نکته های سلامت روانی- 2

نحوه تربیت فرزندان از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و این امر سبب شکل گیری آینده آنها می شود؛ یکی از نکاتی که در رابطه با رفتار با فرزند و تربیت آنها بسیار مد توجه است عدم تفاوت قائل شدن میان فرزندان است.

متخصصین معتقدند که تفاوت قائل شدن بین فرزندان تاثیرات بسیار مخربی را در آینده آنها خواهد داشت.

معمولا والدین ادعا می‌کنند بین فرزندانشان فرق نمی‌گذارند. در حالی که نظر فرزندان اغلب به‌گونه‌ای دیگر است و فکر می‌کنند پدر و مادرشان همیشه به یکی از خواهرها یا برادرهای‌شان بیشتر توجه دارند.

گاهی توجه ما به فرزند بزرگ‌تر بیشتر است؛ فقط با این توجیه که او بیشتر ما را به یاد گذشته خودمان می‌اندازد. زمانی هم با فرزند کوچک ارتباط بهتری داریم، چون با‌مزه‌تر به نظر می‌رسد، گاهی به‌نظرمان یکی از بچه‌هایمان زیباتر از بقیه است و …

متاسفانه گاهی جنسیت هم باعث می‌شود ما برخورد متفاوتی با آنها داشته باشیم؛ این‌گونه رفتارها در روحیه فرزندانمان در مقاطع مختلف زندگی آسیب‌های فراوانی در پی خواهد داشت که گاهی جبران آن بسیار سخت و تا حدودی غیرممکن می‌نماید.

آسیب‌های دوطرفه

والدین معمولا بچه‌های خود را به یک میزان دوست دارند، ولی گاهی نمی‌توانند رفتار مشابهی با همه آنها داشته باشند. همین موضوع، هم باعث بروز مشکلات زیادی در ارتباط تک‌تک فرزندان با پدر و مادرهایشان می‌شود و هم تاثیر ناخوشایندی بر روابط بچه‌ها با یکدیگر می‌گذارد. ضمن این‌که بعضی اختلالات رفتاری را هم برای خود بچه‌ها به‌وجود می‌آورد.

توجه داشته باشیم که این آسیب دوطرفه است یعنی هم فرزندی که بیشتر به او توجه می‌شود دچار مشکلات خواهد شد و در آینده نمی‌تواند در روابط مختلف کاری و عاطفی و مناسبات اجتماعی موفق باشد و هم فرزندی که به او بی‌توجهی شده است آسیب می‌بیند و معمولا اعتماد به نفس لازم را نخواهد داشت یا عزت نفس پایینی خواهد داشت و اجازه می‌دهد دیگران براحتی رفتار توهین‌آمیزی با او داشته باشند.

توجه به تفاوت‌ها

توجه به این نکته بسیار مهم است که والدین هم نباید بین فرزندان خود تفاوتی قائل شوند، البته به آن معنا نیست که با همه آنها هم باید یک گونه رفتار کرد. زیرا با توجه به عوامل مختلف با هر کدام از آنها باید به گونه‌ای که لازم است و باتوجه به جنسیت، سن، موقعیت در خانواده و‌… رفتار‌های متفاوتی داشت. مثلا آیا پاداش یا تنبیهی که برای هریک از فرزندانمان قائل می‌شویم به یک شکل باشد؟

در واقع ما باید حتما به یک اندازه به فرزندانمان توجه نشان دهیم ولی این توجه می‌تواند به گونه‌های مختلف ابراز شود . وجود این‌گونه تفاوت‌ها در تربیت و پرورش فرزندان هیچ مشکلی به وجود نمی‌آورد، اما وقتی بین آنها فرق می‌گذاریم استعداد‌ های آنها به خوبی رشد نمی‌کند.

پدر و مادر نیز ضمن آگاهی از تمام این عوامل باید سعی کنند بین فرزندانشان فرق نگذارند، اما حتما با توجه به نیازهای هرکدام، رفتار درستی را با آنها در پیش بگیرند.

گاهی بچه‌ها رفتارهای همدیگر را تقلید می‌کنند تا بتوانند توجه بیشتری از طرف والدین خود دریافت کنند. همین موضوع باعث می‌شود آنها نتوانند خلاقیت داشته باشند. ضمن این‌که تفاوت قائل شدن بین فرزندان باعث حس ناامنی و حسادت نیز در آنها می‌شود.

پیامدهای تفاوت قائل شدن بین فرزندان

عوامل ایجاد تفاوت

ترتیب تولد بچه‌ها

یکی از عوامل مهم ترتیب تولد فرزندان است. این موضوع باعث به وجود آمدن بعضی تفاوت‌ها در رفتار و نحوه کنار آمدن بچه‌ها با مشکلات‌شان می‌شود. مثلا بچه‌های اول خانواده اغلب با والدین ارتباط بیشتری دارند و والدین هم معمولا وقت زیادی را به آنها اختصاص می‌دهند، اما این در مورد بچه‌های دوم کمتر دیده می‌شود و شاید در بسیاری از موارد حتی حقشان هم ضایع شود .

حوادث و اتفاقات ناگهانی

نوع اتفاقاتی که در خانه می‌افتد نیز در چگونگی رفتار والدین با فرزندانشان موثر است، مثلا وقتی که والدین جوان‌تر هستند رفتار آنها با زمانی که سن و سالشان بالا می‌رود متفاوت است. با بالا رفتن سن حوصله زیادی ندارند و نمی‌توانند برای فرزندانشان وقت زیادی بگذارند.

جنسیت و ظاهر بچه‌ها

جنسیت بچه‌ ها نیز یکی دیگر از عواملی است که باعث می‌شود توجه والدین به فرزندانشان به یک اندازه نباشد که این نوع تفاوت‌گذاری را شاید بتوان بسیار شکننده دانست، از طرفی گاهی نیز پدر و مادر با توجه به ظاهر فرزندانشان با آنها برخورد می‌کنند. مثلا وقتی قیافه فرزندشان شبیه یکی از والدین یا خانواده‌هایشان باشد انگار آنها بیشتر وجود خود را در او می‌بینند و ناخودآگاه هم توجه بیشتری به او نشان خواهند داد.
بهترین سن آموزش زبان دوم به کودکان
بهترین سن آموزش زبان دوم به کودکان
آموزش زبان دوم به کودکان در سنین پایین از اهمیت ویژه ای برخوردار است برخی از 6 ماهگی به بعد کم کم زبان مادری را می آموزند.

مهارت‌های لازم برای یادگیری زبان دوم

کودک باید تا حدی از بهره ‌هوشی لازم برخوردار باشد و همچنین بررسی های لازم در مورد وی صورت گرفته باشد تا در صورتی که کودک به تاخیر در رشد گفتار و زبان دچار است، ابتدا به او کمک شود تا پایه‌های زبان و گفتار درمانی در ذهن وی تقویت شود و سپس به آموزش زبان دیگر بپردازد.

بهترین راه برای آموزش زبان مادری در یک جامعه بیگانه، صحبت کردن در خانه به زبان مادری است. والدین باید در خانه به زبان خودشان صحبت کنند و اجازه بدهند کودک زبان دوم را از طریق تلویزیون، مدرسه و ارتباط با همسالان کشور بیگانه بیاموزد.

از چه سالی باید آموزش زبان دوم به کودکان را شروع کرد؟

اکثر کارشناسان معتقدند بهتر است آموزش زبان دوم از همان دوران کودکی صوت بگیرد زیرا اگر از دوران کودکی به شحضی یک زبان آموزش داده شود آن شخص در سنین بالاتر در یادگیری آن زبان موفق تر خواهد بود و آن زبان را بهتر می آمورد. در سال ۱۹۹۶ یک مقاله در روزنامه نیوزویک منتشر شد که نتایج یک تحقیق را بررسی می‌کرد.

بر اساس این تحقیق، کودکی که بعد از 10 سالگی شروع به آموختن زبان دوم کند با احتمال کمتری ممکن است بتواند بعدها این زبان را مانند کسانی که آن زبان، زبان مادری‌شان است، صحبت کند.

نتایج این تحقیق توسط زبان‌شناسان زیادی تایید شده است و به دنبال این تحقیق، تحقیقات بسیار دیگری هم انجام شد که بر همین موضوع تاکید داشت.

بررسی‌های بیشتر در مورد یادگیری زبان در سنین پایین نشان داد کودک نه تنها با یادگیری زبان، برخورد اجتماعی‌اش تقویت می‌شود و در ارتباط با دیگر بچه‌ها موفق‌تر عمل می‌کند، بلکه این مسئله می‌تواند باعث پیشرفت عملکرد کلی کودک در بقیه دروس در مدرسه نیز بشود.

در تحقیقی روی بچه‌های مدارس یکی از کشورهای غیرانگلیسی زبان، کودکانی که بیش از ۴ سال به یادگیری زبان دوم (اغلب زبان انگلیسی) پرداخته بودند نسبت به بچه‌هایی که زمان کمتری آن زبان را آموزش دیده بودند یا اصلا زبان دومی را یاد نگرفته بودند، در امتحان جامع و تست‌های مورد نظر تحقیق نتایج بهتری کسب کردند.

طبق این تحقیق بچه‌هایی که زبان دوم یاد گرفته بودند حتی از بچه‌هایی که به یادگیری ریاضی پرداخته بودند هم موفق‌تر عمل کرده بودند. نتایج بررسی‌های متخصصان آموزش کودک نشان داده است کودکانی که زبان دوم می‌آموزند در حل مسائل پیچیده خلاقیت و تبحر بیشتری دارند.

بررسی‌های بروک لمبرت و تاکر، در سال ۱۹۷۴ نشان داده است بچه‌هایی که توانایی یاد گرفتن بیش از یک زبان را دارند هوش بالاتری دارند. لمبرت این‌طور استدلال می‌کند که شاید یادگیری زبان دوم و زبان‌های بیشتر باعث پیشرفت توانایی ذهنی و قوه درک فرد شده است.

بهترین زمان آموزش زبان به کودک

چگونه به کودک زبان دوم را بیاموزیم؟

کودکانی که پس از فراگیری زبان اول در معرض یادگیری زبان دوم قرار می گیرند عموماً موارد زیر را تجربه می کند.

در ابتدا ممکن است برای مدت کوتاهی از زبان خانه شان استفاده کند.

وقتی که برای اولین بار در معرض زبان دوم قرار می گیرد ممکن است وارد فاز “خاموشی” یا “غیرشفاهی” شود. این فاز از چند هفته تا چند ماه طول می کشد و در این مدت کودک درک خود از زبان را می سازد.

کودکان کم سن تر معمولاً بیشتر از کودکان بزرگتر در این فاز می مانند. کودک می تواند در این مدت از ایما و اشاره استفاده کند و از چند کلمه به زبان دوم استفاده کند.

او شروع به استفاده از جملات کوتاه یا تقلیدی می کند. او از برچسب های تک کلمه ای یا جملات حفظی مانند “نمیدونم” یا “این چیه؟” استفاده می کند. این جملات از واژگان یا دانش زبانی خود کودک ساخته نشده اند. بلکه جملاتی هستند که او جائی شنیده و حفظ کرده است.

بالاخره کودک شروع به ساختن جملات خودش می کند. این جملات کاملاً حفظی نیستند و از بعضی از واژگانی که کودک تازه یاد گرفته ساخته شده اند. کودک در ابتدا به هنگام ساختن جمله از یک “فرمول” استفاده می کند و کلمه خودش را در یک جمله معمولی می گذارد مانند “من … می خواهم”.

بالاخره کودک به تدریج در زبان روان و سلیس می شود و دائماً خطاهای گرامری انجام می دهد یا جملاتی می سازد که مخفف به نظر می آیند زیرا او بعضی از قواعد گرامر را نمی داند. بعضی از این خطاها به خاطر تأثیر زبان اول او هستند. ولی بیشتر خطاهای او مانند همان خطاهایی هستند که کودکان تک زبانه به هنگام یادگیری آن زبان انجام می دهند.

اهمیت آموزش زبان دوم به کودک

سخن گفتن با کودک به زبان دوم در اوقاتی معین به تفکیک ذهنی کودکتان کمک می کند.

اگر زبانی که تصمیم به آموزش آن به فرزند خود گرفته اید زبان مادری خودتان نیست، سعی کنید برای آموزش آن اوقاتی را تعیین کنید که برای حفظ هماهنگی و پیشگیری از سردرگمی در آن اوقات فقط به یک زبان صحبت کنید.

درست است که تکلم به زبانی که دیگران قادر به فهم آن نیستند بی ادبی محسوب می شود اما در این مورد این کار برای سازگاری کودک لازم است.

کودک دانش آموز نیست! آموزش دادن برایش مضر است! تنها باید اورا در معرض زبان دوم قرار دهید نه اینکه برایش کلاس زبان برگزار کنید.

لازم نیست به طور رسمی به او “آموزش” دهید. استفاده از زبان در مکالمه های روزمره براحتی موجب انتقال آن به کودک خواهد شد. اگر می خواهید کودکتان زبان را بهتر بیاموزد یا علاوه بر زبان مادری زبان دیگری را نیز بیاموزند، می توانید از فیلم و موسیقی نیز بهره بگیرید.

آموزش همزمان سه زبان به کودک- زبان مادر، زبان پدر و زبان رسمی- دشوار و نامعقول به نظر می رسد. برای حل این مشکل هر کدام از پدر یا مادر باید فقط با کودک به زبان خود صحبت کنند.

اگر پدر و مادر در خانه به یک زبان صحبت می کنند و این زبان با زبان رسمی متفاوت است، به صحبت کردن به زبان خود در خانه ادامه دهید. در این کار ثبات قدم داشته باشید و از اینکه او نتواند زبان رسمی را یاد بگیرد نگران نباشید.

هنگامی که کودکان در مدرسه یا اجتماع حاضر می شوند به سرعت زبان رسمی را می آمورند. کودکی که مجبور به تکلم به یک زبان باشد آن زبان را با سرعت زیادی خواهد آموخت. کودکان در به کاربردن یک زبان جدید شجاعت بیشتری از بزرگسالان دارند و از تلفظ نا صحیح کلامت ترسی ندارند.

آیا بین هوش و استرس ارتباطی وجود دارد ؟
آیا بین هوش و استرس ارتباطی وجود دارد ؟
از نظر روانشناسی افراد باهوش وقتی در شرایط استرس زا قرار میگیرند عکس العمل بیشتری نسبت به کسانی از خود نشان میدهند که از بهره هوشی کمتری برخوردار هستند و در واقع این افراد استرس و اضطراب بیشتری را تجربه میکنند.

یک روانشناس بالینی با اشاره به مهم‌ترین مولفه در تعریف هوش که توانایی سازگاری است، بیان کرد: تحقیقات نشان داده است که افراد باهوش در شرایط اضطرابی، عملکردی متفاوت با افرادی که از هوش کمتری برخوردار هستند، دارند.

دکتر مسعود عارف‌نظری با اشاره به سه حالت که منجر به اضطراب در افراد می‌شود، افزود: اضطراب ممکن است در هنگام مواجه شدن با موقعیتی ناشناخته، به هنگام تعارض شناختی و یا به عبارتی وقتی که شناخته‌ها با واقعیت تطابق ندارد و در سومین حالت در موقعیت‌های تهدید آمیز ایجاد شود.

وی با ذکر مثالی درباره عکس‌العمل فرد باهوش در مقایسه با افرادی با بهره هوشی کمتر، اظهار کرد: افرادی که از هوش بیشتری برخوردارند در برابر موقعیت‌های اضطرابی، مؤثرتر و سریع‌تر به راه حل می‌رسند.

این روانشناس بالینی افزود: به عنوان مثال ممکن است یک فرد با بهره هوشی بالا به منظور قرار ملاقاتی که دارد، منتظر قطاری باشد که با تاخیر مواجه شده است، در چنین موقعیتی اگرچه اضطراب در او ایجاد خواهد شد اما در مقایسه با فردی که بهره هوشی پایین‌تری دارد سازگاری بیشتری با شرایط پیش آمده پیدا کرده و ممکن است در عرض ده دقیقه راه حل مناسبی را پیدا کند اما فردی که از بهره هوشی کمتری برخوردار است، احتمال دارد در عرض نیم ساعت موفق به یافتن یک راه حل شود.

عارف‌نظری با بیان این‌که اضطراب می‌تواند بر عملکرد هوش، تاثیر منفی بگذارد، تصریح کرد: قرار گرفتن در شرایط اضطراب آفرین مانند زلزله، کارکرد هوش فرد با ضریب ۱۴۴را به ۱۳۸ می‌رساند، عملکرد افرادی که بهره هوشی کمتری دارند نیز در برابر اضطراب همین‌گونه است، بدین معنی که فرد با بهره هوشی ۱۰۰ نیز با کارکرد هوش ۹۰ در برابر اضطراب مواجه خواهد شد.

به گفته این روانشناس بالینی، یک فرد باهوش به دلیل هوش بالاتر، درگیری‌های ذهنی بیشتری نسبت به فرد معمولی دارد و قطعا به دلیل مشغله‌های فراوان، میزان اضطراب در او افزایش خواهد یافت، در حقیقت بین هوش و اضطراب یک رابطه همبستگی وجود دارد و اگر جایگاه یک فرد با بهره هوشی پایین نیز عوض شود و در شرایط فرد مقابل قرار گیرد مسلما اضطراب بیشتری او را در برمی‌گیرد، اما به طور کلی، رابطه مستقیمی در این‌که افراد باهوش مضطرب‌تر باشند، وجود ندارد

تاثیر کم خوابی در درمان افسردگی
دانشمندان در پژوهشی جدید اثبات کرده‌اند که کم خوابی یا همان محرومیت از خواب باعث کاهش علائم افسردگی در افراد می‌شود.

شاید این موضوع کمی غیرمنطقی و عجیب به نظر برسد، اما سال‌هاست که پژوهشگران شاهد تاثیرات کم خوابی بر روی کاهش سریع نشانه‌های افسردگی هستند. سرانجام هم محققانی از دانشگاه پنسیلوانیا (University of Pennsylvania) آمریکا، با بررسی داده‌هایی که در طی سی سال مطالعه جمع‌آوری‌ شده بودند، به صورت رسمی اثر ضدافسردگی خواب کم بر روی 50 درصد افراد را تایید کردند.

در حدود دویست سال پیش، روانپزشکی آلمانی به نام یوهان کریستین آگوست هینروث (Johann Christian August Heinroth) محرومیت از خواب را به عنوان درمانی برای بیماری مالیخولیا تجویز می‌کرد. در طول دهه‌های اخیر هم این پدیده در مقیاس بزرگ‌تری توسط روانشناسان موردمطالعه قرار گرفته و از فرایندی نوپا به نام «بیدار درمانی» (Wake Therapy) برای مقابله‌ی سریع با علائم شدید افسردگی و مقدمه‌چینی برای استفاده از داروهای ضدافسردگی استفاده شده است.

یلیپ گرمن (Philip Gehrman)، نویسنده اصلی مقاله درمان افسردگی به کمک کم خوابی در این رابطه می‌گوید که پس از گذشت سی سال از کشف این روش درمانی توسط پزشکی نوین، هنوز اطلاعات دقیقی در مورد میزان تاثیر این فرآیند و طریقه دستیابی به بهترین نتایج درمانی وجود ندارد.

در فراتحیلیل (meta-analysis) انجام‌شده، تیم گرمن برای درک بهتر عواملی که باعث کاهش یا افزایش تاثیرات ضدافسردگی کم خوابی می‌شوند، 66 مطالعه انجام‌شده در میان بیش از 2 هزار تحقیق موجود را به دقت بررسی کردند. برای دستیابی به نتایج مقاله چاپ‌شده هم تمامی فاکتورها مانند سن، جنسیت، مصرف دارو و نوع کم خوابی بیماران در نظر گرفته شد.

در نهایت مطالعات نشان دادند که محرومیت از خواب به صورت کلی افسردگی را بهبود می‌بخشد؛ در شرایطی که تعدادی داوطلب به عنوان گروه کنترل در آزمایش حضور داشتند، 45 درصد مواقع نتایج موردنظر به دست آمدند و در حالت نبود گروه کنترل هم نیمی از افراد مورد آزمایش کاهش علائم افسردگی به کمک کم خوابی را از خود نشان دادند.

گرمن در این رابطه اظهار کرد است که صرف‌نظر از نحوه اندازه‌گیری نتایج مثبت گزارش‌شده، طریقه محروم کردن داوطلب از خواب و یا نوع افسردگی فرد، نرخ موثر بودن این روش درمانی تقریبا در حدود 50 درصد است.

یکی از چالش‌های پیش روی محققان برای استفاده کاربردی از این پدیده‌ی عجیب و در عین حال باسابقه، جلوگیری از بازگشت علائم افسردگی به فرد در فاصله زمانی یک روز تا یک هفته بعد از کم خوابی است. از طرف دیگر با وجود پژوهش‌های گسترده انجام‌شده بر روی ظاهر شدن نشانه‌های افسردگی به واسطه ابتلا به بیماری بی‌خوابی و یا ناپیوستگی خواب، نمی‌توان کم خوابی را به چشم درمانی دائمی برای افسردگی در نظر گرفت.

با این حال تحقیق دانشگاه پنسیلوانیا حقایق شگفت‌انگیزی را در مورد مغز انسان آشکار کرده است؛ در مقاله‌ای مربوط به سال 1394 ادعا شد که محرومیت از خواب همانند داروهای ضدافسردگی، گیرنده‌های تنظیم‌کننده خلق و خوی مغز انسان را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

دانشمندان دیگری هم در حال حاضر با بررسی روش‌های زمان‌درمانی خواب به کمک تغییر برنامه استراحت افراد، بر روی طولانی‌تر کردن تاثیرات مثبت کم خوابی در خلق و خو تحقیق می‌کنند.

با وجود نتایج مثبت به دست آمده، گرمن و همکارانش توصیه می‌کنند که افراد مبتلا به افسردگی خود را از خواب محروم نکنند و روش را شخصا و بدون نظارت روانشناس مورد آزمایش قرار ندهند؛ همانطور که اشاره شد، تحقیقات بیشتری برای پی بردن به مکانیزم دقیق تاثیر کم خوابی بر روی افسردگی موردنیاز است. با این حال این امید وجود دارد که در آینده نزدیک، مطالعات دقیق‌تر در این رابطه به توسعه‌ی داروهایی منجر شوند که در عین مختل نکردن خواب افراد، افسردگی آن‌ها را از بین می‌برند.

مقاله دانشمندان دانشگاه پنسیلوانیا در ژورنال “The Journal of Clinical Psychiatry” به چاپ رسید.

چند راه برای خوشبخت بودن همیشگی
اگر به زندگی‌های دوروبرتان نگاه کنید، هزار‌ و‌ یک دلیل برای حسرت‌ خوردن پیدا می‌کنید. ممکن است شیوه محبت‌ کردن، حرف‌ زدن، حمایت‌ کردن فلانی‌ها و حتی شیوهایی که با هم وقت می‌گذرانند و تفریح می‌کنند، این احساس را در شما ایجاد کند که زندگی مشترک‌تان بیش‌ از حد یکنواخت و بی‌هیجان شده است!

گاهی هم به خودتان نگاهی می‌اندازید و فکر می‌کنید کیلومترها با آنچه از خود انتظار داشته‌اید، فاصله دارید و به همین دلیل ازدواج و همسرتان را به‌ عنوان اولین مقصرها معرفی می‌کنید، اما واقعیت چیز دیگری است.

شاید شما زیاد از حد خودتان را به دست سرنوشت سپرده‌اید و به‌ جای این که فکری به حال زندگی‌تان کنید، منتظر هستید عشق و آرامش از آسمان به شما برسد. اگر فکر می‌کنید در زندگی دیگران چیزی برای حسرت‌ خوردن وجود دارد، دست‌ روی‌ دست نگذارید و یک‌بار دیگر نگاهی به اشتباهات کوچکی که هر روز در زندگی‌تان اتفاق می‌افتد، بیندازید.

1- با خوشحال‌ها وقت بگذرانید

فقط یک هفته امتحان کنید؛ با شادترین خانواده‌هایی که دوروبرتان می‌شناسید، معاشرت کنید و تأثیرش را روی زندگی مشترک‌تان ببینید. محققان راست می‌گویند، خنده مسری است! آن‌ها معتقدند اگر با آدم‌های شاد وقت بگذرانید، خودتان هم شاد و سرزنده می‌شوید و اگر با آدم‌های سیاه‌بین و کج‌خلق معاشرت کنید، خودتان هم منتقد زمین و زمان می‌شوید و اگر هم با زن و شوهرهایی که مدام با هم بحث می‌کنند زیاد رفت‌ و آمد کنید، به‌ مرور خودتان هم به یک زن و شوهر غرغرو تبدیل می‌شوید. این ادعا به نظرتان عجیب‌ و غریب می‌آید و باورش نمی‌کنید؟ توصیه ما این است که تنها مدتی امتحانش کنید و بعد در مورد مؤثر یا بی‌اثر‌بودنش قضاوت کنید.

روابط زناشویی مستحکم

2- خودتان را رها نکنید

فکر می‌کنید چه کاری درست است و چه کاری اشتباه؟ از نظر شما کدام کار عادلانه است و کدام نه؟ چه باورهایی برای شما ارزشمندترند و از کدام‌ یک می‌توانید بگذرید؟ به تمام این سؤال‌ها فکر کنید و جواب هیچ‌کدام‌شان را نادیده نگیرید. اگر برای قضاوت در مورد هر موضوعی منتظر نظر دیگران باشید، هیچ‌ وقت خوشبخت نخواهید شد. سعی کنید بیشتر در مورد باورهایتان فکر کنید و وقتی در موردشان به ثبات رسیدید، دیگر نگذارید کسی برای تغییر‌ دادن این ارزش‌های ارزشمند به شما فشار بیاورد، حتی اگر این فرد همسرتان باشد. قرار نیست میان شما و همسرتان یک جنگ خانوادگی راه بیندازیم، اما شما با نهایت آرامش و عشق باید او را با مرزبندی‌های‌تان آشنا کنید و از او بخواهید به آن‌ها احترام بگذارد.

3- آسان کنار نکشید

اگر برای زندگی‌تان حتی بعد از ازدواج برنامه‌ای دارید، آرزویتان را جدی بگیرید. نگذارید مشکلات زندگی شما را از اهداف‌تان دور نگه‌دارد، اما اجازه ندهید اهداف دوران مجردی‌تان هم زندگی مشترک‌تان را تحت‌تأثیر قرار دهد. برای این که هر دوی این ابعاد را در کنار هم داشته باشید، باید اهداف‌تان را با توجه به وضعیت موجود، شرایط مالی، زمانی و محدودیت‌های بعد از زندگی مشترک تعدیل‌ کرده و بدون کنار‌ کشیدن مسیری را تعریف کنید که در شرایط فعالیت‌تان هم بتوانید به آن برسید. باز هم می‌گوییم جنس موفقیت، هدف‌گذاری و مسیری که برای رسیدن به موفقیت انتخاب می‌کنید، قطعا با دوران مجردی‌تان تفاوت دارد. شاید راه‌تان کمی سخت‌تر، طولانی‌تر و اهداف‌تان کمی محدود‌تر شده باشد، اما باز‌هم اگر با شجاعت برای رسیدن به آن‌ها قدم برندارید، خیلی زود از سبک زندگی‌ که انتخاب کرده‌اید، پشیمان خواهید شد.

4- خانه‌نشین نشوید

مدام در خانه و کنار هم ماندن یکی از آرزوهایی است که خیلی از زن و شوهرها در ماه‌های قبل از ازدواج‌شان برای رسیدن به آن لحظه‌شماری می‌کنند، اما بعد از رفتن زیر یک سقف، این آرزو هم شکل دیگری به خود می‌گیرد. خانه‌نشین‌بودن بعد از ازدواج می‌تواند به‌ مرور شما را از هم دورتر کند. پس سعی کنید هر هفته یک پیک‌نیک کوچک برپا کنید و از مسافرت‌های ساده و هرازگاهی هم نگذرید. قبول داریم که هزینه‌های امروز کمرشکن شده‌اند، اما نباید به این بهانه معاشرت‌های‌تان را کمتر کنید. سعی کنید سادگی را به مهمانی‌های‌تان بیاورید تا بتوانید هرچه بیشتر از این تنهایی دونفره فاصله بگیرید و برای زندگی مشترک‌تان زنگ تفریح قائل شوید.

احساس خوشبختی همیشگی

5- از خودتان راضی شوید

تصور این که زندگی بعد از ازدواج یکنواخت و خسته‌کننده شده باشد و این که شما فکر کنید در این زندگی آن‌قدر حل شده‌اید که از آن لذتی نمی‌برید، تصور رایجی است اما به‌ هیچ‌ وجه طبیعی نیست. خیلی از زن و شوهرها نمی‌دانند که چطور ازدواج‌شان را از هیجان و تجربه‌های تازه پر کنند و به همین دلیل در چنین باتلاقی می‌افتند. اگر نمی‌خواهید درگیر چنین حسی شوید، به‌ جای این که به عادت‌های موجود تن بدهید، سعی کنید گاهی از آن‌ها فرار کنید و از راه‌های تازه‌ای به‌دنبال عشق و شادی بگردید. اگر احساس می‌کنید پیشرفت شغلی‌تان حس کسالتی را به زندگی‌تان وارد‌کرده، کمی از کارتان فاصله بگیرید و اگر فکر می‌کنید دور‌بودن‌تان از دوست‌های قدیمی یا تجربه‌هایی که به زندگی‌تان معنا می‌دهد، شما را به این حس دچار‌ کرده، خودتان را از لاک این زندگی بیرون بیاورید و کمی هیجان به خودتان تزریق کنید.

6- دیگران را مقصر ندانید

فکر نکنید که دیگران مسئول احساسات شما هستند و اگر احساس خوشبختی نمی‌کنید، همسرتان گناهکار است. شما هم او را می‌شناسید و هم اوضاع زندگی‌تان را می‌دانید، پس سعی کنید با توجه به امکانات موجود به سمت خوشبختی بروید. جمله‌هایی مثل تو خواستی، تو نگذاشتی، تو نتوانستی و… هیچ کمکی به خوشبخت‌تر‌شدن شما نخواهند کرد، پس به‌جای این که همسرتان را متهم کنید، خودتان دست‌به‌کار شوید و بگویید من می‌خواهم، من می‌توانم! حق با شماست؛ شما نمی‌توانید در تمام این مسیر تنهایی تصمیم بگیرید و تنهایی پیش بروید، پس به همسرتان بگویید که به چه کمکی احتیاج دارید و برایش توضیح دهید که چطور می‌تواند از شما حمایت کند.

روشهای خوشبختی در زندگی زوجین

7- از تغییر نترسید

شاید دوست داشته باشید اوضاع همین‌طور که هست، بماند و اصلا به‌ دلیل این که وضعیت زندگی، احساسات و اهداف‌تان تغییر‌کرده و در مورد احساسی که به همسرتان دارید، دچار تردید شده باشید، اما باور کنید تغییر همیشه بد نیست. شمایی که ۱۰ سال است با هم زندگی می‌کنید، قطعا نمی‌توانید و نباید هم بتوانید ارتباطی مثل روزهای نامزدی‌تان داشته باشید. از تغییراتی که به‌ مرور در احساسات و سبک زندگی‌تان ایجاد می‌شود، نترسید و تنها سعی کنید آن‌ها را به دلپذیرترین شیوه ممکن پیش ببرید. هر مرحله از زندگی مشترک می‌تواند زندگی، احساسات و اهداف شما را زمین تا آسمان تغییر دهد، پس بی‌گدار به آب نزنید و بدون آمادگی برای این تغییرات، وارد یک مرحله جدید نشوید.

دنبال اتفاق خارق‌العادهای نگردید. خوشبختی همین اتفاقات روزمره دوروبرتان است. همین که در کمال سکوت کنار هم بنشینید و تلویزیون ببینید و برای رفتن به سفر، طول یک جاده را با هم رانندگی کنید و همین که وقتی یکی از شما از راه می‌رسد و دیگری چایی گذاشته باشد. به زندگی‌های اطراف‌تان نگاه نکنید؛ زیرا ارتباطی که شما از راه دور می‌بینید، واقعا آن چیزی نیست که در یک زندگی می‌گذرد، پس برای خوشبخت‌ بودن به‌دنبال یک آرامش هر روزه بگردید و از هر راه که می‌توانید آن را به زندگی‌تان بیاورید.

جند روش کارآمد برای داشتن زندگی آرام
کارکرد ذهن ما یک فرآیند خودکار است، فرآیندی که انرژی بسیار زیادی می‌سوزاند. از این انرژی می‌توان جای بهتری استفاده کرد؛ مثلا در رسیدن به یک زندگی خوب.

آنی دیلارد (Annie Dillard) در کتاب خود، زندگی نامه (The Writing Life) می‌گوید:

میان‌بری برای رسیدن به یک زنگی خوب وجود ندارد، اما کارها و تمرین‌هایی در این رابطه هست که به ما در رسیدن به این هدف کمک می‌کنند.

اِریک زیمر (Eric Zimmer) در مجموعه The One You Feed می‌گوید:

این حق ما است که نحوه زندگی، کردار و فکر‌های خود را انتخاب کنیم و تمرکزمان را بر روی اهداف اصلی و مهم زندگی‌مان بگذاریم.

زیمر با بیش از 200 روانشناس در رابطه با غلبه بر ترس و رسیدن به یک زندگی خوب صحبت کرده و درنهایت به این نتیجه رسیده که رسیدن به شادی نیازمند چیزی بیشتر از به دست آوردن یک خط فکری مثبت است؛ رسیدن به این هدف نیازمند خواسته قوی و استواری در این راه است.

امروز با این سه استراتژی می‌توانید رسیدن به یک زندگی خوب را تمرین کنید:

1. مراقبه یا مدیتیشن (Meditation)

حتی اگر به مدت دو یا سه دقیقه در طول روز این تمرین را انجام دهید به حضور، تمرکز و شور و اشتیاق شما افزوده می‌شود. مراقبه برای شما موقعیتی را فراهم می‌کند که از نحوه کارکرد ذهن خود مطلع شوید و به مرور از فرآیند خودکار آن جلوگیری کنید.

زیمر می‌گوید:

شادی با حضور شما رقم می‌خورد، و برای رسیدن به یک زندگی خوب باید حضور را یاد گرفت.

اگر در کار مراقبه مبتدی هستید با این آموزش ساده شروع کنید: ساعت ثابتی در طول روز انتخاب کنید و در این ساعت در گوشه‌ای خلوت و ساکت بنشینید، تنها برای چند دقیقه از دویدن بی‌وقفه باز ایستید، این مدت زمان کوتاه به هیچ کدام از کارهای مهم شما آسیبی وارد نمی‌کند. در این چند دقیقه بر روی تنفس خود تمرکز کنید، افکار خودکار ذهن و تمرکز بر تنفس در این چند دقیقه در رفت و آمد هستند، نیازی به فشار آوردن نیست، برای یک بار در زندگی خود ساده بگیرید، هیچ کاری انجام ندهید و اجازه دهید تنفس و تفکر شما باهم به جنگ بروند. لازم است که در روزهای اول تنفس خود در طول این پروسه عمدا به یاد آورید اما بعد از چند روز، این یادآوری به صورت ناخواسته اتفاق می‌افتد. در این بین، پس از رفت و آمدهای فراوان، لحظه‌ای می‌رسد که نه فکر هست و نه تمرکز بر روی نفس‌ها. در آن لحظه شما هستید. با گذشت چند هفته از این تمرین، کارکرد ذهن شما تغییر خواهد کرد، دیگر ذهن یک ماشین خودکار نیست که در طول روز، شما را به این سو و آن سو بکشاند. ذهن خوراک زیادی می‌سوزاند، و این خوراک می‌تواند در جای بهتری خرج شود، مثل دیدن و دوست داشتن افراد مهم زندگی‌تان، آن‌هایی که مدت‌ها است تصاویر و صداهایی یکنواخت و تکراری شده‌اند، آن‌قدر عادت کرده‌اید که دیگر نمی‌بینید. دلیل تمام افسردگی‌ها کمبود انرژی است، انرژی که ذهن از ما می‌خورد، با جمع کردن این انرژی و رام کردن ذهن، قطعا بزرگترین قدم در رسیدن به آرامش واقعی و داشتن یک زندگی خوب برداشته شده است.

روش های داشتن زندگی آرام و خوب

2. زمان‌بندی کردن استفاده از فضای مجازی برای ساختن یک زندگی خوب

فیسبوک، اینستاگرام و تلگرام طوری طراحی شده‌اند که شما را تا ابد درون خود نگاه دارند! درون محتوای آن‌ها بالا و پایین می‌روید و لحظه به لحظه زندگی پر ارزش خود را در این دنیای خیالی از دست می‌دهید.

زیمر می‌گوید:

این یک میل طبیعی است که دوست داریم زمان زیادی درون گوشی همراه خود غرق شویم، که البته همیشه چیز بدی نیست، اما بهتر است مزاحم زمان شما برای مسائل مهم نشود. هرچه هوشیاری بیشتری در رابطه با زمان مصرفی خود در این شبکه‌های اجتماعی داشته باشیم، بهتر می‌توانیم بر روی کارهای مهم و سازنده زندگی خود تمرکز کنیم.

پیش از وارد شدن به شبکه‌های اجتماعی تصمیم گیرید که چه زمانی را می‌خواهید درون آن‌ها بگذرانید؛ 10 دقیقه؟ 30 دقیقه؟ هرچه لازم دارید انتخاب کنید و بر اساس انتخاب خود آلارم گوشی هوشمندتان را تنظیم کنید تا شما را بیدار کند؛ بیرون آمدن از شبکه‌های اجتماعی مانند بیدار شدن است، نه؟

می‌توانید از آلارم گوشی خود در طول روز هم استفاده کنید؛ زنگ گوشی به صدا در می‌آید و حالا از خودتان بپرسید که کجا هستم؟ چکار می‌کنم؟ کاری که مشغول آن هستم اهمیت دارد یا نه؟

3. برای دور کردن افکار منفی از بازی الفبا استفاده کنید

اگر متوجه افکار و احساسات منفی خود شدید پیشنهاد زیمر به شما بازی الفبا است.

حروف الفبا را به ترتیب مرور کنید و با رسیدن به هر یک در ذهن خود به دنبال کلمه‌ای بگردید که حرف آغازین‌اش، حرف الفبایی باشد که به آن رسیده‌اید. این کار برای خروج شما از چرخه افکار منفی بهترین تمرین است؛ ذهن شما را به زمان حال آورده و با گذشت زمان، نحوه داشتن یک زندگی خوب را به شما می‌آموزد. بدون شک مهم‌ترین تمرین این مقاله مراقبه است، در صورتی که سوالای در این رابطه داشتید از ما بپرسید.

آیا همسرتان در حال خیانت به شماست ؟
در صورتیکه نشانه های خیانت ذکر شده در این مطلب را در همسرتان دیدید، هر چه سریع تر با او در این رابطه صحبت کنید.

از نگاه دیگران شما در یک رابطه سال و ایده آل به سر می برید اما خودتان احساس می کنید که یک جای کار می لنگد. احساس می کنید اشکالی وجود دارد، و ناگهان خود را در حال بررسی موبایل و جیب های او می یابید. در همین زمان است که تلخی واقعیت شما را غافلگیر می کند: بله! او به شما خیانت می کند. بسیاری از ما این تجربه دردناک را داشته ایم. در این مواقع از خود می پرسیم: آیا اشتباهی از من سر زده است؟ آیا به اندازه کافی خوب نبوده ام؟ آیا نشانه هایی وجود داشت که آنها را نادیده رفتم؟

از آنجا که این موضوع در رابطه عاطفی بسیار حساس است، بهتر است که تنها با دیدن یک یا دو نشانه زود قضاوت نکنید. اگر بیش از 3 نشانه خیانت را به طور مکرر در همسرتان دیدید، آنوقت باید هر چه سریع تر با او در این رابطه صحبت کنید.

تلفن همراه اش را از شما دور می کند

تلفن همراه یکی از خصوصی ترین اشیا هر فرد است. اگر همسرتان در حال خیانت به شما باشد، مطمئنا رد پای آن را در تلفن همراهش خواهید دید. بنابراین اگر همسرتان در نشان دادن تلفن همراهش به شما خودداری کرد، باید به او شک کنید.

این روزها کار کردن زیاد با تلفن همراه امری طبیعی است که تقریبا تمام افراد به آن دچارند اما زمانی که شما در اطراف همسرتان هستید و او گوشی خود را کنار می گذارد یا آن را خاموش می کند، پس بی شک او در حال پنهان کردن چیزی از شماست.

اکانت شبکه های اجتماعی اش را غیرفعال یا شما را از آن حذف می کند

گاهی ممکن است که شبکه های اجتماعی حوصله همسرتان را سر برده باشد و بخواهد که مدتی از آن دور شود، در اینصورت ایرادی ندارد و نباید خیلی به دلیل آن گیر دهید اما زمانی که او شما را از لیست دوستانش حذف می کند، باید به او شک کنید. مطمئنا این کار او طبیعی نیست و او چیزی یا کسی را از شما پنهان می کند.

در کنار شما عصبی است

آدمها به دلایل مختلف ناراحت و عصبی می شوند اما اگر دیدید که شریک زندگی تان تنها در زمان هایی که کنار شماست بداخلاق، عصبی و بهانه گیر می شود، آنوقت به دنبال دلیل اصلی آن باشید. شاید که او بخواهد در مورد موضوعی با شما صحبت کند.

ناگهان به سفر می رود

دلایل زیادی برای سفر وجود دارد، سفرهای کاری، سفرهای تفریحی برای دور شدن از استرس زندگی روزمره و… هیچکدام از اینها جای نگرانی ندارد اما اگر همسر شما بدون برنامه ریزی قبلی و هماهنگی با شما ناگهان چمدان سفر خود را بست، توصیه ما به شما این است که پیگیر دلیل آن باشید.

البته احتمال این که او شما را نیز تشویق به سفر کند نیز وجود دارد. در این شرایط اگر که او بر این کار اصرار کرد، بدون این که ذره ای از دوری شما دلتنگ و ناراحت باشد، باید به این رفتار او شک کنید. شاید او به دنبال پیدا کردن فضایی برای خیانت به شما است.

شما را به خیانت متهم می کند

اگر همسر شما در حال خیانت به شما باشد، احتمال این که این موضوع را برعکس ببیند و بی دلیل شما را به این کار متهم کند، نیز وجود دارد. در واقع او با این کار می خواهد که کارهای خودش را پنهان و حواس شما را به جای دیگری پرت کند. افراد خیانت کار و دروغگو همه را به چشم خودشان می بینند.

بی دلیل خوشحال است

شما از دور می ببینید که همسرتان گلی را بویید و لبخند زد یا که بی دلیل خوشحال است، در این شرایط باید منتظر باشید تا او خبر خوبش را به گوش شما نیز برساند اما اگر چنین اتفاقی نیافتد، باید به دنبال دلیل شادی او باشید. مطمئنا او دلیلی جز شما برای شادی اش پیدا کرده است.

رابطه جنسی شما کم شده است

اگر تا به حال همسرتان بود که به سمت تان می آمد اما حال نیازهای شما را، زمانی که به سمت اش دست دراز می کنید، پس می زند، باید دلیلش را بپرسید. شاید دلیل آن استرس کاری، اختلال هورمونی یا حتی بیماری های روانی باشد اما دلایل دیگری هم وجود دارد که ممکن است رابطه شما را به اتمام برساند، پس هر چه سریع تر به دنبال علتش باشید.

با شما سر سازش ندارد

افراد خیانتکار به هیچ صراطی مستقیم نیستند. زمانی که بحثی بین شما بوجود می آید، آنها کوچک ترین تلاشی برای حل آن نمی کنند و احساسات شما را کاملا نادیده می گیرند. اگر شما نیز احساس کردید که همسرتان ناگهان لجباز شده و به حرف های شما کوچک ترین اهمیتی نمی دهد، هوشیار باشید زیرا اینها نشانه ای از خیانت است. مسلما بحث و دعوا در هر رابطه ای طبیعی است اما اگر یک طرف رابطه تلاشی برای حل آن نکرد یا به بیانی سر سازش نداشت، باید به آن شک کنید.

از نقشه هایش عقب می کشد

اگر با همسرتان برنامه ای ریخته اید و منتظر او نشسته اید تا بدان عمل کنید اما او ذره ای تمایل به آنها را ندارد یا آنها را کنسل می کند، باید به طور جدی با او گفتگو کنید. کنسل کردن برنامه ها یا کنار کشیدن از آنها نه تنها توهین به رابطه عاشقانه شماست بلکه بی احترامی نیز محسوب می شود.

در برنامه های آینده اش جایی ندارید

اگر شریک زندگی تان بدون شما به میهمانی رفت یا که برای رفتن به خانه پدر و مادر خود تنهایی را ترجیح داد، احتمال این که در آینده اش نیز شما جایی نداشته باشید، زیاد است. در واقع او برنامه زندگی اش را، مهم نیست که کوتاه مدت است یا بلند مدت، بدون شما می بیند و دوست ندارد که شما را در آن شریک کند. آیا فکر کرده اید که شاید پای فرد دیگری در میان است؟

خبر خیانت‌اش را از دیگران شنیده اید

اگر دوست، آشنا یا حتی غریبه ای برای اولین بار به شما پیغام و خبر داد که همسرتان در حال خیانت به شماست، بهتر است که از همسرتان دفاع و گوشی را قطع کنید اما اگر این پیغام ها تکرار شد باید فکر دیگری کنید. از آنجا که این موضوع جای نگرانی دارد، بهتر است که هر چه سریع تر با همسرتان گفتگو کنید.

در نهایت، اگر چه همسرتان با اعتمادترین فرد زندگی شماست اما اگر تعدادی از نشانه های بالا را به طور مکرر در رفتارهای او دیدید، تا دیر نشده وارد عمل شوید.

عوامل اصلی افسردگی در زنان جوان
عوامل اصلی افسردگی در زنان جوان
شاید یک شب کم خوابی باعث کاهش افسردگی روز بعد شود، ولی بنا بر مطالعه ای جدید، کم خوابی مزمن رابطه ای مستقیم و جدی با افزایش شدت افسردگی در زنان جوان دارد.

به گفته دیوید کالمباخ از دانشگاه پزشکی میشیگان و مسئول اصلی این تحقیق، «رسیدن به این نتیجه که خوابِ کم و بی کیفیت منجر به بدخلقی و بدتر شدن خوابیدن می شود، چندان دور از ذهن نیست.» به گفته این محقق این ارتباط نه فقط در افراد مبتلا به بی خوابی یا افسردگی، بلکه در زنان جوان سالم هم دیده شده است.

محققان 171 دختر محصل در مقطع پیش دانشگاهی را زیر نظر گرفته به مدت دو هفته روی آنها مطالعه انجام دادند. این مطالعه با ارائه پرسش نامه ای برای بررسی میزان اضطراب و افسردگی هر فرد شروع شد. در ادامه، افراد شرکت کننده باید گزارشی روزانه از میزان بدخلقی و اضطراب خود تهیه می کردند. این دختران جوان باید کل ساعات خواب، مدتی که طول کشیده تا به خواب روند و میزان کیفیت خوابِ هر شب خود را گزارش می دادند.

رابطه افسردگی زنان جوان با کمبود خواب

این افراد به طور میانگین هر شب 7 ساعت و 22 دقیقه خوابیده بودند. 21 دقیقه طول کشیده بود تا به خواب بروند. به طور کلی کیفیت خواب شان را نسبتا خوب گزارش کرده بودند. در ابتدا یک سوم خانم ها از نظر افسردگی در سطح «در خطر» بودند و 17 درصدشان اضطراب بالینیِ قابل ملاحظه داشتند. در زنانی که در طول شب های این دو هفته کم تر خوابیده بودند علائم افسردگی که به صورت عدم درک لذت نمودداشت بیشتر مشاهده شد. در عین حال این علائم بیشتر روز بعد از شبی که بیشتر خوابیده بودند بروز کرده بود.

به گفته کالمباخ، «یک شب کم خوابی شاید حال روز بعد فرد را بهتر کند ولی تاثیرات درمانی یک شب کم خوابی کوتاه مدت است و چون بی خوابی مزمن احتمال بروز افسردگیرا افزایش می دهد، در بهترین حالت نیز فواید آن برای کاهش افسردگی، نسبتا کم است.»

وقتی این دختران جوان احساس رنج بیشتری داشتند، بیشتر طول می کشید تا به خواب روند و کیفیت خواب شان نیز پایین تر بود. علائم افسردگی شدیدتر معمولا قبل از شبی ظاهر می شد که مرحله خوابیدن طولانی تر بوده، ساعات خواب کم تر و کیفیت خواب پایین تر بوده است. کالمباخ در مصاحبه با رویترز گفت: «با توجه به دلایل مشکلات خواب، درمان افسردگی و اضطراب می تواند منجر به بهبود کیفیت خواب شود.»

مناسب ترین زمان برای ترک سیگار

محققان دریافته اند اگر شروع دوره ترک سیگار یا «روز ترک» در طول مرحله فعالیت فولیکول یا نیمه اول چرخه عادات ماهانه باشد، ترک سیگار چندان موفقیت آمیز نخواهدبود. به گفته رِان وتِریل، نویسنده اصلی این مطالعه و استادیار روان شناسی در دانشگاه پنسیلوانیا، «درک چگونگی تاثیر دوره ماهانه بر فرآیندهای عصبی، شناختی و رفتاری می تواند گامی مهم در دستیابی به درمان های موثرتر و انتخاب بهترین و فردی ترین روش ها برای کمک به ترک سیگار باشد.»

بنابر مطالعه ای دیگر از سوی همین محققان، در مرحله فولیکولی، نواحی مربوط به پاداش در مغز زنان، به هر چیزی که به سیگار کشیدن رمبوط است، واکنش قدرتمندتری نشان می دهد. در مطالعه اخیر، 38 زن سیگاری در محدوده سنی 21 تا 51 سال شرکت داشتند که داروهای ضدبارداری هورمونی مصرف نمی کردند.
از آن ها اسکن هایی گرفته شد تا چگونگی ارتباط مناطقی از مغز که به کنترل رفتار کمک می کنند با بخش های مربوط به سیگنال پاداش بررسی شود. بعضی از این زنان در مرحله فولیکولی از دوره ماهانه بودند و برخی دیگر در شرایط بعد از تخمک گذاری. در افرادی که در مرحله فولیکولی بودند- فاصله زمانی بین عادت ماهانه و تخمم گذاری- پیوند عملکرد میان این دو بخش کلیدی در مغز کاهش یافت. به همین علت نه گفتن به سیگار برای آنها سخت تر می شد.

زنان سیگاری 25 درصد بیشتر از مردهای سیگاری در معرض ابتلا به بیماری های قلبی و بیماری مزمن انسداد ریه اند. به- گفته این محققان شاید به همین علت ترک سیگار برای زنان سخت تر است. ترزا فرانکلین، استادیار ارشد علوم اعصاب در دانشگاه پنسیلوانیا می گوید، «وقتی می فهمیم شناخت زمانِ ترک سیگار، چه تاثیری بر موفقیت در این راه دارد، می توانیم درمان های فردی تر مناسبی برای افراد درگیر با ترک سیگار به کار ببریم.» این تحقیق 31 مه امسال در مجله بیولوژی تفاوت جنسیتی به صورت آنلاین منتشر شد.

چاقی و افسردگی در زنان

چاقی یکی از جدی ترین عواملی است که سلامت انسان را تهدید می کند. چاقی می تواند مشکلات بلندمدتی را برایتان ایجاد کند، مگر این که بتوانید احساسات و هیجانات پنهان در پسِ پرخوری تان را کشف کرده و جلوی تداوم این مشکلات را بگیرید. اگر شاخص توده بدنی شما (BMI) بالا باشد- یعنی وزن تان به نسبت قدتان بسیار بیشتر باشد- خطر بروز بیماری های جدی مثل فشار خون بالا، بیماری های قلبی و سکته، دیابت نوع 2، مشکلات کیسه صفرا، خستگی مزمن، آسم و برخی انواع سرطان ها برای شما افزایش می یابد.

چاقی در خانم ها ممکن است منجر به بروز مشکلاتی در سیستم تولید مثل شود. طبق تحقیقات انجام شده، در برخی مواردِ چاقی مفرط به ویژه اگر در سنین جوانی باشید، ممکن است منجر به کاهش امکان بارداری شود. چاقی اغلب با افسردگی همراه است و این دو تاثیر متقابل بر یکدیگر دارند. با اینکه زنان بیش از مردان در معرض ابتلا به شاخص توده بدنی ناسالم اند، بیش از مردها در برابر سیکل افسردگی چاقی آسیب پذیرند. بنا بر مطالعات انجام شده، افسردگی حاد در خانم های چاق رشد 37 درصدی داشته است. همچنین در خانم ها رابطه ای جدی میان شاخص توده بدنی ناسالم و تمایل به خودکشی وجوددارد.

دلابل افسردگی در زنان

رابطه افسردگی زنان جوان با کمبود خواب

همچنین افسردگی می تواند ناشی از استرس بوده یا حتی باعث بروز آن باشد و ممکن است تغییراتی را در عادات غذایی و فعالیت بدنی تان ایجاد کند. بسیاری از افرادی که به سختی از پس ضربه های عاطفی (مثل مرگ دوستی صمیمی یا افراد خانواده، از دست دادن شغل یا مواجهه با بیماری جدی) بر می آیند، بی آن که متوجه باشند در خوردن غذاهای نادرست افراط می کنند و ورزش را رها می کنند.

کاهش ابتلا به سرطان دهانه رحم با ورزش

بنابر تحقیق دانشمندان موسسه سرطان رُزوِل پارک، حتی 30 دقیقه ورزش در هفته ممکن است خطر ابتلا به سرطان دهانه رحم را به میزان قابل توجهی کاهش دهد. در این مطالعه 128 بیمار مبتلا به سرطان دهانه رحم و 512 فرد مشکوک به ابتلا به این سرطان شرکت کردند. براساس این تحقیق، شرکت در کمتر از چهار جلسه ورزشی، نوبد فعالیت فیزیکی تعریف شد. میزان عدم فعالیت ورزشی در بیماران مبتلا به سرطان دهانه رحم 31.1% و در گروه دیگر 26.1% گزارش شد. حتی با در نظر گرفتن تفاوت هایی بالقوه مثل سیگار کشیدن، مصرف الکل، سابقه ابتلا به این بیماری در افراد خانواده و شاخص توده بدنی، باز هم این میزان اختلاف میان این دو گروه حفظ شد.

نتایج به دست آمده حاکی از این است که زنانی که هیچ فعالیت ورزشی نداشتند، دو برابر و نیم بیشتر از زنانی که ورزش می کردند در معرض ابتلا به سرطان دهانه رحم هستند. به گفته دکتر کرستن مویسیچ، استاد انکولوژی در دپارتمان کنترل سرطان و پیشگیری در موسسه سرطان رُزوِل پارک «ما فکر می کنیم این مطالعه پیامی مهم در مورد سلامت عمومی دارد و ورزش نکردن به طور مطلق، ارتباطی جدی با ابتلا به بیماری های خطرناک دارد. یافته های مان نشان می دهند هر میزان ورزش می تواند خطر ابتلا به سرطان دهانه رحم را کاهش دهد. علاوه بر ترک سیگار و معاینه مرتب که در کاهش امکان ابتلا به این بیماری موثرند، ما در این تحقیق به عامل اصلاحی دیگری دست یافتیم.»

افسردگی پس از زایمان

براساس پژوهشی که چکیده ای از آن در نشریه «نقد و بررسی روان پزشکی در هاروارد» چاپ شده، زنانی که به تازگی مادر شده اند باید تا یک سال و به صورت مستمر در مراکز درمانی برای تشخیص بروز یا عدم بروز افسردگی پس از زایمان معاینه شوند.

براساس مطالعات انجام شده حدود 14.5 درصد از زنان فصل تازه ای از افسردگی را در طول بارداری یا در ماه های اولیه بعدِ زایمان تجربه می کنند. با این حال موارد فراوانی از افسردگی پس از زایمان تشخیص داده نمی شود و تقریبا نیمی از موارد تشخیص داده شده درمان نمی شود. افسردگی پس از زایمان مانع ایجاد پیوند بین مادر و نوزاد شده و اثری منفی بر رشد عاطفی و رفتاری نوزاد می گذارد.

بیشتر گروه های متخصص زایمان و اطفال معاینه پس از زایمان را توصیه می کنند. گرچه تحقیقات زیادی در این زمینه انجام شده ولی تمرکز این مطالعات بیشتر بر پزشکانی است که مراقبت های اولیه از مادر و نوزاد به عهده آن ها است. بروز علائم افسردگی حاد در اولین ماه بعد زایمان، افسردگی پس از زایمان به حساب می آید ولی خطر ابتلا به آن تا مدت ها وجود دارد. نکته کلیدی، تشخیص افسردگی بعد زایمان و اندوه بعد زایمان است.

اندوه بعد زایمان به دوره کوتاهی از اختلالات خلقی همراه با گریه و افسردگی خفیف اطلاق می شود که 80 درصد مادران معمولا در اولین هفته بعد زایمان تجربه اش می کنند. به همین علت است که نمی توان به راحتی زمان و تعداد دفعات معاینه را مشخص کرد. نتایج معاینه بلافاصله بعد از زایمان چندان دقیق نیست ولی شاید دسترسی به مراقبت های روان پزشکی را راحت تر کند. حتی خانم هایی که پس از اولین زایمان شان مبتلا به این نوع از افسردگی نشوند، در زایمان های بعدی باید تحت نظر قرار بگیرند.

منبع : برترین ها

چگونه عذرخواهی کنیم؟
همه ما در روابط میان فردى و یا زندگى مشترکمان دچار اشتباهاتى شده ایم که باعث ناراحتى دوستان، همسر و … شده است. شوخى بی مزه در جمع، انتقاد بی موقع، توهین، بى احترامى ، زیر قول زدن…همین اشتباهات و دلخوریها ریشه ى اغلب تعارضات است.

اگر فکر مى کنید که تنها با گفتن “ببخشید” قائله ختم خواهد شد و طرفتان موظف است که اشتباه شما را ببخشد و فراموش کند و همه چیز تمام شود سخت در اشتباه هستید! اگر خواهان سر و سامان دادن رابطه تان هستید، لازم است که یک عذرخواهى خوب را یاد بگیرید.

اینکه وقتى اشتباهى مى کنیم، دلى را مى شکنیم، حرفى مى زنیم که کدورت ایجاد مى کند چطور برخورد مى کنیم؟ چگونه عذرخواهى مى کنیم؟! اگر فکر مى کنید که تنها با گفتن “ببخشید” قائله ختم خواهد شد و طرفتان موظف است که اشتباه شما را ببخشد و فراموش کند و همه چیز تمام شود سخت در اشتباه هستید!

یک عذرخواهى خوب داراى ۶جزء مهم است که عبارتست از:

١- بیان تأسف

٢- توضیح اینکه چطور اینگونه شد

٣- قبول مسئولیت

۴- بیان پشیمانى

۵- پیشنهادى براى جبران

۶- درخواست بخشش

چگونه از طرف مقابل عذر خواهی کنیم ؟

اگر زمان کمى دارید و یا بنا به دلایلی نمى توانید تمام اجزاء آنرا انجام دهید، تحقیقات نشان داده که مهم ترین بخش عذرخواهى “قبول مسئولیت” است. پذیرش اینکه اشتباه کرده اید بسیار مهم است.

هیچوقت به خاطر احساس فرد مورد نظر عذرخواهى نکنید، بلکه به خاطر رفتار خودتان معذرت بخواهید.

به جاى اینکه بگویید: ” از اینکه با حرفام ناراحتت کردم عذر مى خوام” بگویید:”متأسفم من جملات دردناکى بهت گفتم “.

دومین جزء مهم دیگر پیشنهاد جبران است. وقتى قادر نیستید آسیبى که به طرف مقابلتان زده اید برگردانید، پس لازم است کارى بکنید که آسیب وارده کم شود

جزء مهم دیگر، ابراز تأسف ، توضیح اینکه چرا چنین شد و بیان پشیمانى است.

آخرین مرحله عذرخواهى “درخواست بخشش” است.

پر واضح است که مضمون عذرخواهى نیمى از راه است، جریانات وارده بیشتر از این حرفاست. با من من کردن، اجتناب از نگاه مستقیم، دست به سینه گوشه اى ایستادن ، هنوز در مرحله عصبانیت بودن تأثیر کلام شما را بسیار کم مى کند.

اگر واقعاً قصد عذرخواهى دارید رو در رو عذرخواهى کنید ، اس ام اسی و ایمیلى تأثیر کمى دارد. طرف شما دوست دارد ببیند و یا بشنود که در ابراز تأسف خود پشیمان هستید و مى تواند براى بقیه دوستی به شما اعتماد کند.

منبع : سلامتیسم

راهکارهای مؤثر در ترک وابستگی نا سالم
حتما در زندگی شما پیش آمده که خودتان را بیش از حد به چیزی، شخصی یا جایی وابسته دیده اید و ترک کردن آن برایتان امکان پذیر نباشد یا حتی فکرکردن به کنار گذاشتنش در شما ایجاد وحشت و هراس کند.

صحبت از وابستگی بیمارگونه ای است که تعادل احساسی ما را رد زندگی از بین می برد و باعث نابودی اعتماد به نفس در فرد می شود. در این مطلب به انواع وابستگی، عوارض و راهکارهای درمانی برای وابستگی ناسالم پرداخته ایم.

چرا وابسته می شویم؟

شکست های ما یکی از مهم ترین علل وابستگی هستند. همه ما در ناخودآگاه مان از این که به تنهایی کافی و کامل نیستیم در عذابیم. گاهی فرد در دوران کودکی به این نتیجه می رسد که به تنهایی قادر به انجام کاری نیست و همواره به دیگران نیازمند است. چنین فردی در بزرگسالی نیز به این باور می رسد که برای بقا و ادامه زندگی وابسته به دیگران است و همواره به کمک دیگران نیازمند است. چنین باوری معمولا در نتیجه حمایت های بیش از حد والدین در دوران کودکی ایجاد می شود و سرچشمه شکل گیری شخصیت وابسته است.

این افراد خود را بسیار آسیب پذیر می دانند که مانند یک کودک همواره محتاج کمک و توجه دیگران هستند و به همین دلیل بسیار حساس و زودرنج اند.

وابستگی چند نوع است؟

برای آشنایی بیشتر با عوارض ناشی از وابستگی ناسالم ضرورت دارد هم وابستگی سالم و هم وابستگی ناسالم تعریف شود تا با مقایسه آنها نسبت به موضوع اشراف نسبتا کاملی پیدا کنیم.

وابستگی سالم:

در وابستگی سالم، فرد در زمان مناسب و در صورت نیاز، مستقیما درخواست کمک می کند. در روابط با دیگران احساس امنیت، اعتماد و علاقه به میزان کافی وجود دارد. روابط سالم و در حد اعتدال بوده و هر یک از طرفین در رابطه برای دیگری ارزش و اهمیت قایل هستند. طرفین در عین حال که به نیازهای خود توجه دارند، حس محبت و همدلی را نیز از طرف مقابل خود دریغ نمی کنند و خویشتن حقیقی خود را فراموش نمی کنند.

وابستگی ناسالم:

در وابستگی ناسالم فرد سعی دارد طرف مقابل را تحت کنترل و نفوذ خود قرار دهد و به دلیل ترس از طرد شدن مانند یک قربانی هرگونه تحقیری را تحمل کند.

بیماری وابستگی چه علامت هایی دارد؟

زمانی که ما آنچنان مجذوب کسی شده ایم که احساس می کنیم با نبودن او، ما نیز نابود می شویم، در این حالت دچار وابستگی بیمارگونه شده ایم. برای تجربه این وضعیت می توانیم به شخصی فکر کنیم که ما را اذیت می کند، ولی نمی توانیم آن را رها کنیم یا ارتباطی را تصور کنیم که ما را ناراحت می کند و عذاب می کشیم.

افراد وابسته تنهایی برایشان غیرقابل تحمل و ناامیدکننده است. اغلب این افراد در زندگیشان مسوولیت های اصلی را به دیگران می سپارند. این افراد به تصمیم ها و اعمال خود اعتماد ندارند و نیازمندند دایما در طول زندگی و کاردرستی اعمالشان از سوی دیگران تایید شود. فرد وابسته برای حفظ کردن افراد در کنار خود از هیچ کاری دریغ نمی کنند و حتی به اعمالی تحقیرآمیز و ناخوشایند دست می زنند.

افراد وابسته به محض جدایی از کسی که آن ها را حمایت کرده و تکیه گاه آن ها بوده است یا دچار افسردگی شده یا فورا خود را وارد رابطه دیگری می کنند تا حمایت های لازم را از طریق او کسب کنند و در چنین شرایطی احتمال ارتکاب اشتباه بسیار بالاست. فرد وابسته هنگام صحبت و بحث با دیگران حتی اگر با نظر طرف مقابل مخالف باشند او را تایید می کنند تا مبادا با ابراز مخالفت موجب ناراحتی و از دست دادن طرف مقابل شوند. افراد وابسته به شدت احساس نیاز به مراقبت دارند و از فرمانبربودن هراسی ندارند.

انواع عوارض وابستگی ناسالم چیست؟

یک رابطه مخرب ناشی از وابستگی باعث می شود که همیشه وحشتی در شخص وجود داشته باشد که مبادا طرف مقابل او را تنها بگذارد یا به او دسترسی نداشته باشد. این افراد اغلب ناامید و اندوهگین اند. وابستگی عاطفی اعتماد به نفس را «تخریب می کند» و همیشه احساس خشم، تردید نسبت به خود، ترس از طردشدن، ترس از تنهایی، حس عدم امنیت، شرم، حقارت یا ترس از این که دیگران شما را دوست نداشته باشند یا از شما قدردانی نکنند وجود دارد.

فردی که از وابستگی عاطفی رنج می برد، فقط برای دیگران زندگی می کند و خودش را نادیده می گیرد. زمانی که با دوستانش است، خودش را فراموش می کند، زمانی که مشغول کاری می شود، خودش را تمام و کمال وقف آن کار می کند تا مورد پسند و قبول دیگران قرار گیرد و یا ذره ای از او قدردانی کند. در وابستگی، فرد شروع می کند به گدایی کردن توجه و در عمق وجود خود، احساس رضایت نمی کند و نیاز به تایید و تصویب دائمی از سوی دیگران دارد.

از مطالبه حق خود خجالت می کشد و به راحتی اظهار عقیده نمی کند، به دیگران محبت می کند تا رهایش نکنند. افراد وابسته در رابطه عاطفی اکثر مشکلات را متوجه خود می دانند و «نه» گفتن برای آن ها کابوس است چون احساس شایستگی نمی کند. روابط افراد وابسته به سمت کسانی که رابطه سالم دارند نمی رود بلکه به سوی افراد باج گیر جذب می شوند.

احساس وابستگی

در وابستگی ناسالم فرد سعی دارد طرف مقابل را تحت کنترل و نفوذ خود قرار دهد‎

ویژگی های وابستگی سالم چیست؟

در وابستگی سالم، کسی در دیگری حل نمی شود و رابطه سرشار از اعتماد، اطمینان، انعطاف پذیری و خالی از اضطراب، ناامنی، سوءظن و رفتار خصمانه است. وابستگی سالم وابستگی است که هیجان هایی که دو طرف نسبت به هم دارند معقول و منطقی است. فهم یکدیگر وجود دارد اما الزامی ندارد که دو طرف عین هم بفهمند. در وابستگی سالم احساس شایستگی در زندگی، شفافیت، تغییر و پیش بینی پذیری در طرفین وجود دارد.

دلبستگی بهتر از وابستگی است

دلبستگی یعنی این که با آنچه در ارتباط قرار گرفته ایم و به آن عشق می روزیم یا دوستش داریم احساس وحدت و یگانگی کنیم و با وجود لذت شادمانی، سعادت و خوشی در آن، ما نیز خشنود شویم. در این حالت، بودن یا نبودن، او در کنار ما، احساس بسیار خوب یا بسیار بد به ما نمی دهد، بلکه وجود او باعث حس رضایت در درون ما می شود.

به عبارتی دیگر، با نبودن او باز هم احساس رضایت در ما باقی مانده و حال خوبمان را می توانیم حفظ کنیم. درواقع یک فرد بالغ قادر به تشخیص یک رابطه سالم میان خود و دیگران خواهدبود. او می تواند میان یک رابطه مبتنی بر ساختار صحیح و یک وابستگی افراطی و خاجر از تعادل را تشخیص دهد و خود را از گرفتار شدن در تله های چنین ارتباطی برهاند.

یادمان نرود بسیاری از افراد ممکن است در مقاطعی از زندگی خود دچار چنین ارتباطی شوند. این یک ایراد محسوب نمی شود. مهم این است که با مشاوره صحیح بتوانیم خود را از چنین ارتباطی برهانیم و یک رابطه متعادل با اطرافیانمان داشته باشیم.9 راهکارهایی برای از بین بردن وابستگی های مخرب

وابستگی ناسالم خود را بشناسید

آگاهی نسبت به وجود وابستگی، خود قدم بزرگی است که در این راه بر می دارید و با وجود همه مشکلاتی که دارید و همه ترس ها و نگرانی هایتان همواره روی پاهان خودتان می ایستید. شما قوی هستید و هم اکنون با استفاه از این آگاهی از وابستگی ترس هایتان را پشت سر می گذارید. همین شناخت است که به مدد آن دنیای شخصی بنا می نهید؛ دنیایی که در آن خودتان را دوست دارید و با خودتان در آرامش به سر خواهید برد.

دلایل وابستگی خود را پیدا کنید

تشویش ها، ترس ها و نرگانی ها و تمام چیزهایی که موجب عصبانیت، آزردگی و خشم شما می شوند را روی کاغذ بیاورید. این عمل باعث می شود تا چیزهایی که باعث ناراحتی شمامی شوند، فشار کمتری روی شما بیاورند. همچنین با این کار ذهنتان را رها می کنید و روشی است تا از طریق آن زباله های فکری تان را تخلیه کنید. این عمل مانع شکنجه های ذهنی شما می شود.

نکته های سلامت روانی – بخش اول

عزت نفس خود رو بالا ببرین

وابستگی عاطفی همیشه با نبود عزت نفس رابطه داره. در وابستگیای شدین احساسی، فرد خالی از عزت نفس بالاه. روی نکات مثبت و موفقیت هاتون تمرکز کنین. نه گفتن رو یاد بگیرین. به خواسته هاتون توجه کنین. سعی نکنین خودتون رو تغییر بدید. به نظر خودتون اهمیت بدید. در ذهنتون تصویر مثبتی از خود داشته باشین. از خودتون مواظبت کنین. انجام همه این کارا باعث می شه عزت نفس خود رو بالا ببرین و کم کم از وابستگی آزادی پیدا کنین.

اوقاتی رو به تنهایی خودتون اختصاص بدید

به این مسئله فکر کنین که تنهایی هم می تونه لذت بخش باشه! می تونین از این فرصت استفاده کنین و کارهای مورد علاقه تون رو انجام بدین: کتاب خوندن، گوش دادن به موسیقی، ورزش کردن، یادگیری چیزهای جدید و یا کمک به افراد نیازمند. اگه تنها هستین، لحظات کوچیکی که در تنهایی با خودتون می گذرانید، می تونن لحظات ناب شادی بخشی باشن.

از نبودن بقیه به وحشت نیفتید

واسه اون که به شکل زیادی ترس خود رو از نبودن بقیه کم کنین، چشم هاتون رو ببندید و نفسای عمیقی بکشین. درواقع، زمانی که تنفستون عمیق و طولانی باشه، فعالیت ذهنی تون کاهش پیدا میکنه و بدن آروم می شه. غیرممکنه زمانی که آروم و عمیق نفس می کشین، آروم شید. با انجام این عمل متوجه می شید که بعد از چند دقیقه، آرامش به شما بازخواهد گشت.

سعی نکنین نظر همه رو جلب کنین

بدون اینکه سعی کنین عشق و توجه بقیه رو از دست بدین، به بقیه «نه» بگید و افکارتون رو بگید. شما نمی تونید مورد پسند همه مردم قرار بگیرین و همه رو از خود راضی نگه دارین و این چیزی طبیعیه، پس حق دارین که تصمیم گیری کنین و چیزی که رو که می خواین به روشنی بگید.

احساس گناه نکنین

احساس گناه مثل دور باطل عمل می کنه و اثر گلوله برف رو داره؛ در زمانی که اتفاق ناگواری می افتد از خود می رپسید که چرا اینجور چیزی براتون پیش آمده و در آخر قانع می شید که مطمئنا کار بدی انجام دادین و بعد در وجودتون به دنبال نقصا و خطاهای خیالی می گردین و بازم احساس گناه بیشتری می کنین. احساس گناه به طور پیوسته ازتون یک گناهکار می سازه و بی اونکه بتونین این احساس رو به یک خطای مشخص ربط بدید، دچار احساس مبهم گناه می شید.

از آدما موفق الگوبرداری کنین

هنگامی که افرادی رو مشاهده می کنین که علی خلاف میل وابستگیای شدین خود تونسته ان بر مشکل خود پیروز شدن و زندگی شادی داشته باشن، شما هم می تونین از اونا الگوبرداری کنین و راهی رو که اونا رفته ان یاد بگیرین.

اهمیت نیازای خود رو بشناسید

نیازای خود رو خیلی مهم و غیرقابل خودداری بدونین. وابستگی در بیشتر مواقع پس ندیده انگاشتن و خودداری از خود در مورد نیازای مهم بوجود میاد.

منبع: ماهنامه همشهری

آزمایش اخلاق همسر پیش از تشکیل زندگی
آزمایش اخلاق همسر پیش از تشکیل زندگی
اگه قصد ازدواج با فرد مورد علاقه خود رو دارین اول باید به بعضی خصوصیات و ویژگیا در او دقت کنین. ببینین هدف او از همراهی با شما رابطه برقرار کردن راحت و گذاراست یا ازدواج و تشکیل زندگی مشترک، بررسی بعضی رفتارها در این افراد می تونه به شما در شناخت بهتر شخصیت اونا پس از اردواج کمک زیادی بکنه.

وقتی با مردی آشنا شدین چطوری می تونین بفهمین اون قصد ازدواج داره یا فقط فکر وقت‌گذرانی و تفریح داره؟

۱- اگه مردی خیلی سطحی با شما صحبت می‌کنه و هیچوقت به مسائل زندگی‌تون اهمیت نده، مطمئنا در فکر وقت‌گذرانیه. ولی اگه با مهربانی در مورد نیازها، زندگی، آرزوها و آیندهٔ شما براتون صحبت کنه و این نکات براش مهم باشه، پس بدونین به دنبال همسر آینده‌اشه.

۲- اگه به خواسته‌ها و معیارهای شما بخندد بدونین که فقط واسه سرگرمی با شما رابطه برقرار کرده، ولی اگه اینجور به نظر برسه که اون پیرو قوانین و معیارهای شماس و به اونا اهمیت می ده، به دنبال زنی مناسب واسه زندگی مشترکش و جزومردانی که قصد ازدواج دارن هست.

۳- اگه شماره تلفن شمارو داشته باشه و دیر به شما تلفن کنه مشخصه که جدی نیس، ولی اگه خیلی زود زنگ بزنه درواقع نشون می ده که به شما علاقه‌مند شده و می خواد اطلاعات بیشتری از طرف شما گرفت.

۴- اگه با مردی به رستوران رفتید و اجازه داد پول میز رو شما حساب کنین یا اینکه فقط سهم خودش رو پرداخت، بدونین مرد زرنگیه که فقط قصد سوءاستفاده از شمارو داره. ولی اگه صورتحساب رو پرداخت نشون می ده که مایله تأمین‌کننده شما باشه و این یعنی اینکه میشه به اون مرد امید بست.

۵- اگه مردی سر ساعتی با شما قرار بزاره و دیرتر از وقت مقرر خودش رو برسونه بی اینکه از قبل با تلفن شما رو آگاه کرده باشه، شایدً قصدش تفریحه. اگه وقت‌شناس و مقرراتی بود می تونه مرد مناسبی واسه زندگی باشه.

۶- اگه هیچوقت با دوستان، اعضای خونواده و همکاران اون برخورد نداشته باشین، بدونین در نظرش فقط یک دوست راحت هستین، ولی اگه شمارو به همه‌کسائی که براش مهمن معرفی کرد بدونین که همسر آینده‌اش هستین.

۷- اگه به‌طور منظم بهونه‌های مختلفی واسه معرفی نکردن شما به دوستان و همکارانش و پاپیش گذاشتن واسه خواستگاری آورد بدونین قصد ازدواج نداره. ولی اگه موافقت کرد شمارو در موقعیتی خاص به دوستان و افراد خونواده‌اش معرفی کنه بدونین که در دسته مردانی که قصد ازدواج دارن به حساب میاد.

۸- اگه مردی نتونه ازنظر پولی، احساسی و الهی خودش رو با شما هماهنگ کنه، بدونین قصد تفریح داره. ولی اگه قادر باشه تأمین کردن و حمایت کردن رو در مورد اعضای خونواده‌اش به راه احسن بکنه، یعنی مردی واقعیه و شما می تونین به اون تکیه کنین.

۹- اگه اون باور داره که مردها باید آزاد باشن و بگه براش مهم نیس که در کنار شما با زن دیگری هم رابطه دوستی داشته باشه خودتون حدس میزنین که باید چه‌کار کنین. ولی اگه بخواد روابط شما انحصاری باشه و فقط شمارو ببینه بدونین که اون قصد ازد

روابط عاطفی با همسرتون رو با روحیه قوی تقویت کنین
بیشتر خانما تصور می کنن با گریه کردن واسه مسائل کوچیک و بزرگ می تونن نظر همسر خود رو بیشتر جلب کنه و اینطوری نقش یک زن حساس رو بازی کنن. اما تنها نتیجه ای که از این کار نصیب خانما می شه ایجاد دلسردی بین زوجینه.

بهتره در روبرو با مشکلات خود رو فردی قوی نشون بدید تا همسرتون بهتر و بیشتر به شما اعتماد کنه.

محمدرضا نظامی روان‌شناس خونواده گفت: خانوما معمولاً در روابط با همسران خود تمایل زیادی به ناز کردن و به اصطلاح منت کشیدن از طرف شوهران خود دارن اما باید در نظر داشته باشن که تکرار این رفتار نتیجه برعکس از طرف مردها رو به همراه میشه.
: برخلاف تصور خانما که واسه جلب توجه همسر خود در مسایل کوچیک و بزرگ زود به گریه می‌افتند و نقش یک زن حساس رو بازی می کنن، باید در نظر داشت که این کار نه تنها باعث افزایش محبت بین اونا نمی‌شه بلکه باعث می‌شه که مردها تصور کنن که همسر اونا فردیه که روبروی مسایل بزرگ و کوچیک زندگی ضعیف، بی طاقت و شکنندهه و پس باعث دلسردی بین زن و شوهر می شه.
نظامی تاًکید کرد: در اینجور شرایطی مردها سعی می کنن تا از ایجاد ارتباطات کلامی زیاد با همسر خود پرهیز کنن و اون رو در جریان تموم کارا و مسایل روزمره قرار ندهند تا باعث ناراحتی او نشه؛ که این موضوع بی شک واسه خانما خیلی ناخوشاینده.
این روان‌شناس خونواده آخر گفت: زنان واسه تقویت اعتماد و روابط عاطفی خود با همسرشون باید در سختیا و مشکلات خود رو قوی نشون بدن و تکیه بعضی وقتا و پشتیبان خوبی باشن تا باعث دلگرمی او شن.

مجله پزشکی پیک سلامت
نتیجه گریه کردن زیاد خانما در زندگی زناشویی, رفتار مناسب خانما هنگام بروز مشکل در زندگی زناشو, رویارویی با مشکلات در زندگی مشترک
روانشناسی بزرگسالان امتیاز شما به این مطلب چنده ؟ 12345
Article Rating تعداد امتیازای این

مرحله پایان عشق شما چه وقتیه
مرحله پایان عشق شما چه وقتیه
شما تا به حال عاشق شدین؟ چقدر اطمینان دارین عشق شما واقعیه و بعد از ازدواج همون طور داغ باقی می مونه؟ حتما تا به حال زن و شوهرهای خیلی رو دیده اید که خیلی عاشقانه با هم ازدواج کرده ان اما بعد از یه مدت هیچ اثری از عشق اونا باقی نماندهه.

حالا دیگر وقتشه. اصلا شاید دیر هم شده باشه. عاشق شدن رو نمی‌گویم. اون خودش دیر یا زود اتفاق میفته. منظورم بررسی عشق‌های گذشته و حال و شاید آیندهه. اصلا با کدوم تعریف اینقدر مطمئنید که عاشق هستین و عشق‌تون اگه اولی در دنیا نباشه بعد از لیلی و مجنون و شیرین و فرهاد مقام سوم رو می تونه بگیره؟ لطفا واسه چند دقیقه بی‌خیال باورهای خودتون شید، ببینین کارشناسان چه می‌‌گویند؟ اصلا عشق واقعی چیه و چند درصد از آدم‌هایی که ادعای عاشقی می کنن واقعا عاشقن؟
نقطه پایان عشق کجاست؟
جسم ما تمایل‌هایی داره که اسمش میله. مثلا من به این شیرینی میل دارم و این یک تمایل یه طرفه محدوده. می‌گویم یک‌سویه چون من به شیرینی میل دارم ولی شیرینی به من میلی نداره و می‌گویم محدود چون تمایل من هم تا وقتیه که شیرینی رو نخورده باشم. وقتی بخورم و سیر شوم دیگر میلی به اون ندارم. همین تمایل یک‌سویه می تونه نامحدود باشه.
مثلا من گل‌ها رو دوست دارم ولی معلوم نیس گل من رو می خواد یا نه. این می‌شه حب یا دوست داشتن چون نامحدوده ولی یک طرفه. علاقه یک خانوم به طلا و جواهر هم شبیه همینه، محدود کردن نداره و مثل میل به غذا و شیرینی نیس که از اون سیر شه ولی یک طرفه. حالت سوم می‌شه تمایل دو طرفه محدود؛ یعنی دو نفر همدیگه رو دوست دارن ولی این دوست داشتن محدوده و آخر سر یک جایی تموم می‌شه. به این دوست داشتن میگن شوق. بیشتر احساساتی که ما از اون به عنوان عشق یاد می‌کنیم شوقه. یعنی اشتیاق شدیدی که تموم می‌شه.
حتی عشق‌های تاریخی هم بیشترش شوق بوده ولی چون به هم نرسیده‌ان، تموم نشده. تحقیقات نشون می ده نقطه پایان این شوق‌های به ظاهر بی‌پایان نقطه به هم رسیدنه. یعنی ۲نفر همدیگه رو در حد مرگ دوست دارن ولی به محض اینکه به هم می‌رسند این علاقه شروع به کم شدن می‌کنه. همینه که خیلی از جوونایی که عاشقانه همدیگه رو دوست دارن و زمین و زمان رو به هم می‌ریزند تا با هم ازدواج کنن از همون ماه عسل اختلاف‌هاشون شروع می‌شه و زندگی‌شون دوامی نداره. اونا هیچ وقت عاشق هم نبوده‌ان و فقط اشتیاق شدیدی نسبت به هم داشتن که به اشتباه اسمش رو عشق گذاشته‌ان و به بیراهه رفته‌ان. شوق همون هوسه.
یعنی همه عشقا روزی از بین میره؟
اما حالت چهارمی هم هست؛ یعنی خواستن دو طرفه نامحدود. این نوع خواستن یک خواستن بی اندازه و مرزه که برتر و عالی‌تر از همه خواستن‌های دیگره و می‌شه نام عشق بر اون نهاد. حالت زمینی این نوع دوست داشتن عشق بین مادر و فرزنده؛ رابطه‌ای نامحدود و دوطرفه.
هر کدوم ازمون در زندگی یک وضعیت موجود داریم و یک وضعیت مطلوب. من موجود چطوری باید به من مطلوب تبدیل شوم؟ راهی که منو به حالت مطلوب هدایت می‌کنه عشقه ولی عشق به تنهایی می تونه؟ اینجاست که پای عقل به بین میاد. عقل به ما تاکتیک می ده. روش می ده که چه جوری به حمایت عشق به وضعیت مطلوب برسیم. عقل به ما نشون می ده وقتی دچار هیجان عشق هستیم چه جوری اشتباه نکنیم و در بهترین راه قدم بذاریم.
چه جوری مطمئن شیم احساسی که به یک نفر داریم همون عشقه؟
عشق از دوست داشتن مجزاست ولی بعضی وقتا به دلیل شباهت‌هایی که با هم دارن اشتباه گرفته می‌شن وگرنه هرکدام از اینا یک بحث جداست. اگه بخوایم با مفاهیم آکادمیک صحبت کنیم، دوست داشتن همون چیزیه که در عربی میگن «حُب» و از جنس عالم دومه ولی عشق از جنس عالم چهارمه. از این تعاریف متوجه می‌شیم عشق و دوست داشتن به اندازه دو دنیا با هم فرق دارن و این فرق کمی نیس. حتما می پرسین منظور از ۴ عالم چیه؟ این عالم‌ها بحث پیچیده‌ای دارن ولی در یک تعریف راحت باید بگم این چار عالم عبارتند از: اول، طبیعت که همین دنیا ملموسه. دوم، ذات که عالم معناست. سوم، طینت که میگن ترکیب عالم اول و دومه و چهارم، حیرت یعنی همون عالمی که پیامبر(ص) در معراج دید و متحیر شد و گفت: «خدایا تو رو اونقدر که باید نشناختم.» بعضی‌ها فکر می کنن بالاترین درجه دوست داشتن عشق نام داره. یکی از حکما هم عشق رو مستی عقل معرفی کرده. واقعا عشق یک مقدمه داره به نام شناخت و معرفت و یک موخره به نام ایثار و فداکاری. اگه کسی رو با معرفت اونقدر دوست داشته باشین که براش ازخودگذشتگی کنین، عاشقش هستین.
فرض کنین دختر و پسر جوانی خیلی به هم علاقه دارن ولی چه تضمینی هست که دخترخانم در آینده مادر خوبی باشه یا آقاپسر از عهده نقش بابایی بربیاد؟ از کجا معلوم وقتی با هم زیر یک سقف قرار می‌گیرند هزار و یک اختلاف‌نظر نداشته باشن؟ همه اینا در مشاوره قبل از ازدواج مشخص می‌شه
سن عاشقی در مردها چند ساله؟
هر چیزی یک سنی داره؛ مثل سن بلوغ. بچه‌ای که خیلی عقلش می‌رسد ولی هنوز به سن بلوغ نرسیده بالغ نیس یا برعکس، کسی که به سن بلوغ رسیده ولی کارا بلوغ در اون وجود نداره هم بالغ نیس. در این دنیا همه‌ چیز پیرو زمان و مکانه. هر چیزی باید بر روال طبیعت بشه. از ۹ ماه ماندن بچه در رحم مادر تا کشیدن ۴ درد زایمون که باعث جفت شدن جمجمه بچه می‌شه همه چیز در طبیعت قانون داره. در عاشق شدن هم سن مهمه. یک نوجوان اگه احساس می‌کنه عاشق شده هنوز بلوغ عقلی‌اش کامل نشده و نمیتونه واسه آینده برنامه‌ریزی کنه. اگه بخوام از دید علمی بگم عقل مردها تا ۴۰ سالگی کامل نمی‌شه. اصلا همینه که میگن زمان چل‌چلی! همینه که باعث می‌شه هرچقدر هم دو طرف به عشق‌شون مطمئن باشن باز نیاز به مشاوره دارن و نباید بی‌گدار به آب بزنن.
عشق و عاشقی,عاشق شدن,نقطه پایان عشق
تا کی واسه عاشق شدن فرصت داریم؟
در تکامل سنی آدم‌ها یک تقسیم‌بندی جالب هست؛ میگن اگه کسی بخواد قشنگ شه تا ۲۰سالگی می‌شه، اگه بخواد قهرمون شه تا ۳۰ سالگی می‌شه، اگه بخواد عاقل شه تا ۴۰ سالگی می‌شه و اگه بخواد عارف شه تا ۶۰ سالگی می‌شه. به اصطلاح میگن اگه تا این سن شد، شد و اگه نشد دیگر فایده نداره. البته این بیشتر درباره مردها راستی می‌کنه و زنان تکامل سریع‌تری دارن.
زن واسه مادر شدن آفریده شده و مرد واسه پدر شدن. زن باید زن باشه و مرد باید مرد باشه. یعنی زن نیاز به زنونگی داره و مرد، مردونگی. زنونگی یعنی ایجاد آرامش و مردونگی یعنی ایجاد آسایش. زن باید مثل گل باشه و مثل گل با اون رفتار شه و مرد باید مثل درخت باشه و مثل درخت با اون رفتار شه. اگه این‌ اینجور باشه عشق دووم میاره و زندگی به وضعیت مطلوب می‌رسد.
چرا داغ ترین ازدواجا بعد از ازدواج سرد می شه؟
مشاوره قبل از ازدواج یک ضرورته. همه زوج‌ها باید قبل از ازدواج به مشاور مراجعه کنن تا بتونن مشکلات احتمالی آینده رو پیش‌بینی کنن. فرض کنین دختر و پسر جوانی خیلی به هم علاقه دارن ولی چه تضمینی هست که دخترخانم در آینده مادر خوبی باشه یا آقاپسر از عهده نقش بابایی بربیاد؟ از کجا معلوم وقتی با هم زیر یک سقف قرار می‌گیرند هزار و یک اختلاف‌نظر نداشته باشن؟ همه اینا در مشاوره قبل از ازدواج مشخص می‌شه.
در این جلسات تست‌هایی از هر دو نفر گرفته می شه که جواب خیلی از سوال‌ها رو مشخص می‌کنه. این همون عملکرد عقله که کنار عشق قرار میگیره. یعنی دو نفر که احساس می کنن عاشق همن با یک روش عقلانی به این نتیجه می‌رسند که ازدواجشون به صلاحه یا نه؟ اگه بخوایم یک مثال راحت بزنیم، می‌گوییم عشق مثل یک جواهر گرانبهاست و عقل حلقه‌ای فلزی که رکاب این جواهر گرانبها می‌شه. اگه این حلقه باشه، می‌میتونی جواهرت رو دستت کنی و همیشه همراهت باشه ولی نمی‌میتونی یک جواهر گرانبها رو تا ابد بی هیچ محافظی توی مشتت نگه داری، شک نداشته باش که آخر سر گم میشه. همینه که بعضی وقتا عشق‌های آتشین یهو خاموش می‌شه. واقعا نگین باارزش اونا گم شده.
چرا بعضی از عشقا تبدیل به نفرت می شه؟
ازدواج نیاز به استطاعت داره. همونجوریکه وقتی کسی به حج می‌رود باید استطاعت داشته باشه در ازدواج هم استطاعت لازمه. البته این استطاعت فقط توان پولی نیس. استطاعت باید در عقل، در مسئولیت‌پذیری، در تعهدپذیری و خیلی چیزهای دیگر باشه. کسی که استطاعت نداره و می خواد همه چیز رو موکول به آینده کنه نباید به خیال خودش عاشق شه و درگیری عاطفی بسازه. هیچ فاجعه‌ای از اول فاجعه نبوده. شرایط و اشتباه‌ها به طرف فاجعه شدن هدایتش کرده. وقتی یکی جا می زنه طرف دوم دو راه داره؛ یا خودش رو ویرون می‌کنه و دچار افسردگی می‌شه یا دست به کارا خشونت‌بار می زنه و واسه نابودی طرف مقابل سعی می‌کنه. سد که بشکند همه چیز رو با خودش نابود می‌کنه.
عشق مرد و زن تعدد می پذیرد؟
عشق ممنوع یعنی واژه‌پردازی‌های بی‌خودی. یعنی چیزی که اصل عشق نیس. یک هوس زودگذره که تموم می‌شه اما در راه خودش زندگی افراد رو نابود می‌کنه. عشق باید منطق داشته باشه. اصلا عشق یعنی احساسی از جنس خدا. چیزی که از جنس شیطان باشه نمی‌شه نام عشق برآن گذاشت و مطمئنا هوسه. کسی که دچار این اشتیاق غلط می‌شه باید پیش از اونکه گره روی گره بزنه به مشاور مراجعه کنه و راهنمایی بخواد.
یک نکته مهم دیگر اینه که عشق در هیچ شرایطی تعدد نمی‌پذیرد. در یک دل امکان نداره محبت دو نفر بگنجد. منظورم عشق بین زن و مرده. ممکنه هوس کنی ۰۱ نوع غذا رو با هم بخوری ولی حتما بعدش دل‌درد می‌گیری. لازمه عشق وفاداریه. نباید اجازه بدیم سریال‌های بی‌سر و ته ماهواره‌ای با رواج عشق‌های به اصطلاح ممنوع کانون خونواده‌ها رو به خطر بندازن. بیشتر از اینا هدفمند پیش می‌روند. در خیلی از کشورها بعد از پخش هر فیلم تحلیلگر اجتماعی میاد و درباره موضوع فیلم حرف می زنه. ما هم به اینجور کارشناسی‌هایی نیاز داریم.

چطوری با فرزندان دختر خود رفتار کنیم
زمان ترسناکی واسه بزرگ‌کردن دخترونه. طبق تحقیقی جدید در سرویس سلامت همگانی انگلستون، از هر چار زن ۱۶ تا ۲۴ ساله بیشتر از یک زن به مریضی‌های روانی مبتلاست. این گروه ضمنا بیشتر از بقیه روبروی خطر مشکلات روانی قرار دارن.

زنان جوون سه برابر بیشتر از مردها نشونه‌های افسردگی و استرس گزارش میدن. و در سال ۲۰۱۴ میزان خودآزاری زنان سه برابر میزانی بود که در سال ۲۰۰۷ رواج داشت.
فشار مدرسه رو دوبرابر نکنین
«مدارس واسه دسترسی به اهداف تحت فشار شدیدین و بخش کلی‌ای از اون به والدین هم منتقل شده.» این نظر سارا کندریکه، از خیریه Place2Be که حمایت عاطفی از علم‌آموزان مدارس رو فراهم می‌کنه. «و البته طبیعیه که ما والدین واسه پیشرفت فرزندانمون انتظاراتی داشته باشیم. ولی خونه باید جایی امن باشه، پناهگاهی که در اون کودکان میدونن ارزششون خیلی بیشتر از توانایی‌های آکادمیک آنهاست.»

درباره قوانین استفاده از موبایل و کامپیوتر با هم تصمیم بگیرین
به‌جای حساسیت درباره استفاده دخترتون از موبایلش، ببینین که خودتون چه جوری از موبایلتون استفاده می کنین. جین لونن، مدیر دبیرستان دخترونه ویمبلدون، می‌گوید: «بعضی وقتا دخترها تعریف می کنن که چه جوری سعی می‌کرده‌ان چیزی به مادرشون بگن و مادرشون درواقع گوش نمی‌کرده چون داشته با موبایلش ایمیل‌هاش رو چک می‌کرده، یا موبایل با پیغام‌های جدیدش یه سره داشته وزوز می‌کرده.» اون اضافه می‌کنه: «ما واسه استفاده از تکنولوژی در زندگی خودمون باید چهارچوب داشته باشیم.»

لازمه والدین با کنار گذاشتن دستگاه‌هاشون هنگام مکالمه یا غذاخوردن در این راه پیشرو باشن. لونن می‌گوید که واسه استفاده از تکنولوژی قوانینی داشته باشین، ولی اونا رو با هم وضع کنین. «از فرزندتون بپرسید به‌نظرش چه روشی جواب می ده. اینطوری قوانینی می‌گذارید که واسه اون هم نفع شخصی داره و علاقه‌مند می‌شه که رعایتش کنه.»

واسه خودتون وقت بذارین
فراموش نکنین که مراقب خودتون و سلامت روانی خودتون باشین. «حواستون باشه که زندگی خودتون سراسر استرس و نگرانی نباشه.» این گفته جاستین رابرتزه، بنیانگذار سایت mumsnet که خودش دو دختر دوقلوی ۱۷ ساله داره. «لازمه دختران ببینند که مادرشون واسه خودش وقت می‌گذارد، به‌اندازه کافی می‌خوابد و همیشه وحشت‌زده نیس. و سعی کنین همیشه به دنبال رژیم و مدهای غذایی نباشید. واسه دختران نوجوان خوب نیس که ببینند مادرشون بیش‌ازحد سرگرم این چیزهاست، چون باعث می‌شه اونا هم دلواپس رژیم غذایی خودشون شن؛ همون چیزی که هیچ‌کدوم ازمون نمی‌خواهیم.»

نشانشان بدید که طبیعیه شکست بخورند
فراموش نکنین که به اونا نشون بدید شکست اشکالی نداره. لازمه دختران بدونن که شکست خوردن خوبه، که همه ما بعضی وقتا در زندگی‌مون شکست می‌خوریم، و این که چیزی که اهمیت داره خود شکست نیس بلکه روش کنار اومدن با اینه. «حتما شمام نمی‌خواهید شکست اونقدر چیز وحشتناکی باشه که ممکن نیس اتفاق بیفته.» این نظر رابرتزه که این‌طور ادامه می ده: «سراغ رقابت‌های جدید برید، به دخترتون نشون بدید چه جوری باید ماجراجویی کرد. و وقتی کاری به نتیجه نمی‌رسد – چون همه کارا نمی‌توانند به نتیجه برسن – دخترتون می‌بیند که شما دوباره سر پا می‌ایستید و راهتان رو ادامه میدید. همه‌چیز به ایجاد انعطاف‌پذیری مربوطه که واسه دخترانمون واقعا اهمیت خیلی داره.»

تفاوتهاى تربیت دختر و پسر,تربیت دختر بچه

خودتون رو با دنیای دخترانتون تنظیم کنین و درباره‌اش سوال کنین

وقتتون رو با اونا بگذرونین
هیچ کاری نکنین، و این هیچ‌کار رو هم با همدیگه انجام بدین. رابرتز عقیده داره «کالای با ارزشی به‌نام وقت خالی از فشار و نگرانی بهترین چیزیه که می تونین به اونا بدین. اینطوری متوجهشان می کنین که فقط به خاطر این دارین وقتتون رو با اونا می‌گذرانید که می خواهید در کنارشون باشین. همه ما مقصریم واسه برنامه‌ریزی‌های فشرده و نگاه همیشه به ساعت، یا سعی واسه انجام دادن دو کار هم‌زمان، ولی هیچ‌چیز مهم‌تر از اون زمانی نیس که شما فقط کنار یکدیگرید، بی هیچ برنامه‌ای.»

با هم غذا بخورین
سعی کنین همه موقع غذاخوردن لپ‌تاپ و موبایلتون رو کنار بذارین و دست‌کم چند بار در هفته با هم به غذاخوردن و صحبت‌کردن بدین. اگه نمی تونین با هم غذا بخورین، بشینین یک لیوان چای بخورین و حرف بزنین. همونجوریکه لونن می‌گوید، «موضوع مهم درباره رسانه‌های اجتماعی این نیس که دختران وقتی در اونان چه کارایی می کنن، بلکه مهم اینه که وقتی در اونان چه کارایی نمی‌کنن. و اون شامل وقتی هم می‌شه که صرف گفتگو با پدرومادر و خواهروبرادر خود نمی‌کنن؛ کاری که لازمه بکنن.»

خوب گوش کنین
نگذارید دختران شما رو پس بزنن. «بعضی وقتا سعی می کنن شما رو کنار بزنن یا بگن که علاقه‌ای به صحبت درباره موضوعی ندارن، ولی لازم نیس شمام حتما قضیه رو این‌طور آزاد کنین.» این نظر دکتر کارولین شستره، روانشناس خبره‌ای که با کودکان ۱۱ تا ۱۸ ساله کار می‌کنه. «لازمه با اونا وارد مکالمه شید و ببینین مشکل چیه. خیلی مهمه که بادقت گوش کنین. موضوع این نیس که شما به اونا بگید چه جوری از عهده مشکل بربیایند، موضوع اینه که گوش کنین و ببینین مشکل از دید اونا چیه. بله، شما می تونین چیزها رو سر جای خود بذارین و راه‌حل ارائه کنین، که ممکنه خیلی هم مفید باشه، ولی همیشه به یاد داشته باشین که اول گوش کنین.»

به‌باور کندریک، هیچ مشکلی اون‌قدر کوچیک یا اون‌قدر بزرگ نیس که نشه درباره‌اش حرف زد. و چیزی که دخترتون رو اذیت می‌کنه، هرچه که باشه، بی‌اهمیت نشمارید و از اون نگذرید. اگه در زندگی اون مهمه، یعنی که مهمه.

مراقب نشونه‌های هشداردهنده مشکلات سلامت روانی دخترتون باشین
با رسانه‌های اونا همراه شید
خودتون رو با دنیای اونا تنظیم کنین و درباره‌اش سوال کنین. به تماشای فیلمی به‌انتخاب اونا برید، سایت‌هایی رو بگردید که اونا می‌بینند، کنارشون بشینین و با هم برنامه تلویزیونی موردعلاقه‌شون رو ببینین.

شستر می‌گوید: «نکته مهم به‌دست‌ آوردن درکیه از تصاویر، برنامه‌ها و رسانه‌هایی که می‌بینند تا بتونین با اونا وارد گفتگو شید. خود گفتگوست که مهمه.» مراقب باشین از کنار چیزی که مصرف و دریافت می کنن به‌سادگی نگذرید. از ایشون بخواهید به پیام‌هایی فکر کنن که در پشت چیزهاییه که تماشا می کنن. چرا در تبلیغات یا برنامه‌های تلویزیون زنان این‌طور به‌نظر می‌رسند؟ زندگی واقعی رو نشون میدن؟ با صحبت درباره چیزی که ارسال‌کردنش واسه بقیه پذیرفتهه، از دخترتون درمقابل سوءاستفاده جنسی از راه عکس‌ها و مکالمات خصوصی‌اش* محافظت کنین.

پیشنهاد رابرتز اینه: «به دخترتون بگید که قبل از فرستادن هر پست، تصور کنه همه اعضای مدرسه‌اش دارن اون رو می‌بینند.» علاوه‌براین، درباره حق داشتن حریم شخصی با اون صحبت کنین و این واقعیت رو گوشزد کنین که هیچ‌وقت نباید احساس کنه مجبوره رفتار خاصی نشون بده یا به‌شکل خاصی وارد رفت و امد شه. اطمینان حاصل کنین که می دونه همیشه می تونه سراغ شما بیاد و هیچ‌چیزی وجود نداره که نخواهید درباره‌اش حرف بزنین.

لونن هم پیشنهاد می‌کنه درباره مسائل مربوط به تکنولوژی «خیلی سختگیر» باشین. «به دخترتون یادآوری کنین که هزینه موبایلش رو شما میدید. قبل از خریدن اولین گوشی هوشمندش، قوانین رو وضع کنین: دسترسی در اتاق خواب نامحدود نخواهد بود، و والدین باید اجازه داشته باشن که بعضی وقتا موبایلش رو چک کنن.»

از راه تزریق کمی واقع‌گرایی به زندگی دخترتون، با فرهنگ به‌شدت جنسیت‌زده و تحت‌اثر پورنوگرافی مقابله کنین. پیشنهاد لونن اینه: «از الگوهای زنانه مثبت و غیرفیزیکی حمایت کنین.»

حواستون به نشونه‌های مشکلات روانی باشه
مراقب نشونه‌های هشداردهنده مشکلات سلامت روانی باشین. دکتر شستر می‌گوید: «گوشه‌گیری موضوع مهمیه که باید درباره‌اش احتیاط کرد، خصوصا اگه دختری نوجوان از وقایعی کناره‌گیری کنه که دوستانش رو درگیر می‌کنه. طبیعیه که نوجوان نخواهد به دورهمی‌های خانوادگی برود، ولی در اون سن دوستانش انگار مهم‌ترین افراد زندگی‌اشن. پس اگه دعوت دوستانش رو واسه بیرون رفتن و دیدن اونا رد می‌کنه، علامت هشداردهنده‌ایه.»
خانوم شستر می‌گوید اینا هم نشونه‌هایی هشداردهنده‌ان: مشکلات تکرارشونده معده و ضمنا تغییر اشتها، رفتار، سطح انرژی، خواب و کارکرد تحصیلی. تعداد زیادی از این علائم در کنار همدیگه ممکنه نشونه افسردگی باشه. اگه خودتون هم درباره سلامت روانی فرزندتون نگران بودین، این نشونه‌ها رو جدی بگیرین.

زندگی باید خوش باشه
لونن می‌گوید: «لازمه همه‌مون به‌یاد داشته باشیم زندگی از پایه سرگرم‌کنندهه، یا باید این‌طور باشه. لازمه این رو به دخترها یادآوری کنیم. از فرصت خندیدن با اونا لذت ببرین و خودتون رو زیاد جدی نگیرید. مهمه که دخترها رو تشویق کنین به خودشون بخندن.» انجام دادن کارهای خنده‌دار در کنار همدیگه و به‌عنوان خونواده واسه دختران عالیه؛ این کار به پرورش معنی واحد خونواده کمک می‌کنه، یعنی همون گروه کوچیک ما روبروی دنیا، و این واسه احساس هویتشون مهمه.

منبع: سلامت نیوز

اشتباهات جلسه خواستگاری
اشتباهات جلسه خواستگاری
از زمان های قدیم تا کنون خواستگاری یکی از روشای رایج در دنیا بوده و در هر کشوری به نوع خاصی صورت میگیرد.در ایران مرسومه که خونواده پسر به خواستگاری دختر میروند و این جلسه مهم که واسه پسر و دختر سرنوشت سازه رو تشکیل می دن.

شک نداشته باشینً هر فردی امکان داره بصورت ناخواسته و نادانسته در خواستگاری اشتباهاتی رو بکنه.

تعریف کردن زیاد از فردی که قراره با اون ازدواج کنین، یکی از بزرگترین اشتباهاتیه که ازدواج رو با مشکلات بنیادی روبرو می‌کنه.
کارشناسان علوم روانشناسی باور دارن گفتن بعضی کلمات، داشتن بعضی عادتا و رفتارها حتی به شکل ناخودآگاه باعث راه و روش منفی بقیه راجبه فرد می شه و پس فرصتای آشنایی و ازدواج از بین میره.
واسه گرفتن یک بازخورد مثبت و پرانرژی از خود در بقیه و امیدواری به ادامه آشنایی که در آخر به ازدواج منجر شه لازمه این موارد رو رعایت کنین:

هنگامی که با آقا یا خانمی آشنا می شید و تمایل دارین با اودر جلسه ای صحبت کنین، حتماً توجه ویژه ای به ظاهر خود داشته باشین، لباسای چروک، مسواک نزدن، ناهمگونی بین البسه، استفاده از ادکلنی که بوی مطبوعی نداره، کفشای واکسن نخورده و خاکی، آرایش بد موها همه می تونن خیلی در واکنش منفی بقیه نسبت به شما موثر باشن.

جوونا در اولین برخورد باید منظم و راحت باشن پوشیدن لباسای خیلی گران‌قیمت هم می تونه در راه و روش منفی بقیه به شما موثرباشد، ضمنا لباسای کهنه و کهنه تیر خلاصی بر نابودی رابطه و آشناییه.

توجه به تفاوتای فیزیکی شما با فردی که با اون آشنا شدین خیلی مهمه، اگه شما یک مرد قد بلند هستین که با خانمی با قد متوسط آشنا شدین، صحبت کردن درباره علایق و خصوصیات فردی در حالی که راه می روید اشتباهه، چون فرق قد شما می تونه بیشتر نمایان شه و باعث تحت شعاع قرار گرفتن بقیه خصوصیات مثبت و بی همتا در اون خانوم شه، بهترین روش واسه گفتگو و آشنایی، نشستن و گوش دادن به صحبتای فرد مقابله.

کارشناسان پیشنهاد می کنن قبل از دیدار اول حتماً اطلاعات کافی درخصوص قد، وزن و بقیه شرایط فیزیکی همدیگه بدست آورید تا یهو دچار شوک نشید. همینطور هیچوقت دورغ نگید چون حتماً افشا می شه.

تعریف کردن بیشتر از حد از فرد مقابل هم به جای اینکه اثر مثبت داشته باشه اثر ً منفی به جای میذاره، کارشناسان باور دارن وقتی شما به طور بزرگ نمایی آمیز از فردی که با اون آشنا شدین تعریف می کنین اون دچار یه جور احساس ترس و استرس می شه. همیشه در تعریف کردن و ضمنا انتقاد کردن حد متعادل رو رعایت کنین و زیاده روی نکنین.

خیلی از آقایان فکر می کنن با تعریف کردن بیشتر از حد از خانما می تونن اونا رو واسه زندگی و ازدواج تشویق کنن در صورتی که خانما تمایل زیادی به شنیدن تعریفای بزرگ نمایی شدن ندارن و دچار ترس و ترس می شن.

یکی دیگر از مواردی که باعث بی اعتمادی دوطرف به همدیگه می شه، نبود استقلال و داشتن هویت اجتماعی مناسبه، این موضوع به ویژه در افرادی که دراواخر ده بیست و بالاتر زندگی خودن کرد بیشتری پیدا می کنه.

بیشتر خانما به آشنایی به چشم یک فرصت واسه ازدواج نگاه می کنن و از آقایی که با اون آشنا شدن توقع دارن که استقلال فردی و اجتماعی مطلوبی داشته باشه، اگه یک مرد هنوز دارای شغل نیس و یا درصورتی که با خونواده زندگی می کنه درپرداخت هزینه ها به اونا کمک نمی کنه نمیشه واسه هدایت زندگی خانوادگی به اون اعتماد کامل کرد، گرچه که دلایل این روش زندگی اون باید به طور کامل سنجیده و پرسیده شه.

افرادی در آشنایی، ازدواج و تشکیل دادن خونواده موفقن که با انگیزه و پرتلاشن، دید مثبت و خوش بینانه ای به زندگی دارن، هدفمند، خواهان پیشرفت و پیشرفت مهربون و دلسوز هستندو می تونن مسئولیت خونواده رو به عهده بگیرن.
صحبت درباره میزان درآمد فرد، نوع شغل ، خونواده، میزان تحصیلات، علایق فردی و فعالیتای اجتماعی همه از موارد خیلی مهمیه که افراد باید به دقت درباره اون آگاهی داشته باشن اما پرسیدن بی امان سئوالات در اولین جلسه آشنایی می تونه این احساس رو در فرد مقابل بسازه که شما تنها به انگیزهای مادی به این آشنایی علاقه مند هستین و ازاین رو ارتباطش رو با شما کم و حتی قطع کنه.
گفتنیه؛ این سئوالات رو باید کم کم و با انجام صبر و درایت از فردی که با اون آشنا شدین بپرسید و اگه اون به شما دروغ می گه یا حقیقت رو کتمون می کنه، آینده روشنی در آشنایی و ازدواج با اینجور فردی وجود نداره.

پیشنهاد های زوجای خوشبخت واسه داشتن زندگی بهتر
ای دسته از آدما موفق خوب می تونن با انواع مشکلات و پیچیدگی‌ها در زندگی زناشویی برخورد کنن و خوشبختی خود و خونواده رو حفظ کنن شاید شمام با زوجایی برخورد کردین که به نسبت بقیه زوجا خوشبخت تر به نظر میان.

این افراد از تکنیکایی استفاده می کنن که تضمین کننده ی آرامش اونا در زندگیه.

همیشه مهربون و با گذشتن
مهربانی کلید حل اختلافاته، هنگامی که در اثر مشکلات مختلف دچار افسردگی ، اندوه، خشم، ناراحتی، عصبانیت، خشونت، کینه ، سرافکندگی و دلشکستگی می شید نباید این موارد بر نحوه رفتار با همسرتون اثر گذارد، حتی اگه به عکس اون دچار اینجور حالاتی بود شما باید نقش یک همدم مهربون رو واسه اون داشته باشین، مهربانی در کلام، گفتار، رفتار و حتی نوع نگاه همه می تونه باعث آرامش همسر، احساس اعتماد و امنیت و کاهش رفتار اون شه، حتی سرسخت‌ترین مشکلات رو میشه با آرامش، گفتگوی محبت آمیز، نگاه مهربون و گذشت و ایثار پشت سرگذاشت و جریان زندگی رو زنده و پایدار نگه داشت.
به سلامت روحی و جسمی خود اهمیت میدن
یک زوج موفق به سلامت خود و همسرشون اهمیت میدن، مواردی چون دچار شدن به انواع مریضی‌ها، چاقی و افزایش وزن، ریزش موی سر، نازایی، حوادث و تروما، مشکلات خلقی، افسردگی و حتی بروز مریضی‌های روانی همه می تونه خیلی بر روابط زن و شوهر اثر منفی گذاشته و باعث جدایی و اختلاف بین اونا شه.
اهمیت دادن به سلامت، تغذیه مناسب و مفید، استراحت به اندازه کافی، پرهیز از مصرف دخانیات، ورزش منظم، انجام آزمایشات دوره‌ای، مراقبت از همسر هنگام مریضی و در زمان نقاهت و ایجاد روحیه خوشحال در خونواده همه می تونه باعث افزایشه سطح سلامت زن و شوهر و فرزندان و دووم زندگی مشترک و خوشبختی زن و شوهر شه.
زمان خود رو واسه کار، خونه ، همسر و فرزندان تنظیم می کنن
اهمیت دادن به کار در عصر حاضر خیلی لازم و مهمه اما به همون اندازه مراقبت از خونواده و رسیدگی به اونا هم اهمیت داره. زوجای موفق افرادین که بین کار، رسیدگی به امور خونه و خونواده یه جور برابری و هماهنگی ایجاد می کنن.
واسه این کار داشتن برنامه ریزی دقیق و حساب شده ضروریه، به ویژه آقایان در این مورد باید بیشتر سعی کنن تا بتونن هم به همسر در انجام کارهای خونه ، خرید و تعمیرات کمک کنن و هم زمان کافی واسه رسیدگی به کودکان و نظارت بر تربیت، درس و فعالیت‌های اونا داشته باشن.
مردهایی که بیشتر به همسرشون در امور خونه کمک می کنن و زمان معینی رو با فرزندان سپری می کنن در محیط کاری هم از موفقیت بیشتری به نسبت مردها مجرد و یا افراد متاهل کم توجه به خونواده بهره مندن.
اونا به دقت بر امور اقتصادی خونواده نظارت و برنامه ریزی دارن
بعضی از زن و شوهر هنگامی که در امور اقتصادی دست به کارهای پر خطر میزنن و به دلایل مختلف شکست می‌خورند به دلیل استرسی که بر خونواده وارد کرده‌ان در این کانون هم دچار شکست و نا امیدی می‌شن.
خطر کردن واسه درآمد زایی و بالا بردن سطح توان اقتصادی خونواده اگر حساب شده نباشه می تونه ایجاد کننده اختلاف و دعوا در خونواده و حتی طلاق و جدایی شه.
واسه داشتن یک زندگی خانوادگی پایدار باید به دقت بر مخارج اقتصادی خود نظارت داشته باشین، برنامه ریزی واسه مخارج خونواده، خرید مایحتاج، ملزومات مورد نیاز، تحصیل فرزندان، هزینه‌های درمانی و خدماتی همه باید از قبل تنظیم شده باشه باشه.
اگه فردی ولخرج هستین و به محض دریافت حقوق خود اون رو طی مدت زمان کوتاهی به بهونه‌های مختلف خرج می کنین در زندگی خانوادگی با مشکل روبرو می‌شید، واسه رفع این مشکل با همسرتون صحبت کنین و از انواع راه حل‌ها مثل پس‌انداز بانکی یا به امانت سپردن موجودی واسه مدیریت هزینه‌های خود استفاده کنین.
با رعایت این راهکارها می تونین زندگی خوشحال و آرامی رو در کنار اعضای خونواده خود سپری کنین و در صورت بروز مشکل با همفکری ، مماشات و مراجعه به افراد متخصص از اونا با موفقیت عبور کرده کانون خونواده خود رو همیشه پرنور و گرم نگه دارین.

رفتارای منفی رو روبروی کودک کنترل کنین
رفتارای منفی رو روبروی کودک کنترل کنین
دقت کنین رفتارهای خود رو روبروی کودک کنترل کنین و از بروز خشم و رفتارهای پرخاشگرایانه پیشه او پرهیز کنین به پیشنهاد های متخصصین در این مورد دقت کنین و اجازه ندین از رفتارهای منفی تون الگوبرداری کنن.

پدرها و مادرها همیشه باید به این نکته توجه داشته باشن که اونا الگوی خیلی مهم و تاثیرگذاری در زندگی کودکانن. وقتی که موضوع سلامت روان و سلامت عمومی کودکان مطرح می‌شه هم پدرها و مادرها نقش خاص خودشون رو دارن. متخصصان قبول دارن که قرار گرفتن در نقش والدین می تونه واقعا سخت و استرس‌زا باشه. واسه همین، مراقبت پدرها و مادرها از سلامت روانی خودشون واسه مراقبت از فرزندان‌شون ضرورت داره. یکی از مهم‌ترین مسائلی که هر پدر و مادری باید به اون توجه کنه، نوع نشون دادن خشم و ناراحتی پیشه کودکه. کودکان، خیلی از رفتارهای خودشون رو طبق همین رفتارهای شما تنظیم می کنن. بررسی‌های گذشته محققان نشون میدن که فقط ۱۵ درصد از نوجوانان بریتانیایی ورزش می کنن و از خواب کافی و آرامش نسبی بهره مندن. به نظر محققان، این سه عامل واقعا واسه سلامت روانی کودکان و نوجوانان،‌ نقش لازم دارن. کودکان وقتی درست رفتار می کنن که والدین هم رفتار درستی داشته باشن. پس، شما به‌عنوان پدر و مادر باید طوری زندگی کنین که اهمیت این عوامل به وسیله کودکان پذیرفته شه.

تصاویر

مردها زنانی را می پسندند که…

مردها زنانی رو می پسندند که روی پاهای خود وای میستن. یک مرد دوست داره شما رو زنی قوی ببینه، کسی که نیاز نداره کس دیگری از اون حمایت کنه یا مراقبش باشه.
به گزارش خبرنگار «سلیم نیوز»؛ بررسی ویژگیای یک زن جذاب و محبوب از نظر مردها واسه زنان می تونه جالب باشه؛ زنانی که از نظر روان شناختی بیشتر از اون که به دنبال داشتن محبوب باشن، مایل ان که محبوب بقیه، به ویژه شوهر خود باشن.

 
زنان محبوب و جذاب، به خودشون احساس خوبی دارن. «گرانت» معتقده در مرحله اول، زنان باید احساسات منفی رو که به خودشون دارن بشناسن. احساسات منفی در عمق ضمیر ناخودآگاه یک زن، دفن و باعث می شه که اون، احساس کنه نمی تونه رابطه خوبی با همسر و جنس مخالف داشته باشه.
 
وقتی صحبت از این می شه که مردها چطورین، نمیشه یک نظر کلی واسه همه صادر کرد، اما یک سری ویژگیای عمومی و مشترک هست که تقریبا در مورد همه مردها راستی می کنه و میشه گفت که بیشتر از هر چیز دیگری اونا رو تحت اثر قرار داده و جذب شون می کنه.
 
 
۱. اهمیت دادن به ظاهر خود
اولین چیزی که یک مرد در شما می بیند ظاهرتونه و به این معنی هم نیس که سطحی نگر و ظاهر بینه، بلکه منظور ما اینه که حتی پیش از اینکه فرصت دهن گشودن و حرف زدن با اون رو پیدا کنین، اثر خود رو در همون نگاه اول گذاشته اید! اگه خوب به نظر برسین و به ظاهر خود اهمیت بدین، اون متوجه میشه.
اگه ویژگیایی در ظاهر خود دارین که دوست شون ندارین، ترفندهای آرایشی هست که می تونین از اونا واسه کمتر نشون دادن این ویژگیا استفاده کنین. اگه بلد نیستین چه جوری آرایش کنین که بهترین ویژگیای ظاهرتون رو مشخص تر کنین، می تونین از پیشنهاد های کارشناسان استفاده کنین.
 
 
۲. رابطه خوب با بچه ها
وقتی که یک مرد به دنبال شریک مناسب واسه زندگیه، زنی که رابطه خوبی با بچه ها داره نظرش رو جلب می کنن، چون میدونه زنی که از بودن با بچه ها لذت می بره می تونه خونواده ی خوبی تشکیل بده.
 
3. اخلاق کاری خوب و مناسب
مردها دوست دارن با زنی ازدواج کنن که اخلاق و رفتار کاری خوبی داره. البته به این معنی نیس که باید سه شغله باشین و ۲۲ ساعت شبونه روز کار کنین تا توجه مردی رو جلب کنین، اگه در کارتون موفق باشین و مدت زمان طولانی در یک شغل مونده باشین نشون میده در کارتون جدی و سختکوش هستین و میشه در صورت ضرورت روی کمک شما حساب کرد.
 
۴. جداگونه بودن
مردها زنانی رو می پسندند که روی پاهای خود وای میستن. یک مرد دوست داره شما رو زنی قوی ببینه، کسی که نیاز نداره کس دیگری از اون حمایت کنه یا مراقبش باشه. البته وقتی موضوع جداگونه بودن مطرح می شه، نکته ی ظریفی هم هست: هر چند مردها از زنهای جداگونه خوش شون میاد، اما این رو هم دوست دارن که بعضی وقتا کسی به اونا نیاز داشته باشه. شمام زمانایی نیاز به شونِهایی دارین که سربر اونا بذارین.

شما به عنوان یک زن، نباید در رابطه ای قرار بگیرین که فقط به خاطر این که استقلال رو دوست دارین، کسی مراقب تون نباشه و به نیازای تون اهمیت نده. شما می تونین یک زن جداگونه و خود ساخته باشین و با هم هر وقت لازم شد خواسته کمک هم بکنین.
 
۵. مناسب و منطقی بودن
مردها دوست دارن زنی رو واسه زندگی مشترک انتخاب کنن که مناسب و منطقی باشه. بیشتر مردها دوست ندارن با زنی رابطه داشته باشن که با هر مشکل کوچیکی پریشون می شه. اگه رفتاری مناسب نداشته باشین، ممکنه زمانایی که در بین جمعی هستین، کارایی بکنین که باعث خجالت تون بشه و به درد سر بیفتید. ضمنا اگه نتونین خشم تون رو کنترل کنین، هر مردی رو از خود دور می کنین.

البته لازم نیس شخصیت خود رو کلا تغییر بدید. مناسب و منطقی بودن، یک هدف شخصیه که باید واسه اون تمرین کنین. مناسب بودن نه فقط به نفع روابط شماست، بلکه در تموم جنبه های زندگی روزمره کمک تون می کنه.

با استرس خداحافظی کنید

پیشنهاد ما اینه کسائی که دچار استرس شغلی زیادین حتما این بخش رو بخونن.

استرس شغلی به عنوان عمل دوطرفه بین شرایط کار و ویژگی‌های فردی شاغل، میزان بیشتر از حد خواست‌های محیط کار و پس فشارای مربوط به اینه که فرد بتونه از عهده اونا برآید استرس فرد رو در حالت آماده باش قرار میده و آدم هم با آماده کردن بدن واسه ایجاد شرایط دفاعی جواب میده.

سیستم عصبی با ترشح هورمونها و افزایش نبض و تنفس عمیق و کشش عضلات جواب میده. این جواب از قبل آمادگی ایجاد شدن رو داره و بیشتر همه به یک شکل جواب می دن و بستگی نداره که استرس در محل کار ایجاد شه یادر خونه.

خبر خوب اینه که رویکردهایی واسه رسیدن به رشد و پیشرفت‌ی فردی وجود دارن که اجرای‌شون آسون و عملیه و احتیاجی به زمان، هزینه و منابع خاصی ندارن. مدیران و اعضای تیم‌شون می تونن خیلی آسون این رویکردها رو به کار بگیرن و از استرس شغلی کم کرده شه.

خودتون الگویی واسه نشاط باشین و بقیه رو تشویق کنین

سطح استرس شغلی کارکنان روز به روز در حال افزایشه. گزارش‌ها نشون دهنده اینن که بیشتر از نصف نیروی کار در دنیا (حدود ۵۳ درصد) نسبت به پنج پارسال بیشتر روبروی فرسودگی و استرس شغلی قرار دارن. درسته که استرس واگیر داره، اما عکسِ این قضیه هم راستی می‌کنه. زمانی که هر کدوم از اعضای تیم احساس نشاط کنن، اثر اون به همه اعضای گروه انتقال می‌کنه.

طبق بررسی‌های گذشته موسسه‌ی مشاوره و تحقیقاتیِ «گالوپ» (Gallup) که ۱۰۵ تیم رو در شش دوره‌ی سه ماه مورد بررسی قرار داده بود، افرادی که ۲۰ درصد بیشتر از بقیه در اونا نشاط دیده می‌شد، موفق شدن باعث بالا رفتن روحیه‌ی دیگر اعضای تیم در طول شش ماه شن. پس، شمام باید فعالیت‌هایی که نشاط و سرزندگیِ شما و اعضای تیم‌ رو افزایش میدن شناسایی و اولویت‌بندی کنین. کارکنان‌ رو تشویق کنین که واسه ورزش کردن یا دیگر فعالیت‌های نشاط‌‌آور مثل پیاده‌روی دسته‌ جمعی وقت بذارن یا در تقویم کاری واسه هر پروژه زمان‌های اضافه‌تری اختصاص بدید تا کارکنان بتونن کارشون رو با آرامش و انعطاف بیشتری بکنن.

واسه فرار از استرس شغلی خارج از زمان کار به مسائل شغلی فکر نکنین

استرس کاری و روشهای مقابله با اون

برابر تحقیقات سازمان مشارکت و پیشرفت‌ی اقتصادی، در سراسر دنیا کارمندان به طور متوسط ۳۴ تا ۴۸ ساعت در هفته کار می کنن و احتمال داره بعد از ساعات کاری هنوزم درگیر کار یا فعالیت‌های مربوط به اون باشن. تحقیقات نشون دادن که همیشه مشغول به کار بودن، و انجام دادن چند کار به شکل با هم قاتل بهره‌وریه، خلاقیت رو نابود می‌کنه و از انرژی و نشاط کارکنان می‌کاهد و به استرس شغلی می افزاید.

فرهنگی که در جوامع الان هست، روز به روز بر بالا بودن کارکرد کارکنان تأکید داره و همین باعث می‌شه اونا تمایل داشته باشن که همیشه در حال فعالیت باشن، ولی این طرز‌ فکر خیلی خطرناکه و در نقطه‌ی مقابل بهره‌وری قرار داره، چون حسابی واسه استراحت باز نمی‌کنه.

حتی بهترین ورزشکاران در بهترین تیم‌ها هم نیاز به استراحت و بازسازی نیروهای خود دارن. پس، حتما این موضوع رو با کارکنان‌تون روشن کنین که چه زمانی باید تمرکز خود رو بر کار بذارن و چه زمانی باید اون رو از یاد ببرن.

واسه بالا رفتن تمرکز، از انجام چند کار به طور با هم خودداری کنین

انجام دادن چند کار به شکل با هم یک اشتباهه. آدم‌ها مثل کامپیوتر نمی‌توانند چند کار رو به شکل موازی و هم‌زمان بکنن. محقق عصب‌شناسی و نویسنده «جوآن دیک» (JoAnn Deak) اشاره می‌کنه که انجام دادن چند کار به شکل هم‌زمان، مدت زمان انجام کار رو دو برابر می‌کنه و تعداد اشتباهات رو هم کمه کم به دوبرابر می‌رساند.

اون می گه بهترین روش واسه انجام چند کار، روش ترتیبیه. افراد می تونن با اختصاص دادن کارا، یکی بعد از دیگری و به شکل اولویت‌بندی شده، از تداخل زمانی وظایف جلوگیری کنن و با اولویت دادن به کارهای مهم و نه فوری، به اعضای تیم‌شون کمک کنن.

در کارای روزانه نظم حرف اول رو میزند پس منظم باشین

اگه کار واسه شما استرس یا ناراحتی ایجاد می کنه حالا زمان اینه که برنامه کاری روزانه خود رو منظم کنین. اولین نکته واسه رفع استرس شغلی اینه که سعی کنین که چند دقیقه زودتر به محل کار خود وارد شید تا بتونین یک برنامه ریزی منظم و درست واسه کار روزمره خود داشته باشین.این به شما کمک می کنه تا به یک آرامش روحی برسین.

سعی کنین تا میز کار خود رو منظم کنین و یا ایمیلای خود رو چک کرده و ایمیلای اضافی رو پاک کنین. در صورت امکان یک لیست از کارایی رو که باید هر روز انجام بدین تنظیم کرده و طبق اون لیست عمل کنین.

در کار و محیط کارتون تنوع بسازین

تنوع در محیط کاری

تنوع رو به یه جور نمک زندگی معرفی کرده ان و این مسئله بیش تر از هر زمان دیگر در روزهای کاری خود رو نشون میده. تکرار یک یا چند نوع کار به شکل روزمره به فرد فشار آورده و باعث ناراحتی و افسردگی فرد میشه.

تحقیقات نشون داده که کارمندانی که در مورد طراحی و دکوراسیون محل کار خود نظر می دن و اون رو به دلخواه تغییر می دن ۴۰ درصد از بقیه خوشحال ترن و استرس شغلی کمتری دارن. البته در خیلی از موارد کارمندان از اینطور قدرتی در مورد تغییر دکوراسیون بهره مند نیستن. پس بهتره که سعی کنین محیط شخصی خود، مثل اتاق یا میز کار خود رو با اضافه کردن چند عکس، تقویم با اشکال خنده دار یا یک اثر هنری قشنگ تر کنین.

واسه فرار از استرس شغلی در صورتی که قوانین محل کار شما اجازه میده سعی کنین تا حد امکان از لباسایی با رنگای جور واجور و خوشحال استفاده کنین. استفاده از کیفی به رنگ روشن یا استفاده از انگشتر یا ساعت مچی که خاطره خوبی رو به یاد شما می آورد همه می تونه روی روحیه شما اثر بزاره.

واسه فرار از استرس شغلی غذاای سالم بخورین

محققان دریافتند استرس شغلی می تونه به انتخاب غذاهای ناسالم منجر شه. اونا فهمیدن اخلاق منفی افراد از یک روز کاری پراسترس، در شام خوردن اثر می‌گذارد و باعث انتخاب غذاهای ناسالم می‌شه. پس این افراد بیشتر از حد عادی غذا می‌خورند یا به جای انتخاب غذاهای سالم، غذاهای ناسالم انتخاب می کنن.

اگه می دونین که روز سختی رو در پیش دارین سعی کنین تا بین وعدهای سالم و مقوی رو به همراه خود به سر کار ببرین. مغزها شامل:گردو، فندق یا بادام به دلیل داشتن اسید چرب امگا۳، موز به دلیل دارا بودن پتاسیم، نون سبوس دار و ضمنا خوراکیایی که قند و انرژی رو با سرعت کم در بدن آزاد می کنن مثل این موادن.

و کلام آخر: قدر موقعیت خود رو بدونین

اگه از شغل خود یا موقعیت کاری خود راضی نیستین سعی کنین به یه جور به جنبه مثبت کار خود نگاه کنین. سعی کنین تا یک یا چند نکته مثبت در مورد کار خود رو پیدا کنین یا به این موضوع فکر کنین که خیلی از آدما در آرزوی شغل و رتبه شمان. سعی کنین تا با کمک به بقیه در محل کار خود این احساس مثبت رو در خود تقویت کنین.

– (17)

دانشگاه علامه طباطبایی
دانشکده علوم اجتماعی
پایان نامه کارشناسی ارشد گروه مددکاری اجتماعی
موضوع تحقیق :
نقش حمایت اجتماعی در میزان سلامت روان کارمندان جوان شهرداری تهران
استاد راهنما : آقای دکتر سید احمد حسینی
استاد مشاور: خانم دکتر طلعت اللهیاری
استاد داور: آقای دکتر حسین یحیی زاده
دانشجو: سمانه دودمان فیروزسالاری
1388
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده …………………………………………………………………………………………………………………………………
1فصل اول:کلیات تحقیق11-1مقدمه :11-2بیان مسئله:11-3انگیزه پژوهشگر:21-4هدف اصلی تحقیق:31-5ضرورت و اهمیت تحقیق:32فصل دوم: ادبیات تحقیق61-2مقدمه:62-2ادبیات نظری تحقیق62-2-1حمایت اجتماعی62-2-1-1ابعاد و انواع حمایت اجتماعی72-2-1-2منابع حمایت اجتماعی102-2-1-3کارکردهای حمایت اجتماعی102-2-1-4عوامل مؤثردر بهره مندی از حمایت اجتماعی112-2-1-5 نظریه های حمایت اجتماعی121.5.1.2.2تئوری های شکل گیری روابط121.1.5.1.2.2 رویکرد های مبادله و انصاف :12تئوری وابستگی متقابل کلی و تیبات13تئوری انصاف هاتفیلد13مدل سرمایه گذاری راسبالت142.1.5.1.2.2رویکرد رشد مرحله ای رابطه14 مدل شکل گیری و گسترش رابطه لوینگر و استوک14 تئوری نفوذ اجتماعی آلتمن و تیلور153.1.5.1.2.2رویکرد علی تعاملی………………………….16مدل علی تعاملی زوجی…164.1.5.1.2.2رویکرد تقویت16مدل شرطی سازی کلاسیک لات و لات:165.1.5.1.2.2رویکرد هماهنگی شناختی17تئوری سازماندهی شناختی هایدر17تئوری توازن نیوکامب172.5.1.2.2 تئوری های حمایت اجتماعی171.2.5.1.2.2مدلهای مربوط به میزان تغییر در اندازه و جهت حمایت اجتماعی در دوره های زندگی18تئوری کناره گیری از رابطه18تئوری بانک حمایتی18 مدل کمبود………192.2.5.1.2.2مدلهای مربوط به پیامدهای حمایت اجتماعی بر سلامتی19مدل تأثیر مستقیم( کلی) حمایت20مدل تأثیر غیر مستقیم حمایت( فرضیه سپر/ضربه گیر)203.2.5.1.2.2 مدلهای مربوط به نحوه کسب حمایت اجتماعی بر حسب اولویت در رابطه ، جایگزین های روابط از دست رفته یا توافق در روابط21مدل سلسله مراتبی- جبرانی21مدل تخصیص وظیفه21مدل تخصیص کارکردی21مدل هم چینی مناسب استرس و حمایت اجتماعی224.2.5.1.2.2مدلهای مربوط به کاهش یا افزایش حمایت اجتماعی ناشی از تغییر در تعداد پیوندها،عضویت ها و هویت های اجتماعی22تئوری انسجام اجتماعی22فرضیه انباشت هویتی23تئوری شبکه…232-2-2سلامت روان292-2-2-1عوامل مؤثر بر سلامت روان301.1.2.2.2سن و سلامت روان:30جوانان و سلامت روان302.1.2.2.2پایگاه اجتماعی- اقتصادی و سلامت روان313.1.2.2.2شغل و سلامت روان324.1.2.2.2تأهل و سلامت روان332-2-2-2نظریه های سلامت روان341.2.2.2.2سلامت روان از دید گاه جامعه شناسی342.2.2.2.2دیدگاههای روانشناسی:34دیدگاه روانکاوی34دیدگاه گشتالتی34دیدگاه انسان گرایی35دیدگاه روانی، اجتماعی،زیستی35دیدگاه شناختی:372-3ادبیات تجربی تحقیق372-3-1پیشینه تحقیق در ایران(سوابق پژوهشی داخلی)372-3-2پیشینه تحقیق درکشورهای خارجی (سوابق پژوهشی خارجی)394-2چارچوب نظری تحقیق402-4-1فرضیات پژوهش433فصل سوم: روش تحقیق463-1مقدمه :463-2روش پژوهش463-3جمعیت مورد مطالعه474-3روش نمونه گیری و حجم نمونه آماری483-5واحد پژوهش493-6روش جمع آوری داده ها493-7ابزار پژوهش و اعتبار و روایی493-7-1پرسشنامه حمایت اجتماعی کاترونا و راسل:493-7-2پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ:518-3روش تجزیه و تحلیل داده ها533-9تعاریف مفاهیم اصلی پژوهش543-9-1جوان543-9-2حمایت اجتماعی553-9-3سلامت روان:58نشانه های جسمانی(شکایات جسمانی)58اضطراب و بی خوابی 59اختلال در کارکرد اجتماعی60افسردگی……….613-9-4میزان تحصیلات613-9-5میزان درآمد ماهیانه623-9-6جنس623-9-7وضعیت تاهل624فصل چهارم:تجزیه وتحلیل اطلاعات654-1مقدمه654-2آمار توصیفی66-2-توزیع فراوانی جنسیت664-2-2توزیع فراوانی سن674-2-3توزیع فراوانی تحصیلات684-2-4توزیع فراوانی وضعیت تاهل694-2-5توزیع فراوانی درآمد704-2-6توزیع فراوانی وضعیت استخدامی714-2-7توزیع فراوانی سمت شغلی724-2-8توزیع فراوانی پایگاه اقتصادی و اجتماعی734-2-9توزیع فراوانی پیوند قابل اطمینان با دیگران744-2-10توزیع فراوانی وابستگی……………………………….754-2-11توزیع فراوانی راهنمایی و اطلاعات…………………764-2-12توزیع فراوانی فرصت برای رشد و پرورش774-2-13توزیع فراوانی انسجام اجتماعی……………………..784-2-14توزیع فراوانی اطمینان از ارزشمندی………………..794-2-15توزیع فراوانی حمایت اجتماعی……………………..804-2-16توزیع فراوانی نشانه های جسمانی………………….814-2-17توزیع فراوانی اضطراب و بی خوابی………………824-2-18توزیع فراوانی اختلال در کارکرد…………………..834-2-19توزیع فراوانی افسردگی…………………………………..844-2-20توزیع فراوانی سلامت روان……………………………854-3آمار استنباطی864-3-1بررسی فرضیه شماره یک864-3-2بررسی فرضیه شماره دو1024-3-3بررسی فرضیه شماره سه1044-3-4بررسی فرضیه شماره چهار1064-3-5بررسی فرضیه شماره پنج1084-3-6بررسی فرضیه شماره شش1114-3-7بررسی فرضیه شماره هفت1134-3-8بررسی فرضیه شماره هشت1155فصل پنجم: نتیجه گیری وپیشنهادات1195-1مقدمه:1195-2نتایج پژوهش1195-2-1نتایج به دست آمده از فرضیه شماره یک1195-2-2نتایج به دست آمده از فرضیه شماره دو1205-2-3نتایج به دست آمده از فرضیه شماره سه1215-2-4نتایج به دست آمده از فرضیه شماره چهار1215-2-5نتایج به دست آمده از فرضیه شماره پنج1225-2-6نتایج به دست آمده از فرضیه شماره شش1225-2-7نتایج به دست آمده از فرضیه شماره هفت1235-2-8نتایج به دست آمده از فرضیه شماره هشت1233-5پیشنهادات پژوهش1245-3-1پیشنهادات کاربردی1245-3-2پیشنهادات پژوهشی1255-4محدودیتهای پژوهش125 پیوست های تحقیق…………………………………………………………………………………………………….127
منابع فارسی……………………………………………………………………………………………………………………………..128
منابع لاتین………………………………………………………………………………………………………………………………..130
پرسشنامه …………………………………………………………………………………………………………………………………………..131
چکیده انگلیسی………………………………………………………………………………………………………..136
فهرست اشکال:
شکل ‏21 طیف شکل گیری و گسترش رابطه لوینگر و اسنوک15شکل ‏22 مراحل رشد رابطه آلتمن و تیلور15شکل ‏23 مدل کمبود19شکل ‏24مدل تأثیر مستقیم20شکل ‏25 مدل هم چینی مناسب استرس و حمایت اجتماعی کاترونا22شکل ‏26 مدل انسجام اجتماعی دورکیم23شکل‏27 تیپولوژی مبادلاتی پیوندهای قوی و ضعیف اسپینوزا (1999)29شکل ‏28 ابعاد سلامت29 شکل 2-9 مدل نظری اثر گذاری متغیرهای مستقل (ابعاد حمایت اجتماعی ، تأهل و پایگاه اقتصادی – اجتماعی) بر متغیر وابسته (سلامت روان)………………………………………………………………………………………43
فهرست جداول:
‏31تعداد شاغلین در مناطق شهرداری تهران و درصد جوانی جمعیت به تفکیک مناطق47‏32پایایی مقیاس کاترونا و راسل در نژادها و کشورهای گوناگون(زکی ،1387)50‏33 پایایی به دست آمده در پژوهش51‏34ضرایب همبستگی ابعاد شش گانه حمایت اجتماعی51‏35 پایایی به دست آمده در پژوهش52‏11 ضرایب همبستگی خرده مقیاس های سلامت روان…………………………………………………………………..53
‏4 1 توزیع درصد فراوانی جنسیت66‏42 توزیع درصد فراوانی سن67‏43 توزیع درصد فراوانی تحصیلات68‏44 توزیع درصد فراوانی وضعیت تاهل69‏45 توزیع فراوانی درآمد……………………………………………………………………………………………………………..70‏46 توزیع درصد فراوانی وضعیت استخدامی71‏47 توزیع درصد فراوانی سمت شغلی7248 توزیع درصد فراوانی پایگاه اقتصادی و اجتماعی73‏49 توزیع درصد فراوانی پیوند قابل اطمینان با دیگران74‏410 توزیع درصد فراوانی وابستگی75‏411 توزیع درصد فراوانی راهنمایی و اطلاعات76‏412 توزیع فراوانی فرصت برای رشد و پرورش77‏ 413 توزیع درصد فراوانی انسجام اجتماعی78‏414 توزیع درصد فراوانی اطمینان از ارزشمندی79‏ 415 توزیع درصد فراوانی حمایت اجتماعی80‏416 توزیع درصد فراوانی نشانه های جسمانی81‏417توزیع درصد فراوانی اضطراب و بی خوابی82‏418 توزیع درصد فراوانی اختلال در کارکرد83‏ 419 توزیع فراوانی افسردگی84‏ 420 توزیع درصد فراوانی سلامت روان85‏421 ضرایب همبستگی و تبیین برای رابطه بین میزان حمایت اجتماعی با میزان سلامت روان86‏422 آماره رگرسیونی و برازش مدل رگرسیونی (سهم میزان حمایت اجتماعی در سلامت روان)86‏423 رابطه بین میزان حمایت اجتماعی و میزان سلامت روان87‏424ضرایب همبستگی و تبیین برای رابطه بین میزان وابستگی با میزان سلامت روان88‏425 آماره رگرسیونی و برازش مدل رگرسیونی (سهم میزان وابستگی در سلامت روان)89‏426 رابطه بین میزان وابستگی و سلامت روان90‏427ضرایب همبستگی و تبیین برای رابطه بین میزان راهنمایی و اطلاعات با میزان سلامت روان91‏428 آماره رگرسیونی و برازش مدل رگرسیونی( سهم میزان راهنمایی و اطلاعات در سلامت روان)91‏429 رابطه بین میزان راهنمایی و اطلاعات و میزان سلامت روان92‏430 ضرایب همبستگی و تبیین برای رابطه بین میزان فرصت برای رشد و پرورش با میزان سلامت روان93‏431 رابطه بین میزان فرصت برای رشد و پرورش با میزان سلامت روان94‏432 ضرایب همبستگی و تبیین برای رابطه بین میزان انسجام اجتماعی با میزان سلامت روان95‏433 آماره رگرسیونی و برازش مدل رگرسیونی( سهم میزان انسجام اجتماعی در سلامت روان)95‏434 رابطه بین میزان انسجام اجتماعی با میزان سلامت روان96‏435 ضرایب همبستگی و تبیین برای رابطه بین میزان اطمینان از ارزشمندی با میزان سلامت روان97‏436 آماره رگرسیونی و برازش مدل رگرسیونی( سهم میزان اطمینان از ارزشمندی در سلامت روان)98‏437 رابطه بین میزان اطمینان از ارزشمندی با میزان سلامت روان99‏438 ضرایب همبستگی و تبیین برای رابطه بین میزان پیوند قابل اطمینان با دیگران با میزان سلامت روان100‏439 آماره رگرسیونی و برازش مدل رگرسیونی(سهم میزان پیوند قابل اطمینان با دیگران در میزان سلامت روان)………………………………….100‏440رابطه بین میزان پیوند قابل اطمینان با دیگران با میزان سلامت روان101‏441 میانگین میزان سلامت روان پایگاههای اقتصادی – اجتماعی102‏442 مقایسه پایگاههای اقتصادی و اجتماعی از نظر میزان سلامت روان103‏443 رابطه بین پایگاههای اقتصادی – اجتماعی با میزان سلامت روان103‏444 میانگین میزان سلامت روان وضعیتهای تاهل104‏445 مقایسه وضعیت های تأهل از نظر میزان سلامت روان105‏446 رابطه بین وضعیتهای تاهل و میزان سلامت روان105‏447 میانگین میزان حمایت اجتماعی وضعیتهای تاهل106‏448 مقایسه وضعیت های تأهل از نظر میزان حمایت اجتماعی107‏449 رابطه بین وضعیتهای تاهل و میزان حمایت اجتماعی107‏450 ضرایب همبستگی و تبیین برای ارتباط بین میزان حمایت اجتماعی با میزان افسردگی108‏451 آماره رگرسیونی و برازش مدل رگرسیونی( سهم میزان حمایت اجتماعی در افسردگی)109‏452 رابطه بین میزان حمایت اجتماعی با میزان افسردگی110‏453 ضرایب همبستگی و تبیین برای رابطه بین میزان حمایت اجتماعی با میزان اختلال کارکرد اجتماعی111‏454 آماره رگرسیونی و برازش مدل رگرسیونی( سهم میزان حمایت اجتماعی در اختلال کارکرد اجتماعی)111‏455 رابطه بین میزان حمایت اجتماعی با میزان اختلال کارکرد اجتماعی112‏456 ضرایب همبستگی و تبیین برای رابطه بین میزان حمایت اجتماعی با میزان نشانه های جسمانی113‏457 رابطه بین میزان حمایت اجتماعی با میزان نشانه های جسمانی114‏458 ضرایب همبستگی و تبیین برای رابطه بین میزان حمایت اجتماعی با میزان اضطراب و بی خوابی115‏459 آماره رگرسیونی و برازش مدل رگرسیونی( سهم میزان حمایت اجتماعی در اضطراب و بی خوابی)1154-60رابطه بین میزان حمایت اجتماعی با میزان اضطراب و بی خوابی…………………………………………….116
فهرست نمودارها:
‏4 1 توزیع درصد فراوانی جنسیت66‏42 توزیع درصد فراوانی سن67‏43 توزیع درصد فراوانی تحصیلات68‏44 توزیع درصد فراوانی وضعیت تاهل69‏45 توزیع فراوانی درآمد……70‏46 توزیع درصد فراوانی وضعیت استخدامی71‏47 توزیع درصد فراوانی سمت شغلی72‏48 توزیع درصد فراوانی پایگاه اقتصادی و اجتماعی73‏49 توزیع درصد فراوانی پیوند قابل اطمینان با دیگران74‏410 توزیع درصد فراوانی وابستگی75‏411 توزیع درصد فراوانی راهنمایی و اطلاعات76‏412 توزیع فراوانی فرصت برای رشد و پرورش77‏413 توزیع درصد فراوانی انسجام اجتماعی78‏414 توزیع درصد فراوانی اطمینان از ارزشمندی79‏415 توزیع درصد فراوانی حمایت اجتماعی80‏416 توزیع درصد فراوانی نشانه های جسمانی81‏417توزیع درصد فراوانی اضطراب و بی خوابی82‏418 توزیع درصد فراوانی اختلال در کارکرد83‏419 توزیع فراوانی افسردگی84‏ 420 توزیع درصد فراوانی سلامت روان85‏421رابطه بین میزان حمایت اجتماعی و میزان سلامت روان88‏422رابطه بین میزان وابستگی و سلامت روان90‏423 رابطه بین میزان راهنمایی و اطلاعات و میزان سلامت روان93‏424 رابطه بین میزان فرصت برای رشد و پرورش با میزان سلامت روان94‏425 رابطه بین میزان انسجام اجتماعی با میزان سلامت روان97‏426 رابطه بین میزان اطمینان از ارزشمندی با میزان سلامت روان99‏427 رابطه بین میزان پیوند قابل اطمینان با دیگران با میزان سلامت روان102‏428 رابطه بین پایگاههای اقتصادی – اجتماعی با میزان سلامت روان104‏429 رابطه بین وضعیتهای تاهل و میزان سلامت روان106‏430 رابطه بین وضعیتهای تاهل و میزان حمایت اجتماعی108‏431 رابطه بین میزان حمایت اجتماعی با میزان افسردگی110‏432 رابطه بین حمایت اجتماعی با میزان اختلال کارکرد اجتماعی113‏433 رابطه بین میزان حمایت اجتماعی با میزان نشانه های جسمانی114‏434 رابطه بین میزان حمایت اجتماعی با میزان اضطراب و بی خوابی117142875180975فصل اول
کلیات تحقیق
00فصل اول
کلیات تحقیق
فصل اول:کلیات تحقیقمقدمه :پیشرفت و اعتلای هر سیستم و نهادی در گرو کارآمدی عناصر و اعضای آن است .کار آمدی و کارایی اعضا نیز در نتیجه سلامت جسمانی و روانی مناسب و متعادل آنها تحقق می یابد.بنابراین می توان گفت بهداشت و سلامت روانی یکی از ضرورتهای اجتماعی است؛ چرا که عملکرد مطلوب جامعه مستلزم برخورداری از افرادی است که از نظر سلامت و بهداشت روانی در وضعیت مطلوبی قرار داشته باشند. برهمین اساس نیز یکی از اهداف و برنامه‌های نظام‌های اجتماعی، تلاش برای ارتقاء سطح رفاه و بهزیستی افراد جامعه است . انسان عصر حاضر بیش از گذشته برای غلبه بر فشارهای روانی ، به نظام های حمایتی چون خانواده، دوستان ، همکاران و… نیاز دارد. یکی از راهبردهای مناسب جهت کنارآمدن با فشارهای روانی، جلب حمایت های اجتماعی است . حمایت های اجتماعی که از خانواده و شبکه شخصی دریافت می شود ، برای سلامتی و بهزیستی ضروریست و همچنین نقش تسهیل کنندگی در سازگاری با تنشها دارد و از این رو به عنوان یکی از عوامل مهار کننده اثرات منفی تنش شغلی نیز شناخته شده است .
بیان مسئله: سلامت روان که حالتی از سلامتی عاطفی و اجتماعی است ،به علت اثرگذاری بر وضعیت و سلامت جسمانی مقوله ای بسیار حائز اهمیت به شمار می آید. سلامت روان در واقع منبعی است که افراد را قادر می سازد ، زندگی خود را به شکل موفقیت آمیزی اداره نمایند. عوامل متعدد محیطی ، اجتماعی و جسمی بر وضعیت سلامت روان اثر گذارند؛ یکی از این عوامل حمایت های اجتماعی است.
حمایت اجتماعی از جنبه های مختلف احساسی، اطلاعاتی ، مصاحبتی و نظایر آن که در خلال رخدادهای زندگی روزمره یا بحران هایی که فرد با آنها روبه روست ، ظاهر می شود. فقدان یا کاستی حمایت اجتماعی ، موجب آسیب پذیری در مقابل تنیدگی ( فشار یا استرس ) شده و زمینه را برای بروز انواع اختلالات روانی ، به ویژه افسردگی ، اضطراب و اختلال در عملکرد اجتماعی را فراهم می آورد . در واقع به نظر می رسد که یکی از تبعات درک حمایت اجتماعی از سوی افراد، تامین سلامت روان آنهاست . به بیانی دیگر شاید بتوان گفت که حتی هسته اصلی درمان بیماریها و اختلالات روانی ، حمایت و درک خانواده ، جامعه و اطرافیان است.آمارها نشان می دهد که بین 10 تا 40 در صد از جمعیت بالای پانزده سال کشور دچار بیماری روانی هستند و برخی ارقام شیوع افسردگی را تا 30 در صد کل جمعیت کشور برآورد می کنند (قدسی، 3:1382).
اسمیت و هابس معتقدند، اختلالات روانی ناشی از فروپاشی منابع حمایت اجتماعی به ویژه روابط خانوادگی هستند ؛ به عنوان مثال فقدان حمایت اجتماعی به طور مستقیم و غیر مستقیم موجب افسردگی می گردد. اختلال افسردگی چه از نظر منابع حمایت اجتماعی و چه از نظر تنیدگی های محیطی که بر فرد وارد می شود ، جنبه برون زا و واکنشی به محیط اجتماعی دارد .
کارشناسان سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده اند که بیش از 150 میلیون نفر از جمعیت جهان از اختلالات عصبی- روانی و روانی – اجتماعی رنج می برند(حسینی ،1380) .
در سال های اخیر پژوهش هایی در زمینه رابطه سلامت روان و حمایت اجتماعی انجام گرفته است . این بررسی ها از یک سو مبین آنست که وجود حمایت اجتماعی تاثیر مستقیم بر سلامت روان دارد و یکی از پیش بینی کننده های سلامت محسوب می گردد ؛ اما از سوی دیگر یافته هایی نیز نشان داده اند که همیشه رابطه ای قوی بین سلامت و حمایت اجتماعی وجود ندارد ، چرا که حمایت تنها یکی از عوامل دخیل در سلامتی است و شواهدی وجود دارد که حمایت اجتماعی در وضعیت سلامت برخی از افراد اثر گذار نمی باشد.
انگیزه پژوهشگر: مطالعه آمارهایی که حکایت از گسترش و شیوع اختلالات روانی در بین جوانان دارد،پژوهشگر را بر آن داشت تا با توجه به اهمیت نقش جوانان به عنوان نیروهای فعال در سازندگی کشور ، به بررسی سلامت روانی جوانانی که در پیکره مدیریت شهری کلان شهر تهران فعالیت می نمایند، با تأکید بر عامل حمایت های اجتماعی غیر رسمی ( یکی از عوامل دخیل در سلامت روان) بپردازد.
هدف اصلی تحقیق: هدف اصلی در این پژوهش، بررسی نقش ابعاد مختلف حمایت های اجتماعی در میزان سلامت روان جوانان و مقایسه وضعیت سلامت روان در بین جوانانی که از حمایت های اجتماعی بالایی بهره مند هستند و آنها که مراتب ضعیف تری از این حمایتها را دریافت می دارند؛ می باشد. لذا پژوهش حاضر بر آنست که به این سؤالات پاسخ دهد که :
آیا بین میزان حمایت اجتماعی جوانان با میزان سلامت روان آنها رابطه مثبت وجود دارد ؟
آیا بین میزان سلامت روان جوانان از نظر تعلق داشتن به پایگاههای اقتصادی- اجتماعی مختلف، تفاوت وجود دارد؟
آیا بین میزان حمایت اجتماعی جوانان متأهل و غیر متأهل تفاوت وجود دارد و این تفاوت بر سلامت روان آنها اثرگذار است ؟
آیا بین میزان حمایت اجتماعی با میزان افسردگی جوانان رابطه وجود دارد؟
آیا بین میزان حمایت اجتماعی با میزان اختلال کارکرد اجتماعی جوانان رابطه وجود دارد؟
آیا بین میزان حمایت اجتماعی با میزان نشانه های جسمانی جوانان رابطه وجود دارد؟
آیا بین میزان حمایت اجتماعی با میزان اضطراب و بی خوابی جوانان رابطه وجود دارد؟
ضرورت و اهمیت تحقیق: با توجه به پیامدهای مؤثر سلامت روان در زندگی افراد ، اهمیت پژوهش در این حوزه نمود بیشتری می یابد. بررسی ها نشان می دهد که برخورداری از سلامت روان زمینه ساز رشد مهارتهای فکری و ارتباطی را فراهم می نماید و عملکرد موفق فرد را در زمینه کارکردهای ذهنی، ارتباطی، عاطفی ، هیجانی و… موجب می گردد.
بنا به گزارش سازمان بهداشت جهانی(WHO) ، اختلالات روانی یکی از مهمترین علل ناتوانی و از کار افتادگی در جهان می باشد ؛ از آنجا که بسیاری از این اختلالات در اواخر نوجوانی یا اوایل جوانی شروع می شوند، توجه به سلامت روان این گروه به عنوان نیروی فعال جامعه ، اهمیت قابل ملاحظه ای خواهد داشت.
نتایج پژوهشی که در سال 1383 بر روی نوجوانان و جوانان 30-15 ساله شهر تهران صورت گرفته ، مؤید آنست که میزان شیوع اختلالات روانی در این شهر 3/29 درصد است که نزدیک به 10% بیش از آمارهای جهانی بوده و نسبت به سایر مطالعاتی که به همین منظور روی گروههای مختلف جامعه در سالهای گذشته انجام شده ، بالاترین رقم به دست آمده است ( بیابانگرد،1383) .
از آنجا که ادراک حمایت های اجتماعی ممکن است به عنوان یکی از پیش بینی کننده های سلامت روان محسوب گردد، بررسی میزان رابطه این حمایتها با وضعیت سلامت روان جوانان می تواند جهت برنامه ریزی در حوزه مسایل آنها موثر بوده و با مشخص نشدن نقش هر یک از ابعاد حمایت ، راهکارهایی را برای ارتقاء سیستم های حمایت اجتماعی ارائه نماید .
152400-190500فصل دوم
ادبیات تحقیق
00فصل دوم
ادبیات تحقیق
فصل دوم: ادبیات تحقیقمقدمه: در این بخش ابتدا مفهوم حمایت اجتماعی از دیدگاه پژوهشگران این حوزه تعریف می شود و با توجه به اهمیت نقش روابط در برخورداری از حمایت های اجتماعی ، برخی از تئوری های مطرح شده پیرامون چگونگی شکل گیری ، حفظ و تداوم رابطه بیان خواهد شد و همچنین تئوری های مربوط به حمایت اجتماعی بررسی می شوند . سپس به مفهوم سلامت روان پرداخته می شود و دیدگاههای جامعه شناسی و روانشناسی در این زمینه مورد اشاره قرار می گیرند و نیز پژوهشهایی که تاکنون در حوزه سلامت روانی و حمایت اجتماعی در داخل و خارج از کشور انجام شده اند ، به طور اجمالی مرور خواهند شد . در ادامه با توجه به تئوری های بررسی شده مدل نظری پژوهش تعیین و فرضیات تحقیق جهت آزمون و سنجش مشخص می شوند.
ادبیات نظری تحقیقحمایت اجتماعی حمایت اجتماعی به کمک یا مساعدتی اطلاق می شود که دیگران در هنگام مواجهه شخص با استرس ، فشار و مشکلات زندگی در اختیار فرد می گذارند (تاسیگ،1386:ص70) و این مساعدت و حمایت به اشکال مختلفی می تواند صورت بگیرد . در شرایطی به شکل عاطفی و هیجانی از طریق ابراز علاقه و احترام و در شرایطی به شکل ابزاری و از طریق فراهم کردن کمکهای ملموس نظیر پول ، نفوذ و اطلاعات برای فرد ، انجام می پذیرد . سانتراک می گوید:” حمایت اجتماعی، اطلاعات و بازخوردهایی که از عزیزان و اطرافیان محترم و ارزشمندمان می گیریم و قرار گرفتن در شبکه ارتباطی و وظیفه مندی متقابل است (سانتراک ،1383:ص 314) . واکس [1]حمایت اجتماعی را به عنوان شبکه های اجتماعی، رفتارهای حمایتی و ارزیابی های حمایتی تعریف می کند (خیراله پور،1383:ص 84 ) . هاوس حمایت اجتماعی را نوعی مبادله بین فردی تعریف می نماید که پیوندهای عاطفی، کمک های موثر ابزاری ،ارائه اطلاعات و اظهار نظر و ارزیابی دیگران را در بر می گیرد ( دوران، 1383:ص24) . براندت و وینرت در تعریف از حمایت اجتماعی آن را شامل ایجاد تعلق / صمیمیت ، یکپارچگی اجتماعی، فرصت و امکانی برای رفتارهای مؤثر ، تضمین مجدد ارزش انسانها و ایفا نقش آنان، امکان کمکهای اطلاعاتی،عاطفی و مادی بیان می نمایند (رانکلین و دیگران؛2000) . کاپلان (1979) حمایت اجتماعی را اینگونه تعریف می کند: هرگونه محرکی که به پیشرفت اهداف فرد حمایت شده ، کمک کند(رابین دیماتئو،1378:ص172) . ساراسون نیز می گوید: حمایت اجتماعی ادراک فرد است از اینکه مورد محبت و علاقه دیگران می باشد، برای دیگران ارزش دارد و افرادی که در کنار او حضور دارند، آماده همیاری و مساعدت به وی در موقعیت های فردی هستند(دوران، 1383:ص24).
چلبی حمایت اجتماعی را روابط و مبادله های نامتقارن گرم در شئونات مختلف زندگی اجتماعی معرفی می کند که ابعاد مختلف امدادرسانی داوطلبانه را در چهار بعد زیر شامل می شود:
معرفتی( راهنمایی ، مشاوره و آموزش)
مادی( کمک های اقتصادی)
عاطفی ( ابراز همدری)
منزلتی ( اعاده کرامت انسانی) (چلبی،1375:ص158).
به بیانی کلی حمایت اجتماعی عبارتست از:” مراقبت ، محبت ، عزت ، تسلی و کمکی که سایر افراد یا گروهها به فرد ارزانی می دارند”( سارافینو ،1940:ص170) .
2-2-1-1ابعاد و انواع حمایت اجتماعی محققان اجتماعی طبقه بندی های گوناگونی را از انواع حمایت های اجتماعی ارائه نموده اند ، که در زیر به مهم ترین آنها اشاره می گردد .
در یک طبقه بندی باررا و آنلی[2] شش مقوله حمایت اجتماعی را مطرح کرده اند:
مساعدت های مالی : به شکل پول و یا سایر چیزهای فیزیکی
مساعدت رفتاری : مشارکت فیزیکی در انجام وظایف و امور
تعاملات صمیمی : رفتارهای مشورتی غیر مستقیم مانند گوش دادن،انجام دادن،درک و تفاهم و احترام به طرف مقابل
راهنمایی : ارائه تدبیر،راهکار ،پیشنهاد،اطلاعات
بازخورد: آماده کردن افراد برای تفکر مجدد در خصوص رفتارها،تفکرات و احساساتشان
تعاملات اجتماعی مثبت : درگیری در تعاملات اجتماعی برای تفریح و سرگرمی
اساسی ترین ابعاد حمایت اجتماعی در دو بعد طبقه بندی می شود :
بعد ساختاری؛ که ویژگی های کمی و عینی منبع حمایت را در بر می گیرد که شامل روابط اجتماعی رسمی یا غیر رسمی فرد با دیگران و تعداد نقش هایی که فرد ایفا می کند؛ می شود. این بعد حمایت اجتماعی ناظر به شبکه روابط اجتماعی فرد با دیگران است و تعداد افراد مورد تعامل ، نوع و میزان ارتباطات مجموعه افرادی را در یک شبکه با هم پیوند دارند، در بر دارد.
بعد عملکردی؛که شامل ویژگی های کیفی و ذهنی حمایت می باشد. این بعد به خصایص روابط اجتماعی که فرد برقرار می کند، مربوط است. اهمیت بعد عملکردی از این رو است که روابط اجتماعی فرد تا چه حد می تواند در هنگام مواجه با فشارهای روانی و اجتماعی به مثابه تعدیل کننده و محافظ عمل نمایند .
کوب[3] (1976) انواع حمایت اجتماعی را شامل :1) حمایت عاطفی 2)حمایت اعتباری(ارزشی) 3)احساس تعلق داشتن؛ می داند .
کاپلان (1977) پیشنهاد نمود که ابعاد کارکردی حمایت اجتماعی، تمام نیازهای اجتماعی اساسی را شامل می شود.نیازهای اجتماعی اساسی ، علاقه و محبت، اعتبار و ارزش و یا موافقت، تعلق ،هویت و امنیت را در بر می گیرد.تعاریف کوب و کاپلان به حمایت عاطفی محدود شده است.اخیراً محققان حمایت ابزاری و اطلاعاتی را هم در تعاریف مفهومی از حمایت اجتماعی وارد کرده اند . به عنوان مثال هوس[4] (1987)حمایت اجتماعی را در 4 دسته وسیع متمایز می کند: 1. حمایت عاطفی که با سهیم شدن در تجارب زندگی پیوند می خورد و توجه ، مراقبت ، علاقه و صداقت را شامل می شود ، 2. حمایت ابزاری که فراهم کردن وسایل و خدمات در دسترسی را برای فرد شامل می شود تا مستقیماً فرد را در برطرف کردن نیازش کمک کند ، این حمایت از طریق دوستان نزدیک ، همکاران ( هم رده ها) و همسایگی ها تأمین می شود ، 3. حمایت اطلاعاتی که حمایت به وسیله نصیحت ، پیشنهاد و اطلاعاتی است و فرد در مواجه با مسائل می تواند از آنها استفاده کند، 4. حمایت ارزیابی که نوعی اعتبار بخشیدن است(نوریس،2009:ص15 ) .
براساس تعریف مفهومی کاپلان(1974) ،تویتس[5] (1982)بیان می کند که حمایت اجتماعی باید به وسیله میزان و درجه ای که نیازهای اجتماعی اساسی فرد از طریق تعاملات با دیگران تأمین می گردد ، تعریف شود. بعد از یک بازنگری جامع در مقالات ، تویتس(1982) پیشنهاد کرد که حمایت ابزاری ( مانند فراهم نمودن یاری و کمک محسوس و ملموس از طریق خدمات کاری یا خانوادگی ) و حمایت عاطفی (مانند فراهم نمودن کمک غیر ملموس نظیر علاقه ، نصیحت و اعتبار)، تمام نیازهای اجتماعی اساسی را در بر می گیرد و تمام انواع دیگر حمایت را شامل می شود (نوریس،2009:ص15 ). حمایت عاطفی به میزان و دریافت محبت، مراقبت، همدردی و درک از دیگران ، مرتبط است (تویتس،1995:ص26). حمایت عاطفی معمولاً به وسیله یک محرم( رازدار) و یا شبکه ای از افراد نزدیک صمیمی فراهم می شود(برکمن،2000:ص 25).
حمایت ابزاری به کمک و یاری درنیازهای محسوس زندگی روزمره برمی گردد که شامل خرید خانه، پختن وتمیز کردن می شود.
به عقیده محققان اساساً 5 نوع حمایت اجتماعی وجود دارد:
حمایت عاطفی ؛ ابراز همدردی، توجه ، محبت و علاقه نسبت به فرد را در بر می گیرد، به این معنا که فرد در هنگام فشار روانی احساس می کند که به جایی تعلق دارد و همین حس ، آسایش و آرامش را برای وی فراهم می نماید . می توان گفت منابع این نوع حمایت ، کسانی هستند که فرد برای دلداری ، تسلی و یافتن احساس اطمینان به آن ها رجوع می نماید.از نظر لاندرمن و دیگران ، حمایت عاطفی بعدی از حمایت اجتماعی است که در برگیرنده کاربرد روابط اجتماعی در سهیم شدن عواطف، یافتن تفاهم ، تخلیه یأس و سرخوردگی و افزایش عزت نفس است (قدسی،1382 :ص6)
حمایت ارزشی؛ با ابراز احترام ، تشویق و تائید نظرها و احساسات فرد نمود پیدا می کند . این حمایت ، احساس ارزشمندی ، لیاقت و اعتبار را در فرد افزایش می بخشد .
حمایت مادی ؛ شامل کمکهای مستقیم به فرد است .
حمایت اطلاعاتی ؛ پیشنهاد ، توصیه کردن و کمک به فرد برای فهم یک مسئله و یا مشکل را شامل می شود . اطلاعاتی که فرد بتواند در برابر مسائل شخصی و محیطی از آن ها استفاده نماید ، می تواند به عنوان یک منبع حمایتی محسوب گردد .
حمایت شبکه ای؛ فرد به دلیل عضویت در گروهی با علایق و فعالیتهای خاص حمایتی را دریافت می دارد .
2-2-1-2منابع حمایت اجتماعی حمایت اجتماعی از منابع مختلفی می تواند تأمین گردد : خانواده،دوستان، همکاران،مدیران و….هریک از این منابع قادر هستند که فقدان منابع حمایتی دیگر را جبران نماید . این منابع را در دو گروه کلی می توان تقسیم بندی نمود :
حمایت های رسمی که غالباً از سوی مؤسسات و نهادهای خصوصی و دولتی ارائه می شود.
حمایت های غیر رسمی که از روابط شخصی فرد با خانواده ،دوستان و… به ویژه در هنگام بحران ها و نیازها ناشی می شود.
توجه به این نکته ضروری است که بین حمایت های رسمی سیستم های خدماتی و حمایت های غیر رسمی دوستان و خانواده ، تمایز وجود دارد.حمایت های اجتماعی غیر رسمی نسبت به حمایت های رسمی ساختار یافتگی کمتری داشته و به صورت آزادانه انجام می شوند.
2-2-1-3کارکردهای حمایت اجتماعی همه افراد در طول زندگی خود ( در هر سنی ) ، درجاتی از استرس را تجربه می کنند و در صدد کنار آمدن با آن بر می آیند. به فرآیندی که برای مهار ناهماهنگی اداراک شده بین ملزومات و منابع در یک موقعیت استرس زا توسط افراد به کار گرفته می شود؛ کنارآمدن گفته می شود ( سارافینو،1384:ص232) . یکی از راهکارهای کنار آمدن با موقعیت های استرس زا، افزایش حمایت های اجتماعی است و تحقیقات نشان داده اند که حمایت اجتماعی ، به افراد در کنار آمدن با فشار روانی کمک می نماید( سانتراک ،1383:ص 315) و موجب تخفیف شماری از نشانگان درماندگی روانشناختی از قبیل افسردگی ، اضطراب و ناخشنودی می شود (آزاد،1374.ص 160). کاپلان (1974)، کاسل[6] (1974،1976) و کوب (1976) از اولین کسانی بودند که بر نقش حمایت اجتماعی در سلامت روانی تأکید کردند . به طور کلی بیشتر مقالات پیرامون حمایت اجتماعی اشاره داشتند که حمایت اجتماعی به عنوان یک سپر در مقابل تأثیرات زیان آور جسمی و روانی فشارهای زندگی عمل می کند(نوریس،2009:صص15-14).
تامپسون (1995) برای حمایت اجتماعی کارکردهای زیر را بیان کرده است: ضربه گیری در برابر استرس ها، دسترسی به اطلاعات، خدمات و منابع مادی، کسب مهارت، مشاوره و ارائه راهکار و راهنمایی، نظارت، کنترل اجتماعی (خیراله پورص78:صص61-59) .
کارکردهای حمایت اجتماعی در سه گروه کلی عبارتند از:
کمک محسوس : در هنگام فشارهای روانی ، خانواده و دوستان می توانند خدمات و امکانات خوبی را در اختیار فرد قرار دهند.
اطلاعات : منابع حمایتی نظیر دوستان و خانواده با ارائه راهکارها و پیشنهاداتی درخصوص فشار روانی ایجاد شده، در مقابل فشار روانی فرد را قادر به مقابله می نمایند .
حمایت هیجانی : اطمینان فرد نسبت به این امر که برای دیگران ارزشمند است ، در زمان رویارویی با فشار و استرس که عزت نفس اغلب کاهش می یابد ، به او کمک می کند که با دلگرمی بیشتری با فشار روانی کنار بیاید .اغلب مطالعات و تحقیقات در زمینه حمایت اجتماعی ، تأثیر مبادلات عاطفی را مورد توجه قرار داده اند. این مطالعات نشان می دهند که داشتن رابطه نزدیک و خصوصی با کسی برای کاهش و یا از بین بردن تأثیر عوامل استرس زا ،بسیار اهمیت دارد (تاسیگ،1386:ص70) .
2-2-1-4عوامل مؤثردر بهره مندی از حمایت اجتماعی عوامل متعددی در تعیین بهره مندی از حمایت اجتماعی مؤثرند.بعضی از این عوامل به خود فرد مربوط می شوند (عوامل درون فردی) ؛ به عنوان نمونه خلق و خوی فرد ، تعیین کننده اینست که فرد، گیرنده یا دهنده حمایت باشد (سارافینو،1384:ص 243) . افراد از لحاظ میزان نیاز و علاقه به روابط اجتماعی متفاوت هستند و احتمال برخورداری و نیز ارائه حمایت اجتماعی توسط آنهایی که بیشتر درصدد برقراری ارتباط با دیگران می باشند ، بیشتر است. فردی که اجتماعی نباشد، به دیگران کمک نکند و اجازه ندهد دیگران بفهمند که به کمک نیاز دارد ، احتمالاً از حمایتی برخوردار نخواهد شد. بعضی افراد آنقدر که لازم است، جسارت کمک طلبیدن را ندارند ، یا نمی خواهند مزاحم دیگران شوند ، یا می خواهند مستقل شوند، یا نمی دانند که از چه کسی کمک بخواهند ، یا نمی توانند به کسی اطمینان کنند.
یکی دیگر از عوامل تعیین کننده بهره مندی از حمایت اجتماعی، ساختار شبکه اجتماعی فرد ، یعنی پیوندهایی است که فرد با اعضای خانواده و جامعه خود دارد (سارافینو،1384:ص 180) . مطالعات گسترده در مورد حمایت اجتماعی نشان داده است که به طور مشخص خویشاوندان ، دوستان ، همسایگان و همکاران به عنوان منابع مهمی هستند که می توان در صورت نیاز به کمک آنها مراجعه کرد. پیوندهای گوناگون- که از نظر وسعت ، میزان صمیمیت ، تعداد ارتباطات و نزدیکی متفاوت هستند- حمایت های اجتماعی مختلفی را برای اعضای شبکه فراهم می سازند . بنابراین تنوع روابط ، طیف وسیعی ازحمایت های متنوع را برای افراد فراهم می آورد و این حمایت های اجتماعی افراد را قادر می سازد تا توانایی رویارویی با مشکلات روزمره زندگی و بحران های زندگی را داشته باشند و به خوبی آنها را سپری کنند.
میزان حمایت اجتماعی که افراد دریافت می کنند ، همچنین به جنس و گروه فرهنگی اجتماعی آنان بستگی دارد.برخی شواهد نشان می دهد که زنان در مقایسه با مردان ، کمتر از همسرانشان از حمایت برخوردار می شوند و برای کسب حمایت اجتماعی ، بیشتر به دوستان زن خود تکیه می کنند (سارافینو،1384،ص 181) .
تحقیقات نشان داده است ، افرادی که با وقایع استرس زا به خوبی کنار می آیند ،بیشتر امکان دارد که دیگران را به خود جذب کنند و احتمال دوری دیگران از آنها بسیار اندک است. در حالی که آن گروه از افراد که در مقابله با استرس مشکل دارند ،چنین نیستند؛ این بدین معناست که افرادی که بیش از همه به حمایت اجتماعی نیاز دارند، کمتر احتمال دارد که از آن بهره مند شوند. (سارافینو،1384،ص 243)
2-2-1-5 نظریه های حمایت اجتماعی1.5.1.2.2تئوری های شکل گیری روابط بسیاری از محققان رابطه را به عنوان عنصر مبنایی حمایت اجتماعی می دانند و میزان برخورداری افراد از حمایت اجتماعی را براساس داشتن رابطه با دیگران و درگیری در آن بر حسب شدت رابطه ، ارزیابی می نمایند . از این رو قبل از پرداختن به تئوری های اصلی حمایت اجتماعی ، ضرورت دارد تئوری هایی که چگونگی شکل گیری روابط منتقل کننده منابع اجتماعی را تبیین می کنند، مورد بررسی قرار گرفته شوند.
این تئوری ها در یک دسته بندی کلی در 5 طبقه قرار می گیرند ،که عبارتند از: رویکرد های مبادله و انصاف، رویکرد رشد مرحله ای رابطه،رویکرد علی تعاملی، رویکرد تقویت، رویکرد هماهنگی شناختی
1.1.5.1.2.2 رویکرد های مبادله و انصاف :
در این رویکرد ، معیار حفظ و تداوم روابط، میزان داده ها و ستانده های آنهاست و افراد علاقمند هستند که بین آنچه که در یک رابطه هزینه می کنند و آنچه که از آن دریافت می نمایند ، توازن برقرار باشد . از تئوری های مربوط به این رویکرد ؛ می توان به تئوری وابستگی متقابل کلی و تیبات[7]، تئوری انصاف هاتفیلد[8] و مدل سرمایه گذاری راسبالت[9] اشاره کرد.تئوری وابستگی متقابل کلی و تیبات در اکثر تئوری های مبادله،اصلی ترین فرض اینست که برای تحقق نتیجه رضایت بخش از یک رابطه، باید پاداش های هر دو طرف رابطه، بیشتر از هزینه هایی باشد که آنها متحمل می شوند. از دیدگاه کلی و تیبات ، افراد برای ارزیابی رضایتبخش بودن رابطه خود با دیگران ، از معیار سطح مقایسه استفاده می کنند . سطح مقایسه معیاریست که منعکس کننده کیفیت نتایجی است که فرد احساس می کند در یک رابطه استحقاق به دست آوردن آنها را دارد و در نهایت براساس همین معیار ، تصمیم به ادامه و یا ترک رابطه را می نماید (پرلمن و فهر : (Perlman and Fehr,1989
کلی و تیبات در ارتباط با احتمال ترک کردن رابطه، اصطلاح وابستگی [10] را بکار می برند.وابستگی تابعی است از نتایج رابطه منهای سطح مقایسه برای جانشین های رابطه. اگر پس از ارزیابی نتایج رابطه کمتر از سطح مقایسه باشد، به احتمال بیشتری فرد رابطه را رها خواهد کرد و هر چه احتمال ترک رابطه بیشتر باشد ، نشان دهنده وابستگی کمتر فرد به آن رابطه خواهد بود(قدسی.1382: ص69).
تئوری انصاف هاتفیلد در این تئوری نیز فرض اصلی اینست که افراد در روابطشان سعی می کنند ، حداکثر نتیجه را به دست بیاورند (والستر و دیگران :Walster,et .1978 (.طبق این تئوری افراد علاقه دارند که نتیجه رابطه را برای خود با نتیجه آن برای طرف دیگر رابطه مقایسه کنند.”رابطه منصفانه رابطه ایست که در آن فرد احساس کند که نسبت داده/ نتیجه[11] هایش با نسبت داده / نتیجه های طرف مقابل رابطه مشابه باشد”(همان:ص70).
به اعتقاد نظریه پردازان تئوری انصاف ، چنانچه یک طرف رابطه به دنبال حداکثر سازی نتایج رابطه برای خود باشد، در طرف دیگر احساس ناخرسندی و کمبود ایجاد خواهد شد.در چنین شرایطی فرد ناراضی از رابطه،به طرق مختلفی از جمله تلاش برای تغییر نتایج رابطه، استفاده از مکانیزم روانی متقاعد کردن و ترک رابطه، درصدد اعاده انصاف بر می آید.
مدل سرمایه گذاری راسبالت این مدل در واقع مدل بسط یافته تئوری تیبات و کلی با توجه به مفاهیم تعهد و رضایت است (Rusbult,1980) . راسبالت در چهارچوب رویکرد وابستگی متقابل عنوان می کند که رضایت افراد از یک رابطه در سه حالت افزایش پاداش ها ، کاهش هزینه ها و کمتر شدن انتظارات شخصی آنها ، بیشتر می شود . براساس پیش بینی نظریه پرداز این مدل، اگر فرد جانشین های ضعیفی برای رابطه فعلی خود داشته باشد، به آن رابطه متعهد تر می گردد.راسبالت در مدل خود ، فراتر از تئوری مبادله عنوان می کند که تعهد نیز در رابطه می تواند متأثر از سرمایه گذاری ( منابعی نظیر پول، وقت و انرژی عاطفی ) باشد؛ هرچه سرمایه گذاری در یک رابطه سنگین تر، تعهد فرد به آن بیشتر.از نظر او سرمایه گذاری به علت ماهیتی که دارد و به سادگی قابل جدا شدن از رابطه نیست ، از پاداش و هزینه متمایز می باشد.سرمایه گذاری با فسخ رابطه از بین می رود و یا به لحاظ مقدار به طور قابل توجهی کاهش می یابد . از این رو سرمایه گذاری ها با افزایش دادن هزینه فسخ رابطه ، به حفظ آن کمک نموده و میزان تعهد را افزایش می دهد ( قدسی،1382: ص 72) .
2.1.5.1.2.2رویکرد رشد مرحله ای رابطه در این رویکرد، فرآیند ایجاد و رشد رابطه مورد توجه قرار می گیرد . فرآیند ایجاد رابطه به صورت تدریجی و مرحله ای در نظر گرفته می شود و برای ارتقاء از یک مرحله به مرحله دیگر متغیرهایی را دخیل می کند. از تئوری های مربوط به این رویکرد ؛ می توان به مدل شکل گیری و گسترش رابطه لوینگر و استوک[12]، تئوری نفوذ اجتماعی آلتمن و تیلور[13] اشاره کرد.
مدل شکل گیری و گسترش رابطه لوینگر و استوک در این مدل فرض اینست که کلیه روابط در طیفی نظری از عدم رابطه تا رابطه کامل قرار دارند.این طیف مراحل مختلفی را شامل می شود:
مرحله صفر: افراد از وجود هم اطلاعی ندارند و هیچ تماس و رابطه ای وجود ندارد.
مرحله یک: یکی از طرفین رابطه نسبت به دیگری شناخت و آگاهی دارد، اما هنوز رابطه ای برقرار نشده است .
مرحله دو: بین طرفین تعامل و ارتباطی رسمی متأثر از هنجارها و نقشهای اجتماعی وجود دارد .
مرحله سه: طرفین رابطه در اثر تعاملاتی که کمتر رسمی هستند،در تجارب یکدیگر سهیم می شوند و اشتراکاتی پیدا می کنند.
شکل ‏21 طیف شکل گیری و گسترش رابطه لوینگر و اسنوک در این مدل در سیر مراحل فوق متغیرهایی از جمله همجواری فیزیکی ، نزدیکی اجتماعی ، تشابه نگرش ها ، مکمل بودن نیازها و سطح خود افشاسازی ، دخالت دارند ( قدسی.1382: صص75-74 ) .
. تئوری نفوذ اجتماعی آلتمن و تیلور این تئوری بیان می کند که شکل گیری رابطه و ایجاد دوستی، فرآیندی تدریجی است.طبق تئوری نفوذ ، فرد بعد از برقراری تعامل ، نتایج آن را با توجه به انتظارات پیش از تعامل و جانشین های رابطه در دسترس، ارزیابی می نماید و رابطه طی فرآیندی مستمر از ارزیابی و پیش بینی ، رشد می یابد . به نظر آلتمن و تیلور ، پایدارترین و نزدیک ترین روابط ، روابطی اند که به آهستگی و طی تعاملات مکرر رشد کرده باشند(قدسی.1382: ص78).
چهار مرحله رشد رابطه که توسط آلتمن و تیلور تعیین شده است ، در شکل زیر دیده می شود:
شکل ‏22 مراحل رشد رابطه آلتمن و تیلور در مرحله مبادلات پایدار، طرفین رابطه با توجه به شناخت کامل از یکدیگر ، با هم تعامل خود انگیخته دارند و می توانند احساسات و رفتار احتمالی طرف دیگر را سریعاً تفسیر و پیش بینی کنند .
رویکرد علی تعاملی این رویکرد به توضیح وابستگی علی روابط نزدیک می پردازد.در این رویکرد شرایط علی ساختاری مؤثر در رابطه در سطوح محیطهای اجتماعی، فیزیکی و… در نظر گرفته می شود. تئوری مربوط به این رویکرد، مدل علی تعاملی زوجی[14] است.
مدل علی تعاملی زوجی: در این مدل که به تبیین روابط نزدیک[15] می پردازد ، این موضوع مطرح می شود که درگیری فرد در روابط نزدیک با همسر ، خویشاوندان و دوستان ، عواطف ، افکار و کنش های او را تحت تأثیر قرار می دهد . در این نوع روابط ، وابستگی متقابل که در برگیرنده اتصالات علی متقابل در عواطف ، افکار و کنشهای طرفین رابطه است، اثر تعیین کننده ای بر جهت دهی رفتار فرد دارد ، به نحوی که رفتار یک طرف رابطه ،بر رفتار طرف مقابل مؤثر است و بالعکس . براساس این مدل رابطه نزدیک مانند دوستی یا ازدواج، رابطه ایست که دارای اتصالات متقابل نسبتاً مکرر ، متنوع ، قوی و با دوام در عاطفه ، افکار و کنش هاست (قدسی،1382: ص73) . سطح بالای نزدیک بودن در یک رابطه دلالت بر این دارد که طرفین رابطه قادر به اثرگذاری عمیق بر یکدیگرند و طرح ها، اهداف و رفتار آنها با هم ارتباط علی بیشتری دارد و توانایی مستقل عمل کردن آنها کمتر است.
رویکرد تقویت در این رویکرد ، پاداش به عنوان عامل اصلی ایجاد کننده و حفظ کننده رابطه مورد توجه قرار می گیرد و براساس آن هرچه رابطه ای پاداش دهنده تر باشد، فرد بیشتر خود را در آن رابطه درگیر می نماید . تئوری مربوط به این رویکرد،شرطی سازی کلاسیک لات و لات[16] است.
مدل شرطی سازی کلاسیک لات و لات: این رویکرد مبتنی بر اصول شرطی سازی کلاسیک به ویژه روش هول- اسپنس[17] است . فرض اصلی رویکرد اینست که دوست داشتن یک شخص ناشی از شرایطی می شود که فرد، پاداش را در حضور آن فرد، صرف نظر از رابطه بین آن شخص و موقعیت پاداش دهنده، تجربه کند . از این لحاظ فرد ، شخص یا اشخاصی را که در هنگام پاداش گرفتن او حضور داشته اند، دوست خواهد داشت .
رویکرد هماهنگی شناختی این رویکرد تشکیل رابطه را مبتنی بر هماهنگی شناختی و عنصر اساسی برای تداوم و حفظ آن را همین توازن شناختی می داند.تئوری سازماندهی شناختی هایدر[18] و تئوری توازن نیوکامب [19]، مربوط به این رویکرد هستند .
تئوری سازماندهی شناختی هایدر فرض اصلی در این تئوری آنست که نگرشهای یک فرد به افراد دیگر و نگرشهای او به اشیاء ، دارای خواص مشابهی است . هایدر به ارتباط بین ادراک کننده P ، شخص دیگر Oو یک شیئ X می پردازد. این سیستم اغلب در یک نمودار مثلثی ارائه می شود که در آن P و O در بالا و X در پائین قرار می گیرند و در میان آنها خطوط ترسیم می شود . از نظر هایدر حالت توازن در این نمودار ، در صورتی که همه خطوط روابط ممکن بین P ، OوX مثبت و یا دو رابطه منفی و یکی مثبت باشد، برقرار می شود.همچنین با این بیان ، تئوری خود را روشن می نماید که اگر P ، O را دوست داشته باشد و O هم X را ، در آن صورت P باید نگرشی مثبت بهX داشته باشد.
تئوری توازن نیوکامب در مدل نیوکامب،مؤلفه ها و اجزای تشکیل دهنده مثلث توازن ( که در تئوری هایدر نیز مطرح شده است) به طور انحصاری تعریف می شود . نیوکامب در تئوری خود نه تنها علایم روابط بلکه شدت نگرشها و جاذبه را نیز مورد توجه قرار می دهد.
2.5.1.2.2 تئوری های حمایت اجتماعی در مطالعات ابتدایی پیرامون حمایت اجتماعی ، این واژه بر حسب شمار تماس ها تعریف می گردید (آرمسترانگ،1387: ص109) . بر این مبنا فردی که در هفته ،دارای ده تماس است ، دو برابر شخصی که پنج تماس در هفته دارد، از حمایت اجتماعی برخوردار می باشد.اما برای در نظر گرفتن تعداد تماس ها به عنوان شاخص سنجش میزان حمایت اجتماعی ایراداتی مطرح گردید. تماس ها ی ( روابط ) فرد ممکن است علی رغم متعدد بودن ، از آن صمیمیت و نزدیکی که فراهم کننده حمایت اجتماعی باشد، برخوردار نباشد.ضمن اینکه برخی از پیوند های اجتماعی ممکن است ، منشأ فشار محسوب گردند .
بنا براین نظریه پردازان حمایت اجتماعی بر این امر تاکید می نمایند که روابط صرفاً به عنوان منابع حمایت اجتماعی محسوب نمی شوند ، به عبارت دیگر تمام روابطی که فرد با دیگران دارد ، حمایت اجتماعی نمی باشد؛ مگر در صورتی که فرد بتواند آنها را به عنوان یک منبع در دسترس و مناسب ادراک نماید.
تئوری ها و مدل های حمایت اجتماعی را براساس فاکتورهای مختلفی می توان دسته بندی نمود که به برخی ازآنها اشاره می شود :
1.2.5.1.2.2مدلهای مربوط به میزان تغییر در اندازه و جهت حمایت اجتماعی در دوره های زندگی تئوری کناره گیری از رابطهکومینگ و هنری[20] این تئوری را در دو سطح کلان و خرد مطرح می کنند . در سطح خرد تئوری کناره گیری از رابطه با در نظر گرفتن سه نوع هنجار، یعنی هنجارهای قانونی( مانند بازنشستگی در سنین خاص) ، هنجارهای اجتماعی ( مانند بها دادن به جوانی) و هنجارهای زیستی( مانند کاهش نیروی جسمانی با افزایش سن) قائل به این مطلب است که افراد با ورود به سنین سالمندی، روابطشان را با اعضای شبکه های اجتماعی شان از دست می دهند و در نتیجه حمایت های اجتماعی کمتری دریافت می نمایند .
تئوری بانک حمایتی این تئوری که توسط آنتونوسی[21](1985) مطرح گردید، میزان ورودی و خروجی حمایت را بر حسب سن توضیح می دهد و بیان می کند که بین جریان گرفتن و دادن حمایت و میزان سن ، توازن های مختلفی وجود دارد . آنتونوسی با توضیح روابط والدینی – فرزندی که به لحاظ توع رابطه ، تعلق و تعهد از حمایتی ترین روابط است ، تئوری خود را تبیین می نماید . بر اساس این نظریه والدین قبل از رسیدن به سنین سالمندی، از فرزندان خود ، حمایت های فراوانی را به عمل می آورند اما با گذشت زمان و پا به سن گذاشتن آنها ، این جریان معکوس می شود و والدین حمایت های بیشتری را دریافت می کنند.
مدل کمبود[22] مدل کمبود در صدد است تا رابطه بین حمایت اجتماعی و تنهایی را بر حسب کمبود های فردی که نیاز به حمایت دارد ، توضیح دهد (استیمتر:Stamter,1994).
در این مدل سه نوع کمبود که بر توانایی افراد تنها اثر می گذارد تا آنها نتوانند سطوح مناسب حمایت اجتماعی را دریافت کنند ، تشخیص داده شده است.
کمبودهای ادراکی : این کمبود موجب می گردد که فرد نتواند در مواقعی که حمایت اجتماعی در دسترس وی قرار دارد ، آن را تشخیص دهد و درک نماید.
توجه به این نکته ضرورت دارد که اعتقاد به وجود حمایت اجتماعی( ادراک) نسبت به دریافت واقعی حمایت اجتماعی اهمیت بیشتری دارد.
کمبود در تأمین حمایت برای دیگران:این کمبود بر توانایی فرد تنها برای ایجاد روابط معنی دار با دیگران اثر گذارست ، دیگرانی که برقراری تعامل با آنها منجر به دریافت حمایت های اجتماعی از سوی آنها می شود .
کمبود در توانایی کسب حمایت از دیگران: این کمبود به تهدید کننده بودن کسب حمایت اجتماعی برای عزت نفس فرد و پر هزینه بودن آن ، مربوط می باشد.
شکل ‏23 مدل کمبود2.2.5.1.2.2مدلهای مربوط به پیامدهای حمایت اجتماعی بر سلامتی پژوهشگران برای تبیین چگونگی تأثیر حمایت اجتماعی بر سلامتی، دو مدل را مطرح کرده اند .
مدل تأثیر مستقیم( کلی) حمایت
براساس این مدل ، سلامتی متأثر از میزان بهره مندی از حمایت اجتماعی است و حمایت اجتماعی صرف نظر از اینکه فرد تحت تأثیراسترس باشد یا نه، باعث می شود تا فرد ازتجارب منفی پرهیز کند و از این رو اثرات سودمندی برسلامتی دارد.درگیری افراد در شبکه های مختلف اجتماعی اعم از شبکه های خانوادگی، دوستی و همسایگی ، منابعی حمایتی را فراهم می آورند که فرد با جذب بیشتر در آنها، شرایط مطلوبی را جهت دریافت حمایت کسب می نماید .
شکل ‏24مدل تأثیر مستقیممدل تأثیر غیر مستقیم حمایت( فرضیه سپر/ضربه گیر) این مدل عنوان می کند که حمایت اجتماعی تنها برای افراد تحت استرس سودمند است و چون مانعی در مقابل نفوذ استرس بر فرد عمل می کند . حمایت اجتماعی و حتی ادراک حمایت اجتماعی با پاسخهای ایمنی بدن ارتباط دارد . در این مدل محافظت حداقل به دو طریق صورت می گیرد:
1. ارزیابی شناختی ؛ به این معنا که فرد در زمان مواجه با استرس به پشتوانه منابع حمایتی خود ،موقعیت پیش آمده را استرس زا ارزیابی نمی کند.
2. تعدیل واکنش در برابر موقعیت استرس زا ؛ یعنی منابع حمایتی فرد را از این نکته آگاه می سازند که این موقعیت چندان دشوار و با استرس نبوده است.
به اعتقاد لیبرمن(1988) از نظر تئوریکی ، منابع اجتماعی می توانند هم بر وقوع و هم بر اثرات استرس به شیوه های زیر تأثیر بگذارد:
کاهش احتمال وقوع موقعیت های استرس زا
تسکین یا اصلاح استرس در اثر تغییر ادراک فرد از واقعه به جهت تعامل با دیگران مهم
تغییر رابطه بین اهمیت واقعه و استرس ایجاد شده توسط آن
نفوذ بر راهبردهای مقابله ای در اصلاح رابطه بین واقعه استرس زا و اثر آن
به حداقل رساندن تأثیر وقایع استرس زا بر عزت نفس و احساس تسلط شخصی
تأثیرگذاری مستقیم بر سطح سازگاری
3.2.5.1.2.2 مدلهای مربوط به نحوه کسب حمایت اجتماعی بر حسب اولویت در رابطه ، جایگزین های روابط از دست رفته یا توافق در روابطمدل سلسله مراتبی- جبرانی[23] این مدل تأمین حمایت را مبتنی بر اولویت و اهمیت روابطی می داند که افراد با یکدیگر دارند(کانتور:Cantor,1979) . روابط اولیه به لحاظ اهمیت و اولویتی که دارند، ایده آل ترین نوع رابطه حمایتی برای طیف وسیعی از حمایتهایی است که طرفین رابطه می توانند برای یکدیگر فراهم کنند . هنگامی که روابط اولیه ای مثل همسری و فرزندی وجود ندارد ، روابط پائین تر نظیر دوستی می تواند جانشین آن روابط اولیه شود . در این مدل روابط اولیه ، حالتهای مرجع برای حمایت اجتماعی به حساب می آیند و در زمان فقدان پیوندهای اولیه، پیوندهای مرتبه بعد جایگزین می گردند . بنابراین طبق مدل سلسله مراتبی، پیوندها به لحاظ شدت رابطه و حمایتهای حاصل از آن اهمیت سلسله مرتبه ای دارند و فرد در صورت عدم دسترسی به روابط اولیه ، روابط مرتبه پائین را برای جبران آن بکار می برد.
مدل تخصیص وظیفه[24] نظریه پردازان این مدل اعتقاد دارند که هر رابطه ای نوع خاصی از حمایت را به دنبال دارد.شبکه های حمایتی فرد هر کدام بنا بر نوع رابطه ای که پیرامون آن رابطه تشکیل شده اند ؛ حمایت ویژه ای را برای فرد فراهم می نماید (لیتواک:Litwak,1985) .
مدل تخصیص کارکردی[25] از دیدگاه این مدل، روابط در طی زمان و موقعیت به توافق می رسند (سیمون: Simon,1984) و انتظار می رود که نسبت به این موضوع که حمایتهای مختلف توسط چه کسی فراهم می شود ، تفاوت وجود داشته باشد . هر پیوندی می تواند بسته به اینکه طرفین رابطه به چه نحوی بر روی آن رابطه به توافق رسیده باشند ، نوع خاصی از حمایت یا گروهی از حمایتها را برای فرد تأمین نماید . دوستان و همکاران که براساس مدل تخصیص وظیفه در روابط کارکردهای مصاحبتی و دوستی دارند ، برطبق مدل تخصیص کارکردی می تواند با توجه به توافق دو طرف نسبت به رابطه و تعامل با یکدیگر، دامنه وسیع تری از حمایت ها را در برگیرد.
مدل هم چینی مناسب استرس و حمایت اجتماعی[26] این ایده که نوع حمایت های اجتماعی دریافتی باید متناسب با زمینه و نوع استرس تجربه شده باشد، توسط کاترونا و همکارانش مورد توجه قرار گرفت(کاترونا و راسل:,Cutrona and Russell, 1990کاترونا و شور:,1992 .(Cutrona and Shur
استرس های خاص نیازهای حمایتی ویژه ای را اقتضا می کند و هر نوع حمایتی با هر نوع استرسی تناسب ندارد . کاترونا در مدل اولیه خود ، عامل تعیین کننده مناسب ترین نوع حمایت را تنها به ویژگی های استرس نسبت می دهد (کاترونا:, 1990 Cutrona) . بهترین خصیصه مورد نظر در ارتباط بین استرس و حمایت اجتماعی ، به اعتقاد کاترونا و شور ، قابلیت کنترل موقعیت استرس زاست.از این رو دو نوع استرس در این مدل مشخص شده است.
استرس قابل کنترل : در رویدادهایی که امکان حذف،کاهش و جلوگیری منبع استرس وجود دارد؛ حمایت های تسهیل کننده کنش از نوع حمایت اطلاعاتی و ابزاری مناسب هستند.
استرس غیر قابل کنترل: حمایت های تشویق کننده از نوع حمایت عاطفی و شبکه ای باید برای فرد فراهم گردد.
شکل ‏25 مدل هم چینی مناسب استرس و حمایت اجتماعی کاترونا4.2.5.1.2.2مدلهای مربوط به کاهش یا افزایش حمایت اجتماعی ناشی از تغییر در تعداد پیوندها،عضویت ها و هویت های اجتماعیتئوری انسجام اجتماعی به اعتقاد دورکیم مشکل اصلی جوامع جدید رابطه فرد با جامعه است و خودکشی را به عنوان یکی از پیامدهای تضعیف این رابطه مطرح می کند. از نظر دورکیم تفاوتهای موجود در میزانهای خودکشی ، منطبق است بر میزان انسجام اجتماعی .در گروههایی که از نظر اجتماعی منزوی هستند ،میزان بالایی از خودکشی دیده می شود و میزان پایین خودکشی بیانگر وجود پیوندهای قوی اجتماعی در میان گروههاست. در نتیجه امکان وقوع خودکشی در هنگام تضعیف پیوندها و مشارکت های اجتماعی بیشتر خواهد بود.
شکل ‏26 مدل انسجام اجتماعی دورکیمفرضیه انباشت هویتی تویتس هماهنگ با نظریه پردازان کنش متقابل نمادی این فرض را مطرح می کند و قائل به اینست که هویت های افراد با نقش های اجتماعی شان پیوند دارد . نقش های اجتماعی به عنوان مجموعه انتظارات رفتاری از محیطهایی که شخص در آنها با دیگران تعامل دارد، ناشی می شود . افراد از طریق برآوردن انتظارات نقشی فرصت می یابند تا عزت نفس شان را ارتقا دهند . هویت های نقشی برای افراد در معنایی وجودی ، اطلاعاتی را درباره اینکه آنها کیستند ، فراهم می نماید . همچنین نقش های اجتماعی ایجاد کننده اهداف در زندگی نیز هستند .
تئوری شبکه این تئوری در واقع به دنبال تئوری انسجام اجتماعی دورکیم آمده ، اما تفاوت اصلی آن با تئوری دورکیم در واحد تحلیل آنست . در تئوری شبکه ، توجه معطوف به روابط اجتماعی ، پیوندهای اجتماعی و شبکه پیوندهای فرد است ، حال آنکه تئوری دورکیم تحلیل در سطح کلان بوده و با میزانهای اجتماعی مشخص می شود . در تئوری شبکه ، بخشهای انتزاعی جامعه- مذهب، خانواده، اقتصاد- عرصه های عملکرد شبکه های شخصی هستند و افراد با مشارکت در این عرصه ها به جامعه وصل می شوند (پسکوسولیدو و جرجیانا: Pescosolido and Gorgianna,1989).
شبکه اجتماعی از یک طرف به لحاظ پیوندها و روابطی که در عرصه های چندگانه افراد را به هم متصل می کند،با تئوری انسجام اجتماعی هماهنگ است و از طرف دیگر به لحاظ منابعی که در طی این پیوندها منتقل می شود، به تئوری های حمایت اجتماعی مربوط می شود.
اکثرطبقه بندی های ارائه شده از شبکه های اجتماعی فردی آن را به دو نوع شبکه رسمی و شبکه غیر رسمی تقسیم نموده اند:
الف. شبکه های رسمی: اجتماعات حرفه ای،اتحادیه ها ،کلوپ،احزاب سیاسی، حکومت ها
ب. شبکه های غیر رسمی: خویشاوندان ، دوستان و همسایه ها
اعضای شبکه های غیر رسمی:
خانواده و خویشاوندان :اغلب خویشاوندان، درصد بالایی از اعضای شبکه های فردی را تشکیل می دهند می باشند و به طور کلی،از کل روابط فعال موجود در شبکه،درصد روابط خویشاوندی از روابط غیر خویشاوندی بیشتر است. مطالعات نشان داده که خویشاوندان از نظر اجتماعی معمولا صمیمی ترین و نزدیک ترین عضو یک شبکه می باشند.
روابط خویشاوندی فعال ،از خویشاوندان نزدیک(والدین،خواهر،برادر،همسر و فرزندان خانواده)ناشی می شود و بیشتر خویشاوندان نزدیک ، دوستان صمیمی هم می باشند و بیشتر دوستان صمیمی فرد خویشاوندان نزدیک او هستند ؛ مثل افراد همسن خانواده و خواهران و برادران. علی رغم اینکه افراد مجموعه های وسیعی از خویشاوندان را در اختیار دارند ، اما الگوی معمول حفظ روابط قوی،تنها با مجموعه کوچکی از خویشاوندان نزدیک می باشد و روابط با خویشاوندان دورتر،تنها برای مواقع خاص و صورت لزوم مثل مهاجرت همچنان حفظ می شود . ولمن معتقد است ارتباطات درونی خویشاوندی از یک طرف کنش متقابل را افزایش و از طرفی محدود می کند. محدودیت های ناشی از تعداد معدود و کم خویشاوندان در دسترس برای اعضای شبکه می باشد،اما از طرفی پیوندهای خویشاوندی،تماس های مکرری را با بسیاری از افرادی که شخص از طریق دیگری نمی توانست با آنها ارتباط و ملاقات داشته باشد افزایش می دهد.
دوستان: تقریباً نیمی از شبکه های فعال و صمیمی افراد را دوستان تشکیل می دهند وآنها می توانند دامنه وسیعی از حمایت های اجتماعی را برای افراد فراهم سازند . اگر چه بیشتر پیوندهای دوستانه از نظر کیفیت نسبت به رابطه والدین و فرزندان ارشد ، حمایت های کمتری را ارائه می دهند ، اما کمیت و تنوع حمایت دوستان همانند پیوند خواهر – برادری می باشد . با این وجود دوستی نسبت به خویشاوندی شکننده تر و آسیب پذیر تر است ؛ چرا که این رابطه معمولاً منسجم ، پراکنده و نا متراکم است بدون اینکه تعهدی برای حمایت از دیگری وجود داشته باشد . از آنجا که پیوندهای دوستانه،بیشتر داوطلبانه و ناپیوسته هستند ، این امر موجب می شود که دریافت کنندگان حمایت احساس کنند ، نظارت اندکی روی روابط دارند و حمایت را به عنوان هدیه دریافت می دارند.دوستان به علت خصوصیات و ارزش های مشترک با اعضای شبکه،منبع مهم و برجسته ای از مصاحبت و همراهی با آنها در رسیدگی به وظایف غیر تکنیکی می باشند و همچنین منبع ممتازی از کمک ابزاری موثر و عاطفی محسوب می گردند.
همسایگان: امروزه در دنیای مدرن علی رغم اینکه روابط فرامرزی شده است ،اما هنوز هم مجاورت و همسایگی از اهمیت برخوردار می باشد و پیوندهای همسایگی در شبکه روابط فردی نقش مهمی را ایفا می نمایند . این پیوندها بر خلاف پیوندهای دوستانه که داوطلبانه و ارادی صورت می گیرند ، کمتر ارادی هستند . مجاورت و نزدیکی مکانی با همسایه؛تماس مکرر و ارتباطات منسجم انبوه،آگاهی متقابل از مشکلات و نیازها و کمک کردن را ایجاب می کند . همسایگان منبع اصلی و مهم دوستی ، مصاحبت ، همراهی،کمک برای نگهداری و مواظبت از بچه و خانه هستند . آنها تامین کنندگان اصلی حداقل کالا و خدمات،مصاحبت ،امنیت،کسب اطلاعات،حمایت عاطفی و گاهی مالی می باشند.
تحقیقات نشان داده است که زنان به دلیل مسئولیت اصلی شان در خانه داری ،بیشتر از مردان ، تمایل دارند تا با همسایگان شان در ارتباط باشند . در زندگی مدرن امروزه ، ارتباط با گروههای خویشاوندی و همسایگی کمتر شده است و فقدان ارتباط با همسایگان به عنوان مشخصه زندگی شهری مطرح می شود. در شهرها ، همسایگان آشنایی مبهم وضعیفی با هم داشته و به ندرت هم را می شناسند و این مسئله حمایت مادی،اجتماعی و احساسی را کاهش می دهد . به عقیده فیشر در شهرها به علت گسترش شبکه های مختلف دیگرمثل انجمن ها ، کلوپ ها و مکانهای تفریحی(شبکه های رسمی) ، افراد کمتر با همسایه ارتباط پیدا می کنند.
همکاران: معمولا تعداد کمی از پیوندهای موجود در شبکه های فردی در مقایسه باخویشاوندان،دوستان و همسایگان به همکاران مربوط می شود . همکاران تأمین کنندگان حمایت در زمینه شغلی ، کسب اطلاعات در زمینه تسهیلات و امکانات شغل ، حمایت مالی و مصاحبتی به ویژه برای مردان می باشند. روابط با همکاران ممکن است تنها محدود به ساعات کاری نبوده و بعد از ساعات کاری نیز تداوم یافته و حتی به رفت و آمدهای خانوادگی نیز منتهی می گردد . از سوی دیگر از آنجا که همکاران کار،اهداف و منافع مشترکی دارند ، بهتر می توانند نیازها و مشکلات یکدیگر را رفع نموده و انواع مختلف حمایت ها را برای یکدیگر فراهم نمایند.
ولمن[27] (نظریه پرداز تئوری شبکه) برای تبیین ماهیت شبکه های فردی سه مدل ارائه نموده است:
الف)مدل اجتماع گمشده: این مدل بیان می کند که ، در دنیای مدرن امروز اجتماعات در اثر تغییرات عظیم و گسترده ای نظیر شهرنشینی ، صنعتی شدن ، سرمایه داری،بورکراسی ، جهانی شدن و توسعه تکنولوژی های ارتباطی از بین رفته ، سبک زندگی افراد تغییر کرده و روابط آنها غیر شخصی،زودگذر و ضعیف شده است .
ب)مدل اجتماع حفظ شده: براساس این مدل هنوز هم اجتماعات همانگونه در اجتماعات سنتی و کوچک وجود داشتند ، به طور منسجم منبع مهم تأمین حمایت محسوب می گردند و تغییرات اجتماعی نتواسته است اثری منفی بر پیوندها و ارتباطات اجتماعی افراد در دنیای مدرن داشته باشد.این اجتماعات در محله ها قابل مشاهده است.
ج) مدل اجتماع رها شده: به اعتقاد این مدل که در واقع رویکرد تحلیل شبکه است ، در دنیای مدرن روابط بین افراد در شهرها حالت پخش و پراکنده دارد ، یعنی روابط نه مانند اجتماع گمشده کاملا از بین رفته و نه همچون اجتماع حفظ شده شکل روستایی و محله ایی دارد . در اجتماع رها شده افراد بر مبنای علاقه خود در گروههای مختلف عضویت دارند.
در بیانی کلی دیدگاه تحلیل شبکه معتقد است ، تغییرات عظیم اجتماعی تنها تغییراتی را در الگو و ساختار روابط ایجاد نموده اند، بدون اینکه اجتماع را کاملا از بین ببرند و تنها شکل آن را از حالت همسایگی و محله ای به فرامرزی، پراکنده، متراکم و کمتر مرزبندی شده تغییر داده است(wellman,1999)
اجتماع
متغیرها رها شده حفظ شده گمشده
اندازه شبکه بزرگ بزرگ کوچک
قوت پیوندها قوی قوی ضعیف
درصد خویشاوندان پایین بالا پایین
درصد همسایگان پایین بالا پایین
درصد دوستان بالا پایین بالا
چندگانگی پایین بالا پایین
درصد پیوندهای داوطلبانه بالا پایین بالا
تراکم شبکه متوسط بالا پایین
تماس رودرو پایین بالا پایین
تماس تلفنی بالا متوسط پایین
تجانس نامتجانس متجانس نامتجانس
حمایت اجتماعی متوسط بالا پایین
جدول 2- ‏21 تیپولوژی ( نوع شناسی ) اجتماع ولمن (wellman,1999:52)
روابط اجتماعی را بر حسب میزان صمیمیت نهفته در آن به لحاظ شدت رابطه می توان در طیفی از پیوندهای ضعیف تا قوی در نظر گرفت. گرانووتر[28] دیگر نظریه پرداز تئوری شبکه،شبکه های اجتماعی را بر همین اساس در دو گروه دسته بندی نموده است:
الف)پیوندهای ضعیف:این پیوند مربوط به کسانی می شود که شخص به ندرت با آنها تعامل دارد ؛ میزان صمیمیت در روابط کم و احساس مسئولیت ،تعهد و علاقه به رابطه پائین است.
ب)پیوندهای قوی :این پیوند مربوط به خویشاوندان ،همسایگان و همکاران می شود که شخص به طور مداوم با آنها در ارتباط و تعامل است؛ میزان احساس صمیمیت در روابط زیاد و احساس مسئولیت ، تعهد و عبلقه به رابطه بالاست.
گرانووتر (1973) چهار بعد را در ارتباط با سنجش شدت و میزان پیوند – قوی یا ضعیف – بیان می نماید: (Bian, 1999)
1.میزان زمان صرف شده در رابطه 2 . شدت یا عمق عاطفی 3 . صمیمیت 4. خدمات متقابلی که مشخصه پیوند است.
ولمن،ورتلی و گولیا (از پژوهشگران تحلیل روابط بین شخصی)، ویژگی پیوندهای قوی را در سه مشخصه چنین بیان می کنند:(ولمن و گولیا Wellman and Gulia ,1999:.ولمن و ورتلی: Wellman and Wortley,1990)
الف) احساس صمیمیت و خاص بودن رابطه ، میل به مصاحبت با شریک پیوند و سرمایه گذاری داوطلبانه در پیوند
ب ) علاقه به ارتباط مداوم و مکرر در طول دوره ای طولانی از طریق تعاملات در زمینه های اجتماعی گوناگون
ج ) احساس تقابل در رابطه توأم با شناخت و حمایت از نیازهای شریک پیوند
پیوندهای ضعیف و قوی:
روابط اجتماعی حاصل درگیری افراد در پیوندهای اجتماعی قوی و ضعیفی است که افراد در محیطهای مختلف اجتماعی با هم دارند . پیوندهای اجتماعی امکان دسترسی به همه منابع را می دهد ( اسپینوزا Esinoza,1999: ).
از نظر پژوهشگران پیوندها در دوسطح خرد و کلان برای افراد و جوامع اثرگذارند.در سطح خرد عموماً آثار پیوندها به کسب منابع اجتماعی برای افراد معطوف است . در سطح کلان ، پیوندهای ضعیف در برگیرنده انسجام اجتماعی برای جامعه هستند و پیوندهای قوی انسجام درونی را برای گروههای داخل جامعه به همراه دارند.
گرانووتر نظریه پرداز پیوندهای ضعیف ، این پیوندها را دارای دو کارکرد خرد و کلان می داند:
کارکرد خرد : انتشار اطلاعات،اخبار ، ایده ها وآگاهی ها در بین افراد و گروههای مختلف جامعه
کارکرد کلان : انسجام اجتماعی از طریق اتصالات ضعیف (آشنایی ها) بین افراد و گروهها (گرانووتر: ,1982 Granovetter)
در جامعه مدرن پیوندهای ضعیف مهمترین مولد تقسیم کار هستند و برای ادغام افراد در جامعه جنبه پر اهمیتی دارند . این پیوندها افراد را به محیطهای مختلفی وصل می کنند و بنابراین پیوند ضعیف بین هر فردی با آشنایان خود صرفاً یک پیوند آشنایی کم اهمیت محسوب نمی گردد بلکه پل مهمی بین دو دسته از دوستان نزدیک و صمیمی است . در صورتی که این اتصالات ضعیف وجود نداشته باشند، افراد و گروههای دارای پیوند قوی به صورت مجموعه های بسته و در خود فرو رفته باقی می مانند.
پیوندهای قوی(Guanexi) دلالت بر اتصال و پیوند قوی دوتایی و تعهد به مبادله کمک بین دوطرف درگیر پیوند دارد. زمینه های ساختاری خاصی که بستر ایجاد شبکه های پیوندی قوی هستند ، حدود و گستره ی بهره گیری افراد را از این پیوندها مشخص می نماید.
اسپینوزا (1999) تیپولوژی مبادلاتی پیوندهای قوی و ضعیف را براساس جوامع امریکای لاتین و مطالعه ی پیمایشی از شیلی، مطرح می کند که در برگیرنده طبقه بندی کلی مبادلات بر حسب شدت پیوند و نوع روابط اجتماعی می باشد . براساس این طبقه بندی، چهار زمینه رابطه ای وجود دارد که تبادل منابع حمایتی از طریق آنها صورت می گیرد:
پیوندهای قوی خویشاوندی : مجموعه ای از مبادلات حمایتی را از کمک های مالی تا مراقبت از کودکان تأمین می کند . این مبادلات که مربوط به خویشاوندان نزدیک و بلافصل می شود به علت نزدیکی و مجاورت فیزیکی اعضای خانواده ، دسترسی به کمک را به سهولت ممکن می سازد.
پیوندهای قوی دوستی: این پیوندها مربوط به دوستان نزدیک فرد می گردد، یعنی افرادی که به طور منظم با فرد در تماس و از او مطلع هستند و در هنگام برخورد با مشکلات ، به عنوان منابع حمایتی او محسوب می شوند.
پیوندهای ضعیف خویشاوندی:مبادلاتی که فرد با خویشاوندان گسترده خود که در مجاورت با آنها زندگی نمی کند، دارد . این نوع پیوندها در قالب پیوندهای خفته ، افراد خویشاوند را در مواقعی همچون مرگ و میر، حوادث اضطراری و… در تماس با یکدیگر قرار می دهد . پیوندهای خفته قابلیت فعال شدن در مواقع اضطراری را برای فرد دارند.
پیوندهای ضعیف دوستی: این پیوندها در برگیرنده آشنایی هاست. در این نوع پیوند ، افراد براساس علایق ابزاری خود در مبادلات اقتصادی با هم درگیر می شوند و بر حسب نیازشان در طول مبادلات برابر ، منابع را به دست می آورند.
پیوندهای قوی خویشاوندی دوستی
پیوندهای خانوادگی کمک متقابل
همبستگی سازمان یافته Organized Soliderity
پیوندهای ضعیف پیوندهای خفته Latent Ties
پیوندهای ابزاری
(مبادلات اقتصادی)
شکل‏27 تیپولوژی مبادلاتی پیوندهای قوی و ضعیف اسپینوزا (1999)سلامت روان بر اساس تعریف سازمان بهداشت جهانی (WHO) سلامت حالتى است که بیانگر بهزیستی کامل جسمانى ، روانى و رفاه اجتماعى است و فقط بر فقدان بیمارى یا نقص جسمانى دلالت ندارد ؛ سلامت در دیدگاهی کل نگر از جنبه های روانی- اجتماعی – فیزیکی و نیز در ارتباط با محیط مورد توجه قرار می گیرد (خدا رحیمی، 1374 ، ص 26).
شکل ‏28 ابعاد سلامت مفهوم سلامت روان شامل رفاه ذهنی، احساس خودتوانمندی، خودمختاری، کفایت، درک همبستگی بین نسلی و توانائی تشخیص استعدادهای بالقوه هوشی وعاطفی درخود است. سلامت روان حالتی از سلامتی عاطفی و اجتماعی است که در آن فرد از توانائی های خویش آگاهی یافته و قادر است با استرس و فشار های معمول زندگی تطابق حاصل نموده ، به گونه ای مفید و سازنده به اشتغال پرداخته و بعنوان بخشی از جامعه با دیگران مشارکت و همکاری داشته باشد . سلامت روان شامل افزایش توانایی‌های افراد و جامعه و قادرسازی آن‌ها در دستیابی به اهداف مورد نظر می‌باشد.

– (16)

فصل اول
کلیات تحقیق
کلـــــــیات1-1- مقدمهامروزه یکی از مهم‌ترین مسائل در سراسر دنیا، مرگ ها به دلیل تصادفات خودروها با خودروها و یا تصادف با عابر یا با بقیه اجسامه. که علاوه بر مرگ و میرهای به دلیل اون باعث مجبور هزینه های خیلی زیادی می‌شه که این با توجه به گسترش شهرها و تحولات به وجود اومده در نحوه زندگی و رفتار آدم‌ها و افزایش سفرهای روزانه، پیچیدگی مسئله حمل و نقل و ترافیک رو افزایش داده و اون‌رو به یکی از مسائل اصلی و زیر بنائی کشور تبدیل کرده. طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی پس تخلفات رانندگی، هرساله 2/1 میلیون نفر جون خود رو از دست میدن، بین 20 تا 50 میلیون نفر مصدوم می‌شن و بیشتر از 540 میلیارد دلار ضرر پولی به بار میاد و پیش بینی می‌شه این میزان در 20 سال آینده به دو برابر زیاد شه. در ایران طی سال‌های 1373 تا 1386 بیشتر از 300 هزار نفر در تصادفات جون خود رو از دست دادن و هرساله بالغ بر 18 میلیارد دلار به کشور زیان وارد شده. (احمدی، 1389 ص 74 ).
ضمنا برابر آمارهای منتشره از طرف پزشکی قانونی، کشور بین سال‌های 1385 تا 1389 تعداد 120 هزار و 70 نفر و در سال 1390 روزانه به طور میانگین بیشتر از 60 نفر در حوادث رانندگی در سطح کشور کشته می‌شن که بیشتر از 12 نفر اونا عابر و بیشتر از 15 نفر موتور سوارانن. (امین جامعه، بخش اجتماعی ص 10، شماره 180/شنبه 28 آبان 90 ).
سرعت زیاد و نا مناسب از مهم‌ترین عوامل تشکیل سوانح ترافیکی در خیلی از کشورهاه. با افزایش سرعت، مقدار مسافتی لازم واسه توقف بیشتر می‌شه. از طرف هرچه قدر انرژی جنبشی جذب شده به دلیل سرعت بالا بیشتر باشه، خطر مصدومیت به دلیل تصادف هم بیشتر می‌شه.
مدیریت سرعت ابزاری خیلی مهم واسه افزایش ایمنی راه. اما اعمال این مدیریت واسه محدود کردن سرعت و کاهش رانندگی نا ایمن کار آسونی نیس. خیلی از رانندگان خطرات در ارتباط رو تشخیص نمی‌دهند و بیشتر منافع تندرانی رو از نتایج خیلی بد احتمالی اون بیشتر میدونن. سرعت بالا باعث افزایش خطر بروز سوانح و افزایش احتمال مصدومیت‌های شدین در صورت بروز حادثه میشه چون با افزایش سرعت، فاصله طی شده در مدت زمان عکس‌العمل راننده و هم فاصله مورد نیاز تا توقف وسیله نقلیه افزایش می‌یابد.
اقشار ضعیف استفاده کننده از راه‌ها مثل عابر ین پیاده، رانندگان موتورسیکلت و دوچرخه، هنگام تصادف با وسایل نقلیه موتوری در خطر بیشتری از آسیب‌های خیلی بد و یا کشنده می‌باشن. احتمال کشته شدن یک عابر پیاده در برخورد با یک وسیله نقلیه موتوری با افزایش سرعت به طور زیادی افزایش می‌یابد. تحقیقات نشون می ده عابران پیاده در برخورد با یک خودروی دارای سرعت 30 کیلومتر در ساعت زنده می‌مثل و در برخورد با خودروی دارای سرعت 50 کیلومتر در ساعت به احتمال 80% کشته می شن (سوری،1388)؛ بنابر این نباید به پدیده تصادفات به عنوان یک عامل طبیعی نگریسته شه و این تصور به وجود آید که نمیشه واسه بهبود ایمنی کاری انجام داد. یعنی همیشه باید این جمله که تصادفات قابل پیشگیرین مورد توجه قرار گرفته و طرح‌ها و برنامه‌ها طبق اون پیاده شن. از طرف دیگر تجربه کشورای پیشرفته دنیا نشون داده که میشه با برنامه ریزی دقیق و دائمی، تعداد و شدت تصادفات رو به طور محسوسی کم کرد. تحقیقات نشون داده که علل تصادفات، حاصل تداخل پیچیده عوامل مربوط به وسیله نقلیه، جاده، محیط و عوامل انسانیه. بعضی کارشناسان تاکید می کنن که بیشتر برنامه های فرهنگی و رفتاری در مورد ایمنی (مثل نفوذ الکل و مواد مخدر، بستن کمربند ایمنی و بازدید فنی وسیله نقلیه) به سختی به مرحله اجرا در میان اما ثابت شده بهبود ایمنی به شکل عملیات موردی مهندسی مثل استفاده از وسیله کنترل سرعت و ترافیک، جدا سازی ترافیک، اصلاح هندسی طرح تقاطع‌ها و حذف نقاط حادثه خیز عمو ما تاثیردارن (تن زاده،1390، ص 395).1-2- بیان مسئلهدر طول سال‌های گذشته، گسترش و بهبود راه‌های جدید با هدف افزایش سرعت جابجایی وسایل نقلیه، باعث کاهش ایمنی واسه عابر ین پیاده، موتورسواران، دوچرخه سواران و حتی رانندگان شده. طوری که سوانح جاده ای الان به عنوان یکی از معضلات اجتماعی و اقتصادی دنیا مطرحه. در کشورهای در حال پیشرفت مسئله مرگ و جراحات به دلیل تصادفات جاده ای به عنوان دومین عامل مرگ و میر جوونا مطرح هست.
از مهم‌ترین پارامترهای موثر در افزایش ایمنی شبکه معابر، کنترل سرعت وسایل نقلیه در سطح معابر و تقاطع‌ها هست طوری که باعث افزایش گذر عبور عابر پیاده، کاهش مصرف سوخت و کاهش تعداد و شدت تصادفات بین وسایل نقلیه می‌شه. اتفاق هر تصادف، معلول علل مختلفی هست که در بین این علل، سرعت وسایل نقلیه یکی از مهم‌ترین عوامل بروز تصادفات جاده ای باعث زخم یا فوته. آمارها نشون میدن که در ایران تقریباً 30 تا 40 درصد کشته‌ها و یا مجروحان در اثر عامل سرعت دچار حادثه شده‌ان (دستورالعمل مدیریت سرعت در راه‌های کشور، گزارش مرحله اول، وزارت راه و ترابری، معاونت آموزش، تحقیقات و فن آوری سال 1383). در شهر نظرآباد که یکی از شهرهای قدیمی استان تازه تاسیس البرزه در جریان عملیات روکش آسفالت که در اول سال 1389 به وسیله شهرداری انجام شد، سرعت گیرهای موجود زیر لایه های آسفالت جدید مدفون و از سطح معابر حذف گردید. از اون زمان موضوع سرعت غیر مجاز خودروها همیشه به عنوان یک مشکل جلو پلیس راهور شهرستون وجود داشته. افزایش تصادفات به دلیل کروکی‌های ترسیمی کارشناسان تصادفات و ضمنا خواسته‌های زیاد مردمی، نشون دهنده وضعیت نگران کننده افزایش سرعت غیر مجاز وسایل نقلیه در معابر شهریه؛ بنابر این در این تحقیق به بررسی اثر کاهندهای سرعت در ایمنی ترافیک شهر نظرآباد پرداخته می‌شه. با توجه به چیزی که اشاره شد این سؤال اساسی و اصلی مطرح می‌شه که : کاهندهای سرعت در ایمنی ترافیک شهر نظرآباد اثر داره؟ میزان این اثر چقدره؟ 1-3-اهمیت و ضرورت تحقیقحوادث ترافیکی اثرات گسترده ای در جامعه داره. بروز حوادث ترافیکی علاوه بر اثرات جسمی و روانی بر فرد، پریشونی و نگرانی خونواده شخص مصدوم رو به همراه داره. تصادفات باعث می‌شه هرروز از نیروی فعال کشور که حمایت محکم اقتصادی هر جامعهن از چرخه کار و فعالیت خارج شن و حتی به دلیل مصدومیت، سربار جامعه شده و هزینه های سنگین درمانی و اجتماعی رو هم به جامعه مجبور کنه. با توجه به حذف سرعت گیرها و سرعت کاه‌ها و افزایش دهن باز کن تعداد و شدت تصادفات جرحی و فوتی در شهر نظرآباد در این تحقیق سعی می‌شه روش‌های مختلفی واسه مدیریت سرعت، آروم سازی و ایمن سازی ترافیک با استفاده از کاهندهای سرعت ارایه شه. یافتن این روش‌ها می تونه سهم زیادی در کاهش هزینههای اقتصادی کشور، مرگ و میر و عاقبتای اجتماعی و فرهنگی به دلیل ترافیک و تصادفات در جامعه داشته باشه.
1-4- اهداف تحقیق1- 4-1- هدف اصلی
هدف اصلی این پایان نامه مشخص نمودن میزان اثر کاهندهای سرعت در کاهش تصادفات شهر نظرآباد هست.
1-4-2- اهداف فرعی
این پایان نامه دارای سه هدف فرعیه :
– بررسی اثر تجهیز خیابون‌های درون شهری به سرعت کاه استاندارد در کاهش تصادفات درون شهری
– بررسی اثر آروم سازی جریان ترافیک در افزایش ایمنی و اعتماد به نفس عابران پیاده (علی‌الخصوص سالخوردگان و کودکان) در عبور از عرض معابر
– بررسی نقش سرعت کاه در ورودی تقاطع‌ها 1-5- بیان فرضیات
– تجهیز خیابون‌های درون شهری به سرعت کاه استاندارد در افزایش ایمنی ترافیک موثر هست.
– آروم سازی جریان ترافیک در افزایش ایمنی و اعتماد به نفس عابران پیاده (سالخوردگان و کودکان) در عبور از عرض معابر موثر هست.
– از دست دادن سرعت کاه در تقاطع‌ها در افزایش تصادفات موثر هست.
1-6-تعریف مفاهیم و اصطلاحات
سرعت: سرعت میزان حرکت رو نشون میده و یعنی فاصله پیموده شده در واحد زمان و واحد اون کیلومتر بر ساعته.
– سریع رانی: شامل سرعت بالا (سرعت بالاتر از حد مجاز) یا سرعت نامناسب (سرعت در محدوده مجاز ولی نا متناسب با شرایط موجود) می شه. (سوری،1388)
– سرعت طرح: مبنای طراحی راه و همون سرعت 98% راه نامیده میشه و بیشترین حد سرعتیه که با اون در شرایط مناسب بشه با ایمنی و راحتی از جاده ای که در طرح هندسی اون رعایت نکات فنی و ایمنی شده عبور کرد. .(شاهی، ص 139)
– بیشترین حد سرعت مجاز: همون سرعتیه که واسه حرکت ایمن در راه وجود داردو همیشه کمتر از سرعت طرحه.
– سرعت 85 درصد: سرعتی که 85% رانندگان برابر و یا کمتر از اون حرکت می کنن که ممکنه برابر و یا بیشتر از بیشترین حد سرعت مجاز باشه.
– آروم سازی ترافیک: عبارتست از ترکیب کارا فیزیکی به خاطر کاهش اثرات منفی استفاده از وسایل نقلیه موتوری، تغییر رفتار رانندگان و بهبود وضعیت ایمنی عبور و مرور عابران پیاده و دوچرخه‌سواران.
– سرعت لحظه ای: سرعتی که وسیله نقلیه در مقطع مشخصی از جاده داره، سرعت لحظه ای نامیده می شه. این سرعت برحسب مورد و امکانات با وسایل مختلفی اندازه گیری می شه. – کاهنده سرعت‌ : برجستگی‌های کوهانی شکلین که به خاطر کنترل و کاهش سرعت وسایل نقلیه در عرض خیابون‌ها به کار می‌روند و به دو بخش سرعت گیر و سرعت کاه تقسیم می‌شن. کاهندهای سرعت معمولا از جنس آسفالت یا پلاستیک فشرده ساخته و اجرا می‌شن. هر بعضی وقتا عرض کاهنده سرعت کمتر از 8/1 متر باشه به اون سرعت گیر یا سرعت شکن میگن و هروقت عرض اون بیشتر از این مقدار تا 2/4 باشه به اون سرعت کاه گفته می‌شه، عرض سرعت کاه ممکنه تا 7/6 متر هم باشه.
– سرعت کاه استاندارد: به کاهنده سرعتی گفته می‌شه که با خط‌کشی‌های طولی، عرضی، زیگزاگ و ترسیم فلش ویا با استفاده از مواد بازتابنده نور و نصب تابلوهای اخطار دهنده راهنمایی و رانندگی که در اون نزدیک شدن به مانع (سرعت گیر و سرعت کاه) نشون داده می‌شه نمایان سازی شده‌ و ضمنا از دید ارتفاع، طول و عرض برابر قوانین موجود نصب گردیده باشه.
فصل دوم
مبانی نظری
ادبیات تحقیق
2-1-مقدمه
تصادفات ترافیکی الان به شکل یک مشکل اجتماعی در سطح دنیا مطرحه که همه ساله جون تعداد زیادی از مردم رو میگیره و هزینه های هنگفتی به جامعه وارد نشون میده. در مورد کشور ایران که هم حالا در مرحله رشد در حال افزایش وسایل نقلیه و به دنبال اون افزایش تعداد تصادفات و خسارات به دلیل اون قرار داره این مسئله با اهمیت بیشتری روبرو هست. (روش ملی راه‌های ایران 1398-1389 مصوبه جلسه سی و یکم کمیسیون ایمنی راه‌ها مورخه 31/6/88)
توجه و سرمایه گذاری در مورد ایمنی ترافیک و به کار بستن تصمیمات لازم و انجام کارا همه جانبه به خاطر مهار و کاهش تصادفات، از اولویت‌هاییه باید در سیاست‌گذاری کلان کشور در نظر گرفته شه. با الهام از این کلام الهی (آیه 32 سوره مائده) ; «هرکی که نفسی رو از مرگ نجات بده، مثل اینه که همه مردم رو نجات داده»، اهمیت موضوع پیش از پیش نمایان می‌شه.
بررسی و مطالعه تجربیات جهانی نشون می ده که میشه این شرایط رو تغییر داد و در جهت ارتقاء ایمنی به شکل پایدار قدم برداشت. بررسی تجربیات کشورای موفق در افزایشه ایمنی رانندگی نشون می ده قبل از انجام هر اقدامی، همه کارشناسان، مسئولان و سیاست‌گذاران مربوط به میدون ایمنی کشور باید اصولی رو قبول کرده و اولویت تصمیمات خود بذارن که مهم‌ترین اونا عبارتند از :
1- تصادفات ترافیکی، اتفاقی نبوده و نتیجه یک مشکل در رفت و امد سیستم آدم، وسیله نقلیه و راه هست و کارا باید در جهتی انجام شه که تعداد این مشکلات رو کاهش داده یا در صورت بروز.
از نتایج و نتایج اون کم کنه.
2- توانایی‌های فیزیکی و ذهنی و محدود کردن‌های بشر، شناخته شده و پس ارایه دهندگان خدمات حمل و نقل در مورد ایمنی ترافیک باید سیستم حمل و نقل رو به نحوی طراحی کنن که تشویق کننده رفتار ایمن و به نحوی بخشنده باشن که حتی اگه استفاده کننده از راه انجام دهنده اشتباهی شد، در برابر نتایج مرگبار یا جدی از اون محافظت کنه. یعنی نباید یک خطای استفاده کننده از راه، جریمه مرگ واسه اون به دنبال داشته باشه.
3- ایمنی راه یک بحث چند زمینه ای بوده و مسئولیت اون هم بر عهده چند نهاد و اداره هست و تنها در صورتی به راه موثر میشه اون رو مهار کرد که همه ذینفعان با همکاری همدیگه یک برنامه اجرایی کامل و همه جانبه رو با هدف ارتقاء ایمنی پیاده کنن.
4- تموم دستگاه‌هایی که مسئولیت ایمنی راه‌ها رو بر عهده دارن باید ظرفیت طراحی و اجرای کارا ایمنی موثر در بخش خودشون رو داشته باشن و اگر این ظرفیت وجود نداشته باشه، باید کارایی در جهت ایجاد و پیشرفت اینجور ظرفیت و قابلیتی رو بکنن.
5- باید به این نکته توجه شه که مخارج صرف شده واسه ایمنی راه، از جنس سرمایه گذاری بوده و هزینه ای نمی‌باشه.
6- کارا موثر ایمنی راه باید موندگاری داشته باشه و بر اساس بررسی کارشناسی و بررسی علمی، منطقی و بومی انجام شه، به این صورت که با بررسی اطلاعات تصادفات، مشکلات زیر بنایی و اصلی مشخص شده، کارا مناسب برنامه ریزی و اجرا گردیده، بعد نتایج انجام این کارا مورد نظارت و آزمایش دائمی بگیره.
7- استفاده راه و روش مشارکت همه جانبه دستگاه‌های دولتی، بخش خصوصی، سازمان‌های غیر دولتی (NGO) و از همه مهم‌تر نهادهای مردمی، مؤثرترین و بهترین راه واسه ارتقاء ایمنی راه‌ها هست.
8- همه دستگاه‌های موثر می‌بایست به اطلاعات درست تصادفات دسترسی داشته باشن، چون که اطلاعات مناسب، باعث کارا موثر می‌شن که در هر بخش باید انجام گیرد.
9- گروه‌های مختلف راه از ایمنی برابر بهره مند نیستن و باید با پیشرفت عدالت به ویژگی‌های هر کدوم از اونا توجه شه. مهم ترین این گروه‌ها عبارتند از :
الف (کودکان و افراد سالخورده
ب) نوجوانان و جوونا
ج) ساکنین حاشیه راه‌ها
د) عابران پیاده، دوچرخه سواران و موتورسواران
ه) افراد دارای مشکل عضو و یا ناتوانی‌های جسمی – حرکتی
و) گردشگران
10- سرمایه گذاری‌های لازم جهت بهبود تقویت سازمان‌ها و دستگاه‌های موثر در ارتقاء ایمنی راه‌ها بر عهده دولت هست و در جهت اجرای مناسب وظایف و موارد اشاره شده در برنامه های اجرایی پذیرفته شده، از دستگاه‌ها حمایت کامل رو به عمل میاره.
11- موفقیت در رسیدن به اهداف این روش در گرو ایجاد انگیزهای مناسب و مداخلات مقتضی از طرف سیاست‌گذاران کلان کشور هست. (همون منبع، ص 6)
بنابر این طبق ضرورت‌های احساس شده جهت ساماندهی وضعیت موجود ترافیک کشور در تاریخ 31/6/1388 در مصوبه جلسه سی و یکم کمیسیون ایمنی راه‌ها، روش ملی ایمنی راه‌های ایران واسه یک دوره ده ساله (1398-1389) تصویب و واسه اون 16 هدف راهبردی و 94 روش مشخص تعیین گردید. اینجا علاوه بر بر شمردن اهداف راهبردی بنا به ضرورت فقط روش دو مورد از اهداف کاهش سرپیچی از سرعت مجاز و ارتقاء ایمنی عابران پیاده بیان می‌شه.
2-1-1-اهداف راهبردی ملی ایمنی راه‌های ایران
اهداف راهبردی ملی ایمنی راه‌های ایران طبق تحقیقات کامل ایمنی حمل و نقل کشور عبارتند از :
1- کاهش سرپیچی از سرعت مجاز
2- ارتقاء ایمنی موتور سواران
3- ارتقاء ایمنی عابران پیاده
4- کاهش مشکل خستگی در رانندگان
5- بهبود وضعیت استفاده از کمربند ایمنی
6- کاهش مصرف مواد مخدر و الکل
7- بهبود رعایت قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی
8- پیشرفت و بهره ورداری از نظام کامل اطلاعات تصادفات
9- افزایشه وضعیت طراحی، ساخت و نگهداری ایمن شبکه راه‌ها
10- افزایشه ایمنی دسترسی به شبکه راه‌ها
11- افزایشه ایمنی وسایل نقلیه
12- افزایشه سیستم خدمات امداد و نجات، فوریت‌های پزشکی و بیمارستانی‌تر و ما
13-گسترش سیستم‌های جانشین وسایل نقلیه موتوری شخصی
14- افزایشه هماهنگی و مدیریت ایمنی راه‌ها در سطح ملی
15- مدیریت منابع در جهت ارتقاء ایمنی
16- پیشرفت کمی و کیفی تحقیق های هدفمند طبق ارتقاء ایمنی راه‌ها (همون منبع، ص 6)
2-1-2-راهبردهای کاهش سرپیچی از سرعت مجاز
1- روش افزایش آگاهی رانندگان از عاقبتای رانندگی با سرعت غیر مجاز (در شرایط مختلف از راه‌ها به ویژه در راه‌های با حجم کم ترافیک)
2- روش زیاد مجازات متخلفین از سرعت مجاز (افزایش مجازات به شکل پلکانی و آخر سرً ضبط وسیله نقلیه)
3- روش پیشرفت سیستم‌های نظارت و کنترل در مورد رانندگی با سرعت غیر مجاز در سطح شبکه راه‌ها با تاکید بر راه‌های پر تصادف (دوربین‌های کنترل سرعت و … )
4- روش استفاده روش‌های مدیریت و آروم سازی ترافیک در راه‌ها مثل در مناطق مسکونی و مبادی شهرها (همون منبع، ص 7)
2-1-3-راهبردهای ارتقاء ایمنی عابران پیاده
1- روش افزایش آگاهی عمومی از خطرات تهدید کننده عابران پیاده
2- روش پیشرفت آموزش‌های ویژه واسه اومد و شد ساکنین حاشیه راه‌ها
3- روش مدیریت دسترسی عابران پیاده به شبکه راه‌ها
4- پیشرفت لوازم و زیر ساخت‌های ویژه واسه اومد و شد ساکنین حاشیه راه‌ها و ضرورت آروم سازی ترافیک در مناطق مسکونی و مبادی شهرها
5- بهبود وضعیت طراحی و ایمن سازی راه‌ها با هدف ایجاد محیط ایمن واسه عابران پیاده
6- پیشرفت سیستم‌ها و روش‌های نظارت، کنترل و اعمال قانون بر رفتار ترافیکی عابران پیاده
7- اجباری شدن استاندارد ایمنی وسایل نقلیه در برخورد با عابران پیاده (روش ملی راه‌های ایران 1398-1389، ص 8 )
2-2-گذشته تحقیق
2-2-1-تحقیقات انجام شده در داخل کشور
2-2-1-1-بررسی و آزمایش اثر انواع سرعت‌گیرها بر افزایش شاخص اعتماد پذیری در شبکه معابر شهری
در این تحقیق کارکرد سرعت‌گیرها به شکل قسمتی و در حریم تقاطع‌ها سرعت وسایل نقلیه روی سرعت گیر مورد بررسی قرار گرفته. سرعت‌گیرهایی انتخاب شده‌ان که وسایل نقلیه بی مزاحمت‌های ترافیکی بتونن به اونا نزدیک شده و از روی اونا عبور کنن. به این منظور محدوده 10 متری دور سرعت‌گیرها خط کشی شده و با برداشت زمان سفر وسایل نقلیه در این محدوده، سرعت اون محاسبه شده. این کار واسه 40 وسیله نقلیه به جدا روی سه نوع سرعت گیر پلاستیکی (ضلع شمالی تقاطع بختیاری- چمن)، سرعت گیر آسفالتی (ضلع شمالی تقاطع بختیاری- مهران پور) و سرعت کاه آسفالتی (ضلع شمالی تقاطع بختیاری- رضوان) انجام شد- بعد سرعت وسایل نقلیه در بخش اثر سرعت گیر به فاصله 20 متری از اون مورد آزمایش قرار گرفته. در این روش در فاصله 20 متری از سرعت گیر خط کشی انجام شده و با محاسبه زمان سفر 80 وسیله نقلیه نمونه سرعت میانگین اونا در بخش اثر سرعت‌گیرهای مختلف محاسبه گردیده. این محاسبات واسه سه نوع سرعت گیر پلاستیکی (ضلع شمالی تقاطع بختیاری- چمن و بختیاری- جویبار) و آسفالتی (ضلع شمالی تقاطع بختیاری- جانبازان و بختیاری- اکبری) و سرعت کاه آسفالتی (ضلع شمالی تقاطع بختیاری- رضوان) انجام شد. پس مشخص شد کاهش سرعت وسایل نقلیه به وسیله سرعت‌گیرهای مختلف در بخش اثر اونا به همون ترتیب کاهش سرعت روی سرعت‌گیرها هست. طوری که بیشترین کاهش سرعت روی سرعت‌گیرهای آسفالتی و کمترین کاهش سرعت روی سرعت کاهای آسفالتی مشاهده شد. اینجوری سرعت 85 درصد وسایل نقلیه در بخش اثر سرعت‌گیرهای آسفالتی، پلاستیکی و سرعت کاهای آسفالتی به ترتیب 31، 34 و 35 کیلومتر در ساعت هست.
مهم‌ترین نتایج این تحقیق عبارت از :
سرعت‌گیرهای آسفالتی، پلاستیکی و سرعت کاهای آسفالتی به ترتیب باعث بیشترین کاهش سرعت در محل تقاطع‌ها می‌شن.
سرعت متوسط وسایل نقلیه در تقاطع‌ها که با سرعت گیر آسفالتی، پلاستیکی و سرعت کاهای آسفالتی کنترل می‌شه به ترتیب در حدود 15، 20 و 23 کیلومتر در ساعته.
سرعت متوسط وسایل نقلیه در بخش اثر سرعت‌گیرهای آسفالتی، پلاستیکی و سرعت کاهای
آسفالتی (20 متری سرعت گیر) به ترتیب در حدود 25، 28 و 30 کیلومتر در ساعت هست.
سرعت وسایل نقلیه در فاصله 40 تا 70 متری قبل از سرعت گیر ثابت و بیشترین شتاب منفی وسایل نقلیه در فاصله 0 تا 20 متری قبل از سرعت گیرها هست.
مدل اتومبیل و گروه سنی رانندگان وسایل نقلیه شاخص مهمی در تعیین میزان سرعت روی سرعت گیر و سرعت کاه آسفالتی نیس. (گل رو، 1385)
2-2-1-2-الگویی جهت انجام کارا آروم سازی ترافیک کشور با استفاده از تجربیات بقیه کشورها
در این تحقیق اول مفاهیم کلی آروم سازی ترافیک در قارهای آمریکا و اروپا و تجربیات سه کشور آمریکا، کانادا و انگلستون که کارا زیاد و موفقی رو انجام دادن بیان و مشخص شد در همه اون کشورها، آروم سازی ترافیک به یکسری از کارا فیزیکی گفته می‌شه که با هدف کاهش اثرات منفی وسایل نقلیه موتوری، تغییر رفتار رانندگان و بهبود شرایط واسه کاربران حمل و نقل‌های غیر موتوری انجام می‌شه. فرقش اینه که در آمریکا بر خلاف انگلستون و کانادا کارا بازدارنده و روش‌های کنترل ترافیک که به وسیله پلیس یا مسئول اعمال قانون صورت میگیره در گروه آروم سازی ترافیک حساب نمی‌شه. با توجه به این توضیح محقق موارد زیر رو به عنوان یافتهای تحقیق جهت الگو سازی در کشور بر می شما رد :
1- مهم‌ترین اهداف پیشنهادی کارا آروم سازی ترافیک در کشور ما عبارتند از: کاهش سرعت و حجم ترافیک متناسب با کارکرد راه، کاهش سرعت غیر مجاز و آلودگی صوتی و هوا، کاهش تعداد تصادفات و ایجاد انگیزه واسه کاربران حمل و نقل‌های غیر موتوری مثل دوچرخه و طی راه به شکل پیاده.
2- کلا لازمه کارا آروم سازی به شکلی انجام شه تا به خودی خود و بی نیاز به
حضور فیزیکی پلیس و ضابطین اعمال قانون، باعث کاهش سرعت تردد وسایل نقلیه گردند.
3- معابر محلی شامل خیابون‌های محلی اصلی، فرعی و دسترسی همراه با معابر شریانی درجه 2 شامل خیابون‌های شریانی اصلی و فرعی می تونن واسه انجام آروم سازی مورد توجه قرار گیرند.
4- در معابر مورد استفاده تردد وسایل نقلیه امدادی و انتظامی، ضمنا خودروهای حمل و نقل همگانی کارا آروم سازی تنها در صورت صلاحدید یا نیاز کاربران اختصاصی اون معبر مجازه.
5- مهم‌ترین پارامترهایی که در آروم سازی ترافیک در معابر کشور ما می تونن مهم باشن عبارتند از:
سرعت مجاز معبر و میزان سرپیچی سرعت 85 درصد وسایل نقلیه از اون
حجم ترافیک عبوری از معبر
تعداد تصادفات معبر طی بازه زمانی مشخص
وجود مدارس جورواجور در حاشیه معبر
نوع و تعداد کاربری‌های تولید و جذب کننده سفر عابر ین پیاده و چگالی جمعیت (تعداد مناطق مسکونی موجود در دور معبر)
حجم ترافیک عبوری غیر محلی از معبر و تعداد خودروهایی که در معبر یک طرفه، خلاف جهت حرکت نشون میده.
وجود یا نبود وجود پیاده رو در دو طرف معبر (رحیمی، نوروزی، 1389)
2-2-1-3- بررسی چگونگی کاربرد انواع سرعت گیرای ترافیکی و امتحان اثر اونا در میزان سرعت رانندگان شهر تهران
محقق در این تحقیق پس از بررسی کارکرد سرعت گیرها در نقاط مختلف شهر تهران نتایج حاصله رو به توضیح زیر بیان می‌داره :
1- میانگین سرعت‌ها قبل از سرعت گیر 49 کیلومتر بر ساعت، میانگین سرعت‌ها بعد از سرعت گیر 9/21 کیلومتر بر ساعت و میانگین کاهش سرعت 22/27 کیلومتر بر ساعت هست.
2- در سرعت گیرای پلاستیکی و آسفالتی میانگین سرعت قبل از سرعت گیر 17/ 54 کیلومتر بر ساعت، میانگین سرعت‌ها بعد از سرعت گیر 15/22 کیلومتر بر ساعت و میانگین کاهش سرعت 02/32 کیلومتر بر ساعت هست.
3- از کل 708 مورد نمونه گیری سرعت از وسایل نقلیه سبک، میانگین کاهش سرعت اونا 28 کیلومتر بر ساعت و از کل 256 مورد نمونه گیری سرعت از وسایل نقلیه سنگین، میانگین کاهش سرعت اونا 23 کیلومتر بر ساعت بوده.
4- فرق کاهش سرعت در مناطق مختلف تهران در شمال شهر 31، در جنوب شهر 30، در محدوده شرق 32، در غرب شهر تهران برابر با 30 و در منطقه مرکزی 21 کیلومتر بر ساعت بدست اومد هه.
5- سرعت گیرهای اجرا شده بیشتر طبق خواسته مردمی و یا تصادفات به وجود اومده و بی آزمایش حجم و نوع ترافیک و یا دیگر روش‌های کنترل سرعت اجرا شده.
6- با مشاهدات انجام شده در شهرداری‌ها یک نوع سرعت گیر با ابعاد ثابت واسه هر راهی در هر محلی با هر سرعتی استفاده می‌شه و تحقیقات قبل و بعد صورت نمی‌گیرد. (حسین پور،1386)
2-2-2-تحقیقات انجام شده در خارج از کشور
2-2-2-1-سرعت‌های شهری و تصادفات باعث مجروحیت، روش مورد-کنترلتأثیر سرعت حرکت در خطر تصادف از راه انجام یک مطالعه کنترل موارد بررسی شد که واسه داده های جمع آوری شده از خیابون‌های شهری در منطقه کلان شهر آدلاید (استرالیا) طراحی شده بود. روش کنترل موارد عبارتست از مقایسه سرعت خودروهای درگیر در تصادف، یا خودروهای مورد، با سرعت خودروهای کنترل که دچار تصادف نشده بودن. نمونه موارد تنها شامل خودروهایی بود که تصادفات باعث مرگ ها داشتن و در اونا کسی به بیمارستون منتقل شده بود. تموم این رانندگان دارای میزان الکل در خون برابر با صفر بودن. سرعت‌های پیش از تصادف خودروهای مورد با استفاده از روش‌های بازسازی صحنه تصادف شامل بررسی دقیق صحنه تصادف، تعیین گردید. خصوصیات تصادف، مثل خطوط ترمز، نقاط برخورد، موقعیت‌های پایانی خودروها، میزان آسیب‌دیدگی خودروها، و شاهدان تصادف، به بازسازی صحنه تصادف کمک می‌کرد. خودروهای کنترل از نظر جهت حرکت، جای جاده، زمان روز، روز هفته و فصل سال با خودروهای مورد برابر بودن. سرعت خودروهای کنترل به وسیله سرعت سنج لیزری اندازه گیری شده بود. تموم این داده‌ها مربوط به جاده‌هایی با سرعت مجاز 60 کیلومتر بود. از این داده‌ها نسبت‌های خطر رسم شده در شکل 2-1 بدست آورده شد. تموم مقادیر طبق خطر مورد پایه واسه حرکت با حد مجاز سرعت 60 کیلومترن. حدود خطا برابر با خطای استانداردن که به وسیله تعداد خودروهای مورد و کنترل در هر بازه سرعت و در 60 کیلومتر تعیین شده. با بیشتر شدن سرعت از حد مجاز 60 کیلومتر، میزان خطر درگیری در تصادفات باعث صدمات با شیب زیاد افزایش پیدا می‌کنه و تقریباًٌ به ازای هر 5 کیلومتر به دو برابر 1274445475170500می‌رسد. شیب این افزایش اونقدر زیاده که در شکل 2-1 از اندازه لگاریتمی استفاده شده. میزان خطر در سرعت 80 کیلومتر به اندازه 30 برابر خطر رانندگی با حد مجاز سرعته.شکل 2-1- خطر تصادف در سرعت نشون داده شده در مقایسه با سرعت در خطر در سرعت 60 کیلومتر که حد مجاز سرعته (اسماعیلی، ص 239)
2-2-2-2-تغییرات حد متوسط سرعت و میزان خطر صدمات
روش دیگر بررسی چگونگی اثر سرعت بر میزان خطر اینه که تغییرات میزان کل صدمات در
جادهای مورد نظر با تغییرات سرعت متوسط ترافیک در اون جاده‌ها به هم در ارتباط شه. در این روش بی اینکه نیاز باشه سرعت یک خودروی خاص در قبل از تصادف تعیین شه، میشه روابط رو تعیین کرد. رابطه بین خطر تصادف و سرعت حرکت از بررسی نسبت‌های صدمات در قبل از تصادف و بعد از تغییر حدود مجاز سرعت در خیلی از جادهای سوئد (بیشترًٌ با حدود بالای سرعت) تعیین گردید. در خیلی از موارد در سرعت در جاده‌هایی که حدود مجاز اونا تغییر کرده بود با سرعت حرکت در جادهای مشابهی که حدود سرعت در اونا تغییر نکرده بود مقایسه گردید. معلوم شد که نتایج با پیرو میتونی زیر موافقت داره:
= ( p
که واسه درصد تغییرات کوچیک در سرعت میشه اون رو به شکل تقریبی زیر نوشت:
P (درصد تغییرات در سرعت میونه) = درصد تغییرات در سرعت
P توانیه که به میزان شدت تصادف بستگی داره:
واسه تموم تصادف‌ها 2=p
واسه تصادف‌های باعث مجروحیت جدی 3=p
واسه تصادف‌های باعث فوت 4=p
این نتایج و مقدار p که با شدت تصادفات افزایش می‌یابد الگویی رو تأیید می‌کنه که در اون افزایش سرعت باعث افزایش موارد زیر می‌شه:
خطر تصادفات
خطر مجروحیت‌های جدی در صورت تصادف
خطر مرگ در صورت رخ دادن مجروحیت‌های جدی (اسماعیلی، ص 241)
2-2-2-3-سامانه هوشمند کنترل سرعت
یک بررسی آماری در سطح بین‌المللی در تشریح میزان، محدود کردن و نسبت سرعت با تصادفات
رانندگی نشون می ده که به ازای هر کیلومتر افزایش سرعت، جراحات به دلیل تصادف 2 درصد افزایش می‌یابد. با توجه به این آمار و راه و روش ًٌ جداگونه به سامانه هوشمند کنترل سرعت و اثر اون در کاهش خسارات به دلیل تصادفات به نتایجی می‌رسند که به شکل زیادی نزدیک و مثل به همن. در بریتانیا، در بهترین حالت، از راه اعمال محدود کردن سرعت میشه تا 36 درصد از آمار تصادفات باعث زخم کاست. این نتیجه تقریباًٌ شبیه با نتایجیه که از بارگیری اینجور سامانه ای در سوئد حاصل شده. میزان کاهش آمار تصادفات باعث زخم از راه بارگیری این سامانه در سوئد بین 30 تا 40 درصد اعلام شده.
این آزمایش‌ها از اثر گذاری سامانهای هوشمند کنترل سرعت با این پیش فرض حاصل می‌شن که سامانه هوشمند کنترل سرعت کلا وضعیت ترافیک و عبور و مرور خودروها رو آروم‌تر می‌کنه. ضمنا سامانه هوشمند کنترل سرعت رو میشه «سامانه الکترونیک آروم کننده ترافیک» و «آروم کننده ترافیک» هم نامید که اثر عجیب اون در کاهش آمار تصادفات رانندگی نشون داده شده. (کم کردن، ص 62)
2-2-2-4-رفتار رانندگان هنگامی که با عابران خردسال روبه رو می‌شوندنتیجه یک بررسی در نواحی مسکونی شهر اوساکا درباره رفتار رانندگان نشون داده که اونا تنها نسبت به مواردی از خود واکنش نشون میدن که روبروی خودروشون اتفاق میفته و از در نظر گرفتن اون چیزی که در اطرافشون می‌گذرد خودداری می کنن. طبق همین نتیجه گیری، تحقیقات انجام شده در ناتینگهام انگلستون، تصویر تأسف باری از رفتار رانندگان در قبال کودکان رو نشون داده. طبق این بررسی، رانندگان وقتی کودکی رو می‌بینند که کنار جدول خیابون ایستاده تا در فرصت مناسب از عرض خیابون عبور کنه، اصلاًٌ از سرعت خود کم نمی‌کنن. هیچ گونه کاهش سرعت یا تغییر راه از طرف رانندگان در اینجور شرایطی اعمال نمی‌شه مگه اونکه کودک درست روبروی خودرو در فاصله ای قرار بگیره که دیگر ترمز زدن هم خیلی فایده ای نداشته باشه. (مولن، ص 438)
2-2-2-5-بررسی موردی کاهش حدود مجاز سرعت و نتیجه های ایمنی حاصل از اون در نیوزلند
در زمان بحران سوخت در سال 1973 دولت مردها نیوزلند حدود مجاز سرعت رو در مناطق بین شهری از 55 مایل در ساعت (88 کیلومتر در ساعت) به 50 مایل در ساعت (80 کیلومتر در ساعت) کم کردن که باعث سرعت متوسط 8 تا 10 کیلومتر در ساعت شد. این کاهش سرعت باعث کاهش زیادی در مصدومیت‌ها، در مقایسه با مناطق شهری بی تغییر حدود مجاز سرعت شد (30). در راه های بین شهری اصلی، تعداد فوتی‌ها تا 37 درصد، مصدومیت‌های شدین تا 24 درصد و مصدومیت‌های جزئی تا 22 درصد کم شد. کاهش شبیه در مناطق شهری 15 و 9 و 4 درصد بود. (سوری، ص 65)
2-2-2-6-بررسی موردی تغییرات در حدود مجاز سرعت و تصادفات در استرالیا
در استرالیا در سال 1987 حدود مجاز سرعت در مناطق بین شهری و آزادراهای خارجی ملبورن از 100 کیلومتر در ساعت به 110 کیلومتر در ساعت زیاد شد و در سال 1989 دوبارهًٌ به 100 کیلومتر در ساعت تغییر پیدا. در مقایسه با یک منطقه کنترل سرعت، که سرعت مجاز در اون تغییری نکرده بود، تصادفات جرحی 6/24 درصد به ازای هر کیلومتر فاصله طی شده با افزایش سرعت زیاد شد و با کم شدن سرعت 3/19 درصد دوبارهًٌ کم شد. (سوری، ص 65)
2-2-2-7-بررسی موردی کنترل سرعت از راه کاربرد سرعت‌گیرها در تقاطع راه های فرعی، چین
در حد فاصل بینتی شینگ به گوان گای در جاده جین گوانگ ایالت گوان دانگ، نمونه ای از جاده
فرعی با تعداد زیادی تقاطع کوچیک هست. در طول 40 کیلومتری این جاده 63 تقاطع محلی هست. در سال 2004 چارده نفر در این بخش از راه جون خود رو از دست دادن و احتمال خطر جزیی این تقاطع عامل اصلی مشکلات ایمنی راه شناخته شدن. در سال 2004 تموم تقاطع‌های این بخش از راه، اصلاح شدن. علائم اخطار دهنده واسه ورود به تقاطع‌های کوچیک نصب شدن. سرعت‌گیرها در تقاطع منتهی اینجوری واسه کاهش سرعت ساخته شدن. ابعاد اونا عبارت بود از 450 سانتیمتر طول، 36 سانتیمتر عرض و ارتفاع 6 سانتیمتر و سطح برآمده اونا ذوزنقه شکل بود. سطح اونا با نور برگردانای زرد و مشکی رنگ آمیزی شده بود و تابلوی «از سرعت خود کم کنین»، قبل از سرعت‌گیرها نصب شده بودن، تا توجه رانندگان رو جلب کنه. پس تصادفات راه در این تقاطع‌ها بعد از نصب سرعت‌گیرها به طور محسوسی کاهش یافته‌ان. سرعت‌گیرها در بقیه راه های کم اهمیت و استان‌های دیگر هم نصب شدن. مثلا در ماه می 2004 در کوره راه های شهر پویانگ ایالت همینان که به راه اصلی منتهی می‌شدن هم این دست‌اندازه ها نصب شدن. نتیجه این بود که حوادث در تقاطع‌ها کم شدن و شمار مرگ ها با مقایسه با سال 2003، 61 درصد کاهش یافتند. (سوری، ص 151)
2-3-چارچوب نظری
2-3-1-تعریف ترافیک
در آیین نامه راهنمایی و رانندگی سال، 1384 ترافیک در فصل اول ماده یک بند 21 اینجور تعریف شده: ترافیک (اومد و شد) :اومد و شد وسایل نقلیه، افراد و حیوانات در راه‌ها، که تعریف راه در بند 57 همین فصل و ماده اینجور تعریف شده: راه عبارتست از همه سطح خیابون، جاده، کوچه و کلیه معابری که واسه عبور و مرور اختصاص داده می‌شه (آیین نامه راهنمایی و رانندگی).
2-3-2-عوامل تشکیل دهنده ترافیک یا اصول ترافیک
1- آموزش
2- مهندسی ترافیک
3- اجرای مقررات
4- شرایط محیطی و اقلیمی (حاجی شیرزی، ص 4)
2-3-3-ارکان ترافیک
عوامل تشکیل دهنده ترافیک عبارتند از :
آدم – وسیله نقلیه – راه (همون منبع)
2-3-3-1-آدم
آدم‌ها یکی از عواملی می‌باشن که در ایجاد یک سیستم ترافیک نقش زیادی دارن، بعضی وقتا کارکرد و برنامه ریزی مناسب، باعث ایجاد یک سیستم ترافیک مناسب می‌شه. بعضی وقتا نبود برنامه ریزی مناسب و نبود توجه به مسئله حمل و نقل، باعث ایجاد یک مشکل ترافیکی می‌شه، پس با توجه به نقش حساس آدم‌ها نمیشه بی توجه به عامل آدم و اهمیت اون در مسئله ترافیک، برنامه ریزی و راه حل مناسبی ارائه کرد. آدم از دیدگاه آیین نامه راهنمایی و رانندگی شامل راننده و پیاده هست. بند 56 ماده 1، آیین نامه راهنمایی و رانندگی، راننده رو اینجور تعریف می‌کنه: کسی که هدایت وسیله نقلیه موتوری و غیر موتوری و ضمنا حرکت دادن حیوانات رو به شکل واحد یا گله و رمه بر عهده داشته باشه.
طبق بند 18 ماده 1 آیین نامه راهنمایی و رانندگی، پیاده اینجور تعریف می‌شه: شخصی غیر سوار که بی استفاده از هیچ نوع وسیله نقلیه موتوری یا غیر موتوری حرکت نشون میده و یا اقدام به جا بجایی کالسکه، چرخ دستی، لباس دان، سبدای چرخ دار و مثل اون نشون میده.
2-3-3-2-وسیله نقلیه
با توجه به پیشرفت علم و تکنولوژی و تولید خودرو یکی از ارکان تشکیل دهنده ترافیک وسیله نقلیه هست. که اینجا به تقسیم وسایل نقلیه پرداخته شده :
الف- وسیله نقلیه خصوصی: به غیر از اتومبیل که مهم‌ترین وسیله نقلیه خصوصی مسافرین در شهرها به حساب میان وسایل نقلیه دیگری مثل دوچرخه و موتور سیکلت رو میشه از وسایل نقلیه خصوصی حساب کرد.
ب- وسیله نقلیه عمومی: وسیله نقلیه عمومی به وسیله ای گفته می‌شه که مورد جا به جای و حمل و نقل مسافر و کالا قرار میگیره. وسیله نقلیه عمومی در شهرها عمو ما اتوبوس، مترو و تاکسی هست.
بند 99 ماده 1 آیین نامه راهنمایی و رانندگی وسیله نقلیه رو اینجور تعریف می‌کنه: وسایل موتوری و غیر موتوری و موتور سیکلت که واسه جابجایی آدم و کالا در راه به کار می‌رود.
2-3-3-3-راه
طبق بند 75 ماده 1 آیین نامه راهنمایی و رانندگی راه یعنی : همه سطح خیابون، جاده، کوچه و کلیه معابری که واسه عبور و مرور عموم اختصاص داده می‌شه. خود راه هم به زیر مجموعه‌هایی طبق آیین نامه تقسیم می‌شه که شامل آزاد راه، بزرگراه، جاده، خیابون و کوچهه (عربانی، 1382).
2-3-4- تعریف سرعت
سرعت میزان حرکت رو نشون می ده و یعنی فاصله پیموده شده در واحد زمان و واحد اون کیلومتر بر ساعت هست. (شاهی 1383) طبق تعریف دایره‌المعارف ویکی‌پدیا سرعت، یک اندازه گیری ورداری، از مقدار و جهت جابجاییه. مقدار مطلق بزرگی سرعت، تندی نامیده می‌شه.
سرعت رو ضمنا میشه به شکل میزان جابجایی تعریف کرد. (ویکی پدیا) در آیین نامه راهنمایی و
رانندگی پذیرفته شده 1384 سرعت به دو نوع مطرح می‌شه:1-سرعت مقرره 2- سرعت مطمـئنه.
2-3-4-1-سرعت مقرره
سرعتی که طبق مفاد ماده 126 آیین نامه راهنمایی و رانندگی واسه معابر مختلف تعیین گردیده
و کلیه رانندگان موظف به رعایت اون می‌باشن. عدول و تجاوز از سرعت مقرره تخلف رانندگی حساب و انجام دهنده مستوجب جریمه برابر جدول میزان جرایم تخلفات رانندگی هستش.
2-3-4-1-1-سرعت مجاز وسیله نقلیه در شهرها و مناطق مسکونی
الف – معابر شریانی درجه 1: در آزادراه‌ها کمه کم 70 و بیشترین حد 125 کیلومتر در ساعت و در بزرگراه‌ها 100 کیلومتر در ساعت
ب- معابر شریانی درجه 2: در خیابون‌های شریانی اصلی بیشترین حد 60 کیلومتر در ساعت و فرعی بیشترین حد 50 کیلومتر در ساعت
ج- معابر محلی و میدون‌ها: بیشترین حد سرعت 30 کیلومتر در ساعت (آیین نامه راهور)
2-3-4-1-2-سرعت در راه‌های بیرون شهر و مناطق غیر مسکونی
الف- آزادراه‌ها کمه کم 70 و بیشترین حد 120 کیلومتر در ساعت
ب – بزرگراه‌ها بیشترین حد 110 کیلومتر در ساعت
ج – جاده‌های اصلی روز 95 کیلومتر در ساعت و شب 85کیلومتر در ساعت
د – جاده‌های فرعی روز 85 کیلومتر در ساعت و شب 75 کیلومتر در ساعت (ابلاغیه شماره /11۱۹۸۹۹ مورخ 1384/11/02 وزارت راه و ترابری،روزنامه رسمی جمهوری اسلامی ایران)
2-3-4-2-سرعت مطمئنه
سرعتیه که راننده باید متناسب با شرایط جوی، راه و نوع محل مورد تردد به خاطر حفظ آمادگی مقابله با خطرات احتمالی انتخاب کنه. رعایت سرعت مطمئنه باعث افزایش توانایی راننده واسه جلوگیری از بروز تصادفات می‌شه. میزان سرعت مطمئنه ثابت نبوده و وابسته به متغیرهای مندرج در مواد 129 و 130 آیین نامه راهنمایی و رانندگی متفاوته. به نحوی که سرعت صفر (توقف کامل) تا سرعت مقرره رو شامل می‌شه. (آیین نامه راهور)
2-3-5-مدیریت سرعت
شامل دامنه ای از کارا با هدف ایجاد تعادل بین ایمنی و لیاقت سرعت وسیله نقلیه در شبکه
معابره. (سوری، ص 55)
2-3-6-مدیریت سرعت در نظام ایمن ترافیک
مدیریت سرعت هسته مرکزی نظام ایمنه که شامل تعیین و اجرای محدود کردن سرعت‌های متناسب هست. ضمنا هدف از تهیه اون، تشویق رانندگان به انتخاب سرعت مناسب با استفاده از آموزش و تبلیغاته. ً از استفاده از بعضی راه حل‌های مهندسی حمایت می کنن. هدف نظام ایمن، رسیدن به یک نظام حمل و نقل جاده ایه که خطاهای انسانی در اون باعث فوت یا مصدومیت شدین نشه.
هدف راه و روش نظام ایمن، به کمه کم رساندن شدت مصدومیت در زمان اتفاق تصادف هست. این نظام طبق این فرضیه استواره که کاربران راه نباید به دلیل خطای سیستم فوت شن. یک اصل در متن نظام ایمن اینه که مراقبت از زندگی و سلامت آدم‌ها از هر چیز دیگری مهم‌تره. (همون منبع، ص 88)
2-3-7-اهداف مدیریت سرعت
هدف مدیریت سرعت، کاهش تعداد تصادفات ترافیکی در راه‌ها، کاهش مصدومیت‌های شدین و مرگ به دلیل اون هست. (همون منبع، ص 56)
2-3-8-نتایج بدست اومده از مدیریت سرعت با راه و روش نظام ایمن
– محدود کردن سرعت 30 کیلومتر در ساعت در مناطق مسکونی که بافت ترافیکی اونا ترکیبی از
کاربران ضعیف راه و وسائط نقلیه موتوریه، استفاده شد.
– کاهش احتمال اتفاق برخوردهای جانبی کشنده در تقاطع‌ها (ساختن دوربرگردان بر تعبیه چراغ راهنما ارجحه و پیشنهاد می‌شه سرعت رسیدن به اینجا‌ها، زیر 50 کیلومتر در ساعت باشه).
– کاهش احتمال اتفاق برخوردهای روبرو در راه های دو طرفه (مشکلات وسط جاده در راه‌های با حجم
ترافیک بالا باید استفاده شه یا بیشترین حد سرعت مجاز 70 کیلومتر در ساعت). (همون منبع، ص 61)
2-3-9-امتیازات مدیریت سرعت طبق نظام ایمن
گسترش یک برنامه موفق مدیریت سرعت طبق روش نظام ایمن، منافع زیادی داره. روشن‌ترین
اونا حتماًٌ کاهش موارد فوت و زخم به دلیل تصادفات هست.
امتیازات ایمنی کاهش سرعت رانندگی عبارتند از:
زمان بیشتر واسه آگاه شدن از مخاطرات
کاهش فاصله طی شده در طول زمان عکس‌العمل به مخاطرات
کاهش فاصله توقف خودرو پس از ترمز
افزایش زمان و قدرت تصمیم گیری کاربران راه قبل از تصادف
افزایش شانس کاربران راه واسه خودداری از اتفاق یک تصادف
کاهش احتمال از دست دادن کنترل خودرو به وسیله راننده (همون منبع، ص 63)
2-3-10-دستورالعمل محدود کردن سرعت طبق نظام ایمن
دستورالعمل تعیین حدود مجاز سرعت می تونه از اصول یک نظام ایمن انجام شه. توجه به اینکه در چه وقت باید یک حدود سرعت مناسب رو استفاده کرد مهمه. راه و روش نظام ایمن پیشنهاد های زیر رو مورد توجه قرار می ده:
اگه قسمتی از راه، تعداد کاربران راه که روبروی خطرند زیاد باشن نمی‌بایست اونا رو روبروی خطرات به دلیل وسائط نقلیه ای که سرعت بالای 30 کیلومتر در ساعت دارن، قرار داد.
سرنشینان وسائط نقلیه هیچ وقت نباید در تقاطع‌های قائم‌الزاویه روبروی تصادف جانبی با سرعت بیشتر از 50 کیلومتر در ساعت قرار گیرند.
سرنشینان اتومبیل‌هایی که در جهت عکس هم و در راه‌هایی که به وسیله حفاظ از هم جدا
نشده‌ان در حال حرکت ان، اصلا نمی‌بایست روبروی سرعت بالای 70 کیلومتر در ساعت
قرار گیرند.
اگه تیرهای چراغ برق، مخابرات و … بی محافظ در جاده هست، سرعت می‌بایست به 50
کیلومتر در ساعت محدود شه. (همون منبع، ص 122)
2-3-11-چرا تمرکز بر سرعت؟
سرعت یک عامل خطر اصلی در مصدومیت‌های سوانح ترافیکی هست که هم روی بالاتر رفتن خطر بروز تصادفات جاده ای و هم روی شدت مصدومیت‌های به دلیل سوانح ترافیکی اثر می‌گذارد، چون با افزایش سرعت فاصله طی شده و مدت زمان عکس‌العمل راننده و هم فاصله مورد نیاز تا توقف وسیله نقلیه افزایش می‌یابد و در سرعت بالا اشتباهات رانندگی بیشتر میشه.
813435231902000اقشار ضعیف استفاده کنندگان از راه‌ها مثل عابر ین پیاده، رانندگان موتور سیکلت و دوچرخه، هنگام تصادم با وسایط نقلیه موتوری در خطر بیشتری از آسیب‌های خیلی بد و یا کشنده می‌باشن. احتمال کشته شدن یک عابر پیاده در برخورد با یک وسیله نقلیه موتوری با افزایش سرعت به طور چشم گیری افزایش می‌یابد تحقیقات نشون میدن که عابران پیاده در برخورد با یک خودرو که با سرعت 30 کیلومتر در ساعت در حرکته زنده می‌موند و در برخورد با خودرویی که با سرعت 50 کیلومتر در ساعت در حرکته به احتمال 80% کشته می شن.
شکل 2-2 احتمال بروز مصدومیت کشنده واسه یک عابر پیاده در برخورد با یک وسیله نقلیه موتوری (همون منبع، ص 45)
2-3-12-چطوری سرعت بر تصادفات ترافیکی و مصدومیت‌ها اثر می‌گذارد؟
بیشتر متخصصان ایمنی راه‌ها اتفاق نظر دارن که انتخاب سرعت نامناسب یکی از مهم‌ترین عوامل با استعداد کننده مرگ و میر جاده ای در سطح دنیاه که از اون به سرعت نامتناسب با وسیله نقلیه یا تندرانی تفسیر می‌شه. سرعت بالا به چند دلیل خطر اتفاق تصادف رو افزایش می ده: در سرعت بالا احتمال از دست دادن کنترل وسیله نقلیه به وسیله راننده بیشتر می‌شه. خطا در واکنش به موقع در برابر خطرات افزایش می‌یابد و باعث می‌شه بقیه کاربران راه در آزمایش سرعت وسیله نقلیه اشتباه کنن. مدت زمان عکس‌العمل راننده و ترمز کردن، در سرعت بالا طولانی‌تر هستش. بررسی‌ها و تحقیقات انجام شده نشون می ده در بیشتر از یک سوم تصادفات باعث فوت، سرعت بالا نقش داشته. (همون منبع، ص 46)
2-3-13-مدل نیرو
مدل نیرو برآوردیه از اثر تغییرات در متوسط سرعت بر میزان بروز و شدت تصادفات. این مدل اشاره می‌کنه که 5% افزایش در متوسط سرعت باعث 10% افزایش در تصادفات جرحی و 20% افزایش در تصادفات فوتی می‌شه. این رابطه از قوانین فیزیکی و توانایی هوشی راننده و سرنشین واسه مقابله با شرایط غیر منتظره (اما قابل پیش بینی) برگرفته شده. در سرعت‌های بالاتر، سرعت ضربه تصادف بیشتر می‌شه پس نیرویی که به وسیله نقلیه و سرنشینان وارد می‌شه افزایش می‌یابد و در سرعت‌های بالاتر، کاربران راه زمان کمتری واسه نشون دادن عکس‌العمل‌های محافظتی دارن. (همون منبع، ص 52)
واسه سرعت‌های منبع مختلف وقتی میانگین سرعت 1 کیلومتر در ساعت کم بشه.
جدول 2-1 : استفاده از مدل نیرو
درصد کاهش در تصادفات در ازای 1 کیلومتر در ساعت کاهش در میانگین سرعت
سرعت منبع به کیلومتر در ساعت 50 60 70 80 90 100 110 120
تموم تصادفات جرحی 0/4 3/3 8/2 5/2 2/2 0/2 8/1 7/1
تصادفات شدین و فوتی 9/5 9/4 2/4 7/3 3/3 0/3 7/2 5/2
تصادفات فوتی 8/7 5/6 6/5 9/4 4/4 9/3 6/3 3/3
واسه سرعت‌های منبع مختلف وقتی میانگین سرعت 2 کیلومتر در ساعت کم بشه.
.جدول 2-2 : استفاده از مدل نیرو (همون منبع، ص 64)
درصد کاهش در تصادفات در ازای 2 کیلومتر در ساعت کاهش در میانگین سرعت
سرعت منبع به کیلومتر در ساعت 50 60 70 80 90 100 110 120
تموم تصادفات جرحی 8/7 6/6 6/5 9/4 4/4 0/4 6/3 0/3
تصادفات شدین و فوتی 5/11 7/9 3/8 3/7 5/6 9/5 4/5 9/4
تصادفات فوتی 1/15 7/12 9/10 6/9 6/8 8/7 1/7 5/6
2-3-14-رفتار راننده
خیلی حیاتیه که فرق بین کار آیی راننده با رفتار راننده تشخیص داده شه- کار آیی راننده، کاری که راننده می تونه بکنه و به علم- مهارت، توانایی‌های ادراکی و تشخیص راننده مربوط می‌شه. اما رفتار راننده، کاریه که راننده انجام می ده. یک عنصر اساسی در رفتار راننده انتخاب سرعت حرکته. افزایش سرعت میزان خطر تصادف، زخمی شدن و کشته شدن رو افزایش می ده. ضریب این رابطه خیلی بالاه یک افزایش کوچیک در سرعت به افزایش بزرگی در
میزان خطر منجر می‌شه. اگه سرعت به اندازه یک درصد زیاد شه، خطر فوت به اندازه 4% تا 12% افزایش پیدا می‌کنه.
تشخیص فرق بین کار آیی و رفتار راننده در ایمنی ترافیک یک بحث محوریه، چون رانندگی معمولی یک کار خود تنظیمه. به اون معنی که رانندگان خودشون سطح سختی کار رو انتخاب می‌کنه. از مهارت بالا میشه واسه منظورهای مختلفی استفاده کرد. افزایش مهارت رانندگی ممکنه باعث افزایش ایمنی نشه چون می تونیم از اون واسه مقاصدی مثل افزایش سرعت، پیشی گرفتن در موقعیت‌های بسته تر، یا انجام کارهای ثانویه بیشتر مثل صحبت با گوشی موبایل استفاده شه. بهر حال، یک راننده ممتاز که روش کنترل خودرو در زمان لغزش، یا تکنیک‌های پیشرفته کار با ترمز رو یاد گرفته، ممکنه در رانندگی به دنبال موقعیت‌هایی بشه که این مهارت‌ها رو به نمایش بزاره (ایونس،1991) به خاطر این کارشناسان بیشترین دلیل اتفاق تصادفات رو پس خطای راننده (عامل انسانی) میدونن.
2-3-14-1-روش‌های کنترل رفتار رانندگان
2-3-14-1-1- کنترل رفتار کاربران جاده با توجه به پیامدها در رفتار اونا
شاید آسونترین و سریع‌ترین کاربرد مجبور رفتار واسه رسیدن به رفتار مطلوب از طرف کاربران جاده همون استفاده از نتیجه های مطلوب (تشویقی) و نا مطلوب (تنبیهی) باشه که اولی واسه داخلی کردن رفتارهای مطلوب و دومی واسه کاهش انگیزه در انجام رفتارهای پر خطر کاربرد داره. مشکل بنیادی اینجا اینه که بعضی رفتارهای پر خطر مثل سرعت بالا می تونن نتایج خیلی مطلوبی واسه راننده خطاکار به دنبال داشته باشن (مثلاًٌ باعث شن که راننده خطاکار دیر به قرار نرسه) و ضمنا نتیجه های نا مطلوبی هم همراه داشته باشن (مثل تصادف کردن). در این بین بیشترًٌ نتیجه های مطلوب محتمل‌تر از نتیجه های نا مطلوبن. حال مسئله اینه که چطوری میشه بین احتمال اتفاق نتیجه های مطلوب و نا مطلوب برابری برقرار کرد تا ایمن رانندگی کردن قدری با اهمیت‌تر شه. یکی از روش‌های عادی واسه کنترل و افزایش میزان ایمنی رانندگی در سرعت‌های بالا استفاده از مشکلات یا همون سرعت‌گیرهاه. اگه راننده با سرعت زیاد از روی این مشکلات عبور کنه، راحتی و آرامش سرنشینان خودرو به هم می‌خورد و اگه سرعت بالاتر باشه، چه بسا ممکنه صدماتی به خودرو وارد آید. ساخت این مشکلات هزینه زیادی نداره و می تونن به عنوان پاسخی به رفتار پر خطر رانندگانی که با سرعت بالا رانندگی می‌کنه تلقی شن. روش دیگری که از راه اون مهندسان می تونن به تنبیه رانندگانی بدن که با سرعت بالا رانندگی می کنن اینه که رانندگی کردن رو اونقدر واسه راننده سخت کنن تا ًٌ حرکت کردن با سرعت‌های بالا خیلی سخت شه. باریک کردن راه و ایجاد اختلاف سطح خط‌های مختلف یک راه مثل روش‌هاییه که این امکان رو واسه مهندسان فراهم میاره اما کلا مشکلی که در مورد این دو، یعنی تنبیه به دلیل رفتار پر خطر و تشویق رفتار نا مناسب در رانندگی هست اینه که در بیشتر مواقع این امکان وجود نداره تا رفتاری رو به طور کامل و همراه با نتیجه های اون تحت نظارت بذارن. دوربین‌های کنترل سرعت هم می تونه بخشی از راه حل‌ها باشه. (فولر، ص 110)
2-3-14-1-2- کنترل کاربران جاده با تکیه بر باعث‌های مقدماتی
باعث‌های مقدماتی شرایطی رو تعریف می کنن که طی اون شرایط رفتارهایی مشخص و به دنبال اون نتیجه های رفتاری مشخص شکل می‌گیرند. کاربران جاده بیشتر از نتیجه های نا مطلوب یک رفتار گریزانن چون این نتیجه های نا مطلوب از یک رفتار پر خطر ناشی می‌شن. وقتی راننده دوربین کنترل سرعت رو از دور می‌بیند سرعت خودرویش رو کنترل می‌کنه. به همین خاطر تابلوی راهنمایی و رانندگی که در اون نزدیک شدن به مانع (سرعت گیر و سرعت کاه) نشون داده می‌شه خود می تونه یک باعث تشخیص باشه. این جور علائم از پیش به راننده اخطار میدن که اگه با سرعت زیاد حرکت کنه، نتیجه های نامطلوبی در انتظار اون هستش. از دیگر علائمی که به شکل غیر مستقیم نسبت به نتیجه های نا مطلوب سرعت بالا اشاره می کنن نوارهایی در کف جادهن که این نوع اخطار دهنده‌ها لرزش و سر و صدا ایجاد می کنن. (همون منبع، ص 112)
2-3-14-1-3- کنترل به وسیله قانون
علاوه بر کنترل‌هایی که از خارج و محیط دور بر رفتار رانندگان اعمال می‌شن عامل کنترل کننده داخلی هم همراه با کنترل کنندهای بیرونی هست که اون پیروی از قانونه. میشه گفت قوانین، جملات و بیانیه‌هایین که اتفاق اونا در آینده محتمله. اگه این قوانین راحت، روشن و رو باشن، نه تنها می تونن روش خوبی واسه انتقال علم و آگاهی نسبت به وقایع محتمل هنگام رانندگی باشن که می تونن این علم رو بی اونکه گسترده مجبور به تجربه مستقیم اونا شه، به او منتقل سازند. مثلاًٌ قانون می‌گوید «در محل‌هایی مثل تقاطع‌ها یا پیچ‌هایی که اون طرف اونا رو نمی‌ببینن پیشی نگیرید». این جمله رو میشه به این توضیح هم بازنویسی کرد که «اگه تقاطعی هست که اون طرف تقاطع در دید شما نیس (باعث تشخیصی) اگر شما در این محل پیشی بگیرین (رفتار)، ممکنه با خودروی دیگری که از اون طرف تقاطع به طرف شما در حرکته تصادف کنین (نتیجه بد)». اگه اینجور تصور شه که پیروی از قانون ارتباطی با چیزی که به شکل طبیعی رخ می ده، نداره، اون وقت دیگر قوانین کنترل کننده رفتارها نخوان بود. بلکه این شرایط و احتمالات طبیعین که کنترل رفتار رو به عهده می‌گیرند. اگه راننده دریابد که با گذشتن از سرعت مجاز بی اونکه نتیجه های نا مطلوبی رو تجربه کنه می تونه به حرکت خود ادامه بده و سریع‌تر به مقصد برسه دیگر قوانین در کنترل رفتار اون نقشی نخوان داشت؛ بنابر این جریمه نمودن متجاوزین از قوانین اثر خیلی زیادی در کنترل رفتارها داره. نمونه این مسئله رو میشه در برخورد پلیس با آ پایانی که از سرعت مجاز در جاده‌ها تجاوز می‌کنه مشاهده کرد (بارگیری باعث‌های تشخیصی باید به شکلی باشن که صرف وجدشان مانع از تخلفات رانندگی شه و در استفاده از اونا مسئله نتیجه های نا مطلوبشون در درجه اول اهمیت قرار نداشته باشن. جنبه های بازدارنده ای باعث‌ها باید بیشتر از جنبه های تنبیهیشون مورد توجه بگیره). (همون منبع، ص 116)
2-3-15-آروم سازی ترافیک
طبق تعریف انجمن مهندسان حمل و نقل آمریکا آروم سازی ترافیک یعنی اعمال تغییرات در راه راه، نصب مشکلات و حفاظ‌ها و انجام دیگر کارا فیزیکی به خاطر کاهش سرعت و یا حجم ترافیک عبوری با هدف تأمین ایمنی و کاهش میزان خطر تصادفات. (بهبهانی، 1373)
آروم سازی جریان ترافیک که مدیریت ترافیک هم نامیده می‌شه به راهبردها و طراحی‌های مختلفی می پردازدکه هدف اون کاهش سرعت و حجم ترافیک در یک خیابون خاصه. آروم سازی ترافیک از اصلاحات جزئی یک خیابون تا طر احی دوباره شبکه خیابانی رو پوشش می ده، مقادیر کاهش سرعت ایجاد شده با استفاده از روش‌های آروم سازی در معابر شریانی 15 تا 30 کیلومتربرساعتو در معابر بزرگراهی درون شهری تا 15 کیلومتربرساعت و معابر برون شهری تا 20 کیلومتربرساعت پیشنهاد می شوداز طرفی آروم سازی، وجود کمه کم سرعتی برابر با 15 کیلومتر بر ساعت بین سرعت عملکردی و سرعت مجاز راه هست (تن زاده، ص 27)
2-3-15-1-تاریخچه آروم سازی ترافیکتاریخچه استفاده از روش‌های آروم سازی ترافیک در اروپا از آخرای ده 60 میلادی با حرکتی خیلی آهسته شروع شد. شهروندان ناراضی در هلند بعضی خیابون‌های مسکونی رو روبروی رفت و اومد خودروها بسته کردن. این حرکت به طراحی خیابون‌هایی با عنوان «خیابون‌های آهسته در اروپا» در آخرای ده 70 رسید. بیشترین حد سرعت در این جور خیابون‌ها بین 20 تا 30 مایل بر ساعت بود. برنامه آروم سازی ترافیک با وضع قوانینی واسه اتوبان‌های داخل شهری در بعضی شهرهای آلمان و دانمارک در ده 80 میلادی ادامه پیدا کرد. در همین زمان طرح‌هایی واسه اصلاح راه‌های شریانی داخل شهری در آلمان و فرانسه اجرا شدن. در آمریکا مطالعاتی در این مورد در ده 60 و 70 در مناطقی مثل سیاتل و برکلی انجام شد. اولین تحقیقات ملی و رسمی روی آروم سازی در حدود ده 80 تکمیل شد. این تحقیق نتیجه مطالعه و تحقیق در مورد نیازای مردم در مناطق مسکونی در مورد رفت و اومد وسایل نقلیه بود. ضمنا تحقیقاتی در مورد سرعت کاه‌ها و نتایج استفاده از اونا و موارد قانونی در ارتباط انجام شد. تقریباً 20 سال بعد با در دست بودن نتایج اعمال بعضی قوانین، اداره کل بزرگراه‌های آمریکا تحقیقات دیگری رو در سال 1998 شروع کرد که به نام Traffic Calming: State of the Practice به وسیله Reid Ewing منتهی شد. در مقایسه با تحقیقات ده 80 این تحقیق به آروم سازی در اندازه ای بزرگ‌تر از مناطق مسکونی، وسیله آروم سازی پیشرفته تر در مقایسه با سرعت‌ کاه‌ها و هم مسائل قانونی و سیاسی گسترده تر نسبت به اون زمان می‌پردازد. (سایت مربوط به مرکز اطلاعات علمی و تخصصی حمل و نقل و ترافیک)
2-3-15-2-اهداف آروم سازی ترافیک
کلا هدف اصلی آروم سازی ترافیک، افزایش سطح ایمنیه. بقیه اهداف آروم سازی ترافیک که عمو ما مربوط به ایمنی هست به توضیح زیره:
کاهش سرعت وسایل نقلیه
کاهش تداخل ترافیک اعمال محدود کردن‌های ترافیکی
کاهش تعداد و شدت تصادفات
کاهش میزان تخلفات
افزایش ایمنی عابران پیاده و دوچرخه‌سواران
کاهش حجم ترافیک
اعمال محدود کردن‌های ترافیکی
با اینکه واژه آروم سازی ترافیک، معنی جدیدی نیس، اما در سال‌های گذشته بیشتر مورد توجه مسئولان امر ترافیک قرار گرفته و کارا مربوط به اون در نقاط مختلف دنیا کاربردی‌تر شده. روش‌ها و طرح‌های آروم سازی ترافیک در چارچوب تأمین ایمنی در هر منطقه علاوه بر افزایش ایمنی راه و کاهش خطر تصادفات باعث کاهش آلودگی‌های زیست محیطی هم می‌شه. به خاطر این آروم سازی ترافیک در مناطق مختلف شهری و بین شهری مورد توجه ویژهه. (جزوه آموزشی معرفی انواع لوازم ایمنی و کنترل شهری، شورای عالی هماهنگی ترافیک شهرهای کشور، سومین دوره آموزشی دبیران شورای ترافیک استانهای کشور، تهران،1386)
2-3-15-3-لوازم آروم سازی ترافیک
لوازم آروم سازی ترافیک شامل دو بخش لوازم کنترل حجم و لوازم کنترل سرعته. ضمنا در بعضی موارد از طرح‌های ترکیبی استفاده می‌شه. در ادامه به معرفی این لوازم پرداخته می‌شه. (همون منبع)
2-3-15-3-1-لوازم کنترل حجم
کنترل حجم شامل اقداماتیه که حجم وسایل نقلیه رو در یک خیابون کم می کنه. راه‌بندها، بسته کنندهای تموم عرض خیابون، نیم راه‌بندها، بسته کنندهای نیمه عرض خیابون، راه‌بندهای قطری، انحراف دهندهای قطری، رفوژهای میانی و جزیره ها گردشی از اون جملهن. (احدی، 1390، ص 682 تا 685)
2-3-15-3-1-1-راه‌بندها، بسته کنندهای تموم عرض خیابون
مشکلاتین که کل عرض خیابون رو روبروی ترافیک عبوری می‌بندند طوری که فقط امکان تردد عابران پیاده هست. این مشکلات می تونه به شکل جزیره ها فضای سبز، دروازه‌ها، نردهای عرضی u شکل و دیگر مشکلات که کمتر از عرض وسایل نقلیه سواری معبر رو باز می ذارن اجرا شه.
(همون منبع)
41910-38100030384751968500
شکل 2-3-شکل راهبند
2-3-15-3-1-2-نیم راه بندها، بسته کنندهای نیمه عرض خیابون
2867025171196000-27305170307000موانعین که واسه خیابون‌های دو طرفه به کار می‌روند. بعضی وقتا به این مشکلات بسته کنندهای جزئی هم میگن. هروقت دو بسته کننده نیمه عرض خیابون، در دو خروجی یک امتداد تقاطع اجرا شن، یک شبه منحرف کننده به وجود خواهد اومد که با حذف دسترسی جریان ترافیک به این خروجی‌ها باعث کاهش تداخل ترافیکی در تقاطع می‌شه. (همون منبع)
شکل 2-4-شکل نیم راهبند
2-3-15-3-1-3-انحراف دهندهای قطری
-8572590106500273177094678500 مشکلاتین که به طور قطری در تقاطع قرار گرفته و حرکات مستقیم در تقاطع رو حذف می‌کنه. این مشکلات رو انحراف دهندهای کامل هم می‌نامند. (همون منبع)
شکل 2-5-شکل راهبند قطری
2-3-15-3-1-4-رفوژای میانی
-2813051310640002737485131064000این مشکلات به شکل جزیره ها برجسته این که در امتداد خط مرکزی خیابون قرار گرفته و یا در طول تقاطع امتداد دارن و حرکت مستقیم خیابون متقاطع رو بسته می‌کنه. این رفوژای میانی رو بعضی وقتا منحرف کننده میانی یا منحرف کننده جزیره ای هم می‌نامند. (همون منبع)
شکل 2-6- رفوژهای میانی
2-3-15-3-1-5-جزیره ها گردشی
به شکل جزیره ها برجسته در رویکردای تقاطع‌ها به کار می‌روند و مانع از انجام بعضی حرکات می‌شن. بیشتر اونا جزیره ها گردش به راست نامیده می‌شن. (همون منبع)
291528531051500-5715031559500
شکل 2-7- جزیره ها گردش
2-3-15-3-2-لوازم کنترل سرعت
این لوازم شامل لوازم عمودی و افقی کنترل سرعت و باریکه راه‌ها می‌شن.
2-3-15-3-2-1 لوازم عمودی کنترل سرعت
وسایل عمودی کنترل سرعت، قسمت‌های برجسته راهن که باعث پایین آوردن سرعت وسایل نقلیه می‌شن. این وسیله ها شامل سرعت کاه‌ها (کوهان راه)، سرعت کاهای تخت، سرعت کاه بالشتکی، گذرگاه‌های برجسته عابر پیاده، تقاطع‌های برجسته، و روسازی‌های سنگفرش شده و خطوط لرزاننده هست. (همون منبع)
1- سرعت کاه
سرعت کاهای ایمن، مقاطع برجسته کوهان شکلن که به خاطر کاهش سرعت، در عرض خیابون‌ها به کار می‌روند. این نوع از سرعت کاه‌ها معمولاً از جنس آسفالت یا پلاستیک فشرده ساخته و اجرا می‌شه. لازم به توضیحه که هروقت سرعت کاه با عرض کمتر از 8/1 متر اجرا شه، عنوان سرعت گیر یا سرعت شکن به اون تعلق میگیره. (همون منبع)
277114039814500-190540830500 شکل 2-8-سرعت کاه
-19052414905002861945239458500
شکل 2-9- سرعت گیر
2- سرعت کاه تخت
این سرعت کاه دارای مقطع عرضی ذوزنقه ای هست که از دو قسمت شیب دار در اول و انتها و سطح تخت در قسمت میانی تشکیل شده. اجرای قسمت تخت باعث می‌شه که سرعت طرح بالاتری نسبت به سرعت کاهای معمولی داشته باشه. .(همون منبع)
3162935431800082554318000
شکل 2-10- سرعت کاه تخت
3- سرعت کاه بالشتکی
بزرگ‌ترین ایرادی که به سرعت گیر و سرعت کاه وارده، ایجاد تأخیر در عملیات کمک رسانی وسایل نقلیه اورژانسی مثل آمبولانس یا اتومبیل‌های آتیش نشانیه. همین امر باعث شد سرعت کاه بالشتکی به عنوان یه جور از سرعت کاه که این مشکل رو تا حدودی حل کرده، معرفی شه. سرعت کاه بالشتکی در دسته بندی وسیله کنترل سرعت قرار میگیره. هر بالشتک از چند سرعت کاه معمولی که با فاصله در یک خط در عرض خیابون نصب می‌شه، تشکیل می‌شه. اونا در یک سری چند تایی در طول یک خیابون نصب می‌شن. طراحی سرعت کاه به این شکل باعث می‌شه که رانندگان اتومبیل‌های معمولی مجبور شن سرعت خود رو کم کنن چون فاصله بین بالشتک‌ها به اندازه ای طراحی می‌شه که در هر صورت یک یا دو چرخ اتومبیل از روی اونا رد می‌شه. از آنجایی که طول اکسل در اتومبیل‌های اورژانس (مثل آتیش نشانی) بیشتر از اتومبیل‌های معمولیه، این نوع وسایل نقلیه می تونن بی نیاز به کم کردن سرعت از بین بالشتک‌ها عبور کنن و پس تأخیر زیادی در سرویس دهی اونا ایجاد نمی‌شه. با وجود پیشرفت‌های زیاد در مورد کنترل سرعت، استفاده از بالشتک‌ها به دلیل اثر مثبت در کاهش سرعت اتومبیل‌ها بی ایجاد تأخیر در سرویس دهی اتومبیل‌های اورژانسی، به سرعت در حال گسترشه. (سایت مربوط به مرکز 2841625887095001778090741500اطلاعات علمی و تخصصی حمل و نقل و ترافیک)
شکل 2-11- سرعت کاه بالشتکی
4- گذرگاه برجسته عابر پیاده
-14097095313500268160595313500هرگاه سرعت کاه تخت به خاطر عبور عرضی عابر پیاده نشونه گذاری و خط کشی شه این عنوان به اون تعلق میگیره.
شکل 2-12- گذرگاه برجسته عابر پیاده
5- تقاطع‌های برجسته
296291017056100026035179705000در این حالت کل سطح تقاطع برجسته می‌شه و اختلاف تراز بین سطح تقاطع و سطح رویکردهای منتهی به اون با استفاده از اجرای رمپا در رویکردهای تقاطع حل می‌شه. جنس قسمت برجسته از آجر یا مصالح ویژهه. این وسیله ها سرعت کاهای تقاطعی نامیده می‌شن که معمولاً تا سطح پیاده رو بالا میاد.
شکل 2-13- تقاطع‌های برجسته
6- تفاوت رو سازی به وسیله سنگفرش نمودن
در این اقدام قسمت مورد نظر از سطح یک معبر رو با استفاده از آسفالت رنگی یا پوشش بتنی و دیگر
مصالح ویژه جدا می کنن. این طرح علاوه بر کنترل سرعت وسایل نقلیه، حرکت ایمن عابران پیاده و

بهترین روش های رسیدن به مثبت اندیشی و تفکر مثبت

«تفکر مثبت» یکی از عادی ترین پیشنهاد هاییه که به افراد علاقه مند به رشد فردی میشه. بیشتر گفته می شه که اگه افکار منفی داشته باشین موفقیت و شادمانی تقریباً غیرممکنه. در این مقاله بررسی می کنیم که این مسئله درسته یا نه ؟

«تفکر مثبت» یکی از عادی ترین پیشنهاد هاییه که به افراد علاقه مند به رشد فردی میشه. بیشتر گفته می شه که اگه افکار منفی داشته باشین موفقیت و شادمانی تقریباً غیرممکنه. در این مقاله بررسی می کنیم که این مسئله درسته یا نه ؟

” این مقاله به وسیله Morty Lefkoe  نوشته شده ، اون به مدت 45 سال واسه ایجاد تغییرات پایدار در زندگی خود سعی کرد تا زمانی که راهی واسه کنار گذاشتن اعتقاداتی که اونو عقب نگه می داشتن پیدا کرد . اون یافته هاش رو به یک فرآیند تکرار شدنی واسه کمک به بقیه تبدیل کرد .در آخر 150000  نفر و بیشتر از 50 شرکت، به کمک اون باورهای محدود کننده خود رو  کنار گذاشتن  “

افکار منفی از کجا بین؟

اگه شما افکار منفی داشته باشین مثل: «من شایدً در پروژه جدید موفق نمیشوم»، « اون واقعاً منو دوست نداره» و «من دوباره کار رو درست انجام نمی دم.». این جملات پس ی باورهای منفیه که قبلا در زندگی شما وجود داشته. مثلا در جمله « من شایدً در پروژه جدید موفق نمیشوم » پس ی این باور می تونه باشه: «من آنقدرها خوب کار نمیکنم» و «من توانایی کافی ندارم». و یا جمله « اون واقعاً منو دوست نداره » نتیجه این باور می تونه باشه: «من دوست داشتنی نیستم» و «مردها راستگو نیستن» و جمله «من دوباره کار رو درست انجام نمی دم.» نتیجه این باور می تونه باشه: «من هیچ کاری رو به طور مطلوب نمی تونم انجام دهم».

پس دلیلی که شما رو از رسیدن به موفقیت و شادمانی بازمی داره افکار منفی نیس بلکه باید گفت این افکار درخشش نوع نگاه شما به جهانه. شما همیشه با باورهای خود درباره زندگی، مردم و خودتون زندگی می کنین. حتی اگه شما از افکار منفی خلاص شید بازم باورها در زندگی شما وجود دارن.

مردم واسه دورشدن از افکار منفی چیکار می کنن؟

اگه شما سعی کنین از افکار منفی خود فرار کنین ؛ نمی تونین اونا رو از بین ببرین. در بدترین حالت شما فقط نتونستید در حذف این افکار موفق شید. اما در بهترین حالت این افکار از ذهن شما دور شدن ولی هنوز از بین نرفته ان بلکه به شکل پنهونی هدایت می شن. این افکار مثل توپین که سعی می کنین زیر آب نگه دارین. شما می تونین به مدت کوتاهی توپ رو زیر آب نگه دارین اما در آخر از این کار خسته می شید و توپ از آب خارج می شه.

باورهایی که درباره خود و زندگی دارین عامل به وجود اومدن افکار منفی شماست،در این شرایط مثبت اندیشی فایده ای نداره. چون ممکنه حتی هنگامی که هیچ فکر منفی ندارین دچار سوءظن شده و واسه خلاص شدن از شر افکار منفی انرژی خود رو هدر بدین.

علاوه براین افکار و احساسات سرکوب شده معمولاً زمانی که انتظارش رو ندارین در رفتارتون رو می شن. بیشتر این افکار به شکل استرس و نگرانی خود رو نشون می دن و این در حالیه که ما از منبع این استرس و نگرانیا بی آگاهی هستیم و فکر می کنیم بی دلیل بروز کرده ان. تحقیقات زیادی نشون می دن که سرکوب احساسات منفی باعث بروز مریضی می شه.

به جای سرکوب بهتره وجود این افکار و احساسات رو تایید کنیم. بعضی آدما هر روز جلوی آینه وای میستن و با صدای بلند می گن «من خیلی خوب هستم. من می تونم. من دوست داشتنی هستم.» خیلی کم پیش میاد که این تمرین بتونه افکار شما رو عوض کنه. دلیل اون اینه که شما می دونین چیزی که رو در مورد خودتون بر زبون می آورید درست نیس. وقتی با صدای بلند می گین: «من خیلی خوب هستم.» با خود می اندیشید: «اما من می دونم اینطور نیس.»
«من می تونم.» – « اما من می دونم اینطور نیس.»
«من دوست داشتنی هستم.» – « اما من می دونم اینطور نیس.»

روش دیگر واسه اینکه بفهمین چرا گفتن جملات مثبت همیشه جواب نمی ده اینه که از خود بپرسید: «چه کسائی جلوی آینه وای میستن و جملات مثبت رو تکرار می کنن؟» کسائی که واقعاً به این جملات باور داشته باشن هیچوقت اونا رو بر زبون نمی آورند. درواقع کسائی که جملات مثبت رو درباره خودشون استفاده می کنن، می خواهند از افکار منفی فرار کنن.

چجوری میشه افکار منفی رو از بین برد؟

پس اگه تفکر مثبت جواب نمی ده پس راه حل چیه؟ همونجوریکه دیدیم باورهای منفی ما تقریباً تموم افکار منفی ما رو به وجود می آورند. یک باور همون چیزیه که ما احساس میکنیم واقعیت داره. تا زمانی که ما احساس میکنیم : «من خیلی خوب نیستم. من از عهده کارام بر نمی آیم. من دوست داشتنی نیستم.» این جملات واقعاً در مورد ما صحیحه. و ما بر مبنای اونا زندگی میکنیم. این باورهای مون که به ما می گن چجوری احساس کنیم، چجوری زندگی کنیم و چجوری بفهمیم.

تنها راه مؤثر واسه از بین بردن افکار و باورهای منفی اینه که باورهای زندگی خودمون رو تغییر دهیم نه اینکه سعی کنیم بر افکار منفی سرپوش بذاریم و یا وانمود کنیم افکار منفی از بین رفته ان.

مراحل باور لفکو(LBP) که نویسنده مقاله 29 سال پیش پیشنهاد داده واسه تغییر دادن باورهای منفی مفیده. با انجام این مراحل می تونین تعدادی از باورهای منفی زندگی خود رو کنار بذارین. واسه این کار لازمه اول باور منفی زندگی خود رو شناسایی کنین.

چجوری باورهای منفی رو در زندگی خود از بین ببرین؟

منبع راحت احتمالی یک باور زندگی خود رو پیدا کنین. چه اتفاقی افتاد که به این باور رسیدید؟ مثلا بیشتر والدین وقتی فرزندانشون برابر میل اونا رفتار نمی کنن اونا رو مورد سرزنش قرار می دن و این کار باعث به وجود اومدن این باور می شه:«من خیلی خوب نیستم.» فرزندان به حضور فیزیکی والدین خود نیاز دارن. با توجه به این نکته در صورتی که والدین این حضور فیزیکی رو از فرزندان خود دریغ کنن باعث میشه این باور در اونا به وجود بیاد: «من مهم نیستم.»

هنگامی که منبع یک باور مشخص شد میفهمید که باور شما تفسیری از تجربیات شماس. پس تفاسیر دیگری هم واسه باور شما می تونه وجود داشته باشه. در اینجاست که میفهمید باور شما تنها بخشی از واقعیته و نه تموم واقعیت.

مثلا وقتی از طرف والدین خود واسه انجام ندادن کاری سرزنش میشوید میشه اینطور برداشت کرد که شما از عهده اون کار بر نمی آیید. میشه اینطور تفسیر کرد که پدر و مادر شما انتظارات غیرمنطقی ازتون دارن. یا ممکنه پدرو مادر شما در مورد توانایی شما واسه انجام کاری اشتباه کرده باشن. و یا ممکنه شما در انجام دادن کار بخصوصی توانایی نداشته باشین. مسلمه که نمیتوان نتیجه گرفت شما واسه کارهای دیگر هم توانایی ندارین. ممکنه شما به دلیل کم سن و سال بودن نتونین کاری رو انجام بدین و این به معنی این نیس که هیچوقت نمی تونین اون کار رو انجام بدین.

میشه باور رو دید؟

خودتون رو در حوادثی که باعث ایجاد یک باور شدن بذارین و از بیرون به خودتون بنگرید و از خودتون بپرسید: « میتوانم اون باور زندگی ام رو ببینم؟» جواب افراد به این سؤال همیشه اینه: «بله، شمام اگه اونجا بودین می تونستید ببینین» حال از خود بپرسید: « من واقعاً میتوانم اونو ببینم؟» اگه شما واقعاً بتونین یک باور زندگی خود رو ببینین باید بتونین اونو با یک رنگ، شکل و موقعیت توضیح کنین. حال اونکه نمی تونین توصیفی از ظاهر یک باور داشته باشین. واقعا شما نمی تونین یک باور رو ببینین بلکه فقط حوادث و رویدادها رو می بینین. باورها فقط تو ذهن شما نقش می بندند.

علتی که واسه یک فکر منفی پیدا کردین و ادعا می کنین که می تونین اونو ببینین فقط یک تفسیر از تموم تفاسیریه که تو ذهن شما به وجود اومده. شاید از خودتون بپرسید پس رویدادهایی که باعث به وجود اومدن یک باور شدن هیچ معنا و مفهومی ندارن؟ قبل اینکه شما به اونا معنی بدین چه مفهومی داشتن؟ می تونین دریابید که این رویدادها مفاهیم زیادی دارن. البته هیچ معنی واحدی واسه اونا نمیشه متصور شد. میشه گفت رویدادها معنی مشخص و ثابتی ندارن و این شما هستین که تو ذهن خود به اونا معنی می دید.

به طور خلاصه میشه گفت: باورها واقعیاتین که احساس میکنیم حقیقت دارن. اونا حقایق دنیا دور و بر ما میباشند. ما باورهای خودمون رو قبول داریم چون تصور می کنیم میتونیم اونا رو ببینیم. در صورتی که هیچوقت نمی تونیم اونا رو ببینیم. اونا فقط تو ذهن ما وجود دارن.
به جای اینکه مثبت بیاندیشید سعی کنین باورهایی که باعث به وجود اومدن افکار منفی شدن رو از بین ببرین. زمانی که واسه مثبت فکر کردن سعی نمی کنین مثبت خواهید بود.

هر فردی دارای افکاری متفاوته و همین افکار متفاوت زندگی هر فردی رو به شکلی رقم میزند.آدم بنا به اختیار خود می تونه افکارش رو مثبت یا منفی کنه .تفکرات مثبت یقیناً آدم رو به رشد میرسانند و باعث می شن به هدف مورد نظر برسیم اما افکار منفی نه تنها روی سلامت اعضای بدن اثر میذاره، بلکه باعث عقب موندگی در زندگی می شه.

نگرانی‌های زندگی زیادن و استرس زیادی به همراه دارن. چجوری با این مسائل کنار بیاییم؟ با افکار و گفت‌وگوهای منفی فقط و فقط شرایط رو واسه خود و بقیه سخت‌تر می‌کنیم. این انتخاب ماه که چجوری مسائل رو ببینیم. پیشامدی می تونه خیلی بد باشه اما این شمایید که تعیین می کنین نیمه بد اون بر شما اثر بزاره یا نیمه خوب اون. دیدی که به این پیشامدها دارین اثر زیادی در زندگی و سلامت‌تون داره. بهتره با تفکر مثبت، جنبه غالب هر اتفاق رو به شکل مثبت تعبیر کنیم و از منافع خیلی اون در زندگی بهره ببریم و زندگی رو واسه خود و نزدیکانمون قشنگ تر جلوه دهیم. در این مقاله خواهیم گفت که چجوری می‌‌توانیم افکار مثبت داشته باشیم. داشتن افکار مثبت به کنترل استرس و بهبود سلامتی‌تون کمک می‌کنه. با مطالبی که گفته می‌شه سعی کنین بر گفت‌وگوهای منفی داخلی‌تون پیروز شدین.نیمه پر لیوان رو می‌ببینن یا نیمه خالی اونو؟ جواب شما به این سوال نشون دهنده دیدتون به زندگی، رفتارتون نسبت به خودتون و تعیین کننده خوشبینی یا بدبینی شماس؛ و حتی ممکنه سلامتی روحی و جسمی‌تون رو تحت اثر بذاره. بررسی‌های انجام شده نشون می ده که ویژگی‌های شخصی، مثل خوش‌بینی یا بدبینی دامنه بزرگی از سلامت و میزان شادی فرد رو تحت اثر قرار می ده. تفکر مثبت که به طور مستقیم به دلیل خوش‌بینی فرده، کلید اصلی مدیریت استرس حساب می‌شه و مدیریت موثر استرس، رابطه مستقیم با سلامتی داره. اگه تا الان تفکر منفی داشته‌‌اید و با بدبینی به مسائل نگاه کردین، ناامید نشید؛ می تونین روش‌های تفکر مثبت و خوش‌بینی رو یاد بگیرین.

حتی وقتی با خودتون حرف میزنین، داشتن افکار مثبت رو فراموش نکنین.تفکر مثبت به این معنی نیس که از جریانات زندگی و یا وقایع بد بی خبر باشین. تفکر مثبت به معنی برخورد مثبت‌تر و سازنده‌تر با حوادث بد زندگیه.تفکر مثبت معمولا با گفت‌وگوی داخلی شروع می‌شه. این صحبت هم‌چون جریانی بی‌پایان از افکاری‌ است که هیچوقت بیان نشده‌ و در ذهنتون جاری‌ است. این افکار که بی‌اختیار به ذهنتون بین می تونن مثبت و یا منفی باشن. بخشی از این افکار از منطقتان بین. بعضی دیگر از این افکار ممکنه به دلیل تصور غلطی باشه که به دلیل کمبود اطلاعات در ذهنتون شکل میگیره.اگه این افکاری که تو ذهن‌تون جریان داره بیشتر منفی باشه، شاید نگرشتون به زندگی منفی هستش. اگه بیشتر این افکار مثبت باشن، مثل کسی که تفکر مثبت رو تمرین می‌کنه، نگرشتون به زندگی مثبت هستش.

فواید افکار مثبت بر سلامتی

افکار مثبت ازتون آدم سالم‌تری می سازه.محققان همیشه به تحقیق روی تفکر مثبت و خوشبینی و اثر اون بر سلامتی می‌پردازند. هنوز دلیل این موضوع مشخص نیس که چرا افراد با تفکر مثبت از این منافع سلامتی استفاده میکردن. فرضیه ما اینه که با دید بهتر به زندگی و با تفکری مثبت، توانایی برخورد با شرایط سخت و پر استرس افزایش می‌یابد که باعث کاهش تاثیرات منفی استرس بر سلامتی می‌شه. گفته می‌شه که افراد مثبت و خوش‌بین، سبک زندگی سالم‌تری دارن، فعالیت‌های فیزیکی بیشتری دارن و رژیم غذایی سالمی رو دنبال می کنن.

شناسایی افکار منفی

واسه داشتن افکار مثبت باید بدبین نباشید و روی نقاط منفی تمرکز نکنین.هنوز نمی‌دانید صحبت‌های داخلی‌تون مثبتند یا منفی؟ تعدادی از شکل‌های عادی گفت‌وگو‌های منفی رو در ادامه اشاره می‌کنیم:

تمایل به دیدن نیمه خالی لیوان

جنبه‌های منفی یک موقعیت رو بزرگ و جنبه‌های مثبت اونو به طور کامل حذف می کنین. مثلا، روزِ کاریِ خیلی خوبی رو سپری کردین. تموم فعالیت‌های خود رو به طور کامل و زودتر از موعد انجام دادین و واسه اون تشویق شدین اما بقیه زمان خود رو صرف تمرکز بر کار و به انجام رساندن حتی تعداد بیشتری از فعالیت‌های خود می کنین و در آخر تشویق خود رو فراموش می کنین.

شخصی‌سازی

وقتی موضوع ناجوری رخ می ده، خود رو مقصر دانسته و سرزنش می کنین.

فاجعه‌سازی

به طور خودکار انتظار بدترین‌ها رو دارین. در برنامه‌تون، به طور مثال رفتن به کتابخونه، اختلالی ایجاد می‌شه و فکر می کنین که ادامه روزتون همینجوری باید بگذره.

دید تک‌بعدی

به همه چیز فقط به دو صورت خوب یا بد نگاه می کنین. هیچ حد وسطی وجود نداره. حس می کنین باید بی‌مشکل باشین و وگرنه یک بازنده به تموم عیارید.

تمرکز روی افکار مثبت

با تمرین تفکر مثبت می تونین افکار منفی خود رو به افکار مثبت تبدیل کنین.می تونین یاد بگیرین که تفکر منفی رو به تفکر مثبت تبدیل کنین. این مراحل آسونه اما با توجه به اینکه یک عادت جدید در خود ایجاد می کنین، نیاز به تمرین و تکرار داره. در ادامه راه‌هایی واسه تفکر مثبت‌تر و رفتار خوش‌بینانه‌تر معرفی می‌کنیم.

شناخت زمینه‌های قابل تغییر

اگه می خواین خوشبین‌تر شید و با افکار مثبت بیشتر سر و کار داشته باشین، در اول بخش‌هایی از زندگی‌تون که به اونا نگاه منفی دارین رو شناسایی کنین. به‌ آرامی و از یک بخش شروع کنین و کم‌کم به طرف دست‌یابی به تفکر مثبت قدم وردارین.

خودتون رو بررسی کنین

واسه داشتن افکار مثبت، زمان‌هایی از روز رو صرف بررسی افکارتون کنین. اگه به این نتیجه رسیدید که بیشتر افکارتون منفین، سعی کنین راهی واسه مثبت کردن اونا پیدا کنین.

شوخی کنین و بخندین

در شرایط زمانی سخت، لبخند و یا خندیدن رو از خود دریغ نکنین. سعی کنین در هر زمان و در هر رخدادی، به دنبال جنبه شوخی ماجرا باشین. با خنده و روحیه خوشحال، کمتر دچار استرس می‌شید.

روش زندگی سالمی رو دنبال کنین

با کمه کم سه بار ورزش کردن در هفته، حالت روحی خود رو مثبت کنین و استرس خود رو کم کنین. با رژیم غذایی مناسب، قدرت ذهن و بدنتون رو افزایش بدین و به دنبال راه‌های بیشتری واسه کاهش استرس باشین.

خود رو در بین جمعی مثبت بذارین

حتما در نظر داشته باشین که روی افرادی که افکار مثبت دارن، می تونین واسه مشورت و نظرخواهی حساب کنین و اونا پشتیبان شمان. رابطه با افراد منفی ممکنه سطح استرس شما رو زیاد کنه و حتی به توانایی خود واسه مدیریت استرس و استرس خود شک کنین.

گفت‌وگوی داخلی مثبت رو تمرین کنین

با یک قانون آسون شروع کنین: اگه که مایل نیستین موضوعی رو به فرد دیگری بگید پس به خود هم نگید. ملایم و دلگرم کننده با خود صحبت کنین. اگه یک فکر منفی وارد ذهنتون شد، به طور منطقی اونو بررسی کنین و سعی کنین نکته مثبت مربوط به خود رو پیدا کنین.اگه با دیدی منفی به همه یا بیشتر مسائل نگاه می کنین، انتظار نداشته باشین که طی یک شب به تفکر مثبت دست پیدا کنین. با تمرین همیشگی، در آخر هنگام گفت‌وگوی داخلی‌تون خودتون رو بیشتر قبول دارین و کمتر از خود انتقاد می کنین؛ حتی ممکنه از دنیای دور و بر خود هم کمتر انتقاد کنین.وقتی که در بیشتر مواقع با خوشبینی به قضایا نگاه کنین، می تونین به شکل پربازده‌تری با استرس خود در طول روز مقابله کنین. این توانایی تاثیرات مثبتی بر سلامتی‌تون داره.