دانلود پایان نامه ارشد درمورد حق تصرف

اختیاری یک کار است ونیز گفته شده که معنای هر دو، یکی است و حقیقت آن، همان تصدی و صاحب اختیاری است.50
خداوند دانا و توانا در پاره‌ای از آیات، شأن ولایت – به معنای حق تصرف و مالکیت در تدبیر و اداره کار بندگان – را در رتبه و درجه اول از آن خویش و در رتبه دوم از آن رسولان و پیام آوران شمرده و فرموده است: “خداوند سرور مؤمنان است که آنان را از تیرگی به سوی روشنایی بیرون می‌برد…”.51
و نیز فرموده است: “… ای آفریدگار آسمان‌ها و زمین، تو سرور من در این جهان و در جهان وا پسین… .” 52 و باز فرموده است: “بی گمان سرپرست من خداوند است که این کتاب آسمانی را فرو فرستاده است و او شایستگان را سرپرستی می‌کند”53 و بار دیگر فرموده است: “سرور و سرپرست شما تنها خداوند است و پیامبر او و آنان اند که ایمان آوردند، همان کسانی که نماز بر پا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند.”54
از مجموع آیات یاد شده و مانند آن برداشت می‌شود ولایت در انحصار خداوند متعال و به دنبال آن آخرین فرستاده اش? است و این نوع ولایت دو گونه است:
الف: ولایت تکوینی
از نگاه قرآن کریم و دانشمندان امامیه، ولایت تکوینی عبارتست از آنکه “ولی” و “دارنده ولایت از ناحیه خداوند متعال” به اذن و اراده خداوند به هرگونه که بخواهد می‌تواند امور بندگان را در جهان سامان و سازمان دهد و گردش کار در جهان هستی را ترتیب و تنظیم کند و به عبارت روشنتر: هرگاه بنده‌ای از بندگان خدای متعال سیر و سلوک و آنچه را به نزدیکی معنوی و سر سپردگی به در گاه الهی لازم باشد، به پیماید و به انجام رساند و در نهایت به کمال خدای متعال آنان را وصف کرده است، نیست؛ پس یهود و نصاری _کسانی که خدا بیزاری از آنان را فرمان داده و از یاری گرفتنشان نهی فرموده است- نه دوستان و نه یاور شمایند بلکه برخی از اینان دوست بعضی دیگرند و شما از آن‌ها دوست و یاور نگیرید.
اما در بحث شأن نزول آیه به 3 دسته روایت تمسک کرده است:
1-روایاتی که بیان می‌کنند آیه در حق عباده بن صامت است (2روایت می‌باشد)
الف: حدثنا هناد بن السری، قال: ثنا یونس بن بکیر، قال: ثنا ابن إسحاق، قال: ثنی والدی إسحاق بن یسار، عن عباده بن الولید بن عباده بن الصامت‏، قال: لما حاربت بنو قینقاع رسول الله?، مشى عباده بن الصامت إلى رسول الله?، و کان أحد بنی عوف بن الخزرج، فخلعهم إلى رسول الله، و تبرأ إلى الله و إلى رسوله من حلفهم، و قال:
أتولى الله و رسوله و المؤمنین، و أبرأ من حلف الکفار و ولایتهم ففیه نزلت: إِنَّما وَلِیکمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلاهَ وَ یؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکعُونَ‏ لقول عباده: أتولى الله و رسوله و الذین آمنوا، و تبرئه من بنی قینقاع و ولایتهم. إلى قوله: فَإِنَّ حِزْبَ الله هُمُ الْغالِبُونَ‏. “هنگامی که بنی قینقاع با رسول خدا?، جنگ کردند عباده بن صامت که یکی از بنی عوف بن خزرج بود، به سوی پیامبر اکرم?، رفت و به خدا و رسول او، از سوگند یهود تبری جست و گفت: “أتولى الله و رسوله و المؤمنین، و أبرأ من حلف الکفار و ولایتهم” سپس این آیه نازل شد: “إِنَّما وَلِیکمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلاهَ وَ یؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکعُونَ”
ب: حدثنا أبو کریب، قال: ثنا ابن إدریس، قال: سمعت أبی إدریس، عن عطیه بن سعد، قال: جاء عباده بن الصامت إلى رسول الله?، ثم ذکر نحوه.
2- روایاتی که بیان می‌کنند آیه در حق علی بن ابی طالب? است (3روایت می‌باشد)
الف: حدثنی المثنی، قال: ثنا عبد الله بن صالح، قال:
“معاویه بن صالح، از علی بن أبی طلحه، از ابن عباس‏، نقل می‌کند وقتی آیه نازل شد: إِنَّما وَلِیکمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا یعنی: أنه من أسلم تولى الله و رسوله و أما قوله: وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلاهَ وَ یؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکعُونَ”‏ اهل تأویل در معنا ومصداق آیه اختلاف کردند و بعضی از آن‌ها می‌گویند در حق علی بن أبی طالب است.
ب: إسماعیل بن إسرائیل الرملی ازأیوب بن سوید،
از عتبه بن أبی حکیم‏ درباره مصداق الآیه می‌گوید: “إِنما وَلِیکمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الذِینَ آمَنُوا قال: علی بن أبی طالب‏”
ج: عبد العزیز از غالب بن عبید الله، از مجاهد درباره مصداق آیه می‌گوید: “إِنما وَلِیکمُ الله وَ رَسُولُهُ‏ الآیه”، “آیه درباره علی بن ابی طالب است آن هم، زمانی که انگشترش را درحال رکوع صدقه داد‏.”
3 – روایاتی که بیان می‌کنند آیه در حق جمیع مؤمنان است (2 روایت می‌باشد)
الف: محمد بن حسین، از أحمد بن مفضل، از أسباط، از سدی‏، گفت: “ثم أخبرهم بمن یتولاهم، فقال: إِنما وَلِیکمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الذِینَ آمَنُوا الذِینَ یقِیمُونَ الصلاهَ وَ یؤْتُونَ الزکاهَ وَ هُمْ راکعُونَ‏ هؤلاء جمیع المؤمنین” اما سائلی از علی بن ابی طالب در مسجد درخواست کرد و او انگشترش را درحال رکوع به او داد.
ب: هناد بن سری، از عبده، از عبد الملک، از امام باقر?، درباره مصداق آیه سؤال کردم: “إِنما وَلِیکمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الذِینَ آمَنُوا الذِینَ یقِیمُونَ الصلاهَ وَ یؤْتُونَ الزکاهَ وَ هُمْ راکعُونَ‏ قلنا: من الذین آمنوا؟ قال: الذین آمنوا قلنا: بلغنا آن‌ها نزلت فی علی بن أبی طالب، قال: علی من الذین آمنوا”85
(از عبارت الذین ءامنوا در آیه ولایت از امام باقر? سؤال کردم آنهایی که ایمان آورده‌اند چه کسانی هستند؟ امام فرمود کسانی که ایمان آورده‌اند من گفتم: به ما رسیده است که آیه در حق امام علی? نازل شده است. امام در جواب فرمود: امام علی? از کسانی است که ایمان آورده است.)
نقد و بررسی
همان‌گونه که بیان شد طبری مانند سایر مفسران اهل سنت برای انتخاب معنای یاور و نصرت برای کلمه ولی به سیاق این آیه و آیات دیگر تمسک کرده است. به دلیل اهمیت این موضوع ضروری است به چند مطلب درباره قاعده سیاق اشاره گردد:
1- اهمیت و معنای سیاق
سیاق یکی از اصول عقلائی محاوره است و دانشمندان اسلامی و مفسران قرآن معمولا از آن برای فهم و تفسیر آیات استفاده می‌کنند. زرکشی سیاق را راه رسیدن به فهم بخشی از قرآن می‌داند که نقل معتبری در آن به کار نرفته است86 و رشید رضا در تفسیر المنار، سیاق را برترین قرینه برای حقیقت معنای لفظ می‌داند87 و سیاق تأثیر زیادی بر دلالت بر مقصود متکلم دارد، و گاهی از یک کلمه و یا یک جمله، دو معنای کاملا متناقض بر می‌تابد، بدون این‌که کلمه در ساختار داخلی اش (در مورد آن دو معنا) مختلف باشد و تنها چیزی که تغییر کرده است، سیاق و قرائن محیط بر آن است.
لغت دانان سیاق را به معنای “راندن، اسلوب و روش و…” می‌دانند و معتقدند سیاق کلام به معنای اسلوب سخن و طرز جمله‌بندی است88 اما در اصطلاح تعاریف گوناگونی بیان شده که بهترین آن‌ها عبارتست از: “خصوصیت و فضای معنایی که از قرار گرفتن کلمات و جملات در کنار هم حاصل می‌شود که در معنای واژه یا عبارت تأثیر می‌گذارد.”89
2- شرایط و ضوابط اعتبار سیاق
برای تحقق سیاق و اعتبار آن، شرایط و ضوابط زیر لازم است:
الف) ارتباط صدوری یا پیوستگی در نزول. ارتباط صدوری عبارت است از مجموعه جمله هائی که هنگام صدورشان در کنار یکدیگر ونزدیک به هم از گوینده صادر شده است و چون معیار قرینه بودن سیاق، صادر نشدن الفاظ با معانی نا متناسب از گوینده دانا و حکیم است، در نتیجه در تفسیر جمله‌های قرآن کریم اگر احراز شود که آیات هر سوره به همین ترتیبی که در مصحف است، یکجا وبا هم نازل شده است، ارتباط صدوری در کل آیات اثبات می‌شود ونیازی به بررسی مورد به مورد ارتباط صدوری در هر آیه نیست. ولی اگرترتیب یاد شده اثبات نشود واحتمال آن برود در مواردی آیات یا جمله‌های یک آیه برخلاف ترتیب نزول در قرآن کنونی قرار گرفته است در این صورت نیازمند اثبات ارتباط صدوری هستیم وباید بررسی شود که آیا آن آیه یا جمله با آیه‌ها و جمله‌های پیشین و پسین ارتباط دارد یا ندارد. بنابراین مفسر در صورتی می‌تواند به قاعده سیاق در این گونه موارد استناد جوید که ارتباط صدوری آن‌ها برای وی احراز شود و در غیر این صورت نمی‌تواند برای فهم آیات و کشف معانی الفاظ آن‌ها بر این قاعده اعتماد نماید.
ب) ارتباط موضوعی: ارتباط موضوعی یعنی جمله‌ها با هم پیوند موضوعی و مفهومی داشته، همه آن‌ها درباره یک موضوع و برای افاده یک مطلب صادر شده باشند و ملاک قرینه بودن سیاق در جمله‌هایی محقق است که همه آن‌ها درباره موضوع واحد وبرای افاده مطلب واحدی باشد. بنابراین اگر یک یا چند جمله معترضه بین جمله‌های دیگر قرار گیرد، نمی‌توان به لحاظ سیاق، در معنای ظاهر جمله‌های معترضه تصرف کرد و آن‌ها را بر معنایی متناسب با جمله‌های قبل و بعد حمل نمود.90
بنابراین با بیان 2 شرط فوق جواب می‌دهیم:
اولا: شما با کدام دلیل و مدرک ارتباط صدوری میان آیه ولایت و آیات پیشین و پسین را احراز نموده اید تا بتوان با استفاده از قاعده سیاق، واژه ولی در آیه را به معنای نصرت و محبت تفسیر نمود؟
ثانیا: به اتفاق مفسران سوره مائده از سوره‌های مدنی است که در دوره پایانی حیات رسول خدا? و در آخرین حج آن حضرت نازل گردیده است، و به طور قطع ویقین تمام آیات آن به یکباره نازل نشده است و شواهد حکایت از آن دارد که برخی از آیات آن با توجه با مضامین آن‌ها واخبار رسیده درباره سبب نزول آن‌ها پیش از دوره یاد شده نازل شده است.
پس می‌توان گفت: ارتباط صدوری و پیوستگی نزولی میان آیه ولایت و آیه پیشین و پسین آن وجود ندارد بدین لحاظ، شرط تمسک به قاعده سیاق که احراز ارتباط صدوری است موجود نیست، در نتیجه تفسیر واژه ولی به نصرت و یا محبت با استناد به این قاعده نا تمام است.
ثالثا: با توجه به اعتبار سیاق با احراز شرط ارتباط موضوعی میان یک مجموعه آیات باید بیان کرد با توجه به ادعای طبری، این شرط وجود ندارد زیرا در آیات پیشین، خدای متعال مؤمنان را از نصرت یهود و نصاری نهی و برحذر داشته و منافقان را به دلیل یاری رساندن و دوستی با یهودیان سرزنش کرده و در آیات پسین مؤمنانی را که دارای نفاق درونی هستند مورد نکوهش قرار داده است در نتیجه محتوای موضوعی هر دو دسته آیات، مختلف و اهداف آن‌ها نیز متفاوت است، پس شرط ارتباط موضوعی تمسک به قاعده سیاق نا تمام است.
همچنین در خصوص دسته اول از روایات طبری باید بیان نمود:
اولا: هیچ یک از دانشمندانی که شأن نزول آیات را نگاشته‌اند، آیات ولایت را (56 و 55) درباره عباده بن صامت نقل نکرده‌اند بلکه تنها آیات 51 و52 را درباره وی می‌دانند و وجود آیه درباره ارتداد از دین: “یا أَیهَا الذینَ آمَنُوا مَنْ یرْتَد مِنْکمْ عَنْ دینِهِ فَسَوْفَ یأْتِی الله بِقَوْم‏…” در بین آیات 52 و 53 و آیات ولایت (55 و 56) نیز، گواه این مطلب است، چون داستان عباده بن صامت با مسأله ارتداد ارتباطی ندارد. ماجرای عباده بن صامت که ایشان و ابن کثیر نقل کرده‌اند به این شرح است:
چون رسول خدا با یهودیان بنی قینقاع جنگید… عباده بن صامت که یکی از بنی عوف بن خرج و هم پیمان آنان بود… . به نزد رسول خدا? شتافت و عرض کرد: ای رسول خدا به خدا و رسولش پناه برده، از پیمان با آنان بیزاری می‌جویم و ولایت خدا و رسول و مؤمنان را می‌پذیرم و از هم پیمانی با کفار و ولایت آنان بیزاری می‌جویم در این هنگام آیات “یا أَیهَا الذینَ آمَنُوا لا تَتخِذُوا الْیهُودَ وَ النصارى‏ أَوْلِیاء…” نازل شد.91
ثانیا: درباره شأن نزول آیات

مطلب مرتبط :   مقاله رایگان درموردوجوه نقد، ارزیابی عملکرد، اطلاعات مربوط، سرمایه گذاران

دیدگاهتان را بنویسید