منابع مقاله با موضوع افراد مبتلا، علائم اضطراب، طلاق

کند، به نحوی که مهار زندگی را از دست بدهیم” (جان بزرگی،1388: 35). “در افراد مبتلا به اختلال اضطرابی، افکار مزاحم غالباً به شکل نگرانی از احتمال رویدادها و پیامدهای آتی، با تفسیر فاجعهآمیز از رویدادهای گذشته در میآیند که تأکید آنها برجنبههای منفی، بهویژه با توجه به اشتباهات احتمالی فرد است. این نگرانی های مزاحم و تفسیرهای اغراق آمیز و ناراحت کننده، ویژگی تجربه اضطرابی هستند و اغلب به نظر میرسد کیفیتی خودکار دارند که بیشتر از خود افراد سرچشمه میگیرد تا از موقعیتهای زندگی آنها. ویژگیهای اضطراب عبارتند از: احساس عدم اطمینان، درماندگی و برانگیختگی فیزیولوژیکی. شخص مضطرب، از عصبی بودن، تنش، بیقراری وتحریک پذیری شکایت دارد و اغلب شبها به سختی میخوابد. شخص مضطرب به آسانی خسته میشود، دلشوره دارد و از سردرد و تنش عضلانی و اشکال در تمرکز رنج میبرد. این افراد نسبت به نشانههای تهدید بسیار حساس هستند. در چنین افرادی حساسیت زیاد، گوش بهزنگی، و حاضر و آماده بودن برای توجه به تهدیدهای بالقوه مشاهده میگردد”(ساراسون و ساراسون69، 1390: 307). این توجه و حساسیت زیاد و افراطی موجب گوش بهزنگی در فرد میشود، یعنی به فرد هشدار میدهد که خطر در راه است که اگر شدت زیادی داشت باعث میشود که فرد برای مقابله با آن اقداماتی به عمل آورد مثل الکل، دارو و… . ترس هم به همین ترتیب یک هشدار است ولی باید میان آن و اضطراب تمایزی قائل شد (کاپلان و سادوک70، 2001).
در واقع شاید بتوان گفت اضطراب نوعی ناراحتی و بیمناکی است که گاه با نشانههای آزار دهنده و ناخوشایندی همراه است و به سه نشانه میتوان فهمید اضطراب نابهنجار است:
1- نگرانی: به کوچکترین نکات توجه میکند و همه چیز را زیر ذره بین قرار میدهد ولی برای رفع آنها اقدامی نمیکند.
2- اجتناب: حذر کردن و دوری جستن از موقعیتهای اضطراب آور، وحشت آمیز: اضطراب، ظرف چند دقیقه شدت مییابد و نشانههای آن افزایش مییابد (طباطباییفر،1389).
3- اضطراب: احساس فراگیر و ناخوشایندی است که با علائم جسمی ناشی از دستگاه خودکار مثل سردرد، تعریق، تپش قلب، تنگی نفس، ناراحتی معده، افزایش فشار خون و بیقراری همراه است (کاپلانوسادوک، 2001).
بهبیان دیگر هیجان ناخوشایندی است که با اصطلاحاتی مانند نگرانی، دلشوره، وحشت، ترس بیان میشود و سبب بههم ریختگی تعادل فرد میگردد اضطراب است؛ چراکه فرد دائما بهمنظور برقرار کردن تعادل در حال کوشش است. میتوان گفت اضطراب محرکی بسیار قوی است که امکان دارد گاهی مفید و زمانی مضر باشد و این وابسته به درد ترس و مقدار خطر دارد که متوجه فرد است (شیهان، 1989 ،ترجمه پور افکار،1368).
بهطور کلی از تعاریف میتوان چنین نتیجه گرفت که اضطراب احساسی رنجآور یا انتظار خطری که به شیئــی نامعین یا اتفاق مشخصی وابسته نیست.
2-3-2 علائم اضطراب
2-3-2-1 علائم رفتاری71
اضطراب بر رفتار فرد اثر گذاشته و موجب آسیب به عملکرد فرد میشود. مثلاً میتواند باعث لکنت، بیخوابی، پر تحرکی و رفتارهای تکراری شود. شایعترین اختلال رفتاری ناشی از اضطراب، اجتناب یا گریز است.
2-3-2-2 علائم فیزیکی72
علائم تنفسی، انقباض در قفسه سینه، اشکال در نفس کشیدن، عوارض قلبی -عروقی که شامل تپش قلب، ناراحتی در ناحیه قلب، زق زق کردن گردن، همچنین مشکلات سیستم عصبی مرکزی مانند زنگ زدن گوش، تار دیدن، احساس گز گز و سر گیجه.
2-3-2-3 علائم معده ـ رودهای
علائم معده- روده ای شامل خشکی دهان، مشکلات بلع، ناراحتی معده و نفخ، مدفوع زیاد یا شل است.
2-3-2-4 علائم دستگاه ادراری
شامل تکرار ادرار، ناتوانی جنسی در مردان، کاهش میل جنسی، فقدان قاعدگی یا قاعدگی دردناک در زنان.
2-3-2-5 علائم تنشی
“که شامل سردرد تنشی، لرزش دستها، سفتی یا احساس درد در عضلات و خستگی است.
افکار نگران کننده معمولاً فکرهای پریشان کننده و اغلب تکراریای هستند که با سطح بر انگیختگی بالا همراه هستند. این افکار یا خیال پردازیها به خطر احتمالی تهدید فیزیکی و بیرونی مربوط هستند. ولی اغلب ترس از آسیب روانشناختی یا فیزیولوژیک را در بر دارد “(هلن کنرلی،1384: 122).
“بهطور کلی میتوان علائم اضطراب را به دو دسته علائم جسمانی و روانی تقسیم کرد:
علائم جسمانی عبارتند از لرزش، سردرد، کمردرد، احساس تنگی نفس، خستگی پذیری، بازتاب از جا پریدن، اشکال در بلع و بیش فعالی سیستم عصبی خود مختار مثل رنگ پریدگی، تپش قلب، تعرق، سردی دست و پاها، خشکی دهان، اسهال و تکرر ادرار. علائم روانشناختی عبارتند از احساس ترس، اشکال در تمرکز، گوش به زنگ بودن بیش از حد، بیخوابی، کاهش میل جنسی، احساس توده در گلو “(سادوک و سادوک، به نقل از رفیعی و سبحانیان، 1382: 111-112).
2-3-3 طبقهبندی اختلالات اضطرابی
2-3-3-1اضطراب تعمیم یافته73
این نوع اضطراب به معنای نگرانی مزمن افراطی، و غیر قابل کنترل در مورد رویدادها و فعالیتهای جاری و آتی است. در اضطراب فراگیر شخص مدام احساس ترس و تنش میکند. شایعترین نشانههای جسمانی در این اختلال شامل عدم احساس آرامش، مختل شدن خواب، خستگی، سردرد، تپش قلب علاوه بر اینها فرد نگران پیشامدهای ناگوار است، نمیتواند تمرکز یا تصمیم گیری کند، وقتی هم تصمیم میگیرد، همان تصمیم تبدیل به منبع نگرانیهای دیگری میشود (هیلگارد74، 1391). در “اضطراب تعمیم یافته دست کم شش ماه طول و تداوم دارد و به تجارب اخیر زندگی فرد مربوط نیست. معمولاً از جمله نشانههای اختلال اضطراب تعمیم یافته میتوان به نگرانی، گوش به زنگی بیش از حد، تنش حرکتی و فعالیت مفرط دستگاه عصبی خود مختار اشاره کرد که دارای علائمی مانند نگرانی و تشویش در مورد آینده، گوش به زنگی مفرط، تنش حرکتی، واکنش پذیری خـود مختار میباشد” (ساراسون و ساراسون،1390: 308).
2-3-3-2 اختلال وحشت زدگی75
حملات مکرر و غیر منتظره، وحشت زدگی که سبب ترس از بروز حملات آتی و اجتناب از موقعیتهایی میشود که به نظر میرسد با وقوع حملات دارند. حمله وحشت زدگی عارضهای ناتوان کننده است و ممکن است بی هیچ مقدمهای روی دهد. در واقع اصطلاح وحشت زدگی به هجوم ناگهانی اضطراب شدیدی اطلاق میشود که به سبب وجود محرکهایی معین یا افکار مربوط به این گونه محرکها یا بدون وجود محرکهای آشکار ایجاد میشود و به سرعت به اوج میرسد. این اضطراب خود انگیخته و غیر قابل پیش بینی است(همان منبع). حملهی وحشتزدگی شامل دورههای کوتاه از بیمناکی شدید است. فرد در این دوره یقین دارد که به زودی چیزی هولناک رخ خواهد داد. این احساس معمولاً با نشانههایی همچون تپش قلب، نفس تنگی، تعرق، لرزش عضلانی، از حال رفتن تهوع همراه میشود. این نشانهها بر اثر تحریک بخش سمپاتیک دستگاه عصبی خود مختار به وجود میآید و همان نشانههایی هستند که فرد هنگام ترس شدید تجربه میکند. در وحشتزدگی شخص به ترس از مرگ گرفتار میآید (هیلگارد76، 1391). در DSM IV-TR اختلال وحشتزدگی به صورت حملات مکرر و غیرمنتظره و وحشت زدگی تعریف شده است که با حداقل یک ماه نگرانی ممتد در مورد وقوع مجدد آن همراه باشد. نگرانی در مورد معانی ضمنی و پیامدهای بروز حملات وحشت زدگی، بخش مهمی از این اختلال است. افراد مبتلا به اختلال وحشت زدگی ممکن است همیشه مضطرب نباشند اما در عوض دچار حملات پیش بینی نشدهای میشوند که پس از دورههایی از کارکرد طبیعی عود میکنند. تپش قلب شدید، تنگی نفس شدید، ناراحتی یا درد در سینه، لرزش، سرگیجه و احساس درماندگی همه از مشخصههای حملات وحشت زدگی است. مبتلایان میترسند بمیرند، دیوانه شوند یا بیاختیار دست به کاری بزنند. این افراد در مورد احتمال رویداد حملات جدید و نیز معنای ضمنی و محتمل آنها، نگرانیهای مستمری دارند (همان).
2-3-3-3 اختلالات هراس77
“اختلالات هراس شامل ترس و اجتناب شدید و در خور توجه از موقعیتهای اجتماعی به احساس شرم یا تحقیر (هراس اجتماعی) یا ترس و اجتناب شدید و قابل توجه از اشیا یا موقعیتهای خاص (هراسهای خاص) است. افراد مبتلا به اختلالات اضطراب تعمیمم یافته و افراد مبتلا به اختلالات هراس میدانند از چه میترسند. دست به تعریف قابل توجهی در واقعیت نمیزنند و به نظر نمیرسد هیچ مشکل جسمانی خاصی داشته باشند. با وجود این، ترس آنها با واقعیت تناسب ندارد، غیر قابل توضیح به نظر میرسد و خارج از کنترل ارادی فرد است”(ساراسون و ساراسون ،1390:308).
2-3-3-4 هراس خاص78
هراس، ترس غیر منطقی از یک شئ است (مثل اسب، بلندی، سوزن و …). شخص در رویارو شدن با شئ ترساننده احساس اضطراب مفرط میکند و میکوشد به هر قیمتی از آن اجتناب کند(DSM IV-TR، 2001).
2-3-3-5 هراس اجتماعی79
“ویژگی مشخص هراسهای اجتماعی، ترس و شرمساری در رویارویی با دیگران است. غالباً شخص بیشتر از این میترسد که در مقابل افرادی که با آنها روبه رو میشود، علائم اضطراب از قبیل سرخ شدن زیاد و لرزش دست و صدا را نشان دهد. ترس از صحبت کردن و غذا خوردن در جمع، دو شکایت عمده افراد مبتلا به هراس اجتماعی است. ملاکهای هراس اجتماعی درTR-DSM IV- شامل ترس آشکار و مستمر از یک یا چند موقعیت اجتماعی یا عملکردی است. معمولاً این موقعیتها در بردارنده عناصری چون افراد ناآشناو مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفتن از جانب دیگران هستند. واکنش هراس شامل نگرانی شدید در مورد تحقیر یا شرمنده شدن است.شخص در این موقعیت میداند ترسش افراطی و غیر منطقی است. اجتناب از موقعیتهای ترس آور، انتظار توأم با اضطراب و ناراحتی، زندگی شخص را به شدت مختل میکند “(ساراسون و ساراسون،1390: 319).
2-3-3-6 اختلال وسواس فکری ـ عملی80
خصیصه اصلی این اختلال، وجود وسواسهای فکری یا عملی مکرر و چنان شدید است که موجب رنج و عذاب شدیدی برای فرد میشود. این وسواس عملی و فکری سبب اتلاف انرژی و وقت برای فرد میشود و اختلال قابل ملاحضهای در روند معمولی و طبیعی زندگی، کارکر شغلی، فعالیتهای معمول اجتماعی، یا یا روابط فرد ایجاد میکند. این افراد ممکن است فقط به وسواس فکری، فقط وسواس عملی، یا هردوی این اختلالها را با هم داشته باشد (کاپلان و سادوک ، 1391).
2-3-3-7 اختلال فشار روانی پس آسیبی81
اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) عبارت است از مجموعهای از علائم نوعی که در پی مواجهه با حوادث آسیبزای زندگی فرد به صورت ترس و درماندگی به این تجربه پاسخ میدهد. واقعه را دائماً در ذهن خود مجسم کرده و در عین حال میخواهد از یادآوری آن اجتناب کند (کاپلان و سادوک،1391).
“اشپیل برگر82 دو نوع اضطراب را بیان میکند:
الف) اضطراب حالتی83: به حالت هیجان آنی که به وسیله تنش و بیم مشخص میشود، اطلاق میگردد. این اضطراب به وسیله احساسات ذهنی آگاهانه تنش و بیم که با فعالسازی سیستم عصبی خودکار توأم است مشخص میشود.
ب) اضطراب صفتی یا خصیصهای84: عبارتست از پیش آمادگی نسبت به ادراک برخی موقعیتهای معین به عنوان موقعیتی تهدید آمیز و پاسخ دادن به این گونه موقعیتها همراه با سطوح مختلف اضطراب حالتی. این اضطراب یک انگیزه یا پیش آمادگی رفتاری اکتسابی است که فرد را جهت ادراک موقعیتهایی که از نظر عینی بیخطر هستند ـ به عنوان موقعیتی تهدید کننده و پاسخ دادن به این موقعیتها همراه با واکنش اضطراب حالتی که تناسبی با میزان خطر عینی ندارد ـ برمی انگیزد”(به نقل از طباطبایی فر ،1389: 46-47).
2-3-5 درمانهای اضطراب
در زمینه اضطراب تاکنون براساس نظریههای گوناگون درمانهای متفاوت صورت پذیرفته است. از جمله این درمانها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
* روشهای درمانگری کلی
* رویکرد روان تحلیلیگری
* درمانگری انساننگری
* درمانگری هستینگر
* درمانگرهستینگر
* درمانگری متمرکز به شکل یا اختلال
* درمانگری

مطلب مرتبط :   مقاله رایگان درموردکسب و کار، توسعه بازار، تحمل ابهام

دیدگاهتان را بنویسید