پایان نامه رایگان با موضوع انقلاب اسلامی، صدام حسین، نظام پادشاهی، استراتژی

مطرح کرده است. اما در حالی که انتظار می‌رفت این تظاهرات یک تظاهرات مدنی و مردمی باشد به سرعت رنگ و بوی طایفه‌ای به خود گرفت و حتّی پای کشورهای خارجی را نیز به داخل عراق باز کرد. کشورهایی همچون ترکیه، قطر و عربستان میدان‌دار تحوّلات جاری در عراق محسوب می‌شوند و همگی تلاش می‌کنند تا ضمن سرنگونی دولت شیعی مالکی، از او به دلیل حمایت از بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه و نظام وی انتقام بگیرند. منابع سیاسی عراق همگی تاکید دارند که دولت ترکیه که آشکارا به مخالفت با دولت مالکی برخواسته است در تحریک جریان های سنی علیه مالکی دست دارد. اظهارات اردوغان در فردای روز برگزاری تظاهرات در الانبار که به صراحت خواستار کناره گیری نوری مالکی شد و او را متهم به طایفه گری کرد، یعنی دقیقا همان ادعایی که مخالفان مالکی در روز برگزاری تظاهرات بیان کردند، دلیلی روشن بر این ادعا است.
در همین رابطه، از معدود جلسات پارلمان عراق، جلسه نمایندگان مجلس عراق در روز یک شنبه ۱۷ دی‌ماه ۱۳۹۱ /۵ ژانویه۲۰۱۳م، با هدف رای عدم اعتماد به نوری مالکی و تعیین فردی به جای وی در دولت موقت تا برگزاری انتخابات مجلس و همچنین انحلال پارلمان و تعیین زمان برگزاری انتخابات (که تصمیم بر آن بود همان پنجشنبه ۴ آوریل۲۰۱۳م/ ۱۵ فروردین ۱۳۹۲ش، روز برگزاری انتخابات استانداری‌ها برگزار شود)، برگزار شده بود، به شکست انجامید و در حالی که ایاد علاوی، رئیس فهرست العراقیه و نخست وزیر اسبق که بیشتر زمان خود را در خارج از عراق می‌گذراند به بغداد آمده بود و در جلسه پارلمان شرکت کرده بود تا مجلس به حد نصاب برسد و علیه مالکی تصمیم‌گیری شود، به حد نصاب نرسید و تلاش‌ها علیه مالکی به شکست انجامید. از سوی دیگر، اظهارات ویدئویی عزت ابراهیم الدوری، معاون تحت پیگرد رئیس جمهوری مخلوع عراق و رئیس فراری حزب منحله بعث که در آن، دولت مالکی را به شدت مورد انتقاد قرار داد و خواستار سرنگونی وی شد به ضرر جریان سنّی تمام شده و باعث شده است تا جایگاه مالکی بیش از پیش تقویت شود. وی در حال حاضر به صراحت می‌گوید که تظاهرات الانبار که در آن پرچم دوران رژیم استبدادی صدام حسین، تصاویر صدام، پرچم ارتش آزادیبخش سوریه، پرچم ترکیه و تصاویر اردوغان بر افراشته شد توطئه‌ای خارجی با هماهنگی حزب بعث و القاعده بوده و می‌خواهد که اراده مردم را خدشه‌دار کند. در همین راستا، روز سه شنبه ۱۹ دی‌ماه ۱۳۹۱ش، طرفداران مالکی تظاهرات بزرگی را در بغداد برگزار کردند که به نوعی مانور سیاسی مالکی در برابر مخالفانش محسوب می‌شود.
در این میان دولت قطر نیز در تشویش اذهان عمومی علیه مالکی دست دارد و با ترکیه برای سقوط دولت وی همکاری گسترده ای را آغاز کرده است. روزنامه الکترونیکی اوارق الخلیج در گزارشی از منابع ویژه خود خبر داد که مقامات قطر از اتفاقات اخیر در عراق و گسترش اعتراضات در استان های سنی نشین بسیار خرسندند. این روزنامه الکترونیکی همچنین افزود که خالد عبدالرحمن العطیه، وزیر امور خارجه قطر، وضعیت عراق را وضعیت ایده آل خوانده و آن را هم زمان با تغییرات گسترده در منطقه دانسته است.
در همین راستا، پایگاه المراقب نیز خبر داده که پرونده عراق و سوریه در دست شخص العطیه است و در تماس دائم با مخالفان نوری مالکی است و او مدتی پیش تماسی مستقیم با خمیس الخنجر، بازرگان عراقی، داشته و قرار شده است که وی برای دامن زدن به اعتراضات وارد عمل شود.
تحولات راهبردی
تعاملات عراق نوین با جمهوری اسلامی ایران
عراق نوین برای جمهوری اسلامی ایران فرصت‌ها و تهدیداتی را همزمان در بر داشته‌است؛ و این امر ضرورت اتّخاذ استراتژی مناسب با تحوّلات مزبور را ایجاد کرده است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، حمایت آمریکا و سایر قدرتهای بزرگ از رژیم صدام جهت مقابله با این انقلاب اسلامی، زمینههای تأثیرگذاری ایران در صحن? جنبش‌های اسلام‌گرای عراق را موجب شد. جمهوری اسلامی ایران حمایت گسترده و نزدیکی را از مخالفین و مبارزین عراقی، در طول مبارزات آنها با رژیم صدام در ۲۸ سال گذشته، داشته است. در میان مخالفین رژیم بعث جریانهای مهمی از شیعیان و کردهای عراقی وجود داشتند که حدود ۸۵% جمعیت عراق را تشکیل می‌دادند. حذف رژیم بعث در عراق و قدرت‌گیری مبارزان و جریان‌های شیعی در عراق طبعاً از سوی جمهوری اسلامی ایران تحوّلی بسیار مثبت تلقی شده‌است. از طرف دیگر آمریکا به عنوان قدرت اصلی در ساقط کردن رژیم صدام و متعاقباً حضور در عراق توازن قدرت را تغییر داده است. همچنین این حضور باعث ایجاد تعارضات اساسی همچون بی‌ثباتی، ناامنی و گسترش شکاف قومی- مذهبی و در نتیجه افزایش احتمال تجزی? عراق شده است که از دید جمهوری اسلامی ایران از جنبه‌های منفی تحوّلات مذکور می‌باشد. امّا با وجود تهدیدات و فرصت‌های ایجاد شده برای جمهوری اسلامی ایران، از یک سو رهبران و عوامل قدرت در عراق پیوندها و روابط نزدیکی با ایران دارند و از سوی دیگر همین افراد و گروهها در حمایت از آمریکا در سرنگونی رژیم صدام و به دنبال آن موفقیّت آینده دولت جدید عراق، نقش کلیدی خواهند داشت به گونهای که تقویت جریان‌های مزبور، به طور مستقیم تقویت مواضع و موقعیّت ایران در عراق جدید محسوب میشود.
تاریخچ? مناسبات کشور عراق با ایران
با تبدیل شدن عراق به یک کشور در چارچوب مرزهای سیاسی تعریف شده برای آن از دهه ۱۹۲۰ تا امروز می‌توان دست کم ۴ مرحله کاملاً متمایز را در مناسبات دو جانبه دو کشور مشاهده کرد.
۱. دوران پادشاهی در هر دو کشور (دهه ۱۹۲۰ تا ۱۹۵۸)
۲. عراق رادیکال تا پیروزی جمهوری اسلامی ایران (۱۹۵۸ تا ۱۹۷۸)
۳. از پیروزی انقلاب اسلامی ایران تا سقوط صدام (۱۹۷۸ تا ۲۰۰۳)
۴. بعد از سقوط صدام تا امروز.
دوران سلطنت در هر دو کشور
هنگامی که هر دو کشور با نظام پادشاهی اداره میشدند، مناسبات میان آنها طبق شواهد و قرائن (انعقاد چندین موافقت‌نامه مانند عهدنام? ۱۹۳۷م، امضای پیمان چندجانبه و مهم سعدآباد (۸ جولای ۱۹۳۷م) به منظور تضمین امنیّت متقابل و حمایت از یکدیگر در مقابل اقدام براندازی به وسیله هر نیروی خارجی) در سطحی کاملاً مطلوب بوده است. زیرا در این دوره هر دو پادشاه یعنی رضاشاه و فیصل پادشاه عراق در دهه ۱۹۳۰ مشغول به حلّ مسائل داخلی خود بوده‌اند.
نظام پادشاهی مایل بود احساسات ملّیگرایان? مخالف را که در عمق رابطه دو کشور جریان داشت بپوشاند. امّا وقوع انقلاب در عراق، صحن? سیاستهای منطقهای را به طور کلی دگرگون ساخت، این موازنه نیز تغییر کرد.۴۱۸
سقوط نظام پادشاه عراق
وقوع کودتا در عراق در سال ۱۹۵۸م، نظام پادشاهی را برانداخت و جهت‌گیری سیاسی عراق را یک شبه تغییر داد. سیاست جدید، ضد غربی و بیشتر در راستای احساسات ملّیگرایان? عربی بود که دنیای عراب را در می‌نوردید. اعلام غیر منتظر? بریتانیا مبنی بر خارج کردن نیروهایش از خلیج فارس، بزرگترین عامل تشدید رقابت میان ایران و عراق برای پوشیدن ردای قدرت بریتانیا بود. ایران مصمم بود از “حقوق تاریخی” خود در خلیج فارس دفاع کند و ثبات این منطقه را حفظ کند، در حالی‌که عراق در مورد حمایت از انقلاب ملّیگرایانه و حفظ “عربیت خلیج” هیاهو میکرد۴۱۹. شاه، بخش درخور توجّهی از درآمد ملی را به تسلیح ایران با سلاحهای پیشرفته غرب اختصاص داد. به رغم قریب به بیست سال کشمکش میان بغدادِ انقلابی و ایرانِ سلطنتی، پس از عقد قرارداد سال ۱۹۷۵م الجزایر، که به موارد اختلاف مهمّ میان دو کشور به‌خصوص موضوع اروندرود و مسئله کردها پایان بخشید، مناسبات دو کشور در سطحی تاکتیکی بهبود یافت۴۲۰.
انقلاب اسلامی ایران
در سال ۱۹۷۹ م / ۱۳۵۷ ش جهانیان شاهد انقلابی اصیل و مردمی بودند که در ایران به‌دست ملّت ایران و به رهبری روحانیان شیعی صورت گرفته بود. رویارویی مجدّد با عراق، بلافاصله پس از سقوط شاه اتفاق نیفتاد. چرا که عراق از دگرگونیهای صورت گرفته در ایران (همچون بیرون آمدن ایران از پیمان سنتو، قطع پیوندهای ایران با اسرائیل و حرکت این کشور به سمت جنبش عدم تعهد) شادمان بود۴۲۱. اما با وجود خصلت ناپایدار مناسبات ایران و عراق در دوران پهلوی دوم و نیز اهمیّت محوری شیعیان عراق در حکومت جدید ایران، تغییرات مثبت حاصل از سقوط شاه میان دو کشور بیحاصل مینمود. با خروج انگلیسیها از منطقه و عدم دخالتهای مستقیم در شرایط فقدان یک دشمن خارجی مشترک عمده برای دو کشور ایران و عراق، باعث شد صدام حسین با اتّکای به شعارهای مطرح شده در عراق یعنی ملّیگرایی پان عربیّستی به نوعی رقابت شدید با ایران بپردازد که ناگزیر به تقابل منجر شد. روابط میان عراق و ایران به سبب وقوع انقلاب اسلامی ایران در ایران به سرعت رو به وخامت گذاشت. رهبری سنّی مذهب دولت سکولار عراق نگران بود که مبادا کشش و جاذبه ایران انقلابی شیعه مذهب (که در پی صدور انقلاب خود بود) شعل? گرایشهای ضد رژیم را در میان اکثریت شیعیان که حدود ۶۵ درصد جمعیت را تشکیل میدادند مشتعل سازد.۴۲۲ نگرشِ سنّتی موجود، اساس روابط ایران و عراق را بر پایهی تفکّرات منفی و تهدید متقابل و به طور کلی بی‌اعتمادی و سوءظن تعریف می‌نماید. از این لحاظ، عراق یک رقیب استراتژیک و تهدیدِ امنیّتی برای ایران بوده و ممکن است در آینده نیز باشد.
مراودات میان ایران و عراق در خصوص روابط دوجانبه، منطقه-ای و حتی بینالمللی دارای فراز و نشیبهای بسیاری بوده و بیش از آنکه این روابط بر پایه حسن همجواری مبتنی باشد، بر اساس تنش و تخاصو بر سر موضوعات مختلف شکل گرفته است. از بهترین محورهای تعاملات جمهوری اسلامی ایران با عراق از پیروزی انقلاب اسلامی تا سقوط صدام حسین را میتوان: برقراری آتش بس، مذاکرات صلح، مبادله نامهها و موارد مشخص دیگری که به اختصار به آنها میپردازیم، نام برد.
پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران، آتش بس میان ایران و عراق از تاریخ ۲۰ اوت ۱۹۸۸ برقرار گردید. پس از آن مذاکره صلح بین ایران و عراق تحت نظارت سازمان ملل آغاز شد. مذاکرات در حدود دو سال در ژنو و نیویورک ادامه داشت و محور آن اجرای قطعنامه ۵۹۸ بود. اما هیچگونه پیشرفتی در این مذاکرات حاصل نشد. علت اصلی آن بود که عراق خود را در جنگ پیروز میدانست و خواستار آن بود که ایران حق حاکمیت کامل عراق را بر اروندرود بپذیرد. دولت عراق در این زمینه از حمایت کشورهای عربی هم برخوردار بود.۴۲۳
از اوایل دهه آخر قرن بیستم تحولات مهمی در عرصه سیاستهای داخلی و خارجی ج.ا.ایران و عراق روی داد که بر روابط دو کشور شدیداً تأثیر گذاشت.
به دنبال روی کارآمدن دولت جدید در ایران، روابط ایران با کشورهای غربی بهبودی نسبی پیدا کرد.از سوی دیگر روابط عراق با آمریکا و بالتبع کشورهای غربی به تدریج رو به تیرگی نهاد. برای اولین

مطلب مرتبط :   منبع مقاله دربارهTechnology، ACT، سلسله مراتب

دیدگاهتان را بنویسید