پایان نامه درمورد ژئوپلیتیک، سیاست بین الملل، عوامل جغرافیایی، جامعه بین المللی

2-1-1- مفاهیم اعتباری و مفهومی ژئوپلیتیک
ژئوپلیتیک از مفاهیمی است بی بهره از زیربنای راستین که بر حسب مقتضیات زمان و شرایط محیطی- جغرافیایی پدید آمده و دگرگونی پذیرفته است و گاه از میان می رود. البته در این ارتباط می بایست به این نکته اشاره داشت که مباحث ژئوپلیتیک معمولاً در چارچوب مفاهیم گوناگون پیگیری می شود.این مفاهیم را،که پیوسته مورد بحث و تغییر و دگرگونی هستند؛در مجموع،می توان به دو دسته تقسیم کرد:
مفاهیمی که از سوی اندیشمندان ژئوپلیتیک مطرح شده،و مفاهیمی که از سوی سیاستمداران پرداخته و پیگیری می شود. به این ترتیب بحث مفهوم پردازی ژئوپلیتیک را می توان در دو دسته زیر پیگیری کرد:
الف- مفاهیمی که دانشگاهیان می پرورانند:
تقسیم جهان سیاسی بر اساس ترتیب و توالی قدرت
تقسیم جهان بر اساس توانمندی اقتصادی
تقسیم جهان بر اساس پیشرفت ارتباطات
پیدایش امپریالیزم غیر رسمی
جهان متخاصم و پایان گرفتن تاریخ
ب- مفاهیمی که سیاستمداران پیش می کشند:
تقسیم جهان به شمال و جنوب اقتصادی
تقسیم جهان بر اساس اندیشه های خودمحوری
جامعه بین المللی
جامعه نوین جهانی
گروه بندی های منطقه ای ژئواکونومیک(مینائی،1383: 69).
2-1-2- تاریخچه و اهمیت ژئوپلیتیک
در نوشته های تاریخی دانشمندانی همچون ارسطو در یونان به نقش آب و هوا در سیاست و حتی جغرافیدانان مسلمانی مانند ابن خلدون و ابن سینا به موضوع ژئوپلیتیک اشاره کرده اند اما این واژه در قرن نوزدهم ابداع شد. رودلف کیلن جغرافیدان سوئدی (1864م – 1922م) واژه ی ژئوپلیتیک را مطرح، و معتقد بود «حکومت پنج رکن دارد که به ترتیب عبارتند از: کراتوپلیتیک1 (مطالعه ی وضع حکومتی یک کشور)، دموپلیتیک2 (مطالعه ی جمعیت یک کشور)، اکونوموپلیتیک3 (مطالعه ی منابع اقتصادی کشور)، سوسیوپلیتیک (مطالعه ی وضع اجتماعی کشور) و مهم تر از همه ژئوپلیتیک (مطالعه ی جغرافیای کشور) است و «در اواخر قرن نوزدهم (1897م) فردریک راتزل دانشمند آلمانی (براساس تحقیقات رودلف کیلن) جغرافیای سیاسی و مطالعات دانشگاهی ژئوپلیتیک را بنیان نهاد و در کتاب جغرافیای سیاسی خود برای نخستین بار «حکومت» را از دید جغرافیا مورد مطالعه قرار داد.» اما مفهوم ژئوپلیتیک با جغرافیای سیاسی تفاوت دارد چرا که ژئوپلیتیک در طی فرآیند تاریخی با توجه به تغییر انسان های مختلف در مقتضیات زمانی و مکانی، ثبات و دوام نداشته است و مفاهیم آن اعتباریند و با مقتضیات زمان و محیط جغرافیایی شکل میگیرند، دگرگون میشوند و مورد تأیید و گاهی از بین میروند. برعکس مفاهیم جغرافیای سیاسی مانند مرز، مهاجرت و غیره مفاهیمی همیشگی و پایه هستند و در طول فرآیند تاریخی دگرگون و از بین نمی‌روند. در تأیید مطالب فوق «زمان آلمان هیتلری، آموزش جغرافیا و ژئوپلیتیک به عنوان اساسی‌ترین درس، اجباری می شود و روزگاری در شوروی استالینی تدریس آن ممنوع می گردد».
2-1-3 تعاریف ژئوپلیتیک از دیدگاه های گوناگون
میر حیدر جدید ترین تعریفی که از ژئوپلیتیک ارائه کرده است بدین شرح است: «ژئوپلیتیک شیوه قرائت و نگارش سیاست بین الملل توسط صاحبان قدرت و اندیشه و تأثیر آنها بر تصمیم گیری های سیاسی در سطح ملی و منطقه ای است»(میرحیدر،1377 ، 128).
مجتهد زاده در مورد ژئوپلیتیک معتقد است: ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌«ژئوپلیتیک یا سیاست جغرافیایی اثر محیط و اشکال یا پدیده های محیطی چون، موقعیت جغرافیایی، شکل زمین، منابع کمیاب، امکانات ارتباطی و انتقالی (زمینی، دریایی، هوایی و فضایی)، وسایل ارتباط جمعی و … را در تصمیم گیری های سیاسی، بویژه در سطوح گسترده منطقه ای و جهانی مطالعه می کند( مجتهد زاده، 1381، 28).
2-1-4- ویژگی‌ها و تحول نظری ژئوپلیتیک
یکی از متغیرهای تأثیرگذار بر سیاست خارجی کشورها، ویژگیهای ژئوپلیتیک آنهاست، زیرا چنین ویژگیهایی در توان و منافع ملی کشورها اساس قرار می گیرد. این ویژگی ها را می توان در دو دسته از عوامل مطرح کرد: «یکی عوامل ثبات که موقعیت جغرافیایی و شکل های آن (دریایی و…)، فضا و تقسیمات آن، وسعت کشور، وضع توپوگرافی (مرزها، ناهمواری ها و…)، شکل کشورها و انواع آن و غیره را شامل می شود. دوم عوامل متغیر که جمعیت، منابع طبیعی و انواع آن (غذایی، معدنی و…)، انرژی و مقدار مصرف آن در کشور و جهان، نهادهای سیاسی و اجتماعی و… را دربر می گیرد»(انصاری،1383، 2).
با توجه به ویژگیهای فوق، نظریه پردازانی تفکر راتزل آلمانی در ارتباط با جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک را گسترش دادند که چند مورد آنها به شرح ذیل است:
1-سرهارلفورد مکیندر انگیسی نظریه ی معروف «هارتلند» را بیان، و معتقد بود: «سرنوشت تاریخ جهان در گرو نزاع قدرت ارضی با قدرت دریایی است و مرکز سرزمین قاره‌ای اروپا – آسیا را قلب جهان و قدرت جهانی می شمرد و قدرتهای دریایی را در خطر می دید»(بشریه،1380، 49).
2- هاوس هوفر آلمانی نظریه ی معروف «سرزمین مادر» یا «هارتلند» که به مکیندر منسوب است تفسیر نمود و اساس دولت نازی برای هجوم به دیگر کشورها قرار گرفت.
3- نیکولاس اسپایکمن نظریه ی «ریملند» را در کتاب “جغرافیای صلح” خود مطرح، و بر نظریه ی «هارتلند» مکیندر انتقاد نمود. مکیندر معتقد بود اطراف هارتلند دو ناحیه است: «یکی هلال داخلی یا حاشیه‌ای که شامل سرزمین‌هایی است که پشت به خشکی اروآسیا و در کنار آب قرار دارند «موقعیت ساحلی»، دیگری هلال خارجی یا جزیره‌ای شامل بریتانیا، ژاپن، استرالیاست» اما در بیان اسپایکمین این محدوده، سرزمین حاشیه یا ریملند خوانده می شود که در محاصره آب هاست. وی معتقد بود قلمرو جغرافیایی ایران در محدودهی ریملند قرار دارد و از نفوذ شوروی جلوگیری می کند.
4- الکساندر دوسورسکی روسی بر نیروی هوایی تأکید می کند و هارتلند را بر روی قطب شمال جای داد. که فقط قابل دسترسی نیروهای هوایی است.
از دیگر نظریه پردازانی که مکتب ژئوپلیتیک را گسترس دادند فریدریش راتسل (که ارتباط گسترش فرهنگ را با فضای باز و محیط گشاده ارائه می دهد)، آلفرد ماهان امریکایی (اصل را نیروهای دریایی می داند)، الکسی دوتوکویل فرانسوی (در اواخر قرن 19م با نوشتن کتاب تقسیم جهان سیاسی میان دو قدرت روس و امریکا را پیش بینی کرد) و ژان گاتمن (پدر ژئوبولیتیک نوین) است»(بشریه،1380، 49).
2-1-5- عوامل متغیر ژئوپلیتیک
2-1-5-1- جمعیت و انسان
یکی از عوامل مهم و موثر در ژئوپلتیک و به تبع آن سیاست داخلی و خارجی کشورها عامل جمعیت است که اثرات آن از نظر کمی و کیفی قابل بررسی است. ساده‌ترین شکل مطالعه جمعیت کشورها از دیدگاه ژئوپلتیک، مطالعه نحوه توزیع جغرافیایی آنهاست(سنجانی،1380، 180) آنچه بدیهی است در تجزیه و تحلیل جمعیت نباید تنها به جنبه‌های کمی توجه کرد زیرا مهمترین عامل در ژئوپلتیک، انسان است. زیرا تمام پدیده‌های محیط طبیعی چه ثابت و چه متغیر، در یک قطب و انسان به تنهایی در قطب دیگر قرار دارد
2-1-5-2- منابع طبیعی:
ارزش حقیقی و واقعی هر کشوری به فراوانی و کیفیت منابعش بستگی دارد. ثروت یک کشور وابسته به طرز استفاده آن کشور از منابع و تولیدات خود است. منابع طبیعی به عنوان عامل متغیر، ژئوپلتیک کشورها را تحت تاثیر قرار میدهد. این منابع از حیث اینکه اساس قدرت اقتصادی به حساب می‌آیند به طور غیر مستقیم در قدرت نظامی نیز دخالت دارند، لذا در تعیین قدرت سیاسی یک کشور نقش اساسی ایفا می‌کند(اطاعت،1376، 53). منابع طبیعی به دو دسته تقسیم می‌شوند.
الف- منابع غذایی      ب- منابع معدنی
2-1-5-3- نهادهای سیاسی و اجتماعی
عوامل اساسی ژئوپلتیک که مطالعه شد، باعث ایجاد زیربناهای اجتماعی  و نهادهای سیاسی و فراهم آمدن زمینه اتخاذ خط مشی سیاسی می‌شوند. نهادهای اجتماعی بر پایه رژیم سیاسی، سازمان اقتصادی، عادات، تاریخ و اعتقادات یک ملت پایه‌گذاری می‌شوند و از آنجا که در بسترهای جغرافیایی متنوعی بوجود می‌آیند با یکدیگر تفاوت دارند. هر چه عوامل همبستگی نهادهای اجتماعی در جامعه‌ای بیشتر باشد، آن جامعه کمتر مورد اعمال نفوذ سوء استفاده مادی و معنوی سیاستهای خارجی قرار خواهد گرفت. و به عبارتی تمام عوامل موثر بر سیاستهای جغرافیایی در بافت سیاسی و اجتماعی معنا و مفهوم پیدا می‌کنند(اطاعت،1376، 54).
2-1-5-4- عوامل ثابت ژئوپلتیک
2-1-5-4-1- موقعیت جغرافیایی
اساساً موقعیت عبارت است از: چگونگی قرار گرفتن یک نقطه در سطح کره زمین که خود دارای دو حالت عمومی یا نسبی و خصوصی یا ریاضی است. در حالی که موقعیت عمومی در مقیاس قاره‌ای، جهانی و منطقه‌ای تقسیمات دیگری دارد و از اهمیت زیادی برخوردار است. موقعیت ریاضی یاخصوصی در مطالعات ژئوپلتیکی کمتر بررسی می‌شود.(عزتی،1380، 78) به طور کلی می‌توان گفت که حدود شرکت و فعالیت هر کشور در امور بین المللی، اغلب به موقعیت جغرافیایی و ارتباط آن کشور با همسایگان خود اعم از کشورهای قدرتمند و ضعیف و هم چنین مناسباتش با دولتهای بزرگ جهانی بستگی دارد. به عبارتی موقعیت جغرافیایی (اعم از موقعیت دریایی، موقعیت بری یا مرکزی و موقعیت استراتژیک) را شامل می‌شود.
2-1-5-4-2- فضا و تقسیمات آن
دراصطلاح ژئوپلتیک مفهوم فضا شامل سرزمین‌هایی است که انسان توانسته درآنجا سکونت گزیندو یا به گونه‌ای درآن دخل و تصرف کند.بنابراین قلمرو فضایی ژئوپلتیک با توسعه و پیشرفت تکنولوژی گسترش می‌یابد(عزتی،1380، 78).
2-1-5-4-3- وسعت خاک
وسعت خاک از نظر سیاسی اقتصادی و نظامی در سرنوشت کشورها اثر به سزا یی دارد. چنانچه این وسعت با عوامل مساعد دیگری از قبیل حاصلخیزی خاک، آب و هوا ، منابع طبیعی و جمعیّت کمی و کیفی مناسب توام گردد باعث قدرت و پیشرفت می‌گردد و نقش آن در مسایل جهانی بسیار تاثیر خواهد داشت. امروزه طبق اعتقاد عمومی، وسعتی ایده‌ال است که با توزیع جمعیت آن هماهنگی داشته باشد؛ زیرا اگر وسعت کشوری زیاد ولی از جمعیت کمتری برخوردار است مساله دفاع از آن کشور با مشکل مواجه خواهد شد(سنجابی،1380، 156).
2-1-5-4-4- وضع توپوگرافی
 توپوگرافی یا همان شکل خارجی زمین، شامل شکل مرزها، وضعیت شبکه آبها و وضعیت ناهمواریها می‌شود. در مباحث ژئوپلتیک، مسایل توپوگرافیک با عنایت به مرزها و شبکه آبها و ناهمواریها بدان لحاظ مورد مطالعه قرار می‌گیرند که عوامل موثر بر شکل گیری مسایل سیاسی و نظامی کشورها هستند.
ژان گاتمن: اگر زمین‌ همانند یک توپ بیلیارد صاف و صیقلی بود، در آن صورت مطالعه ژئوپلتیک بی معنا بود و دلیل نداشت که ما بخواهیم به بررسی آن بپردازیم.
2-1-5-4-5- شکل کشور
عامل مهم دیگری که در سرنوشت سیاسی کشورها سهم بسزایی دارد شکل هندسی آنهاست مقصود از شکل هندسی فاصله قطرهای یک کشور تا مرکز جغرافیایی آن است. مهمترین تاثیر شکل هندسی، در نحوه اعمال قدرت حکومت مرکزی بر پهنه کشور است. با توجّه به گوناگونی شکل هندسی کشورها، گردانندگان حکومت هر کشور با مسائل و مشکلات ویژه‌ای در این خصوص مواجهند. به طور کلی شکل جغرافیایی واحدهای سیاسی در ارتباطات، وحدت ملّی، ملاحظات دفاعی و در ارزیابی قدرت مورد توجه قرار می‌گیرد. کشورها از نظر شکل هندسی به پنج گروه تقسیم می‌شوند:
الف- کشورهای طویل یا دراز (شیلی)
ب- کشورهای دایره‌ای یا مدور (فرانسه)
ج-کشورهای دارای زایده یا دنباله‌دار (افغانستان)
هـ- کشورهای پاره پاره (اندونزی)
و-کشورهای منگنه‌ای یا محیطی (آفریقای جنوبی) (عزتی،1372، 93).
2-1-6- رویکردهای ژئوپلیتیک
2-1-6-1- رویکرد ژئوپلیتیک در دوره تولد
خواستگاه دانشی که بعد ها به آن عنوان «ژئوپلیتیک» داده شد در مراکز استعماری امپراتوری های رقیب در آخر قرن نوزده میلادی متولد شده است. در آنها دانشگاه ها، اجتماعات جغرافیایی و مراکز آموزشی قدرت های بزرگ ایجاد شد. از سال 1870 به بعد قدرت های بزرگ اروپا با یک برنامه بی سابقه به توسعه طلبی امپریالیستی و توسعه طلبی قلمروی در روی آن مناطق مبادرت کردند. ژئوپلیتیک بعنوان شکلی از دانایی و قدرت در دوره امپریالیستی بین سالهای 1945ـ1870 زمانی متولّد می شود که امپراتوریهای رقیب در طول جنگ های متعددی که با یکدیگر داشتند خطوط قدرت را مرتب کرده و آن را تغییر داده و در آن تجدید نظر کردند. خطوط قدرت مورد نظر، تشکیل دهنده مرزهای نقشه سیاسی جهان بودند در این دوره از رقابتهای امپریالیستی که موفقیتهای تکنولوژیکی بزرگ، انقلاب جهانی و دگرگونیهای فرهنگی صورت گرفت، ژئوپلیتیک امپریالیستی نیز شکل گرفت.شاید مشهورترین جغرافیدان عصر امپریالیستی، مکیندر بود. مقاله معروف او «محور جغرافیایی تاریخ» روابط و پیوستگی های بین علایق ملی و جغرافیا و زمین را شامل می شد. این مقاله اولین تفسیر انجمن سلطنتی جغرافیای انگلیس در لندن در سال ١٩٠۴ بود. برای همین آن مقاله از جهت محتوا خیلی مهم است. مکیندر این مقاله را موقعی می نویسد که گروه های مختلف قدرت های امپریالیستی ظهور کرده اند. شاید مهمترین دانش آموخته جغرافیای سیاسی بعد از راتزل، رودلف کی اِلن، دانشمند سوئد]]>

Author: mitra1--javid

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *