پایان نامه درمورد ژئوپلیتیک، ژئواکونومی، پایان تاریخ، نظام جهانی

دانلود پایان نامه

و «حکومت ملتی» همچنان، به عنوان یگانهای سیاسی پراهمیت و نقش آفرین در ژئوپلیتیک جهانی اثر گذار خواهند بود (مجتهد زاده، 1381، 246 – 247). در ژئوپلیتیک جدید با توجه به آنکه ساختار جدیدی از قدرت و سلسله مراتب آن بوجود آمده است، تحولات بوجود آمده در ساختار قدرت جهان به زیان ابزار و اهرم نظامی و به سود عوامل اقتصادی و دانش فنی تغییر کرده است. ذکر این نکته ضروریست که در ژئوپلیتیک جدید نیز، قدرت نظامی در سلسله مراتب تشکیل دهنده قدرت، مؤلفه ای مهم به شمار می آید، لیکن نقش آن در مقابل قدرت اقتصادی در درجه دوم اهمیت واقع شده است ( احمدی پور 1376: 10). یک تباین ساده ای که بین ژئوپلیتیک جدید و قدیم و به عبارتی سنتی و معاصر وجود دارد ایناست که بعنوان ابزار درک عدم تجانس گفتمانهای ژئوپلیتیکی در گذشته و حال ناکافی است (اتواتیل، دالبی، روتلج، 1380، 2).
2-2- ژﺋﻮاﮐﻮﻧﻮﻣﯿﮏ
در عصر حاکمیت گفتمان ژئواکونومیک، اقتصاد نقشی برجسته تر از هر زمان دیگر یافته و ژئوپلیتیک انرژی فصل نوینی را در روابط بین المللی را گشوده است. به نظر می رسد منابع انرژی به عنوان یکی از مهمترین متغیرهای ژئوپلیتیکی در نظام سیاسی کنونی جهان در تعاملات بین المللی میان کشورها و نیز انتقال از مکانها و فضاهای بدون انرژی یا نیازمند انرژی، و نیز کنترل منابع تولید و مسیرهای انتقال انرژی، و نیز تکنولوژیها و ابزارهای تولید، فرآوری و انتقال و حتی مصرف انرژی برای حفظ سیادت جهانی و منطقه ای و به چالش کشیدن رقبا در عرصۀ بین-المللی، جملگی دارای ابعاد مکانی، فضایی و یا جغرافیایی است و به همین اعتبار انرژی را به موضوع ژئوپلیتیکی مهمی تبدیل نموده است. زیرا انرژی و تمام ابعاد و جنبه های آن ملتقای سه پارامتر جغرافیا، قدرت و سیاست می باشد( حافظ نیا،1385، 103). بر این اساس، انرژی کالایی استراتژیک است که تأمین امنیّت آن نقشی کانونی در امنیّت بین‌الملل و اقتصاد جهانی دارد. این وضعیت در صحنۀ ژئوپلیتیک جهانی و در جایی که نیاز روز افزون به نفت و گاز در کشورهای توسعه یافته، بیشتر می شود، جهان را وادار ساخته است تا مقوله ای به نام امنیت انرژی را در ادبیّات امنیّت جهانی وارد کرده و پیرامون چگونگی تأمین آن راهکار اتّخاذ نماید.
برخلاف تفکر رایج در قرن بیستم، امنیّت امروزه صرفاً بعدی نظامی ندارد، بلکه وجه امنیت اقتصادی و امنیت انرژی اهمیت روز افزون یافته و دولت هایی که بر مناطق ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک انرژی تسلّط دارند، نقش مهمی را در معادلات امنیتی نظام بین الملل و به ویژه قدرتهای بزرگ ایفا خواهند کرد. رویدادهای دهۀ نخست سدۀ بیست و یکم در گستره مناسبات انرژی، نماینگر آن است که در عرصۀ مناسبات بین المللی، بازی ژئوپلیتیک انرژی روندی راهبردی و اهمیتی استراتژیک پیدا می کند.ژئواکونومی، در واقع، اقتصاد و رابطه بین جغرافیا و قدرت اقتصادی کشورها را مورد مطالعه قرار می دهد. زمانی که بخشی یا تمام قابلیت های اقتصادی کشورها در گرو مسائل جغرافیایی باشد، اقتصاد جغرافیایی یا ژئواکونومی شکل می گیرد. البته، ژئواکونومی را مانند دیگر زیرمجموعه های ژئوپلیتیک (ژئواستراتژی و هیدروپلیتیک) نمی توان بحث جداگانه ای از مبحث مادر دانست. چرا که هر یک از این مباحث قرائت ویژه خود را از ژئوپلیتیک ارائه می دهد؛ یعنی آنجا که اقتصاد انگیزه رقابت رهای قدرتی است، ژئوپلیتیک قرائتی اقتصادی از شرایط موجود را ارائه می دهد و جنبه ژئواکونومیک به خود می گیرد. بنابراین، ژئواکونومی، اثرگذاری عوامل یا زیربناهای اقتصادی در محیط کشوری، منطقه ای یا جهانی در تصمیم گیری های سیاسی و رقابت های قدرتی و اثر گذاری این عوامل در ساختار شکل گیرنده ژئوپلیتیک منطقه ای یا جهانی را مورد مطالعه قرار می دهد.(قلیزاده و ذکی،1388، 27-26).
از ویژگیهای عصر ژئواکونومی، اهمیت یابى اقتصاد در عرصه جهانى است. بر خلاف دوران جنگ سرد که در آن تقسیم ژئوپلیتیکی جهان جنبه ایدئولوژیک داشت در گروه‌بندی‌های نوین ژئوپلیتیکی جهان پس از جنگ سرد اقتصاد مبنا قرار گرفته است(مجتهدزاده، 1379،87). پایه و اساس این مطلب استدلالی است که از سوی “ادوارد لوتواک” ارائه شده است. وی معتقد است که در عصر ژئواکونومی، وسایل و علل مناقشه ماهیتی اقتصادی پیدا می‌کنند و ابزارآلات اقتصادی جایگزین اهداف نظامی می‌شود (حافظ‌نیا، 1385، 61).
در عصر ژئواکونومی، رشد تقاضای جهانی مصرف انرژی افزایش قیمت نفت‌خام و کاهش ارزش دلار همراه با ترس‌ روانی از اقدامات تروریستی، عدم ثبات دولت‌ها در برخی از کشورهای مهم تولید کننده نفت‌ وگاز و رقابت‌های ژئوپلیتیکی همراه با این واقعیت که آیا منابع کافی انرژی‌های فسیلی برای تامین انرژی مورد نیاز جهان وجود دارد یا خیر؟موضوع امنیت تامین انرژی را در صدر دستور اجلاس‌های مهم سیاسی قرار داده و دیپلماسی انرژی اهمیت ویژه‌ای را به‌خود اختصاص داده است. از اینرو در این دوره، منابع تأمین انرژی، مسیرهای انتقال انرژی، بازارهای مصرف، تجارت انرژی، فن آوری انرژی و نظایر آن اعتبار ویژه ای پیدا می کنند. مسئله دسترسی و تأمین انرژی برای نیازمندان آن و نیز امنیّت مسیرهای انتقال انرژی برای تولیدکنندگان و مصرف کنندگان فوق العاده اهمیت دارند. به لحاظ ارتباط تنگاتنگ انرژی با زندگی روزمره مردم و جوامع و نیز حیات کشورها و دولتها است که دولتهای متقاضی و دولتهای تولید کننده را دائماً نگران کرده است و از همین روست که انرژی در سیاستهای مل
ّی و بین المللی نقش تعیین-کننده ای پیدا کرده است و الگوهایی از رقابت، همکاری، کشمکش، تجاوز، تعامل، همگرائی و واگرائی را در عرصۀ بین المللی و روابط بین کشورها و دولتها شکل داده است (حافظ نیا، 1385: 102).
یکی از تحولات عمده در عصر ژئواکونومی و ژئوپلیتیک انرژی جهان، شتاب گرفتن مصرف جهانی نفت بویژه در کشورهای در حال توسعه آسیایی است. برآوردها حاکی از آن است که تقاضا برای نفت در جهان درحال توسعه سه برابر سریع تر از جهان توسعه‌یافته است و انتظار می رود از 43 درصد کل مصرف ¬جهانی نفت تا سال2020 به 55 درصد افزایش یابد(پیترز5،2004 ،201). طبق برآرود دبیرخانه اوپک، تقاضای جهانی نفت تا سال 2025 سالیانه به طور متوسط از رشد 5/1 درصد برخوردار خواهد بود. طبق این برآوردها تقاضای جهانی نفت در سال 2025 به 1/113 میلیون بشکه در روز بالغ خواهد شد. طی دورۀ بیست ساله 2005- 2025 متوسط نرخ رشد سالیانۀ تقاضای گاز طبیعی 6/2 درصد خواهد بود که از این نظر گاز دارای بالاترین نرخ رشد در مقایسه با دیگر حامل های انرژی است. سهم نفت در تقاضای انرژی جهان با اندکی کاهش از 7/39درصد در سال 2008 به 9/38درصد در پایان سال 2025 می رسد. اما گاز در مقایسه با دیگر بخش های انرژی، سهم بیش تری از افزایش تقاضای انرژی جهان را به خود اختصاص خواهد داد. طبق برآوردهای موجود، سهم گاز در مجموعه کل تقاضای انرژی از 7/23 درصد در سال 2005 به 3/28درصد در سال 2025 خواهد رسید.
2-3-معیارهای اقتصادی جایگزین معیارهای نظامی در ژئوپلیتیک
امروزه با تحولات گستردهی فکری و تکنولوژیکی که در ابعاد گوناگون زندگی بشر صورت گرفته است، نگرشها و رویکردهای ژئوپلیتیکی به یکی از واقعیتهای موثر در مسائل راهبردی و سیاستگذاریهای کلان کشورها تبدیل شده و حتی بسیاری از مباحث ملی و بین المللی( داخلی و خارجی) هم بارویکردهای ژئوپلیتیک در قرن بیست و یکم ضمن تفاوتهای فاحش با محدوده های  جغرافیایی آن در قرن بیستم، عمدتاً بر مولفه های انسانی و عملکردها و نیازهای انسانی متمرکز گردیده است. این فرآیند سبب شده است تا امروزه ژئوپلیتیک دانش و مهارتی برای هدایت نگرش ها به سوی اقدامات سیاسی بر بستر الگوهای فضایی و جغرافیایی از جایگاه کاربردی خاصی برخوردار گردد. از آنجا که ژئوپلیتیک ایران همواره و به طور طبیعی نقش موثری در تعاملات بین المللی این کشور داشته است، تأمین بهینه ی منافع ملی و تحقق اهداف خارجی جمهوری اسلامی ایران را به خصوص در حوزه های سیاسی و اقتصادی بیش از پیش مستلزم طراحی و اجرای استراتژی روابط خارجی بر پایهی قابلیتها، الزامات و ارزشهای ژئوپلیتیکی کرده است(رشنو ،1392، 120).
در عصر حاکمیت گفتمان ژئواکونومی، بازرگانی بر قدرت نظامی غالب شده و اداره امور جهان با منطق تجارت انجام می گیرد و رقابتهای قدرتی نیز از ماهیت نظامی به ماهیت اقتصادی سوق پیدا کرده و به جای سیاست و شبکه های درهم بافته شده از روابط قدرتها در عرصه بین‌المللی، شاهد ظهور دنیایی مملو از روابط تجاری میباشیم. با وجود اینکه گاهی منطق تجارت نیز موجب رقابت شدید میگردد ولی همین منطق میتواند منجر به ائتلاف و اتحاد کشورها و سازمانهای اقتصادی به منظور سرمایه گذاری در نقاط مختلف جهان شده و در نهایت منجر به همبستگی، توسعه، تولید مشترک، تشکیل بازارهای مشترک برای انواع کالاها و ارائه خدمات و… شود. در تفکر ژئواکونومی، نفوذ و رخنه در بازارها جایگزین پایگاههای نظامی خارج از کشور قدرتهای بزرگ می شود و به نظر میرسد که ژئوا کونومی، مفهومی است که ورود موضوع اقتصاد را به صحنه جهانی، به ویژه به لحاظ انگیزه سودگرایی تأیید میکند. در واقع، هر زمان که رقابت میان قدرت ها در نظام جهانی، بر موضوع اقتصاد و برداشتن مرزهای اقتصادی باشد، صحبت از ژئواکونومی است. این قدرت ها هستند که سیاستهای اقتصادی را در فضا (نظام جهانی) اعمال و رهبری می کنند و برآیند این فرایند ژئواکونومی است که به عنوان پدیدهای سیال جهت پوشش دادن به فضای جدید رقابتی در نظام جهانی و روشی برای توجیه و تحلیل سیاست های جهانی اکثر قدرت های غربی در آمده است. در این میان، انرژی، مهم ترین عنصر در رقابت های ژئواکونومی است که موضوع ژئوپلیتیک انرژی را به وجود آورده است.میتوان گفت که حیات کنونی بشر، وابسته به انرژی است و انرژی، محرکه تمامی فعالیت های صنعتی، حمل نقل، خدمات، کشاورزی و … است. در عصر ژئواکونومی، همچنان مهم ترین منابع انرژی، منابع هیدروکربنی است؛ گرچه در دهه های اخیر، توجه ویژهای به انرژی هستهای شده است، اما نتوانسته است سهم عمدهای در میان دیگر حامل های انرژی پیدا کند. از این رو منابع تأمین انرژی و مسیرهای انتقال انرژی هیدروکربنی، اعتبار ویژهای پیدا کرده است . قدرت در نظام بین‌المللی از منظر گفتمان، ماهیت و پویش مورد توجه قرار می‌گیرد. ماهیت قدرت همسو با تغییر گفتمان قدرت از توانایی‎های نظامی و سیاسی به سمت توانایی‎های اقتصادی، علمی، ارتباطاتی، اطلاعاتی به عنوان مکمل نظامی و سیاسی در حال تغییر است. به عبارت دیگر، قدرت از شکل سخت‎افزاری به شکل نرم‎افزاری در حال تغییر ماهیت است(سیف زاده،1378، 93).

مطلب مرتبط :   پایان نامه با موضوع شرکت‌های پذیرفته شده و شرکتهای سرمایه گذاری

2-4- معیارهای فرهنگی جایگزین معیارهای نظامی
علاوه بر نظام بین‎المللی که متشکل از واحدهای ملی است با یک ”وضعیت جهانی“ مواجه هستیم که در آن به طور دائم تقابلی میان نیروی اصلی مدافع (تثبیت هژمونی) و جریان‎های مخالف (ضد هژمونی) وجود دارد. این تقابل الزاماً نظامی نیست بلکه حوزه اصلی این تقابل، می‌ت
واند ایدئولوژیک، فرهنگی و یا سیاسی باشد(واعظی،1383، 111-109.) باپایان یافتن جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی به عنوان یکی از دو بنیان نظام دو قطبی، انگاره‌های سیاسی و دیدگاه‌های نظری متعددی در تلاش برای تبیین شرایط متحول و نوین بین‌المللی و ناظر بر فرآیند تغییرات جهانی سربرآوردند. رویکرد‌های جدید هر کدام در عین تشریح و بررسی چونی و چرایی جهان نو سعی کردند «نقشه جهانی» تازه‌ای برای پایدار نمودن صلح و کاهش منازعات و تهدیدات به پائین‌ترین سطح ممکن ترسیم کنند. پایان تاریخ وهژمونی لیبرال دموکراسی، برخورد تمدن‌ها، جهانی‌سازی و تجدید سازمان گفتمان شمال و جنوب از جمله مهمترین رویکردها و نظریه‌هایی می‌باشند که هر کدام با تبیین ژئوپلیتیک و زیر ساخت‌های مربوط به خود، وجهی خاص از جهان پیچیده و در هم تنیده معاصر را مورد بازکاوی قرار داده‌اند(واعظی،1383، 33). در این میان، ساموئل هانتینگتون و فرانسیس فوکویاما نظریه‌پردازان آمریکایی با ارائه نظریه‌های«برخورد تمدن‌ها» و «پایان تاریخ»آغازگر نظریه‌پردازی‌های جدید برای تبیین شرایط نوین بین‌المللی بودند. نظریه برخورد تمدن ها، به عنوان یک دیدگاه رئالیستی با محور فرهنگی، مشخصه ای تجویزی– حکومتی دارد و در پی حفظ جایگاه هژمونیک آمریکا می‌باشد. این نظریه بیشتر ویژگی هشدار دهنده دارد و در آن بر ابعاد منفی تکیه شده است. در حالی که نظریه پایان تاریخ فوکویاما، دیدگاهی آرمانگرایانه با مشخصه خوش بینانه پیروزی جهانی لیبرال دموکراسی برای آمریکا را مطرح می‌سازد. ویژگی مشترک هر دو نظریه، توجه خاص به متغیرهای فرهنگی است، موضوعی که حتی در نظریه ژئوکالچر والرستین نیز از اهمیت به سزایی برخوردار است. شاید به جرات بتوان گفت که کمتر می‌توان ردپای متغیرهای فرهنگی را در نظریه‌پردازی‌های روابط بین‌الملل جستجو کرد. البته بیش از یک دهه است که حرکت‌هایی در این راستا آغاز شده است. برای نمونه، می‌توان به کتاب ژئوپلتیک و ژئوکالچر امانوئل والرستین و نیز مقالات گالتونگ، میشل فوکو و همچنین کتاب پایان تاریخ فوکویاما و نهایتاً نظریه برخورد تمدن‌های هانتینگتون اشاره کرد.
2-4-1- نقش ژئوکالچر در توسعه کشورها
گرچه نقش فرهنگ در تحولات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و … انسانها دارای قدمت طولانی است؛ اما، اهمیت جهانی آن به بعد از انقلاب صنعتی و نفوذ و تسلط اروپاییها به واسطه فرهنگ بر دیگر سرزمینهای جهان مورد توجه قرار گرفته است. این مقوله بهخصوص با از میان رفتنجهان دوقطبی و برجستهشدن ملتها و هویتها بر اساس ویژگیهای فرهنگی بهصورت یک شاخه علمی تحتعنوان ژئوکالچر مطرح شد.
2-4-2- ژئوکالچر زیر بنای ژئوپلیتیک
گاهی اوقات منتقدان غربی سیاست فرهنگ غرب، از مقولات جالبی سخن به میان می‌آورند که اگر توجه ما به آنها جلب شود، می‌توان از همین نقدها، ابزاری برای فهم دقیق و مقابله روشمند با تعرضات فرهنگی ساخت.البته این امر می‌تواند تنها بخشی از این پروسه باشد و یقینا توجه به ویژگی‌های «هویت بومی» وجه اصلی کار را سامان خواهد داد. تئودور آدورنو و ماکس هورکایمر، دو فیلسوف آلمانی و ضدفاشیست در «دیالکتیک روشنگری» به نقد ایده‌های لیبرال و سرمایه‌داری جهانی پرداخته‌اند و ذیل مفهومی به نام «صنعت فرهنگ‌سازی» مدعیات تئوریکی را سامان داده‌اند که جالب توجه است. در نظر آنان تکنولوژی صنعت فرهنگ‌سازی تمایز میان متن اثر فرهنگی و نظام اجتماعی را از بین

دیدگاهتان را بنویسید