با موضوع زنجیره تأمین

در دهه ۱۹۹۰ به موازات بهبود در توانمندی­های تولید، مدیران صنایع درک کردن که مواد و خدمات دریافتی از تأمین­کنندگان جور واجور اثر به سزایی در افزایش توانمندی­های سازمان به منظور برخورد با نیازمندی­های مشتریان داره که این به نوبه خود، اثرات مضاعفی در تمرکز سازمان بر پایگاه­های تأمین و روش هدف دار­های منبع یابی بر جای نهاد. هم اینکه مدیران به این نتیجه رسیدن که فقطً تولید یه محصول کیفی، کافی نیس. درواقع تأمین اجناس با معیارهای دلخواه مشتری(چه موقع، کجا و چیجوری) و کیفیت و هزینه دلخواه اون­ها، رقابت­های جدیدی رو به وجود آورد (فیض­آبادی، ۱۳۸۲: ۴۷).

در اینجور شرایطی به عنوان یه نتیجه­گیری از تغییرات نامبرده، سازمان­ها به این نتیجه رسیدن که این تغییرات در طولانی مدت واسه مدیریت سازمانشون کافی نیس. اون­ها باید در مدیریت شبکه همه کارخانه ها و شرکت­هایی که ورودی­های سازمان اون­ها رو به طور مستقیم و غیرمستقیم تأمین می­کردن، و هم اینکه شبکه شرکت­های مربوط به تحویل و خدمات بعد از فروش محصول به مشتری درگیر می­شن. با اینجور نگرشی رویکردهای زنجیره تأمین و مدیریت زنجیره تأمین پای به میدون وجود نهاد.

۲-۲- ۲- تعریف زنجیره تأمین

به طورکلی زنجیره تأمین، زنجیره­ایه که همه فعالیت­های مربوط به جریان کالا و تبدیل مواد، از مرحله جفت و جور ماده اولیه تا مرحله تحویل کالای پایانی به مصرف ­کننده رو شامل می­شه. در رابطه با جریان کالا دو جریان دیگه که یکی جریان اطلاعات و دیگری جریان پول و پله و سرمایه و اعتباراته هم حضور داره. محققان و نویسندگان جور واجور ، نگاه­ها و تعاریف متفاوتی رو از زنجیره تأمین ارائه کرده ان. بعضی زنجیره تأمین رو در روابط میان خریدار و فروشنده محدود کرده ان، که اینجور نگرشی تنها بر عملیات خرید رده اول تو یه سازمان تمرکز داره. گروه دیگری به زنجیره تأمین دید وسیع­تری داده و اون رو شامل تموم سرچشمه­های تأمین واسه سازمان می­دانند. با این تعریف، زنجیره تأمین شامل تموم تأمین­کنندگان رده اول، دوم، سوم … میشه. اینجور نگرشی به زنجیره تأمین، فقط به تحلیل شبکه تأمین می پردازه. دید سوم، نگاه زنجیره ارزش پورتره که در اون زنجیره تأمین شامل تموم فعالیت­های موردنیاز واسه ارائه یه محصول یا خدمت به مشتری نهاییه. با نگاه یادشده به زنجیره تأمین ، توابع ساخت و پخش به عنوان بخشی از جریان کالا و خدمات به زنجیره اضافه می­شه. درواقع با این دید، زنجیره تأمین شامل سه بخش تدارک، تولید و توزیعه (رجب­زاده و همکاران، ۱۳۸۶: ۱۹۰).

زنجیره تأمین شامل تأمین­کنندگان، حمل­و­نقل و خرید و… تموم عناصریه که جفت و جور مواد و قطعات، پشتیبانی در تبدیل به تولید و ارائه محصول به بازار رو شامل می­شن. اعضا در این زنجیره به صورت افقی و عمودی با همدیگه در رابطه هستن. بنابر این زنجیره تأمین به وجود می­آید. هم­اینجور زنجیره تأمین روند کامل جفت و جور کالا و خدمات واسه مصرف ­کننده پایانی می­باشه (احمدی، ۱۳۸۴: ۱۸).

کلا زنجیره تأمین از دو یا چند سازمان تشکیل می ­شه که رسماً از همدیگه جدا هستن و به وسیله جریان­های مواد، اطلاعات و جریان­های مالی به همدیگه مربوط می شن. این سازمان­ها می تونن بنگاه هایی باشن که مواد اولیه، قطعات، محصول پایانی و یا خدماتی چون پخش، انبارش، کلی فروشی و خرده فروشی تولید می کنن. حتی خود مصرف کننده پایانی رو هم می توان یکی از این سازمان­ها در نظر گرفت (متین نفس، ۱۳۸۳، ۲۸-۳۴).

زنجیره تأمین، شبکه­ای از تسهیلات و مراکز توزیعه که وظایف جفت و جور و تدارک مواد خام، تبدیل اون به اجناس پایانی و واسطه­ای و پخش اجناس پایانی به مشتریان رو انجام می­دهد. زنجیره تأمین در سازمان­های تولیدی و خدماتی وجود دارن، هرچند که پیچیدگی زنجیره تأمین ممکنه از صنعتی به صنعت دیگه و از شرکتی به شرکت دیگه به شدت عوض شه ( فیض­آبادی، ۱۳۸۲: ۴۷).

زنجیره تأمین شامل همه فعالیت­های مربوط به جریان و مبادله جنسا و خدمات، از مرحله ماده خام اولیه تا مرحله محصول پایانی قابل مصرف به وسیله مشتریه این نقل و انتقالات علاوه بر جریان مواد، شامل جریان اطلاعات و مالی هم می­شه. شکل ۲-۱ نمایشی کلی از یه زنجیره تأمین رو نشون می­دهد.

 

مواد خام
تأمین ­کننده
تولید کننده
پخش­کننده
مشتری
مصرف ­کننده

 

 

 

 

 

 

شکل ۲-  ۱:  معنی زنجیره تأمین (مقدسی، ۱۳۸۶: ۳۳).

۲-۲-۳- فرایندهای اصلی در هر زنجیره تأمین

    • مدیریت مواد (لجستیک داخلی)

 

  • پخش فیزیکی (لجستیک خارجی)

مدیریت مواد به مسائل مربوط به جفت و جور و ذخیره مواد خام و قطعات می پردازه. اگه مسئله جزئی تر بررسی شه مدیریت مواد، چرخه کامل جریان مواد رو از خرید و کنترل داخلی تولید مواد تا برنامه ریزی و کنترل موجودی در گردش، انبارداری، حمل ونقل و پخش اجناس نهائی شامل می شه. از طرف دیگه پخش فیزیکی شامل تموم فعالیت های خارجیه که به جفت و جور کردن خدمات مشتری می پردازه. این فعالیت ها شامل دریافت سفارش و پردازش اون، به کار گرفتن موجودی، حمل ونقل خارجی، قیمت گذاری، تبلیغات و مدیریت محصول برگشتیه. اگه فعالیت های مربوط به مدیریت مواد رو باهم ترکیب کنیم فقط یه زنجیره خطی با ارتباطات تجاری تک به تک نداریم، بلکه شبکه ای تشکیل شده از شبکه های جورواجور با روابط پیچیده سازمان ها داریم (چوپرا و میندل، ۲۰۰۷).

۲-۲-۴- اتحاد زنجیره تأمین

زنجیره تأمینی که به طور کاملً کامل باشه فقط باعث کاهش هزینه نخواد بود بلکه واسه سازمان، سهامدارانش و شرکا قرارگرفته در زنجیره تأمین، تولید ارزش می کنه. پایه اتحاد سازمانی در به اشتراک گذاشتن اطلاعاته. پس از اتحاد اطلاعاتی تو یه زنجیره تأمین می توان هماهنگی بین اعضای زنجیره و بعد ارتباطات بین سازمانی رو که باعث به اشتراک گذاری خطر، هزینه ها و منافع حلقه ها و یا سازمان های موجود در زنجیره س رو از عوامل لازم واسه اتحاد کل زنجیره تأمین دونست. اما چیزی که مشخصه اینه که بازده یه زنجیره تأمین کامل می تونه بسیار قابل توجه باشه. بر اساس گفته لی (۲۰۰۰) اتحاد زنجیره تأمین باعث افزایش سود، افزایش سهم بازار، افزایش توان رقابتی و افزایش ارزش سازمان میشه. یه زنجیره تأمین کامل به شکلی هوشمند از اطلاعات به منظور هماهنگی فعالیت های درون زنجیره استفاده می کنه. این گونه زنجیره ها ؛ ساختاری ایستا ندارن بلکه همیشه با در نظر گرفتن شرایط بازار و خواسته های مشتریان تغییر می کنه(گروبلار، ۲۰۰۷).

لی، اتحاد زنجیره تأمین یه سازمان رو نتیجه سه عامل زیر می دونه:

  1. هماهنگی و به اشتراک گذاری منابع
  2. ارتباطات بین سازمانی
  3. اتحاد اطلاعاتی

۲-۲-۵- معیارهای کارکرد زنجیره تأمین

هر ملاک کارکرد یا گروهی از معیارهای کارکرد واسه تعیین اندازه کارایی و تاثیر یه سیستم مور د استفاده قرار می گیرد (یوتنر و همکاران، ۲۰۰۳).

  1. کلی بودن: یعنی اندازه گیری تموم جنبه های یه موضوع
  2. جهانی بودن: به معنی این که ملاک نامبرده، مقایسه رو تحت شرایط متفاوت امکان پذیر می سازه.
  3. قابل اندازه گیری بودن (داده های موردنیاز قابل اندازه گیری باشن)
  4. سازگاری با اهداف سازمان

واسه اینکه بشه اندازه تاثیر و کارایی هر زنجیره تأمین رو بررسی کرد انتخاب معیارهای کارکرد، نیاز به نظر می رسد. متخصصین به روش های جور واجور به بررسی این موضوع پرداخته ان و معیارهای مختلفی رو به عنوان پایه واسه امتحان زنجیره تأمین در نظر گرفته ان.

یکی از اولین تقسیم بندی های انجام شده، تقسیم بندی نلی و همکاران (۱۹۹۵) است که معیارهای کیفیت، زمان، انعطاف پذیری و هزینه رو در نظر گرفته. چان[۵] دیگه متخصصیه که معیارهای کارکرد زنجیره تأمین رو بررسی کرده و واسه معیارهای موجود چارچوبی رو ارائه داده. چان در چارچوب پیشنهادی خود، کمی یا کیفی بودن یه ملاک رو پایه قرار داده. بعضی از معیارها کمی هستن و خیلی راحت قابل بررسی هستن، چون که به کمک اعداد نشون داده می شن، مثلا میشه به هزینه اشاره کرد. به طور کاملً مشخصه که هزینه کمتر، در بیشتر مواد خواسته مدیرانه. معیارهای کیفی هم که بیشتر مفهومی هستن می تونن بر کارکرد موثر باشن. چان هفت مشخصه رو که نشون دهنده کارکرد زنجیره تأمینه شناسایی کرده. دو مشخصه به طور کاملً کمی هستن (هزینه و به کار گیری منابع) و پنج مشخصه دیگه کیفی (کیفیت، انعطاف پذیری، وضوح، اعتماد و نوآوری). (یوتنر و همکاران، ۲۰۰۳).

۲-۲-۵-۱- معیارهای کمی

هزینه: سود یه سازمان مستقیماً از هزینه عملیاتش اثر می گیرد. به خاطر همین بیشتر افراد هزینه رو عامل مهمی در کل کارکرد می دانند و درواقع مهم ترین ملاک اندازه گیریه. از شکل های جور واجور هزینه ها می توان به هزینه پخش، هزینه تولید، هزینه پخش، هزینه انبارداری و هزینه های نهفته اشاره کرد (یوتنر و همکاران، ۲۰۰۳).

به کار گیری منابع: کارکرد زنجیره تأمین نمی تونه فقط بر خروجی متمرکز باشه. یه روند تولیدی شامل ورودی، روند و خروجیه، به عنوان مثال ورودی یه تولیدکننده؛ مواد خام، لوازم، ماشین آلات و منابع انسانیه. بهترین کارکرد وقتی به دست میاد که از همه این منابع به شکلی درست استفاده شه. واسه امتحان اندازه به کار گیری منابع، شرکت می تونه درصد مازاد هر منبع رو تو یه دوره خاص محاسبه کنه (یوتنر و همکاران، ۲۰۰۳).

۲-۲-۵-۲- معیارهای کیفی

کیفیت: اولین دسته از معیارهای کیفی، کیفیت می باشه. این ملاک مستقیماً با سطح رضایت مشتری از محصول و خدمات ارائه شده واسه محصول رابطه داره. طولانی بودن زمان تحویل کالا به اندازه پایین بودن کیفیت محصول می تونه سطح رضایت مشتری رو پائین بیاره. رضایت مشتری مشخصه کلیدی موفقیت یه سازمان به حساب میاد. واسه اندازه گیری کیفیت می توان به اندازه گیری عوامل زیر پرداخت:

انعطاف پذیری: توانایی یه سازمان در جواب به تغییرات رو انعطاف پذیری می می گن. چان انعطاف پذیری رو در سه شکل ورودی، روند و خروجی بررسی می کنه و در هر سه شکل، هدف پاسخگویی به تغییراته.

وضوح: هر زنجیره تأمین از تأمین کنندگان، تولیدکنندگان و پخش کنندگان و مشتریان تشکیل شده، پس درصورتی که مشتری بخواد خصوصیتی از محصولش رو عوض کنه، به زمان بسیار زیاد واسه انتقال پیام به انتهای زنجیره نیازه. علاوه بر تلف شدن زمان امکان وجود خطا و اشتباه هم هست. پس وجود سیستمی واسه به اشتراک گذاری اطلاعات لازمه. اندازه وضوح تو یه زنجیره تأمین، صحت و سرعت انتقال اطلاعات رو نشون می دهد.

اعتماد: اعتماد به معنی توانایی اطمینان و سازگاری سطوح جور واجور زنجیره تأمینه که در ارتباطات طولانی مدت بین اون ها رو افزایش می دهد. واسه نشون دادن ارتباطات و سازگاری بین اعضاء زنجیره، اندازه اشتراک خطر و اشتراک اطلاعات ملاک مناسبیه.

نوآوری: توانایی تولید اجناس جدید که باعث مزیت رقابتی در سازمانه. واسه اندازه گیری این ملاک به عنوان مثال می توان تعداد اجناس جدید رو که سازمان تو یه دوره خاص به بازار می فرستد پایه قرارداد(یوتنر و همکاران، ۲۰۰۳).

بیمون(۱۹۹۹) هم به مقایسه معیارهای معرفی شده در ادبیات می پردازه، نقاط ضعفشون رو بررسی می کنه. طبق تحقیقات بیمون تک معیارها، یه شکل رایج واسه اندازه گیری کارکرد زنجیره تأمین هستن. تک ملاک بودن به معنی به کار گیری تنها یه ملاک در امتحان کارکرد سیستمه. سادگی این روش در اندازه گیری، اون رو بسیار جذاب ساخته. اما کلی و کامل نبودن تک معیارها، ضعف اصلی اونا می باشه. یه ملاک باید بتونه تموم جنبه های زنجیره تأمین رو موردسنجش بذاره. به عنوان مثال به کار گیری ملاک هزینه واسه امتحان، هرچند بسیار مطلوب به نظر می رسد اما ممکنه ملاک مناسبی واسه امتحان اندازه پاسخگویی به مشتری نباشه. پس محقق عقیده داره به کار گیری معیارهای ترکیبی بهتر می تونه جوابگو باشه. بیمون یه سیستم واسه اندازه گیری معرفی می کنه که از سه جزء تشکیل شده: ۱- منابع، ۲- خروجی، ۳- انعطاف پذیری (زیدسین و ریچه، ۲۰۰۹) .

[۱] Chopra  & Mindel

[۲] Lee

[۳] Groblar

[۴] Nelli & etal

[۵] chun

[۶] Juttner

[۷] Bimon

[۸] Zsidisin, G. A. & B., Ritchie