پایان نامه درمورد درجه باز بودن اقتصاد و مدل تعادل عمومی

دانلود پایان نامه

2-6-2) یکپارچهشدن نظام تجارت بینالملل، کاهش نسبی برخی اقلام تجاری و تورم
مسیر دوم اثرگذاری جهانیشدن بر تورم، اثرگذاری آن بر قیمتهای نسبی است که در تغییر قیمت نسبی کالاهای وارداتی انعکاس پیدا میکند(طیب نیا و زندیه، 1387).


2-6-3) اثر جهانیشدن بر حساسیت تورم نسبت به نوسانات تولید داخلی
مسیر سوم، تاثیر جهانیشدن بر شیب منحنی فیلیپس است. نظریههای ارائه شده بیان میکند که با باز شدن اقتصاد شیب منحنی فیلیپس کاهش یافته، بنابراین، اثرپذیری تورم از نوسانات تولید داخلی کاهش خواهد یافت. در نتیجه، میتوان انتظار داشت که مسیر تورم با بازشدن اقتصاد، مسیر هموارتر وکمنوسانتری باشد.
جهانیشدن از چند طریق میتواند باعث کاهش حساسیت تورم نسبت به نوسانات تولید داخلی شود. با افزایش سهم تجارت بینالمللی در اقتصاد کشورها، قیمت بسیاری از اقلامی که در داخل مرزهای یک کشور تولید یا مصرف میشوند در بازار یکپارچه جهانی و متاثر از شرایط عرضه و تقاضای جهانی تعیین میشود و رقابت شدید خارجی امکان افزایش شدید قیمت توسط تولیدکنندگان داخلی را در شرایط رونق اقتصاد داخلی محدود میکند. این امر بر رفتار ضد ادواری حاشیه سود تولیدکنندگان داخلی در یک اقتصاد باز دلالت دارد. به این ترتیب، نوسانات نرخ تورم در طول ادوار تجاری و به بیان دیگر، شیب منحنی فیلیپس در یک اقتصاد باز کاهش مییابد(طیب نیا و زندیه، 1387).
2-6-4) جهانیشدن و اثرپذیری تورم داخلی کشورها از شکاف تولید خارجی
برخی تحلیلگران معتقدند که عوامل تعیینکننده تورم از عوامل درون مرزی به سوی عوامل برونمرزی و جهانی در حال تغییر است. به بیان دیگر، نقش و وزن نسبی عوامل جهانی در تعیین فرآیند تورم داخلی کشورها در حال افزایش است(طیب نیا و زندیه، 1387).
2-6) مروری بر مطالعات تجربی
نوآوری این پژوهش در این است که به بررسی تاثیر جهانی‌شدن اقتصادی بر تورم در کشور‌های منتخب منطقه خاور‌میانه و شمال آفریقا با استفاده از شاخص نسبتا جدید و ترکیبیKOF می‌پردازد.
2-6-1) پژوهش‏‌های خارجی
رومر(1993) تاثیر باز بودن اقتصاد بر تورم داخلی آن را با استفاده از مدل بارو-گوردون برای 114 کشور مورد بررسی قرار داد و به این نتیجه رسید که هرچه اقتصاد باز تر باشد قیمتهای داخلی به قیمتهای بینالمللی نزدیکتر میشوند و میانگین نرخ تورم در کشورهای کوچک ولی با اقتصاد باز پایینتر است.
اشرا (2002) با استفاده از تحلیل دادههای تابلویی برای 15 کشور در حال توسعه جهان با استفاده از دادههای سری زمانی برای دوره 1980-1997 به بررسی اثر باز بودن اقتصادی بر تورم پرداخت و به این نتیجه رسید که در یک اقتصاد باز سطح قیمتهای داخلی و قیمتهای خارجی برابر میشوند و اگر قیمتهای داخلی نسبت به قیمتهای خارجی بیشتر باشند، واردات به کشور صورت خواهد گرفت و فشار کمتری بر سطح قیمتهای داخلی خواهد آورد. بنابراین قیمتهای جهانی در بسیاری از اقتصادها برابر میشود همچنین یک رابطه منفی و معناداری بین باز بودن اقتصادی و تورم وجود دارد.
جین (2006) با استفاده از داده‌های سری‌زمانی در سالهای 1970-1997 در چارچوب تجزیه و تحلیل خود بازگشت (خود رگرسیو) به روش خود‌رگرسیون برداری اثرات افزایش باز بودن اقتصادی در نرخ رشد تولید و سطح قیمت‌‌ها را برای دو کشور ژاپن و کره‌جنوبی مورد بررسی قرار‌داد و به این نتیجه رسید که در هر دو کشور شوک‌های وارده به باز بودن تجارت در کوتاه ‌مدت اثر منفی بر تورم و رشد اقتصادی می‌گذارد ولی در بلند ‌مدت اینگونه نیست.
آلفارو (2005) با استفاده از داده‌های داده‌های تابلویی برای 148‌کشور به این نتیجه رسید که باز‌‌بودن اقتصادی در کوتاه‌مدت اثر چندانی بر رشد‌اقتصادی ندارد اما در رژیم نرخ ارز ثابت نقش کافی ایفا می‌‌‌کند.
مطلب مرتبط :   پایان نامه رایگان دربارهاندازه گیری، گروه کنترل، تحلیل آماری

جستجو در سایت ما :


بدینگر (2009) تاثیر جهانی‌شدن بر تورم را با استفاده از داده‌های تابلویی در 91 کشور در سال‌های 2004-1985 با استفاده از روش متغیر ابزاری ورگرسیون تک‌‌‌‌‌‌‌ مرحله‌ای مورد بررسی قرار‌‌داد و به این نتیجه رسید که رابطه منفی بین جهانی‌شدن و تورم وجود‌ دارد.
لین (2010) در مطالعه خود ارتباط بین باز بودن تجاری و تورم را به وسیله تحلیل دادههای تابلویی برای 106 کشور (شامل 58 کشور مقروض در بحران بدهی 1980) در دوره زمانی 2007-1970 بررسی کرد. نتایج وی به این صورت بود که اثر منفی باز بودن تجارت بر روی تورم هنگامی که تورم بالا است صادق میباشد اما در تورم پایین باز بودن اقتصادی بر تورم تاثیری ندارد.
کوکه (2010) به بررسی رابطهی درجه باز بودن و تورم برای تجزیه و تحلیل نرخ بهینه تورم تحت کنترل از یک مدل تعادل عمومی دو کشوری پرداخت و نتیجه گیری کرد هنگامی که هدف سیاستهای رفاهی باشد، بین باز بودن و تورم یک رابطه معکوس در بلند مدت وجود ندارد زیرا روند تجارت منجر به کاهش بنگاههای انحصاری میشود و اگر درجه باز بودن اقتصادی بیشتر باشد منجر میشود که سیاست گذاران منحنی فیلیپس کوتاه مدت را با شیب بیشتری استخراج کنند حتی اگر در کوتاه مدت سود کمتری وجود داشته باشد. به این ترتیب در اقتصادی که بازتر است تورم بالاتر میرود.
زکریا (2010) با استفاده از دادههای سری زمانی سالانه برای دوره 1947-2007 در کشور پاکستان به بررسی رابطهی بین باز بودن تجارت و تورم پرداخت و به این نتیجه رسید که رابطهی مثبت بین باز بودن تجارت و تورم وجود دارد.
مختر (2010) با استفاده از مدل تصحیح خطا برای پاکستان در سالهای 1960-2007 به این نتیجه رسید که یک رابطه منفی بلند‌مدت بین تورم و باز‌‌بودن تجاری وجود دارد که فرضیه رومر را در پاکستان تایید میکند.
جعفری صمیمی و همکاران 2011)) با استفاده از روش خود توضیحی با وقفههای خود توزیعی برای دادههای سالانه ایران در دوره 1973-2007 به بررسی تاثیر باز بودن اقتصادی بر تورم در ایران پرداختند و به این نتیجه رسیدند که باز بودن اثر منفی و معنا داری بر تورم در کوتاه مدت دارد اما اثر آن در دراز مدت قابل توجه نیست.
لارتی (2012) رابطه باز بودن اقتصاد از نظر مالی، تورم غیر قابل معامله و سیاست پولی بهینه را مورد بررسی قرار‌‌ داده و به این نتیجه رسید که باز بودن اقتصادی تاثیر منفی بر تورم غیر قابل معامله دارد و اینکه سیاست پولی بهینه با توجه به درجات مختلف باز‌‌ بودن اقتصادی متفاوت است.
2-6-2) پژوهش‏های داخلی