فایل پژوهشی : خودجوشي و خلاقيت

مورنو و مورنو (1975، به نقل از کارپ، 1994، صفحه ي 50) خود جوشي را اينچنين تعريف مي‌کنند: «خودجوشي، پاسخ رضايت بخشي است که فرد به يک موقعيت با درجاتي از نوآوري ارائه مي‌کند». اين واژه از واژه ي لاتين Sua sponte ريشه مي‌گيرد که به معني «خواسته ي آزاد[1]» و يا چيزي است که برخاسته از درون فرد باشد. به زبان ساده، مي‌توان خودجوشي را به معناي خودبودن و بيان آزادانه و مناسب خود در موقعيت هاي مختلف، تعريف کرد. براساس رويکرد روان نمايشگري، بسياري از حالات ناسالم روانشناختي، همچون اضطراب‌ها و برانگيختگي هاي بيش ازحد، ناشي از سرکوب و بازداري خودجوشي است. به همين دليل، يکي از اهداف اصلي روان نمايشگري اين است که خودجوشي را در اعضا نهادينه کند (کارپ، 1994). خودجوشي يک نياز و تمايل اساسي انسان است که از دوران کودکي به بعد، به دليل بسياري از محافظه کاري ها و ملاحظات بيش از حد خاص جامعه ي بزرگسالان، مورد سرکوب و بازداري قرار مي‌گيرد. روان نمايشگري با فراهم آوردن يک جو سرشار از هيجان،‌ تحرک، سرزندگي،‌ شوخ طبعي و در عين حال پذيرش بي قيد و شرط و امکان بروز خلاقيت بدون ترس از شکست و توبيخ، به رشد خودجوشي تک تک اعضا کمک مي‌کند (بلاتنر،‌2000).

خودجوشي و خلاقيت، مفاهيم بسيار نزديک و به هم مرتبطي هستند. به طوريکه خودجوشي امکان بروز خلاقيت در زمينه هاي مختلف را فراهم مي‌آورد.  به اعتقاد مورنو خلاقيت بدون خودجوشي، محکوم به نابودي و هدررفتن است. در واقع خودجوشي به منزله ي يک موتور محرکه براي بروز خلاقيت، به شمار مي‌آيد. مورنو معتقد بود که افراد سرشناس و موفق در طول تاريخ، همانند ميکل آنژ و بتهوون، به لحاظ دارا بودن قوه ي خلاقيت،‌ با بسياري از هم دوره اي هاي خود، تفاوتي نداشتند، بلکه آنچه که باعث تفاوت اين چهره هاي شاخص با ساير مردم مي‌شد، بروز موفق و مناسب خودجوشي توسط اين افراد بود که سبب مي‌شد نيروي خلاقيت آن ها به فعليت برسد (کارپ، 1994).

نقطه ي قوت اثربخشي مداخلات روان نمايشگري، ارتقاء خودجوشي و خلاقيت است. از همان ابتداي شکل گيري اين رويکرد تا امروز، همواره اعتقاد بر اين بوده است که اثر درماني روان نمايشگري تا حد زيادي به تأثير قابل توجه آن در ارتقاء خودجوشي و خلاقيت، مربوط مي‌شود. در واقع آنچه که افراد در جلسات روان نمايشگري به دست مي‌آورند راه حل هاي خلاقانه براي حل مسائل مختلف يا ارتقاء توانمندي هايشان است که تنها در يک سطح بالا از خودجوشي و خلاقيت، قابل بروز و نمايان شدن است. به علاوه، افراد مي‌آموزند که با حفظ خودجوشي و خلاقيت در زندگي روزمره ي خود، به نحو مؤثرتري با مسائل آينده نيز کنار بيايند (کارول و هاويسون[2]، 1978).

2-5-7 کاربردهاي روان نمايشگري

امروزه روان نمايشگري جزء مداخلاتي محسوب مي‌شود که در ابعاد مختلف، از گستره ي کاربردي قابل توجهي برخوردار است. به لحاظ نوع موضوعات مورد مداخله، روان نمايشگري از يکسو قابليت کاربرد بر موضوعات سلامت روان و کار با افراد فاقد اختلالات جدي روانشناختي را دارد و از سوي ديگر قابليت مداخله بر بعضي از اختلالات رواني در ميان جمعيت افراد داراي برچسب هاي تشخيصي روانپزشکي را نيز دارد. به لحاظ نوع مداخله،‌ روان نمايشگري بيشتر به عنوان يک رويکرد مبتني بر مشاوره و روان درماني گروهي، کاربرد دارد ولي از همان سال هاي ابتدايي شکل گيري اين رويکرد، شکل انفرادي آن هم مفهوم سازي شد و تا به امروز نيز مورد استفاده قرار مي‌گيرد. براساس طول مدت درمان نيز، روان نمايشگري هم قابليت اجرا به صورت يک درمان کوتاه مدت و حتي مداخله در بحران را دارد و هم قابليت اجراي بلندمدت را دارا مي‌باشد (لوسادا[3]، 1998).

2-5-8 انواع شکل هاي اجراي جلسات روان نمايشگري

رايج ترين و پرکاربردترين شکل اجراي روان نمايشگري به صورت اجراي تمام خودجوش[4] جلسات است. منظور از اجراي تمام خودجوش، اين است که موضوعات جلسات و ساختار آن، به هيچ وجه، از پيش تعيين شده نباشد. البته روان نمايشگري صرفاً به اين شکل اجرا محدود نمي‌شود. مورنو علي رغم اينکه بر شکل اجراي تمام خودجوش،‌ تأکيد داشت، شکل اجراي برنامه ريزي شده[5] را نيز به عنوان يکي از اَشکال اصلي اجراي روان نمايشگري معرفي نمود که طي آن، رهبر گروه در انتخاب موضوع جلسات و روند اجراي آن، نقش فعال تري دارد و مي‌تواند بدون مشورت با گروه، موضوعات و طرح خاصي را به طور اوليه براي هرجلسه، در نظر بگيرد. البته بايد توجه داشت که اين موضوع به اين معني نيست که يک طرح از پيش تعيين شده بايد دقيقاً در يک جلسه اجرا شود، زيرا اين حالت، مانع شکل گيري خودجوشي و خلاقيت گروه مي‌شود. در واقع در شکل اجراي برنامه ريزي شده، کارگردان از پيش، موضوع اصلي جلسه و روندکلي که بايد در جلسه اجرا شود را مدنظر دارد منتها جزئيات پرداختن به اين موضوع، در خود جلسه و متناسب با موقعيت هاي مطرح شده، به صورت خودجوش توسط کارگردان تعيين مي‌گردد (کارپ، 1994).

[1]. Free will پایان نامه

[2]. Carrol & Howieson

[3]. Lousada

[4]. Totally spontaeous

[5]. planned

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*