پایان نامه ارشد درباره رفتارهای انحرافی، رویدادهای زندگی

دانلود پایان نامه

جستجو در سایت ما :

یک باور، هرگونه فرض “التزام” اساسی چه آگاهانه و یا ناآگاهانه می باشد که به اشخاص، این آمادگی را می دهد که وقایع را به نحو خاصی درک کنند و نوع خاصی از اعمال را انجام دهند. این باورها به سه دسته تقسیم میشوند:توصیفی،سنجشی و تجویزی.باورهای توصیفی واقعیت های مورد قبول راجع به یک فرد،دیگران و اوضاع مختلف می باشد.برای نمونه زنی ممکن است معتقد باشد که:من نسبت به نظراتم حق دارم. سن،تجربه،وتحصیلات کافی برای موفقیت در زندگی را دارا می باشم. شرایط کار من به نحوی است که عوامل بالقوه ای برای کامیابی و ترقی در دسترس می گذارند.یک باور سنجشی انعکاس دهنده قضاوت هایی نظیر خوبی و بدی،درست و اشتباه در ارتباط با خود،دیگران و محیط می باشد.مثلا باورهای سنجشی که ممکن است همراه مثال های باورهای توصیفی سابق باشند عبارتند از:تجارب و تحصیلات من خوب هستند،ایده های من ارزشمند می باشند. باورهای تجویزی، آن چه را یک فرد با اجبار اخلاقی باید انجام دهد، دیکته می کنند و این در صورتی است که باید کارهای او مبتنی بر باورهای قابل ارزیابی باشد.مثلا بر اساس باورهای قابل ارزیابی و توصیفی می توان گفت:اظهار نظر قاطع کردن،کامیابی و اظهار عقیده کردن، رفتاری شایسته هستند و خود یک فرد و دیگران، به این سبک رفتار نمایند.باورها ، ابعاد شناختی، نفسانی و رفتاری دارند. بعد شناختی عبارت است از اطلاعاتی که آن باور مبتنی بر آن می باشد و اساسی برای قضاوت در مورد آن چه خوب یا بد، و درست یا اشتباه می باشد. مبنای اطلاعات و قضاوت برای بعد شناختی یک باور از منابع بسیاری ناشی می شود.نمودهای قدرت نظیر والدین، منشا مهمی هستند. در چارچوب روابط فرزند-والدین،فرزندان، وقایع مهمی را در خصوص دنیا، شرایط خاص،مردم و خودشان فرا می گیرند.هم چنین قضاوت هایی (چه چیزهایی درست و چه چیزهایی نادرست هستند) راجع به این وقایع یاد میگیرند. و دوست دارند هم این وقایع را و هم قضاوت های انجام شده در مورد آن ها را به طور کامل قبول کنند.این وقایع بدست آمده از این منابع ممکن است ریشه در واقعیت ،خرافات یا اسطوره ها داشته باشند(فلاین[8] به نقل از زیارتی،1987).یک قضاوت ممکن است صحیح و قابل تغییر یا نادرست و پایدار در شرایط گوناگون به حساب نیاید.بعد نفسانی یک باور عبارت است از هیجان،احساس یا شدت تغییر حالت، چه در جهت مثبت یا منفی که ناشی از مرکزیت یافتن باور می باشد.

و به واسطه ودر چارچوب باور شناختی آموخته می شود.در مثال قبل ،ارتباط بین  ناراحتی و خشم و تنبیه شدن،هم چنین ترس را به اظهار ناراحتی و خشم پیوند می دهد.این ارتباط مانع اظهار خشم و ناراحتی می گردد.برای آن فرد اگر متن یادگیری تشویق کننده و از نوعی باشد که احترام به خود را افزایش دهد، آن فرد آن باور را با احساس مثبت پایه گذاری می کند. وقتی که این اتفاق می افتد،هرگونه مواجهه با آن باور و یا ارزش آن،به عنوان یک تهدید تلقی میشود و ایجاد یک هیجان می نماید.حتی اگر آن باور منشا مشکلات بسیاری شود. اگر باور دیکته نماید که تصفیه احساسات منفی، اشتباه و تحت هر شرایطی غیر قابل توجیه است.علاوه بر هیجان، همواره با اظهار نظر،احساس های تنفر و ناخشنودی نسبت به هر کس که با آن باور مخالفت نماید، به وجود می آید. هنگامی که افراد با یکی از باورهای شناختی شان درگیر می شوند، احساس خجالت، گناه ناراحتی و بیزاری از خود می کنند. بعد رفتاری یک باور عملی است که فرد انجام می دهد و با باور شناختی سازگار می باشد.چنین اعمالی با محتوای باور تطابق دارد ولی لزوما با محیط بدین گونه نمی باشد. این گونه اعمال ممکن است در چارچوب متن یادگیری باور شناختی یا تنها ناشی از بعد تجویزی باور باشد. مثلا اگر باور شناختی عبارت از “هیچ گونه کنترلی برآنچه اتفاق می افتد ندارم” باشد. درماندگی، ویژگی اجتناب از کارهایی خواهد بود که باعث کنترل میشود و در نتیجه فاقد کنترل باقی می ماند.از لحاظ سلسله مراتب، باورها طبق اهمیت و تاثیرشان در زندگی فرد طبقه بندی می گردند. بعضی از آن ها نقش بسیار مهمی دارند. در حالی که باورهای دیگر از اهمیت کمتری برخوردارند. اهمیت یک باور در تعدادی از ارتباطات، حدودی را که در آن باور تحت تاثیر قرار می دهد مشخص می نماید. باورهای یک فرد درباره خودش و مفهوم خودش، به طور کلی تمام باورها را تحت تاثیر قرار می دهد. در حالی که باورهایی که بیان گر سلیقه شخص می باشد، باورهای دیگر را تحت تاثیر قرار نمی دهد. و تاثیر زیادی بر باورهای دیگر و نحوه رفتار فرد با دیگران دارند(فلاین،به نقل از زیارتی1987).

مطلب مرتبط :   پایان نامه رایگان با موضوعحوزه علمیه، میزان صادرات، بخش خصوصی، صادرات گاز

باورهای منطقی[9]، باورهایی هستند که بر روان فرد سلطه دارند و عامل تعیین کننده ی نحوه تعبیر و تفسیر و معنی بخشی به رویدادها و تنظیم کننده کیفیت و کمیت رفتارها و عواطف می باشند تفکرات غیر منطقی حقیقت ندارند و با واقعیت منطبق نیستند، باید و حکم برای فرد می آورند، تعادل فرد را از بین می برند و حال رد را آشفته می کنند، از ایجاد هارمونی[10] جلوگیری می کنند و مانع مواجهه موفقیت آمیز با حوادث تحریک کننده می گردند(صفاری نیا و همکاران،1391). برنارد[11] باورهای غیر منطقی را خواست ها و هدف هایی می داند که به صورت اولویت های ضروری در می آیند، به طوری که اگر برآورده نشوند، موجب آشفتگی می شوند (الیس[12] و همکاران،ترجمه صالحی فدردیو امین یزدی،1375). افرادی که بر باورهای غیر منطقی تاکید می کنند در زندگی با مشکلات چندی روبه رو خواهند شد و برای آن ها دشوار است که به خشنودی دست یابند. از سوی دیگر اگر فرد در برخورد با رویدادهای زندگی توانایی شناسایی شیوه های رویا رو یی سالم را نداشته باشد، در واکنش فعال نسبت به چالش های زندگی با دشواری روبه رو خواهد شد و برای حل مشکلات زندگی خود به رفتارهای انحرافی پناه می برد( امین پور و احمد زاده1390). الیس(1995) درموردمشکلاترفتاریوروانیمعتقداستکهبسیاریازناراحتی هایمردموزندگیعاطفینامنظم آنهاریشهدرانواععقایدغیرمنطقیوغیرواقعیدرموردخودوجهانپیرامونآنهادارد.ازنظراومشکلاتروانینتیجهی شناخت هاینادرستافراداستچراکهعواطفمحصول شناختاست،وپیامدهایفراوانیکهازتفکراتغیرمنطقی ناشیمی شوند.عللاساسیمهمتریناختلال هایهیجانیبه شمارمی روند(خدابخشی و همکاران،1393).

موریس و کانتیتز[13] (1976) باورهای غیر منطقی که الیس وضع کرده است را به دو دسته طبقه بندی  می کنند.دسته اول باورهایی هستند که منجر به خشم، بحث اخلاقی و تمایل به ناکامی کمتر می شود. مانند  این ایده که (اجتناب از مشکل آسان تراز روبرو شدن با آن است). مواردی که الیس آن را باور نامیده، مطابق است با آن چه که ادوارد مک نل [14]در سال 1997 طرح های تصمیم گیری می نامد (الگوهایی که مردم معمولا برای انتخاب هایشان استفاده می کنند) مردم وقتی باورشان را تغییر می دهند، احساس بهتری دارند و بهتر هم عمل می کنند. زیرا انتخاب های بهتری انجام می دهند. مک نل اولین نوع طرح تصمیم گیری را مطلق می داند که قاعده ای ثابت است(مانند اگر شما مرا دوست داشته باشید من هم شما را دوست خواهم داشت). دومین طرح تصمیم گیری  عمل مقایسه ای است مانند(اگر شما x را بر y ترجیح بدهید کار را انجام خواهید داد ). سومین طرح تصمیم گیری همیشه پاسخده می باشد مانند(اگر x اتفاق بیافتدy هم اتفاق می افتد) (گاردنر گاتلی[15]،1999). نقشباورها،نگرشهاو فرایندهایذهنیدیگردربسیاریازاختلالاتومشکلاترفتارینشاندادهشدهومعلومشدهاست کهباورهایغیرمنطقیمیتوانند،رنجهایافرادراتشدیدکنند(لطفی کاشانی،1387).

مطلب مرتبط :   پایان نامه با موضوع دیدگاه گیلفورد نسبت به خلاقیت و نظریه گشتالت و شناخت گرایی

بسیار از ناراحتی های مردم و زندگی عاطفی نامنظم آن ها، ریشه در انواع عقاید غیر منطقی، غیر واقعی در مورد خود، دیگران و جهان پیرامون آن ها دارد. با کمی دقت می بینیم افسردگی، اضطراب، نا امیدی و حتی مشکلات مضاعف دیگری مثل کم شدن احساس عزت نفس، پایین آمدن خود پنداره، سوء ظن و بدبینی، می تواند از طریق تلقین های درونی و تفکرات نامطلوب ایجاد شود. در واقع بسیاری از تلقینات به خود، ابتکاراتی غیر منطقی است که منجر به نتیجه گیری اشتباه، انعطاف پذیری، تفکر و جزم اندیشی می شود. با این که نگرش ها قابل آموزش هستند می توان با ارائه آموزش های خاص در نگرش افراد و به دنبال آن رفتار افراد، تغییراتی ایجاد نمود(صفاری نیا و همکاران،1391). به طور خلاصه میتوان گفت که تصورات کاملا غلط و اشتباه درباره امورات روز مره باعث به وجود آمدن باورهای غیر واقعی و غیر منطقی خواهد شد(امین پور و احمد زاده، 1390).

2-11- باورهای ارزشی و غیرارزشی

می توان به این باور ویژگی هایی نسبت داد؛ اگر باور مورد ارزیابی قرار گیرد، از باور ارزشی صحبت خواهد شد. مثلاً، می توان سرعت اتومبیل را “خطرناک” یا “اعصاب خردکن” توصیف کرد. همچنین، باور می تواند به ارتباط بین دو موضوع مربوط باشد. مثلاً، افراد سیگاری، پس از مبتلا شدن به سرطان، اعلام می کنند که به عقیده آن ها مصرف سیگار بر سلامت جسمی اثر مستقیم دارد، در حالی که قبلاً این واقعیت را قبول نداشتند(بدار و همکاران، ترجمه گنجی،1389).

2-12- انواع باورها

از یک دیدگاه باورها به دو دسته تقسیم می شوند: (تقی پور ،1378).

الف) باورهای منطقی: کسانی که باور دارند در کاری موفق می شوند بدون شک توانایی انجام آن کار را در خود می بینند و موفق خواهند شد.

ب) باورهای غیر منطقی: این باور که نیاز به حمایت و تایید افرادی دارند که آن ها را می شناسند و یا به آن ها علاقه دارند.

2-13- ویژگی های باورها(تفکر) منطقی

شخصی که به شیوه ای منطقی فکر می کند:

1-افکار خود را بر پایه واقعیت های عینی و نه عقاید و باور داشت های ذهنی بنا می نهد.

2-به احتمال زیاد هم زندگی و هم جان خود را حفظ می کند.

3-به خود کمک می کند تا هدف های شخصی خود را سریع تر روشن سازد.

4-می کوشد تا حداقل با کم ترین میزان تعارض و تضاد شخصی ، پریشانی را برای خود به وجود آورد.

5-از درگیر شدن در تعارض ها و تضادهای شخصی با افراد معنی دار در زندگی خود اجتناب می کند (ساعتچی،1374).

 

2-14- ویژگی باورهای(تفکر) غیر منطقی

باورهای غیر منطقی دو ویژگی دارند: ( امین پور و احمد زاده1390).

1.توقعات خشک و تعصب آمیزی هستند که معمولا با کلمات باید و حتما بیان می شوند.

2.فلسفه های خود آشفته ساز، که معمولا حاصل این توقعات هستند و انتساب های بسیار نا معقول و بیش از حد تعمیم یافته ایجاد می کنند( امین پور و احمد زاده1390).