بررسی نقش خصوصیات شرکت (در قالب عوامل مدل های نمایندگی و عدم …

در ادامه، درباره هریک از مدل‌ها به صورت مختصر بحث شده است. ( فرانکفورتر و وود، ۲۰۰۲ )
۲ـ ۲ـ ۱ـ ۱ـ ۱ـ مدل‌های اطلاعات کامل ـ عامل مالیاتی
در الگوی توزیع سود که برای مالیات تعدیل می‌شود، بازده سود سهام بیشتر از سود سهام مورد توجه قرار می‌گیرد. طبق تئوری قیمت گذاری دارایی سرمایه‌ای، سرمایه‌گذاران به علت مالیات روی سود نقدی قیمت پایین‌تری را برای سهام پیشنهاد می‌کنند. سرمایه‌گذاران با تعهدات مالیاتی متفاوت، سیاست تقسیم سود یا سرمایه‌گذاری یکسانی در شرکت مورد نظرشان نخواهند داشت، زیرا وقتی مالیات سود سهام افزایش(کاهش) می‌یابد، پرداخت سود سهام کاهش(افزایش) می‌یابد، در حالی که سرمایه‌گذاری مجدد افزایش(کاهش) می‌یابد. بنابراین مدل آن‌ها به تفکیک سرمایه‌گذاری برمبنای ترجیحات مالیاتی منجر می‌شود. طبق قوانین مالیاتی ایران سود نقدی سهام مشمول مالیات نمی‌شود. ( ماسیوس و ترومن ۱۹۸۸ )
۲ـ ۲ـ ۱ـ ۱ـ ۲ـ مدل‌های رفتاری
رفتار اجتماعی اساساً متأثر از ویژگی‌ها و هنجارهای اجتماعی است که متأسفانه این محرک توسط تئوری‌های مالی، اغلب به علت مشکل مطرح کردن رفتار سرمایه‌گذار نادیده گرفته شده است. سیاست سود تقسیمی با حداکثر سازی ثروت سهامداران ناسازگار بوده و بهتر است با الحاق یک نمونه رفتار اقتصادی اجتماعی در مدل‌های اقتصادی توضیح داده شود. یکی از این مدل‌ها، مدل پیمایش‌های مدیران است. در این مورد، ( لینتنر ۱۹۵۶ ) به بررسی نحوه سیاست‌گذاری مدیران اجرایی و مدیران مالی در رابطه با نحوه افشای اطلاعات و چگونگی واکنش سرمایه‌گذاران به نحوه افشا پرداخت. او دریافت که سیاست تقسیم سود باثبات، یک متغیر فعال در تصمیم‌گیری است، زیرا مدیران اعتقاد دارند که سودهای تقسیمی باثبات واکنش‌های منفی سرمایه‌گذار را کاهش می‌دهد. مدل تئوری رفتار، مدل دیگری است که در این مورد ( فلدستین و گرین ۱۹۸۳ ) تصمیم مدیریت برای توزیع نقدی سود سهام را ناشی از پنج منبع ارزیابی می‌کنند:
۱ ـ سیاست تقسیم سود نتیجه‌ای از نیازهای مصرفی سرمایه‌گذار است.
۲ ـ ارزش بازار سودهای انباشته، کمتر از ارزش بازار سودهای تقسیم شده است.
۳ ـ رشد پرداخت سود سهام ثابت بوده، با نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام سازگار است.
۴ ـ پرداخت سود نقدی نتیجه تفکیک مدیریت از مالکیت است.
۵ ـ تاثیر عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه نمایندگی در مدل تقسیم سود ناچیز است.
۲ـ ۲ـ ۱ـ ۱ـ ۳ـ مدل‌های عدم تقارن اطلاعاتی
توزیع اطلاعات به صورت نابرابر میان مدیران و مالکان، مبنایی برای تشریح سیاست تقسیم سود است. این مدل شامل سه فرضیه است:
۱ـ فرضیه هزینه نمایندگی[۹] ؛
۲ـ فرضیه جریان نقدی آزاد[۱۰]؛
۳ـ فرضیه پیام‌دهی[۱۱].
۲ـ ۲ـ ۱ـ ۱ـ ۳ـ ۱ـ فرضیه هزینه نمایندگی
این مدل‌ها اطلاع رسانی شرکت و مدیریت آن در کاهش تضاد منافع ناشی از مساله نمایندگی و متقاعد کردن بازار به عدم سوء استفاده مدیران از موقعیت‌شان را مؤثر می‌دانند. توزیع سود نقدی می‌تواند برای کاهش تضاد منافع بین مدیران و سهامداران به عنوان ابزاری برای جلوگیری از مصرف درآمدهای شرکت در پروژه‌های ناکارآمد استفاده شود. زیرا پرداخت سود، منابع مالی تحت کنترل مدیران را کاهش می‌دهد و کاهش قدرت مدیران را به دنبال خواهد داشت. زمانی که واحد تجاری درپی جذب سرمایه جدید است، بازار شرکت را بر اساس. پرداخت‌های سود سهام ارزیابی می‌نمایند. ( گنزالز، ۲۰۰۷ )
۲ـ ۲ـ ۱ـ ۱ـ ۳ـ ۲ـ فرضیه جریان نقدی آزاد
جریان نقدی آزاد، جریان نقدی عملیاتی مازاد بر وجوه نقد مورد نیاز برای پروژه‌هایی است که دارای خالص ارزش فعلی مثبت باشند. هرچه جریان نقدی آزاد شرکت بیشتر باشد، شدت تضاد دیدگاه میان مدیران و سهامداران در مورد سیاست‌های پرداخت سود بیشتر می‌شود؛ زیرا پرداخت سود سهام جریان نقدی آزاد در دسترس مدیران برای سرمایه‌گذاری و اداره کردن منابع را کاهش می‌دهد. بر اساس فرضیه جریان نقدی آزاد بین تغییر در سیاست تقسیم سود و واکنش قیمت سهام رابطه مثبتی وجود دارد.( لمبرت و همکاران، ۲۰۱۲ )
۲ـ ۲ـ ۱ـ ۱ـ ۳ـ ۳ـ فرضیه پیام‌دهی
کاهش عدم تقارن اطلاعاتی میان مدیران و مالکان از طریق تغییرات غیرمنتظره در سیاست تقسیم سود زیر بنای مدل‌های پیام‌دهی سود نقدی است. طرفداران تئوری پیام‌دهی معتقدند که سیاست تقسیم سود شرکت به عنوان یک ابزار پیام‌دهی از وضعیت شرکت به علت داشتن هزینه‌ای پایین‌تر از سایر روش‌ها، مورد استفاده قرار می‌گیرد. تحقیقات در مورد پیام‌دهی سود سهام به دو نوع عمده تقسیم می‌شود:
۲ـ ۲ـ ۱ـ ۱ـ ۳ـ ۳ـ ۱ـ تحقیقات مبتنی بر رابطه سود نقدی ـ قیمت[۱۲]
این نوع آزمون خیلی بحث انگیز نبوده است. نتایج حاصل از آزمون رابطه قیمت و سود نقدی، بیانگر وجود رابطه مثبت میان آنهاست؛ یعنی با افزایش / کاهش سود سهام، قیمت سهام افزایش/ کاهش می‌یابد.
پرداخت‌های سود سهام روی رفتار قیمت سهامدار کوتاه مدت به دو شیوه اثر می‌گذارد:
اول شرکت‌هایی که برای اولین بار سود نقدی پرداخت می‌کن

این مطلب را هم بخوانید :  بررسی میزان تأثیر هوشمندی رقابتی بر وفاداری مشتریان- قسمت ۱۲

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

ند، یا شرکت‌هایی که سود نقدی را افزایش می‌دهند، یک خبر خوب را به بازار منتقل کرده، باعث ایجاد یک بازده اضافی مثبت پیرامون تاریخ اعلان سود می شوند. این بازده اضافی به علت افزایش منظم در پرداخت‌های سود سهام است که بازار آن را تعهدی برای پرداخت سودهای بیشتر در آینده تلقی می‌کند. شرکت‌ها اغلب تمایل به پرداخت سود به صورت یکنواخت[۱۳] دارند؛ یعنی اغلب سود نقدی را افزایش نمی‌دهند و از کاهش یا حذف آن بشدت اجتناب می‌کنند. همچنین، وقتی سود سهام پرداخت می‌شود، ارزش دفتری شرکت با این پرداخت کاهش می‌یابد و موجب ایجاد یک بازده اضافی منفی پیرامون وقوع این رویداد می‌شود. .( لمبرت و همکاران، ۲۰۱۲)
۲ـ ۲ـ ۱ـ ۱ـ ۳ـ ۳ـ ۲ـ تحقیقات مبتنی بر رابطه سود نقدی ـ بازده[۱۴]
با توزیع بخشی از سود، شرکت‌ها به منظور تامین مالی پروژه‌های سرمایه‌گذاری جدید باید هزینه‌های بالاتری برای انتشار سهام پرداخت نمایند. تئوری پیام‌دهی [۱۵]این جنبه از ابهام در سیاست تقسیم سود را تشریح می‌کند. چون مدیران دارای اطلاعات بیشتری در مورد سودآوری آتی شرکت نسبت به سرمایه‌گذاران بیرونی هستند، با افزایش سود تقسیمی می‌توانند پیام‌دهی بهتری از چشم‌انداز آتی واحد تجاری داشته، به طور عادی قیمت سهام بالاتری را در بازار تجربه کنند. علاوه براین، مدیران مالی ممکن است از سیاست تقسیم سود به سبب محتوای اطلاعاتی آن در تعیین کیفیت سود شرکت استفاده نمایند. بنابراین، چون سرمایه‌گذاران خارجی دارای اطلاعات کمتری درباره سودآوری آتی شرکت هستند، عملکرد سود تقسیمی را به عنوان یک پیام از جریان نقدی مورد انتظار آتی در نظر می‌گیرند، زیرا قیمت سهام در بازار به تصمیمات مرتبط با سود تقسیمی شرکت به سرعت واکنش نشان می‌دهد. ( لمبرت و همکاران، ۲۰۱۲)
۲ـ ۲ـ ۱ـ ۲ـ سیاست تقسیم سود
همچنان که می‌دانیم هدف بلند مدت شرکت‌ها و مدیران آن‌ها به حداکثر رسانیدن ثروت سهامداران است. پرداخت سود سهام به صاحبان سهام عادی از راه‌هایی است که شرکت می‌تواند بدان وسیله بر ثروت سهامداران اثر بگذارد، اما باید این نکته را متذکر شد که پرداخت تمام سود به سهامداران به معنی به حداکثر رسانیدن ثروت سهامداران نخواهد بود.( جنسن و همکاران، ۲۰۱۰ )
به طور کلی تحقیقات انجام شده در زمینه تقسیم سود به سه دیدگاه فکری منجر شده است. عده‌ای به پیروی از عقاید پروفسور لیتزن برگر معتقدند که کاهش سود پرداختی به سهامداران باعث افزایش ارزش سهام آن‌ها می‌شود. عده‌ای دیگر مانند جان چایلد معتقدند که تقسیم سود برای سهامداران و شرکت‌ها از اهمیت برخوردار است و تقسیم سود بیشتر، سهامداران را از زیان‌های احتمالی آتی برحذر می‌دارد. گروه سوم که در میان آن‌ها از پروفسور میلر نام برده می‌شود، اعتقاد دارند که سیاست‌های سرمایه‌گذاری مجدد سود سهام در شرکت باعث افزایش منفعت سهامداران می‌شود که در کل نتیجه بهتری از تقسیم سود به صورت نقدی دارد.
البته اتخاذ هر یک از سیاست‌های تقسیم سود فوق یکی از قدیمی‌ترین و سوال برانگیزترین موضوعات مطروحه در مدیریت مالی بوده تا جایی که به قول فیشر بلاک، از آن به عنوان «معمای سود» سهام یاد می‌کنند. نکته مهم در خصوص سیاست‌های تقسیم سود، تعیین حد مطلوب نسبت مناسب پرداخت سود است. برخی معتقدند که شرکت‌های قدیمی‌تر و بالغ به علت امکانات محدودتر توسعه، معمولاً به تقسیم سود می‌پردازند و شرکت‌های جدید و کوچک‌تر که فن‌آوری پیشرفته را به کار می‌گیرند، به علت نیاز آنی برای سرمایه‌گذاری و توسعه به عدم تقسیم سود علاقه نشان می‌دهند. با عنایت به موارد فوق الذکر می‌توان گفت که صدها سیاست تقسیم سود می‌تواند وجود داشته باشد اما اکثر آن‌ها در سه گروه یا روش اصلی زیر طبقه‌بندی می‌شوند.
در روش اول یعنی پرداخت نسبت سود تقسیمی ثابت، درصد ثابتی از سود خالص در سال بین سهامداران تقسیم می‌شود. این نسبت معمولاً ثابت است، ولی از آنجاکه سود خالص شرکت در هر سال ممکن است نوسان‌های زیادی داشته باشد، سود تقسیمی هم بر پایه همین نوسان‌ها است. به همین سبب ممکن است در یک سال سود زیادی بین سهامداران تقسیم شود و در سال دیگری هیچ سودی بین سهامداران تقسیم نشود. در روش دوم، هر سال مبلغ نسبتاً ثابتی به عنوان سود هر سهم بین سهامداران تقسیم می‌شود. این مبلغ می‌تواند معادل درصدی از ارزش اسمی هر سهم باشد مزیت این روش این است که، روند بلندمدت با ثباتی بر پرداخت سود سهام حاکم است و به دلیل اطمینان در تقسیم سود در این حالت افراد ریسک گریز تمایل بیشتری برای سرمایه‌گذاری در این شرکت‌ها دارند. اما عیب این روش این است که با وجود فرصت‌های رشد و سودآور بازدهی بیشتری نصیب سهامداران نمی‌شود.
روش سوم خط مشی تقسیم سود، بین دو روش قبلی قرار دارد. به این منوال که هر سال مبلغی را به عنوان سود ثابت پرداخت می‌کنند و با افزایش سود شرکت در دوران رونق مبلغ این سود را افزایش می‌دهند. مزیت پرداخت مبلغ اضافی در این است که شرکت می‌تواند در دوران رکود و حسب ضرورت مبالغ اضافی را قطع کند بدون اینکه از میزان سود تقسیمی هر سهم بکاهد. اما عیب این سیاست این است که توقع سهامداران را بالا می‌برد که اگر این مبالغ اضافی پرداخت نشود احیاناً قیمت ب
ازار سهام کاهش می‌یابد.
( غلامرضا کرمی، ۱۳۸۹، ص۵ )
۲ـ ۲ـ ۱ـ ۲ـ ۱ـ اهمیت افشای سیاست تقسیم سود
بورس اوراق بهادار یک بازار متشکل سرمایه می‌باشد و از آن جهت متمرکز نمودن سرمایه‌های پراکنده و قرار دادن این سرمایه‌ها در خدمت اهداف توسعه شرکت‌ها و تخصیص بهینه منابع از مهمترین ارکان توزیع سرمایه در اقتصاد کشورهای توسعه یافته است. به تبع اتخاذ سیاست‌های مناسب سازمان بورس و در بعضی موارد تقویت نقش ارشادی و نظارتی خود می‌تواند تاثیر بسیار مهمی در رسیدن به هدف مذکور داشته باشد. توسعه بازار سرمایه و تشکیل بیشتر سرمایه باعث افزایش محوریت سازمان بورس و بازار سرمایه در توزیع بهتر سرمایه و رشد شاخص‌های اقتصادی می‌گردد و رشد و توسعه اقتصادی را به همراه دارد. یکی از سیاست‌های مهم شفافیت اطلاعات در خصوص سیاست‌ها و خط مشی تقسیم سود شرکت‌های پذیرفته شده در بورس و اعمال نظارت کافی در خصوص ایجاد این شفافیت و انجام نقش ارشادی در خصوص اتخاذ سیاست‌های مذکور می‌باشد. اگرچه از دیدگاه بعضی از تئوریسینهای مالی در یک بازار کامل ( نبود هزینه‌های معاملات، مالیات و قابلیت نقدینگی بالای سهام و افشای کامل اطلاعات گذشته و حال و آینده و محرمانه که از ویژگی‌های آن بازار می‌باشد ) نظریه بی‌ارتباطی سیاست تقسیم سود با ارزش شرکت مطرح شده است ولی اکثر کارشناسان و تئوریسین‌های مالی به دلیل نبود بازار مذکور در جهان معتقدند که سیاست تقسیم سود ارتباط کاملی با ارزش شرکت‌ها دارد بطوریکه عمده صاحبنظران این دیدگاه معتقدند که با توجه به شرایط اقتصادی می‌توان آن را به سه دسته تقسیم نمود:
الف ـ شرکت‌های در حال رشددر این مؤسسات نرخ بازده داخلی شرکت از عملیات بیشتر از نرخ هزینه تامین مالی می‌باشد به طبع تقسیم سود اینگونه شرکت‌ها به دلیل عدم استفاده از آن در جهت رشد و توسعه شرکت باعث کاهش ارزش سهام می‌گردد.
ب ـ شرکت‌های در حال سکون: در اینگونه شرکت‌ها نرخ بازده کسب شده از شرکت‌ها معادل نرخ هزینه سرمایه و تامین مالی می‌باشد لذا تقسیم یا عدم تقسیم آن بر ارزش شرکت‌ها تاثیر گذار نمی‌باشد.

این مطلب را هم بخوانید :  بررسی نقش خصوصیات شرکت (در قالب عوامل مدل های نمایندگی و عدم تقارن اطلاعاتی) و ...