منبع پایان نامه ارشد با موضوع عزت نفس، ارزش ها و نگرش ها، ارتباط مؤثر

هافمن (1984) چهارنوع تفرد و جدایی را بر می شمارد که عبارتند از :1) بعد کنشی، 2) هیجانی،3) متعارض، 4) نگرشی
استقلال کنشی توان انجام امور خود بدون کمک والدین است. استقلال عاطفی شامل رهایی از نیاز افراطی تأیید، نزدیکی، مراقبت و حمایت عاطفی والدین است. استقلال متعارض مربوط به رهایی افراطی از احساس گناه، بی اعتمادی، مسئولیت پذیری، دلخوری و خشم در روابط با والدین می باشد و استقلال نگرشی شامل تصویر فرد از خود به عنوان شخصی که دارای مجموعه ای از باورها، ارزش ها و نگرش ها است تعریف شده است. هافمن نشان داد که استقلال متعارض نحوه سازگاری و کیفیت روابط عاشقانه را به خوبی پیش بینی می کند. او نشان دادکه شباهت نگرش بین دختران و والدین آنها پیش بینی کننده موفقیت آنها درروابط عاشقانه است.در یک پژوهش این فرض را که میزان تفرد و جدایی می توانند میزان سازگاری زناشویی را پیش بینی کند مورد بررسی قرار دادند. آنها 95 زوج را انتخاب کردند و مقیاس اندازه گیری دوتایی و آزمون فاصله روان شناختی هافمن را به آنها دادند. نتایج نشان داد زنان از نظر عاطفی به مادران خود به طور معنی داری از مردان وابسته ترند و در عوض مردان از نظر نگرش به پدران خود وابسته ترند. ومیزان رضایت از زندگی زناشویی در زنان همبستگی بسیاربالایی با میزان استقلال متعارض مردان از مادرانشان و استقلال عملکردی از پدران دارد. نکته جالب توجه اینکه هیچیک از جنبه های جدایی تفرد زنان با رضایت از زندگی خودشان و همسرشان همبستگی زیاد نداشت. در واقع این وابستگی شوهر به پدر و مادرش است که برای ازدواج می تواند درد سرسازتر باشد(هاوس و همکاران، 1998).
– فرآیندهای صمیمیت شامل تشابه، درک و جنسیت: در یک مطالعه که توسط هلروود(1998) انجام شد، فرآیندهای صمیمیت شامل تشابه، درک و جنسیت بعنوان پیش بینی کننده های صمیمیت بر روی 50 زوج مورد بررسی قرار گرفت. سه متغیر صمیمیت شامل سطح ذهنی صمیمیت، تشابه، تجربه صمیمانه ودقت پیش بینی اندازه گیری بمنظور بررسی اهمیت تشابه و درک درفرآیند صمیمیت، رابطه بین سطح صمیمیت زوجین، تشابه تجربه صمیمانه و دقت پیش بینی(درک) بوسیله ضریب همبستگی و تحلیل واریانس بررسی شد. همچنین تفاوت بین زنان و مردان در این متغیرها(جنسیت) نیز بررسی شد. سطح ذهنی صمیمیت، تشابه تجربه صمیمانه و دقت پیش بینی همبستگی مثبت معنادار با تشابه تجربه صمیمانه داشت(50/0 = r) و مشخص شد زوجینی که در پیش بینی یکدیگر(درک) دقیق تر هستند در احساسات صمیمیت بیشتر مشابه هستند.
سطح صمیمیت زوجین رابطه منفی با تشابه تجربه صمیمیت داشت(67/0- = r) بدین معنا که زوجینی که در احساسات صمیمیت بیشتر متفاوتند، صمیمیت کمتری گزارش می هند. سطح صمیمیت همچنین با دقت پیش بینی زوجین ارتباط داشت. یعنی زوجینی که صمیمیت زناشویی بالاتری را گزارش می کنند در پیش بینی یکدیگربهتر هستند. بطور خلاصه دقت پیش بینی احساسات صمیمیت همسر و تشابه گزارش صمیمیت با سطح صمیمیت بالاتر همراه بود. فرآیند تعاملی صمیمیت نشان می دهد که درک احساسات و تشابه تجربه صمیمیت برای احساس صمیمیت در رابطه ضروری است. این تحقیق نشان دادکه درک متقابل یک عنصر ضروری صمیمیت است. و درمانگر باید روی مداخلاتی تاکید کند که منجر به افزایش درک متقابل می شود. مشاوران
می توانند به زوجین برای کشف معنای فرآیند صمیمیت و بیان انتظارات همسران برای ایجاد یک درک زیربنایی متقابل کمک کنند. این رویکرد ممکن است حتی از تکنیک های حل تعارض و مهارت های ارتباطی مهمتر باشد.
علاوه براین اندازه گیری صمیمیت عینی با صمیمیت ذهنی نیز مهم است. وقتی زوجین تفاوت های بین شباهت های واقعی و فرضی را یاد می گیرند، ممکن است یاد بگیرند. چگونه درک متقابل و سطح صمیمیت را از طریق خود افشایی مؤثرتر یادبگیرند.
علاوه بر این بررسی تفاوت های جنسیتی در سطح صمیمیت و دقت پیش بینی صمیمیت همسرنشان دادکه زنان سطح بالاتری از صمیمیت را نشان دادند و بهتر ازمردان احساسات همسرشان را پیش بینی کردند. این نتایج نشان می دهد که مرد و زن ممکن است صمیمیت را به شیوه های مختلف تجربه کنند. مشاوران می توانند به زوجین کمک کنند از نقش های فرهنگی و انتظارات درباره جنیست و اینکه این مسائل چگونه روی رابطه شان اثر می گذارد، آگاه شوند(هلر و وود256، 1998).
– کاربرد عملی مهارت های ارتباط صمیمانه257( Pairs): برنامه Pairs بعنوان یک روش روانی- آموزشی جامع برای افزایش خودآگاهی و توسعه توانایی برای حفظ روابط صمیمانه لذت بخش طراحی شده است این برنامه رویکردهای شناختی- رفتاری و هیجانی را در فهرست گروه های تجربی ترکیب می کند. مهارت های آموزشی در Pairs شامل تعهد، ارتباط مؤثر و ا ستفاده خلاق از تعارض می شود. چندین مطالعه این برنامه را ارزیابی کرده اند. یافته ها نشان می دهد که این برنامه اضطراب کمتر، افزایش سازگاری زناشویی و رضایت، افزایش صمیمیت، سطح پایین تر تعارض افزایش همبستگی و وابستگی، مهارت های حل مشکل، افزایش صلاحیت و دستهای تعامل بهتر منجر می شود(دورانا258، 1996؛ گوردون259، 1999، به نقل از جاکوبوسکی260، 2004).
اولین مطالعه پژوهشی در مورد برنامه Pairs توسط گوردون (1984) انجام گرف ت که به صورت یک ارزشیابی قبل و بعد بر روی 11 زوج بود که حالات و ویژگی های اضطراب و ابعاد شخصیت و ارتباط را مورد سنجش قرارداد. نتایج نشان دادکه بیشتر شرکت کنندگان در برنامه Pairs حالات اضطراب را نشان داد. یافته های مربوط به شرکت کنندگان در مرحله بعدی، تغییرات معنی داری در حالات و ویژگی های اضطراب را نشان دادند و تغییرات بیشتر در خصوصیات اضطرابی احتمال تغییر در پویایی های شخصیت را بیان کرد، بعلاوه بهبودهایی در رابطه با عزت نفس و قدردانی از همسر نشان داده شد.
در یک مطالعه اکتشافی که توسط ترنر261 (1993) انجام شد اثر بخشی طرح یک گروهی با پیش آزمون و پس آزمون در برنامه Pairs را مورد آزمایش و بررسی قرار داد. این پژوهش، به هم پیوستگی، وفاق، رضایت و مهربانی را در ارتباط بین همسران مورد بررسی قرار داد. 78 نفر شرکت کننده در 6 کلاس Pairs از چهار شهر بزرگ ایالات متحده آمریکا به صورت داوطلبانه انتخاب گردیدند. تعدادی از شرکت کنندگان که بین 10 تا 19 نفر در هر کلاس بود پرسشنامه سازگاری را تکمیل کردند. افراد نمونه تحصیلات عالیه و متوسط داشتند و اکثر شرکت کنندگان زن ومردی بودند که ازدواج کرده بودند. در تجزیه و تحلیل آماری از آزمون t برای گروه های جفت شده استفاده گردید.به منظور سنجش و ارزشیابی استفاده از پیوستگی و بیانات هیجانی در کلاس های Pairs دورانا در سال( 1994 )یک مطالعه پژوهشی اولیه انجام داد. از یک گروه شامل 31 نفر شرکت کننده، 9 نفر داوطلب در قبل از سنجش و بعد از سنجش شرکت نمودند که در آن مصاحبه دقیق صورت گرفت. نتایج این تحقیق افزایش هم سازی در بین همسران را نشان داد و همچنین کاهش معنی داری در حالت عصبانیت شرکت کنندگان به وجود آمد. بیشتر شرکت کنندگان به این نتیجه رسیدند که کارگاه آموزشی توانسته است همدلی را افزایش داده و باز بودن از نظر هیجانی و گوش دادن را در بین شرک کنندگان مورد تشویق قرار دهد و همچنین منجر به حل تعارض در بین آنها شد.
دورانا (1996 )استفاده از هیجان ها و پیوند را در بخش آموزشی برنامه Pairs کشف نمود. از طریق مطالعه موردی و مرور تاریخچه مربوط به روان درمانی که هیجان ها و تخلیه هیجانی را مورد توجه قرار می دهد، دورانا پیشنهاد کرد که پیوند و تخلیه هیجانی در داخل متن یکپارچه رفتاری و شناختی می تواند تغییرات را تسهیل نماید که این موضوع از طریق برآوردن نیازهای ناقص و ناتمام، از طریق نمایش والدین بودن نمادین و از طریق تسهیل رفتارهای دلبستگی انجام می گیرد بنابراین از این طریق راههایی جهت ابراز عشق و علاقه، تعهد در روابط زناشویی به وجود می آید.
مطالعه پژوهشی دیگریکه توسط دورانا (1996) انجام شده است روش های پژوهشی کمی و کیفی را مورد استفاده قرار داده است تا اثر پیوند و تخلیه هیجانی رادر برنامه Pairs مورد سنجش و ارزیابی قرار دهد. 54 نفر شرکت کننده در چهار زمان مختلف از طریق برنامه Pairs مورد سنجش و ارزیابی قرار گرفتند که از این طریق سازگاری زناشویی، عزت نفس، افسردگی، اضطراب، کنترل و حمایت آنها مورد سنجش و اندازه گیری قرار گرفت.نتایج تحقیق نشان دادکه این برنامه می تواند به صورت معنی داری در سازگاری زناشویی، به هم پیوستگی در بین زوجین، عزت نفس و سلامت هیجانی در بین زن و شوهر بهبودی ایجاد کند. یافته های حاصل از اجرای پرسشنامه ساختار یافته که توسط دورانا توسعه یافته است نشان می دهد که این برنامه در بیان احساسات ارزشمند است، صمیمیت را افزایش می دهد، تعامل های منفی ریشه دار شده درگذشته خانواده اصلی را شناسایی می کند و کمک می کند به زن و شوهر تا بین نیاز به پیوند ونیاز به مسائل جنسی تفاوت قائل شوند. نتایج همچنین نشان داد که تفاوت های معنی داری در بین شرکت کنندگان در برنامه Pairs از لحاظ سازگاری زناشویی، توافق، مهربانی، رضایت و عزت نفس وجود داشت(گوردون و دورانا، 1999). تحقیقی که توسط گوس262(1996) انجام گرفت تغییرات ایجاد شده ناشی از برنامه آموزشی Pairs برروی حل مسئله، ارتباط،تفرد، و پریشانی را مورد آزمون قرار داد. از طرح یک گروهی با پیش آزمون و پس آزمون استفاده گردید و تحلیل آماری، تغییرات مورد انتظار را در همه متغیرها نشان داد.
به منظور ارزیابی اثر بخش بودن برنامه Pairs در درازمدت، دورانا (1996 )شرکت کنندگان متأهل از 5 کلاس مختلف برنامه Pairs را در کشور ایالات متحده آمریکا مورد مطالعه قرار داد. داوطلبان 137 نفر بودند که قبل از آموزش برنامه Pairs و بعد از آموزش برنامه Pairs مورد سنجش و اندازه گیری قرار گرفتند و 6 تا 8 ماه بعد از پایان برنامه آموزشی Pairs این ارزشیابی و سنجش انجام گرفت. سنجش و اندازه گیری در زمینه های سازگاری زناشویی، رضایت زناشویی، تعارض و ناشادی و رضایت مراجع بود.
بیشتر آزمودنی ها بهبودهایی که در رابطه با سازگای زناشویی، رضایت زناشویی و تعارض و ناشادی بود را تجربه کردند. شرکت کنندگان همچنین گزارش دادند که در آنها تغییرات مثبتی در روابط شان با کودکان، دوستان و خانواده اصلی ایجاد شده است.
مطالعات دیگر دورانا (1998 )تقویت و حفظ ارتباط صمیمی در بین زن وشوهر که یک عنصر اساسی در رشد روابط سالم است را به اثبات رسانده است. قبل از آموزش برنامه Pairs و بعد از برنامه آموزش Pairs و 6 تا 8 ماه پس از آموزش برنامه Pairs تعداد 137 نفر از داوطلبان متأهل شرکت کننده در 5 کلاس مختلف برنامه آموزش Pairs درایالات متحده آمریکا مورد ارزیابی و سنجش قرار گرفتند. این شرکت کنندگان در مقایسه با افراد عادی پریشان خاطر بوده و ارتباط صمیمی کمی بین آنها وجود داشته است. بیشتر شرکت کنندکان(76% آنها) فوایدمهمی را در ارتباط صمیمی تجربه کردند که در مرحله پیگیری، توافق و همدلی را از خود نشان دادند(گوردون و دورانا، 1999).
دی ماریا263 ( 1998 )یک مطالعه پیمایشی ملی را انجام داد و ویژگی هایی از 125 نفر از زوج متأهل که در برنامه آموزشی Pairs ثبت نام کرده بودند را به دست آورد. مطالعه و تحقیق شامل اجرای پرسشنامه پیمایشی تقریباً ساختار یافته و مصاحبه های فشرده بود. مطالعه و تحقیق رضایت زناشویی و اینکه چگونه زوج ها وسطح رضایت زوج ها با ارضاء جنسی رابطه دارد و نیز طلاق بالقوه، تاکتیک های تعارض، عشق و علاقه رمانتیک و سبک دلبستگی را کشف کرد. این تحقیق همچنین انگیزش هایی که جهت ثبت نام در برنامه آموزشی Pairs برای استفاده از تحلیل های کیفی وجود داشت را در بین افراد کشف کرد.
]]>

Author: mitra6--javid

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *