پایان نامه درمورد فعالیتهای اقتصادی و عوامل غیر اقتصادی

دانلود پایان نامه

2-3-1-2) طبقهبندی تورم بر مبنای نسبت افزایش قیمتها یا افزایش حجم پول
تورم آشکار؛ که در آن قیمتها سریعتر از حجم پول در جریان افزایش مییابد و علت آن عدم کنترل قیمتها است و یا این کنترل تاثیر و کارایی کافی ندارد.


تورم مهار شده؛ که در این نوع میزان افزایش قیمتها کمتر از افزایش حجم پول در جریان میباشد. در واقع این نوع تورم خود یک سیاست و یا نتیجه مستقیم یک نوع سیاست است.
2-3-1-3) طبقه بندی تورم بر مبنای متناوب و یا عارضهای بودن افزایش قیمتها
تورم ادواری؛ مرحلهای است از نوسانهای اقتصادی ادواری، که حداکثر شدت این تورم مقارن با مرحله اوج رونق و حداکثر فعالیت اقتصادی است. به عبارتی به این نوع تورم تورم گذرا نیز میگویند.
تورم تاریخی(یا عارضهای)؛ که ناشی از علل غیر اقتصادی مثل جنگ، انقلاب، عوامل غیرمنتظره طبیعی مانند خشکسالی، سیل و … میباشد.
2-3-2) علل و ریشههای تورم
تورم را میتوام در مجموع حاصل ازعدم انطباق عرضه کل و تقاضای کل دانست. پس هر عاملی که چنین وضعی را به وجود آورد، به عنوان یکی از علل و ریشههای تورم قابل بررسی است. تورم علل فراوانی دارد که به موارد مهم آن در زیر اشاره میشود.
2-3-2-1) علل عارضی تورم
در این حالت علت اصلی، عوامل غیر اقتصادی و بنیادی در جوامع هستند مانند خشکسالی و قحطی که موجب میشود که میزان تولید و عرضه کالا کاهش یافته و بالطبع عرضه از تقاضا عقب مانده و قیمتها افزایش یابند.
2-3-2-2) علل اقتصادی تورم
علل تورم متعدد است. رایجترین علل اقتصادی تورم، فزونی سریعتر تقاضا نسبت به عرضه، افزایش هزینه عوامل تولید و اشتغال آن به قیمت کالاها، ناهماهنگی ساختاری عرضه و تقاضای عوامل تولید و نارساییهای ناشی از تنگناهای اقتصاد به ویژه در شرایط دوگانگی اقتصادی است. بعلاوه تورم میتواند ناشی از علل عارضههایی چون جنگ، احتکار، خشکسالی و نظایر آن نیز باشد.
تا دهه 1940 میلادی، اقتصاددانان با استناد به نظریه مقداری پول معتقد بودند که اقتصاد زمانی دچار تورم میشود که در شرایط اشتغال کامل باشد و تولید قادر به پاسخگویی تقاضای اضافی ایجاد شده از طریق رشد حجم پول نباشد. با گذشت زمان عدهای دیگر از اقتصاددانان نظریههای ارائه شده قبلی را گسترش دادند و عنوان کردند تورم زمانی رخ میدهد که اقتصاد در شرایط اشتغال کامل باشد و در آن هرگونه اضافه تقاضای ناشی از رشد حجم پول، افزایش مستقل مصرف بخش خصوصی و … از طریق افزایش تولید قابل پاسخگویی نباشد. با وقوع پدیده تورم همراه با بیکاری در دهه 1970 میلادی نظریههای قبلی قادر به توضیح وضعیت بوجود آمده نبودند. به این ترتیب نظریهی جدیدی برای تشریح این وضعیت ارائه شده که علت بروز تورم را افزایش هزینههای تولید عنوان کرده است.
با شکلگیری اقتصاد توسعه، نظریه دیگری برای تشریح دلایل تورم، بهخصوص برای کشورهای در حال توسعه، ارائه شده است که مشکلات ساختاری و تنگناهای طرف عرضه را از دلایل بروز تورم معرفی میکند. بنابراین با گذشت زمان و با بروز وقایع مختلف، نظریههای مختلفی برای توضیح دلایل تورم ارائه شده است(قلیزاده، 1386).
در ادامه نظریههای ارائه شده در خصوص دلایل تورم مورد بررسی قرار میگیرد.
الف) تورم ناشی از فزونی تقاضا نسبت به عرضه؛ علت اصلی این تورم، افزایش نامتعادل تقاضا نسبت به امکانات عرضه میباشد و میتوان آنرا ناشی از افزایش سرمایهگذاری و یا افزایش هزینههای تولید دانست به طور مثال افزایش سطح سرمایهگذاری موجب افزایش سریعتر درآمد ملی و درنتیجه تقاضای کل میگردد و از طرف دیگر اگر سرمایهگذاری از نوع تولیدی نباشد، فزونی تقاضا برعرضه، افزایش قیمتها را بدنبال دارد. دلایل متعددی برای چنین افزایشی در تقاضای کل وجود دارد. افزایش مخارج دولتی که با کسری بودجه همراه باشد و رشد عرضهی پول، از دلایل این افزایش است(مهرگان، 1386).
ب)توسعه و فزونی قدرت خرید جامعه نسبت به امکانات تولید؛ دولت بنا به سیاستهای خاص خود اقدام به افزایش حجم پول در جامعه میکند و یا از طریق بانکها به مردم وام و اعتبار میدهد تا در موارد مختلف از آن استفاده نمایند. با اجرای این سیاست قدرت خرید و در نتیجه تقاضا افزایش مییابد که افزایش قیمتها را بهدنبال خواهد داشت.
ج)تورم ناشی از فشار هزینه؛ در این حالت منشا اصلی افزایش قیمتها، بالا رفتن هزینه تولید کالاها و خدمات است. افزایش قیمت یک کالای خاص نیز بر روی کالاهای دیگر به اشکال مختلف تاثیر میگذارد. نمونهای از افزایش هزینه تولید یک کالا، افزایش سطح دستمزدهاست که این موضوع موجب تقاضای افزایش حقوق در دیگر بخشهای تولیدی میشود و بدین ترتیب افزایش سطح کل قیمتها را باعث میگردد.
د) علل ساختاری تورم؛ که اساسا ناشی از ساختمان ناهماهنگ و بنیادهای نامطلوب اقتصادی یک کشور میباشد. عدم رقابتپذیری، تکنولوژی پایین تولید و مشکلات مبنایی طرف عرضه به عنوان تنگناهای ساختاری نیز از عوامل دیگر ساختاری تاثیرگذار بر پیچیدهتر شدن و قویتر شدن پویاییهای تورم است(شاکری، 1389). به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، تورم کشورهای در حال توسعه تورم ساختاری است(نشریه جهاد، 1366). ساختارگرایان در عین حال که نقش پول در ایجاد تورم را میپذیرند و برای فشار هزینهها در تشکیل تورم نقش قایل هستند، برای تورم علل مهم دیگری را مطرح میکنند که میتواند به ما در درک پیچیدگیهای تورم بسیار کمک کند. آنها معتقدند که برای شناخت صحیح تورم باید به عوامل ساختاری و نهادی هم توجه کرد و تعامل این عوامل با عوامل پولی و هزینهای را نیز در نظر گرفت. از دید آنها تورم میتواند نتیجه تضادهای توزیعی باشد؛ یعنی عوامل اقتصادی که در اقتصاد، کالا یا خدمت میفروشند، اگر از قدرت قیمت گذاری برخوردار باشند، سعی میکنند قیمت محصول خود را افزایش دهند به این امید که دیگران همچین کاری نمیکنند و آنها میتوانند از محصول ملی سهم بیشتری را به خود اختصاص دهند، اما از آنجا که همه فروشندگان و عوامل اقتصادی در معرض انگیزههای یکسان و مشابه قرار دارند، دیگران هم با همین تصور قیمت خود را بالا میبرند به همین علت در طول زمان سطح عمومی قیمتها مدام در حال افزایش است و تورم به طور پویا استمرار مییابد.
یکی از عوامل تعیین کننده تورم که ساختارگراها به آن اشاره میکنند قیمتگذاری بر اساس اضافه قیمت دلخواه است. یعنی صاحبان بنگاهها، صاحبان کالاهای واسطهای و صاحبان نهادهها همه به جای یک اضافه قیمت منطقی و معقول به طور دلخواه به ازای خدمات خود یا به عنوان قیمت ارزش افزوده خود به قیمتها اضافه میکنند. اینها در هر شرایطی به اندک بهانه چه مرتبط و چه نامرتبط، قیمتهای خود را بالا میبرند. یک عامل مهم ساختاری که در اقتصادی مانند اقتصاد ایران نسبت به سایر اقتصادهای در حال توسعه به عنوان عامل مهم تاثیر گذار بر افزایش و استمرار تورم نقش برجستهای دارد، حضور بخش نامولد قوی است. منظور از بخش نامولد طیف گستردهای از فعالیتهای ناهمگن اقتصادی است که درآمدهای بالایی بر آنها مترتب و مالیات و حقوق اجتماعی خود را به طور متناسب با درآمدشان پرداخت نمیکنند و اگر از صحنه فعالیتهای اقتصادی حذف شوند نه تنها به روند رشد و توسعه کشور صدمه نمیزنند، بلکه موجب بهبود و ارتقای آن نیز خواهند شد. افزایش دادن قیمتها و اساسا وضع قیمتهای بالا اساسا از مشخصههای این بخش است(شاکری، 1389).
ر) علل خارجی تورم؛ این نوع تورم حاصل داد و ستدهای خارجی است که از تورم وارداتی به عنوان مهمترین نوع آن میتوان یاد کرد.
ز) علل روانی تورم؛ در مصرف علاوه بر رفع نیاز، انگیزههای روانی نیز موثر میباشد. انتظارات و عکسالعملهای روانی به خودی خود، عامل اصلی تورم نیستند بلکه اغلب اوقات پیدایش آنها معلول پیدایش تورم در جامعه است و فقط عامل تشدیدکننده تورم میباشند. انتظار افزایش بیشتر قیمتها در آینده و نگرانی از کاهش قدرت خرید پول، مقاومت را از مصرفکنندگان سلب مینماید و عملا بر سطح فعلی مصرف افزوده و در مقابل نرخ افزایش عرضه که در کوتاهمدت نمیتواند جوابگوی این انتظارات باشد، موجب تشدید تورم میشود( نشریه جهاد، شهریور1366).  

جستجو در سایت ما :