بیماران سرطانی و بیماران مبتلا

دانلود پایان نامه

مسیرهای متعددی برای، رشد و پیشرفت سرطان وجود دارد. سلولهای سرطانی ظرفیت لازم برای تکثیر و مهاجرت را بدست آورده اند و پروتئولیز و نفوذپذیری را القاء می کنند. آنها حساسیت کمی نسبت به آپوپتوز، و در عین حال توانایی ویژه‌ای در تحرک و چسبندگی دارند (19). در حال حاضر بخوبی ثابت شده است که عوامل ضروری هموستاز ( از قبیل پروتئین‌های انعقادی و تجزیه کننده فیبرین و پلاکت‌ها)، نقش مستقیمی در این فرایندها ایفا می‌کنند (93،85).
سطوح بالای فاکتور بافتی (TF) با پیشرفت بالینی سرطان همراه است و افزایش سطح آن به عنوان یک شاخص پیش آگهی دهنده نامطلوب به شمار می آید. خاموش شدن ژن TF می تواند رشد تومور و رگزایی را در بدن مهار کند (119،92). بیان نابجای TF در سلولهای سرطانی و سلولهای اندوتلیالی عروق نتیجه ی فعال شدن انکوژن K-RAS و کاهش ژن سرکوبگر تومور (P53) می باشد (41).
علاوه براین، مجموعه TF–FVIIa، بیان فاکتور رشد مشتق شده از عروق (VEGF)، بیان بیشتر TF و بقای سلولهایی که به سمت آپوپتوز هدایت می شوند را القاء می کند. این وقایع تحریک رگزایی، چسبندگی و مهاجرت را به همراه دارند (87،37،7).


ترومبین باعث افزایش بیان TF، فاکتور رشد مشتق شده از عروق (VEGF)، گیرنده VEGF، فاکتور رشد فیبروبلاستی و ماتریکس متالوپروتئازها می شود (94). این امر منجر به تغییر شکل سلولهای اندوتلیالی، افزایش نفوذپذیری عروق، مهاجرت و افزایش بقای سلولهای سرطانی می شود (50).
علاوه بر این، به نظر می‌رسد که فیبرینوژن با پلاکت‌های سازندۀ میکروترومبی مرتبط اند و از این طریق تومور را تثبیت می‌کنند؛ این امر باعث ایجاد یک مانع فیزیکی می‌شود که از چسبیدن سلولهای کشنده طبیعی (NK-cell)، مونوسیت‌ها و لنفوسیت‌ها به سلولهای تومور جلوگیری می‌کند. فیبرینوژن با حفاظت از سلولهای توموری در برابر سیستم ایمنی ذاتی، پتانسیل متاستازی آنها را افزایش می‌دهد (13،12). فیبرینوژن علاوه بر پوشاندن سلولهای توموری می‌تواند انواع سلولها و فاکتورهای رشد بی‌شماری را به هم متصل کند و به این صورت ساختاری استرومایی به تومور داده و پتانسیل تهاجمی را تغییر دهد (100).
سلولهای سرطانی بسیاری از پروتئین های فیبرینولایتیک (uPA، tPA،PAI-1، PAI-2) را بیان می کنند و باعث پیشرفت و یا مهار آنها می شوند. سلولهای سرطانی سیستم فیبرینولایتیک را تخریب می کنند که نتایج آن حفظ ماتریکس فیبرین، رشد سلولها و متاستاز است.
فعال سازی پلاکت ها توسط ترومبین، منجر به آزاد شدن فاکتورهای رشد مانند VEGF، فاکتور رشد مشتق از پلاکت ها و فاکتور رشد فیبروبلاستی می شود. این فاکتورهای رشد به آنژیوژنز و مهار آپوپتوز کمک می کنند (24).
عواملی که در بالا به آنها اشاره شد، همگی به طور طبیعی در سیستم هموستاز نقش دارند. به نظر می رسد که فعال شدن سیستم انعقادی به عنوان مزیتی برای رشد و پیشرفت سرطان محسوب می شود (57).
مطلب مرتبط :   دستگاه اجرایی و نیازمندی‌ها

1-8- ترومبوز و سرطان :
در بیماران سرطانی بروز عوارض مربوط به ترومبوآمبولی وریدی (VTE) شایع می باشد و دومین دلیل اصلی مرگ محسوب می شود. خطر ابتلاء به VTEی علامت دار در بیماران سرطانی در مقایسه با بیماران غیرسرطانی 6 تا 7 برابر بیشتر است و خطر بروز VTE در بین انواع سرطانها یکسان نمی باشد (83،43).
Chew و همکارانش (2006) خطر بروز VTE در بیمارانی که بیماری آنها در مرحله متاستازی است را به ترتیب، در بین مبتلایان به سرطان پانکراس (20%)، معده (7/10%)، مثانه (9/7%)، رحم (4/6%)، کلیه (6%) و ریه (5%) برآورد کردند (28).
Blom و همکارانش (2005) با مطالعه ای که بر روی بدخیمی ها و جهش های ترومبوتیک انجام دادند، به این مسئله پی بردند که احتمال بروز VTE در بیمارانی با متاستازهای دوردست در مقایسه با بیماران فاقد متاستازهای دوردست تا 20 برابر بیشتر است. این گروه تحقیقاتی، بالاترین خطر بروز VTE را در مبتلایان به بدخیمی های هماتولوژیک، و بعد از آن به ترتیب در بین بیماران مبتلا به سرطان ریه و سرطان مجرای گوارش (معده ای-روده ای) مشاهده کردند (17).
در یک تحقیق دیگر Heit و همکارانش (2005) نشان دادند که خطر بروز VTE در سرطان پانکراس و غدد لنفاوی بیش از 25% است، و در مرتبه بعدی خطر بروز VTE در سرطان کبد، سرطان خون، سرطانهای مجرای گوارشی (مری، کیسه صفرا) و سرطانهای مربوط به زنان بیش از 17% می باشد (47).

جستجو در سایت ما :


Vossen و همکارانش در سال 2011 به این نتیجه رسیدند که پلی مورفیسم فاکتورهای لخته کننده خون با خطر ابتلاء به سرطان روده بزرگ در ارتباط است (112).
1-9- ترومبین :
ترومبین یک گلیکوپروتئین وابسته به ویتامین K می باشد و به صورت یک زیموژن غیرفعال (پروترومبین) در کبد سنتز می شود. از آنجا که ترومبین از اهمیت زیادی در سیستم انعقادی برخوردار است، نقص در پروترومبین معمولاً باعث اختلال در لخته شدن خون و در نتیجه اختلالات خونریزی دهنده می شود (53).
Poort و همکارانش (1996) با تعیین توالی DNA در ژن پروترومبین (بر روی کروموزوم 11) که بر روی بیماران انجام دادند ، دریافتند که جهش گوانین به آدنین در موقعیت نوکلئوتید 20210 قرار دارد (شکل1-5). این ژن دارای 14 اگزون و 13 اینترون می باشد (6). جهش در PT G20210A خطر بروز ترومبوز وریدی را از طریق بالا بردن سطح پروترومبین در خون افزایش می دهد (27).

مطلب مرتبط :   رفتار شهروندی سازمانی کارکنان و ابعاد رفتار شهروندی سازمانی

شکل (1-5): موقعیت ژن پروترومبین (11p11) (48)
علاوه بر این، افزایش سطح پروترومبین ممکن است منجر به افزایش یک پروتئین به نام مهار کننده فیبرینولیز ترومبین فعال (TAFI) شود؛ این پروتئین مهار کننده از روند فیبرینولیز است. بنابراین ممکن است، افزایش TAFI روند فیبرینولیز را مختل کند که در این صورت منجر به تجمع لخته و در نتیجه ایجاد ترومبوآمبولی وریدی شود (53).
بررسی میزان شیوع برای هتروزیگوت های PT G20210A در سفیدپوستان ایالات متحده 5-2 درصد، در نژاد آفریقایی- آمریکایی 3 درصد و در نژادهای آسیایی و بومیان آمریکایی نادر است. شیوع هموزیگوت جهش یافته برای PT G20210A تقریباً در میان یک نفر از هر 10000 نفر رخ می دهد و خطر ترومبوز را در تمام گروه ها ی سنی و در هر دو جنس افزایش می دهد (91).
1-9-1- بررسی ارتباط بین پلی مورفیسم PT G20210A و خطر ابتلاء به سرطان و ترومبوز :