متن کامل مدیریت : فرهنگ توانمند سازی

 

۲-۲-۱۱- توانمندسازی، اختیار و قدرت

دو معنی توانمندسازی[۱] و توانا ساختن[۲] لازم و ملزوم یکدیگرند. بکار بردن اولی بدون دومی خطرناکه. هرچند توانمندی از واگذاری قدرت به فرد دیگه حاصل می­شه، اما فرد باید توانا شدن رو واسه خودش قبول کنه. منبع توانا شدن در درون انسانه. قدرت هر فرد بادیگری در تعارضه. اما با توانا شدن یه فرد، مقام یا موقعیت کس دیگه ای تحت تاثیر قرار نمی­گیرد.

(توماس و ولتهووس،۱۹۹۰) بعد جدیدی از قدرت و توانا سازی رو مورد توجه قرار دادن. به باور اونا قدرت معنی مختلفی داره. در اصطلاح حقوقی، قدرت به معنی اختیاره وممکنه واسه تشریح صلاحیت(توان انجام کارا)، یعنی همون کفایت نفس(کانگر و کاننگو )، بکار گرفته شه.قدرت به معنی انرژی هم هست. از طرف دیگرتوانمندسازی هم به معنی نیرو بخشیدن( نیرو بخش بودن ) پیشرفت پیدا کرد. به باور اونا اصطلاح توانمندسازی به عنوان الگوی جدید انگیزه، وقتی گسترش پیدا  کردکه رقابتای جهانی، انجام پژوهشای زیاد واسه پیدا کردن شکلای جدیدی از مدیریت رو لازم دونست که افرادرا به خطر پذیری، تعدد و نوآوری تشویق کنه. این بر اهمیت تشویق به انجام وظیفه به جای تحمیل اون و با معنی ساختن کارا، تعیین هویت و شفاف سازی مشاغل تاکید می­ورزد. اونا توانمندسازی رو به عنوان روند افزایش انگیزه داخلی وظیفه، تعریف کرده­­ان.

انگیزه داخلی وظیفه،تجارت مثبتیه که افراد، مستقیم از وظیفه شون به و شرایط  نیروزاییه که به اونا در رابطه مستقیم با وظیفه، انگیزه و رضایتمندی میده. این تجارتا عبارتند از احساس موثر بودن، لیاقت، معناداری  وحق انتخاب و… که با در نظر گرفتن اهمیت  هر کدوم از موارد فوق به توضیحاتی در اون خصوص پرداخته شده:

 

 

۱٫خود تاثیر یا احساس برتری شخصی

افراد توانا شده نه فقط احساس لیاقت، بلکه احساس  اطمینان دارن که  می تونن کار رو با کفایت بکنن و فکر می کنند که می تونن با چالشای تازه تر بر بخورن.خود تاثیر بر بهداشت جسم و روح هم اثر داره. سه شرط لازمه تا افراد احساس خود تاثیر  کنن(باندورا، ۱۳۶۶، ۵۸):

  • باور به اینکه توانایی انجام کار رو دارن.
  • باور به اینکه ظرفیت به کار بستن تلاش لازم رو دارن.
  • باور به اینکه هیچ مانع خارجی اونا رو از انجام دادن کار مورد نظر باز نخواد داشت.

 

۲.خود سامانی( داشتن حق انتخاب ) [۳]

به معنی تجربه احساس انتخاب دراجرا وتنظیم بخشیدن شخص به فعالیت­های مربوط به خوده. (دنسی و همکاران[۴] ،۱۹۸۹،۳۵). افراد توانا در مورد فعالیت­های خود احساس مسئولیت و مالکیت می­ کنن و اینطوریه که بر چیزی که واسه اونا اتفاق میفته کنترل دارن.

 

    1. قبول کردن نتیجه شخصی[۵]

 

احساس توانایی درتغییر یافته های و اینکه می تونن یافته ها رو تغییر بدن. اعتقادات فرد تو یه مقطع مشخص از زمان در مورد توانایی اش واسه ایجاد تغییر در جهت  مطلوب، از دست دادن کمی کنترل شخصی ، از دید جسمی و عاطفی زیان آوره و داشتن اون واسه  سلامتی و هم توانمندی لازمه. از طرف دیگرحتی توانمندترین افراد نمی تونن چیزی که رو واسه اونا اتفاق میفته  به طور کامل کنترل کنن. باوجوداین، توانا شدن به افراد کمک می کنه تا تعداد نتایجی رو که می تونن کنترل کنن زیاد کنن.

 

  1. معنی دار بودن[۶]

افراد توانا واسه اهداف فعالیتی که به اون اشتغال دارن ارزش قائل ان. معنی دار بودن به نگاه ارزشی معطوفه. آدما به کاری که احساس می کنن معنی داره بیشتر به اون می پردازن.

 

  1. اعتماد[۷]

افرادتوانمند مطمئن هستندکه با اونا عادلانه و برابر رفتار می شه. اعتماد به معنی داشتن احساس  امنیت شخصیه. آدمایی که اعتماد می کنن آمادگی بیشتری دارن تا صداقت و صمیمیت رو جانشین خودنمایی و بی مایگی کنن. اونا بیشتر مستعد روشنی، صداقت، سازگاری هستن تا فریب کاری و ظاهر بینی.

 

۲-۲-۱۲- توانا سازی و سازمان

توانمندسازی نیاز به کارایی در مورد ­های ساختار، مدیریت و رفتار فردی و سازمانی داره که واسه  پیاده کردن توانا سازی باید این سه زمینه در سازمان مورد توجه و تغییر قرار گیرد. هم اینکه باید شاخص­هایی رو تعیین کردتا براساس اون تغییرات لازم رو مشخص کرد. توانا سازی، تنها معطوف به تلاش یه فرد یا گروه نیس، بلکه رفتار فرد و گروه باید به وسیله هدف­ها، ارزش­ها، انگیزه و فرهنگ سازمانی تقویت شه واغلب ساختارها، سخت ترین زمینه های تغییر هستن. قدرت و نفوذ مدیربه عنوان یه فرد، محدود بوده و تغییر در ساختار سازمانی همراه با ریسکه. توانا سازی به زبون ساده یعنی کسب قدرت واسه رسوندن حرف خود به گوش مدیران. به کار گیری توان تخصصی کارکنان واسه اخذ تصمیماتی که در سرنوشت اونا تاثیر داره موجب بهبود کارکرد خود افراد و در آخر بهبود کارکرد کل سازمان  می شه. در سازمانای توانا، افراد می دونن که سازمان از اونا چه می خواد وآنها خود رو با اهداف سازمان متناسب می کنن،اونا در هدف گذاری و پیشرفت اون به سازمان کمک می­ کنن و از تواناییای خود در پیشرفت روش های هدف دار مهم بهره می­گیرند. این روش هم واسه افراد و هم واسه سازمان متناسبه.

هم جهت با ایجاد یه سازمان توانا، آگاهی مدیراز چگونگی اختلاف میان هدف سازمان با رفتار  تیمی که اون تلاش در تقویت اون داره، الزامیه. در صورت ضرورت مدیر باید تلاش کنه هدف سازمانی رو اصلاح کنه. مثلا وقتی که پاداشا و مشوقا فقط واسه موفقیتای فردی تخصیص پیدا میکنن. فعالیت گروهی در کار و کمک به همدیگه، با مشکل مواجه و این سوال مطرح می شه که به چه دلیل افراد باید از همدیگه پشتیبانی  کنن.

بعد مدیریتی
بعد ساختاری
بعد رفتاری
توانا سازی

منبع: (ساغروانی، ۱۳۸۸، ۲۲)          شکل۲-۲:رابطه ابعاد توانمندسازی

 

نقش مدیرضامن فعالیتای توانا سازی وحمایت از تغییر در درون سازمانه. پس لازمه مدیران به جای احساس محدود شدن و ضعیف بودن، مدافع استوار توانا سازی باشن. نقش حساس وغیر قابل رو مدیر در این تحقیق به عنوان یکی از ابعاد مهم توانا سازی تلقی شده(ساغروانی، ۱۳۸۸، ۲۶).

 

۲-۲-۱۳- ویژگی سازمانای  توانا

  1. کارکنان توانا شده
  2. دقیق شدن و فوکوس کردن بر کارکرد
  3. گروه­های کاری واقعی(طبق اصل سینرژی تشکیل گروه های کاری خوب موجب بازده بیشتر نسبت به بازده تک تک افراد می شه).
  4. رهبری مشخص و مرئی
  5. ارتباطات خوب(تجربه و تحقیقات نشون داده که ارتباطات باز، قدم اول در جهت دادن افراد می­باشه).

 

۲-۲-۱۴- امتیازات توانا سازی

  • رضایت مندی کارکنان، مشتریان و ارباب مراجعه زیاد می شه.
  • اعتماد به نفس کارکنان زیاد می شه.
  • اعتماد به نفس

  • کارکنان احساس مثبتی نسبت به شغل و خود پیدا می کنن.
  • بهبود کارکرد و کیفیت خدمات و بهره وری رو منجر می شه.
  • کارکنان از تموم توان و لیاقت­های خود واسه ارتقای عملکردشون استفاده می کنن.
  • احساس تعهد و تعلق در کارکنان رشد و استواری پیدا میکنه.
  • تحقق اهداف سازمان آسون تر می شه.
  • احساس مالکیت کارکنان نسبت به شغلشون زیاد می شه.
  • ضایعات، هزینه ها و جنسای مرجوعی کاهش می­یابد و در نتیجه سود دهی افزایش پیدا می­ کنه.
  • نظارت مستقیم برعملکردکارکنان کم میشه.
  • استرس حوادث، سوانح، در محیط کار به کمترین حد ممکن میرسه.
  • استرس

  • شرایط ایمنی درمحیط کار بهبود پیدا میکنه.
  • نگاه کارکنان از داشتن به خواستن تغییر می­یابد(یعنی همیشه باید به خواستنا فکر کرد ).
  • بهبود روانی ارتباطات میان مدیریت وکارکنان که مانع از تشکیل جلسات وقت گیر می شه.
  • باعث ایجاد رقابت در افراد با شوق کسب موفقیت می شه.

[۱] Emprovment

[۲] Enabling

[۳] Organized themseles

[۴] Denci et al

[۵] Personal conseguence

[۶] Significance

[۷] Trust