منابع پایان نامه درمورد اصالت وجود، سلامت روان، شهر اصفهان

نشان دهنده تعداد سال های عمر با رضایت مندی و نشاط و بدون درد و رنج و علایم بیماری است. از سویی نظریات اولیه مربوط به کیفیت زندگی، بیش تر بر نگرانی ها و اولویت های فرد ی تأکید داشتند؛ اما در سال های اخیر مباحث نظری، از فرد محوری به سمت نگرانی های اجتماعی نظیر امنیت، آزادی، گستردگی کیفیت زندگی و ساختار و کیفیت روابط اجتماعی افراد در جامعه تغییر یافته است. با این وصف، به طور کلی می توان کیفیت زندگی را با استفاده از شاخص های ذهنی و عینی محاسبه نمود. شاخص های ذهنی، منعکس کننده ارزیابی ذهنی افراد از زندگی می باشند. این ارزیابی با استفاده از اطلاعات افراد که وضعیت رفاهی خود را از طریق پرسشنامه های مختلف و یا سرشماری ها، اظهار نموده اند، به دست می آید. چنین شاخص هایی، نشان دهنده شرایط کلی زندگی افراد و نحوه نگرش آن ها به این شرایط بوده و با جمع آوری و تحلیل آماری این شاخص ها، می توان به ارزش های طبقات مختلف اجتماعی پی برد (جواهری و همکارن، 1389).
محاسبات عینی کیفیت زندگی، بر پایه متغیرهای قابل لمس بنیان نهاده می شوند. این متغیرها به صورت معمول توسط نهادهای رسمی جمع آوری و منتشر می شود. حساب های اقتصادی، بهداشت، آموزش، آلودگی شهری و سایر اطلاعات کلی، نمونه هایی از این گونه اطلاعات هستند. هدف روش عینی، بررسی وضعیت جامعه در حالت های کلی مانند اقتصاد کلان، وضعیت کلی جامعه و شاخص های مربوط به نفوس می باشد. طبق روش محاسبه عینی، کیفیت زندگی ممکن است به صورت رابطه متقابل میان این چهار، چهار مشخصه اساسی فعالیت های انسان تعریف گردد. مشخصه عبارتند از کیفیت جمعیت، رفاه مادی، کیفیت نظام اجتماعی و کیفیت اکوسیستم و محیط زیست. هرکدام از این مشخصه ها را می توان تا حدی که سیستم آمارگیری کشور اجازه می دهد، به صورت جز ئی تری مورد استفاده قرار داد . به عنوان مثال، کیفیت جمعیت اشاره به شاخص های زاد و ولد، وضعیت فیزیکی افراد، وضعیت بهداشت، سطح آموزش و مهارت آن دارد؛ یا رفاه مادی به وسیله استانداردهای زندگی، درآمد، ارتباطات، تجارت، فرهنگ، سیستم بهداشتی و وسایل ارتباط جمعی تعیین می گردد. در بسیاری از مطالعات تجربی پیرامون کیفیت زندگی، عوامل و شاخص های مختلفی مانند آب و هوا، بهداشت، جرایم اجتماعی، تفریحات، اشتغال و هزینه زندگی مورد توجه قرار گرفته است . البته باید در نظر داشت که با مطرح شدن ابعاد تازه ای از عوامل مؤثر در کیفیت زندگی انسان، شاخص های جدیدی به موارد فوق افروده شده و وارد محاسبات مربوط به شاخص کیفیت زندگی شده است . برای مثال لیتمان که کیفیت زندگی در شهرهای مربوط به کشورهای جهان سوم، نیازمند شاخص های مکمل است تا بتواند بهتر، بیانگر واقعیات مربوط به آن شهرها باشد . استرا تژی شهری بانک جهانی ( 1999 ) برای شهرهای جهان سوم، بر روی چهار مشخصه اساسی قابلیت سکونت ، رقابت پذیری ، حکمرانی خوب و ورشکستگی ها متمرکز شده و این چهار عامل را نیز در افزایش رفاه ساکنین این شهرها دخیل می داند. با توجه به مطالعاتی که در حوزه بررسی کیفیت زندگی صورت گرفته است، می توان عنوان نمود که انتخاب متغیرهای مناسب و نحوه وزن دادن به آن متغیرها، مهم ترین مشکل این گونه مطالعات بوده است(باسخا و همکاران، 1389). در عین حال حسب جمع بندی های صورت گرفته، امروزه برای سنجش کیفیت زندگی بیشتر از چهار بعد استفاده می شود که عبارتند از حیطه سلامت جسمانی، سلامت روانی، روابط اجتماعی و سلامت محیط. لازم به ذکر است که حیطه سلامت به مواردی مانند قدرت حرکت، فعالیتهای روزمره، ظرفیت کاری و انرژی، درد و خواب می پردازد. در حیطه سلامت روان تصور در مورد شکل ظاهری، احساسات منفی، احساسات مثبت، اعتماد به نفس، تفکرات، یادگیری، حافظه و تمرکز، مذهب و وضعیت روحی مورد سئوال قرار می گیرد. حیطه روابط اجتماعی ارتباطات شخصی، حمایت اجتماعی و زندگی جنسی را مورد سئوال قرار می دهد. حیطه سلامت محیط در مورد منابع مالی، امنیت فیزیکی، مراقبت های بهداشتی و اجتماعی، محیط فیزیکی محل سکونت، موقعیت های موجود برای کسب مهارت و اطلاعات جدید، موقعیت های تفریحی، محیط فیزیکی (آلودگی صدا و هوا و غیره) و حمل و نقل را سئوال می نماید(نجات و همکاران، 1386).
در عین حال رویکردهای اجتماعی دوگانه ای نسبت به کیفیت زندگی وجود دارد که شامل عاملیت گرایی و ساختارگرایی است. رویکرد عاملیت گرا، کیفیت زندگی متاثر از آثار ذی نفعان در ساختاریابی فرآیندهاست. بنابراین، تاکید بر فردگرایی داشته، جامعه را جمع جبری افراد آن می داند. اما رویکرد ساختارگرایی با نگاهی چند بعدی، جامعه را به عنوان یک کل بررسی می کند. این گونه توصیف و تشریح کیفیت زندگی بر گرفته از آنچه در حال فهمیده شدن از کیفیت زندگی است می باشد. در این دیدگاه تمرکز اصلی بر شاخص شناسی چند بعدی، شناسایی پیش بینی کننده های کیفیت زندگی و تاثیرات خصوصیات فرهنگی و عمومی بر نتایج سنجش کیفیت زندگی است. بنابراین تلاش بر این است تا مفهومی حقیقی با ملاحظات محلی – ملی مورد سنجش قرار گیرد. جدول ذیل نشان دهنده رویکردهای فرعی و خلاصه دو رویکرد عاملیتی و ساختاری است.
جدول 2-2. رویکردهای نظری به کیفیت زندگی
رویکرد
رویکرد فرعی
اساس انتخاب گزینه ها
محوریت
عاملیتی
مطلوبیت گرایی
بیشترین لذت برای بیشترین تعداد افراد
لذت طلبی
ارزش های عام
علایق آگاهانه افراد
ارزش های انتزاعی
نیاز محوری
امور واقعی فردی مثل نیازهای اساسی
ارزش های واقعی
قابلیتی
آزادی و قابلیت های فردی
قابلیت های فردی
دیالکتیک دموکراتیک
آزادی، برابری و انسجام
فردگرایی و جمع گرایی
ساختاری
کیفیت فراگیر زندگی
توجه بیشتر به عوامل جمعی
رفاه ذهنی و عینی به همراه اهداف اجتماعی
کیفیت اجتماعی
امکانات و توانایی مالی و روابط اجتماعی
بهبود همبستگی اجتماعی و مبارزه با مطرودیت
ماخذ جدول: برگرفته از؛ شفیعا و همکاران، 1392.
از سویی در یک جمع بندی می توان رویکردهای رایج در حیطه کیفیت زندگی را در جدول زیر خلاصه نمود.
جدول شماره 2-3. رویکردها و حوزه های علمی سنجش کیفیت زندگی
رویکرد و حوزه علمی
ابعاد مورد تاکید در کیفیت زندگی
فلسفی
ریشه های فکری و عوامل موثر بر خشنودی و رفاه انسان
اقتصادی
تندرستی با نگاه فایده گرایانه
زیست شناختی
عوامل جسمی و زیستی پیدایش کجروی ها
روانشناختی
رشد کامل شخصیت به مثابه عامل اصلی کیفیت زندگی
روانشناسی اجتماعی
کنش های متقابل اجتماعی در محیط اصلی تحقیق
محیطی
محیط کالبدی، بستری است برای ساخت و ادراک کیفیت زندگی
ماخذ جدول: برگرفته از؛ شفیعا و همکاران، 1392.
اما در کنار این رویکردها، دو ریکرد عینی گرایی و ذهنی گرایی نیز مرسوم است. در تعریف ذهنی کیفیت زندگی متخصصان به جای قضاوت خود، احساس و ادارک مردمی را شاخص قرار می دهند. اما در کیفیت زندگی عینی که به شرایط بیرونی زندگی اشاره دارد، انعکاس دهنده واقعیات قابل مشاهده و ملموس است. در این میان رویکرد میانه ا ی نیز وجود دارد که شرایط عینی زندگی را با ارزیابی ذهنیات آنان مورد سنجش قرار میدهد (شفیعا و همکاران، 1392). علاوه بر این نظریات، نظریه جهانی کیفیت زندگی نیز وجود دارد که تاکیدش در یک طیف ذهنی – اصالت وجود – عینی را در خود دارد. این سه طیف شامل:
2-22-1- کیفیت زندگی ذهنی: عبارتست از احساسی که فرد از لذت بخش بودن زندگی خود دارد. هر فرد شرایط، احساسات و عقایدش را شخصاً ارزیابی می کند. رضایتمندی از زندگی این جنبه از زندگی را مشخص می کند.
2-22-2- کیفیت زندگی اصالت وجود زندگی: به معنی لذات بخش بودن زندگی فرد در سطح عمیق می باشد. در این دیدگاه، فرض بر این است که فرد دارای ماهیتی عمیق تری است که شایسته احترام بوده و این که فرد می تواند منطبق با ماهیت خود زندگی کند. به عنوان مثال نیازهای بیولوژیکی فرد برطرف شود، رشد به حد کمال برسد و این که جریان زندگی منطبق با شاخص های معنوی یا با روح های دینی فرد باشد.
2-22-3- کیفیت زندگی عینی: به معنی درک چگونگی لذت بخش بودن زندگی فرد توسط پیرامون می باشد (دنیای پیرامون لذت بخش بودن یا وضعیت فرد را درک کند). این دیدگاه تحت تاثیر فرهنگی می باشد که مردم در آن زندگی می کنند (ونتگود و مریک، 2003 به نقل از موحد و حسین زاده کاسمانی، 1390).
2-23- جمع بندی:
در مجموع پایه های نظری این تحقیق در قالب سبکهای عشق ورزی ، ویژگیهای شخصیت و کیفیت زندگی برای ما مشخص می کند که فرد همواره با نگرش و شخصیت قوام یافته به اجتماع می پیوندد. درست است که نوع نگرش و شخصیت افراد برای همیشه ثابت نمی ماند؛ اما وقتی که او داخل اجتماع می شود، رفتارهای تثبیت شده ای دارد. نحوه تعبییر و تفسیر افراد از زندگیشان بر سطح نگرش آنها و بر آنچه در هنگام زندگی مشترک می آموزند و سرانجام بر رفتار شخصی آنها تاثیر دارد، پیامدهای مختلفی را بدنبال دارد. بر اساس این مدل، رفتار فرد از استعدادها و مهارتهایی که هنگام پیوستن به گروهها و نهادهای اجتماعی دارد، تاثیر می گیرد هر چند به مرور زمان این تغییراتی را به خود می گیرد. بنابراین درک افراد از زندگی اجتماعیشان می تواند منتج از سبکهای عشق ورزی، ویژگیهای شخصیتی و کیفیت زندگیشان باشد که این خود اثرات عدیده ای را بدنبال دارد. به نحوی که این سه عنصر با هم می توانند قوام زندگی را بدنبال داشته و یا ناهمگنی بین این سه عنصر و سازه اجتماعی – روانشناختی، سبب نخوت و سستی پایه های زندگی زوجین شود. با این وصف، در تحقیق حاضر با در نظر گرفتن لایه های سبکهای عشق ورزی از نظریه رابرت استرنبرگ و برای سنجش ویژگیهای شخصیت از نظریه پنج عامل شخصیت کاتل و آیزنک و همچنین برای سنجش مفهوم کیفیت زندگی از مدل نظری ونتگود و مریک، (2003) – به نقل از موحد و حسین زاده کاسمانی، (1390)- . که ملهم از رویکردهای ذهنی، عینی و اصالت وجود بوده و در چهار بعد (جسمانی، روانی، روابط اجتماعی و محیطی) خلاصه شده اند؛ استفاده خواهد شد.
2-24- پیشینه تحقیق:
2-24-1- تحقیقات مربوط به سبکهای عشق ورزی
فرحبخش و شفیع آبادی (1385) در تحقیقی به بررسی ابعاد عشق ورزی بر اساس نظریه سه بعدی عشق در چهار گروه زوج های در مرحله نامزدی، عقد، ازدواج و دارای فرزند پرداخته اند. یافته های این تحقیق که از 500 نفر زوج پنج منطقه شهر اصفهان بدست آمده نشان می دهد که بین میزان عشق ورزی در مراحل مختلف زندگی زناشویی تفاوت معناداری وجود دارد. به علاوه بین جنسیت آزمودنیها و مراحل تحول زندگی زناشویی در عشق ورزی تعامل وجود دارد.
واعظی و همکاران (1387) در تحقیقی به بررسی تاثیر عشق ورزی در رضایتمندی زندگی زناشویی پرداخته است. نتایج این تحقیق که از 30 زوج بین سنین 25- 35 ساله شهر کاشان بدست آمده است نشان داد؛ بین عشق ورزی و رضایتمندی زندگی زناشویی رابطه معناداری وجود دارد.
عبدی و گلزاری (1389) در تحقیقی به بررسی ارتباط میان سبک های عشق ورزی و ویژگیهای شخصیتی پرداخته اند. یافته های این پژوهش که از بین 140 نفر از دانشجویان دانشکده روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی و دانشجویان دانشکده علوم حدیث شهر ری بدست آمده نشان داده؛ رابطه سبک های عشق ورزی و ویژگیهای شخصیت معنادار می باشد.
یوسفی و همکاران (1390) در تحقیقی به بررسی رابطه سبک های عشق ورزی و کیفت زندگی زناشویی در میان افراد متاهل پرداخته اند. یافته های این تحقیق که از 180 زوج متاهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر اصفهان بدست آمده نشان می دهد؛ سبک های عشق ورزی دوستانه، رومانتیک و واقع

مطلب مرتبط :   پایان نامه رایگان با موضوعسازماندهی، ایدئولوژی، توسعه سیاسی، دانشگاهیان

دیدگاهتان را بنویسید