پایان نامه رایگان روانشناسی : احساس ارزشمندی-خرید پایان نامه کامل

فیلی (مطهری، مرتضی، 1370).

تجزیه و تحلیل نفس
در قرآن و در متون اسلامی ما به منطقی برمی‌خوریم که اگر وارد نباشیم خیال می‌کنیم تناقضی در کار است مثلاً در قرآن وقتی سخن از نفس انسان یعنی خود انسان به میان می‌آید، گاهی به این صورت به میان می‌آید: با هواهای نفس باید مبارزه کرد، با نفس باید مجاهده کرد،‌ نفس اماره با سوء است. اَمّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهیُ النَّفْسَ عَنِ الْهوی فَاِنَّ‌الْجَنَّهَ هِیَ الْمَاْوی . هرکس از مقام پروردگارش بیم داشته باشد و جلوی نفس را از هوی‌پرستی بگیرد ماوی و جایگاه او بهشت است. فَاَمّا مَنْ طَفی وَ آثَرَالحَیوهَ الدُّنْیا فَاِنَّ الْجَحیمْ هِیَ الْمَاْوی . افرایت من اتخذ الهه هواه. آیا دیدی آن کسی را که هوای نفس خودش را معبود خویش قرار داده است. همچنین از زبان یوسف صدیق نقل می‌کند که به شکل بدبینانه‌ای به نفس خودش می‌نگرد می‌گوید: وَ ما اَبَرِّءُ نَفْسی اِنّ‌الْنَفْسَ لَاَمّارَهٌ بِالسُّوءِ در ارتباط با حادثه‌ای که مورد تهمت قرار گرفته است، با اینکه صددرصد، به اصطلاح برائت، ذمه دارد و هیچ‌گونه گناه و تقصیری ندارد در عین حال می‌گوید من نمی‌خواهم خودم را تنزیه کنم و بگویم که من بالذات چنین نیستم و ما ابرءنفسی، من نمی‌خواهم خودم را تبرئه کنم چون می‌دانم که نفس، انسان را به بدی فرمان می‌دهد پس ]طبق این آیات[ آن چیزی که در قرآن به نام «نفس» و «خود» از او اسم برده شده، چیزی است که انسان باید با چشم بدبینی و به چشم یک دشمن به او نگاه کند، نگذارد به او مسلط بشود و او را همیشه مطیع و زبون نگه دارد (مطهری، مرتضی، 1370).

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در مقابل ما به آیات دیگری برمی‌خوریم که از نفس- که به معنایش خود است- تجلیل می‌شود: وَ لاتَکًونوا کَالَذّینّ نَسُو اللهَ فَاَنْساهُم اَنْفُسَهُمْ از آن گروه مباشید که خدای خود را فراموش کردند خدا هم خودشان را، نفسشان را از آنها فراموشاند. خوب اگر این نفس همان نفس چه بهتر که همیشه در فراموشی باشد. قُلْ اِنَّ الْخاسِرینَ الذَّینَ خَسِروا اَنْفُسَهُمْ بگو باختگان زیاد کردگان، آنها نیستند که ثروتی را باخته و از دست داده باشند- یعنی آن یک باختن کوچک است- باختن بزرگ این است که انسان، نفس خود را ببازد. ثروت سرمایه مهمی نیست بزرگترین سرمایه‌های عالم برای یک انسان نفس خود انسان است اگر کسی خود را باخت دیگر هرچه داشته باشد گویی هیچ ندارد؛ که به این تعبیر باز هم مادر قرآن داریم ]بنابراین در قرآن از یک طرف[ تعبیراتی از قبیل فراموش کردن خود، باختن خود، فروختن خود، به شکل فوق‌العاده شدیدی نکوهش شده که انسان نباید خودش را فراموش کند، نباید خودش را ببازد، نباید خودش را بفروشد و از طرف دیگر انسان باید با هوای خویش مبارزه کند که این «خود» فرمان به بدی می‌دهد. از جمله قرآن می‌گوید: آیا دیدی آن کسی را که خواسته‌های خود را معبود خویش قرار داد
(مطهری، مرتضی، 1370).
تعریف عزت نفس
عزت‌نفس عبارت است از ارزیابی و ارزشیابی مداومی که شخص نسبت به ارزشمندی خویشتن خود دارد و عزت‌نفس نوعی قضاوت شخص نسبت به ارزشمندی وجودی خویش می‌باشد. این صفت خاصیت عمومی دارد و در همه انسان‌ها وجود دارد در انسان نه یک حالت محدود و گذرا بلکه ثابت و دائمی است (شاملو، سعید، 1370).
حرمت نفس در هر سطحی که باشد یک تجربه شخصی است و در کانون وجود انسان قرار دارد و عبارت از این است که «من خودم درباره خودم چه فکر می‌کنم و نه آنکه دیگری درباره من چه می‌اندیشد». اگر حرمت نفس عبارت باشد از قضاوت انسان مبنی بر شایستگی، برای زندگی و تجربه ارزشمندی خویش و تأثیر و تصدیق و خوش‌گمانی و آگاهی وجدان انسان از نفس خویش و ایجاد ذهنی که مورد اعتماد وی. هیچ‌کس جز خود انسان نمی‌تواند آن را بیافریند (مترجم: هاشمی‌، جمال، 1375).
منظور از «عزت نفس» چیزی به مراتب بیش از احساس خود ارزشمندی است. احساس ارزشمندی که بسیاری از روان درمانگرها و آموزگاران می‌خواهند آن را در اشخاص ایجاد و القا‌ کنند به مقایسه در حکم اتاق انتظار عزت نفس است
(مترجم: قرچه‌داغی، مهدی، 1379).
عزت‌نفس، اگر به طور کامل تحقق پیدا کند تجربه‌ای است که … خود را مناسب زندگی و لازمه‌های آن بدانیم اگر دقیق‌تر بگوییم، عزت‌نفس.
1- اعتماد به توانایی خود در اندیشیدن است، اعتماد به توانایی خود به کنار آمدن با چالشهای اولیه زندگی است.
2- اعتماد به حق خود برای موفق و شاد بودن است، احساس ارزشمند بودن است، داشتن حق ابراز نیازها و خواسته‌هاست، ابراز میل رسیدن به ارزشها و برخوردار شدن از ثمرات تلاش خویشتن است (مترجم: قرچه‌داغی، مهدی، 1379).
عزت‌نفس یعنی اعتماد کردن به توانمندی ذهن و به توانایی خود در اندیشیدن. اگر موضوع را بیشتر بسط دهیم می‌توانیم بگوییم که عزت‌نفس به معنای توانایی یاد گرفتن، انتخاب‌های درست، تصمیمات به جا و برخورد درست با تغییرات است
(مترجم: قرچه‌داغی، مهدی، 1379).
عزت‌نفس را می‌توان اینچنین تعریف کرد: عزت‌نفس به عنوان یک نیاز شامل احساساتی است که انسان به داشتن آن در یک سیستم متقابل اجتماعی محتاج است بدین معنی که ما نیاز داریم تا مشترکات احساسی خود را با دیگران رد و بدل نماییم و در درون خود احساس کنیم که با ارزشیم و همچنین احساس کنیم که دیگران ما را باارزش می‌پندارند و معقتد باشیم که آنان هم با ارزشند (اسلامی‌نسب، علی، 1372).
اهمیت عزت‌نفس
اکثر صاحب‌نظران برخورداری از عزت‌نفس (ارزیابی مثبت از خود) را به عنوان عامل مرکزی و اساسی در سازگاری عاطفی- اجتماعی افراد می‌دانند. این باور گسترش یافته و دارای تاریخچه طولانی نیز هست. ابتدا روان‌شناسان و جامعه‌شناسان از جمله ویلیام جیمز و هربرت مید و چارلز کولی بر اهمیت عزت‌نفس تأکید داشتند. چند سال بعد نئوفرویدین‌ها، چون سالیوان و هورنی، «خودپنداره» را در نظریه‌های شخصیتی‌شان وارد کردند. سالها بعد روان‌شناسان، نظریه‌ها را با کارهای تجربی در هم آمیختند و نتیجه گرفتند که عزت‌نفس (ارزیابی مثبت از خود) با شادکامی و کارکرد مفید فرد رابطه‌ای متقابل دارد (بیابانگرد، اسماعیل، 1372).
احساس ما از خویشتن و آنچه را که در مورد خود می‌اندیشیم بر کلیه جوانب تجربه ما از زندگی اثر جدی و قطعی دارد. شیوه رفتار ما در کار و حرفه، در مسائل عشقی و عاطفی، در امور جنسی، در نقش پدر و مادر در رابطه با فرزندان و در پیشرفت امور زندگی، همه و همه متأثر و در گرو احساس ما از نقش خویشتن است همچنین راه‌گشای فهم و درک ما از خود و دیگران است (مترجم: هاشمی، جمال، 1375).
جدا از مسائلی که منشأ زیستی دارند من حتی نمی‌توانم یک مورد مشکل روانی را نام ببرم که از حرمت نفس پایین ناشی نمی‌شود، اعم از اضطراب، افسردگی، ترس از صمیمیت و محبت یا موفقیت، اعتیاد به الکل و مواد مخدر، مشکلات زناشویی، عادت اذیت و آزار کودکان، اختلالات جنسی، نارسایی‌های احساساتی، ارتکاب به خودکشی و جنایات و یا آشوبگری، همه و همه در حرمت نفس ضعیف ریشه دارند و ردیابی می‌شوند. از همه قضاوتهای ما در زندگانی هیچ یک به اهمیت قضاوت ما از نفس خویش نیست. حرمت نفس سالم یک نیاز اصولی و اساسی بر برخورداری از یک زندگی با فرجام است (مترجم: هاشمی، جمال، 1375).
برای درک بهتر از حرمت نفس باید متذکر شویم که حرمت نفس دارای دورکن اصلی است که عبارتند از «احساس ارزشمندی» و «احساس شایستگی» به عبارت دیگر حرمت نفس عبارت است از مجموع اعتماد به نفس و احترام به خویشتن، بازتابنده قضاوت ضمنی در رو دررویی و مبارزه با مسائل و مشکلات زندگی (در جهت فهم و درک، قبضه و حل این مسائل) و حق انسان برای نیک‌بختی و بهروزی (و همت گماشتن و قامت افراشتن برای نیل به علایق و رفع نیازها و احترام به مشروعیت آنها)
(مترجم: هاشمی، جمال، 1375).
منظور از برخورداری از حرمت نفس نیرومند، احساس اطمینان از شایستگی در زندگی است یعنی لیاقت، قابلیت رقابت و ارزشمندی به معنایی که در بالا ذکر شد. معنی حرمت نفس ضعیف این است که انسان خود را مناسب و لایق زندگی نداند و به عنوان یک شخص خود را گمشده نامناسب و نابجا تلقی نکند نه نامناسب برای یک یا چند فعالیت در یک یا چند زمینه بخصوص، بلکه نامناسب و نابجا به عنوان یک شخص. حرمت نفس متوسط نوسان بین این دو حالت است. گاهی مناسب و زمانی نامناسب، گاهی عاقل و زمانی ابله. به طوری که تناقض در رفتار مشهود است و در نتیجه موجب عدم اطمینان شخص می‌شود و وضع را غیرقابل پیش بینی می‌کند (مترجم: هاشمی، جمال، 1375).
استعداد ایجاد حس اعتماد به نفس و احترام به خویشتن بالقوه در ذات انسان موجود است. زیرا توان تفکر جوهر و سرمایه اساسی ما برای شایستگی است و این حقیقت که ما یک موجود زنده هستیم منشأ اساسی حق ما در تلاش برای نیک‌بختی و سعادت است. تفکر ایده‌آل آن است که هرکس با برخورداری از اعتماد به نفس و نیروی عقل خویش و یک احساس قوی مبنی بر شایستگی برای نیک‌بختی باید از حرمت نفس نیرومندی بهره‌مند گردد. اما بدبختانه وضع به این منوال نیست. گروه زیادی از مردم از احساس بی‌کفایتی، بی‌امنیتی، تردید به نفس، احساس گناه و ترس از شرکت فعال در زندگی رنج می‌برند. این احساسها همواره به وضوح قابل شناسایی و تصدیق نیستند اما در وجود آنها شکی نیست (مترجم: هاشمی، جمال، 1375).
در جریان رشد و در فرآیند زندگی چه بسا ممکن است به سهولت از درک و فهم مثبتی از نفس خویش غافل می‌شویم و یا اصلاً از پایه و اساس، فاقد چنین درکی از خویشتن باشیم. ممکن است به واسطه انتقاد و طعن، لعن دیگران هیچ‌گاه بینش و چشم‌انداز لذت‌بخشی از خود نداشته باشیم و یا به دلیل زیرپا گذاشتن شرف، تمامیت، مسئولیت و حق طلبی خود و یا قضاوت اعمال خویش بدون درک و فهم کافی و یا از روی دلسوزی از خود تصویر شایسته‌ای ترسیم نکنیم (مترجم: هاشمی، جمال، 1375).
اهمیت حرمت نفس سالم در این حقیقت نهفته شده که پایه و اساس نیروی ما برای برخورد و واکنش به فرصتهای مثبت و گرانبهای زندگی است. خواه در کار و حرفه یا مسائل عشقی و عاطفی و یا در بازیها و تفریحات. همچنین اساس آن صفاتی است که لذات و شادیهای زندگی را در اختیار انسان می‌گذارد (مترجم: هاشمی، جمال، 1375).
عزت نفس از نظر روان‌شناسان
عزت نفس از نظر روان‌شناسان مهمترین موضوع از جنبه‌های فردی، اجتماعی، روان‌شناختی است. در سال‌های 65-1359 فشرده‌ترین مطالعات درباره عزت‌نفس صورت گرفته و نتایج مطالعات کلینیکی و تجربی نشان می‌دهد که عزت نفس دارای خاصیت سرایت‌کنندگی و در عین حال از نفوذ و اهمیت فراوانی برخوردار است. از آنجا که استعدادها با رفتار وحدت یافته و بندرت به طور مستقل ظهور و بروز نماید، عزت‌نفس نیز چنین حالتی دارد و به صورت چند جنبه‌ای بیان می‌شود به علت همین تداخل عزت‌نفس و جنبه‌های دیگر شخصیت، نباید انتظار تعریف، توصیف و تعبیر واحدی از آن داشت (اسلامی‌نسب، علی، 1373).
عناوینی مانند عزت‌نفس، حرمت نفس، مناعت و علو طبع، احساس ارزش و احترام به خویشتن معانی یکسانی ندارند که از کلمه Self Steam به عمل آمده است. بدلیل متداول بودن و بهتر بودن «واژه عزت‌نفس» بهتر است از آن نام ببریم
(اسلامی‌نسب، علی، 1373).
در فرهنگ اسلام و متون اسلامی این واژه به بیانهای گوناگونی آمده است، ولی در حقیقت مفهوم واحدی را بیان می‌دارند. واژه‌هایی نظیر کرامت به کرات در آیات و احادیث به چشم می‌خورد (اسلامی‌نسب، علی، 1373).
نظریات مربوط به عزت‌نفس
در فرهنگ لغات و بستر 1968 WLS 2060. از عزت نفس، الف) اعتماد و رضایت در خویشتن، ب) نظر مثبت فرد درباره خود یاد شده است (اسلامی‌نسب، علی، 1373).
آبراهام مازلو از عزت‌نفس به عنون یک نیاز یاد کرده و می‌گوید همه افراد جامعه ما (غیر از برخی بیماران) به یک ارزشمندی ثابت و استوار و معمولاً عالی از خودشان،‌ به احترام به خود یا عزت‌نفس یا احترام به دیگران تمایل یا نیاز دارند. معنایی که می‌توان از عزت‌نفس بیان کرد تعبیر زیبایی از سنت شافتل می‌باشد که از عزت‌نفس به عنوان احساسا وجود و فروش شخصیت یاد می‌کند (اسلامی‌نسب، علی، 1373).
ویلیام جیمز تحلیلی را در بیان عزت‌نفس ارائه می‌دهد مبتنی بر این که آرزوها و ارزشهایی که آدمی برای خود تصور می کند و به طور کلی عزت‌نفس به نظر وی به نسبت توانایی‌های واقعی و بالفعل، با آنچه خواستار آنیم محاسبه می‌شود که آن را با فرمول زیر ابراز می‌دارد موفقیتها/ انتظارات. عزت نفس (اسلامی‌نسب، علی، 1373).
کوپر اسمیت، عزت نفس را چنین تعر یف می‌کند: عزت‌نفس به قضاوت شخص پیرامون ارزش خویشتن اطلاق می‌گردد. به اعتقاد کوپر اسمیت، عزت نفس میزان تلقی فرد از توانایی، اهمیت، موفقیت و ارزشمندی خود را نشان می‌دهد بنابراین عزت‌نفس ارزیابی اطلاعات تشکیل دهنده خودپنداره است (اسلامی‌نسب، علی، 1373).
شاملو معتقد است 1363 عزت‌نفس عبارت است از ارزیابی و ارزشیابی مداومی که شخص نسبت به ارزشمندی خویشتن خود دارد. عزت‌نفس نوعی قضاوت شخص، نسبت به ارزشمندی وجودی می‌باشد.
اریکسون اعتقاد دارد بهترین اعتماد در سن 1-5 سالگی است زیرا اعتماد اساسی و پایه در این سن (تولد تا یک‌سالگی) شکل می‌گیرد. او این مرحله را اعتماد در برابر عدم اعتماد نامیده است. مراقبت ناکافی و طرد کودک سبب ترس و دودلی نسبت به جهان می‌شود. به نظر اریکسون درک کودک از خویش و از فرهنگی که در آن تربیت شده است به اندازه سایقهای مورد تأکید فروید اهمیت دارد (اسلامی‌نسب، علی، 1373).
خویشتن، یک هسته مرکزی ثابت دارد که همراه با یک سلسله احساس ارزشی پیرامونی، یک مجتمع را تشکیل می‌دهند و هر چه خوده ایده‌آل با خویشتن فرد نزدیکتر باشد احساس ارزش خود، بیشتر و متعادل‌تر است. در نهایت می‌توان به تعریف مختصر ماسن و همکارانشان اشاره کنیم که می‌نویسد: ارزیابی و ارزشیابی فرد نسبت به خویشتن را عزت‌نفس گویند (اسلامی‌نسب، علی، 1373).
منشأ و طبیعت عزت‌نفس
برای انسان هیچ حکم ارزشی مهمتر از داوری او در مورد نفس خویش نیست و ارزشیابی شخص از خویشتن قطعیترین عامل در روند رشد روانی اوست. این ارزشیابی تماماً به شیوه قضاوت آگاهانه و صریح، شفاهی یا کتبی، یا برشمردن صفات و توصیف حالات نیست بلکه به صورت احساس می‌باشد. احساسی که جدا کردن و شناسایی آن مشکل است زیرا پیوسته توسط انسان تجربه می‌شود و جزئی از هر احساس دیگر انسانی می‌باشد و در هر واکنش احساساتی دخیل است (مترجم: هاشمی، جمال، 1376).
هر احساس زاییده یک برآورد است و بازتاب یک ارزشیابی، سودمندی و یا زیان‌بخشی برخی از جنبه‌های حقیقت به حال انسان می‌باشد بنابراین تصویری که یک فرد از خویشتن دارد به طور ضمنی در همه واکنشهای ارزشی او تجلی می‌کند. هر نوع قضاوت این سؤال را پیش می‌آورد که «آیا به نفع من است یا به زیان من؟» و این خود به خود متضمن‌نمایی از «من» است و تصویری از نفس را به دنبال خود می‌کشد
(مترجم: هاشمی، جمال، 1376).
ارزشیابی شخص از خویشتن اثرات برجسته ای در جریان فکری، احساسات، تمایلات، ارزشها و هدفهای وی دارد و کلید فهم رفتار اوست. به منظور شناخت کیفیات روانی انسان و پی بردن به روحیات او باید به طبیعت و میزان حرمت نفس و معیارهای قضاوت وی درباره خویشتن آگاهی یافت.
انسان تمایل به داشتن حرمت نفس را امری ضروری و الزام‌آور و اساسی می‌داند اعم از اینکه ضرورت را در وجود خود به وضوح شناسایی می کند یا نه. نمی‌تواند منکر این واقعیت شود که ارزشیابی او از خویشتن اهمیت حیاتی دارد و به اندازه مسئله مرگ و زندگی مهم است. هیچ‌کس نمی‌تواند نسبت به داوری خود درباره خویشتن بی‌تفاوت باشد زیرا طبیعت وی چنین اجازه‌ای را نمی‌دهد (مترجم: هاشمی، جمال، 1376).
انسان آنچنان مشتاق دنیا و نیازمند به داشتن نظر مثبت و مناسب درباره خویش است که امکان دارد در این راه حقیقت را نادیده انگارد، قضاوتش را تحریف و ذهن خود را تجزیه

]]>

Author: مدیر سایت

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *