علمی : ارزیابی و تحلیل پروژه ها ی پیچیده فناوری اطلاعات با رویکرد تحلیل اختیارات …

  • اختیار انتخاب
  • اختیار انتخاب از چند اختیار مجزا که با یکدیگر ترکیب شده اند، تشکیل می شود. اختیارات ترکیب شده می تواند اختیارهای تعطیلی، گسترش و کوچک سازی را شامل می شود. دلیلی که این اختیار، اختیار انتخاب خوانده می شود این است که مدیریت می تواند ضمن حفظ اختیار، پروژه را با روال قبلی ادامه داده با یکی از اختیارات تعطیلی، گسترش و یا کوچک سازی را برای اجرا انتخاب کند. مهمترین مزیت این اختیار، حق انتخاب بین چند گزینه است. اختیار انتخاب یک اختیار منحصر به فرد است چرا که بسته به انتخابی که صورت می گیرد. می تواند یک اختیار فروش یا یک اختیار خرید باشد. مثلاً اگر اختیار تعطیلی یا کوچک سازی انتخاب شود، اختیار انتخاب یک اختیار فروش و اگر اختیار گسترش انتخاب شود، اختیار یک اختیار خرید خواهد بود (۱۹۹۶، Samis&Poulin).

    1. اختیار انتظار

    اختیار انتظار یا تعویق، معمولاً در هر پروژه ای وجود دارد. این اختیار عموماً یک استراتژی آموزشی منفعل را بازنمایی می کند. یک شرکت ممکن است تصمیم گیری درباره ی سرمایه گذاری در پروژه ای را که درحال حاضر ارزش خالص فعلی منفی یا حاشیه ای نشان می دهد، ولی باتوجه به عدم قطعیت موجود، ممکن است در آینده ارزش پیدا کند، به تعویق بیاندازد. هدف از انتظار و به تعویق انداختن تصمیم گیری، روشن شدن عدم قطعیت در طول زمان است. اختیار تعویق در پروژه هایی ارزشمند است که صاحبان آن دارای تکنولوژی انحصاری آن پروژه بوده ولی به دلیل عدم قطعیت حاکم بر بازار شرایط را برای سرمایه گذاری مساعد نمی بیند. این شرکت ها به جهت برخورداری از حق انحصاری نگران ورود رقبا نبوده و از این منظر متضرر نمی شوند(۱۹۹۶،Samis&Poulin).

    1. اختیار رنگین کمانی

    اغلب اختیارات با تنها یک شاخص عدم قطعیت که معمولاً عامل اصلی موثر بر تغییر پذیری است مواجه هستند. تغییر پذیری در واقع به عنوان پارامتری متراکم از همه عدم قطعیت های پروژه در نظر گرفته می شود. اگر بیش از یک منبع عدم قطعیت برای ارزش اختیارات تاثیر تعیین کننده داشته باشد، یا تصمیمات مدیریتی، لحاظ کردن برخی از منابع عدم قطعیت را به صورت مستقل ضروری بداند، می توان منابع چندگانه عدم قطعیت را در محاسبات وارد کرد. این کار به محاسبه بیش از یک ضریب تغییر پذیری منجر خواهد شد، که در محاسبات بازده مورد انتظار پروژه هر کدام از این ضرایب نقش خود را متناسب با وزن خود ایفا خواهند کرد(۱۹۹۶، Samis&Poulin).
    ۲-۴-۲- اختیارات مرکب
    اختیارات مرکب در بسیاری از پروژه های چند مرحله ای که شروع یک مرحله از پروژه منوط به اتمام موفقیت آمیز مرحله قبلی است، معمول می باشد. در پایان هر مرحله از این پروژه این اختیار وجود دارد که پروژه وارد مرحله بعدی شده و موفق شود و یا ادامه آن به زمان دیگری موکول شود. در پروژه های چند مرحله ای که اختیار مرکب آنها بررسی می شود، هر مرحله از پروژه به اختیاری تبدیل می شود که اجزای آن منوط به اعمال اختیارات مرحله پیشین است. در واقع ارزش اختیار مرکب بر خلاف اختیارهای دیگر به ارزش دارایی بستگی نداشته، بلکه تابعی از ارزش اختیارات پیشین است (۱۹۹۶،Samis&Poulin).
    در پروژه های چند مرحله ای ممکن است همه مراحل به صورت زنجیر وار و یکی پس از دیگری انجام شود یا برخی از مراحل به صورت موازی و همزمان صورت پذیرند، اختیار مرکب مرتب با نوع اول اختیار مرکب زنجیر وار یا سری و اختیار مرکب مرتب با نوع دوم اختیار مرکب موازی خوانده می شود. اختیار مرکب در صورتی که شامل تحلیل عدم قطعیت بازار یا عدم قطعیت داخلی باشد اختیار آموزشی خوانده می شود. برای مثال ساخت خط تولید نیمه صنعتی که برای حل مسئله عدم قطعیت فن آورانه (عدم قطعیت عادی) به عنوان اختیار اول یک اختیار مرکب زنجیروار، که نهایتاً منجر به پیاده سازی تولید نهایی می شود، یک اختیار آموزشی تلقی می شود(۲۰۰۶ Kodukula& Papudesu,).
    همین طور، یک آزمایش بازار ابتدایی که برای آشکار سازی عدم قطعیت بازار انجام می گیرد نیز یک اختیار آموزشی خوانده می شود. در این مورد، آزمایش بازار اولین، و پیاده سازی تولید دومین اختیار زنجیروار محسوب می شوند. سازمان ها و شرکت ها غالباً برای بهره مندی از اختیارهای مرکب موجود در پروژه های بزرگ، سرمایه گذاری های کامل را قبل از انجام مطالعه بازار انجام نمی دهند. این مرحله مقدماتی از پروژه به عنوان اختیارهای ماقبل برای مراحل بعدی پروژه مورد استفاده قرار می گیرد. برای مثال پروژه تولید دارو قبل از اتمام کار مهندسی و طراحی، قادر به اجرای واحد شیمیایی نخواهد بود و برای اجرای این کارها نیز بعضاًًًًًًَ نیاز مند کسب مجوزهای مورد نیاز خواهد بود. بر اساس این ایده، باید عدم قطعیت را به منظور شفاف سازی در طول مراحل پروژه مورد توجه قرار داده و هر یک از مراحل برا ادامه یا توقف تصمیم گیری کرد.
    ۲-۵- روش های ارزش گذاری اختیارات حقیقی
    برای ارزش گذاری اختیارات حقیقی روش ها ی زیادی وجود دارد. این روش ها از تغییر پذیری ارزش داریی(S0 ) برای تعیین ارزش اختیار استفاده می کنند. در بسیاری از موارد، این دارایی ها کالاهای تجاری می با شند. در این بخش انواع روش های ارزش گذاری اختیارات حقیقی ومرسوم ترین مدل ها توضیح داده می شود. روش های ارزش گذاری را می توان در سه گروه مجزا طبقه بندی کرد(۱۹۹۸،Salahor).
    روش معادله دیفرانسیل با مشتقات جزیی
    این روش بر فنون ریاضی مبتنی است. معادله بلک شولز از این دسته روش ها می باشد. در ادامه به تفصیل در مورد این روش ارزش گذاری توضیح داده خواهد شد.
    روش برنامه ریزی پویا
    این روش ارزش های ممکن برای دارایی های مذکور را، در طول عمر اختیار تعمیم می دهد. سپس در مرحله نهایی استراتژی بهینه را جستجو نموده و ارزش استراتژی بهینه را در یک روش بازگشتی به زمان صفر تنزیل می کند. این روش برنامه ریزی پویا از این نظر که به صورت بصری جابجایی های اموال غیر منقول و نیز ارزش های اختیارات حقیقی را نشان می دهد بسیار مفید و کاربردی بوده و این ویژگی استفاده از اختیارات حقیقی را برای کاربران آسان تر می کند. به علاوه این روش می تواند با اختیارات حقیقی پیچیده تری سرو کار داشته باشد (۱۹۹۸،Salahor).
    روش شبیه سازی
    روش شبیه سازی بر ارزش گذاری دارایی ها در هزاران حالت ممکن زمانی از حال تا زمان انقضاء اختیارات مبتنی می باشد. از روش شبیه سازی می توان برای ارزش گذاری اختیارات حقیقی پیچیده تر نیز استفاده کرد. مرسوم ترین روش شبیه سازی مورد استفاده، شبیه سازی مونت کارلو می باشد(۱۹۹۸،Salahor).
    ۲-۵-۱- مرسوم ترین مدل های ارزش گذاری اختیارات حقیقی
    هر کدام از روش های فوق، مدل ها محاسبه زیادی دارند. سه مدل مرسوم ارزش گذاری اختیارات حقیقی از میان راه حل های ارائه شده در بالا عبارت از بلک- شولز مدل توزیع دو جمله ای و روش شبیه سازی مونت کارلو می باشد، که در ادامه توضیح داده می شود.
    ۲-۵-۱-۱- معادله Black–Scholes
    فرمول بلک و شولز در سال ۱۹۷۳ توسط، فیشر بلک[۱۴]، مایرون شولز[۱۵] و روبرت مرتون[۱۶] ارائه شد، بعدها در سال ۱۹۹۷ به اهمیت و تأثیر این فرمول در پیشرفت نظریهی اختیارات پی برده شد و جایزه نوبل اقتصاد، در حالی که شولز درسال ۱۹۹۵ از دنیا رفته بود به آن تعلق گرفت. در واقع مهمترین و تأثیرگذارترین رابطه در نظریهی اختیارات مالی، فرمول بلک و شولز است که به طور پایه در محاسبه ارزش اختیارات سادهای مانند اختیار خرید و فروش اروپایی تا تخمین اولیهی اختیارات پیچیدهی چند اختیاره به کار میرود.
    از اواسط دهه ۱۹۶۰ متخصصان در صدد رفع یکی از بزرگترین مسائل و نقصهای روشهای سنتی ارزیابی سرمایه‏گذاری مانند روش جریان نقدینگی تنزیل یافته (DCF) بودند. مشکل و کاستی اصلی این روشها محدودیت آنها در ارزش یابی عایدی‌های نامعلوم[۱۷] حاصل از تصمیمات احتمالی در سرمایه‏گذاری بود که تصمیمات مدیریت می‌توانست در نتیجه سرمایه‏گذاری موثر باشد. برای مثال یکی از گزینه‏های سرمایه‏گذاری می‌تواند “توقف سرمایه‏گذاری” باشد. اگر این گزینه (اختیاری) اعمال شود، سازمان دیگر بر روی آن پروژه هزینه صرف نخواهد کرد و در نتیجه دیگر ریسکی وجود نخواهد داشت. اگر این گزینه به کار گرفته نشود، ریسک انجام پروژه و هزینه لازم برای این سرمایه‏گذاری وجود خواهد داشت. روش DCF قادر نیست عدم قطعیت این جریانات نقدینگی را محاسبه و به زمان حال تنزیل نماید.
    برای حل مشکل این روشها، بلک و شولز در سال ۱۹۷۳ یک سری معادلات دیفرانسیل جزئی برای محاسبه رابطه بین ارزش اختیار و ارزش سهام بدست آوردند. این معادلات دیفرانسیل جزئی تحت عنوان فرمول بلک و شولز مطرح هستند. این معادلات پایه ارزش‏یابی گزینه‌های سرمایه‏گذاری هستند. بلک و شولز نشان دادند که برای ارزش‏یابی خرید یک سهام، داشتن تخمینی منطقی از متغیرهای زیر لازم و کافی هستند:
    ارزش فعلی سهام (P)،
    زمان اعمال اختیار(t)،
    نرخ واریانس ارزش سهام  ،
    ارزش اعمال اختیار (قیمت توافقی) [۱۸] (x)،
    و
    نرخ برگشت بدون ریسک (r)
    جدول ۲-۴ فرمول بلک و شولز برای تشخیص ارزش یک اختیار خرید را نشان می‏دهد.

    دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.