نمونه پایان نامه : اختلالات روانی

دانلود پایان نامه

وانس، مکسول و هارت، 1999).

در واقع از طریق بهبود محیط خانوادگی خطرات مربوط به کودکان را می توان کاهش و عوامل حمایت کننده را افزایش داد (فلنر، برند، مولهال و کانتر، 1994، روچ- راس، 1992). والدین می توانند از طریق بهبود مهارتهای فرزند پروری،کاهش استرس، افزایش حمایت، کیفیت زندگی کودکان و محیط خانوادگی شان را بهبود بخشید ( فلنرو همکاران، 1994).

یکی از مهمترین پژوهش هایی که در این زمینه وجود دارد؛ یک برنامه مبتنی بر آموزش روانی خانواده در ابعاد گوناگون مانند: رشد جسمانی، شناختی، اخلاقی، روانی و اجتماعی و هویتی است، که توسط پاملا پیرل کِر (2008) در آفریقای جنوبی انجام شده است، هدف از این پژوهش اجرای برنامه آموزش روانی در خانواده ها برای ارتقا سطح مهارتهای فرزند پروری در آنها و جلوگیری از بروز آسیب روانی در کودکان بود. در این پژوهش کارایی والدین از طریق چندین عامل افزایش یافت؛ 1) آشنایی با مراحل رشد کودکان و نوجوانان. 2) آشنایی با نقش متقابل والدین نسبت به نوجوانان.3) عواملی که برروی فرزند پروری تاثیر می گذارد ( برای نمونه تاثیرات چند نسلی و تاثیر ساختار خانواده روی والدین). 4) چالش هایی که کودکان در خلال رشد با آن مواجه می شوند و می تواند مانعی بر سر راه رشد و پیشرفت آنها باشد. 5) عواملی که به والدین برای غلبه بر این چالش ها و بهبود مهارتهای فرزند پروری کمک می کند 6) آموزش مهارتهای فرزند پروری در جهت تقویت کارایی والدین. 7) طبیعت خود برنامه آموزش روانی که می تواند کارایی والدین را نسبت به فرزندان افزایش دهد. این مطالعه روی 21 نفر ( 5 پدر و 16 مادر) به مدت 6هفته در جورجیای آفریقای جنوبی به اجرا درآمد یافته ها بعد از تحلیل و نظارات چند گروه متخصص روی اجرای پژوهش از تاثیر برنامه آموزش روانی به خانواده ها به منظور افزایش کارایی آنها در ارتباط با فرزندان حمایت می کند.
مری اِ فریست و همکاران (2005) پژوهشی در زمینه آموزش روانی به خانواده هایی که کودک و نوجوان مبتلا به اختلال خلقی دارند انجام داد، این تحقیق خلاصه مختصری از ادبیات پژوهشی مربوط به کودکان مبتلا به اختلالات خلقی و بحث در مورد ابرازات هیجانی آنها و ارتباط بین کاهش این تظاهرات و بهبود اختلال خلقی در این افراد ارائه می داد. در این پژوهش آموزش روانی وسیله ای برای کاهش تظاهرات هیجانی فرض شده بود، تمامی پژوهشگران روی این موضوع اتفاق نظر دارند که آموزش روانی به خانواده ها وسیله مناسبی برای پیشگیری و درمان اختلالات خلقی در کودکان محسوب می شود. در واقع می توان گفت برنامه های مبتنی بر آموزش روانی در خانواده هایی که نوجوانان مبتلا به اختلالات خلقی دارند تجربه بالینی ارزشمندی محسوب می شود. البته آموزش روانی خانواده بیشتر مکمل و بهبود بخش دیگر درمانهاست (گلدشتاین، 1995) و اکثر مداخلات مبتنی بر آموزش خانواده هدفشان افزایش دانش از طریق فراهم کردن موضوعات آموزشی در مورد سبب شناسی، تشخیص، نشانه ها و دوره های بیماری روانی و همچنین گزینههای درمانی و منابع در دسترس برای تهیه امکانات بازپروری است (دی گروت، لیود و کینگ، 2003). به همین جهت تحقیق حاضر با توجه به ویژگی های شناختی رشد قبل از دبستان که از اهمیت خاصی برخوردار است به آموزش والدین کودکان مضطرب می پردازد تا در صورت تاثیر بتواند گامی مهم در جهت بهداشت روانی کودکان بردارد که در سال های بعد تجربه های جدید تری را خواهند داشت ؛ شخصیت پیش از دبستان آنها، پی ریز شخصیت بزرگسالی آنها می باشد
اهمیت و ضرورت پژوهش
با توجه به مشاهدات مختلف در مدارس منطقه یک و دو طی چند سال گذشته توسط محقق و نیز با توجه به تحقیقات انجام شده توسط یتز (1990 )، گوردون (2000 )، مری اِ فریست و همکاران ( 2005 ) و پاملا پیرل کر ( 2008 ) در مورد اهمیت آموزش به والدین از یک سو و از سوی دیگر مساله اضطراب که به عنوان منبع مهمی در بروز مشکلات دیگر که در کودکان پیش دبستانی شناخته شده است، اهمیت و ضرورت این پژوهش را روشنتر میکند. عدم اطلاع درست خانواده ها به ویژه والدین از ویژگی های مختلف رشد کودکانشان و به خصوص رشد شناختی می تواند باعث ایجاد توقعات و انتظاراتی شود که فراتر از توانایی کودکانشان می باشد این موضوع می تواند یکی از عوامل مهم در ایجاد اضطراب در کودکان باشد. فرض بر این است که با آموزش این ویژگی های رشد شناختی ( بر اساس الگوی نظری پیاژه ) به والدین از طرفی آن ها را نسبت به رشد واقعی و بهنجار کودکشان در زمینه رشد شناختی مطلع و هم زمان انتظارات و توقعات درست و بهنجاری را از کودکانشان در زمینه ی رشد شناختی ایجاد می کند که این موضوع خود می تواند باعث کاهش اضطراب در کودکانش شود.
اهداف پژوهش
تعیین تاثیر آموزش ویژگی های رشد شناختی کودکان به والدین بر کاهش اضطراب کودکان
تعیین تاثیر پایداری در طول زمان بین آموزش ویژگی های رشد شناختی کودکان به والدین بر کاهش اضطراب کودکان
سؤال های تحقیق
آیا آموزش ویژگی های رشد شناختی کودکان پیش دبستان ( 6- 4 ) به والدین، اضطراب کودکان را کاهش می دهد؟
آیا آموزش ویژگی های رشد شناختی کودکان پیش دبستان ( 6- 4 ) به والدین، بر کاهش اضطراب کودکان در طول زمان از پایداری مناسبی برخوردار است ؟
فرضیه پژوهش
آموزش ویژگی های رشد شناختی کودکان پیش دبستان ( 6- 4 ) به والدین بر اضطراب کودکان را کاهش می دهد.
آموزش ویژگی های رشد شناختی کودکان پیش دبستان ( 6- 4 ) به والدین بر کاهش اضطراب کودکان در طول زمان از پایداری مناسبی برخوردار است.
متغیرهای تحقیق
بر اساس فرضیه تحقیق متغیر مستقل آموزش ویژگی های رشد شناختی کودکان پیش دبستان به والدین است و متغیر وابسته اضطراب می باشد.
تعریف مفاهیم تحقیق
1.ویژگی های رشد شناختی 2. کودکان پیش دبستان 3. اضطراب
الف: تعریف نظری
ویژگی های رشد شناختی: رشد شناختی به حافظه، توجه، دقت و مهارت های سازمان دهی و معلومات ذهن اطلاق می شود.
کودکان پیش دبستان: به کودکانی اطلاق می گردد که بین 4 تا 6 سال هستند.
اضطراب: بر اساس DSM-IV-TR(2010) اضطراب: یک احساس منتشر بسیار نا خوشایند و اغلب مبهم دلواپسی که با یک یا چند احساس جسمی همراه می گردد مثل احساس خالی شدن سر دل، تنگی قفسه سینه، تپش قلب، تعریق، سر درد یا میل جبری ناگهانی برای دفع ادرار بی قراری و میل برای حرکت نیز از علائم شایع است اضطراب یک علامت هشدار دهنده است و خبری از خطر قریب الوقوع می دهد و شخصی را برای مقابله با تهدید آماده می سازد.
ب: تعریف عملیاتی
ویژگی رشد شناختی کودکان پیش دبستانی: در این سن چون مطابق مرحله پیش عملیاتی پیاژه است پس واضح ترین تغییر افزایش فوق العاده در فعالیت های باز نمایی ذهنی یا نمادی آنها می باشد. مثل زبان به عنوان منعطف ترین ابزار و بازی های وانمودی.
کودکان پیش دبستان: در فرضیه مطرح به طور خاص به کودکان 4 تا 6 ساله گفته می شود.
اضطراب: منظور از اضطراب در این پژوهش به نمره ی مد نظر از آزمون آخنباخ اطلاق می شود.
فصل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق
مروری بر مبانی رشد کودک
رشد کودک، جریانی است که به صورت مراحل پیوسته در طول زندگی ظاهر می‌شود و هر مرحله به صورت طرح و سازمان متفاوتی از تکرار جریان‌های تحولی و رشدی مرحلهی پیشین عمل می نماید و الگوهای پیشین در این زمینه، را می‌توان مقدمه‌ای دانست که به عنوان جزئی از سطح رشد بعدی فرد در طول زندگی وی در می‌آیند. در این راستا، روان‌شناسی رشد کودک، تلاش می نماید تا جریان تحولات و دگرگونیهای (کمی و کیفی) جسمی، ذهنی، عاطفی و عملکرد کودک را در طول دوران طفولیت بررسی و مورد دقیق مطالعه علمی قرار دهد (باریوس و هارتمن، 1997).
از آنجا که رشد کودک، عمیقا در بستر خانواده صورت می پذیرد، اکثر نظریه‌های رشد کودک، به اهمیت رفتار والدین با کودکان، به عنوان یک اصل بنیادین در رشد آنها، توجه کردهاند. رفتار والدین با کودکان، غالبا مطابق الگوی فرهنگی خاصی که در آن جامعه قرار دارد انجام می‌گیرد وعواملی متعددی در محیط خانوادگی، می‌تواند در رشد کودک، تاثیر بسزایی داشته باشد که اهم آن عبارتند از:
1). شیوه‌های تربیتی یا روش های فرزندپروری 2). وضع اقتصادی خانواده 3). تعداد افراد خانواده 4). وضع روان شناختی والدین 5). تحصیلات والدین 6). پذیرش فرزند 7). نگاه والدینی و سرانجام 8). روابط برادران و خواهران. (کندال و مک دونالد، 1993).
مطالعات در این راستا نشان می دهد که نوع شیوه فرزند پروری والدین و چگونگی تعامل آنها با کودکان به خصوص در سنین پیش از دبستان می‌تواند در بروز آشفتگی های روحی و روانی همچون اضطراب، تاثیر بسزایی داشته باشد. همان گونه که اشاره شد، بافت خانوادگی رشد کودک،در سازگاری روان شناختی او حائز اهمیت است. در حقیقت خانواده کودک، کلیدی ترین بافت اجتماعی را در اولین سا لهای رشد او تشکیل می دهد و همواره مشاهده می شود که کودکان در بعد مسائل روحی و روانی، در واکنش به برخی عوامل فشار زا همچون رفتار نادرست والدین و در فرایند شکل گیری اختلالات با بزرگسالان، تفاوتهای زیادی دارند. از این نظر مشکلات کودکان به مطالعه خاصی برای درک رفتار با آنان احتیاج دارد. پژوهشگران برآورد کرده اند که 15 تا 22 درصد کودکان و نوجوانان در ایالات متحده، دارای مشکلات روحی هستند که به درمان نیاز دارد (کاستلو، برنز، آنگوار و لیف، 1993).
کمتر از 20 درصد مشکلات آنان مورد درمان قرار می گیرد (توما، 1989). بسیاری از کودکان پیش دبستانی، با اختلالات روان شناختی خود، به بزرگسالی می رسند و در برخی اختلالات، سن شروع بسیار زودرس است و در مواردی در قبل ازهفت سالگی، نشانه های اختلالات ظهور می نماید.
در بیشتر نظریههایی که در مورد شکل گیری اختلالات روانی مطرح شده اند، به سال های اولیه زندگی، برای ایجاد سازگاری های بعدی و غلبه بر مشکلات، اهمیت زیادی داده شده است.مشکلات ویژه این سن، زمینه ساز ناسازگاری های آینده کودک می باشد. وقتی کودکان یاد می گیرند، پرخاشگر و مردم گریز باشند، درصد قابل توجهی از آنان این ویژگی ها را حفظ می کنند، به گونه ای که می توان از طریق میزان رفتارهای ضد اجتماعی کودکان، میزان رفتارهای ضد اجتماعی دوران بزرگسالی آنان را پیش بینی کرد.
دیدگاه های مربوط به رشد اختلالات روانی در کودک
مطالعات در سایر کشورها نشان میدهد که در بسیاری از مواقع، رفتارهای نادرست یک کودک، به خصوص در سنین پیش از دبستان، ناشی از رشد ناکافی شناختی وی بوده، که تحت تاثیر رفتار غلط و واکنش نادرست والدین در قبال آن رفتارها، صورت پیچیده تری، نیز به خود می گیرد و حتی می تواند زمینه ساز اختلالات روانی در کودک گردد. در بررسی اختلالات روانی مربوط به این کودکان، الگوها و دیدگاه های مختلف روان شناختی وجود دارد که ما را در شناخت بهتر نشانه ها و علل بروز اختلالات روانی آنها، یاری می دهند. به گونه ایی که در چارچوب همین الگوهای مختلف، روش های درمانی گوناگونی برای درمان مشکلات این کودکان مطرح شده است. این الگوها عبارتند از:
الگوهای زیست شناختی
الگوهای زیست شناختی، بیانگر این هستند که نشانگان اختلالات روان شناختی در کودکان، از طریق عوامل زیستی به وجود می آیند. این الگوها، را در روان شناسی کودک، با نام های گوناگونی نظیرعلل عضوی، طبی، زیست پزشکی یا بیماری زا می خوانند. در الگوهای زیست شناختی، نقایص مغزی، عفونتها، عدم تعادل های زیست شیمیایی و استعدادهای ژنتیکی در بروز یک آشفتگی روحی و روانی همچون اضطراب در کودک مورد توجه قرار می گیرند و مغز، نقش حساس و مهمی را در الگوی زیست شناختی ایفاء می کند. دو روش عمده که گمان می رود مغز، در آنها نابسامانی ایجاد کند، به ساختار مغز و انتقال دهنده های شیمیایی مغز مربوط می شود. مغز، با میلیاردها سلول خود، پیچیده ترین و ظریف ترین بخش بدن را تشکیل می دهد. گروه های مختلف نورون ها در نواحی گوناگون مغز، هر یک وظایف ویژه ای دارند (کالات، 1995) و ناهماهنگی های زیست شناختی در این ساختارها می تواند به روش های متعددی رخ دهد. ممکن است کودکی،با مغز کوچک تر از اندازه معمول و ساختار غیرعادی به دنیا بیاید. آسیبی که هنگام تولد،به سر کودک وارد می شود، ضربه ای ناگهانی که در اثر زایمان سخت به سر کودک می خورد، ممکن است قسمتی از سر کودک را معیوب سازد یا موجب کاهش رشد بعدی آن شود. فرایندهای ظریفتر از قبیل ابتلای مادر، به سموم مختلف قبل از تولد کودک نیز می توانند رشد مغز را تغییر دهند یا کندتر کنند. ناهماهنگی های عضوی از هر منشأء که باشند، با اختلالات روان شناختی ارتباط دارند.الگوهای زیست شناختی، در آسیب شناسی روانی، نه تنها در بروز ناهنجاری در بافت نورون ها، بلکه بر چگونگی ارتباط آنها با قسمت های دیگر نیز تأکید دارند (رزنزویک، لیمان و بردلاو،1996).

مطلب مرتبط :  

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ژنتیک
گذشته از آن، تأثیر عوامل ژنتیکی بر بروز اختلالات روانی در کودکان نیز، سابقه تاریخی دارد. امروزه نیز به نظر برخی از پژوهشگران بسیاری از خصوصیات و برخی از اختلالات خاص می توانند از راه ژن ها، یعنی به طور ژنتیکی، منتقل شوند (بوچارد، لایکن، مک گو، سگال و تله گن 1990 لامبروسو، پالز ولکمن، 1994).
کروموزوم ها، حامل قوانین رمز برای بروز بالقوه ویژگی های کودک به صورت واحدهایی به نام “ژن ها” می باشند. هر سلول کودک معمولاً دارای بیست و سه جفت کروموزوم است و ژن ها، خصوصیات بی شماری را در کودکان تعیین می کنند. برخی پژوهش ها، نشان داده اند که دوقلوهای یکسانی که از یک ساختار ژنتیکی برخوردارند، به احتمال قوی دچار نوعی اختلال می شوند، درحالیکه دوقلوهای ناهمسان، در خصوصیات ژنی حدود پنجاه درصد اشتراک دارند و این درست مانند خواهر و برادران دیگر آنها است. مطالعات نشان داده اند نود تا صد درصد ژنهای دوقلوهای همسان یک تخمکی مشترک اند. به همین دلیل، اگر یکی از آنان به برخی از اختلالات ژنتیکی مبتلاء شوند، دیگری نیز مبتلا خواهد شد (گاتسمن، مک گافین و فارمر، 1987). مطالعات نلسون و بلوم (1997) نشان می دهد که البته تمام اختلالات کودکان، چنین ویژگیهای ژنتیکی ندارند، ژن ها، حاکم مطلق بر رفتار و آشفتگی های روحی و روانی کودک همچون اضطراب درکودک نیستند و تحت تأثیر عوامل دیگر که اغلب عوامل محیطی اند نیز قرار می گیرند.
الگوی روان پویشی
هر یک از این ویژگیهای جداگانه، پایگاهی برای خود دارند، هنوز هم تظاهر کاملا روشنی از تمام این پدیده، یک جا و با هم رخ نداده است (پاور و بروین، 1991). بنا به نظر فروید، اگر مکانیسم های دفاعی کودکی نتوانند تحریکات ناخواسته تشویش زای او راکاهش دهند، یا مانع ایجاد الگوی روان پویشی، نیز از جمله الگوهایی است که در زمینه رشد کودک و بروز اختلالات روانی، به نظریه پردازی پرداخته و از اهمیت تاریخی برخوردار است. در اواخر قرن نوزدهم، فروید (1914،1913،1943) با ارائه اولین نظریه روان شناسی رفتار ناسازگار، زمینه نظری جدیدی را در روان شناسی کودک پایه گذاری کرد. الگوی روان تحلیلگری او بر این تأکید داشت که باید دانشی از آسیب شناسی روانی در تجزیه و تحلیل ساختارهای روانی متضاد، سطوح هشیاری، ساز و کار های دفاعی و مراحل رشد روانی جنسی کودک موجود باشد تا بر اساس آن بتوان، از اختلالات روحی و روانی کودک صحبت نمود. براساس نظریه فروید، اختلالات روانشناختی، حاصل تعامل پویا میان ساختارهای روانی است. بنابراین نظریه، افکار، شیوهای برخورد و رفتارهای کودکان، ناشی از برخوردها یا تضادهایی است که میان سه ساختارروانی، نهاد، من و فرامن به وجود می آید. من، وظیفه یافتن را ه حل برای این تضادها را دارد و نقش اصلی آن وساطت میان امیال شهوانی نهاد وسختگیری های فرامن است. من، با تنظیم برخوردهای درونی و فشارهای روانی، تعادلی به وجود می آورد. لیکن بنا به نظر فروید،

مطلب مرتبط :   پایان نامه رایگان روانشناسی : احساس ارزشمندی-خرید پایان نامه کامل

دیدگاهتان را بنویسید