دانلود پایان نامه فعالیتهای اقتصادی و دیدگاه اقتصادی

دانلود پایان نامه

دو نکته اصلی رویکرد کمبریج عبارتند از: (1) خنثایی پول باقی میماند. (2) پول خدمات میدهد و توسط انتخاب، تقاضا میشود.
مطابق نظریه کمبریج، در موقعیت تعادلی، تقاضا برای پول بایستی با عرضه پول برابر باشد. اگر M ، بیشتر از آن چیزی که مردم مایل به نگهداشتن آن باشند، افزایش یابد، پول اضافی وجود خواهدداشت. بهعبارت دیگر با فرض ثابت بودن شرایط ، تقاضا برای پول از عرضه آن کمتر خواهد بود. این امر سطح مخارج و قیمتها را بالا خواهد برد، زیرا تولید نمیتواند تغییر یابد. هنگامی که مردم مایل به نگهداری پول به جای خرجکردن آن باشند، یعنی وقتی که تقاضا برای پول معادل عرضه پول باشد، مخارج اضافی به پایان خواهدرسید. توجهداشتهباشید که اگر چه درآمد پولی تغییر میکند، درآمد واقعی ثابت میماند.بنابراین نظریه مقداری کمبریج برحجم پول واقعی تأکید دارد، نه نگهداری رسمی پول توسط مردم.

جستجو در سایت ما :


2-3-2- نظریه نئوکلاسیکها
این مکتب تقریباَ دردهه 90 قرن نوزده شکل گرفت و تا دهه 30 قرن بیستم به حیات خود ادامه داد. این مکتب از نقطه نظر دیدگاه اقتصادی بر اصل «فایده» یا «مطلوبیت» در قالب اقتصاد خرد متکی بوده و از بعد پولی اساس تفکر خود را حول دو محور سرعت معاملات ایروینگ فیشر و موازنههای نقدی مارشال و والراس شکل داد.
روش سرعت معاملات فیشر برمعادله مبادله استوار است:

که درآن M حجم پول (پولهای مسکوک و کاغذی خارج از نظام بانکی)، V سرعت گردش این پولها و عبارتاست از کل سپردههای دیداری قابل نقل و انتقال با چک و V سرعت گردش این چکها، P شاخص قیمتهاست و T عبارتاست از شاخص حجم فیزیکی تمام معاملات.
ازنظر فیشرمعادله مبادله یک حقیقت است و برای استفاده از آن چهار فرض زیر لازم است.
اول آن که اثر طبیعی دو برابر کردن پول در گردش (M) آن است که سپردههای( ) دوبرابر شود، یعنی سپردهها درصدی از پول در گردش است.
دوم: سرعت گردش پول (سپردهها) از حجم پول (یا سپردهها) مستقل است.
سوم: حجم تجارت مانند سرعت گردش پول از حجم پول مستقل است از نظر وی فعالیتهای اقتصادی نه به حجم پول که به منابع طبیعی و سطح فنآوری بستگی دارد.
چهارم: در معادله مبادله، سطح قیمتها تابع حجم پول است (توتونچیان، 1375).
وی معتقد است اندازه سطح قیمتها بهوسیله عوامل دیگر و مقدم براین عوامل کنترل میشود، ولی بر روی این عوامل تأثیری ندارد؛ به این ترتیب فیشر نیز معتقد است کل آثار طبیعی افزایش حجم پول، افزایش کاملاَ متناسب سطح عمومی قیمتهاست. البته از نظر وی این نتیجه بعد از دوره گذر یا انتقال اتفاق میافتد؛ و گر نه در طول دوره گذر، حجم پول بر روی کلیه متغیرهای معادله مبادله اثر میگذارد.
البته گفته میشود فیشر این فرآیند را که افزایش حجم پول ممکن است با افزایش تقاضای غیر مستقیم پولی، باعث تغییر نرخ بهره شود را نادیدهگرفتهاست و به این علت که این معادله شرط تعادلی را بیان میکند و در تعادل پول خنثی و نرخ بهره مستقل از آن است، نرخ بهره را در معادله وارد نکردهاست. از نظر وی نرخ بهره در سطح تعادلی صرفاَ توسط عوامل حقیقی مانند قدرت تولیدی سرمایه، تبیین میشود.
در روش موازنه نقدی، مارشال نظریه پولی را با نظریه ارزش در هم آمیختهاست. وی ارزش را وسیله بهکارگیری نظریه متعارف ارزش در نظریه پولی و حاصل عرضه و تقاضای پول میدانست. مارشال ارزش پول را از یک طرف تابعی از عرضه و از طرف دیگر تابعی از تقاضای آن میدانست که این تقاضا به وسیله مجموعهای از کالاهایی که هر فرد میخواهد در شکل آماده آن نگهداری کند، اندازهگیری میشود. به هر حال نادیده گرفته شدن نرخ بهره از طرف مارشال باعث بروز این باور شد که تقاضای پول منحصراَ به درآمد پولی بستگی دارد.

مطلب مرتبط :   مقاله درمورد طراحی الگو و سیستم ها

حذف نرخ بهره در مباحث اقتصادی باعث بروز این باور شد که تقاضای پول منحصراَ به درآمد پولی بستگی دارد. حذف نرخ بهره در مباحث اقتصادی باعث بروز این فرض شد که تقاضا برای پول نسبت به نرخ بهره غیر حساس است یا بهعبارتی پول فقط وظیفه مبادله بودن را داراست و بهخودیخود مطلوبیت ندارد. به این ترتیب اگر قبول کنیم که تقاضا برای کالا مفهومی جز عرضه پول ندارد و عرضه پول معنایی جز تقاضا برای کالا ندارد، در این صورت به دلیل وجود بازار کالا، بازار پولی حذف شده و پول ارزشی غیر از وسیله مبادله بودن نخواهد داشت و در نتیجه پول مطلوبیت ذاتی نخواهد داشت. به هر حال در نتیجه حذف نرخ بهره، ارتباط بین بازارهای محصول و پول قطع می شود.
2-3-3- پولگرایی
(الف) نظریهی مقداری یا رجحان نقدینگی؟
پولگرایی با مقاله «نظریه مقداری پول: یک بیان مجدّد» توسط فریدمن(1956) آغاز گردید و درسالهای1968و1969و1970و1971 ادامه یافت. همانطور که پاتینکین میگوید: «فریدمن براساس آنچه سنّت مرسوم بیان این نظریه بود کار نکرد، بلکه کار خود را بر پایه نظریه پولی مدرن کینز انجام داد» (پاتینکین1969).
پاتینکین بهمنظور نقد کار فریدمن، برداشت خود را از نظریه مقداری در قالب پنج نکته زیر بیان میدارد:
رابطه مقداری پول یک نظریه برای تقاضای پول نیست، بلکه نظریهای است که مقدار پول(M) را بهتقاضای کل برای کالاها و خدمات(MV)، و همچنین به سطح قیمتها(P) و سطح تولید(T) مربوط می سازد.
از آنجا که در نوسانات دورهای، نگهداری یا کنز پول تغییر میکند، پس سرعت گردش پولV)) نیز نمیتواند ثابت باشد.
از نکته 2 نتیجه میگیریم که سیستم بانکی در رونق، اعتبار را گسترش میدهد و در رکود، اعتبار را کاهش میدهد.
از نکات 2و3 نتیجه میگیریم که دولت در این شرایط دارای نقشی است که میتواند سیاست ضددورهای اجرا کند؛ با تغییر حجم پول(M) و به تبع آن سرعت گردش(V)، سطح اشتغال کامل مخارج کل(MV) را تعیین و ایجاد میکند. مثلا وقتی قیمتها(P) کاهش مییابند، دولت حجم پول(M) را افزایش دهد و برعکس.