مطالعۀ نقش آموزش پیش دبستانی در تحول شناختی دانش آموزان پایۀ اول …

مشهدی و محسنی (۱۳۸۵) نیز پژوهشی به منظور بررسی و مقایسۀ توانشهای نظریۀ ذهن و نگهداری عدد در کودکان عقب ماندۀ ذهنی آموزشپذیر و نیز مقایسۀ عملکرد آنها با کودکان عادی پیشدبستانی انجام دادند. نمونۀ پژوهش مشتمل بر ۳۰ کودک عقب ماندۀ ذهنی و ۳۰ کودک عادی پیشدبستانی بود. آنها به منظور سنجش توانش نظریۀ ذهن، از سه تکلیف “خانه عروسک”، “بازگویی داستان” و” آب نبات” و برای سنجش توانش نگهداری عدد از دو “تکلیف ژتون” و “گل و گلدون” استفاده کردند. نتایج این پژوهش نشان داد که کودکان عقب ماندۀ ذهنی به رغم همتا شدن در سن عقلی با کودکان عادی، نسبت به آنها عملکرد ضعیفتری در تکالیف نظریۀ ذهن از خود نشان دادند. از سوی دیگر در تکالیف نگهداری عدد تفاوت معنیداری بین دو گروه مشاهده نشد. همچنین نتایج نشان داد که عملکرد آزمودنیها، وابسته به نوع تکلیف میباشد و هرچه این تکالیف از سطح دشواری کمتری برخوردار باشد و با تجارب روزمرۀ کودک هماهنگی بیشتری داشته باشد درصد موفقیت آنها بیشتر میشود.
مفیدی و سبزه (۱۳۸۸) نیز با هدف بررسی تاثیر فعالیتهای زبانآموزی دوره پیشدبستانی بر تحول گفتاری دانشآموزان پایۀ اول دورۀ ابتدایی پژوهشی را انجام دادند که جامعۀ آماری آن جمعا ً ۸۸۳۴ نفر از دانشآموزان دختر و پسر در مدارس دولتی آموزش و پرورش منطقۀ ۱۵ شهر تهران بودند که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی چندمرحلهای ۱۰۰ نفر از دانشآموزان (۵۰ دختر و ۵۰ پسر) به عنوان نمونه انتخاب شدهاند. روش این پژوهش توصیفی از نوع (پسرویدادی یا علی-مقایسهای) و ابزار مورد استفاده در این پژوهش آزمون تحول زبان (told-p:3) بود. نتایج تجزیه و تحلیل نشان داد که تحول گفتاری که شامل مهارتهای واژگانی و مهارتهای دستوری است، در دانشآموزان پایۀ اول ابتدایی که دورۀ پیشدبستانی را گذراندهاند از دانشآموزان هم پایۀ خود که این دوره را نگذرانده اند بیشتر است و این تفاوت به لحاظ آماری معنادار است به علاوه در این پژوهش تفاوت معنیداری بین دختران و پسران به لحاظ تحول گفتاری مشاهده نشد.
حمیدپور و همکاران (۱۳۸۸) نیز به بررسی تأثیر آموزش پیشدبستانی بر مهارتهای روانی-حرکتی و سازگاری اجتماعی دانشآموزان پایۀ اول، دوم و سوم ابتدایی پرداختند. آنها با استفاده از روش پسرویدادی، آزمون مهارتهای روانی-حرکتی لینکلن-ارزتسکی و پرسشنامۀ رفتار سازشی را بر روی ۳۲۰ دانشآموز پایۀ اول، دوم و سوم از سه منطقۀ شمال، جنوب و مرکز تهران اجرا نمودند. یافتههای این پژوهش نشان داد که بین دو گروه پیشدبستانی رفته و نرفته در متغیر مهارتهای روانی-حرکتی و سازگاری اجتماعی به طور کلی تفاوت معنادار وجود ندارد.
همچنین مقتدری و رفاهی (۱۳۹۰) نیز پژوهشی را با هدف تبیین اثربخشی آموزشهای ارزشهای زندگی به کودکان پیشدبستانی بر سلامت روان و تحول اجتماعی آنان انجام دادند. این پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل بود و جامعۀ آماری آن شامل کلیۀ کودکان پیشدبستانی که در مهدکودکهای تحت پوشش بهزیستی شهر شیراز در سال ۱۳۸۹ مشغول به آموزش بودند. با روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای تعداد ۳۵۱ کودک انتخاب و پرسشنامۀ سلامت روان و تحول اجتماعی واینلند[۲۳۶] برای آنان اجرا شد. بعد از تکمیل پرسشنامه تعداد ۳۰ نفر از افرادی که پایینترین نمره را در دو پرسشنامۀ یاد شده گرفته بودند به صورت هدفمند انتخاب و دو گروه آزمایش و کنترل به صورت تصادفی جایگزین شدند. سپس گروه آزمایش ۱۰ جلسه ۲ ساعته تحت آموزش ارزشهای زندگی به شیوه بازی و فعالیت قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که تفاوت در دو گروه آزمایش و کنترل از نظر میزان سلامت روان و تحول اجتماعی به سطح معنیدار رسیده است. اندازۀ اثر آموزش به ترتیب ۷۵ و ۳۰ درصد بود.
علاوه بر این، کاکوجویباری، قمیان و سرداری (۱۳۹۰) در پژوهشی به مطالعۀ ارتباط طول مدت دورۀ پیش از دبستان با پیشرفت سواد خواندن پرداختند. پژوهش مورد نظر از نوع علی-مقایسهای بود و جامعۀ آماری آن را دانشآموزان دختر پایۀ چهارم ابتدایی شهر تهران تشکیل داده بود. ۱۸۰ دانش آموز از مدارس شهر تهران به روش تصادفی سهمیهای چند مرحلهای به عنوان نمونۀ آماری انتخاب گردیدند، که ۶۰ نفر از آنان دورۀ پیش دبستانی را به مدت دو سال و ۶۰ نفر به مدت یک سال طی کرده و ۶۰ نفر این دوره را طی نکرده بودند. ابزار پژوهش، دفترچههای آزمون استاندارد شده پرلز (۲۰۰۶) بود. نتایج تجزیه و تحلیل دادهها نشان داد که: ۱٫ مهارت خواندن متون ادبی و اطلاعاتی دانشآموزانی که دو سال دورۀ پیش از دبستان را گذراندهاند، نسبت به دانشآموزانی که این دوره را نگذرانده اند، بیشتر است. ۲٫ مهارت خواندن متون ادبی و اطلاعاتی دانشآموزانی که دو سال دورۀ پیش از دبستان را گذراندهاند، نسبت به دانشآموزانی که یک سال این دوره را گذراندهاند، بیشتر است ۳٫ عامل گذراندن دورۀ پیش از دبستان تا دو سطح از سطوح فرایند درک مطلب، تأثیرگذار بوده است، اما سطوح بالاتر (سطوح ۳ و ۴ فرایند درک مطلب) از این عامل متأثر نبوده است.
ب- مطالعات انجام گرفته در خارج از ایران
علاوه بر مطالعات انجام شده در ایران، مطالعات زیادی در سطح بین المللی مبنی بر اهمیت دورۀ پیش از دبستان انجام شده است. در ادامه به معرفی برخی از این مطالعات پرداخته میشود که با مسئله پژوهش حاضر ارتباط بیشتری دارند.
بارنت[۲۳۷] (۱۹۹۵) در یک مطالعۀ فراتحلیلی، ۳۶ مطالعه که آثار بلند مدت برنامههای پیش از دبستان در خانوادههای کم درآمد مورد بررسی شده بود مورد مطالعه قرار داد. نتیجه نشان داد که آموزش پیشدبستانی میتواند اثرات بزرگ اما کوتاه مدتی را بر هوش کودکان داشته باشد. همچنین اثرات دراز مدت قابل توجهای در پیشرفت تحصیلی، کسب رتبه، سازگاری اجتماعی دارد. در این مطالعه به دلیل تفاوت در کیفیت و بودجه درست برنامهها تمام منافعی که ذکر شد را تمام برنامه ها ایجاد نکرده بودند.
تیلور[۲۳۸]، گیپ[۲۳۹]، اسلاتی[۲۴۰](۲۰۰۰) در پژوهشی جهت ارزیابی تأثیر حضور کودک در دورۀ پیشدبستانی بر روی آمادگی برای ورود به مدرسه، نمرههای برنامۀ ارزیابی مهدکودک جرجیا (GKAP) را تجزیه و تحلیل کردند. نتایج بدست آمده نشان داد که کودکان با شرکت در آموزشهای پیشدبستانی آمادگی بیشتری برای ورود به مدرسه دارند و این آمادگی در دختران بیشتر از پسران است. همچنین مهارتهای اجتماعی و عاطفی نیز در کودکان با آموزشهای پیشدبستانی بیشتر بود.
همچنین اری و همکاران[۲۴۱] در سال۲۰۰۰ به مطالعۀ اثر آموزش نگهداری ذهنی بر روی کودکان شش ساله کودکستان پرداختند. در این مطالعه ۴۹ کودک کودکستانی به دو گروه کنترل و شاهد تقسیم شدند. قبل از آموزش، از دو گروه پیشآزمون که شامل تکالیف نگهداری ذهنی عدد، طول، کمیت و وزن، گرفته شد و سپس از طریق بازی، طی پنج روز در هفته در مدت دو ماه برای هریک از مفاهیم نگهداری ذهنی به کودکان گروه شاهد آموزش داده شد. پس از دورۀ آموزش، بار دیگر از هر دو گروه پس آزمون گرفته شد. نتایج این پژوهش حاکی از آن بود که بین پیش آزمون و پس آزمون گروه شاهد تفاوت معنی داری وجود دارد.
همچنین در سال ۲۰۰۱ آرتور رینولدز[۲۴۲] و همکارانش در شیکاگو پژوهشی را با عنوان (تأثیرات دراز مدت دورۀ پیش از دبستان بر پیشرفت تحصیلی دانشآموزان خانوادههای کم درآمد مدارس عمومی) انجام دادند. نتایج این پژوهش نشان داد که میان شرکت کودکان در دورۀ پیش از دبستان و پیشرفت تحصیلی و ارتقای وضعیت اجتماعی آنها حتی تا ۲۰ سالگی همبستگی وجود دارد. همچنین برنامههای ثابت و منسجم و مدیریت شدۀ این دورهها میتواند موجب افزایش موفقیتهای دراز مدت دانشآموزان شود.
سامونز[۲۴۳]و همکاران (۲۰۰۵) در پژوهش خود نشان دادند که نمرههای آزمونهای عملکردی کودکان طبقۀ پایین در تمام واحدهای درسی پایین است. اما نتایج مطالعۀ آنها نشان داد اگر این کودکان آموزشهای پیشدبستانی را گذرانده باشند سطح نمرههای آنها بهبود مییابد. همچنین در این پژوهش سطح یادگیری کودکانی که دوره پیشدبستانی را پشت سر گذاشته باشند، بالاتر از کودکانی است که این دوره را در منزل بودند.
پررا[۲۴۴](۲۰۰۵) نیز در پژوهشی، تحول کودکان ۴ تا ۵ ساله را در جامعۀ شهری کم در آمد سری لانکا سنجید. او دریافت که کودکانی که در مرکز پیشدبستانی نگهداری میشدند نسبت به کودکانی که در این مرکز نبودند، در مهارت های اجتماعی به طور معناداری بهتر عمل میکردند.
همچنین لوبیکا مارجانویک[۲۴۵] (۲۰۰۶) در پژوهشی به بررسی تأثیر دورۀ پیشدبستانی و کیفیت سطح سواد والدین بر تحول زبان کودکان پرداخت. نتایج پژوهش او در مورد ۱۶۲ کودک نشان داد کودکانی که در یک سالگی وارد مهد کودک شده اند مهارت زبانی بهتری در قصهگویی نسبت به کودکانی داشتند که در ۳ سالگی وارد پیشدبستان شده بودند. همچنین این پژوهش نشان داد که یک مرکز با کیفیت بالا میتواند تأثیر شگرفی بر مهارتهای زبانی کودکانی بگذارد که والدین آنها دارای سطح سواد پایینتری هستند. در این پژوهش تأثیر سطح سواد والدین نیز بررسی شد و نتایج نشان داد که آموزشهای پدرانه و مادرانه تأثیر مثبتی بر مهارتهای زبانی دارد، اما این متغیر از تأثیر کمتری نسبت به حضور کودک در مراکز پیشدبستانی برخوردار است.
اوسکای[۲۴۶] (۲۰۰۹) در پژوهشی به بررسی تأثیر آموزش دوران کودکی در عملکرد تحصیلی دورۀ ابتدایی پرداخت. ابزار مورد استفادۀ پژوهش سوابق ارزیابی مستمر بود. نتایج این مطالعه نشان داد که اختلاف معناداری در توانمندی شناختی، مهارت اجتماعی و مهارت حرکتی بین دانشآموزان که تجربۀ پیش از دبستان دارند و همتایان آنها که این تجربۀ را ندارند وجود دارد.
اسکیب و همکاران[۲۴۷] (۲۰۱۱) در پژوهشی به بررسی تأثیر آموزش پیشدبستانی در طی سالهای اول و دوم برای کودکانی که (به عنوان مثال، یک یا دو سال) پیشدبستانی را تجربه کردهاند، می پرداختند. در این مطالعه ۷۶ نفر در پاییز و بهار سال تحصیلی با استفاده از ابزار خود تنظیمی، رمزگشایی، دانشنامه و واژگان مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج این مطالعه نشان داد که آموزش پیش دبستانی با تحول کودکان در خود تنظیمی مرتبط نمیباشد. در رمزگشایی و دانشنامه کودکانی که دو سال تجربۀ پیش دبستانی داشتند نمرۀ بالاتری را گرفتند اگرچه هر دو گروه از کودکان میزان تحول مشابه ای را در طی سال تحصیلی نشان میدادند. نتایج همچنین نشان داد که سالهای اول و دوم پیش دبستانی هر دو به صورت سیستماتیک در رمز گشایی و دستاوردهای دانش نامه مرتبطاند. سرانجام این که سن تقویمی کودکان (نه این که تجربۀ یک سال یا دو سال پیشدبستانی دارند) پیآمدهای خود نتظیمی و واژگان کودکان را پیشبینی کرد.
آگویلار و تانسینی[۲۴۸] (۲۰۱۰) به بررسی عملکرد تحصیلی یک نمونه از کودکانی که پایۀ اولشان در مدارس دولتی مونته ویدئو و اروگوئه پرداختند. نتایج مطالعۀ آنها حاکی از تأثیر مثبت آموزش پیشدبستانی در عملکرد تحصیلی پایۀ اول مدرسه میباشد به طوری که بعد از شش سال این اثر اگرچه ضعیف اما مثبت باقی میماند.
در بیشتر نتایج پژوهش های ذکر شده نقش آموزش پیشدبستانی در تحول جسمی، روانی-حرکتی، هیجانی-اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته است، این در حالی است که توجه به بعد شناختی در دوران کودکی مورد توجه بسیاری از نظریهپردازان و صاحبنظران تحول میباشد. بنابراین میبایست نقش آموزش پیشدبستانی در تحول شناختی همچون سایر ابعاد تحول مورد مطالعه قرار گیرد.
فصل سوم:
روش پژوهش
۳-۱- مقدمه
در این فصل به طور اجمالی به بیان روش پژوهش، جامعۀ مورد مطالعه، حجم نمونه، شیوۀ نمونهگیری، ابزار گردآوری دادهها، روایی و پایایی ابزار اندازهگیری و روش تجزیه و تحلیل دادهها متناسب با پرسشهای پژوهش پرداخته میشود.
۳-۲- روش پژوهش:
پژوهش حاضر از نظر هدف یک مطالعۀ بنیادی-کاربردی و از لحاظ اجرا یک مطالعۀ علی-مقایسه ای[۲۴۹] است. در پژوهشهای اجتماعی و تعلیم و تربیت، علی-مقایسهای مترادف پسرویدادی[۲۵۰]، بعد از وقوع[۲۵۱]، گذشتهنما[۲۵۲]، از معلول به علت[۲۵۳]، تعلیلی (تبیینی-توصیفی)[۲۵۴] به کار برده شده است (دلاور، ۱۳۸۸). پژوهش علی-مقایسه ای به پژوهشهایی اشاره دارد که در آن پژوهشگر به دلیل این که متغیرها قبلاً اتفاق افتادهاند توانایی این که متغیرها را دستکاری کند یا در آنها دخل و تصرف کند را ندارد یا برایش امکانپذیر نیست. در پژوهش علی-مقایسه ای همچون پژوهش تجربی، پژوهشگر به مقایسۀ گروهها برای تعیین اثرات برخی متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته میپردازد (مارگوریت[۲۵۵] و همکاران، ۲۰۱۰)، در حالی که در پژوهش تجربی اطلاعات و نتایج مورد نظر تحت شرایط جاری و کنترل شده به دست میآید. در روش پژوهش علی-مقایسه ای، پژوهشگر به دنبال کشف و بررسی روابط بین عوامل یا نوعی رفتار که قبلاً وجود داشته یا رخ داده از طریق مطالعۀ نتایج حاصل از آنهاست (نادری و سیف نراقی، ۱۳۸۰). امتیاز اصلی روش علی- مقایسهای این است که این روش به ما اجازه میدهد تا روابط علت و معلولی را تحت شرایطی که دستکاری آزمایشی دشوار یا غیر ممکن است بررسی کنیم (گال و همکاران، ۱۳۸۳، ص ۶۶۰).
این پژوهش با هدف مقایسۀ سطوح تحول شناختی دانشآموزان پایۀ اول ابتدایی شرکت کننده در دورۀ پیش دبستانی با گروه همتای آنان است که در این دوره شرکت نکردهاند، انجام شد، بنابراین این مطالعه از نوع علی-مقایسهای است زیرا به بررسی اثرات دورۀ آموزش پیشدبستانی در تحول شناختی پایۀ اول ابتدایی که قبلاً اتفاق افتاده است و دستکاری و دخل و تصرف در آن امکان پذیر نیست، می پردازد.
۳-۳- جامعۀ آماری
جامعۀ آماری این مطالعه مشتمل بر کلیۀ دانشآموزان پایۀ اول دورۀ ابتدایی شهر ملایر (دختر: ۱۴۶۱ نفر و پسر:۱۴۹۱ نفر) است که در سال ۹۲-۹۱ در مدارس دولتی اشتغال به تحصیل داشتند.
۳-۴- حجم نمونه و روش نمونه گیری
نمونه این پژوهش شامل۱۸۰ نفر از دانشآموزان پایه اول دورۀ ابتدایی شهر ملایر بود که به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای[۲۵۶] انتخاب شدند. نمونهگیری خوشهای نوعی نمونهگیری تصادفی است که هر واحد آن را یک دسته (خوشه) از عناصر تشکیل میدهد. زمانی از این نوع نمونه برداری استفاده میشود که جامعۀ مورد پژوهش از دستههای جداگانهای تشکیل شده و عناصر آن جامعه در این دستهها توزیع شده باشد (هومن، ۱۳۸۶، ص ۲۷۹) به نحوی که انتخاب نمونه به صورت مستقیم از اعضای جامعه ممکن نباشد، بدین معنی که کلاس، مدرسه یا منطقۀ آموزشی به جای فرد به عنوان واحد نمونهگیری استفاده میشود (دلاور، ۱۳۸۶). از آنجا که شهر ملایر ۴۶ مدرسه ابتدایی در موقعیتهای جغرافیایی مختلف داشت به علت گستردگی و پراکندگی جامعه و رعایت اصل اقتصاد و راحتی اجرای آن از روش نمونهگیری خوشهای استفاده شد. به همین منظور شهر ملایر به چهار منطقۀ جغرافیایی شمال، جنوب، شرق، غرب تقسیمبندی شد. سپس از هرکدام از این مناطق جغرافیایی، دو مدرسۀ ابتدایی دخترانۀ دولتی و دو مدرسۀ ابتدایی پسرانه دولتی به طور تصادفی انتخاب گردید. در نهایت از هر کدام از این مدارس انتخاب شده، یک کلاس پایۀ اول به طور تصادفی انتخاب شد و از هر کدام از این کلاسها نیز به طور متوسط ۱۰-۸ آزمودنی به صورت تصادفی مورد آزمون قرار گرفت.
۳-۴- فرایند اجرا
هدف این مطالعه بررسی نقش آموزش پیشدبستانی در تحول شناختی دانشآموزان پایۀ اول بود، برای دستیابی به این هدف باید مدارس دولتی ملایر شناسایی میشدند تا از بین آنها به تصادف مدارسی انتخاب گردد. بدین منظور پس از کسب اطلاعات مدارس دولتی شهرستان ملایر از بین ۴۶ مدرسه دولتی ابتدایی شهر ملایر ۱۸ مدرسه ابتدایی دولتی به طور تصادفی انتخاب گردید. سپس برای اجرای بهتر و رفع اشکالات احتمالی در نحوه آزمونگیری، آزمون به طور آزمایشی در سه مدرسۀ ابتدایی شهر ملایر اجرا شد. در این مرحله از بین دانشآموزان پیشدبستانی رفته و همتای آنها که پیشدبستانی نرفته بودند به طور متوسط ۳۰ نفر به تصادف انتخاب شدند و مورد آزمون قرار گرفتند. در نهایت بعد از رفع اشکلات در نحوۀ آزمونگیری، آزمون در سطح گستردهتری در مدارس ابتدایی شهر ملایر اجرا شد.
برای اجرای آزمون در هر یک از مدارس ابتدایی شهر ملایر با همکاری مدیران اتاقی در مدرسه تدارک دیده شد تا آزمودنی در خلوت و به دور از سر و صدا تمرکز بیشتری در نحوۀ پاسخ گفتن داشته باشد. از آنجایی که آزمودنی کاملاً قادر به خواندن نبودند با بیانی قابل درک، پژوهشگر هم متن پرسشها و هم گزینههای آنها را برای آزمودنیها خواند و آزمون را به صورت انفرادی اجرا نمود. بدین نحو که پس از خواندن هر پرسش برای هر آزمودنی، پاسخ و استدلال او ثبت و پرسش بعدی از او پرسیده شد و به همین نحو آزمودنی بعدی مورد آزمون قرار گرفت. لازم به ذکر است که این شیوۀ ارائه آزمون در مطالعات قبلی نیز مورد استفاده قرار گرفته است. به عنوان نمونه، الیس[۲۵۷] (۲۰۰۷) نیز از این آزمون برای اندازهگیری تحول شناختی کودکان پیشدبستانی استفاده کرده است و خاطرنشان نموده است که چون کودکان قادر به خواندن نبودهاند پژوهشگر خودش پرسشها را برای آنان خوانده و نمره داده است.
پس از اتمام اجرای آزمون، پژوهشگر به پاسخهای آزمودنیها براساس این که به پرسشها، پاسخ درست یا نادرست دادهاند نمره یک یا صفر داد.
۳-۵- ابزار گردآوری داده ها
آزمون معماهای مفرح و چالش برانگیز (آزمون مداد و کاغذی) ساختۀ بیکن و همکاران (۲۰۰۱) است و شامل ۲۱ پرسش بسته پاسخ چهار گزینهای میباشد. این آزمون مراحل تحول شناختی (پیش عملیاتی، منطق عملیات عینی و صوری) را مشخص میکند و میتواند به صورت گروهی هم اجرا شود. همچنین قابلیت دارد زیر سطوح تحول شناختی (سه زیر سطح عملیات عینی، دو زیر سطح انتزاعی) که آزمودنیها در آن قرار میگیرند را ارزیابی کند.
در آزمون معماهای مفرح و چالش برانگیز بیکن چنانچه آزمودنی از ۵ پرسش (۱،۳، ۴،۷ ،۸ ) نتواند به ۴ پرسش پاسخ صحیح دهد در مرحلۀ پیشعملیاتی طبقه بندی میشود و نمرۀ او در همین مرحله که کمتر از نمرۀ ۴ می باشد به ثبت میرسد.
همچنین در این آزمون مرحلۀ عملیات عینی شامل سه زیر سطح فرعی میباشد. در زیر سطح اول آن، آزمودنی میبایست از ۵ پرسش (۱، ۳،۴، ۷ ،۸) به ۴ یا ۵ پرسش پاسخ صحیح بدهد. اگر او موفق به پاسخ گویی درست این پرسشها شود بدین معنی است که او از مرحلۀ پیش عملیاتی عبور کرده و وارد سطح فرعی اول عملیات عینی شده است اما نمرۀ او منوط به پاسخگویی پرسشهای سطح فرعی سطوح دوم است. اگر به پرسشهای سطح فرعی دوم پاسخ نادرست داده باشد یعنی آزمودنی در زیر سطح اول عینی قرار دارد و نمرۀ او می تواند چهار یا پنج باشد.

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است