اهداف نظام تعلیم و تربیت جمهوری اسلامی

اهداف نظام تعلیم و تربیت جمهوری اسلامی

پس از مرور اهداف راه و روش تفکر انتقادی مورد نظر لیپمن و بقیندیشمندان این میدون، باید اهداف نظام تعلیم و تربیت جمهوری اسلامی ایران رو هم مورد بررسی قرار داده تا امکان بررسی برابری فراهم شه.

طرح مبنایی که به شکل اهداف نظام تعلیم و تربیت جمهوری اسلامی ایران (خسرو باقری، 1380) و الگوی مطلوب آموزش و پرورش در جمهوری اسلامی ایران (خسرو باقری، 1387) آماده شده، دور محور معنی  «زندگی طیبه» ساخت پیدا کرده. در این نگاه، باور بر اینه که محوریت هستی در همه این ابعاد باید روش حساس شد. تأکید بر اصالت وجود و هستی در این نگاه و محوریت خداوند در مقام منشأ و مبدأ هستی، باعث شده تا تحقق همه این اهداف، بر اساس توحید باشه. به خاطر این، از دید این فلسفه، پذیرش توحید و زندگی طبق اون هدف مهم نظام تربیت اسلامیه. البته پذیرش اختیار آدمی در این مورد، باعث شده تا نظام تربیت اسلامی در نقش ایجاد کننده عمل کنه.

یعنی، بر اساس آموزهای تربیتی اسلام، هدف غایی در تعلیم و تربیت ؛ حرکتی برتری جویانه واسه نزدیک شدن به خدا و نه فقط بهتر شدن روابط بین فردی، ه که از این سیر، با عنوان « زندگی طیبه » یاد می شه ؛ که این سیر، حرکتیه فرآرونده از سطح زندگی زیستی به سطح والایی از زندگی. در بررسی ابعاد زندگی طیبه، طبق متون اسلامی، مشخص می شه که ویژگیای معینی رو واسه این جور از زندگی، در ابعاد فردی (جسمی، فکری، گرایشی و ارادی) و اجتماعی رو میشه در نظر گرفت. با توجه به این ابعاد، زندگی طیبه لازمه اینه که جسم فرد، با وسایل پاک در رابطه بگیره و از اونا ارتزاق کنه ؛ اندیشهش از اوهام و افکار شرک آمیز مبرّا شه و درک و فهم توحیدی از هستی نایل شه. امیال او، از شکل هوس رانیا آزاد شه و به شکل گرایشهای موجّه و قانونی رو شه ؛ اراده جمع به نه و صلاح در او جلوه گر شه ؛ و در میدون اجتماعی، جلوهای نازیبای فقرو فحشا و تعدّی و خشم ناروا، با غنا و عفّت و عدالت و رأفت جانشین شه. این ابعاد زندگی طیبه، لازمه رسیدن به اموریه که میشه اونا رو چون اهدافی واسطی واسه تحقّق زندگی طیبه در نظر گرفت (باقری، 1387). این اهداف واسطی هشت گانه با توضیح مختصری به قرار زیراست:

1- پاکی، سلامت و قوّت جسمی.

که این هدف به عنوان پیش نیاز بقیه اهداف مطرح شده و زمینه های شناختی، میلی و ارادی رو فراهم می سازه.

2- تعقّل و اندیشه ورزی و کسب علم و فهم نسبت به آموزهای دینی و افزایش توانایی انتخاب.

این هدف، ناظر به آشنایی و تفکر عمیق نسبت به گزارهای اساسی دینیه. از این راه، فرد در مورد نسبت بین این گزارها و واقعیت می اندیشد و قدرت انتخاب او در جهت ایمون زیاد می شه.

3-  تدبیر و مدیریت اخلاقی در مورد تمایلات داخلی.

این هدف که بیشتر ناظر به بخش میلی و ارادی وجود آدمیه، در جهت تدبیر عادلانه و منطقی تمایلات داخلی عمل می کنه. بر این پایه نظام تعلیم و تربیت باید سعی کنه تا افراد مورد تربیت، به طرف اخلاقی شدن حرکت کنن و قادر باشن یه جور زندگی بر اساس اخلاق رو ساماندهی کنن.

4- اندیشه ورزی و کسب علم و بینش نسبت به پدیده های طبیعی

این هدف هم طبق رسیدن بندیشه پاک و توان مدیریت زندگی طراحی شده. اندیشه ورزی در مورد پدیده های طبیعی ضمنا که موقعیت آدمی در هستی رو به او نشون میده، می تونه خود باعث شناخت خالق او شه. اشاره به بینش در این هدف، به بالاتر رفتن از سطح علم و یافتن بینش کل گرایانه و عمیق در مورد هستی اشاره داره.

مطلب مرتبط :   تعریف مدیریت کیفیت فراگیر

5- مهارت تصرف مسؤولانه در محیط طبیعی

در این هدف قصد بر اینه که افراد نسبت به محیط طبیعی دور خود احساس مسؤولیت داشته و با این درک در اون تصرف کنن. تحقق این هدف در گرو عملی شدن هدف گذشته.

6- اندیشه ورزی و کسب علم و بینش نسبت به پدیده های انسانی

در این هدف متربّی باید بتونه آدمی، ویژگیا، نقاط مثبت و تنگناهای وجودش رو بشناسد و نگاه عمیقی نسبت به جامعه و تاریخ و روابط انسانی گرفت.

7- افزایش توانایی مشارکت و دخالت مؤثر اجتماعی در جهت گسترش فضایل اخلاقی

این دانشا و بینشا، خود می تونه زمینه مشارکت مؤثر او رو در ساختار جامعه جفت و جور کنه. این هدف که قصد تأثیرگذاری آدم بر روندانسانی و اجتماعی اش طراحی شده، مجرای اختیار و مسؤولیت آدمی رو در این میدون از زندگی می گشاید و اندیشه و تمایل آدمی رو به عمل صالح منتهی می سازه.

8- برتری دریافت زیبایی شناختی به ویژه در ایجاد رابطه بین زیبایی و  نه

این هدف به دنبال آنست تا فرد ذایقه ی تشخیص و تمییز امور بیریخت از قشنگ رو داشته باشه و قادر باشه تا زندگی خود رو طبق زیباییا سامان بده. توجه به سطوح زیبایی شناختی و وجود اون و هم برتری ذایقه زیباشناختی مثل نقاط اثر این هدفه.

در یک نگاه کلی میشه گفت، که اهداف نامبرده به دنبال بالاتر بردن آدمی در اندیشه ورزی، تمایل و عمله و برآنند تا این مؤلفه ها رو پاک و صالح گردانند. در این بین تفکر و اندیشه ورزی از اهمیت زیادی برخورداره، اون طور که تحقق سه هدف به مستقیم به اون وابسته(ضرغامی و همکاران، 1390)

به موازات مشخص گردیدن هدف غایی تعلیم و تربیت و توضیح کوتاه اهداف واسطی، معنی اساسی تربیت از دیدگاه اسلام هم مشخص می شه. با توجه به اینکه رسیدن به زندگی پاک، چون حرکتی از آدم به خداس، میشه تربیت رو جریان ربوبی شدن آدمی در نظر گرفت. عناصر اصلی ربوبی شدن عبارتند از: شناخت، انتخاب و عمل. ربوبی شدن، بی شناخت اهمیت ربوبی خداوند و بی انتخاب کردن اون به عنوان رب خود و بی عمل نمودن به لوازم این شناخت و انتخاب، ممکن نخواهد بود. به خاطر این، در معنی تربیت اسلامی، یه جور دوطرفی اساسی مطرحه که در اون پاره ای از نقشا ( چون تأمین شناخت و به دست دادن معیارها ) به مربّی و پاره ای دیگر ( چون انتخاب و عمل ) به متربّی مربوط می شه( باقری، 1387)

2-3-1-3- بررسی برابری اهداف دو راه و روش

همونجوریکه اشاره شد، به دلیل نوع طرح ی ترسیمی راه و روش تفکر انتقادی مورد نظر لیپمن و بقیندیشمندان این میدون از دنیا و هستی و موقعیت آدمی در اون و اختیارات و تکالیف اون و نظام ارزشی که براش در نظر گرفته می شه، فرق زیادی با غایات مطرح شده در نظام تعلیم و تربیت جمهوری اسلامی ایران پیدا می کنه. روبروی در نظام تعلیم و تربیتی اسلام،  زندگی طیبه و مؤلفه های اون که بر مبنای اتصال هستی به وجودی با علم و قدرت و اراده لایزال ساخت پیدا کرده، غایتی برگرفته از قرآن قلمداد می شه ؛ که در عین مسؤولیت آدمی، دنیا دور و بر او رو امکانی مطلق نمی دونه و در توضیح رویدادهای خارج از قدرت و اراده اون، اونا رو در بوته احتمال باقی نمی ذاره. توجه در غایت هر دو راه و روش، این حقیقت رو متبادر می سازه که اشتراکاتی بین این دو نگاه  به  چشم می خوره.

مطلب مرتبط :   تئوری تشکل نظام عصبی

اولین هدف راه و روش تفکر انتقادی و مدوّن شده ی اون یعنی برنامه آموزش فلسفه واسه کودکان، عقل ورزی بوده که با اهداف دوم و چهارم و ششم نظام تربیتی جمهوری اسلامی به شکل مستقیم و با هدف سوم و هفتم به شکل غیر مستقیم مرتبطه. بهبود تواناییای تعقل و تفکر، در بستر موضوعات و محتوای مناسب می تونه افراد ار در کسب بینش و علم نسبت به آموزهای دینی و اخلاقی و پدیده های طبیعی و انسانی کمک کنه و زمینه های اندیشه ورزی رو در مورد اونا جفت و جور کنه. ضمنا مشارکت مؤثر اجتماعی و تدبیر تمایلات اخلاقی، در صورت وارسیای ذهنی و شناختیه که داخلی شده و به فعلیت می رسه.

البته تفاوتای دو دیدگاه در تعریف عقل، محدوده این هدف و مرزهای اون رو در نظام تربیتی اسلامی مشخص می سازه و کلا میشه گفت این هدف، تا اندازه ای می تونه ایجاد کننده تحقق اهداف این نظام  باشه.

دومین هدف این برنامه، پرورش خلاقیته. این هدف نمی تونه در نظام تربیتی اسلام جزو اهداف غایی در نظر گرفته شه بلکه همونجوری که پیش از این هم مطرح شد در ساختاری منظم و به شکل هدایت شده می تونه طبق اهداف بدست اومده از مدل تربیتی زندگی طیبه، ظهور یافته و مورد استفاده بگیره. مثلا تفکر و تعقل در هر رتبه و بخش ای، نیازمند خیال ورزی و ایجاد سازه های ذهنیه و این نیازمند خلاقیت متربّیانه. ضمنا تدبیر تمایلات اخلاقی هم لازمه مشاهده و ایجاد گزینه های بدیله که خلاقیت رو در مقام پیش نیاز خود طلب می کنه.

سومین هدف راه و روش تفکر انتقادی و برنامه آموزش فلسفه به کودکان، که بر رشد روابط بین فردی تأکید داشت  به شناخت علم آموزا از پدیده های انسانی و تقویت مشارکت مؤثر اجتماعی اونا کمک می کنن و می تونه طبق تحقق این هدف به کار رود.

پرورش درک اخلاقی که هدف بعدی این برنامه بود هم بخشی از هدف سوم، یعنی تدبیراخلاقی تمایلات داخلی رو پوشش میده. البته باید توجه داشت که تأکید راه و روش تفکر انتقادی مورد نظر لیپمن بر مؤلفه های شناختی چون درک، عقل و خلاقیت و کم رنگ بودن مؤلفه هایی چون میل و اراده در اون، باعث می شه تا این راه و روش، به شکل زیر نظامی از کل نظام مطرح باشه و نتونه کل اهداف نظام تربیت اسلامی رو پوشش بده.

آخرین هدف طراحی شده در راه و روش تفکر انتقادی مورد نظر لیپمن در برنامه آموزش فلسفه واسه کودکان، توانایی معنی یابی از تجربه که بیشتر هدفی روشیه تا محتوایی. این هدف بیشتر ناظر بر چگونگی تحقق هدفهای قبلی بوده و بر واقعی بودن اهداف و زنده بودن برنامه درسی و تجربه های یادگیری جمع به اهداف تأکید می ورزد و در تلاشه تا همه هدفهای قبلی رو در بافتی واقعی و برآمده از زندگی علم آموز محقق سازه. به خاطر این نمیشه اون رو از جنس اهداف قبلی دونست و با اهداف نظام تربیت جمهوری اسلامی مقایسه کرد.

در مقام جمع بندی میشه گفت، اهداف راه و روش تفکر انتقادی، بر اهداف تعلیم و تربیت اسلامی منطبق نیس، اما ضمنا مقایسنجام شده نشون میده که بعضی از این اهداف در محدوده های خاص می تونه به تحقق بعضی از اهداف نظام تربیتی جمهوری اسلامی کمک کنه. در آخر وجود اشتراکایی در اهداف دو مجموعه و همسوییایی در اونا، زمینه ابتدایی ای رو واسه ورود به بحث مقایسه مبانی ایجاد میکنه.