دسترسی متن کامل – نقش شورای اسلامی در توسعه ژئوکالچر شهر بندرانزلی- قسمت ۱۳

اکتبر 7, 2020 0 Comments

۱-۸-۱۵٫تقسیمات کشوری و مدیریت اداری
مدیریت اداری در نواحی سیاسی به منزله بازوی اجرایی مدیریت سیاسی کلان کشور است که در همه سطوح و زوایای کشور وجود دارد و در جهت اجرای سیاست های مدیریت سیاسی کلان کشور با مردم مستقیماً در ارتباط می باشد. تصمیمات سیاسی گرفته شده ی مدیریت سیاسی کلان کشور به وسیله ی مدیریت اداری مستقر در نواحی سیاسی در سطح کشور به اجرا در می آید. سازماندهی و استقرار مدیریت اداری در سطح نواحی سیاسی به نوع نظام سیاسی، [در بخش های قبلی انواع نظام های سیاسی توضیح داده شد]، ویژگی های جغرافیایی
کشور مثل وسعت، خصوصیات جمعیتی، ویژگی های سازماندهی سیاسی فضا (تقسیمات کشوری) و برخی دیگر شرایط اجتماعی و سیاسی بستگی دارد. چنانچه در برخی کشورها مدیریت اداری کشور محدود و کوچک است مانند کشور سوئیس که دارای نظام سیاسی فدرال است در حالیکه بعضی کشورهای دیگر دارای مدیریت اداری گسترده هستند. در کشور ما سطوح مدیریت اداری به سه سطح عالی، مبانی و عملیاتی تقسیم می گردد. و انتخاب مدیران اداری در نواحی سیاسی با نظر و رأی مدیر سیاسی ناحیه می باشد.
۱-۸-۱۶٫مفاهیم مرتبط با تقسیمات کشوری
-نظام تقسیمات کشوری
به دلیل اهمیت سازماندهی فضا در توسعه ی کشورها، دولتها نسبت به تقسیم فضای سرزمینی خود به شکل مناسب جدیت خاصی دارند. سطح اختیارات و قدرت تصمیم گیری و همچنین کارکرد سیاسی واحدهای تقسیمات درون کشور تابع نوع دولت و سیستم سیاسی در سطح ملی می باشد. در سیستم های متمرکز و یکپارچه اقتدار واحدهای فضایی درون کشور محدود بوده و تابع قبض و بسط اختیارات دولت مرکزی است ولی در سیستم های فدرال یا ناحیه ای اقتدار واحدهای مزبور بیشتر است. تنها عاملی که در میان نظامهای مختلف مشترک است وجود سلسله مراتب و تقسیم مسئولیت بین مناطق بزرگتر و کوچکتر و بین سطوح بالاتر و پایین تر است. در حکومتهای متمرکز سلسله مراتب سطوح مختلف حکومتی از بالا به پایین و تحت فرمان حکومت مرکزی بطور عمودی عمل می کنند در صورتی که در حکومتهای فدرال معمولاً طبق قراردادی تقسیم مسئولیت ها میان حکومتهای محلی و دولت مرکزی به صورت افقی است. ( احمدی پور- منصوریان، ۱۳۸۵، ۶۳).
– اهداف تقسیمات کشوری
کارکردهای سیاسی واحدهای تقسیماتی فضای یک دولت ملی ایجاب می کند که به منظور بهینه سازی و ارتقای سطح کارکردهای آن در چارچوب کلیت دولت ملی، سازمان و ساختار مناسب تقسیماتی ترتیب داده شود تا این واحدها بصورت مجموعه ای هماهنگ در جهت اهداف محلی و ملی دولت و نظام سیاسی به وظایف خود عمل کنند. عمده ترین اهداف و ضرورتهای سازماندهی سیاسی فضا و تقسیمات کشوری را می توان به شرح ذیل تبیین نمود:
۱- اداره ی بهتر امور منطقه ای و محلی نظیر تأسیسات عمومی، رفاه و عمران محلی و همچنین امنیت عمومی.
۲-کنترل سیاسی و اعمال نظریات و سیاستهای دولت مرکزی و تحقق اهداف سطح ملی در فضاهای منطقه ای و محلی.
۳- ایجاد فرآیندهای توسعه منطقه ای و بارورسازی ظرفیتها و پتانسیلهای درون منطقه ای.
۴- ایجاد چارچوب فضایی مناسب برای گسترش سازمانی دستگاههای اداری دولت مرکزی.
۵- ارائه خدمات مطلوب و ارتقای سطح زندگی و تأمین بهینه نیازهای مردمی و محلی(بهداشت، آموزشی، ارتباطات و…. )
۶- ایجاد چارچوب فضایی مناسب برای تقسیم کار ملی و تنظیم منطقی بین اموری که ماهیت و سرشتی ملی و عمومی دارند و اموری که ماهیت آنها محلی و ناحیه ای است.
۷-فراهم سازی شرایط مساعد برای مشارکت مردم در سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود چه در سطح ملی و چه در سطح محلی و تأمین آرمان و خواست سیاسی مردم از طریق انتخابات عمومی. ( حافظ نیا، ۱۳۸۱، ۳۷۱).
– ناحیه بندی سیاسی
ناحیه ی سیاسی به بخشی از سطح سیاره ی زمین گفته می شود که در قلمرو اراده سیاسی و فرمانروایی یک قدرت سیاسی قرار می گیرد. نحوه ی سازماندهی فضا در مدیریت سرزمین اهمیت بسیاری دارد .در این بین تعیین مرز واحدهای اداری- سیاسی از یک سو و تعیین مرکزیت این واحدها از دیگر سو دو لبه ی حساس تقسیم بندی فضا هستند یعنی مرکزیت، مجاورت و مرزهای واحد اداری- سیاسی سه پارامتر اصلی در تقسیم بندی فضا ( تقسیمات کشوری ) است. ناحیه بندی سیاسی سرزمینی مدخلی برای سازماندهی سیاسی فضای سرزمینی است که در جهت افزایش مشارکت مردم در مدیریت مناطق چارچوبی را پی ریزی می کند.
منظور از ناحیه بندی سیاسی، تقسیم بهینه سرزمین ملی به واحدهای متمایز سیاسی بر اساس ملاکهای معین می باشد، بر این اساس در بسیاری از کشورها از جمله ایران، شاخص های تقسیم کننده سرزمین همواره متأثر از قانون و ملاکهای شناخته شده نبوده است.
اساس ناحیه بندی سیاسی بر چند شاخص استوار است که عبارتند از: شاخص جمعیت، روابط فاصله ای، همگنی طبیعی، همگنی فرهنگی، شیوه یا سبک معیشت، حوزه ی نفوذ مکانهای مرکزی، ضرورتهای ویژه امنیتی، اندیشه استراتژیک دولت ( مهمترین شاخص )، ملاحظات جغرافیایی و ملاحظات سیاسی.(احمدی پور ودیگران ، ۱۳۸۸، ۸).
۱-۸-۱۷٫شاخص های موجود در تقسیمات کشوری ایران
الف) شاخص جمعیت
یکی از عمده ترین مؤلفه هایی که در مسائل مرتبط با تقسیمات کشوری نقش خاصی را ایفا است. با نگاه به قانون تقسیمات کشوری می توان دریافت که عمده « جمعیت » کرده، مؤلفه ترین شاخصی که برای تعیین مرکزیت و ارتقای سطح در نظر گرفته می شود، شاخص جمعیت است مثلاً در صورت رسیدن جمعیت روستا به مقدار معین می تواند تبدیل به شهر شود یا برای ایجاد دهستان، بخش، شهرستان و استان تعداد معینی از جمعیت لحاظ شده است.
این شاخص یکی از معیارهای اساسی و تعیین کننده اهمیت نسبی یک فضای سکونت به شمار آمده و منعکس کننده میزان نقش و کارکرد آن در جوابگویی به برخی از نیازهای خدماتی، مدیریتی و اداری و تعیین مرکزیت است. میزان جمعیت و نرخ رشد آن از طریق سرشماریهای عمومی نفوس و مسکن رسمی و مرکز آمار احصاء شده و مورد استفاده نظام تقسیمات کشوری قرار می گیرد(دانش خوشبو، ۱۳۷۹، ۱۰۰).
ب) شاخص وسعت و قلمرو
وسعت و قلمرو یک مکان با توجه به شرایط اکولوژیکی و مکانی، ظرفیت ها و تواناییهایی را به مکان اعطاء می کند که آن را نسبت به مکانهای همگن خود از یک مزیت نسبی برخوردار می سازد و از این روست که این شاخص نیز به عنوان یکی از معیارهای اساسی و تعیین کننده در تعیین مرکزیت ها و محدوده های واحدهای تقسیمات کشوری بکار گرفته می شود (دانش خوشبو، ۱۳۷۹، ۱۲۰).
ج) شاخص میزان قابلیت دسترسی و فاصله
توزیع خدمات در درون یک جامعه همگن، معمولاً بر اساس مرکزیت هندسی نقاطی در نظر گرفته می شود که مردم دسترسی بیشتری بدان داشته باشند. این مراکز و کانونها از طریق سیستم راههای ارتباطی و طول راه و فاصله بر اساس تحلیل هزینه، فایده و نظریه ی اصل میانگین ( زمان- پول ) مورد سنجش قرار گرفته و نقاطی که دارای مرکزیت پهنه ای باشند نسبت به سایر نقاط همجوار می توانند از امتیاز بیشتریدر مرکزیت برخوردار باشند. این نقاط برتر، تحت عنوان مرکز دهستان، بخش یا استان شناخته می شوند. (منبع: اینترنت)
د) شاخص اداری
این شاخص مبتنی بر این نظریه است که مردم برای فعالیت های خود به فضایی نیازمند هستند که این فضا از یک جایگاه ویژه ای برخوردار است که فعالیتهای خدمات رسانی، اداری، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و اجتماعی حوزه نفوذ را تأمین می نماید. تاریخ تأسیس و مرکزیت استقرار اداراتی چون ثبت احوال، دبستانهای دولتی، ژاندارمری، مراکز بهداشت و درمان و…. که به حوزه نفوذ خود خدمات و سرویس ارائه می کردند، می تواند برای تعیین مرکزیت های سیاسی- اداری مورد استفاده قرار گیرد. ( محمدی مقدم، ۱۳۸۸، ۴۶).
ه) شاخص همگنی جامعه
در قانون تقسیمات کشوری، همگنیهای یک جامعه با عنوان همخوانیهای اجتماعی، فرهنگی، قومی و سرزمینی تعریف شده است. همگنی جامعه از طریق تعیین میزان مراودات فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی افراد مشخص می شود. حوزه ای که ارتباط فرهنگی، تاریخی و اجتماعی مردم آن قوی باشد، نشان از بالا بودن درجه ی همگنی در آن دارد و این حوزه ی تقسیمات کشوری به مثابه ی یک « واحد » یا سطح در نظر گرفته می شود. این واحد می تواند یک شهر، دهستان، بخش و… باشد. (احمدی پور، ۱۳۷۹، ۲۸۰).
۱-۸-۱۸٫مفاهیم مرتبط با مدیریت سیاسی فضا
مفهوم فضا
فضا از کلمات بسیار مصطلح در بیان جغرافیایی است. در ادبیات جغرافیایی، فضا به وسعت زمینی گفته می شود که هویت و واقعیتی دارد و کنش، عملکرد، حضور، روابط و حتی احساسات انسانها در آن تجلی مییابد، بر این اساس، فضا چپ و راست، بالا و پایین، و پیش و پس دارد و چیزی را در برابر، در کنار و یا در بطن خود جای می دهد. دانش توپولوژی بر مالکیت فضا می اندیشد و اشیای درون فضا را نظم می دهد. (کشوردوست، ۱۳۸۷،۱۸۴).
برای شناخت مفهوم فضا در جغرافیا می توان آن را به دو بخش فضای مطلق و فضای نسبی تقسیم کرد:
الف) فضای مطلق
فضای مطلق بر خلاف فضای نسبی که به پیروی از نیازهای انسان ماهیت پیدا می کند، دارای کیفیتی عینی، واقعی و مشخص است. فضای مطلق در واقع موقعیتی اختصاصی یا ریاضی است که نسبت به خط استوا و مبدای قراردادی نصف النهار گرینویچ مشخص می شود و از ثبات برخوردار بوده و همان چیزی است که به طول و عرض جغرافیایی معروف است. در واقع فضای مطلق بیانگر بعدی از تمرکز و پراکندگی اشیاست.

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.