دانلود پایان نامه ارشد درمورد عوامل استرس زا و انعطاف پذیری

دانلود پایان نامه

جستجو در سایت ما :

GRها بسیاری از اثرات هومون های GCsرا در شرایط استرس میانجی گری می کنند در حالی که MRها تمایل به میانجی گری در پایه ای ترین شرایط فیزیولوژیک بدن دارند مثل حفظ نورونها در پاسخ به ناقلین عصبی شان ،حفظ ریتم های شبانه روزی محورHPA (بیشترین میزان آن در بیداری و کمترین میزان آن در 30 دقیقه پس از شروع خواب طولانی) وهمچنین حفظ فشار خون ]65[. به عبارت دیگر، اثرات فیزیولوژیکی پایه ای، از اثر GCs تولید شده در شرایط استرس، جدا بوده و به نوعی استرس مجاز تلقی می شوند. سطوح فیزیولوژیک بدن اجازه می دهد تا پاسخ ستیز و گریز بوسیله اثراتNE و EPI بر بافت هدف شان ایجاد گردد.
میانجی گری GR ها اغلب اثرات مخالفی نسبت به MR ها دارد. برخی پژوهشگران انعطاف پذیری و یا آسیب پذیری در برابراسترس را از نسبت فعال بودن MR ها به GR ها می دانند]62[. به عنوان مثال اثر تخریبی بر شکل پذیری نورونها و فرایند های درگیر در یادگیری و حافظه، شواهدی بر تاثیر آسیب زنندهGR برنورونهای هیپو کامپ است. از طرفی سطوح پایه ای GCs و اثرآن از طریق MRها، موجب شکل پذیری سیناپسی می گردد.MR ها در دسترس بودن قند خون مغزی را تسهیل می کنند در حالی که GRها مانع از استفاده قند در سراسر مغز شده و بقای سلول را به خطر می اندازند.
GRها همچنین سبب فعال کردن مسیر برگشت به PVN، و در نتیجه مهار تولید CRH و در نهایت خاتمه دادن به پاسخ استرس از مسیر HPA خواهد شد. مدت طولانی است که این موضوع به شکل رمز و راز درآمده که چرا GR ها که به هنگام پاسخ به استرس ازسیستم HPA فعال می شوند باید اثر زیانباری داشته باشد و چرا تکامل این سیستم طوری است که در شرایط تهدید لطمه وارد می کند؟ یک استدلال در مورد این موضوع این است که اثرات سرکوبگری GR ها برای معکوس کردن واکنش های حاد به عوامل استرس زا لازم هستند که در نهایـــت موجب تسهیل در بهبود هموستازی سلولی خواهد شد ]65[.
تنها زمانی که استرس طولانی باشد هزینه های اثرات سرکوبگرآن شروع به سنگین تر بودن ازمزایای آنها خواهد کرد. هر دو سطح بالا و پایین GCs با سازگاری نامطلوبی همراه است. این در حالی است که حد متوسط آن منجر به سلامت جسمی و رفتاری خواهد شد

شکل 1-9 : محور هیپوتالاموس- هیپوفیز- آدنو کورتیکال(HPA)، ساختار بسیار مهم تنظیمی است .در تصویر تنظیمات فعال سازی (+) و مهار بازخورد منفی (-) نیز نشان داده شده است.
مسیر سیستم HPA. افزایش آزاد سازی گلوکوکورتیکوئید (GCS) حاصل رهایش هورمون آزاد کننده کورتیکوتروپین / آرژنین وازوپرسین (CRH / AVP) از هسته پاراونتیکولار(paraventricular)یا(PVN) در هیپوتالاموس است. مهار بازخورد منفی حاصل اثر GCS به غده هیپوفیز، هیپوتالاموس(HYP)، و هیپوکامپ (HC) در تصویر دیده می شود.
آدرنوکورتیکو هورمون (ACTH) ، آمیگدال(AMY)، ، گاما آمینو بوتریک اسید(GABA) ،هسته های سولیتاروس ترکتوس NTS، هسته ؛ قشر جلو مغزی (PFCtx) ]63 [.
1-3-5 تجارب اولیه مطالعات حیوانی نوروبیولوژی استرس
بیش از یک دهه پژوهش با استفاده از مدلهای حیوانی نشان داده است که در بسیاری از گونه های پستانداران، شکل تجارب اولیه سیستم های نوروبیولوژیکی که درگیر در تنظیمات و واکنشهای استرس و برخی از اثرات آنها است ، بطور دائمی ظاهر می شود. به عبارت دیگر این تجارب اولیه اثرات پایداری را بر رشد و تکوین انسانی خواهد داشت[37] .
رت به عنوان مدلی از جوندگان مرکز توجه بسیاری از این تحقیقات بوده است[59]. در رت ها در دوره بین 4 و 14 روز پس از تولد، افزایش تولید ACTH و گلوکوکورتیکوئید ها در پاسخ به استرسورها نسبت به حیوانات مسن تر دشوارتر می باشد[60]. این دوره اصطلاحاً کم پاسخ دهی نسبی استرس نامیده می شود ، و البته فرض بر این است که این دوره منجر به حفاظت از مغز در حال تکوین شده و همچنین تکامل مغز را از اثرات بالقوه مضر گلوکوکورتیکوئید ها بالا و دیگر ترکیبات نوروشیمیایی که در ارتباط با پاسخ استرس پستانداران می باشد، حفاظت خواهد کرد[52] .
1-4 اثرات استرس بر صرع
برخی مطالعات حکایت از آن دارد که استرس باعث تشدید تشنج در صرع می شود[38]. از این رو روش هایی که استرس را کاهش می دهند و یا سازگاری فرد را افزایش می دهند، می توانند در کنترل تشنج در بیماران صرعی مفید باشند[39و40]. هیجانات شدید و استرس های روانی حتی در کسانی که هیچ سابقه ای از صرع ندارند ممکن است باعث ایجاد تشنج حاد شوندو می توانند به عنوان مستعد کننده تشنج عمل کنند[41]. گزارش شده است که وقایع منتج از استرس نظیر ترس، نگرانی و بی حوصلگی معمولا با افزایش وقوع تشنج همراه هستند و دوره های طولانی مدت تحمل استرس به وضوح قدرت و اثر بخشی داروهای ضد تشنج را کاهش می دهد[42]. اگرچه استرس ها می توانند حملات تشنجی در بیماران را تحت تاثیر بگذارند اما به درستی روشن نیست که استرس به چه میزان می تواند مدت زمان، تکرار و ماهیت حملات و تشنج های خود به خودی را تحت تاثیر قرار دهد و همچنین مکانسیم دخیل در ارتباط بین استرس و صرع نیز نامعلوم است[43]. اکثر مطالعات در بررسی اثر استرس دوران بارداری بر تکامل و رفتار فرزندان، بر روی موش های صحرایی انجام شده است. تعداد کمی مطالعه در میمون ها نیز انجام شده که یافته های آن ها هم در راستای نتایج بدست آمده در موش های صحرایی می باشد[44].
از طرف دیگر گزارشات مخالفی در مورد اثر استرس بر صرع وجود دارد. نشان داده شده است که استرس ها ی تجربی نظیر استرس شنا کردن در حیوانات اثر ضد صرعی دارد[ 46،45] مطالعات روی برش های زنده مغزی در موش های صحرایی و سوری نشان داده که استرس باعث تضعیف فعالیت های تشنجی شده است]47 [. در این مورد ذکر شده که استرس دوران بارداری باعث کاهش تعداد حملات ایکتال و کاهش زمان هر فعالیت بر روی اسلایس های هیپوکامپ و قشر انتورینال شده است[47]. اگر چه مکانیسم دقیق این اثرات متضاد روشن نیست اما حداقل گویای آن است که استرس های هیجانی می توانند صرع و دیگر سندرم ها ی تشنجی را تحت تاثیر قرار دهند. علیرغم وجود این تناقض ها و بر پایه این اطلاعات ما فرض می کنیم که استرس مادر حامله می تواند یک فاکتور خطر برای آسیب های مغزی پریناتال و افزایش حساسیت به صرع در فرزندان باشد.
در حال حاضر با توجه به گسترس روز افزون استرس های محیطی و تنشهای ناشی از زندگی شهری ،پژوهشی در خصوص تاثیر این عوامل بر ساز وکارهای فیزیولوژیکی فرد ضروری به نظر می رسد. بنابراین در این پژوهش با مواجه کردن موش های مادر با استرس هتروژن که مدلی از استرس طبیعی در زندگی است آنهم در مراحل مختلف بارداری، در نظر داریم اثرات استرس مادران را بر ویژگی های رفتاری استعداد ابتلای به صرع را در فرزندانشان بررسی نماییم . امیدواریم این پژوهش نقطه شروعی برای باز کردن گره دوگانگی اثرات استرس بر صرع زایی باشد.
فصل دوم
مواد و روش ها
2-1 نوع حیوان و نحوه تهیه:
حیوان مورد استفاده در این پژوهش ، موش صحرایی (Rat) ماده و(Rat) نر از نژاد (wistar) بوده که از انستیتو پاستور تهران تهیه شده است. در هنگام خرید همه موش های ماده و نر در محدودی وزنی 160 تا 180 گرم بودند و با رعایت توصیه های مسئولین نگهداری و پرورش آنها، به حیوانخانه ی دانشگاه آزاد اسلامی منتقل شدند.
2-2 شرایط نگهداری موش ها :
موش ها پس از انتقال در باکس هایی مخصوص که قبلا با محلول ساولن شستشو داده شده بود قرار داده شدند. قبل از گروهبندی درهر باکس 4 موش نگهداری می شده و از غذای Pellet مخصوص موش برای تغذیه آنها استفاده گردیده است. ضمنا در جریان پژوهش موش ها از 12 ساعت روشنایی و 12 ساعت تاریکی بهرمند بوده و در درجه حرارت محیطی بین 20 تا 24 درجه سانتی گراد قرار داشته اند.
2-3 مواد و لوازم مورد نیاز :
2-3-1 مواد شیمیایی:
مواد شیمیایی مورد استفاده در این پژوهش ،