منبع پایان نامه ارشد با موضوع ناخودآگاه

4-سبک شهوانی(مانیا): حالت شدید هیجانی همراه با حسادت وعشق همراه مشغولیت ذهنی که باعث میشود شخص عصبی شده وازطرد شدن بترسد.
5- سبک واقع گرایانه(پراگما): عشق منطقی که درآن شریک رابطه، براساس نیازهای شخص وهمخوانی با سن، مذهب، سوابق وشخصیت انتخاب میشود. دراینجا رضایت خاطر بیشتراز هیجان وتحریک وجود دارد.
6- سبک فداکارانه (آگاپه): عشق غیرشرطی، همراه با مراقبت از معشوق که با انعطاف پذیری و بخشندگی زیاده ازحد توام است. در این نوع عشق خود را فدا کردن وجود دارد.
– تعریف عملیاتی:
تعریف سبک های عشق ورزی به صورت عملیاتی شامل نمرات کمی هستند که از طریق مقیاس نگرش های مربوط به عشق هندریک و هندریک 1986 در شش بعد بدست می آید.
ج: صمیمیت
– تعریف مفهومی
صمیمیت در روابط دیرپای عاشقانه با توجه به سطح تعهد و نزدیکی عاطفی شناختی وفیزیکی که فرد در رابطه متقابل خود با شریکش تجربه می‌کند تعیین می‌شود. در تعریف مذکور به مشخص ساختن چهار مؤلفه صمیمیت: الف)تعهد، ب)صمیمیت عاطفی، ج)صمیمیت شناختی، د)صمیمیت فیزیکی پرداخته شده است. با توجه به تعاریف ذکر شده می‌توان مؤلفه‌های صمیمیت را به نه حیطه تقسیم کرد: 1)صمیمیت عاطفی 2)صمیمیت روانی 3) صمیمیت فیزیکی 4) صمیمیت جنسی 5) صمیمیت عقلانی 6) صمیمیت معنوی 7)صمیمیت زیباشناختی 8) صمیمیت اجتماعی و تفریحی 9) صمیمیت زمانی (باگاروزی، 2001).
– تعریف عملیاتی:
صمیمیت به صورت عملیاتی شامل نمرات کمی هستند که از طریق پرسشنامهی صمیمیت زوجین(اولیا، 1385)هندریک و هندریک( 1986) در نه بعد بدست می آید.
مقدمه
این فصل شامل دو بخش مبانی نظری و تحقیقات انجام شده است. بخش اول شامل سه قسمت است. در قسمت اول صمیمیت و ابعادآن آمده و رویکردهای مربوط به صمیمیت بیان شده است. در قسمت دوم مفاهیم عشق ورزی بیان شده است. در قسمت سوم نظریه بونی شامل تاریخچه، مفاهیم اساسی و روش های افزایش صمیمیت آمده است.
در بخش سابقه تحقیقات سابقه تحقیقات انجام شده در مورد صمیمیت، عشق ورزی و نظریه بوون درمانی آمده است. پیشینه سابقه تحقیقات داخلی و پیشینه پژوهش‌های انجام شده مطرح شده است. بخش اول: مبانی نظری گفتار اول: صمیمیت
الف- تعریف صمیمیت34
صمیمیت اغلب بعنوان یک فرآیند پویا توصیف می شود. به نظر هات فیلد و والستر35(1981) صمیمیت شامل فرآیندی است که در آن افراد تلاش می کنند به یکدیگر نزدیک شوند و شباهت ها و
تفاوت هایشان در احساسات، افکار و رفتارها را کشف کنند. به نظر استرنبرگ36 (1988) صمیمیت احساساتی است که نزدیکی، تعلق و تماس را ایجاد می کند. اسکنارچ37(1991) صمیمیت را فرآیند در تماس بودن، درک خود و افشای خود در حضور همسر مفهوم سازی می کند. اسچافر و اولسون38(1981) صمیمیت را فرآیند و تجربه ای می دانند که نتیجه افشای مسائل صمیمانه و در میان گذاشتن تجارب صمیمانه است (هلرو وود 39، 1998).
صمیمیت یک نزدیکی، تشابه و روابط شخصی عاشقانه یا هیجانی با شخص دیگر است که مستلزم شناخت و درک عمیق از فرد دیگر و همینطور بیان افکار و احساساتی است که نشانه تشابه با یکدیگر است بکار می رود. صمیمیت یک فرآیند تعاملی است. محور این فرآیند شناخت، درک، پذیرش، همدلی با احساسات فرد دیگر، قدردانی یا پذیرش دیدگاه منحصر بفرد فرد دیگر از دنیاست. صمیمیت یک نیاز اساسی و واقعی انسان است، و تنها یک تمایل یا آرزو نیست(باگاروزی، 2001).
پدیده های مهم که د تعریف صمیمیت در ادبیات تعریف می شوند عمدتاً شامل تشابه، پذیرش، خود افشایی، رابطه جنسی، استقلال، تطابق، نزدیکی هیجانی ـ بدنی و عقلی هستند. بینر و مورنن40(1988)معتقدند که تشابه یک مسئله مهم در حفظ روابط صمیمانه است. به نظر اشنایدر41(1989) معتقد است که تشابه زوجین به آنها کمک می کند احساس کنند بوسیله همسرشان درک و فهمیده می شوند. تشابه بین همسران همچنین مربوط به بافت روابط صمیمانه است .وقتی همسران در نیازهایشان به میزان صمیمیت و نوع خاصی از صمیمیت مشابه باشند، احساسات صمیمانه ایجاد می شود. تالمارج و دابز42(1990)خاطرنشان می کند که میزانی که همسران ادراکشان درباره خود و فرآیند رابط را با یکدیگر در میان می گذارند، میزانی که می توانند صمیمانه عمل کنند را منعکس می کند. وین43 (1986) صمیمیت را بعنوان یک تجربه و ارتباط ذهنی تعریف می کند که پدیده اصلی آن خود افشایی، پاسخ امن و همدلی است. وین گارتن44(1992) همچنین اشاره می کند که تعامل صمیمانه شامل مشارکت و تجربه درک احساسات است. این تجربه ارتباطی به درک متقابل و اطمینان بستگی دارد. خود افشایی نیز برای صمیمیت زناشویی ضروری است، زیرا افراد را بطور ذاتی در درک متقابل و همدلی درگیر می کند. کیرکاپاتریک45(1975) خاطر نشان می کند که ساختار خودافشایی متقابل در یک رابطه مداوم است که صمیمیت عمیق دو جانبه ایجاد می کند.
علاوه بر این سطح تمایز و استقلال نیز با صمیمیت ارتباط دارد. به نظر بوئن46 (1988) افراد تمایل دارند همسرانی با سطح تمایز مشابه انتخاب کنند . اسکنارچ47(1991) تمایز پایین در همسران را با صمیمیت ارزیابی شده توسط دیگری همراه می داند که در آن خود افشایی به رفتار همسر یا پویایی رابطه بستگی دارد. زوجین با سطح تمایز پایین تحمل سطوح بالای صمیمیت را ندارند. همسران با تمایز بالا و استقلال، ت حمل بیشتری برای صمیمیت دارند و خود افشایی آنها به رفتار همسر یا پویایی های رابطه بستگی ندارد. فالون48(1981) به مفهوم عدم تملک دو جانبه بین همسران اشاره می کند. روبین49(1982) می گوید که صمیمیت برخی از انواع ابراز دوجانبه احساسات و افکار بدور از ترس یا نیاز به وابستگی است و تمایل برای درک دنیای درونی دیگری و توانایی در میان گذاشتن خود با دیگری است(هلروود، 1998).
ب- ابعاد صمیمیت
1)صمیمیت عاطفی: صمیمیت هیجانی نیاز به ارتباط ( انتقال)، و در میان گذاشتن همه احساسات مثبت و منفی با همسر است. احساسات مثبت شامل شادی، خوشحال و رضایت و احساسات منفی شامل غمگینی، ناراحتی، ترس، خشم، گناه، شرم، تنهایی، بی حوصلگی و خستگی است.
2) صمیمیت روانشناختی: صمیمیت روانشاختی نیاز به ارتباط( انتقال)، در میان گذاشتن و تماس با همسر بوسیله افشای عمیق مسائل شخصی مهم و پرمعنا درباره خود واقعی و درونی است. صمیمیت روان شناختی نیاز به در میان گذاشتن و بیان امید ها و رویاها، خیالات، آرزوها و طرحهای آینده و همینطور در میان گذاشتن ترسها، علایق، دیدگاه ها، عدم اطمینان، مشکلات و تعارضات درونی باهمسر است.
در دسترس بودن همسر، دفاعی نبودن و اطمینان در رابطه، شرط ضروری این نوع صمیمیت است همسر باید احساس امنیت برای در میان گذاشتن مسائل شخصی بدون ترس ازقضاوت شدن، ارزیابی شدن، طرد ، شرم، مقصرسازی یا تنبیه همسر باید احساس امنیت بکند.
3) صمیمیت عقلانی:صمیمیت عقلانی نیاز به ارتباط(انتقال) در میان گذاشتن عقاید، افکار و باورهای مهم با همسر است این صمیمیت نباید با مکانیزم دفاعی ناخودآگاه عقلانی کردن افکار، هیجانات خاص، تأیید برتری عقلانی خود و کسب تأیید مشتبه شود. عقلانی کردن برای ایجاد فاصله بین افراد طرحریزی می شود و در جهت مخالف افزایش صمیمیت واقعی حرکت می کند.
برای ایجاد صمیمیت عقلانی احترام به دیدگاه همسر بویژه عقاید مخالف یا متفاوت، لازم است. یک شرط لازم این صمیمیت توانایی نقش پذیری یعنی دیدن دنیا از دریچه دید همسر، درک آنچه همسر درک می کند و درک اینکه فرد بوسیله دیگری چگونه دیده می شود، است. این توانایی برای رشد صمیمیت واقعی ضروری است. مکمل هیجانی نقش پذیری، توانایی همدلی است همدلی یعنی توانایی گذاشتن خود در جای دیگری و احساس آنچه همسر احساس می کند. همدلی با احساسات همسر بعنوان یک فراهیجان و یک پاسخ هیجانی توجه آمیز نسبت به احساس همسر در نظر گرفته می شود. همدلی و نقش پذیری برای رشد صمیمیت واقعی ضروری است و منجر به اطمینان و احترام متقابل می شود.
4) صمیمیت جنسی: صمیمیت جنسی نیاز به ارتباط( انتقال) درمیان گذاشتن و بیان افکار، احساسات، آرزوها و هوس هایی است که ماهیت جنسی و جسمی دارد. صمیمیت جنسی با هدف ارضاء جنسی انجام می شود. فعالیت های نحریک جنسی شامل تجاربی مانند تماشای فیلم های عاشقانه، گوش دادن یا نواختن موسیقی عاشقانه، خواندن داستانها و مطالب عاشقانه با همسر می شود. که مقدمه برانگیختگی جنسی است. صمیمیت جنسی شامل نیاز و تمایل به مشغول شدن در فعالیت هایی مانند نزدیکی جسمی، تماس بدنی، لمس و در آغوش گرفتن است که بویژه برای تحریک جنسی، لذت و رضایت هر دو همسر طرحریزی می شود.
5) صمیمیت جسمانی ( غیر جنسی): صمیمیت جسمانی نیاز به نزدیکی جسمانی با همسر است این نزدیکی بدنی نباید با صمیمیت جسمانی که برای ایجاد تحریک جنسی انجام می شود، اشتباه شود. صمیمیت جسمانی ممکن است بوسیله یک لمس ساده یا تماس بدنی مانند در آغوش گرفتن ابراز شود. صمیمیت جسمانی شامل تجاربی مانند گرفتن دستها، در آغوش گرفتن یکدیگر، رقصیدن با همسر، لمس غیر جنسی، بوسیدن که مقدمه رابطه جنسی نباشد، خوابیدن در کنار همسر، قدم زدن با یکدیگر و غیره هست.
6) صمیمیت معنوی: صمیمیت معنوی نیاز به در میان گذاشتن افکار، احساسات، عقاید و تجاربی با همسر است که با مذهب، مسائل معنوی و مافوق طبیعی، ارزشها و باورهای اخلاقی، معنای وجود، زندگی پس از مرگ، ارتباط با خدا ، رابطه فرد با طبیعت و جایگاه فرد در جهان مربوط است. صمیمیت معنوی ممکن است شامل مشارکت با همسر در فعالیت ها، مراسم و جشن های مذهبی و معنوی باشد. برای صمیمیت معنوی هم مذهب یا هم عقیده بودن ضروری نیست، آنچه ضروری است، باز بودن نسبت به عقاید، احساسات و تجارب معنوی همسر و احترام به دنیای معنوی همسر و پذیرش بدون قضاوت دیدگاه و باورهای همسر است. برای برخی افراد بعد معنوی یک بعد محوری هویت فرد است و خودافشایی درباره این بعد، صمیمیت را به سمت یک تجربه مقدس می کشاند. برای این افراد که بعد معنوی زندگی بسیار مهم است مشارکت معنوی مهم ترین بعد صمیمیت است.
7) صمیمیت زیبایی شناختی:صمیمیت زیبایی شناختی نیاز و تمایل به در میان گذاشتن احساسات، افکار، عقاید، انتظارات و تجاربی با همسر است که از نظر شخصی محرک، فرحبخش و الهام بخش در نظر گرفته می شود. شگفتی های طبیعت و جهان اساس این صمیمیت را تشکیل می دهد. موسیقی، شعر، ادبیات، نقاشی، معماری و همه اشکال بیان هنری می تواند بعنوان یک وسیله مشارکت زیباشناختی در نظرگرفته شود.
در صمیمیت زیبایی شناختی، زیبایی این تجارب به خاطر خودشان در میان گذاشته می شود. تجربه زیبایی شناختی یک تجربه ناب است و بعنوان مقدمه ای برای انواع دیگر تجارب صمیمانه مورد استفاده قرار نمی گیرد.
8) صمیمیت تفریحی و اجتماعی: صمیمیت تفریحی و اجتماعی نیاز به مشغول شدن در فعالیت ها و تجارب لذت بخش و مفرح با همسر است. صمیمیت اجتماعی و تفریحی شامل فعالیت ها و تجاربی مانند جَک و داستان های فکاهی، در میان گذاشتن تجارب روزانه، بحث حوادث فعلی، خوردن و آشامیدن با همسر، ورزش، بازی با یکدیگر، رقصیدن با یکدیگر برای تفریح و لذت، گذراندن تعطیلات و ..است (باگاروزی، 2001).
ج- نظریه ها و رویکردهای صمیمیت
1- مدل ترکیبی وارینگ50: وارینگ (1980، 1983)صمیمیت همسران را بعنوان ترکیبی از هفت عنصر زیر تعریف می کند:
الف) محبت یا هیجان51: میزانی که احساسات نزدیک هیجانی بوسیله همسر بیان می شود. وقتی احساسات نزدیک هیجانی و محبت بین همسران ابراز می شود، صمیمیت ایجاد می شود.
ب) بیانگر بودن52 و خودافشایی53: میزانی که افکار، عقاید،گرایشات و احساسات در درون رابطه بیان می شود. خودافشایی با صمیمیت ارتباط مثبت دارد وقتی خودافشایی در رابطه زناشویی تسهیل می شود، صمیمیت افزایش می یابد.
ج) تطابق54: میزانی که همسران می توانند با یکدیگر بصورت راحت کار و تفریح داشته باشند. تطابق]]>

Author: mitra6--javid

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *