منبع پایان نامه ارشد درباره اغراض شعری، امام حسین، امام حسین (ع)

  
أَفْنَى الزَّمانُ عَلَى نادٍ “زَها” زَمَناً
 
بِحَافِظ واکْتَسَى بِالحُزْنِ مَغْنَاهُ
   ضَحیَّهَ الموتِ هَلْ تَهوِی معاودَهُ
 
لعالمٍ کنتَ قیلاً من ضحایاهُ
  
ما لذَّهُ العیشِ جَهْلُ العیشِ مَبْدَأُهُ
 
والهمُّ واسطهٌ، والموتُ عُقباهُ37
  
جواهری در زمینۀ رثاء نوآوری زیبایی کرده، که آن نوآوری، قصیدۀ زیباییست در رثاءی پدر آزادگی، امام حسین (ع)، که 15 بیت آغازین این قصیده با طلا بر درب اصلی حرم امام حسین(ع) نوشته شده است:
فداءً لمثواکَ مِنْ مَضْجَعٍ
 
تَنَوَّرَ بالأَبْلَجِ الأروعِ
  
بأعَبْقَ مِنْ نَفَحَاتِ الجنَا
 
نِ روحاً ومنْ مِسْکِهَا الأَضوعِ
   ورعیاً لِیَوْمکَ یَوْمَ الطُّفُوفْ
 
وَسَقْیاً لأرْضِکَ مِنْ مَصْرَعِ
  
فیابنَ “البتولِ” وَحَسْبِی بها
 
ضَماناً عَلَى کلِّ ما أدَّعِی
   وعَفَّرت خدِّی بحیثُ استرا
 
حَ خَدٌّ تَفَرَّى ولم یضرعِ
  
وحیثُ سنابکِ خیلِ الطُّغَا
 
‍هِ جالتْ علیهِ ولم یَخْشَعِ38
   1ـ3ـ3ـ وصف:
وصف آن غرض شعریست که با آن قدرت خیالی شاعر سنجیده می‌شود. در قدیم می‌گفتند که وصف اصلی ترین غرض شعریست، به تعبیر دیگر وصف ستونِ دیگر اغراض شعریست. وصف نزد جواهری از آن جایی شروع می‌شود که شاعر مدتی را در طبیعت زیبا و سرسبز ایران مقیم می‌شود و آنچنان شیفتۀ زیبایی‌های ایران می‌شود که به توصیف آن می‌پردازد.
او در وصفیات خود از شاعر محبوب وصفیات (بحتری) دور نمی‌شود، آنجا که به زیبایی تمام از طبیعت و جمادات، رباط زنده می‌سازد که با نشاط در سراسر طبیعت در حرکت و تکاپوست.
او در قصیدۀ(بعد المطر) این گونه وصف می‌کند:
عاطَى نباتَ الأرضِ ماءُ السَّما
 
ما لاتُعاطِیهِ کُؤوسُ الرَّحِیق
  
أوشَکَتِ القِیعانُ إذْ فتحت
 
لها السَّما، مما عَرَاها تضیق
  
جاءَ الربیعُ الطَّلِقُ فاستبشری
 
غریمک البرد طرید طلیق
  
کُلُّ وجوهِ الأرضِ مکسوه
 
لفائف الأزهار حتَّى الطَّرِیق39
  
او در قصیده( برید الغربه) در وصف شمیرانات این گونه سروده است:
هَبَّ النَّسیمُ فَهَبَّتِ الأشواقُ
 
وهفا الیکُم قلبُهُ الخفاقُ
  
هی “فارسٌ” وهواءُها ریحُ الصَّبا
 
وسماؤُها الأغصانُ والأوراقُ
  
“شمرانُ” تُعْجبنِی، وزهرهُ روضِها
 
وهواءُها ونمیرُها الرّقْراقُ
   وعلیهِ مِن وَرَقِ الغُصُونِ سرادقُ
 
مَمدودهٌ ومِنَ الضلال رواقُ
  
فی کلِّ غُصْنٍ لِلْبَلابِلِ ندوهٌ
 
وبِکُلِّ عُودٍ لِلغِنا إسحاقُ40
  
1ـ3ـ4ـ شعر سیاسی:
شعر سیاسی حجیم ترین اغراض شعری را در دیوان جواهری تشکیل می‌دهد. این غرض شعری برای او یک هدف و وسیله است. شعر سیاسی او، شعری است ملتزم و مشروط به شرایط سیاسی، جواهری در اشعار سیاسی خود، اتفاقات و حوادث سیاسی را بیان می‌کند.
سیاست در نزد جواهری معنایی جزء فرورفتن در گرداب حوادثِ مرتبط که به سرنوشت همگان مرتبط است، نیست. محمد مهدی از خانواده ای دینی (خاندان شیخ محمد حسن صاحب جواهر الکلام) برآمده و در محیطی شیعی پرورش یافته بود، زمانی که ستم انگلیس نسبت به مردم عراق و اشغال سرزمین عزیز خود را به دست استعمارگر پیر دید، در شعرش سخت بر آن شورید. از این رو با استفاده از سلاح شعر، پرچمدار آزادی و مبارزه در کنار ملت عراق گردید که جسورانه و شجاعانه بر ضد زورگویی حاکمان، وارد آوردگاه مبارزات ملی میهنی شد.
او در قصیده(سجین قبرص) می‌گوید:
هی الحیاهُ بإحْلاء وإمْراء
 
تَمْضی شعاعاً کزندِ القادحِ الواری
  
سجیهُ الدهرِ والبَلْوى سجیتُهُ
 
تقلبُ بین اقبالٍ و إدبارِ
   ما للتَّمدنِ لاینفکُّ ذا بِدَعٍ
 
فی الکونِ یأنف منها وحشه الضاری
  
کم ذا یسمون أحراراً وقد شهدت
 
فعالهم أنها من غیر أحرار
   نهضاً بنی العرب العرباء إنَّکُم
 
فرائسٌ بینَ أنیابٍ وأظفارٍ
  
أَ رقدهً وهواناً أنَّ بعضَهما
 
مما یفت بأصفادٍ وأحجارٍ41
  
1ـ3ـ5ـ غزل:
غزل در دیوان جواهری، کم حجم ترین غرض شعری اوست. او دیدگاه خاصی نسبت به زن دارد که مختص به اوست، ضمن اینکه غزل عریان او جنجال زیادی به پا کرده است.
1ـ4ـ تحول فنی شعر جواهری:
تحول فنی شعر جواهری، به طور کلی به سه مرحله اساسی تقسیم می‌گردد: 42
الف) مرحلۀ تقلید از گذشتگان.
ب) مرحلۀ سرگردانی و تردّد بین گذشته و حال.
ج) مرحلۀ نهضت و تحول.
1ـ4ـ1ـ مرحلۀ تقلید از گذشتگان
زندگی شعری جواهری از اوایل دهۀ دوم قرن بیستم، با نشر و چاپ اشعار وی در روزنامه‌ها آغاز شد و برای نخستین بار روزنامه‌ها او را به عنوان شاعری مطرح در محافل و مجامع ادبی، به رسمیت شناختند. در خلال این مرحله، جواهری از محیط بستۀ نجف خارج شد. در آغاز دو بار به ایران سفر کرد، از طبیعت پاک و بکر ایران و نیز ادبیات و به ویژه شعر فارسی تأثبر پذیرفت و در وصف طبیعت ایران اشعاری سرود.
خروج جواهری از نجف در سال 1927م و سفرهای مکرر وی به داخل و خارج عراق، نقطه عطفی در زندگی شعری او به شمار می‌رود. چنان که به سبب سرودن قصیدۀ (برید الغربه) در وصف طبیعت ایران و ابراز اشتیاق به زادگاهش عراق، از جانب “ساطع حصری” مدیر کل معارف وقت، به دوستی با ایران و داشتن گرایش سوسیالیستی متهم گردید.
در این سال از سوی ملک فیصل اول به سمت کارمند ادارۀ تشریفات دربار منصوب گردید که این امر، نقطۀ عطفی در احساس غرور و عزت نفس شاعر محسوب می‌شود. او در مدت سه سال فعالیت در این منصب، به طور مستقیم با سیاستمداران و سیاست رژیم حکومتی عراق آشنا شد.
در طیّ این سالها، جواهری تحت تأثیر شاعران بزرگ گذشته و به ویژه عصر عباسی، از جمله: متنّبی، بحتری، ابو تمام، ابن رومی، ابوالعلاء معری و از میان شاعران اسلامی: شریف رضی، و از شاعران معاصر خویش از قبیل: احمد شوقی، حافظ ابراهیم، جمیل صدقی الزهاوی، معروف الرصافی و محمد سعید حبوبی، اشعاری سرود که کلیۀ آنها از جنبۀ دیدگاه، موضوع و ساختار شعر سنتی متمایز است.
ویژگی‌های غزل تقلیدی وی در قصیده(عاطفات الحب) جلوه گر شده است که رنگی از تأثیر شخصیت شاعر و عصر و محیط او ندارد.اشعار وطنی ـ سیاسی وی نیز تقلیدی و دارای موسیقی، معانی و الفاظ قدیم است.
این غرض شعری جواهری در قصیدۀ (الثوره العراقیه) متجلی است.وصف شاعر در این مرحله، بدون توجه به ذات و احساس خویش، فقط در توصیف طبیعت ایران و عراق و عناصر بیجان آن است؛ اما ایرانیات وی از برجستگی دیباچه، استحکام ساختار و روانی و دلنشینی موسیقیایی عناصر طبیعت برخوردار است. رثاء‌ی جواهری نیز به شخصیت‌های خانوادگی و مذهبی اختصاص دارد، مانند”رثاء شیخ الشریعه”43
1ـ4ـ2ـ مرحلۀ سرگردانی و تردّد بین گذشته و حال
این مرحله با دهۀ سوم قرن بیستم آغاز شده و دورۀ آشفتگی شدید فکری و احساس تناقض جواهری در زندگی به شمار می‌رود. در این دوره، شاعر از دربار و به گفتۀ خودش(قفس زرّین) خارج شد و به مطبوعات روی آورد؛ اما به دلیل موضع گیری‌های سیاسی ـ اجتماعی ویژه اش، پیوسته روز نامه‌هایی که در آن فعالیت داشت، با توقیف و تعطیلی مواجه می‌شد.
تا این که پس از آشنایی با روزنامۀ چپ گرای”الأهلی” ارتباط وی با محافل، تجدّد و فعالیت در مطبوعات و نیز نزدیکی او با سیاستمداران مخالف حکومت، به بازنگری در خطّ مشی و موضعگیری شاعز انجامید.
بهترین نماد ناآرامی در زندگی، دیدگاه و موضع گیری جواهری در این مرحله، قصیدۀ (معرض العواطف) است. اعتراف صریح و جسورانۀ شاعر به نفاق خویش و بیدا ر خوابی‌های بسیار به سبب سازش اضطراری با دشمنان، اوج صداقت و جرأت در انتقاد از خویش، همراه با بیان علت وی در موضع گیری‌های مختلف که از مزاج متغیّر شاعر سرچشمه می‌گیرد، از ویژگی‌های خاصّ جواهری در این مرحله است.
در این سالها، زمانی جواهری به دلیل علاقۀ بسیار به جاه و مقام و پیشوایی، به دربار و دولتمردان نزدیکی جُسته، به مدح آنان می‌پردازد و گاه با نومیدی از آنان و دست نیافتن به آمال و آرزوها و بلند پروازیهایش، با مردم همدرد شده، در برابر سیاستمداران و حکام فریاد اعتراض بر می‌آورد.
غزل جواهری در این مرحله، محلّ بروز اعتراض و تمرّد شاعر در برابر شرایط بحرانی اجتماعی ـ سیاسی حاکم بر جامعۀ عراق است؛ در این غزل‌ها، شاعر به صراحت بر ضدّ تقلیدهای کورکورانه و ارزشهای غیر انسانی حاکم بر جامعه خروشیده است. غزل” جرّبینی” در اعتراض به غفلت مردم و تبرّی جستن او از چنین جامعۀ آفت زده ای و ” سلمی علی المسرح” در هجو سیاستمداران و مدّعیان زعامت دینی، از نمونه‌های بارز این گونه غزلیات سیاسی است.
اما در اشعاری که در این دوره در باب طبیعت سروده، روح رمانتیسم سایه افکنده است و به عناصر جامد طبیعت، آن چنان روح زندگی دمیده که به راحتی می‌توان حرکت‌ها و حالات آنان را احساس نمود. چنانکه جبرا ابراهیم جبرا، قصیدۀ (القریه العراقیه) را این گونه توصیف کرده است:
“… تضاهی أجمل ما کتب وردزورث، شاعر الطبیعه الإنکلیزی، بل إن فیها عین النزعه الوردزورثیه الروسویّه، إذ یتغنّی بالبداوه ـ أو الرّیفیه ـ التی لم تفسدها لوثه المحتضّر المصطنع”44
( ـ اشعار جواهری ـ به زیباترین شعری که وردزورث، شاعر انگلیسی در وصف طبیعت سروده است، شباهت دارد، حتی در آن همان گرایش روسی خاصّ وردزورث در ستایش بادیه نشینی یا روستا نشینی به چشم می‌خورد که آلودگی تمدّن غیر طبیعی و ساختۀ دست بشر، آن را از بین نبرده است).
جواهری در این مرحله، طبیعت را زنده و دارای نبضی تپنده و آمیخته با عناصر انسانی توصیف نموده است که با وصف طبیعت در ( ایرانیات) متفاوت است. وی در (الفرات الطاغی) ضمن توصیف طبیعت، به اجتماع اضداد و متناقضات در زندگی و طبیعت می‌پردازد.
1ـ4ـ3ـ مرحلۀ نهضت و تحوّل
این مرحله از اوایل دهۀ جهارم قرن بیستم شروع می‌گردد و با مشهورترین قصائد سیاسی ـ ملّی جواهری متمایز می‌یابد.این قصاید، او را به اوج فنّ شعرش رسانید و در عراق و جهان عرب به عنوان شاعر سیاسی مطرح کرد.
این دوره از زندگی شعری شاعر، با شدّت گرفتن جنگ جهانی دوّم، جنبش گیلانی و تشکیل حکومت دفاع وطنی در عراق و خلع عبدالله، اشغال کشور به دست نیروهای انگلیس و در پی آن سرکوب جنبش گیلانی و بازگشت عبدالله به بغداد و تشکیل حکومت جدیدی به ریاست جمیل مدفعی همزمان بود.
آغاز به فعالیت احزاب سیاسی و مطبوعات گوناگون، جنبش‌های متعدد و انقلابهای مردمی در راه به دست آوردن استقلال کامل و دموکراسی و عدالت اجتماعی، از ویژگی‌های این مرحله است.
این تحولات وسیع و عظیم در داخل و خارج عراق، بر روحیّه و نگرش جواهری تأثیر گذاشت و در نتیجه موضعگیری سیاسی ـ اجتماعی و شعر او نیز متحوّل گردید. شاعر تا حدّی سیاست محافظه کارانه یا بیطرفانه در پیش گرفت؛ چنان که با وجود مخالفت با جنبش گیلانی، به سبب ارتباط آن با آلمان نازی، هیچ اثری از موضعگیری وی در این باره در اشعارش یافت نمی‌شود.
او در این مدت قصایدی در بارۀ دلاوری‌های ملت شوروی در برابر آلمان نازی و اشعاری در بارۀ شخصیت‌های ادبی یا انقلابی به رشتۀ نظم کشید؛ از جمله: رصافی، معرّی، سیّد جمال الدین افغانی(اسدآبادی) و نیز شهرهایی از قبیل (یافا) و (فرصوفیا)، که هیچ کدام از آنها، نه شعر اجتماعی است و نه شعر سیاسی مخالف با نظام حکومتی عراق یا استعمار انگلیس.
شاعر با وجود احتیاط و محافظه کاری، از اوایل دهۀ چهارم به احزاب سیاسی مخالف رژیم عراق و به ویژه حزب ملّی و حزب سوسیالیستی عراق پیوست و از آن زمان به عنوان شاعری چپگرا در محافل ادبی سیاسی مطرح گردید.
گرچه بنا به اذعان خود شاعر، وی به هیچ حزب یا گروه سیاسی خاصّی گرایش نداشته است؛ چنان که می‌گوید:
” أنَا ـ القاسِمُ المُشتَرَکُ بَینَ الشَّخصیّاتِ الشّاخِصَهِ مِن تِلکَ الأحزابِ”45
( ـ من ـ بهره ای مشترک در میان شخصیت‌های بر جستۀ آن گروه‌ها هستم…)
در این مرحله، جواهری با نگرشی انقلابی به توده گرایی متمایل شد و انقلاب را بهترین راه نجات از استعمار انگلیس و حکومت ستمگر]]>

Author: mitra6--javid

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *