به طور معمول کارکنان گروه بهداشتی درمانی تمایل زیادی به کنترل درد های مزمن غیر سرطانی از طریق استفاده از مخدر ها ندارند. اخیرا انجمن متخصصین بیهوشی امریکا یک راهکار علمی برای کنترل این نوع درد ها با کمک داروهای مخدر اعلام نموده است. به این دسته از بیماران جهت کنترل دردهای خود، این گروه از داروهای تجویز شده را جستجو می کنند و به انان برچسب معتاد زده می شود. پرستاران باید این دسته از بیماران را به مراکز خاص کنترل درد ارجاع نمایند. در این مرکز از راهکار های دارویی و غیر دارویی خاص به منظور کنترل درد این بیماران ارئه می شود[28].
2-1-5-2. ویژگی های درد
بررسی ویژگی های مشترک درد می تواند به پرستار در درک نوع درد، الگوی آن وانتخاب اقدامات مناسب کمک نماید. به کار گیری ابزار ها و مقیاس های کمی برای بررسی شدت درد بیماران و ارزیابی دقیق تر شدت درد مددجویان موثر است[64].
1.Chronic Pain 2.Arthritis
3.Peripheral neuropathy
شروع و طول مدت درد1: برای تعیین زمان شروع ، طول مدت درد و دفعات درد پرستار سولاتی از مددجوی خود می پرسد. چه زمانی درد شروع شد؟ چه مدتی طول کشید؟ آیا هر روزدر زمانی خاص شروع می شود؟ به چه وسیله ای تسکین می یابد؟ نمونه سوالاتی است که می تواند از جانب پرستار مطرح شود. برخی از انواع درد در ساعات خاصی از شبانه روز در فرد شروع می شود. بررسی زمان شروع درد های شدید غالبا راحت تر از درد های تدریجی و خفیف است. توجه پرستار به این عوامل می تواند در استخراج یک الگوی مشخص برای درد مددجو کمک کننده باشد.
محل درد2: برای بررسی محل درد پرستار می تواند از مددجو درخواست نماید که مددجو محل درد را نشان دهد و هرگز فکر نکند که محل درد مددجو همواره ثابت است. برای تعیین محل درد بیمار پرستار از نقاط شاخص آناتومیکی استفاده می نماید. علاوه برمحل وجود درد، درد را می توان با عبارات سطحی، عمیق، احشایی و منتشر نیز توصیف نمود.
شدت درد3: یکی از مهمترین ویژگی هایی که باید در ثبت درد مددجویان به آن توجه کرد، شدت درد می باشد. غالبا مددجویان شدت درد خود را به صورت خفیف، متوسط و یا شدید توصیف می کنند. با این وجود مفهوم هر کدام از این واژه ها برای مددجویان مختلف و یا پرستاران متفاوت باشد، بنابراین نمی توان به آن ها استناد کرد استفاده از مقیاس های درجه بندی برای تعیین و بررسی شدت درد می تواند یک راهکار دقیق تر برای پرستار ارائه نماید. برخی از این مقیاس های درجه بندی به صورت عددی و برخی دیگر واژه ای می باشند. پرستار مقیاس را برای مددجو توضیح داده و سپس از وی می خواهد میزان درد خود را بر روی مقیاس مشخص نماید. در مقیاس های عددی شدت درد معمولا درجه بندی از 0-10 بوده و 0-3 به عنوان درد خفیف ،4-6 درد متوسط و 7-10 به عنوان درد شدید توصیف می شود.
کیفیت4: یکی دیگر از ویژگی های درد کیفیت آن است. از انجا که یک زبان مشترک برای بیان کیفیت درد وجود ندارد لذا بیان کیفیت درد نزد هر مددجویی متفاوت است. مددجو می تواند کیفیت درد خود را به صورت تیز ، مبهم ، خراشنده و غیره بیان کند.
الگوی درد5: عوامل متعددی الگوی درد بیمار را تحت تاثیر قرار می دهد. بررسی الگوی درد در پیدا کردن عواملی که با درد مددجو مرتبط هستند موثر است. در این راستا پرستار می تواند سوالاتی راجع به شرایطی که سبب تشدید درد، تغییر یا رفع درد می شود نظیر حرکت، مصرف مواد غذایی، دفع ادرار، سرفه و غیره مطرح نماید[28].
1.Onset and duration of pain 2.Location of pain
3.Intensity 4.Quality 5.Pain Patterns
2-1-5-3. عوامل موثر بر درد
درد مفهومی چند بعدی دارد که عوامل روانی، روحی، اجتماعی، فیزیولوژیک و فرهنگی در آن موثر است، لذا تجربه درد در هر فرد با فرد دیگر متفاوت است. پرستار باید تمامی عوامل موثر بر درد را بشناسد و آن را در بررسی و اقدامات خود در نظر بگیرد[64].
عوامل فیزیولوژیک:
سن : درد یکی از متغییر های مهمی است که بردرک افراد از درد تاثیر گذار است. کودکان کم سن درک کمتری از درد و روش های دردناک دارند. همچنین کودکانی که هنوز تکامل مناسبی از نظر برقراری ارتباط کلامی ندارند، از نظر بیان احساس درد دچار مشکل هستند. کودکان غالبا توانایی کمتری در مورد بیان ویژگی های مرتبط با درد دارند. با توجه به این عوامل پرستار باید در اماده ساختن کودکان در مورد روشهای تشخیصی درمانی، این اختلافات فردی و سنی را در نظر بگیرد. باید به این نکته توجه داشت که درد یک پدیده مرتبط با سن وناشی از سالمندی نیست. با این وجود در یک محدوده سنی خاص، غالبا تشابهات در مورد مسائل مرتبط با درد بیشتر از سنین مختلف است. وجود درد در افراد با سنین بالاتر می تواند سبب اختلال شدید تری در روند زندگی روزمره وی شود. تحت این شرایط ، تحرک ، فعالیت های روزانه ، تعاملات و فعالیت های اجتماعی و تحمل فعالیت در فرد مختل می شود. در برخورد با یک فرد سالمند باید بررسی ، تشخیص و درمان دقیق تری انجام داد.
خستگی : خستگی موجب تاثیر بر ادراک فرد از درد می شود. احساس خستگی موجب احساس شدت درد بیشتر و کاهش توانایی تطابق فرد با ان می گردد. این مسئله ایست که بسیاری از افرادی که دارای بیماری های طولانی مدت هستند با ان مواجه می باشند. در صورتی که خستگی با بیخوابی نیز همراه باشد وضعیت وخیم تر خواهد بود. غالیا تحمل افراد نسبت به درد پس از یک خواب مناسب بیشتر خواهد بود.
ژنتیک: مطالعات اخیر روی حیوانات نشان داده است که ژنتیک نیز می تواند یکی از عوامل ی باشد که بر درک فرد از درد موثر است. در واقع تحمل درد یکی از عواملی است که می تواند به وسیله ژن ها از والدین به فرزندان انتقال یابد . علاوه براین تجارب دردناک دوره جوانی نیز می تواند موجب افزایش حساسیت فرد به درد شود.
عملکرد عصبی : عملکرد عصبی فرد نیز می تواند به سادگی بر ادراک وی از درد موثرباشد. هر عاملی که روی دریافت اطلاعات مربوط به درد تاثیر گذار باشد، می تواند بر آگاهی و پاسخ فردی به درد موثر باشد. به عنوان مثال در صدمات نخاعی ، نوروپاتی محیطی ، دیابت ملیتوس و بیماری های سیستم عصبی نظیر اسکلروز متعدد احساس درد دچار اختلال می گردد. برخی از دارو ها هم نظیر داروهای ضد درد، آرامش بخش، بیهوشی و داروهای بی حسی نیز بر ادراک فرد از درد موثر باشد[28].

مطلب مرتبط :   منابع پایان نامه دربارهسه مرحله ای

دیدگاهتان را بنویسید