دانلود پایان نامه برآورد پارامترها و رهیافتهای نظری

دانلود پایان نامه

رهیافتهای مختلف تعریف پول عمدتاَ به دو صورت نظری و تجربی ارائه شدهاست.
2-1-1- رهیافتهای نظری تعریف پول
رهیافت معاملاتی: این رهیافت بهعنوان قدیمیترین رهیافت، وظیفه اصلی پول را واسطه مبادله بودن میداند. طرفداران این رهیافت ادعا میکنند وجود پول تنها بهعنوان وسیله پرداخت برای کالاها و خدمات دیگر پذیرفتهشدهاست و از آن بهعنوان نقطه افتراق پول و سایر داراییها نام میبرند. زیرا همه داراییها میتوانند بهعنوان ذخیره ارزش مورد استفاده قرار بگیرند، اما فقط تعداد کمی از آنها میتوانند بهعنوان واسطه مبادله پذیرفتهشوند. نتیجتاَ هر چیزی که بتواند در اقتصاد نقش واسطه مبادله را بازی کند، بهعنوان پول تلقی میشود. در هر حال براین پایه تعریف پول فقط شامل سکه و اسکناس دردست مردم و سپردههای جاری یا دیداری در بانکهای تجاری میباشد (کمیجانی، 1375). در نتیجه در قالب این تعریف نمیتوان سپردههای غیردیداری را جزء تعریف وارد کرد؛ چرا که این نوع سپردهها قبل از آن که هزینه شوند، میبایستی به یکی از انواع سکه واسکناس و سپردههای جاری تبدیل شود.
رهیافت نقدینگی: تعریف پول از این منظر مرهون میلتون فریدمن و شاگردانش نظیر میلزمن ، کاگان و دیگران در مکتب شیکاگو میباشد. اقتصاددانان شیکاگو تعریف وسیعتری از پول را با توجه به لحاظ نمودن وظایف بیشتری برای آن، ارائه میکنند. استدلال آنها این است که چون در اقتصاد پولی، جریانهای درآمد و مخارج بهطور کامل با هم اتفاق نمیافتد، لذا برای این که امکان ذخیره ارزش وجودداشتهباشد، این وظیفه را نیز برای پول منظور میکنند. در نتیجه در این رهیافت از نظر کیفی، پول با دیگر داراییها تفاوتی ندارد و نقدینگی، خاصیت همه داراییهاست منتهی با درجات مختلف. معیار نقدینگی یک دارایی، سهولت فروش آن دارایی در آینده نامعلوم و به قیمت اسمی آن در کمترین زمان با حداقل هزینه است. با این ملاک دراین روش سپردههای غیردیداری نیز درتعریف پول گنجانده میشود که وجه افتراق آن با روش معاملاتی است (کمیجانی – نظریان، 1370).
رهیافت گارلی – شاو : از نظرگارلی و شاو، سکه و اسکناس در جریان، تنها دو نمونه از تعهدات بسیار زیاد واسطههای مالی میباشند. از نظر آنها طیف وسیعی از داراییهای مالی وجود دارد که جانشینهای نزدیکی برای پول هستند. آنها تأکید دارند که یک رابطه جانشینی نزدیکی بین سکه و اسکناس، سپردههای جاری، سپردههای مدتدار و سپردههای پس انداز در بانکها و مؤسسات، اعتباری، سهام، اوراق قرضه دولتی و همه آن چیزی که بهوسیله مردم بهعنوان ذخیره ارزش نقد تلقی میشود وجود دارد. در این روش مثل روش شیکاگو، پول وسیله پرداخت تلقی میشود اما برخلاف آن فقط سپردههای مدتدار و پسانداز بانکهای تجاری بهعنوان جانشین نزدیک وسیله پرداخت، مورد توجه قرار دارد. در واقع در این روش کلیه سپردهها و تعهدات واسطههای مالی بهعنوان جانشین نزدیک پول تلقی میشوند.
رهیافت کلاور: کلاور (1969) معتقد است هر نوع ابزار، وسیله یا روشی که امر مبادله بین افراد و مؤسسات را تسهیل کند و بهصورت نهادی بین آنان پذیرفته شده باشد، میتوان پول نامید. در این حالت بهطور سنتی، مهمترین وظیفه پول، در نگرش نظری آن وسیله مبادله بودن آن است. در واقع یک دارایی مالی تنها هنگامی میتواند بهعنوان وسیله مبادله عمل نماید که ابتدا خود آن، در مبادلات قابل پذیرش باشد. البته نباید فراموش کرد که این نوع دیدگاه نهایتاَ منجر بهنوعی مغلطه و دور باطل در تعریف نقش واسطه خواهد بود که تولوک (1975) آن را به این صورت بیان میکند:
«پول به تنهایی و به خودی خود تقریباَ توصیف کاملی از صرفههای خارجی است. من پول را به این دلیل میخواهم که میدانم بسیاری از افراد دیگر هم آن را میخواهند بنابراین در هر لحظه قابل مبادله با چیزهایی است که من نیاز دارم. تناقص موجود در ارتباط با پول در اینجاست که پذیرش وسیع آن به نوبه خود بهدلیل پذیرش وسیع آن است» (تولوک، 1975).
رهیافت گودهارت: مشکل فوق با تغییر مفهوم واسطه مبادله بودن پول و محدود شدن آن به مفاهیم مشخصتر تا حدودی برطرف گشته است. این مفاهیم در قالب مفاهیم «اطلاعات» و «عدم اطمینان» ملموس تر قابل بحث است. گودهارت (1985) معتقد است در دنیایی که درآن عدم اطمینان وجود نداشته باشد، یعنی هزینه مبادله درآن صفر باشد، هیچ دلیلی وجود نخواهد داشت که پرداختهای نهایی از طریق یک ابزار تخصصی صورت پذیرند. بهعقیده وی اصلیترین وظیفه پول بهعنوان یک ابزار تخصصی برای انجام پرداختها، مواجهه با مسائل مربوط به مبادله و بهبود شرایط مبادله در وضعیت عدم اطمینان است. در اینجا مسأله عدم هم‌زمانی دریافت‌ها و پرداختها، عاملی مهم تلقی میشود.
براساس این نگرش از میان تمامی ابزارهای مالی موجود، مجموعهای که بهعنوان تخصصیترین ابزار، جهت انجام پرداخت‌ها بهکار میرود، بهعنوان تعریف پول انتخاب میشود. این نوع نگرش و تقسیمبندی به تعریف محدود پول منجر میشود. اما در مخالفت با این دیدگاه برونر و متزلر معتقدند بهدلایل مختلف، ماهیت عدم همزمانی معاملات و مسأله عدم اطمینان (که تبلور آن را بی اطمینان نسبت به سطح قیمتها میدانند) نمیتواند توضیحدهنده ماهیت و دلیل بهکارگیری پول باشند. زیرا اولاَ عدم اطمینان در مورد سطح قیمت وجود نخواهد داشت که بتوان در مورد آن نامطمئن بود. ثانیاَ مسأله عدم همزمانی پرداختها در اقتصاد، صرفاَ یک مشکل موجودی انبار است و بهخودیخود دلیلی برای متمرکز ساختن این موجودی انبار بر روی یک یا چند نوع دارایی مالی نیست. از نظر برونر و متزلر آنچه که باعث میشود افراد و واحدهای اقتصادی، ملزم به جایگزینی برای نظام تهاتری باشند، نبود اطلاعات نیست. بلکه توزیع ناهماهنگ اطلاعات است که نهایتاَ منجر به ارائه معیاری برای سنجش ارزش اقتصادی میگردد. از نظر آنان «سود حاصل از به کارگیری یک واحد حسابداری دقیقاَ مشابه منفعت حاصل از بهکارگیری هرنوع واحد اندازهگیری دیگری مثل فاصله، وزن و یا دماست» (برونر و دیگران، 1971).
مسأله عدم همزمانی دریافتها و پرداختها در اقتصاد مدرن، این الزام را بهوجود آورده که واسطه مبادله یا پول بتواند ارزش اسمی خود را در طول زمان حفظ نماید، چرا که در غیر این صورت انجام مبادلات عملاَ غیرممکن بوده و واسطه مبادله، اصل پذیرش همگانی را از دست خواهد داد. در همین ارتباط دیویدسون (1973) جنبهی دیگری از مسأله را عنوان میکند. از نظر وی در شرایط عدم اطمینان، پول باید خاصیت ذخیره ارزش را دارا باشد.
«عنوان این مطالب که در یک دنیای قابل پیشبینی، پول دارای اهمیت است به یک تناقض منطقی منجر میشود چرا که ویژگی بهخصوص پول بهعنوان یک وسیله ذخیرهسازی ثروت در به تعویق انداختن تسلط و توان آن در تمهید منابع دور از دسترس و نه چندان سهل الوصول است. بنابراین پول تنها دریک دنیای نامطمئن اهمیت دارد» (برونر و دیگران، 1971).
به هر حال نباید از یاد برد که نقش ذخیره سازی ارزش از طرف پول، نقش مبادلاتی آن را زیر سؤال نمیبرد. حتی کالدور نیز که نقش ذخیرهسازی ارزش را جزء جدایی ناپذیر پول تعریف میکند، آن را بهعنوان نوعی گرایش و تمایل مطرح میسازد.
«تمامی معاملات بازار شامل دو فعالیت مجزا هستند. خرید بهازای پول و فروش بهازای پول بدین ترتیب نگهداری ترازهای پولی بهمنظور انجام مبادلات بهصورت یک الزام در میآید» (برونر و دیگران، 1971).
نکتهی دیگری که در این مورد مطرح است، این است که نقش ذخیره ارزش برای پول بیشتر به این دلیل اهمیت دارد که به نوعی راه را برای «تعریف پول در مفهوم وسیع» آن هموار میسازد و در واقع منشأ تئوری کنیزی تقاضای پول است. کینز با ارائه انگیزههای احتیاطی و سفته بازی پول نشان داد که گروهی از معاملات جنبه روزمره نداشته و اصولاَ زمان انجام آن بهطور کلی قابل پیش بینی نیست. بنابراین نگهداری وجوه مربوط به این معاملات بهصورت اسکناس، مسکوک یا حتی سپردههای دیداری، اصولاَ منطقی نبوده و این وجوه در قالب گونههای مختلف داراییهای مالی (که نگهداری آنها با نوعی بازدهی مثبت همراه هستند) ذخیره میگردند، این داراییها بهگونهای هستند که در صورت نیاز به سرعت قابل تبدیل به پول میباشند. براین اساس، چون وجوه مورد نیاز برای انجام مبادلات در اصل بهصورت انواع ابزارهای مالی غیرپولی (منظور از پول در اینجا تعریف محدود آن M1 است) نگهداری میشوند، بنابراین لازم است که ابزارهای مالی مذکور نیز که عمدتاَ شامل سپردههای پسانداز و مدتدار هستند، در تعریف پول ملحوظ شوند. به این ترتیب میتوان مشاهده نمود که بسط و گسترش مفهوم پول در چهار چوب نگرش نظری، عملاَ وابسته به قبول نقش ذخیرهسازی ارزش آن است. چرا که انواع ابزارهایی که در بسط مفاهیم پولی بهکار میروند، بهطور مشخص داراییهای هستند که مشمول بازدهیهای مالی بالاتر از صفر میباشند.
اگر پول را بهعنوان وسیله ذخیره ارزش تلقی کنیم، لاجرم باید آن را نوعی کالا بهحساب آوریم. این کالا، بنا به ماهیت خود یک انباره بوده و بنابراین باید برای آن نوعی بازدهی (مثلاَ مطلوبیت) در نظر گرفت. البته در مورد پول این بازدهی دارای یک ماهیت عینی نیست. اقتصاددانان معتقدند برخلاف کالاها که مصرفشان مطلوبیتی را بههمراه دارد، مطلوبیت پول در نگهداری آن است و نه در مصارف آن. مطلوبیت ناشی از مصرف پول در واقع همان مطلوبیتی است که از طریق مصرف کالاها و خدمات خریداری شده توسط آن حاصل میشود. در عین حال مطلوبیت ناشی از نگهداری پول بهصورت مستقیم قابل مشاهده نیست، هر چند این مطلوبیت حتماَ وجود دارد، زیرا در عمل ما با یک واقعیت روبرو هستیم . واقعیت این است که افراد و واحدهای اقتصادی همواره پول را بهعنوان یک قلم نقد در داراییهای خود در نظر میگیرند.
2-1-2- رهیافت تجربی تعریف پول
امکان سیاستگذاری در اقتصاد به این بستگی دارد که آیا متغیرهای مربوطه از نوسان قابل توجه برخوردارند یا نه؟ ضمن این که پیشبینی روند حرکت این متغیرها قبل از هر چیز تابع روابط بلندمدت و پایدار بین آنهاست. متغیر پول نیز جزو آنهاست. در رابطه با تعریف آن همان طوری که ذکر شد، نظرات مختلف وجود دارد؛ اما بهعلت متفاوت بودن ساختار جوامع مختلف، اندیشمندان تعریف تجربی از پول را با توجه به معیارها و ساختارهای هر جامعه ارائه دادهاند.
در تعریف تجربی پول، کششهای متقاطع عرضه و تقاضای هر یک از دارایی‌های مالی نسبت به قیمت سایر دارایی‌های مالی مورد بررسی قرار میگیرد. در این روش مجموعه دارایی‌هایی که بهعنوان پول انتخاب میشوند، باید نسبت به سایر ابزارها، کششهای متقاطع بسیار اندکی داشتهباشند تا امکان جانشینی بین پول و غیر پول حداقل باشد و بهنوعی بتوان داراییهای پولی را از دارایی‌های غیر پولی تفکیک نمود. تنها درچنین صورتی است که میتوان ارتباط و همبستگی تنگاتنگی میان پول و سایر متغیرهای کلیدی، مشاهده نمود. اگر مجموعه انتخاب شده بهعنوان پول دارای قابلیت جانشینی نسبتاَ بالایی با سایر داراییها باشد، این فرایند جانشینی چه در سمت عرضه و چه در سمت تقاضا، ارتباط میان نوسانات حجم پول و نوسانات درآمد پولی را تضعیف نموده و درنتیجه از دید سیاستگذاری ارزش خود را از دست میدهد. زیرا در این حالت شوکهای پولی بهدلیل جانشینی بالای پول با سایر دارایی‌های غیر پولی به سرعت جذب ابزارهای غیر پولی شده و پژوهش در بررسی های تجربی مربوط به ترسیم رابطه بخش پولی با بخش حقیقی اقتصاد سنجی باثباتی بین این متغیر و متغیرهای نشاندهنده تولید واقعی در اقتصاد دست مییابد. به این ترتیب اکثر پژوهشگران بهدنبال تعریفی هستند که ثبات تابع تقاضا برای پول را تضمین کند.
نگرش تجربی معتقد است که به جای تکیه بر کارکردها یا وظایف آن برای تعریف پول، باید به ویژگیهای منحصر به فرد پول پرداخت. به عبارت دیگر، هر ابزار مالی موجود در یک اقتصاد، دارای کارکردی ویژهاست و نهایتاَ براساس نظریه جمعی سازی (از میان تمامی ویژگیها با کارکردهای موجود) سه کارکرد اصلی در نظر قرار میگیرد تا مطابق آن، مجموعهای را پول نامید. اما چنین مجموعهای شامل اجزایی است که هر یک حداقل بهدلیل یک ویژگی منحصر به فرد از دیگری متمایز است. بنابراین جمع ساده این مجموعه در واقع جمع اجزای غیر هم جنس بوده و به هیچ وجه قابل توجیه نمیباشد. با توجه به این نوع مشکلات برای تبیین تعریف پول بهخصوصیات و ویژگیهای دیگر آن (غیر از واسطه مبادله بودن) باید توجه کرد یکی از این ویژگیها، نقدینگی آن است. لیدلر (1985) مفهوم نقد بودن یک ابزار مالی را آمیزهای از دو مشخصه میداند. اولاَ این ابزار دارای مقبولیت در داد و ستد باشد؛ و ثانیاَ قیمت بازار آن (اگر ثابت هم نباشد) حداقل به میزان زیادی قابل پیشبینی باشد. از طرف دیگر فیشر با توجه به تعریف نیولین (1972) نقدینگی را بهصورت توانایی فروش عندالمطالبه یک دارایی بهازای یک قیمت صوری و از قبل مشخص شده تعریف مینماید.
همانطوری که قبلاَ ذکرشد، نقدینگی یک خاصیت نسبی برای تمام داراییهای مالی است و نه مطلق، بنابراین در تعریف پول طیفی از این داراییها ملحوظ میشوند که بیشترین نقدینگی را داشتهباشند مثل اسکناس و مسکوک. البته این فرایند بنابر شرایط هر اقتصاد نتایج متفاوتی به بار میآورد. در دیدگاه تجربی برای ارائه تعریف پول معمولاَ جمع موزون ابزارهای مالی با نقدینگی بالا را در نظر میگیرند که وزن هر کدام بستگی به میزان نقدینگی آن دارد بهعنوان مثال:

مطلب مرتبط :   مقایسه نتایج و مدل شبیه ساز

در رابطه فوق CC اسکناس و مسکوک نزد مردم، DD سپردههای دیداری نزد سیستم بانکی و TD سپردههای پساندازه و مدتدار افراد نزد بانکها و سایر مؤسسات مالی میباشد.
در این نگرش پارامترهای α وβ با استفاده از روشهای خاص برآورد میگردد. آنچه حائز اهمیت است این است که در تعریف موزون پول، نقدترین دارایی (CC) دارای ضریب واحد و بقیه کوچکتر از احد هستند. در برآورد پارامترهای رابطه فوق از روشهایی همچون شاخص «دیوژیا» و نرخ بازگشت اسپینت (1983) استفاده میشود و الگوی دیگر در این راستا روش چتی(Chetty) میباشد که در ایران نیز از این روش استفادهشدهاست. در این روش با تکیه بر دیدگاه پتینکین(که نگهداری پول را بهدلیل خدمات نقدینگی آن عامل رضایتمندی میداند)، پول بهعنوان یک کالا معرفی میشود. سپس با استفاده از روش بهینهیابی توابع مطلوبیت، که طیف گستردهای از ابزارهای مالی از اسکناس و مسکوک گرفته تا انواع داراییهای مالی با نقدینگی پایین در آن گنجانده میشود، کششهای جزیی میان اقلام محاسبه میگردد و کلیه ابزارهای مالی به ترتیب درجه جانشینی آنها از نقدترین ابزار تا غیر نقدترین آن طبقهبندی میشود و با استفاده از معادلات مربوط و وزنهای هر کدام با توجه به شرایط مرتبه اول مشخص میشود (قیاسوند، 1384).
با این همه به نظر میآید که نمیتوان برای پول تعریف واحدی ارائه داد. از طرف دیگر میزان نقدینگی و درجه آن، یک برداشت دلخواهاست. چرا که براساس ساختار هر اقتصاد، داراییهای خاصی درسبد نقدینگی قرار خواهند گرفت، ضمن این که بهراحتی نمیتوان اوزان آنها را در جمعسازی مشخص کرد.

جستجو در سایت ما :